۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

مهمترین خبرهای روز شنبه بخش اوّل تحلیل ها و آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها


مصوبه مجلس مبنی بر حذف رئیس جمهور از مجمع عمومی بانک مرکزی رد شد

در حالی که شورای نگهبان مصوبه مجلس شورای اسلامی را درباره حذف رئیس جمهور از مجمع عمومی بانک مرکزی و افزودن اعضای جدید به این مجمع را مغایر قانون اساسی دانسته و رد کرده است، سخنگوی آن می‌گوید این شورا مخالفتی با حذف افراد از مجمع بانک مرکزی ندارد.
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، عبارس کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، روز شنبه اعلام کرد این شورا مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی را در مورد تغییر ترکیب مجمع عمومی بانک مرکزی مغایر اصل ۴۴ قانون اساسی ارزیابی و رد کرده است.
مجلس شورای اسلامی در روز بیست و سوم آبان‌ماه در چارچوب بررسی لایحه برنامه پنجم، پیشنهادی را تصویب کرد که به موجب آن رئیس جمهور از ریاست مجمع عمومی بانک مرکزی کنار گذاشته شده و شمار اعضای این مجمع از پنج نفر به ۱۱ نفر از جمله هفت اقتصاددان افزایش می‌یافت.
همچنین بر اساس مصوبه مجلس اختیار انتخاب رئیس بانک مرکزی از دست رئیس جمهور خارج شده و به اعضای مجمع عمومی بانک مرکزی سپرده می‌شد و رئیس بانک مرکزی با حکم رئیس مجمع عمومی و تنفیذ رئیس جمهور برای مدت هفت سال به این سمت منصوب می‌شد.
این مصوبه که با پیشنهاد محمدرضا باهنر، از نمایندگان اصو‌ل‌گرای مجلس شورای اسلامی، و با ۱۰۶ رای موافق، ۸۵ رای مخالف و ۱۱ رای ممتنع به تصویب رسیده بود،‌ انتقاد دولت محمود احمدی‌نژاد و نمایندگان هوادار وی را در پی داشت.
در همین راستا شمس‌الدین حسینی، سخنگوی اقتصادی دولت، با اشاره به لزوم بازنگری در مصوبه مجلس در مورد ترکب مجمع عمومی بانک مرکزی گفته بود: «مجمع عمومی این بانک نباید از شاکله حاکمیتی خارج شود.»
وی همچنین افزوده بود: «مجمع بانک مرکزی مجمع صاحبان سهام است و سهام بانک مرکزی در تمام دنیا متعلق به دولت است و طبیعی است که مجمع صاحبان سهام کماکان باید مجمع دولتی باشد.»
همچنین محمود بهمنی، رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی، که از سوی محمود احمدی‌نژاد به این سمت منصوب شده نیز این تصمیم مجلس را موجب «خدشه‌دار شدن استقلال بانک مرکزی» دانسته بود.
وی در واکنش به مصوبه مجلس گفته بود: «اگر روزی احساس کنم که استقلال بانک مرکزی خدشه‌دار شده است، همان روز استعفا خواهم داد.»
اسدالله بادامچیان، نماینده تهران و عضو کمیسیون سیاست‌ داخلی و امور شوراهای کشور، نیز در مخالفت با تغییر ترکیب اعضای مجمع عمومی بانک مرکزی اظهار داشته بود: «مسئله نظام بانکی و پولی و سیاست‌های اجرایی آن را نمی‌توان به دست بخش خصوصی سپرد.»
در این میان عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، در توجیه رد مصوبه مجلس درباره تغییر ترکیب اعضای مجمع عمومی بانک مرکزی گفته است: «بانک مرکزی در نظام جمهوری اسلامی ایران از نهادهای حاکمیتی محسوب می‌شود، به همین خاطر عضویت افرادی به جز کسانی که در قوای سه گانه حضور دارند همانند حضور اقتصاددانان مغایر اصل ۴۴ قانون اساسی است.»
این در حالی است که در بخشی از اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی که اقتصاد ایران را به سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی تقسیم کرده و به نظر می‌رسد در این رابطه مورد استناد شورای نگهبان قرار گرفته، صرفاً‌ آمده است:‌ «بخش دولتی شامل کلیه صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تأمین نیرو، سدها و شبکه‌های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه‌آهن و مانند اینها است که به صورت مالکیت عمومی و در اختیار دولت است.»
وی در پاسخ به این پرسش که آیا ایراد شورای نگهبان حذف رئیس‌جمهور از ترکیب مجمع بانک مرکزی بوده یا خیر، گفته است: «در شورای نگهبان نسبت به حذف افراد بحث رسمی نداشتیم، اما ترکیبی که معمولا در این شوراها مطرح می‌شود، با توجه به وظایف آنها مورد توجه قرار می‌گیرد. ترکیبی که هم برای بانک مرکزی در نظر گرفته شده بود، از آن برداشت غیرحاکمیتی شده و به همین دلیل مغایر با اصل ۴۴ شناخته شد.»
سخنگوی شورای نگهبان همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا اگر اقتصاددانان از ترکیب مجمع بانک مرکزی حذف شوند، ایراد شورای نگهبان به مصوبه مجلس رفع خواهد شد یا خیر هم اظهار داشته است:‌«احتمال رفع ایراد وجود دارد.»
بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، تمام مصوبات مجلس شورای اسلامی باید از سوی شورای نگهبان تایید شود که نیمی از اعضای آن به طور مستقیم از سوی رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شوند و نیمی دیگر نیز با پیشنهاد رئیس قوه قضائیه که خود منصوب رهبر است، انتخاب می‌شوند.

پرس‌ تی‌وی «مقامات بالا»ی بریتانیا را به بستن حساب‌های خود متهم کرد

محمد سرافراز، مدیر شبکه 
خبری پرس تی‌وی و معاون برون‌مرزی صداوسیمای جمهوری اسلامی
مدیر پرس تی‌وی، شبکه خبری انگلیسی‌زبان جمهوری اسلامی، روز جمعه مسدود شدن حساب‌های این شبکه در لندن را غیرقانونی دانست و مقامات عالی‌رتبه دولت بریتانیا را به دست داشتن در این اقدام متهم کرد.
شبکه خبری انگلیسی‌زبان پرس تی‌وی که دفتر اصلی آن در غرب شهر لندن، پایتخت انگلستان، است وابسته به دولت جمهوری اسلامی است و تاکنون چندین بار به‌ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ به دلیل شیوه اطلاع‌رسانی‌اش مورد انتقاد رسانه‌ها و نهادهای نظارتی بریتانیا قرار گرفته است.
محمد سرافراز، مدیر شبکه خبری پرس‌ تی‌وی، که معاون برون‌مرزی صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز هست در مصاحبه با خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا، خبر داد که «بعضی از حساب‌های مربوط به این شبکه را در بانک‌های مختلف تعطیل کردند».
آقای سرافراز بدون آن که به نام بانک‌های مذکور اشاره کند اضافه کرد که مسئولین این بانک‌ها فقط به طور غیرمستقیم دلیل انسداد حساب‌های پرس تی‌وی را «فشار از طرف مقامات بالا» عنوان کرده‌اند.
این مدیر پرس تی‌وی همچنین پلیس لندن را متهم کرده است که عده‌ای را برای حمله به خبرنگار و تصویربردار این شبکه در جریان اعتراض دانشجویان انگلیسی به سیاست‌های دولت این کشور اجیر کرده است.
محمد سرافراز با اشاره به این که بسته شدن حساب‌های بانکی شبکه پرس تی‌وی «هیچ ارتباطی با تحریم‌ها ندارد» دلیل این اقدام را «جلوگیری از فعالیت رسانه‌ای ایران» دانسته است.
به گفته آقای سرافراز، روزنامه گاردین چاپ لندن خبر داده است که در صورت تصویب تحریم‌های جدید علیه جمهوری اسلامی «فعالیت پرس تی‌وی کلا در انگلیس متوقف می‌شود».
این در حالی است که خبر مورد اشاره محمد سرافراز در روزنامه گاردین اشاره به پیش از تصویب دور چهارم تحریم‌های شورای امنیت علیه تهران دارد که در تابستان گذشته به مورد اجرا گذاشته شد.
روزنامه گاردین به نقل از سندی در وب‌سایت ویکی‌لیکس آورده است که دولت بریتانیا بنا داشته اگر تحریم‌های تازه‌ای علیه جمهوری اسلامی وضع شود، «پس از آن پرونده‌ای [علیه پرس تی‌وی] تشکیل دهد».
در شماره سه‌شنبه، ۲۱ دسامبر گاردین، ده روز پیش، آمده است: «در تابستان تحریم‌های تازه تصویب شد، اما هیچ اقدامی علیه این شبکه صورت نگرفت.»
بر اساس اسناد ویکی‌لیکس، بریتانیا تنها در آغاز سال ۲۰۱۰ و به دنبال قطع شدن شبکه فارسی‌زبان بی‌بی‌سی در ایران به دلیل پارازیت‌های جمهوری اسلامی احتمال اقدام تلافی‌جویانه را بررسی کرده، اما «به دلیل مشکلات حقوقی و قانونی دست به کاری نزد».
در حالی که به گفته معاون برون‌مرزی صداوسیمای ایران شبکه پرس تی‌وی مطابق قوانین انگلیس «به ثبت رسیده و فعالیت رسانه‌ای می‌کند»، این شبکه انگلیسی‌زبان جمهوری اسلامی بارها به زیر پا گذاشتن اصول خبرنگاری و اطلاع‌رسانی و نقض اصل بی‌طرفی متهم شده است.
از جمله مازیار بهاری، خبرنگار هفته‌نامه نیوزویک و شبکه تلویزیونی چنل فور، که به دنبال انتخابات سال ۱۳۸۸ بیش از سه ماه را در زندان گذراند پس از بازگشت به لندن از شبکه پرس تی‌وی شکایت کرد.
یک خبرنگار سرشناس پرس تی‌وی به نام نیک فراری نیز به دنبال حوادث انتخابات ایران از کار در شبکه پرس تی‌وی کناره گرفت. آقای فراری رسما دلیل این اقدام خود را «پوشش دادن جانب‌دارانه انتخابات» در ایران عنوان کرد.


ادامه گمانه‌زنی‌ها در مورد مرگ ببر سیبری در ایران: ایدز یا گوشت خر


ببر سیبری در 
باغ وحش تهران
در حالی که گمانه‌زنی در مورد مرگ یک ببر نر که روز پنج‌شنبه گذشته در باغ وحش تهران جان داد همچنان ادامه دارد، مسئولان ایرانی تاکنون ایدز گربه‌سانان، بیماری مشمشه و بيماری ناشی از خوردن گوشت خر را عامل احتمالی مرگ این ببر اعلام کرده‌اند.
به گزارش خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس، ببر وارداتی نر در باغ وحش تهران، همان سكونت‌گاه موقتی كه تبديل به سكونت‌گاه هشت ماهه‌اش شده بود، جان داده است.
حدود هشت ماه پیش، روسیه در قبال دریافت دو یوزپلنگ ایرانی، دو ببر را برای احیای گونه منقرض شده ببر مازندران در اختیار ایران قرار داد.
معاون محيط طبيعی سازمان محيط زيست در همان زمان در مورد انتقال ببرها به ايران گفته بود:‌ «اگر بالای ميليارد‌ها تومان در اين زمينه سرمايه‌گذاری شود ارزش دارد؛ زماني كه در فرودگاه روس‌ها ببرها را با امكانات بسيار بالايی آوردند و پلنگ‌ها را بردند احساس حقارت كرديم. در روسيه برای اين‌گونه تحقيقات سرمايه‌گذاری می‌شود و مسئولانشان توجه زيادی به اين امر دارند.»
در حالی که مدير باغ وحش ارم علت مرگ ببر سيبری را ابتلا به ايدز يا بيماری ناشی از مصرف «گوشت خر» اعلام کرده است، محمدباقر صدوق، معاون محيط طبيعی و تنوع زيستی سازمان حفاظت محيط زيست، علت مرگ این ببر وارداتی را ابتلا به نوعی بيماری تنفسی عنوان کرده است.
به گفته وی، بيماری «مشمشه» در باغ وحش ارم تهران شيوع پيدا کرده است که به گربه‌سانان منتقل می‌شود.
بيماری «مشمشه» يکی از بيماری‌های باکتريايی مسری خطرناک است که اغلب سبب ابتلای تک‌سمی‌ها می‌‌شود. اين بيماری مشترک بين انسان و حيوان، به‌شدت کشنده است.
در همین حال محمدي‌زاده، معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان محيط زيست، گفته بود که پنج ميليارد تومان بودجه برای فراهم‌ كردن شرايط زيست ببرها مورد نياز است، «بودجه‌ای كه آن ‌قدر تأمين نشد تا ببر نر مرد».
 مژگان جمشیدی، خبرنگار متخصص محیط زیست در وبلاگ خود، دیده‌بان محیط زیست ایران، خطاب به محمدی‌زاده می‌نویسد: «رئيس محترم سازمان محيط زيست، خيلی‌ها به ورود ببر به ايران انتقاد کردند. از کارشناسان داخلی گرفته تا خارجی‌ها، اما شما هر بار در پاسخ مدعی شديد که اتفاقا برعکس همه تمجيد هم کرده‌اند!»
وی می‌افزاید: «آقای محمدی‌زاده! شما که چندين بار وعده داديد که ببرها فقط يک ماه ميهمان باغ وحش هستند و بعد به ميانکاله می‌روند، پس چه شد؟ يادتان هست حتی در تاريخ ۱۹ خردادماه سال جاری به گواه اين خبر فارس دوباره وعده داديد که مهرماه اين ببرها به ميانکاله می‌روند. پس چه شد؟»
این خبرنگار محیط زیست در مورد بی‌توجهی مسئولان درباره میانکاله می‌نویسد: «انگار فقط کافی بود که ببر نر روز پنج‌شنبه، ۹ دی‌ماه، بميرد و بعد موافقت سازمان شما با ساخت جاده در ميانکاله اعلام شود! اين که در سايت دولت، مصوبات سفر چند روز قبل دولت به مازندران اعلام می‌شود و عنوان می‌شود که دولت احداث پل عابر با سازه مناسب و سازگار با محيط زيست (با اولويت چوبی) با هدف دسترسی بهشهر به ميانکاله و دريا از محل اعتبارات استانی يا بخش خصوصی را تصويب کرده است، اين يعنی چه؟»


جرس:
پس از دستگیری دلیر اسکندری، دبیر ادواری اتحادیه دانشجویان کرد، در هفتم دی ماه در شهر سنندج سرنوشت پرونده نامبرده، نامعلوم گزارش شده است.
به گزارش دانشجو نیوز، دلیر اسکندری، از فعالین مدنی شهر سنندج بوده که در کمپین حمایت از نجات جان حبیب الله لطیفی فعالانه مشارکت داشت. همچنین وی جزو دانشجویانی است که به مدت دوسال پیاپی برای کارشناسی ارشد پذیرفته شده اما به عنوان دانشجوی ستاره دار معرفی و از تحصیل محروم شد. اسکندری در سال جاری همراه تنی چند از دانشجویان ستاره دار دیگر، نامه ای سرگشاده به وزیر علوم در این رابطه ارسال کردند.
دلیر اسکندری همچنین از گردانندگان انجمن "ژیانه وه" در سنندج بود و مدام از سوی نیروهای امنیتی و ستاد خبری سنندج احضار و تهدید می شد که نباید در این انجمن فعالیت داشته باشد تا بالاخره در جریان تلاش اش برای متوقف کردن حکم حبیب لطیفی بازداشت شد.
 پس از بازداشت این دانشجو، وی در تماس تلفنی چند ثانیه ای، تنها اجازه یافته که به خانواده خود اطلاع دهد در اداره اطلاعات در حال بازداشت بسر می‌برد.
 لازم به یادآوری است که تعداد کثیری از فعالان مدنی، حقوق بشری و روزنامه نگاری و خانواده حبیب الله لطیفی که پس از تعلیق حکم اعدام حبیب توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند، کماکان در بازداشت بسر می‌برند.




تقدیر منوچهر متکی از مجلس، شعر کنایه آمیز متکی در خصوص عملکرد رئیس
 دولت
جرس: 
در پی حمایت اکثریت مجلس از منوچهر متکی و تقدیر ٢۶٠ تن از آنان از این وزیر برکنار شده امور خارجه، وی طی انتشار نامه ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از آنان تشکر کرد و در خصوص برکناری خود نیز قطعه شعری کنایه آمیز به دولت ضمیمه آن ساخت.
گفتنی است در ادامه واکنش های انتقادی نسبت به نحوه برکناریِ متکی توسط رئیس دولت، ٢۶٠ از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه چهارم دی ماه، با اهدای لوح تقدیری، از خدمات متکی در سال های اخیر قدردانی کرده بودند.
به گزارش مهر، متن کامل نامه متکی به نمایندگان تقدیر کننده از وی، به این شرح است:
به نام خداوند جان و خرد
نمایندگان عزیز ملت شریف ایران
مجلس محترم شورای اسلامی
با سلام و تجدید ارادت، از پیام محبت آمیز و مکتوب سراسر مهرتان در پاسداشت تلاش های بی وقفه وزارت امورخارجه در دوره 5 سال و اندی مسئولیت اینجانب صمیمانه تشکر می کنم.
پیام ٢۶٠ نفر از برگزیدگان مردم و نیز نمایندگان محترم دیگری که به دلیل در ماموریت و یا مرخصی بودن، متعاقبا مراتب لطف خویش را ابلاغ فرمودند، قبل از آنکه خطاب به شخص خاصی باشد یادآور این موعظه قرآنی امام راحل است که فرمودند: "قوموا لله" ؛ ایستادگی برای خدا ، تا آخرین نفر، تا آخرین نفس.
این پیام از منظری دیگر نمایش شکوه و عظمت خدمتگزاری به کشوری صاحب نام و مردمی سرفراز در حاکمیتی الهی و ولایی بی هیچ توقع و بی هیچ رنجیدنی است.
در کمند چنین خدمتی فتادن را نباید با جهانی معاوضه کرد که امام معصوم علیه السلام فرمودند:
"واعلموا أن حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم"
بار دیگر مراتب سپاس و امتنان خود را از حسن ظن و محبت نمایندگان معزز و همکاران سابق ابراز داشته و ضمن آرزوی تداوم توفیق خدمت آنان برای مردم، ابیات حکیمانه ذیل را تقدیم می دارم:
عاشقی خواهی اگر پایان بری
بس که بپسندید باید نا پسند
زشت باید دید و انگارید خوب
تلخ باید خورد و انگارید شهد
توسنی کردم ندانستم همی
وز کشیدن سخت تر گردد کمند

بنده خدا- منوچهر متکی
١١ دی ماه ٨٩

گفتنی است بعد از برکناری ناگهانی منوچهر متکی از سِمَتِ وزارت خارجه - در حالیکه وی در یک سفر ماموریتی به سر می برد- طیف وسیعی از مقامات و نمایندگان مجلس، این عمل را "توهین آمیز" ارزیابی کرده و خواستار پاسخگویی رئیس دولت در این زمینه شده بودند، که همزمان مقامات ارشد دولت (از جمله محمدرضا رحیمی و رحیم مشایی) ضمن حمله به منتقدان، مدعی شده بودند که "منوچهر متکی نه تنها از برکناریِ خود، قبل از سفر آگاه و با آن موافق بوده، بلکه از زمان تودیع خود نیز خبر داشته است."
متکی همان زمان طی مصاحبه ها، آگاهی خود از عزل را تکذیب کرده و نحوه برکناری اش را "غیر اسلامی، خلاف عرف سیاسی و دیپلماتیک و توهین آمیز" خوانده بود.




جرس: 
عادل محمدحسینی از جوانان اصلاح طلب پس از گذشت پنج روز از بازداشت، موفق به تماس با خانواده‌اش شد.
به گزارش جرس، وی در این تماس کوتاه از سلامت جسمی خود به خانواده‌اش خبر داد.
گفتنی است عادل محمد حسینی که روز دوشنبه ششم دی ماه، در پی احضار به دادسرای مستقر در زندان اوین بازداشت شد.
وی که از بیماری کلیوی رنج می‌برد از زمان بازداشت هیچ تماسی با خانواده خود نداشته این اولین تماس او با خانواده‌اش است.


 
 جرس: 
زهرا رهنورد استاد دانشگاه با بیان این که "تجربه انقلاب اسلامی به ما نشان داد که تنها حضور در خیابان کافی نیست" اظهار داشت: جنبه‌های تئوری، جنبه‌های تشکیلاتی و جنبه‌های عقلانی باید به این حضورهای خیابانی افزوده شوند.  
به گزارش جرس، رهنورد، در گفت‌وگو با رسا با بررسی جوانب جنبش دموکراسی‌خواه مردم ایران، درباره سرکوب‌های صورت‌گرفته از سوی حکومت گفت: این حاکمیت بسیار سرکوب‌گر بوده است و یکی از خشن‌ترین چهره‌های حاکمیت در ایران را، ما در چهر‌ه‌ی حاکمیت فعلی می‌بینیم.
وی با اشاره به تعداد بالای زندانیان سیاسی تاکید کرد: مردم ما از سرکوب نمی‌ترسند، نمونه‌اش این همه زندانی کردن‌ها است که هیچ‌کس از آن ابایی ندارد؛ حتی به پیشواز زندان رفته‌اند.
رهنورد راه‌های عدم انفعال جنبش سبز را ‌بی‌شمار خواند و "نترسیدن"، "هرگز سکوت نکردن"، "مبارزه‌های زیرزمینی" و حتی "به یکدیگر لبخند زدن" را از جمله این راه‌ها دانست و گفت: ما همه با همیم و با هر نماد و سمبلی می‌توانیم این را به هم نشان دهیم و وحدت‌مان را حفظ کنیم.
وی تاکید کرد: هر کس باید راه خودش را پیدا کند، اما آنچه مهم است این که ما نباید ساکت بمانیم.
رهنورد همچنین اظهار داشت: من معتقدم که پیروزی‌های زودرس خیلی زود هم از بین می‌رود. انقلاب اسلامی یکی از همان‌ها بود که خیلی کار بزرگی بود. اما خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت نتیجه داد. ولی آن پیروزی فاقد زیرساخت‌های لازم بود و به همین دلیل خیلی زود و در همان هفت- هشت سال اول رو به انحطاط رفت و امروز بعد از سی سال به اینجا رسیده‌ایم.

ویدئوی گفتگوی زهرا رهنورد با رسانه سبز ایران (رسـا)، از این طریق نیز قابل دسترسی است.





کروبی: امیدوارم در سال جدید کژی‌های جای خود را به عدالت و برابری 
دهد
جرس: مهدی کروبی در پیامی به هموطنان مسیحی داخل و خارج از کشور، سالروز ولادت حضرت مسیح (ع) و فرارسیدن سال نو میلادی را تبریک گفت.
 به گزارش سحام‌نیوز، در پیام دبیرکل حزب اعتماد ملی آمده است: میلاد پیامبر مهربانی و عدالت، حضرت عیسی ابن مریم را به همه انسان‌های آزاده و عدالت خواه عالم به ویژه هموطنان مسیحی خود از صمیم قلب شادباش می‌گویم و امید آن دارم در پرتو اندیشه والای توحیدی، زشتی‌ها و کژی‌های دنیای امروز جای خود را به عدالت و برابری دهد و فضای خشونت، جنگ و ترور که همه انسان‌های خیرخواه عالم را نگران کرده است، از صحنه گیتی رخ برکند و سال نو میلادی سال همگرایی و تفاهم بر سر ارزش‌های والای انسانی باشد و زمینه‌های لازم برای همدلی و تلاش برای استقرار صلح مبتنی بر عدالت در جهان فراهم گردد.
 وی در پایان اظهار امیدواری کرده است: امید آن دارم در سال نو میلادی، هموطنان مسیحی مان بهروزی و موفقیت را در پیش رو داشته باشند.


انتشار گزارش رسمی ۹ ماه گذشته: واردات بیش از دو برابر صادرات


گزارش گمرک جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که میزان واردات کشور از دو برابر صادرات هم جلو زده است.
به گزارش مهر، گمرک جمهوری اسلامی ایران گزارش داد: در نه ‌ماهه نخست سالجاری صادرات غیرنفتی با احتساب میعانات گازی به ۲۲ میلیارد و ۴۸۳ میلیون ‌دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۱٫۵۹ درصد افزایش نشان می‌دهد. وزن این میزان صادرات غیرنفتی ۵۰ میلیون و ۶۳ هزار تن بود که به لحاظ وزن نیز ۵۹/۲۶ درصد رشد داشت.
در مدت یاد شده صادرات غیرنفتی کشورمان بدون احتساب میعانات گازی به۱۹ میلیارد و ۱۴۳ میلیون دلار رسید که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۱۰/۲۷ درصد رشد نشان می‌دهد، همچنین وزن صادرات غیرنفتی بدون احتساب میعانات گازی به ۴۵ میلیون و۴۵ هزار تن رسید که در مقایسه با سال قبل ۷۲/۳۵ درصد رشد داشته است.
واردات
براساس گزارش دفتر آمار و فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات گمرک ایران، واردات کشورمان درنه ماهه نخست سال جاری در مجموع به ۴۷ میلیارد و ۷۰ میلیون دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال گذشته۰۷/۲۶درصد افزایش یافته است.
شایان ذکر است، وزن این میزان کالای وارداتی درنه ماهه نخست سال جاری ۳۳ میلیون و۸۶۴ هزار تن بودکه از این نظر در مقایسه با مدت مشابه سال قبل۰۳/۳ درصد کاهش داشت.
اقلام عمده صادراتی
درنه ماهه نخست سال جاری پروپان مایع شده عمده‌ترین کالای صادراتی کشورمان بود. سهم این کالا از صادرات غیرنفتی کشورمان در مدت یاد شده یک میلیاردو ۶ میلیون و۰۰ ۸هزار دلار بود و ۲۶/۵ درصد از کل صادرات غیرنفتی به این کالا اختصاص داشت. جایگاه بعدی نیز بهپلی اتیلن گرید فیلم اختصاص دارد که سهم این کالا از صادرات غیرنفتی در این مدت به ۹۹۳ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار رسید.
سنگ آهن نیز سومین کالای عمده صادراتی کشورمان در مدت یاد شده بود و با ۷۹۸ میلیون و ۳۰۰ هزار دلارو ۱۷/۴ در صد از کل صادرات غیر نفتی را به خود اختصاص داد.
متانول با ۷۶۳ میلیون و ۸۰۰ هزاردلار، ۹۹/۳ درصد از کل صادرات غیر نفتی را به خود اختصاص داده است که در جایگاه چهارم قرار دارد.
سایر گازهای نفتی و هیدروکربورهای گازی شکل مایع شده با ۷۱۸ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار پنجمین کالای عمده صادراتی کشورمان بود و ۷۵/۳ درصد از ارزش کل صادرات غیرنفتی را به خود اختصاص داد.
عمده‌ترین خریداران کالای ایرانی
درنه ماهه نخست سال جاری چین با واردات ۳میلیارد و ۴۰۹ میلیون دلار انواع کالای ایرانی عمده‌ترین واردکننده کالا از ایران بود. در این مدت ۸۱/۱۷درصد از کل صادرات غیرنفتی کشورمان به کشور چین اختصاص داشت.
عراق با خرید ۳ میلیارد و ۲۱۵ میلیون دلار انواع کالای ایرانی، دومین کشور بزرگ واردکننده کالا از ایران بود. سهم عراق از کل صادرات غیرنفتی ایران در این مدت به ۷۹/۱۶ درصد رسید. امارات متحده عربی با۲ میلیاردو ۵۵۲ میلیون دلار در جایگاه سوم قرار گرفت و تنها ۳۳/۱۳ درصد از کل صادرات غیرنفتی کشورمان به این کشور اختصاص یافت. براساس این گزارش هند با یک میلیاردو ۲۷۱ میلیون دلار و افغانستان با ۹۸۵ میلیون دلار رتبه‌های چهارم و پنجم را به خود اختصاص دادند.
اقلام عمده وارداتی
در نه ماهه نخست سال جاری طلای خام عمده‌ترین کالای وارداتی کشورمان بود و با اختصاص ۲۶/۱۰ درصد از کل ارزش واردات جایگاه نخست را به خود اختصاص داد. شمش از آهن و فولاد غیر ممزوج با ۸۸/۳ درصد سهم ارزشی در جایگاه دوم قرار گرفت و محصولات از آهن یا فولاد غیر ممزوج تخت و گرم نورد شده با ۶۴/۱ درصد سهم از ارزش، رتبه سوم را به خود اختصاص داد.
کشورهای عمده صادرکننده کالا به ایران
در مدت یاد شده امارات متحده عربی۲۳/۳۲درصد از کل ارزش واردات کشورمان را به خود اختصاص داد و به عنوان بزرگترین کشور صادرکننده کالا به ایران در رتبه نخست جای گرفت .سهم امارات از واردات کشورمان در این مدت ۱۵ میلیاردو۱۷۱ میلیون دلار بود.
چین با ۴ میلیارد و۴ میلیون دلار و ۵۱/۸ درصد سهم ارزشی رتبه دوم را به خود اختصاص داد و کشور آلمان نیز با ۳ میلیارد و ۲۸۱ میلیون دلار و ۹۷/۶ درصد در رتبه سوم جای گرفت. کشورهای ترکیه و سوییس نیز به ترتیب ۳۵/۶ درصد و۲/۶ درصد از ارزش کل واردات ایران را به خود اختصاص دادند و در رتبه‌های چهارم و پنجم قرار گرفتند.




در دادگاه انقلاب چه مي گذرد

این سه قاضی


کلمه_ سارا پردیس :چه کسانی احکام متهمان سیاسی را در تهران صادر می کنند ؟ حکم هایی که هر روز با سالهای بی شمار زندان، اعدام و محرومیت از فعالیت و تبعید صادر و اخبار آن در سایتهای مختلف منتشر می شود ؟ آیا این احکام توسط قاضی هایی عادل و بی طرف صادر می شود یا قضاتی که کاملا گوش به فرمان نهادهای امنیتی هستند ؟ به راستی در دادگاه انقلاب پس از حوادث انتخابات سال۸۸ بر متهمان سیاسی چه گذشت و آنها چگونه در دادگاه های چند دقیقه ای با احکامی طولانی مجبورشده اند سالهای زیادی از زندگی شان را پشت میله های زندان بگذرانند ؟و یا چه کسی یا کسانی حکم به گرفتن جان این متهمان داده اند؟
سه شعبه برای رسیدگی به جرایم سیاسی
سه شعبه دادگاه انقلاب به ریاست سه قاضی مشخص واقع در خیابان معلم تهران رسیدگی به اتهامات افرادی را که به جرایم سیاسی در کشور دستگیر می شوند، بر عهده دارند . این در حالی است که در همین دادگاه قاضی های بی طرفی هستند که اگر این پرونده ها به آنها ارجاع شود جور دیگری برخورد می کنند. اما نهادهای امنیتی با انحصاری کردن این پرونده ها و ارجاع آنها به این سه شعبه حکم هایی را که می خواهند از قاضی های این شعبه ها برای متهمانشان می گیرند .
به گفته منابع موثق به نقل از رییس دادگاه انقلاب، دهها قاضی دادگاه انقلاب بارها اعتراض کرده اند که چرا فقط پرونده های موادمخدر و قاچاقچی ها برای رسیدگی به آنها ارجاع می شود و نه پرونده های متهمان سیاسی و عقیدتی.گفته می شود که رییس فعلی و قبلی دادگاه انقلاب خود نیز با این اعتراض همکاران خود هم داستان اند اما کاری از دست شان بر نمی آید،چرا که ماموران امنیتی هستند که فرمان می دهند کدام پرونده به کدام شعبه برود و نه روسای دادگاه انقلاب و حتی رییس قوه قضاییه.
قاضی ابوالقاسم صلواتی رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب یکی از این قضات است که با دادن حکم های طولانی و به وی‍ژه صدور احکام اعدام به متهمان به عنوان یکی از سخت گیرترین و گوش به فرمان ترین قاضی های این دادگاه معرفی شده است . وقتی پرونده کسی به قاضی صلواتی ارجاع می شود آه از نهاد متهم بلند می شود چون می داند که با قاضی ای روبرو است که کوچکترین رحم و مروتی ندارد و با متهمان حتی سختگیرانه تر از آنچه نهادهای امنیتی از او می خواهند، رفتار می کند .
محمد مقیسه رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب یکی دیگر از این قضات است .او به برخوردهای تند و خشن با متهمانش معروف است. داد و فریاد و توهین به متهمان در جلسه دادگاه ،یکی از اصول اصلی قضاوت او است.
قاضی پیر عباسی رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب ، از دیگر قاضی هایی است که پس از حوادث انتخابات سال ۸۸ به این جمع دونفره اضافه شد . او از دادگاه خانواده می آمد. اندکی پس از حضور او در داگاه انقلاب همه فهمیدند که پیر عباسی، قاضی حکم های اشد است و سالهای بی شمار زندان ، تبعید و محرومیت در انتظار متهمان پرونده های اوست .
گزارش تفصیلی کلمه را درباره هر یک از این قاضی ها می خوانید:
صلواتی و دادگاه های حساس
ابوالقاسم صلواتی، قاضی و رئیس شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی و دادرس علی‌البدل دادگاه‌های عمومی تهران است. او در سال‌های اخیر قاضی دادگاه‌های مهم و حساس بوده است. بنابراین بعد از حوادث انتخابات در سال ۸۸ خیلی دور از انتظار نبود که دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات معروف به دادگاه های نمایشی به ریاست او برگزار شود .
وکلای دادگستری از صلواتی به عنوان قاضی ای یاد می کنند که از دادن حکم اعدام ابایی ندارد و حتی از صدور چنین احکامی خوشحال می شود .او بارها با شادمانی برای وکلا از صدور حکم های اعدام و تعداد زیاد شان سخن گفته است .موضوعی که گاه موجب حیرت وکلا می شود .
صدور حکم اعدام برای برخی از متهمان حوادث پس از انتخابات و اجرای آن قبل از ابلاغ حکم دادگاه به وکیل و خانواده متهم و بدون رسیدگی پرونده در دیوان عالی کشوربا دستور این قاضی بوده است .
او همچنین قاضی دادگاه معترضان ظهر عاشورا ی سال گذشته بود. او یک دانشجوی دامغانی را به دلیل در دست داشتن سنگ در این روز به اعدام محکوم کرد. در این مورد او مدعی شد که حکم اعدام را بر اساس فتوای آقای مکارم شیرازی که در دست داشتن سنگ را مساوی محاربه می داند صادر کرده است . ولی دفتر آقای مکارم شیرازی این موضوع را تکذیب کرد.بعدها این حکم در دادگاه تجدید نظر به سه سال حبس کاهش یافت
همچنین محمدرضا علی‌زمانی و آرش رحمانی‌پور، از متهمان جوان حوادث پس از انتخابات به حکم صلواتی اعدام شدند.حسین درخشان و سعید متین پور دو روزنامه نگار نیز از قاضی صلواتی حکم اعدام گرفتند. درخشان حکمش در داد گاه تجدید نظر به ۱۹ سال کاهش یافت .حکم متین پور نیز به هشت سال کاهش یافت .او قاضی پروندهٔ انفجار در شیراز (فروردین ۱۳۸۷) هم بوده است که به حکم او سه نفر اعدام شدند.
به جز احکام اعدام، صلواتی حکم زندان بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی پس از حوادث انتخابات را هم صادر کرده است .تاجزاده ، امین زاده و عرب سرخی و … به حکم او در زندان اوین به سر می برند .او که برای عبدالله مومنی، فعال اجتماعی و مدنی حکم پنج سال زندان را صادر کرده بارها به وی در جلسه دادگاه تاکید کرد که به حرف بازجوهای پرونده اش گوش دهد، چون هنوز بازجوها از او راضی نیستند !و تا زمانی که عبدالله آنها را از خود راضی نکند او هم به عنوان قاضی پرونده او را از زندان آزاد نمی کند . همین حرفهای صلواتی موجب شکایت مومنی علیه او شد . چندی پیش مومنی شکایت نامه ای را علیه او و بازجوهای وزارت اطلاعات تنظیم و به دادستان تهران تحویل داد .او همچنین عماد بهاور فعال اجتماعی سیاسی را چندی پیش به ده سال زندان محکوم کرد .
صلواتی قاضی پرونده برادران علایی دو پزشک متخصص ایرانی هم بوده است.همچنین او در پرونده کاری اش اقدامات عجیبی را نیز از خود به جای گذاشته است از آن جمله آنکه وقتی ابراهیم نبوی، نویسنده و طنزنویس ایرانی پس از دریافت احضاریه‌اش در دادگاه حاضر نشد .صلواتی به جای او وکیلش نعمت احمدی، را بازداشت کرد و تهدید کرد که تا نبوی نیاید او را آزاد نمی کند .

پیر عباسی قاضی تبعید ، محرومیت و زندان
قاضی پیر عباسی که سال گذشته از دادگاه خانواده به جمع دو قاضی معروف زندانیان سیاسی پیوسته است با لحنی مودب و آرام با متهمان سخن می گوید . اما خیلی زود معلوم شد که این لحن آرام او فقط برای جلب توجه متهمان پرونده اش است . او اغلب اوقات برای متهمان پرونده اش اشد مجازات را در نظر می گیرد و به دادن زندان های طولانی مدت، تبعید و محرومیت معروف است .رییس دفتر او ستاری فر از ماموران وزارت اطلاعات مستقر در دادگاه انقلاب است . گفته می شود ستاری فر به طور واضح رفتار پیر عباسی را تحت نظر دارد و به همکاران خود در وزارت اطلاعات گزارش می دهد. لابد آنها می خواهند بدانند این قاضی تازه وارد به چه میزان دستورهای آنان را اجرا می کند .
پیر عباسی همان قاضی ای است که جعفر پناهی و محمد رسول اف را به شش سال حبس و ۲۰ سال محرومیت از فیلم سازی و حتی خروج از کشور محکوم کرده است .او برای احمد زید آبادی و ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگاران به جز صدور احکام زندان، به ترتیب به محرومیت مادام العمر و ۳۰ ساله از حرفه روزنامه نگاری محکوم کرده است . احکامی که تا پیش از این کمتر از طرف دادگاهها برای روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی و فیلمسازان صادر می شد .
همچنین به حکم او مجید دری ، ضیا نبوی و شیوا نظر آهاری دانشجویان ستاره دار هر کدام به سالهای طولانی حبس در تبعید محکوم شده اند . ضیا نبوی بر اساس حکم پیر عباسی به ده سال زندان در تبعید محکوم وبه زندان کارون اهواز فرستاده شده است . همچنین مجید دری نیز بر همین اساس به زندان بهبهان تبعید شد.
صدور احکام سنگین برای روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی و مدنی از جمله حکم شش سال زندان برای بدرالسادات مفیدی، دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ، هفت سال حبس برای بهمن احمدی امویی ،روزنامه نگار اقتصادی و عماد الدین باقی ، فعال حقوق بشر از جمله عملکردهای پیر عباسی در مدت یک سال قضاوتش بوده است .
قاضی مقیسه و جنجال های روز دادگاه
محمد مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب است که در دهه های اول انقلاب در اوین حاج ناصر نامیده می شد .او ابتدا با نام “حاج ناصر” دراجرای احکام اعدام همراه با مجتبی حلوایی همراه بود. .او بعدها رئیس شعبه حجاب و ماهواره شد که دفتر آن در انتهای خیابان بهشتی بود . او پس از انتخابات احکام زیادی را برای دستگیر شدگان به خصوص کسانی که در اعتراض های خیابانی بازداشت شده بودند صادر کرد . او در جلسه های دادرسی همواره با فریاد و توهین با متهمان روبرو می شود .بسیاری از وکیل ها در جلسه دادگاه به او یاد آور شده اند که شما به عنوان یک قاضی قرار است بی طرفانه بین متهم که موکل ماست و شاکی که وزارت اطلاعات است رسیدگی کنید نه اینکه آشکارا خودتان یک طرف ماجرا را بگیرید و به موکلان ما توهین کنید.قاضی مقیسه در برابر این اعتراض ها بسیاری از وکلا را از جلسه دادگاه اخراج و جتی آنها را تهدید به زندان کرده است.
او در دادگاه نظام حسن پور یکی از معترضان به نتایج انتخابات رو به او که اهل خرم آباد است، وی را دهاتی خطاب کرد و با الفاظ چنان زشتی با او سخن گفت که این جوان روستایی را به گریه انداخت .قاضی مقیسه از جمله به این جوان دانشجو گفته بود :«تو که یک دهاتی(…) هستی،چکار به تظاهرات و اعتراض داری؟»
مقیسه همچنین بهاره هدایت ، میلاد اسدی و بسیاری از فعالان دانشجویی را به زندانهای طولانی مدت محکوم کرده است . بهاره هدایت با حکم همین قاضی به نه سال و نیم حبس قطعی محکوم شده است .
مخالفت با حضور قاضی های مستقل
با اینکه در دادگاه انقلاب کسانی بارها برای حضور قاضی هایی مستقل و به دور از نفوذ وزارت اطلاعات و بازجوهایش تلاش کرده اند اما هر بار این تلاش ها ناکام مانده و افرادی که برای این کار تلاش کرده اند نیز از کار بر کنار شده اند. اکنون همه متهمان حوادث پس از انتخابات و دیگر متهمان عقیدتی و سیاسی به حکم این سه قاضی بهترین روزهای زندگی شان را در زندان می گذرانند و یا در انتظار صدور احکام شان هستند .


15 هزار بیکار در شهرستانی که نفت پارو می‌کند

خبرگزاری هرانا - گچساران به عنوان شهرستانی که یک چهارم نفت کشور را تولید می‌کند این روزها با معضل بیکاری مواجه شده به‌گونه‌ای که بر اساس آمارها 15 هزار بیکار در این شهرستان وجود دارد.
به گزارش مهر، شهرستان گچساران با 140 هزار نفر جمعیت و تولید روزانه 750 هزار بشکه نفت، حدود یک چهارم نفت کشور را تولید می‌کند اما تنها دود و آلودگی‌های ناشی از چاه‌های نفت سهم آنان از این منبع عظیم طلای سیاه است.
به نتیجه نرسیدن اجرای 2 طرح پتروشیمی که به گفته نماینده این شهرستان، پس از 8 سال از کلنگ زنی تنها 8 درصد پیشرفت فیزیکی دارد و پالایشگاه گچساران که هنوز بر روی کاغذ مانده است، باعث شده جوانان بیکار این شهر تنها روزنه امید خود را نیز از دست رفته بدانند.
آنان برای یافتن شغل، هر روز به ادارات و شرکت‌های دولتی مراجعه می‌کنند تا شاید بخت با آنان یار شود و شاهین اقبال بر شانه آنها بنشیند اما اینگار آسمان این شهر هیچ شاهینی ندارد.
سید قدرت‌الله حسینی نماینده شهرستانه‌ای باشت و گچساران در مجلس با اشاره به دغدغده خود، فرماندار و امام جمعه این شهرستان از وضعیت بیکاری در حوزه انتخابیه خود، اظهار داشت: اکثر مراجعین به بنده خواستار این هستند که برای فرزند یا بستگان‌شان کاری در نظر بگیرم و در این وضعیت نمی‌دانم چه باید جوابی به آنها داد.
وی بیان کرد: این شهرستان ظرفیت‌های زیادی دارد که مهمترین آن تولید نفت و گاز است و با ایجاد صنایعی در این خصوص بخش زیادی از مشکلات بیکاری در این شهرستان رفع می‌شود.
حسینی چندی پیش هم در نطقی در مجلس وضعیت بیکاری و به نتیجه نرسیدن برخی پروژه‌ها از جمله پتروشیمی این شهر را نگران کننده عنوان کرده بود.
فرماندار شهرستان گچساران مهمترین مشکل موجود در این شهرستان را بیکاری عنوان کرد و گفت: حدود 15 هزار نفر جوان جویای کار در این شهرستان وجود دارد.
سید اکبر علیزاده در یاسوج افزود: در حالی این شهرستان با مشکل بیکاری مواجه است که حدود یک چهارم نفت کشور در این شهرستان تولید می‌شود.
وی اظهار داشت: علاوه‌بر جوانان جویای کار، این شهرستان بیش از 13 هزار دانشجو دارد که ممکن است به جمعیت بیکاران شهر افزوده شوند.
وی گفت: متاسفانه مدت‌هاست که هیچ پروژه ملی در شهرستان گچساران تعریف نشده که در صورت ایجاد پروژه‌ای ملی در این شهرستان، مشکلات بیکاری در این شهرستان تاحدودی مرتفع می‌شود.
شهردار گچساران گفت: روزانه ۲۰۰ فرد جویای کار به شهرداری گچساران مراجعه می‌کنند و خواستار کار در این شهرداری هستند.
رمضان عباسی افزود: شهرداری گچساران تاکنون از حدود 4 هزار نفر بیکار که از فرمانداری و شورای شهر این شهرستان برای کار، نامه آورده‌اند نام‌نویسی کرده است.
وی تصریح کرد: اگر اجرای پروژه‌های پتروشیمی، پالایشگاه و سد "چم شیر" آغاز شود و در صورتیکه بازهم افراد غیربومی در این پروژه‌ها استفاده نشود، شاید بیکاری شهرستان گچساران کاهش یابد.
رئیس اداره کار شهرستان گچساران نیز بدون اشاره به نرخ بیکاری در این شهرستان گفت: وضعیت بیکاری در این شهرستان نگران کننده است.
عنایت خان پایه فقدان سرمایه‌گزاری، فقدان کارخانه‌ها و کارگاه‌های فعال و جذب نیروهای غیربومی توسط برخی شرکت‌های موجود در گچساران را از دلایل بالابودن نرخ بیکاری در این شهرستان عنوان کرد.
وی در خصوص جذب نیروهای غیر بومی در برخی شرکت‌های این شهرستان گفت: متاسفانه این اداره هیچ اهرم قانونی برای جلوگیری از این مسأله ندارد و لازم است که مسئولان استان راهکاری برای جلوگیری از اشتغال نیروه‌های غیر بومی در پروژه‌ها و شرکت‌های این شهرستان اتخاذ کنند.
خان پایه بیان کرد: همچنین همه دستگاه‌های اجرایی این شهرستان باید برای کاهش بیکاری در این شهرستان با این اداره همکاری و برای جذب نیرو در پروژها با این اداره هماهنگی کنند.
معضلات اجتماعی هر روز جوانان این شهرستان نفت خیز را تهدید می‌کند. هم اکنون طبق آمار کارشناسان اجتماعی، این شهرستان بیشترین نرخ طلاق را در استان دارد و همچنین بیشترین آمار اعتیاد به مواد مخدر در این شهرستان گزارش شده است.
این دو مسأله به خوبی نشان می‌دهد که بیکاری در این شهرستان چه آسیب‌هایی را با خود به ارمغان آورده است.



انتقال آرش صادقی به انفرادی بند 209

خبرگزاری هرانا – آرش صادقی عضو ستاد ۸۸ میرحسین موسوی در زمان انتخابات ریاست جمهوری و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی روز گذشته مجددا به بند 209 زندان اوین منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، آرش صادقی علی رغم ابتلا به بیماری های جسمی و خونریزی معده که در آخرین اعتصاب غذای خود بدان مبتلا شده است روزگذشته مجددا به دلیل نامعلومی به بند 209 زندان اوین منتقل شد.
آرش صادقی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب با حکم قاضی پیرعباس به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام و تبلیغ علیه نظام به ۶ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
لازم به ذکر است مشکلات قلبی و ریوی آرش مربوط به دوره ی قبلی بازداشت وی است که با توجه به اعتصاب غذای اخیر وی و ضرب و شتم مسئولین زندان بیماری اش تشدید یافته است.


هرانا؛ نامه سرگشاده حسین میرزایی به دبیر کل سازمان ملل متحد

خبرگزاری هرانا - زندانی سیاسی حسین میرزایی که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی شعبه یکم دادگاه انقلاب شهرستان خوی به 28 ماه حبس تعزیری محکوم شده است در نامه ای سرگشاده به دبیر کل ملل متحد به شرح شکنجه های جسمی و شرایط فعلی خود پرداخته است.
متن این نامه سرگشاده که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
با سلام
بنده زندانی حسین میرزایی فرزند علی متهم به اقدام علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران که از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان خوی محکوم به 28 ماه حبس تعزیری گشته ام، اکنون در اثر 2 ماه نیم شکنجه های شدید فیزیکی و روحی اداره اطلاعات ارومیه و تزریق آمپولی نامعلوم در اطلاعات تهران دچار بیماری مزمن آسم و تخریب مفاصل شده ام و تا به حال که حدود 18 ماه در زندان به سر میبرم با توجه به در خواست های بیشمارم از مسئولان قضایی در زندان آذربایجان غربی و ارومیه هیچ جواب مثبتی دریافت نکرده ام.
اینجانب به خاطر عدم پاسخگویی مسئولان نظام در مورد شکنجه های متعددام و عدم رسیدگی و قانون شکنی مسئولان زندان مرکزی ارومیه در جهت اقدام برای درمان بیماری هایم و همچنین روشن شدن افکار عمومی و همچنین اطلاع، اقدام و پیگیری آن مقام محترم از وضعیت زندانیان سیاسی در بند رژیم جمهوری اسلامی ایران به طور عام و با وضعیت وخیم سلامتی به طور خاص بنا به انکه هیچ گوش شنوایی صدای بنده را نشنیده و یا شنید و نخواست جوابی بدهد، ناچار شدم که این عرض حال را به شخص شما بنویسم که دبیر کلی سازمان را به عهده دارید که دایه دار دفاع از ملل و دفاع حقوق شهروند جهانی را نموده است ؛ با توجه با مکانیزم ها و زیر مجموعه های متعددی که در زمینه دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و هم انکه دفاع از حقوق ابنای بشر، روح و شاکله ی فلسفه ی وجودی سازمان ملل متحد را تشکیل میدهد.
من بعد از دستگیری در تاریخ 3/3/88 توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان خوی و انتقالم به بازداشتگاه کل اطلاعات آذربایجان غربی واقع در ارومیه به مدت 2 ماه و نیم در بازداشتگاه مذکور متحمل انواع شکنجه های فیزیکی شدید و قرون وسطایی شدم که به صورت تیتروار عبارت بودند از:
1:  بیدار نگهداشتنم تقریبا به مدت 3 شبانه روز
2. کتک زدن چند ساعته به مدت یک هفته
3. آویزان کردنم از ناحیه 2 پا و بعدا از ناحیه 2 دست از جایی به طوری که معلق در هوا میماندم
4. شلاق زدن به اکثر نقاط بدنم در دو مرحله
5. اتصال جریان برق به مدت چند دقیقه طی 10 روز و هر روز 2 وعده یکی صبح و یکی بعدازظهر
6. تهدید من مبنی بر اینکه در صورت عدم قبول القاعات بازجویان اعضای درجه یک خانواده به خصوص برادرانم که شاغل هستند را دچار مشکلات اساسی خواهند کرد.
7. تزریق آمپولی نامعلوم از ناحیه دست چپ در اداره اطلاعات تهران که بنده را بعد از بازجویی های اداره اطلاعات ارومیه چهارده روز نیز به اداره اطلاعات تهران منتقل کرده بودند.
بنده در همان شکنجه گاه اداره اطلاعات ارومیه توسط فردی که برای به هوش آوردن امده و خود را دکتر معرفی کرد، بنا به گفته همان شخص متوجه شدم که به علت شکنجه های فیزیکی و به خصوص وجود استرس شدید روحی و روانی دچار تنگی نفس شدم و این در حالی است که بنده تا آن زمان هیچگونه مشکل تنفسی و حتی هیچ ناراحتی فیزیکی و روانی نداشتم و ثانیا ورزشکار بودم.
بعدا نیز که به زندان خوی منتقلم کردند تقریبا بعد از دو ماه متوجه تورم شدید زانو و ران پای چپم شدم، بنا به انکه تورم ایجاد شده هم مانع از خم شدن و یا تا شدن زانوهایم میشد و هم درد شدیدی را به همراه داشت به دکتر زندان خوی مراجعه و ایشان با اینکه نتوانستند تشخیص درستی در مورد این موضوع بدهند، درخواست اعزام بنده به بیمارستانی در خارج از زندان برای درمان تحت نظر پزشک متخصص از ریاست وقت زندان خوی اقای سفری، نمودند ولی ایشان به دلیل اینکه جرم بنده امنیتی می باشد؛ گفت دادستان شهر خوی دستور نمی دهند که شما را به بیمارستان بیرون زندان اعزام کنیم.
وضعیت وخیم سلامتی من روز به روز بدتر می شد؛ به طوری که پای چپم اجازه نمیداد به کارهای حتی شخصیم بپردازم و تنگی نفس تشدید شده ام نیز اجازه حتی نفس کشیدن راحت هم نمی داد.
خلاصه در مورخ 25/11/88 بنده را به بهانه اعزام به بیمارستان و دکتر متخصص ساعت 10 صبح با زدن پابند و دست بند به همراه چندین مامور بد رفتار به زندان ارومیه تبعید کردند.
حال انکه بنده نه در حکم صادره از دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان خوی محکوم به تبعید شدم و نه در زندان خوی مشکلی به وجود آوردم. فقط تنها مشکل بنده درخواستم از مسئولین زندان خوی برای اعزام به بیمارستان بیرون و یا ایجاد امکانات درمانی حتی آمدن دکتر متخصص به داخل زندان با هزینه شخصیم بود و شاید درخواستی که برای درمان مریضی هایم میکردم برای ایشان غیر قانونی جلوه نموده که بنده را تبعید کردند!
خلاصه بعد از انکه در زندان ارومیه مستقرم کردند با مسئولین زندان ارومیه و مسئول بهداری زندان ارومیه در مورد مریضی هایم صحبت نمودم و چون که چند دکتر عمومی بهداری زندان مرکزی ارومیه نیز نتوانستند از شدت تنگی نفسم اسم و ناقص شدن پای چپم جلوگیری کنند باز بنده از ریاست زندان و ریاست بهداری ارومیه چندین بار تقاضای رسیدگی و اعزام به بیمارستان بیرون را کردم. حتی پدر بنده با نوشتن نامه ای به استاندار استان اذرباییجان غربی ضمن بیان عدم رسیدگی دادستان ارومیه به تشریح وضعیت شکنجه ام در سلول های اداره اطلاعات ارومیه و عدم رسیدگی مسئولان زندان ارومیه در جهت اعزامم به بیمارستان برای تشخیص درمان پرداخت اما به وی نیز هیچ جواب مثبتی داده نشد تا اینکه در مورخ 1/3/89 اداره اطلاعات ارومیه بنده را از زندان ارومیه به بازداشتگاه اطلاعات منتقل و حدود 3 ماه در سلول انفرادی تحت بازجویی قرار گرفتم و این در حالی عملی گردید که من با توجه به اینکه محکومیتم قطعی شده بود کاملا غیر قانونی بود که مرا با این وضعیت ناسالم و بیمار دوباره به شکنجه گاه اداره اطلاعات ارومیه ببرند و ایشان رسما در بازجویی هایی که از بنده در طی ان 3 ماه شد خواستار الف) عدم پیگیری پدرم در مورد شکنجه های اعمال شده بر بنده ب) عدم افشاگری من در مورد شکنجه هایی که از سوی ایشان اعمال شده بود ج) عدم تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در داخل زندان مرکزی ارومیه؛ شدند.
باید گفت که این خود افتضاحی برای دستگاه قضایی کشور محسوب میشود که چطور فردی که قبلا دستگیر، بازداشت، شکنجه و محکوم شده و در زندان تحمل کیفر همان اتهام را میکند دوباره توسط اداره اطلاعات میتوانند او را به بهانه های واهی و همچنین تهدید تا مدت 3 ماه با آن حال وخیم در سلول انفرادی مورد شکنجه فیزیکی و روانی قرار دهند و حتی نتوانند اعترافی از او بگیرند و چیزی ثابت کنند و شرم اور که، پرونده ای تکمیل نشود و به دادگاه فرستاده نشود.
بنده بعد از انکه دوباره به زندان ارومیه منتقل شدم با توجه به اینکه اوضاع سلامتیم وخیم شده بود با پیگیری های مداوم بالاخره دوبار با هزینه خودم به بیمارستان خمینی ارومیه انتقال و با گرفتن RT و آزمایشات اولیه توسط دکتر متخصص روماتولوژی اقای کیوان پژوه که مورد اعتماد اداره اطلاعات ارومیه است بیماری رماتیسم مفصلی مضمن بر بنده مشخص و تایید شد و هم چنین تشدید اسم و استفاده از اسپری تجویز گردید ولی علت لاغر شدن پای چپم به طور غیر معمول معلوم نگردید و دکتر مذکور از علت تورم شدید ناگهانی پاهایم و بعد از آن لاغر شدنش عاجز مانده است و این روند ادامه پیدا کرد به طوری که بنده یک ماه پیش بعد از یک هفته ابتلا به تب شدید بعد از رفع تب متوجه شدم که پای راستم نیز ناگهان از ناحیه ران و زانو متورم و در 2 هفته به طور عجیبی لاغر گشت .
حال با توجه به این موضوع که دکتر مذکور نمیتواند از لاغر شدن پاهای من جلوگیری به عمل آورد و حتی از تشخیص علت بروز آن نیز عاجز است و مسئولان اداره اطلاعات ارومیه و دادستان ارومیه آقای رضایی و مسئولان زندان ارومیه با توجه به وضعیت پیش آمده ار بستری شدنم در بیمارستان بیرون برای تشخیص و درمان و یا هر اقدام قانونی دیگر به شدت سرباز میزنند؛ بنده با توجه به وضعیت موجود و با توجه به انکه کوچکترین اعتراضم و شکایتم حتی به مراجع قضایی خودشان به شدت توسط اداره اطلاعات ارومیه سرکوب میگردد دست به انشا نامه سرگشاده به دبیر کل محترم سازمان ملل متحد جناب اقای بان کی مون مینمایم تا هم وضعیت حقوق بشر در سازمان های اطلاعاتی امنیتی و زندان های ایران و هم وضعیت خود را شرح داده و به عنوان فردی که خود متحمل انواع شکنجه های فیزیکی و روانی ایشان گردیده ام و برای اثبات ان که دستگاه حکومتی رژیم ایران نتواند مجامع حقوق بشر بین المللی را به افترا و شایعه پراکنی متهم سازد، من هم اکنون این نامه را مینویسم .
در زندان مرکزی ارومیه بند 12 یعنی بند سیاسی تحمل کیفر میکنم و تمامی سازمان های بین المللی و ازاد دنیا میتوانند حتی نسبت به ادعای شکنجه و مریضی هایم و متعاقب آن از من تمامی ازمایشات طبی را به عمل آورند تا صحت و سقم ادعاهایم بر همگان معلوم میگردد لذا من در آخر چند درخواست را از دبیرکل سازمان ملل متحد اقای بان کی مون دارم که عبارت از :
1. تحقیق، درخواست و پیگیری آن سازمان از مسئولان جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری و ممانعت از اعمال بازداشتهای طولانی مدت و اعمال شکنجه های فیزیکی و روانی غیر قابل تصور و رعایت حقوق زندانیان سیاسی
2. درخواست از پیگیری آن سازمان بین المللی برای باز شدن درب بازداشتگاههای و ارگانهای اطلاعاتی – امنیتی و زندانهای جمهوری اسلامی ایران بخصوص بندهای سیاسی موجود در زندانها به روی بازرسان و مدافعان حقوق زندانیان سیاسی و بازرسان مدافع حقوق بشر سازمان ملل متحد
3. طرح شکایت از وزارت اطلاعات ایران و رییس سازمان زندانها به وکالت بنده به خاطر وارد اوردن تمامی شکنجه های فیزیکی غیر قابل تحمل و ایجاد استرس های شدید روانی در طول ایام بازداشت و همچنین عدم برخورد انسانی و قانونمند مسئولان زندان ارومیه در راستای درمان متهم شکنجه دیده
4. درخواست پیگیری ان ارگان بین المللی در جهت رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران بخصوص زندانیان سیاسی در زندان مرکزی ارومیه
5. درخواست و پیگیری اعزام تیم پزشکی متخصص از جمع پزشکان سازمان ملل متحد برای تشخیص و درمان عواقب شکنجه ها و عوارض امپول نامعلوم تزریقی اداره اطلاعات تهران به بنده

به دلیل آنکه جمهوری اسلامی ایران عضو سازمان ملل متحد میباشد و به اختیار خویش معاهده ها و میثاق های بین المللی را امضا نموده است مسائل مطرح شده کاملا غیر قانونی می باشد.
زندانی سیاسی حسین میرزایی
زندان مرکزی ارومیه بند 12




انتقال خالد حردانی به سلول های انفرادی بند سپاه

خبرگزاری هرانا - خالد حردانی، زندانی امنیتی محبوس در بند 2 زندان رجایی شهر کرج، به سلول انفرادی منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران "هرانا"، خالد حردانی صبح امروز شنبه، یازدهم دی ماه، جهت بازجویی به سلول های انفرادی بند 8 زندان رجایی شهر کرج(بند سپاه) منتقل شده است.
به نظر می رسد برگزاری مراسم یادبود علی صارمی(زندانی سیاسی که بامداد سه شنبه هفتم دی ماه اعدام شد) علت اصلی این انتقال باشد.
در همین رابطه صبح امروز منصور اسانلو نیز که در بند 3 زندانی رجایی شهر کرج محبوس بود، به سلول های انفرادی بند 1 این زندان منتقل شده است.


تعطیلی كارخانه ايران‌صوف و بیکاری شصت کارگر

خبرگزاری هرانا - دبير اجرايي خانه كارگر استان قم از تعطيلي كارخانه ايران صوف و بيكاري 60 كارگر شاغل در اين واحد توليدي خبر داد.
علي طالبي، دبير اجرايي خانه كارگر استان قم، با اشاره به اينكه كارخانه ايران صوف در زمينه صنعت ريسندگي و بافندگي فعاليت مي‌كرده است؛ افزود: اين واحد توليدي سابقه فعاليت زيادي داشت و شايد بتوان گفت كه 30 سال در عرصه صنعت نساجي كشور فعال بوده است.
به گزارش خبرنگار ايلنا، دبير اجرايي خانه كارگر استان قم با بيان اينكه كارخانه صوف داراي حدود 60 كارگر بوده است تصريح كرد: اين واحد متعلق به بخش خصوصي است.
اين فعال كارگري استان قم نبود نقدينگي و واردات بي‌رويه محصولات چيني را از علل اصلي ورشكستگي كارخانه ايران صوف برشمرد.


منصور اسانلو به سلول انفرادی منتقل شد

خبرگزاری هرانا - منصور اسانلو رئيس زندانی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، به سلول انفرادی منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران "هرانا"، مسئولان زندان  رجایی شهر کرج صبح امروز شنبه یازدهم دی ماه، این فعال سرشناس کارگری را به سلول های انفرادی بند یک این زندان منتقل کردند.
دلیل انتقال آقای اسانلو سخنرانی در مراسم یادمان علی صارمی، زندانی سیاسی که بامداد سه شنبه هفتم دی ماه اعدام شد، در بند 3 زندان رجایی شهر کرج است.
از جمله شرکت کنندگان در این مراسم آقایان حسین شهریاری، عیسی سحرخیز، حشمت الله طبرزدی، ماشالله حائری، عباس اسفندیاری، منصور اسانلو، کیوان صمیمی، رسول بداقی، احمد زیدآبادی، مسعود باستانی، صالح کهن دل، بهروز جاوید تهرانی، هود یازرلو، مجید توکلی، میثاق یزدان نژاد، فرزاد مدد زاد و ... بودند.
منصور اسانلو در حالی به سلول انفرادی منتقل شده است که از لحاظ جسمی به ناراحتی های حاد مختلفی ائم ار ناراحتی قلبی، کمر درد و ناراحتی چشم مبتلا است و تا کنون سه بار پزشک قانونی رای به عدم تحمل حبس او داده است و طبق قوانین موجود او باید آزاد می شد.
اسانلو بارها بدلیل مبارزات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران بازداشت شده و از تابستان سال 1386 تاکنون در زندان محبوس است.



كارگران لوله‌سازي خوزستان هجده ماه حقوق طلبكاراند

خبرگزاری هرانا - كارگران‌ كارخانه ی لوله‌سازي خوزستان بیش از 18 ماه حقوق و مزايا طلبكار هستند.
آقايار حسيني، دبير اجرايي خانه كارگر آبادان مي‌گويد: در كارخانه لوله‌سازي خوزستان نزديك به 500 تا 600 كارگر مشغول كار هستند.
وي در گفتگو با ایلنا افزود: به دليل مشكلات مديريتي اين كارگران علاوه بر حقوق معوقه با مشكل تاخير در واريز حق بيمه‌هاي خود مواجه هستند.
دبير اجرايي خانه كارگر آبادان تصريح كرد: كارفرما به دليل آنچه كه كمبود نقدينگي ناميده مي‌شود 5 تا 6 ماه حق بيمه به سازمان تامين اجتماعي بدهكار است.
به گفته آقايار حسيني، كارخانه لوله‌سازي خوزستان داراي مشكل توليد و فروش نيست، اما به دليل بازپرداخت تسهيلات اعتباري در پرداخت مطالبات كاركنان خود تاخيرهاي طولاني دارد.



چهار تن در زاهدان اعدام شدند

خبرگزاری هرانا - صبح امروز شنبه یازدهم دی ماه، چهار تن در زندان مرکزی زاهدان از راه حلق آویز اعدام شدند.
محمود براهوئی معروف به فرهاد فرزند نادر، شهرام ناروئی معروف به بی‌برگ فرزند جلال، ظهور احمد عاصف دوست فرزند محمد شریف و جهانبخش براهوئی معروف به نوربخش فرزند نادر اسامی افراد اعدام شده می باشد.
بر اساس گزارش روابط عمومی دادگستری سیستان و بلوچستان، ابراهیم حمیدی رئیس کل دادگستری سیستان و بلوچستان گفته است که جرم این افراد "افساد فی‌الارض و محاربه با خدا" از طریق "آدم ربایی" بوده است.
ابراهیم حمیدی مدعی شده است که این افراد در دادگاهی علنی با حضور وکلای مدافعشان و خانواده‌های شکات محاکمه شدند و حکم اعدام نیز پس از تأیید مراجع عالی قضایی کشور به اجرا در آمده است.
شایان ذکر است که چندی پیش در زاهدان یازده تن دیگر نیز در یک حرکت واکنشی و سریع به انفجارهای انتحاری در استان سیستان و بلوچستان، به دار آویخته شدند.


حشمت الله فروتن، شهروند بهایی از کار اخراج شد

خبرگزاری هرانا - آقای حشمت الله فروتن شهروند بهایی ساکن آباده، بدلیل اعتقاد به دیانت بهایی از کار اخراج شد.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، در شرایطی که این شهروند بهایی نزدیک به 40 سال در یکی از آموزشگاه های شهر آباده مشغول به کار بوده، اداره اماکن این شهر حکم اخراج از کار را به دلیل اعتقاد به دین بهایی به وی اعلام کرده است.
لازم به توضیح است که به تازگی یکی دیگر از شهروندان بهایی شهر آباده به نام اسماعیل فروزان، بعد از گذراندن نزدیک به ۱ سال زندان، بدلیل اعتقاد به آیین بهایی به تبعید از این شهر محکوم شده است.


صدور حکم اعدام 5 مرد از سوی دستگاه قضایی

خبرگزاری هرانا - دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای 5 مرد حکم اعدام صادر کرده است.
به گزارش روزنامه های کثیر و الانتشار روز گذشته یک جوان به اتهام قتل از سوی شعبه 77 کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد.
 از سوی دیگر 4 تن به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب کرمان به اعدام محکوم شدند.


آخرین وضعیت فعالان صنفی معلمان

خبرگزاری هرانا -  دادگاه تجدیدنظر استان چهارمحال بختیاری، محکومیت یک سال زندان نبی‌الله باستان، عضو این کانون در شهرکرد را تایید کرده است.
به گزارش بامدادخبر، درحالی این حکم به شعبهٔ اجرای احکام ابلاغ شده است که آقای باستان به دلیل بیماری در بیمارستان به سر می‌برد و به گفتهٔ همسر وی، پس از ترخیص به زندان منتقل خواهد شد.
هم‌زمان توفیق مرتضی‌پور عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان در تبریز نیز به دلیل صدور بیانیه این کانون به مناسبت هفتهٔ معلم از سوی دادگاه بدوی به دو سال حبس تعلیقی و ۹۱ روز حبس تعزیری محکوم شده است. این درحالی است که در هفتهٔ گذشته اسماعیل عبدی دیگر عضو کانون صنفی معلمان که پیش‌تر مدتی را در زندان سپری کرده بود نیز به دادگاه انقلاب احضار شده است.
هم‌اکنون علی رضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران، علی‌اکبر باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان، محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، محمود باقری از اعضای کانون صنفی معلمان در تهران و مختار اسدی از اعضای کانون صنفی معلمان کردستان نیز که در ماه‌های گذشته مدتی را در انفرادی‌های زندان اوین گذرانده بودند منتظر برگزاری دادگاه خویش هستند.
محمد داوری، رسول بداغی، هاشم خواستار، عبدالرضا قنبری و عبدالله مومنی نیز پنج معلمی هستند که همچنان در زندان به سر می‌برند.

۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه

مهمترین خبرهای روز جمعه بخش سوّم تحلیل ها و آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها


اخبار روز:












اخبار روز: 

اعلامیه ی هیات اجرائی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور

کارنامه جمهوری اسلامی در نزدیک به سی و دو سال گذشته نشان میدهد که این نظام از آغاز تا به امروز، حاصلی جز جنگ، فقر، گرانی، بیکاری، چپاول ثروت های ملی، آلودگی محیط زیست، فساد، آوارگی، تحریم، فقدان امنیت، شکنجه، قطع عضو، سنگسار، اعدام و پایمال شدن حقوق و آزادی ها، برای مردم ایران نداشته است.
اعدام یازده تن از جوانان و زندانیان بلوچ در بیست و نهم آذر امسال بطور فله ای در پی اتهامات اثبات نشده، اعدام دو تن دیگر که یکی از آنان علی صارمی معلمی که در شهریور ٨۶ به دلیل شرکت در مراسم یاد بود جانباختگان ۶۷ در خاوران دستگیر و به اعدام محکوم شده بود، از جنایات اخیر رژیم بشمار میرود. عدم رعایت ابتدائی ترین حقوق انسانی در جمهوری اسلامی، اینکه ایران در سال گذشته بالاترین تعداد روزنامه نگاران پناهنده و بالاترین تعداد وکلای زندانی را داشته است و بالاخره اینکه ایران از نظر اعدام به نسبت جمعیت در راس کشورهای جهان قرار دارد، نشان دهنده رشد مقاومت مردم و حاکی از شدت عمل کم سابقه رژیم در مقابله با آن است.
مردم آگاه ایران میدانند که اصلاحات اساسی در چارچوب حکومت ولی فقیه ممکن نیست. آزادی و دموکراسی تنها هنگامی میسر است که شرائط و چارچوب های لازم برای تحقق آن مهیا، حکومت حافظ و ضامن حقوق و آزادی های مردم و دین و ایدئولوژی از حکومت جدا باشد.
اکنون که در پی اوجگیری مبارزات مردم برای احقاق حقوق و آزادی های خود، جمهوری اسلامی در تقابل کامل با مردم قرار گرفته و رژیم از آنجائی که خود را در ضعف می بیند، خشونت علیه مخالفین را تشدید نموده است، مبارزه برای رعایت حقوق و آزادی زندانیان سیاسی از اهمیت ویژه ای برخوردار میباشد و در کنار آن کوشش برای حذف مجازات اعدام از قوانین جزائی کشور، پشتیبانی از خانواده های زندانیان سیاسی و قربانیان اعتراضات مردمی، مبارزه برای منع شکنجه و مجازات های غیر انسانی مانند قطع عضو یا سنگسار، در دستور کار آزادیخواهان و طرفداران حقوق بشر قرار گرفته است.
سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور ضمن محکوم کردن ادامه نقض فاحش حقوق انسانی و شهروندی توسط جمهوری اسلامی، از کلیه هم میهنان، بویژه آنهائی که در خارج از کشور زیر ضربه مستقیم حکومت نیستند، انتظار دارد که با کوشش برای تحقق اهداف یاد شده و افشاء هرچه بیشتر جنایات رژیم در صحنه بین المللی، بمبارزات مردم ایران یاری رسانند.

هیات اجرائی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
مهندس کامبیز قائم مقام ـ مهندس بهمن مبشری - دکتر همایون مهمنش




اخبار روز: 

بتاریخ ۲٨ دسامبر ۲۰۱۰ علی صارمی باتهام "محاربه با خدا" و علی اکبر سیادتی باتهام "جاسوسی" در زندان اوین در شمال تهران اعدام شدند. بار دیگر رژیم ایران همچون گذشته به اعدام زندانیان سیاسی اقدام ورزید. این دو زندانی از دفاع عادلانه محروم بودند وحتا اعدام آنا ن به خانواده ها ووکلایشان اعلام نشد.
اخیرا حکم سکینه محمدی آشتیانی که به سنگسار محکوم شده بود بدنبال فشارهای بین المللی معلق گردید. جمهوری اسلامی زیر فشار افکار عمومی با توجه به اتهام "محاربه با خدا" حکم اعدام حبیب الله لطیفی، دانشجوی کرد رامعلق نمود.
حزب اروپ اکولوژی سبز ها علیه این جنایات دولتی اعتراض نموده واعدام زندانیان سیاسی همانند علی صارمی و علی اکبر سیادت محکوم میکند.
حزب اورپ اکولوژی سبزها از مقامات ایران میخواهد تا حکم اعدام تمامی زندانیان واز جمله دانشجوی کرد ایرانی لغوگردد.
ما سیاست سرکوبگرانه دولت ایران را محکوم می نمائیم و پشتیبانی خود رانسبت به دمکرات هائی که در راه دمکراسی و حقوق بشر در ایران مبارزه میکنند اعلام میداریم.

حزب اروپ اکولوژی سبز های فرانسه
٣۰ دسامبر ۲۰۱۰




میربلوچ
اخبار روز: 
حاکمان جمهوری اسلامی بعلت بی لیاقتی ٬ جهالت و تمامیت خواهی از حل مشکلات مردم عاجز می باشند و تنها راه حل آنها برای تمامی مشکلات موجود سرکوب و بکارگیری خشونت و اعدام می باشد. آقای خامنه ای در زمان رژیم پهلوی چند سالی در بلوچستان تبعید بوده است و اکنون به پاس سپاسگزاری و خاطره آن دوران ٬ ظاهرا ً "لطف و مرحمت ویژه ای" به مردم بلوچ دارند. لذا از این جهت مردم بلوچ با خشونتهای بیشتری نوازش میشوند و آمار قربانیان اعدام در بلوچستان بیشتر از هر جای دیگر ایران است. در مقابل سه جریان مهم سیاسی یعنی حزب مردم بلوچستان٬ جنبش مبارزین بلوچ (راج زرمبش) و جبهه متحد بلوچستان٬ از نظر تئوری خوشبختانه به آن حد از درجه رشد و بلوغ سیاسی رسیده اند که اساسنامه حزبی خود را به مانند جوامع مدرن و بر اساس موازین اعلامیه جهانی حقوق بشر تنظیم کرده اند و حتی مخالفت خود را با مجازات اعدام هم اعلام داشته اند. آیا این جریانات سیاسی از نظر عملی هم به این بلوغ سیاسی رسیده اند، تا ادعای آنها با عمل آنها همخوانی داشته باشد؟ سوالی است که تا کنون بی جواب مانده است!
ماشین آدمکشی و اعدام زندانیان سیاسی رژیم آخوندی اخیرا سرعت بیشتری گرفته است. اما این بار ملایان قربانیان خود را بیشتر از کردستان و بلوچستان که اکثریت ساکنین این دو استان سنی و غیرفارس هستند انتخاب میکنند. در واکنش به این کشتارهای غیرانسانی٬ ملت ایران واکنشهای مختلفی نشان میدهند. پس از اعدام فرزاد کمانگر و چهار نفر دیگر از اکراد همراهش٬ و همچنین برای جلوگیری از اعدام حبیب اله لطیفی زندانی سیاسی کرد٬ اکثریت احزاب٬ گروه ها و سازمانهای حقوق بشری٬ روزنامه نگاران٬ نویسندگان فعالین و شخصیتهای سیاسی - اجتماعی ایرانی از سراسر جهان٬ تنفر٬ انزجار و اعتراضات خود را از طریق رادیو و تلویزیون ٬ روزنامه و وبسایتهای گوناگون اعلام داشتند. این فعالیتهای مدنی بحدی گسترده و سیستماتیک بود که رژیم مجبور شد اعدام لطیفی را به تاخیر بیندازد و قاضی مربوطه قول داده است که با مطالعه مجدد پرونده یک بار دیگر در باره اجرای حکم تجدیدنظر خواهد کرد. این احساس همبستگی و همدردی ملت ایران از اعدام شدگان و زندانیان سیاسی کرد در نوع خود بی نظیر بوده و باعث دلگرمی و حمایت از زندانیان سیاسی و خانواده های آنان می باشد.
با فاصله چند روز قبل از اعلام تاریخ اجرای حکم اعدام حبیب اله لطیفی٬ جمهوری اسلامی در طی یک واکنش انتقام جویانه در مقابل عملیات انتحاری اعضای جنداله در روز تاسوعا در شهرستان چابهار ٬ ۱۱ نفر جوان بلوچ زندانی سیاسی را در زندان زاهدان بصورت فله ای و بدون رعایت مراحل قانونی و بدون محاکمه٬ به اتهام تروریست و همکاری با جنداله به دار آویخت.
این جنایت رژیم مستبد آخوندی توسط سازمان ها و گروهای داخلی و بین المللی اصلا جدی گرفته نشد. انعکاس چندانی در میدیا و وب سایتهای ایرانیان پیدا نکرد و جنایتی به بزرگی کشتار جمعی همراه با زجر و شکنجه که یک عمل ضد بشریت به حساب می آید مورد توجه هموطنان قرار نگرفت و هیچگونه اعتراضی هم انجام نگرفت. فقط تعداد انگشت شماری از سازمانها و شخصیتهای فعال سیاسی که از وضعیت بلوچستان آگاهی داشتند این عمل جنایتکارانه را محکوم کردند.
حالا در اینجا یک سوال پیش میاید که چرا هموطنان ما نسبت به سرکوب و شکنجه و اعدام در بلوچستان بی تفاوت هستند؟ بسیاری از احزاب و سازمانها و روشنفکران بلوچ با ذهنیت طایفه گری و قبیله ای٬ معتقدند که چون این قربانیان بلوچ و سنی مذهب هستند٬ مردم ایران و سازمان های سراسری و به اصطلاح فارس واکنش نشان نمیدهند. این در حالی است که کردها هم ملیت غیرفارس هستند و هم سنی مذهب.
در عالم مقایسه اگر ما فعالیتهای گسترده مدنی هموطنان را برای محکوم کردن اعدام فرزاد کمانگر و یا برای نجات حبیب اله لطیفی از اعدام، که هر دو کرد و سنی هستند مورد توجه قراردهیم٬ متوجه میشویم که حتی با وجود سیر مراحل قانونی پرونده با تشکیل دادگاه (هرچند که می دانیم تمام دادگاه های رژیم، فرمایشی و برای فریفتن افکار عمومی جهانیان است) و برخورداری متهمان کرد از وکلای برجسته و شناخته شده چون نیکبخت و نعمت احمدی٬ چرا هموطنان ما با آگاهی به اینکه شناعت و شدت اعدام ۱۱ نفر زندانی بلوچ٬ بدون محاکمه و داشتن وکیل و رعایت نکردن تمام مراحل قانونی٬ به مراتب خشونت آمیزتر بوده است٬ اما باز هم هموطنان نسبت به آن بی تفاوت بوده اند؟
من شخصا معتقدم که این عقب ماندگی و ضعف احزاب٬ سازمانها٬ گروها و روشنفکران جامعه بلوچستان است که بعلت سکوت و همچنین انفعال وعدم ارایه یک تحلیل درست از وضعیت بلوچستان و مبارزات ضداستبدادی مردم بلوچ٬ قادر نیستند که اخباردرست و آگاهی های لازم را به موقع به هموطنان برسانند تا مردم و جریانات فعال سیاسی سراسری بتوانند بین اعمال شنیع رژیم و یا سازمان تروریستی جنداله و مبارزات ضد ارتجاعی و آزادیخواهانه مردم بلوچ تفکیک قائل شده، و موضع گیری واقعگرایانه و مناسبی داشته باشند. پر واضح است که باعث این عقب ماندگی جامعه بلوچ، حاکمان استبداد سیاه آخوندی و رژیم های حاکم ماقبل آنان می باشد. ولی با این وجود ما بلوچ ها بایستی واقعگرا باشیم، ضعف های خود را بپذیریم و از مردم کردستان که وضعیت کاملا ً مشابه ما را دارند درس عبرت بگیریم. احزاب و سازمانها بلوچی تاکنون در باره جنداله سکوت کرده اند. خود را طرفدار حقوق بشر میدانند اعدام جوانان را که توسط جمهوری اسلامی انجام میگیرد محکوم میکنند ولی کسانی که توسط جنداله به قتل میرسند با سکوت خود این اعمال ضدبشری را تایید میکنند وباعث تشویق جنداله برای ادامه خشونت و کشتاربیشتر میشوند. گویا این قربانیان چون غیربلوچ و شیعه هستند بشر بحساب نمی آیند!

در پایان لازم به یاد آوری میدانم که جنداله اعلام کرده است که در مقابل اعدام ۱۱ نفر جوان بلوچ در روز ۲۹ آذر ماه ۸۹ در زندان زاهدان٬ امیر حسین شیرانی (کارمند تاسیسات اتمی که بیش از مدت سه ماه است که در اسارت جنداله میباشد) را اعدام خواهد کرد. امیرحسین شیرانی یک کارمند زحمتکش ساده تاسیسات اتمی است که کوچکترین عمل و یا اهانتی برعلیه اهل تسنن و مردم بلوچ انجام نداده است. او نه پست و مقامی در این رژیم داشته است و نه حتی یک فرد نظامی بوده است که در سرکوب مردم نقشی داشته باشد. انتظار میرود که جریانات سیاسی بلوچی به حرمت اصول اساسی که در اساسنامه حزبی خود دارند در مقابل این تهدید و عمل نابخردانه جنداله بیش از این سکوت نکنند و انجام چنین اعمالی را محکوم کنند و از جنداله بخواهند که مرتکب یک جنایت دیگر نشود و شیرانی را بدون هیچ قید و شرطی آزاد کند.

میربلوچ ۹ دیماه ٨۹
lashkarm@hotmail.com


ایران در جهان: سال سخت۲۰۱۰

سال ۲۰۱۰ برای ایران سال دشواری‌های بیشتر در مناسبات بین‌المللی، سال تشدید چالش‌ها در مناقشه‌ی اتمی، سال اجماع بی‌سابقه‌ی جامعه‌ی جهانی علیه ایران و سال گسترش ابعاد تحریم‌های بین‌المللی علیه این کشور بود.


اگر در طول سال ۲۰۰۹ نام ایران در جهان با «جنبش سبز» و «جوانان معترض سبزپوش» عجین و همراه بود، در سال ۲۰۱۰، «اورانیوم، تحریم، زندان، اعدام و سنگسار» عمده‌ترین واژه‌هایی بود که نام ایران را در رسانه‌های جهان همراهی می‌کردند. به عبارت دیگر دو موضوع برنامه‌ی اتمی و وضعیت حقوق بشر، معرف ایران در جهان در سال ۲۰۱۰ بودند.
با پایان سال ۲۰۰۹ مشخص شد که سیاست دولت اوباما در برابر ایران نتیجه‌ای در پی نداشته است. باراک اوباما از هنگام ورود به کاخ سفید زبان و سیاستی متفاوت نسبت به سلف خود، جورج بوش، در برابر ایران در پیش گرفت و خواستار برقراری «ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل» میان دو کشور شد. اوباما گفت، حق ایران می‌داند که بر جایگاه راستین خود در جامعه‌ی بین‌الملل قرار بگیرد، اما این حق با مسئولیت‌هایی همراه است که از راه «ترور» و یا «دستیابی به جنگ‌افزار هسته‌ای» بدست نمی‌آید.
بعدها روشن شد که رئیس جمهور آمریکا علاوه بر اظهارات علنی، در نامه‌هایی خصوصی به آیت‌الله خامنه‌ای نیز علاقمندی دولت خود را برای عادی‌سازی مناسبات دو کشور با وی در میان گذاشته است. این سیاست اوباما از سوی ایران پاسخ مناسب نیافت و شکست خورد، اما برای اقدام‌های بعدی دیپلماتیک امریکا خالی از دستاورد نبود. سرسختی ایران به آمریکا کمک کرد تا اجماع جهانی بی‌سابقه‌ای علیه برنامه اتمی ایران بوجود بیاورد. چنانچه گویی پیمودن چنین مسیری برای دولت اوباما ضروری بود تا تلاش‌هایش در اقناع جامعه جهانی جهت تشدید تحریم‌ها علیه ایران به موفقیت بیانجامد.
تحول بی‌سابقه در مناقشه‌ی اتمی
نخستین پیامد خودداری ایران از پاسخ مثبت به سیاست اوباما، تغییر در مواضع روسیه و چین بود. این دو کشور از هنگام آغاز مناقشه بر سر برنامه‌ای اتمی ایران، نقش تعدیل‌کننده در مواضع آمریکا و متحدان آن علیه ایران داشتند و مانع از آن می‌شدند که قطعنامه‌های سخت‌گیرانه‌تری علیه ایران تصویب شود. اما سرسختی ایران آنها را به همراهی بیشتر با غرب سوق داد. این، تحول بی‌سابقه‌ای در مناقشه‌ی اتمی ایران بود.
دیمیتری 
مدودف و محمد احمدی‌نژاد، روسای جمهور روسیه و ایرانآمریکا و متحدانش تا پایان سال ۲۰۰۹ به ایران مهلت داده بودند تا راه سازش با غرب را در پیش گیرد، وگرنه با تحریم‌های شدیدتر مواجه خواهد شد. همراهی روسیه و چین راه تدارک قطعنامه‌ای جدید در شورای امنیت را فراهم آورد.
هم‌زمان با تلاش‌های آمریکا برای تشدید فشار بر ایران، یوکیا آمانو، مدیرکل جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در نخستین گزارش خود درباره ایران،  زبان دو پهلو و عمدتا نرم البرادعی را کنار گذاشت و اعلام کرد: «اطلاعات موثق و قابل قبولی وجود دارند که نشان می‌دهند ایران در راه دستیابی به سلاح اتمی می‌کوشد و در حال ساختن کلاهک اتمی است.»
به این ترتیب همه‌چیز برای به‌کرسی‌نشاندن قطعنامه‌ی ۱۹۲۹ در شورای امنیت آماده شد؛ قطعنامه‌ای که سرانجام در ۹ ژوئن ۲۰۱۰ (۱۹ خرداد ۱۳۸۹) به تصویب رسید و تحریم‌های اقتصادی شدیدی را علیه ایران وضع کرد. ۱۲ کشور به این قطعنامه رأی موافق دارند لبنان از شرکت در رأی‌گیری خودداری کرد و دو کشور ترکیه و برزیل به آن رای منفی دادند.
از آغاز ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت در سال ۲۰۰۶،  هشت قطعنامه درباره برنامه‌ی اتمی ایران در این شورا تصویب شده که در چهار تای آنها حاوی تحریم‌هایی علیه ایران است. اما تحریم‌های منظور شده در قطعنامه‌ی آخر (۱۹۲۹) از همه سنگین‌ترین است. تصویب این قطعنامه، دومین تحول مهم در سال ۲۰۱۰ در مناقشه‌ی هسته‌ای ایران، پس از تغییر مواضع روسیه و چین بود.
قطعنامه ۱۹۲۹
قطعنامه‌ی ۱۹۲۹ از ایران می‌خواهد تمام فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم و نیز تولید پلوتونیوم (در مرکز آب سنگین اراک) را متوقف کند، اما در عین‌حال به خاطر سرپیچی ایران از اجرای قطعنامه‌های پیشین، مجازات‌های سنگینی علیه این کشور وضع و کشورهای عضو سازمان ملل را ملزم به رعایت آنها می‌کند.
قطعنامه‌ی ۱۹۲۹ هر گونه فعالیت ایران در خارج از کشور از جمله هرگونه شرکت در طرح‌های استخراج اورانیوم در کشورهای دیگر یا شرکت در تولید مواد یا تکنولوژی‌های اتمی را ممنوع می‌کند.
 صدور ۸ قلم ادوات و تجهیزات نظامی به ایران، و نیز تولید و آزمایش هرگونه موشک‌های دوربرد با توانایی حمل کلاهک هسته‌ای توسط ایران ممنوع شده است.
در این قطعنامه کشورهای عضو سازمان ملل موظف شده‌اند که از ورود شماری از مقام‌های ایران به قلمروی خود جلوگیری کنند و تعداد دیگری از افراد و شرکت‌های ایرانی را نام برده که باید دارایی‌هایشان مسدود و از ورودشان به کشورهای دیگر جلوگیری شود. در قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت نیز سفر تعدادی از مقام‌های دولتی ایران به دیگر کشورها ممنوع اعلام شده است.
نشست شورای 
امنیت براساس قطعنامه، کشورهای عضو سازمان ملل می‌توانند محموله‌‌های هوایی و دریایی به مقصد و یا از مبدا ایران را در صورت لزوم مورد بازرسی قرار دهند. بازرسی و حتی توقیف محموله‌های دریایی ایران در آب‌های آزاد نیز مجاز اعلام شده است.
در قطعنامه‌ی ۱۹۲۹ از بیش از ۴۰ شرکت و یا اشخاص حقیقی نام برده که مشمول تحریم‌ شده‌اند. از این تعداد دست‌کم ۱۵ شرکت و مؤسسه وابسته به سپاه پاسداران هستند که قرارگاه خاتم‌الانبیا مشهورترین آنهاست.
تحریم‌های یکجانبه
تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ لطمه‌ی سنگینی علیه ایران بود، اما سنگین‌تر از آن سلسله تحریم‌های یکجانبه‌ای است که آمریکا، اتحادیه اروپا و دیگر کشورهای مهم جهان یکی پس از دیگری علیه ایران تصویب کرده و از میانه‌ی سال به اجرا گذاشتند.
این تحریم‌ها از صدور فراورده‌های پالایش‌شده نفتی به ایران مانند بنزین شروع شده و رفته‌رفته متوجه مهمترین منبع تامین درآمد ایران یعنی نفت می‌شود.
براساس تحریم‌های یکجانبه‌ی آمریکا علیه ایران که در کنگره تصویب شد، هر شرکتی که از طریق فروش فرآورده‌های نفتی پالایش‌شده به ایران درآمدی معادل یک میلیون دلار یا بیشتر کسب کند، یا در طول یک سال بیش از ۵ میلیون دلار از این فرآورده‌ها به ایران بفروشد، مشمول تحریم‌های آمریکا خواهد بود. مصوبه کنگره همچنین همکاری و ارتباط مالی با بانک‌ها و موسسات مالی مرتبط با سپاه پاسداران و برنامه هسته‌ای ایران را منع کرده است.
دومین دور تحریم‌های یکجانبه آمریکا نیز در همین روزهای پایان سال میلادی از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام شد. هدف این تحریم‌ها شرکت‌های مرتبط با سپاه پاسداران و خطوط کشتیرانی ایران هستند.
پس از آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی نیز به تحریم‌های یکجانیه ایران پیوستند. اتحادیه اروپا فهرست گسترده‌ای از بانک‌ها و شرکت‌های ایرانی از جمله بانک‌های ملی، صادرات، رفاه، ملت و توسعه صادرات ایران و تمام شعب آنها در سراسر اروپا مشمول تحریم‌های خود قرار داد.
دهها شرکت و موسسه ایرانی از جمله شرکت صنایع هوایی ایران، شرکت فناوری سانتریفیوژ ایران، شرکت بیمه ایران، ماشین سازی اراک و شرکت پرتو صنعت در فهرست تحریمی‌های اروپا جای گرفته‌اند.
دو کشور هند و چین که خریدار بیش از نیمی از نفت صادراتی ایران بودند، به تدریج و بطور اعلام‌نشده خرید نفت از ایران را کاهش دادند. خرید نفت از سوی چین در همان هفته‌های نخست پس از تصویب قطعنامه‌ی ۱۹۲۹ رو به کاهش گذاشت و پس از آن بانک مرکزی هند نیز همین اخیرا اعلام کرد، تسهیلات بانکی برای پرداخت بهای نفت وارداتی از ایران ارائه نخواهد کرد.
در تحریم‌های یکجانبه آنچه که در مرکز توجه تحریم‌کنندگان، بویژه ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا قرار دارد صنعت نفت و گاز ایران است که مهم‌ترین و حتی یگانه منبع تامین درآمدهای ارزی ایران به شمار می‌رود.
مذاکرات ژنو
سعید جیلی و 
کاترین آشتون در ژنو، ۶ دسامر ۲۰۱۰ مذاکرات روزهای ۶ و ۷ دسامبر در ژنو، سومین دور گفت‌وگوهای مستقیم ایران و کشورهای اصلی طرف ایران در مناقشه‌ی اتمی بود. تنها نتیجه‌ی اعلام‌شده‌ی این مذاکرات، توافق طرفین برای ادامه‌ی مذاکرات در ماه ژانویه ۲۰۱۱ در شهر استانبول ترکیه است.
سخنان وزیر خارجه‌ی آمریکا در آستانه‌ی مذاکرات فضای مناسبی را برای گفت‌وگوها ایجاد کرد، اما نتوانست تاثیری در سرنوشت آن داشته باشد. خانم کلینتون گفته بود: «ایران پس از آن که نشان داد می‌تواند به شکلی مسئولانه و مطابق تعهدات بین‌المللی‌ خود عمل کند، خواهد توانست برای مقاصد صلح‌آمیز به غنی‌سازی اورانیوم بپردازد.»
سومین گفت‌وگوهای ژنو از سوی تحلیل‌گران «مذاکره‌ای که مذاکره نبود» توصیف شد، زیرا به‌نظر می‌رسید هیچک از طرفین برای مذاکره‌ی واقعی به ژنو نرفته بودند. غربی‌ها به ژنو رفتند تا نشان دهند در سبد سیاسی آنها مذاکره نیز جای دارد و افکار عمومی جهان قانع شود که آنها در برابر ایران همه‌ی راه‌ها را رفته‌اند.
ایران نیز به این دلیل به ژنو رفته بود تا بطور کامل به سرسختی و به بی‌اعتنایی به افکار عمومی جهان متهم نشود. اما با وسواس تمام مواظب بود که رفتار و حرکتی از خود نشان ندهد که غرب خیال کند فشار تحریم‌ها اثر کرده و ایران را به پای میز مذاکره کشانده است.
مواضع سرسختانه‌ی ایران تا آنجا ادامه یافت که بر خلاف دور قبلی مذاکرات ژنو در اکتبر ۲۰۰۹ سعید جلیلی حاضر به ملاقات محرمانه با ویلیام برنز نماینده آمریکا در مذاکرات نشد.
نوبت بعدی مذاکرات در استانبول نیز همانند دیدار ژنو احتمالا تحولی در این مناقشه پدید نخواهد آورد. زیرا در هر دو طرف مناقشه در شرایطی قرار دارند که بسختی می‌توانند مواضع خود را تغییر دهند. ایالات متحده آمریکا و متحدانش برای ایجاد اجماع بین‌المللی و تشدید تحریم‌ها علیه ایران، هزینه و نیروی فراوان صرف کرده‌اند و بر این نظرند که این فشارها موثرند و موثرتر نیز خواهد بود. بنابراین تا زمانی که تغییری جدی در مواضع ایران بوجود نیاید کوتاه نخواهند آمد. ایران نیز فعلا خود را قادر به مقاومت در برابر فشارهای بین‌المللی می‌بیند و حاضر به پذیرش خواست‌های اصلی غرب نیست.
غرب خواهان توقف غنی‌سازی اورانیوم و اجازه بازرسی نامحدود از اماکن و تاسیسات اتمی ایران برای پی بردن به ماهیت و اهداف پروژه‌های هسته‌ای این کشور است.
سال ناکامی‌ها پی‌ درپی
جدا از فشارها و تحریم‌های بین‌المللی ناشی از تصویب قطعنامه‌ی ۱۹۲۹ شورای امنیت درباره ایران، سال ۲۰۱۰ سال ناکامی‌های پرشمار در بسیاری دیگر از حوزه‌های مناسبات بین‌المللی برای ایران بود.
موشک‌های ضد 
هوایی اس‌۳۰۰● یکی از این ناکامی‌ها شکست ایران در میزبانی کنگره جهانی فلسفه بود. یونسکو به دلیل نوع تدارک و مدیریت کنگره، آن را فاقد استاندارد لازم به عنوان یک همایش عملی دانست و از آن پا پس کشید. هفته‌های آخر تدارک این کنگره و برگزاری آن با فشارهای گسترده به دانشگاهیان و استادان علوم انسانی در ایران همراه بود. به همین دلیل علاوه بر انصراف یونسکو، چهره‌های علمی خارجی نیز که به این کنگره دعوت شده بودند، از سفر به ایران خودداری کردند.
● ناکامی دیگر ایران شکست در راهیابی به هیئت اجرایی نهاد زنان سازمان ملل متحد بود. در جریان گزینش اعضای این نهاد که ماه نوامبر در مجمع عمومی سازمان ملل برگزار شد، عضویت ایران قطعی می‌نمود، زیرا برای ۱۰ کرسی آسیا ۱۰ کشور نامزد شده بودند. اما در آخرین لحظات به تشویق آمریکا کشور کوچک تیمور شرقی نیز اعلام نامزدی کرد و ۳۶ رای آورد، در حالی ایران تنها ۱۹ رای بدست آورده بود.
● پیدا شدن کانتینرهای پر از سلاح و مهمات در بندر لاگوس نیجریه، حادثه‌ای بسیار ناخوشایند و تلخ دیگر برای دیپلماسی جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۰ بود. ایران نتوانست ارسال مخفیانه این سلاح‌ها را توجیه کند و پذیرفت که کانتینرها در ایران بارگیری شده‌اند، اما ادعا کرد که سلاح‌ها صادرات یک شرکت خصوصی هستند. با توجه به عدم فعالیت شرکت‌های خصوصی ایران در تولید سلاح و جنگ‌افزار، جهان ادعای یادشده را با شک و تردید نگریست. وزارت خارجه نیجریه چند روز بعد موضوع ارسال تسلیحات از ایران به این کشور را به شورای امنیت سازمان ملل گزارش کرد.
● ناکامی دیگر ایران شکست ماموریت محمدجواد لاریجانی در نیویورک برای جلوگیری از تصویب قطعنامه‌ی نقض حقوق بشر در ایران بود. کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، موسوم به کمیته حقوق بشر، این‌بار با ۶ رای بیشتر نسبت به سال پیش این قطعنامه را تصویب کرد. این قطعنامه بیست‌وششمین قطعنامه‌ی مجمع عمومی در انتقاد شدید از وضعیت در ایران از زمان تاسیس نظام جمهوری اسلامی در سال ۱۹۸۰ است.
● شکست دیگر ایران در پهنه‌ی جهانی، امضای قرارداد خط لوله‌ی تاپی (TAPI) میان ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند در اوایل ماه دسامبر بود. این پروژه ۸ میلیارد دلاری، طرح «خط لوله صلح» را که قرار بود گاز ایران را به پاکستان و هند برساند، به بایگانی سپرد. کشورهای مهم منطقه و جهان مانند آمریکا، هند، روسیه از خط لوله تاپی به جای رقیب ان خط لوله صلح حمایت کردند.
● یکی دیگر از ناکامی‌های خارجی ایران در سال ۲۰۱۰ انصراف روسیه از فروش سامانه‌ی موشکی اس۳۰۰ به ایران بود. این سامانه موشکی، سیستم دفاعی منحصر به‌فردی نیست و هم‌اکنون روسیه مدل‌های ۴۰۰ و ۵۰۰ آن را نیز تولید کرده است، اما ایران در موقعیتی نبود که بتواند از روسیه به‌خاطر عدم اجرای تعهداتش بازخواست کند.
● در سال ۲۰۱۰ ایران هدف مهمترین حمله‌ی سایبری قرار گرفت. کرم رایانه‌ای استاکس‌نت نخستین جنگ‌افراز شلیک‌شده در عالم مجازی بود که کامپیوترهای تاسیسات هسته‌ای ایران عمده‌ترین هدف و قربانی آن بودند. هنوز ابعاد خسارات این حمله بدرستی شناخته نشده است.
براساس گمانه‌زنی‌ها آثار تخریبی کرم استاکس‌نت در تاسیسات هسته‌ای ایران قابل‌مقایسه با یک حمله‌ی هوایی سنگین است.  احمدی‌نژاد نیز در ماه نوامبر اعتراف کرد که «تعداد محدودی» از سانتریفوژهای ایران در اثر نصب قطعات الکترونیکی آلوده به برنامه‌ای مخرب از کار افتاده‌اند. اما موسسه‌ی «علوم و امنیت بین‌المللی» در واشنگتن می‌گوید ویروس مخرب استاکس‌نت احتمالاَ بیش از هزار سانتریفوژ در تاسیسات اتمی نطنز را از کار انداخته است.
رهبران 
ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هندوستان پس از امضای قرارداد خط لوله 
تاپی● سال ۲۰۱۰ شرکت بزرگ نفتی جهان یکی پس از دیگری خود را از صنعت نفت و گاز ایران بیرون کشیدند. شرکت بریتانیایی-هلندی شل، شرکت فرانسوی توتال، شرکت نروژی استات اویل و شرکت ایتالیایی انی از جمله‌ی این شرکت‌ها بودند.
سردی روابط با همه‌ی جهان
سال ۲۰۱۰ مناسبات ایران تقریبا با تمام کشورهای جهان، از چین و روسیه گرفته تا کشورهای عرب منطقه و کشورهای مهم اروپایی به حداقل رسید. در میان کشورهای منطقه حتی رابطه با سوریه نیز به گرمای سال‌های پیش نبود.
اطلاعاتی که در اسناد ویکی لیکس درباره دیدگاه‌ها و مواضع اعراب نسبت به ایران منتشر شد، به روشنی گویای موقعیت منزوی جمهوری اسلامی ایران در منطقه بود. میرحسین موسوی، از رهبران مخالف دولت ایران با اشاره به همین اسناد ویکی لیکس می‌گوید، ایران در منطقه و در میان همسایگان حتی یک متحد قابل اتکا ندارد.
در سالی که گذشت تلاش‌های دولت احمدی‌نژاد برای بهبود مناسبات با مصر با بی‌اعتنایی قاهره روبرو شد. روابط با عربستان سعودی هم که در زمان دولت خاتمی قدری ترمیم شده بود، امسال به حداقل رسید. کار جمهوری اسلامی ایران در مناسبات بین‌المللی به آنجا رسیده که کشور کوچک و بی‌اهمیتی مانند گامبیا به دیپلمات‌های ایرانی دستور داد ظرف ۴۸ ساعت آن کشور را ترک کنند و یا وزیر خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران، خبر برکناری خود را در سفری رسمی از رئیس‌جمهور سنگال ‌شنید.
در سال ۲۰۱۰ جمهوری اسلامی ایران همانند سال‌های گذشته از نظر تعداد روزنامه‌نگاران زندانی و شمار اعدام‌ها رکورددار بود. اعدام معلم کرد، فرزاد کمانگر، حکم سنگسار سکینه آشتیانی و در روزهای اخیر حکم اعدام حبیب‌الله لطیفی، دانشجوی کرد به‌طور گسترده به رسانه‌های بین‌المللی راه یافت و افکار عمومی جهان را متوجه وضعیت حاد حقوق بشر در ایران ساخت.
مصطفی ملکان
تحریریه: فرید وحیدی
 

«سیلی فرمانده سپاه به احمدی‌نژاد»

محمود 
احمدی‌نژاد

طبق اسناد وزارت امور خارجه آمریکا که از سوی سایت ویکی‌لیکس منتشر شده، محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران،در نشست شورای عالی امنیت ملی در اوایل سال ۲۰۰۹ میلادی به محمود احمدی‌نژاد سیلی زده است.

این سند محرمانه وزارت امور خارجه آمریکا نخستین بار در روزنامه "ال‌پایس" چاپ اسپانیا منتشر شد. بر اساس این سند، ظاهراَ در یکی از جلسات شورای عالی امنیت ملی بحثی تند پیرامون حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری رخ می‌دهد که فرمانده سپاه با عصبانیت به رئیس دولت دهم سیلی می‌زند.
 محمدعلی 
جعفری، فرمانده سپاه پاسدارانطبق سند ویکی‌لیکس، در زمان برپایی این نشست، که تنش‌های سیاسی هنوز در ایران فروکش نکرده بودند و جوی ملتهب در کشور حاکم بوده، فرمانده سپاه پاسداران از پیشنهاد احمدی‌نژاد برای کنترل اوضاع بسیار عصبانی و شگفت‌زده می‌شود.
 بنا به این سند، احمدی‌نژاد خواهان آزادی بیشتر به شهروندان شده و از فشار بر مطبوعات و مردم ناراضی به نظر می‌رسیده است. این سند ویکی‌لیکس گزارشی است که سفارت آمریکا در جمهوری آذربایجان برای مقام‌های مسئول در واشنگتن ارسال داشته است.
 سند ویکی‌لیکس مدعی است، در حالی که احمدی‌نژاد در این جلسه‌ی شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد دادن آزادی بیشتر به مطبوعات را می‌کند، جعفری خشمگین شده و به وی می‌گوید: «تو اشتباه می‌کنی. تو مسبب این وضعیت هستی، حال خواستار آزادی برای مطبوعات می‌شوی.» به دنبال این جدل لفظی، فرمانده سپاه کشیده‌ای نیز به احمدی‌نژاد می‌زند.
 این درگیری فیزیکی سبب برهم خوردن جلسه می‌شود و دو هفته نیز جلسه دیگری از سوی شورای عالی امنیت برگزار نمی‌شود. به نوشته‌ی روزنامه‌ی "ال‌پایس"، گزارش سفارت آمریکا مبتنی بر اطلاعات "فردی مورد اطمینان" تنظیم شده است. مقامات جمهوری اسلامی تاکنون هیچ واکنشی نسبت به این سند نشان نداده‌اند.




وزیر اطلاعات: هزینه میلیاردها دلار برای «براندازی نظام»

حیدر مصلحی، 
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی

مقام‌های جمهوری اسلامی با تجلیل از راهپیمایی حامیان نظام در دی ماه سال گذشته، بار دیگر سران معترض را متهم به همکاری با بیگانگان کردند و اعتراض مخالفان را توطئه‌ای از پیش برنامه‌ریزی شده و در تعارض با ولایت فقیه خواندند.

حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، در همایشی در روز پنج‌شنبه (۹ دی / ۳۰ دسامبر) مدعی شد، هزینه‌ای بالغ «بر ۱۷ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار» از سوی "دشمن" برای براندازی نظام جمهوری اسلامی منظور شده است. مصلحی گفت: «دستگاه اطلاعاتی کشور در این فتنه دستاوردهای بزرگی داشت و رئیس جمهوری ‌آمریکا دو بار در کنگره اعتراف کرد که فضایی را که ما در شبکه مجازی و اینترنت برای لطمه زدن به انقلاب طراحی کرده بودیم با شکست مواجه شد.»
مقام‌های جمهوری اسلامی بدون ارائه مدرک و سند تاکنون بارها مدعی شده‌اند که کشورهای خارجی به جنبش اعتراضی و سران آن کمک‌های مالی ارسال داشته‌اند.
تظاهرات 
طرفداران جمهوری اسلامی در دی ماه سال ۱۳۸۸اظهارات مصلحی در چارچوب سلسله سخنرانی‌هایی ابراز شد که مقام‌های جمهوری اسلامی به مناسبت تظاهرات حامیان دولت در ۹ دی سال ۱۳۸۸، در برخی شهرهای کشور برگزار کردند. محور اصلی این سخنان حمله به رهبران جنبش سبز و شخصیت‌های معترض به دولت احمدی‌نژاد و دفاع از آیت‌الله خامنه‌ای بود.
مصلحی گفت: «یکی از سران فتنه که در دوران مختلف مسئولیت‌هایی داشته، ولایت فقیه را دیکتاتوری دینی می‌داند و یکی دیگر از مدیران فتنه نیز اعتقاد دارد که ولایت فقیه نمی‌تواند کشور را اداره کند و باید چیزی مانند مشروطه در کشور بوجود آید.»
مصلحی پیش از این نیز مدعی شده بود که در منزل علیرضا بهشتی، یکی از مشاوران نزدیک میرحسین موسوی، «جزوه‌ای تکان‌دهنده» به دست آمده که ظاهراَ محتوای آن «براندازی دین از ایران» بوده است.
مصلحی بدون اشاره به جزییات این جزوه تنها گفت، کارشناسان وزارت اطلاعات پس از بررسی ‌جزوه به این نتیجه رسیده‌اند که ادبیات آن، همان ادبیات حزب توده است.

سفر"آقازاده‌ها" به خارج و موفقیت قانون هدفمندی یارانه‌ها
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی همچنین مدعی شد که «سرویس‌های اطلاعاتی دشمن برای لغزش خواص از آقازاده‌ها» استفاده می‌کنند. مصلحی تصریح کرد: «آیا رفت و آمدهایی که آقازاده‌ها به لندن، آلمان و امارات می‌کنند و جلساتی با عناصر اطلاعاتی انگلیس برگزار می‌کنند برای منافع ملت ایران است؟» منظور مصلحی از «آقازاده‌ها» ظاهراَ فرزندان مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی است.
وی در خصوص موفقیت قانون هدفمندی یارانه‌ها گفت: «سران فتنه می‌گفتند به محض اینکه این طرح اجرا شود، جنوب شهر و شهر ری به جریان فتنه منتقل می‌شوند و این خیالی باطل بود و امروز این قانون به خوبی مسیر خودش را طی می‌کند، بدون آنکه کوچکترین چالشی ایجاد شود.»
اظهارات مکرر و تهدید‌آمیز مقام‌های انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی پیرامون "هدفمندی یارانه‌ها" نشانگر عمق نگرانی آنان از پیشبرد این قانون است. جمهوری اسلامی بیم از آن دارد که تورم و گرانی کالاهای اساسی سبب اعتراض و مقابله مردم با حکومت شود.

هشدار مصباح یزدی درباره سربرآوردن دوباره "فتنه"
محمدتقی 
مصباح یزدی
محمدتقی مصباح یزدی نیز در مراسمی دیگر مدعی شد، «فتنه» سال ۸۸ ریشه‌هایی ۲۰ ساله داشته و «هیچ ضمانتی وجود ندارد که فتنه ۸۸ آخرین فتنه باشد و چه بسا بار دیگر به صورت خطرناک‌تر پدید آید، لذا باید فکر کرد که در چه نقاطی ممکن است فتنه دیگری پدید آید و از آنجایی که سران فتنه در احکام و اعتقاد به دین و ولایت فقیه ضعف داشتند، باید بدانیم که اگر قرار باشد فتنه دیگری رقم بخورد، از همین نقطه است.»
نگرانی مصباح یزدی از ادامه جنبش اعتراضی در زمانی ابراز می‌شود که اغلب مقام‌های جمهوری اسلامی از پایان و نابودی آن سخن می‌گویند، و اصولاَ همایشی به مناسبت ۹ دی تاکیدی بر خاتمه اعتراضاتی است که مسئولان حکومتی از آن به عنوان "فتنه ۸۸" یاد می‌کنند.

حمله ذوالنور به هاشمی رفسنجانی
 مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران نیز در روز پنج‌شنبه (۹ دی) در کرمان گفت: «میزان و ملاک ملت برای احترام و مقبولیت یاران امام و استوانه‌های انقلاب، به میزان تبعیت آنها از ولی فقیه بستگی دارد.»
وی بی‌آنکه مستقیماَ نامی از هاشمی رفسنجانی ببرد، گفت: «افرادی که در نظام تاثیرگذار بودند، خود و اعضای خانواده وارد شکل‌گیری جریان فتنه شدند و اگر پای صندوق رای، رایشان را به دوربین نشان دادند که همه بدانند ما به فلانی رای داده‌ایم و اگر غیر از او رای آورد به معنی اینکه تقلب شده؛ آنان در همان روز انتخابات، تقلب را پیشگویی کردند.»
 وی تاکید کرد: «کسی در گذشته ممکن است آدم خوبی بوده، اما به معنی این نیست که امروز نیز آدم خوبی باشد.» ذوالنور دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را "بازگشت به اصول انقلاب" و دوری از هشت سال "انحراف و نفاق" خواند. اظهارات اغلب مقام‌های حکومتی در روز ۹ دی پیرامون ضرورت پیروی از "رهبری نظام" بود و اغلب سخنرانان، از جنبش اعتراضی اخیر ایران به عنوان محصول توطئه‌ای بلندمدت و برنامه‌ریزی شده یاد کردند.

کارگران 
در انتظار کار در ایران. شبح دروغ بر فراز بازار کار ايران

کارگران در انتظار کار در ایران.

به گفته عبدالرضا شيخ الاسلامی، وزير کار و امور اجتماعی جمهوری اسلامی، اقتصاد ايران در نه ماه گذشته يک ميليون شغل جديد ايجاد کرده و شمار شغل های ايجاد شده در کشور، تا پايان سال جاری خورشيدی (۱۳۸۹)، يه يک ميليون و پانصد هزار خواهد رسيد. اين آمار تا چه اندازه منطبق بر واقعيت های مربوط به اقتصاد و بازار کار ايران است؟
 چنين آماری تا به امروز هم از سوی آقای شيخ الاسلامی، وزير کار و امور اجتماعی اعلام شده و هم از سوی آقای احمدی نژاد رييس جمهوری اسلامی، و هر بار هم با ناباوری روبرو شده .
با تکرار اين آمار، ترديد ها بر طرف نمی شوند، مگر آنکه دلايل قانع کننده ای عنوان بشود در تاييد آنها. فعلا از اين دلايل خبری نيست.
در فاصله ده ساله ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۸، يعنی دوران زير پوشش برنامه های سوم و چهارم، کل مشاغل ايجاد شده در کشور، حتی بر پايه يک محاسبه خوشبينانه، به طور متوسط معادل ششصد هزار شغل در سال بوده است. در سال ۱۳۸۹ چه اتفاقی افتاده که يکباره رقم شغل های تازه ايجاد شده در کشور ۲.۵ برابر شده و به يک ميليون و پانصد هزار ميرسد. آيا سرمايه گذاری در کشور دچار جهش شده و ما خبر نداريم؟ آيا رونق ناگهانی صادرات غير نفتی صد ها هزار بيکار ايرانی را صاحب شغل کرده؟ آيا سرمايه گذاران خارجی به ايران هجوم آورده اند و در سراسر کشور کارخانه ايجاد کرده اند؟
به هر حال چنين جهشی در بازار کار نه تنها در تاريخ اقتصادی ايران، بلکه در تاريخ اقتصادی دنيا بی سابقه است. با چنين شيوه اطلاع رسانی، حتی آدم های خيلی خوشبين هم اعتقادشان را به آمار دولتی جمهوری اسلامی از دست ميدهند...

آيا ايجاد يک ميليون فرصت شغلی در نه ماه گذشته، آنگونه که مقام های ارشد جمهوری اسلامی ميگويند، نمی تواند ناشی از اوجگيری رشد اقتصادی در ايران باشد؟اصل مساله هم بر سر نرخ رشد است. در تمام کشور های دنيا، بازار کار با نرخ رشد اقتصادی ارتباط نزديک دارد. تنها با سرمايه گذاری و ايجاد بنگاه های توليدی است که می توان کار ايجاد کرد. البته در ايران، که اقتصادش نفتی است، نرخ رشد می تواند تنها به دليل اوجگيری دريافتی های ارزی بالا برود، ولی به هر حال اين شاخص به نوعی بر بازار کار تاثير ميگذارد.
نرخ رشد توليد ناخالص داخلی ايران، يا همان نرخ رشد، در سال ۱۳۸۶، بر اساس آمار بانک مرکزی، رسيد به ۶.۹ در صد. ولی از آن موقع تا امروز، آمار نرخ رشد منتشر نشده. در واقع برای سال های ۱۳۸۷، ۱۳۸۸ و نه ماهه اول ۱۳۸۹، هيچ رقمی در دست نيست، ولی بر پايه گفته های اين يا آن مقام رسمی، اين شاخص طی اين مدت در سطح پايينی بوده، احتمالا بين نيم تا يک در صد. با چنين سطحی از رشد، چطور امکان دارد کشور دو برابر و نيم ميانگين سال های پيش، شغل تازه ايجاد کرده باشد؟

چرا بانک مرکزی از انتشار نرخ رشد توليد ناخالص داخلی ايران خود داری ميکند؟ چه دليلی را برای عدم انتشار اين شاخص بسيار مهم اقتصادی ارائه ميدهد؟به تازگی حسين قضاوی، معاون اقتصادی بانک مرکزی، گفت که علت عدم انتشار آمار مربوط به رشد اقتصادی از سال ۱۳۸۷ تا به امروز، اختلاف نظری هست که در اين زمينه بين بانک مرکزی و وزارت صنايع جمهوری اسلامی وجود دارد. ظاهرا اين دو نهاد نتوانسته اند بر سر ارزيابی شمار بنگاه های صنعتی به توافق برسند.
البته بخش مهمی از صاحبنظران اقتصادی در ايران ميگويند بانک مرکزی نرخ رشد را اعلام نميکند، چون اين شاخص در سطح بسيار پايينی است.
در مورد انتشار آمار بيکاری هم ما با همان اشفتگی روبرو هستيم، تا جايی که حتی سر و صدای رسانه های حامی دولت هم در آمده. مرکز آمار ايران نرخ بيکاری کشور در بهار گذشته را، که ۱۴.۵ در صد بود، اعلام کرده، ولی از انتشار اين شاخص در تابستان و پاييز خود داری ميکند. همزمان با خود داری از انتشار آمار بازار کار، دستگاه های رسمی جمهوری اسلامی از ايجاد يک ميليون شغل تازه در کشور طی نه ماه گذشته صحبت ميکنند.
با اشاره به همين دوگانگی، پايگاه خبری «جهان نيوز» وابسته به احمد زاکانی، نماينده اصولگرای مجلس، از داغ شدن «بازار گمانه زنی» درباره بازار کار صحبت ميکند و می نويسد : «خودداری مراکز مسوول در اعلام اين شاخص مهم اقتصادی شک و ترديد را در خصوص افزايش چشمگير نرخ بيکاری در کشور افزايش می‌دهد؛ چرا که نشانه‌های رکود در اقتصاد آشکارتر از گذشته مشهود و آشکار است لذا افزايش نرخ بيکاری دور از انتظار نيست. اما اميد است مسوولان به جای پنهان‌کاری، صادقانه با مردم و کارشناسان برخورد کنند تا آنان نيز بتوانند مسوولان را ياری کنند.»


« موقعیت آقای خامنه ای روز به روز ضعیف تر می شود»

 در روزهای اخير، مير حسين موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالفان دولت، هدف حملات شديد آيت الله علی خامنه ای و هواداران او در دستگاه های نظامی و سياسی قرا رگرفته اند.
آقايان موسوی و کروبی در اين حملات، با القابی مانند « دست اندرکاران فتنه، پياده نظام دشمن، عافيت‌ طلب، سازشکار، فرصت طلب، پيمان شکن و خائن» توصيف شدند.
اين حملات به مناسبت سالروز نهم دی ماه سال گذشته صورت گرفت که در آن روز، هواداران رهبر جمهوری اسلامی در پاسخ به تظاهرات مخالفان در شهرهای گوناگون ايران، گردهمايی هايی برگزار کردند.
علی کشتگر، تحليلگر سياسی در پاريس، درباره اين حملات به « راديو فردا» می گويد:
همواره تمام هم و غم رهبر جمهوری اسلامی و دولت محمود احمدی نژاد، چگونگی مقابله با جنبش سبز يا نيروی اپوزيسيونی است که در ايران شکل گرفته است.
به نظر من، در سالگرد آن حرکت می خواهند چنين اقدامی را تکرار کنند. بنابراين رجزخوانی عليه نيروهای اصلاح طلب و جنبش سبز امری طبيعی است.

حجت الاسلام علی عسگری، عضو شورای هماهنگی سران سه قوه، گفته است بخش عظيمی از رسانه ها در مبارزه با جنگ نرم موفق عمل نکردند. موضوع جنگ نرم پس از آغاز اعتراض به نتايج انتخابات همچنان ادامه داشته و مقامات جمهوری اسلامی از آيت الله خامنه ای گرفته تا رده های پايين تر هميشه اين موضوع را مطرح کرده اند. تاکيد حکومت با استفاده از موضوع جنگ نرم و توطئه دشمن در مقابله با مخالفان تا چه اندازه موفق بوده است؟
اکنون جنبش سبز ايران در تمام زمينه ها رسوخ کرده و يک فرهنگ عمومی در تمام اقشار و اقوام جامعه به وجود آمده است، مبنی بر اين که ايرانی ها بايد تمام اختلافات عقيدتی، دينی و سياسی را کنار بگذارند و برای حق رأی خودشان با هم همراه باشند.
اين موضوع به يک آرزوی مهم در جامعه ايران تبديل شده است و رژيم از اين مسئله وحشت دارد.
اگر جمهوری اسلامی کنونی می توانست بيش از آنچه که کشته و اعدام کرده است، بکشد و بيش از آن که به زندان ها انداخته است، زندانی کند، حتما اين کار را انجام می داد. اينها نگران آينده هستند و می دانند برنامه هايشان در زمينه های مختلف شکست خورده است.

يک سال از روز نهم دی ماه سال گذشته می گذرد. جايگاه آقای خامنه ای را در عرصه سياسی ايران چگونه ارزيابی می کنيد؟
اقتدار ولايت فقيه در هم شکسته است؛ يعنی وضعيت آقای خامنه ای به گونه ای است که بخش بزرگی از نيروهای نظام اعم از اصول گرايان و اصلاح طلبان که به حاشيه رانده شده اند، با او مسئله دارند؛ از آقای رفسنجانی گرفته تا مراجع در قم و اصول گرايانی در مجلس.
اينها از طريق مخالفت با سياست های محمود احمدی نژاد، در واقع، به آقای خامنه ای ايراد می گيرند. پس آقای خامنه ای می ماند و نيروهای نظامی و امنيتی اش. اما آيا اين نيروی نظامی و امنيتی هم کاملا تحت فرمان او است؟ نه، چون وقتی اين نيرو می بيند آقای خامنه ای حامی ديگری ندارد، طلب سهم بيشتری می کند و ما شاهد سرکشی احمدی نژاد در برابر آقای خامنه ای هستيم.
به نظر من، موقعيت آقای خامنه ای بعد از ۲۲ خرداد به شدت تضعيف شده است و روز به روز هم ضعيف تر می شود.    


مسئله مبادلات نفتی ایران با هند با تغییر ارز رفع شد

به دنبال بروز مشکل در معاملات نفتی ایران با کشور هند، معاون بین‌الملل وزارت نفت روز جمعه اعلام کرد که این مسئله با تغییر ارز معاملاتی در مبادلات نفتی ایران و هند و تبدیل آن از «یورو و دلار به دیگر ارزها» حل شده و دیگر مشکلی برای صادرات نفت ایران به این کشور وجود ندارد.
احمد خالدی، معاون بین‌الملل وزارت نفت جمهوری اسلامی، در گفت‌وگو با خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس اعلام کرده است که ایران تصمیم گرفته به جای دو ارز دلار و یورو از ارزهای دیگر مانند «ین ژاپن، درهم امارات، یا دیگر واحدهای پولی» در معاملات خود با هند استفاده کند.
پیشتر در نخستین ساعات روز جمعه روزنامه تایمز چاپ هند خبر داده بود که مقام‌های هند و ایران کوشش خواهند کرد تا مشکل ایجاد شده در زمینه چگونگی پرداخت هزینه نفت خامی که هند از ایران می‌خرد را از طریق گذراندن این پول از یک کشور ثالث حل کنند.
بانک مرکزی هند در روز دوشنبه، ۶ دی‌ماه، انجام دادوستد با ایران از طریق «اتحادیه پایاپای آسیایی» که واسطه معاملاتی بین ایران و هند است را برای شرکت‌های هندی ممنوع اعلام کرد.
رسانه‌های هند می‌گویند این تصمیم در پی فشارهای ایالات متحده برای تحریم بیشتر ایران اتخاذ شده‌ است.
این امر باعث ایجاد ناامنی در بازار خریداران نفت خام از ایران شده و مقام‌های ایرانی و هندی قرار بود برای بحث در مورد این مشکل، روز جمعه جلسه‌ای برگزار کنند.
به گزارش روزنامه «تایمز آو ایندیا»، یکی از منابع حاضر در این بحث‌ها به خبرنگاران گفته ‌است: «برخی کشورها هستند که مغلوب فشارهای ایالات متحده نشده‌اند و به این خاطر این گزینه وجود دارد تا نقل و انتقال پول را از طریق بانک‌هایی در چین و ژاپن صورت داد.»
خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه خبر داده‌ بود که ایران به خاطر تصمیم جدید دولت هند، از فروش نفت خام به این کشور خودداری کرده ‌است، اما مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران روز جمعه این مطلب را تکذیب کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، احمد قلعه‌بانی در خصوص خبر رویترز مبنی بر قطع فروش نفت خام به هند به دلیل خودداری دهلی نو از تعاملات ارزی بر پایه دلار و یورو با ایران اظهار داشت: «بنده اطلاع خاصی در این زمینه ندارم و از سوی دیگر نیز معلوم نیست منبع این خبر که از سوی رویترز اعلام شده کیست.»
وی افزود: «خبر مذکور صحت ندارد و این دست اخبار مجعول سندیت و قطعیتی ندارد و فروش نفت خام به این کشور کماکان ادامه خواهد داشت.»
ایران پس از عربستان سعودی دومین تأمین‌کننده نفت خام هندوستان است و ارزش تجارت نفت ايران با هند حدود ۱۲ ميليارد دلار در سال برآورد می‌شود.

استوارت لوی، معاون وزیر امور خزانه‌داری آمریکا، روز سه‌شنبه در بیانیه‌ای تلاش هند برای کنار گذاشتن این گونه معاملات با ایران را «اقدامی مهم» خواند.
تومی ویتور، سخنگوی کاخ سفید، نیز چهارشنبه گفت ما فکر می‌کنیم هند تصمیم درستی گرفته است.
ایالات متحده و هم‌پیمانانش به خاطر نگرانی از جنبه‌های احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران می‌کوشند از راه اعمال فشار و تحریم، ایران را از ادامه این برنامه منصرف کنند. ایران همواره این اتهام را رد کرده و برنامه خود را صلح‌آمیز خوانده است.
ایالات متحده در یک سال گذشته در تلاش بوده است تا در راستای تحریم‌هایی که علیه ایران به تصویب رسانده است، هند را با این تحریم‌ها همسو کند.



پنجاه روز است که خانواده سردار محمد عزلتی مقدم از دیدار با ایشان محرومند.
به گزارش تحول سبز، نیروهای امنیتی تنها یک بار به همسر سردار مقدم اجازه دادند که با وی به مدت ۱۰ دقیقه ملاقات کابینی داسته باشد که این دیدار نیز با حضور نیروهای امنیتی و تحت نظارت کامل انجام شده است.
سردار محمد عزلتی مقدم رئیس کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی ۵۰ روز پیش هنگامی که از دیدار با مهندس موسوی برمی گشت در خیابان ربوده شد. دادستانی انقلاب تا یکماه پس از بازداشت ایشان ازپذیرش مسئولیت بازداشت ایشان امتناع کرد تا اینکه پس از پی گیری های خانواده ایشان معلوم شد که وی در بند ۲۰۹ زندان اوین بازداشت است.
خانواده سردار مقدم بارها از دادستانی درخواست ملاقات حضوری با وی را نموده اند که تاکنون موافقت نشده است. همچنین دادستانی تاکنون علت بازداشت ایشان و اتهامات وارده را به خانواده اش اعلام نکرده است.
با این حال خانم اعظم السادات حیدری همسر سردار مقدم پس ازتنها ملاقات کابینی با همسر دربندش از روحیه بالای وی در زندان خبر داده است.



آقای دادستان! مصرانه می خواهم شرایط مناظره مصطفی تاجزاده فراهم شود

فخرالسادات محتشمی پور در پنجاه و یکمین عریضه خود به دادستان تهران با عطر میلاد مسیح نوشت:این جانب نیز مصرانه می خواهم شرایط مناظره همسرعزیزتر از جانم با هر مسئول لشکری و سپاهی و کشوری فراهم آید هرچند که مناظره با ملاحسین صد درصد اولویت دارد و متأسفانه به دلیل استنکاف عاجزانه ایشان می رود که به یک آرزوی محال برای همسرم و ما و همه سبزها تبدیل می شود.
متن کامل این عریضه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
به : دادستان تهران
از : یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای ۸۹،همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
این المعدّ لقطع دابرالظلمة این المنتظرلاقامة الامت والعوج این المرتجی لازالة الجور و العدوان؟؟؟
سلام آقای دادستان!
آدینه فردای نه دی تان خوش باد! امیدوارم در این روز عید مسلمانان و روز بازنگری یک هفته دیگر از عمرفانی، کاملا از خود راضی باشید و از همه گفته ها و کرده های خود و همه اقوال و گفتاری که بر آن مهر تأیید می زنید.
من این آدینه را نیز در خانه ای خالی از همسر عزیزتر از جانم می گذرانم با همه خاطرات خوبش و با عزت و افتخار. با عزتِ همسری مدام او و با افتخار به همراهی اش در این سی سال زندگی مشترک. مرد زندگی من مردی است بزرگ و افتخارآفرین. بزرگی اش نه به ضخامت شکم و بلندی قواره و پیپچیدگی عضلات است و نه به پهنی پهنای کرسی اش و نه برآمدگی جیبش و نه به بلندای مراتب خانه اش و نه به بلندای آوازه اش در فریبکاری و ارتکاب گناهان کبیره که این روزها مانند نقل و نبات تجویز و ترویج می شود؟ نه آقا بزرگی همسر آزاده من به این هراسی است که شما و بزرگترهایتان از او دارید و شب و روز در هول و وحشتید که فردا در آن سر کوچک چه خواهد گذشت و از آن زبان سرخ چه برون خواهد تراوید. و متناسب اوهام و تخیلات و پیش فرض هایتان برای او و ما به خیال خودتان نقشه می کشید و پیشگیری می کنید با انواع اقدامات غیرقانونی غیرشرعی غیرانسانی با انواع ممنوعیت ها و محدودیت ها و هرکار خرد و حقیری که از صاحبان اندیشه های خرد و حقیر برمی آید! ما اما به محتشمی و بزرگ زادگی و بزرگ منشی خو کرده ایم و آرزوی تمنای از مردان خرد را بر دلشان خواهیم گذاشت ودر عوض به درگاه بی نیاز کرنش می کنیم و به دریای رحمتش که در خلق او متجلی است پناه می بریم و دعای حسن عاقبت برای خویش و عزیزانمان می کنیم.
آقای دادستان!
شنیده ام در چند روز گذشته رسانه میلی که صرفا با پول نفت و «نانِ خوب» این مردم نجیب و بزرگ ارتزاق می شود، چون دیگر خودکفایی اش امری محال است، محل خودنمایی وجولان و عرض اندام کسانی بوده که لقمه های بزرگ تر از دهانشان برداشته و از بزرگانی به بدی یاد کرده اند که سابقه درخشانشان در سی سال گذشته و نسبتشان با امام و انقلاب و نظام بر همگان آشکار است. شنیده ام دهان باز کرده اند و هرناشایستی را به زبان آورده اند و با تشویش اذهان عمومی، تحریک احساسات صاحبان آراء سبز را نموده اند و بلکه مردمانی را که تا دیروز جور دیگر فکر می کردند. شنیده ام این رسانه که طبق نظرگاه امام راحل و براساس قانون اساسی باید منعکس کننده نظرات ودیدگاه های همه مردم باشد هم چنان مِلک طلق به اصطلاح اکثریتی است که گاه همان عدد اعلام شده توسط خودشان را برای مخالفانشان فراموش می کنند و خط انکار بر روی میلیون ها انسان فهیم و وارسته که روزی خس و خاشاک و دیگر روز گوساله و بزغاله شان خواندند، می کشند در حالی که خداوند حتی خط انکار بر روی فاسدترین و فاجرترین و روسیاه ترین بندگانش و بر روی هم اینان هم نمی کشد و به آنان مجال توبه و بازگشت می دهد و مجال ساختن فردایشان را با اعمال کریه شان. تنها با نظاره رسانه میلی می توان معنای واقعی تمامیت خواهی را در این جا، ایران اسلامی و یا به تعبیر آقایان ام القرای مسلمین جهان شنید و دید و آموخت! کسانی که برای مخالفان خود حق حیات قائل نیستند چه رسد به حق رأی و حق بیان خواسته های قانونی شان! و از این که مخالفانشان که به دلیل عدم دسترسی به تریبون های رسمی و دولتی مفت به چنگ آمده برای اقتدارگرایان، از همان روزنه های اندک ممکن صدای حق طلبی و قانون خواهی شان را به گوش مردم می رسانند، به وحشت می افتند وبه تکاپو می افتند تا همان روزنه ها را هم ببندند و حصارها را دورادور مخالفانشان تنگ تر کنند و موانع را آهنین و زندان ها را پرتر و رعب را سنگین تر و ناقوس خفقان را در سراسر کشور به صدا درآورند. غافل از آن که این مردم علاوه بر تکیه بر ملیت شان که یک جهان با آن آشناست، حصنی ارجمند چون اسلام را دارند که با گفتن لااله الا الله به آن ورود یافته اند تا از هرگونه وابستگی برهند و در آن آرامش و قرار گیرند.
آقای دادستان!
پرسش من، که خود یک ستم دیده هستم که جدیدترین شکایتم را برای ستم هایی که این روزها برما می رود، همین دیروز ثبت کردم تا از دایره حق خواهی و عدالت طلبی قدم بیرون نگذاشته باشم، این است که شما که دادستانید و باید داد مظلوم از ظالم بستانید آیا برای مخاطبینی که پول نانشان خرج تهیه برنامه های تبلیغی و ترویجی و بعضا آموزشی بصیرت یابی می شود، شعوری قائلید و اگر قائلید برایشان حق انتخاب قائلید و اگر قائلید فرصت و زمینه و مجال انتخاب قائلید و اگر قائلید چطور داد این مخاطبین چندین میلیونی شرکت کننده و رأی دهنده به کاندیداهای دیگر تأیید شده توسط همین شورای نگهبان که قانونی اش می دانید و همسر من شاکی ده ساله از رئیس آن است و یا شرکت نکننده در انتخابات را می ستانید که صدایشان و نظرشان و صدا و نظرگاه نمایندگانشان را هرگز نمی توانند از این رسانه که باید ملی باشد و میلی است بشنوند؟
مخالفان صداهای کودتاگران و اقتدارگرایان و خشونت طلبان و فتنه انگیزان واقعی که مصونیت آهنین دارند و هیچ شکایتی علیه شان به سرانجام نمی رسد، باید صدای خود را و پژواک صدایشان را از کجا بشنوند؟ من این پرسش را از شما دارم و از جامعه حقوق دانان کشور که شاهد تخطی مستمر مسئولان و کسانی که خود باید حافظ قانون باشند، از قانون اساسی هستند. آقای دکتر می دانید که دوست و برادر عزیزمان آقای دکتر شکوری راد در نامه ای به رئیس این رسانه همین درخواست حقوقی را مطرح کرد که برای ما لااقل به قدر همان عددی که احتسابمان کرده اید حق قائل باشید و نتیجه این خواست مشروع و دیگر خواست های مشروعش بازگشت به زندان بود. می دانیم که این روزها هرگونه درخواست مشروع درچارچوب انسانیت و شرع و قانون اساسی کم ترین هزینه اش زندان است و هزینه های بیشتری هم خونخواران آلت دست بیگانه برایش پیش بینی کرده اند مانند جویده شدن خرخره هایشان و گرداندن جنازه هایشان در شهر ولی ما که از خشونت بیزاریم اتفاقا برای پایان یافتن این خشونت گرایی و استقرار هرچه سریع تر صلح و امنیت و آرامش در کشورمان به یمن میلاد پیامبر صلح و عشق و دوستی عیسی بن مریم (ع) باید آماده پرداختن هزینه ها باشیم همان طور که عزیزانمان در زندان های ایران دارند هزینه های گزافی می پردازند.
آقای دادستان!
حالا که شما شأنتان اجل است که پاسخ یک شهروند دون پایه ستم دیده را بدهید دروقتی که پاسخ دادن به صاحبان زر و زور و تزویر اولویت دارد و بلکه وظیفه است، لطفا به رئیس این رسانه ملی بفرمایید برای پیشگیری از اطلاع رسانی های خانواده های زندانیان سیاسی از طریق رسانه های خارج از کشور، طبق قانون تریبون در اختیار ایشان قرار دهند تا مردم حرف هایشان را بشنوند ودر مورد ایشان و عزیزانشان داوری کنند و شما دائم این بندگان خدا را با ادعای مرتکب اعمال مجرمانه اطلاع رسانی شدن، تهدید و تقبیح و تنبیه نکنید!
این جانب نیز مصرانه می خواهم شرایط مناظره همسرعزیزتر از جانم با هر مسئول لشکری و سپاهی و کشوری فراهم آید هرچند که مناظره با ملاحسین صد درصد اولویت دارد و متأسفانه به دلیل استنکاف عاجزانه ایشان می رود که به یک آرزوی محال برای همسرم و ما و همه سبزها تبدیل می شود.
ممنون که فرمایشات متین ما را به گوش جان می نیوشید و ممنون تر می شوم اگر این عرض آخر عریضه را پی گیری فرمایید.
این مبید العتاة والمردة این مستأصل اهل العناد والتضلیل والالحاد این معزّ الاولیاء و مذّل الاعداء؟؟؟
فخرالسادات محتشمی پور
بیست و پنجم محرم الحرام ۱۴۳۲ برابر با دهم دی ماه ۱۳۸۹


آتش بار دیگر به جان جنگل های آمل افتاد


بخشدار مرکزی شهرستان آمل از وقوع دوباره آتش سوزی جنگلهای این شهرستان در منطقه جنگلی زائر سرلهاش بخش مرکزی از پیش از ظهر جمعه خبر داد.
یحیی عسگری پور با تایید این خبر به مهر گفت: هنوز از سطح میزان آتش سوزی اطلاعات دقیقی اعلام نشده اما نیروهای امدادی نیروهای منابع طبیعی، آتش نشانی، هلال احمر، گروهای کوهنوردی و نیروهای محلی برای مهار آتش اعزام شدند.
وی افزود: علت حادثه در دست بررسی است ولی خشک بودن برگهای درختان و زمین اطراف موجب گسترش این آتش سوزی شده است.
بخشدار مرکزی آمل تصریح کرد: متاسفانه صعب العبور و صخره ای بودن منطقه جنگلی لهاش، اطفای حریق را برای نیروهای امدادی مشکل ساز کرده است.
عسگری پور از دهیاران مناطق جنگلی به عنوان مدیران بحران در روستاها نام برد و افـزود: به محض وقوع آتش نیروهای امدادی در منطقه حضور می یابند.
وی از شکارچیان و دامداران مناطق جنگلی این بخش نیز خواست با دیدن دودی ناشی از آتش سوزی های کوچک مراتب را به دهیاران روستاهای اطراف اطلاع دهند.
این درحالی است که ” هادی خنجری ” مدیر کل مدیریت بحران مازندران پیشتر به رسانه های این استان گفته بود: همه دستگاههای اجرایی مازندران برای اطفای آتش احتمالی در جنلگهای استان در آماده باش کامل هستند و در صورت وقوع حادثه آتش سوزی در جنگلها دو دستگاه بالگرد نیز به منطقه اعزام می شود.
در این حال اهالی منطقه از گسترش دامنه آـش سوزی ها درمنطقه جنگلی زایرسردر ابراز نگرانی کردند وگفتند: متاسفانه تاکنون نیروهای محلی به محل آتش سوزی نرسیدند.
در حوزه استحفاظی شهرستان آمل حدود ۲۹۵ هزارهکتارجنگل و مرتع وجود دارد


جرس:‌ 
دادستان تهران با بیان این که "انقلاب اسلامي براي ايجاد يك جامعه نمونه تاسيس شد"، اظهار کرد: يكي از مظاهر اين جامعه مبارزه بي‌وقفه با فساد و تباهي در همه عرصه‌ها و شيطان بزرگ آمريكا ست كه قبل از انقلاب با حمايت از رژيم شاه و سركوب مبارزين نمي‌خواست انقلاب پيروز شود ولي امام با رهبري الهي خود آنها را منكوب كرد.
به گزارش ايلنا، عباس جعفري دولت‌آبادي در سخنان پيش از خطبه نماز جمعه تهران ادامه داد: آمريكا در اوايل پيروزي انقلاب در جهت براندازي مانند ايجاد اختلاف ميان قوميت‌ها، تحريك افسران نظامي، جنگ، ترور و تقويت ملي‌گرايي و جريان بني‌صدر تلاش‌های بسیاری کرد، اما هوشياري عميق مردم باعث خنثي شدن اين توطئه‌ها شد اما مخالفان به همراه آمريكائي‌ها، اميد خود را به دوران پس از امام بسته بودند و فكر مي‌كردند با فوت ايشان انقلاب دچار تشتت مي‌شود ولي مجلس خبرگان با انتخاب حضرت آيت‌الله خامنه‌اي نقشه‌ آنها را بر باد داد.
دولت آبادي در ادامه اظهار عقیده کرد: آنها با تشكيل دولت سازندگي و اصلاحات و ايجاد حلقه كيان و اقداماتي براي ايجاد دموكراسي و ... اهداف خود را دنبال مي‌كردند و فكر مي‌كردند با ايجاد گفتمان اشرافي‌گري مي‌توانند اقدامات خود را انجام دهند و خوشبختانه نيروهاي حزب‌الهي آن دوران را تحمل كردند اما دشمنان در سال 88 نيزهمان اهداف را ادامه دادند. البته در سال 84 هم قصد دنبال كردن اين كار را داشتند اما با هوشياري رهبري در نطفه خفه شد.
دادستان عمومي و انقلاب تهران گفت: سال 88 يك سال استثنائي در تاريخ انقلاب است كه نام توطئه‌ها و فتنه‌ها را در لواي عناوين زيبايي مانند جمهوريت نظام و تقلب در انتخابات مطرح كردند ولي انتخابات با شركت بيش از 40 ميليون مردم مشت محكمي بر دهان دشمنان بود .آنان انتظار اين همه مشاركت را نداشتند و پس از آن نيز فكر نمي‌كردند كه مردم با وجود توطئه‌ها و فتنه‌ها به فرمان رهبري به ميدان آمده و توطئه‌ها را خنثي كنند.
جعفري‌ دولت‌آبادي با بيان اينكه "دشمنان بايد به نوعي اهداف خود را دنبال مي‌كردند" مدعی شد: آنها همان طرح براندازي را به نحو بسيار زيبا و پيچيده‌اي دنبال كردند و حتي عده‌اي از مردم ابتدا فكر مي‌كردند كه در انتخابات تقلب شده است اما رهبري وارد ميدان شدند. فتنه‌گران مي‌گفتند كه تمام مناسبتهاي جمهوري اسلامي را از آنها مي‌گيريم تا اسطوره عدالت شكسته شود ولي بعد از نماز جمعه رهبر معظم انقلاب فهميدند كه كار سختي پيش‌رو دارند . بسياري از نيروهايشان با ترديد روبرو شدند ولي همچنان به تظاهرات ادامه دادند چرا كه فكر مي‌كردند با بازگشايي دانشگاه‌ها و مراسم 13 آبان و 16 آذر مي‌توانند جمهوري اسلامي را مشغول كنند و با تظاهرات خياباني نظام خسته مي‌شود.
دادستان عمومي و انقلاب تهران در ادامه سخنانش اظهار كرد: به عنوان كسي كه 27 سال در دستگاه قضائي بوده‌ام و دستگيري‌هاي يك سال اخير را از نزديك شاهد بودم ، مي‌گويم كه حجم اقدامات انجام شده و توطئه‌ها آنقدر سنگين بود كه يك روز آن براي نظام كافي بود. اوج آن توطئه‌ها در روز عاشورا بود. در همان ايام خبرنگاري از من پرسيد كه آيا براي آن روز برنامه‌اي داريد و من پاسخ دادم مردم آنقدر هوشيار هستند كه اجازه چنين كاري را ندهند ولي آنها از شب عاشورا در شمال تهران اقدامات خود را آغاز كردند.
جعفري‌ دولت‌آبادي گفت: در دستگيري‌هاي آن روزها از همه نيروهاي چپ، منافق و بهائي وجود داشت و دشمن تلاش كرد تا اسلاميت نظام را بر زمين بزند. همانطور كه اول هم به سراغ جمهوريت رفتند و فكر مي‌كردند با لشكركشي مي‌توانند كاري كنند. اما همانطور كه آنها روز شش دي را ايجاد كردند خداوند خواست كه مردم 9 دي را آفريدند و طومار آنها را در هم پيچيدند. به طوري كه تمام نيروهايشان را در زندان ديدند و شدت برخورد سيستم به حدي بود كه تعدادي از عوامل فتنه‌گر به زندان رفتند و هنوز هم در زندانند .
وي با اشاره به اينكه "بعد از حادثه عاشورا برخورد با عوامل فتنه بيش از گذشته شدت گرفت" اذعان کرد: آنها نظام را در سطح رهبري و ولايت فقيه هدف گرفته بودند و لذا برخورد قضائي هم بسيار محكم بود. لذا من به نوبه خود از شعور و بصيرت مردم در 9 دي و مراسم ديروز تشكر مي‌كنم. مردمي كه حماسه آفريدند و اينها را زمين‌گير كردند.
دادستان عمومي و انقلاب تهران اظهار كرد: خيلي‌هاي سوال مي‌كنند كه چرا با سران فتنه برخورد نمي‌شود؟ ما بارها گفته‌ايم و رئيس قوه قضائيه هم گفته‌ است كه اينها مجرم هستند و به جرائمشان رسيدگي مي‌شود و محاكمه آنها قطعي است. اما ذكر اين نكته ضرورت دارد كه وقتي در عقبه فتنه، دست آمريكا و اسرائيل وجود دارد بايد با دقت بيشتري كار را به پيش ببريم تا فتنه‌گران مجالي براي رشد نداشته باشند. نه تنها مجالي براي رشد نداشته باشند بلكه محاكمه، تير خلاص به آنها باشد.
وي ادامه داد: عده‌اي در رسانه‌هاي خارجي مي‌نشينند و مي‌گويند مگر آنها چه اتهامي دارند كه مي‌خواهيد آنها تعقيب كنيد. مقام معظم رهبري گفتند كه اين افراد بزرگ‌ترين ظلم به نظام را كرده‌اند و اقدامات آنها را زير سوال برده‌اند. بنده هم از منظر حقوقي مي‌گويم كه فتنه‌گري و بر هم ريختن امنيت كشور طبق قانون مجازات سنگيني دارد و فتنه‌گران فكر نكنند در لفافه انتخابات مي‌توانند خود را پنهان كنند. لذا اتهامات سران فتنه بيشتر از اندازه‌اي كه فكر مي‌كنند سنگين است. در ادعانامه‌اي كه تنظيم خواهيم كرد اين مسئله به اثبات مي‌رسد.
به گزارش واحد مرکزی خبر وی در ادامه مدعی شد: امروز می بینیم سران فتنه برای جمهوری اسلامی ، شرط و شروط می گذارند و فکر می کنند می توانند حرف های یک سال پیش عده ای را بلغور کنند و برگردند به اول خط.
وی اضافه کرد: چطور به خود اجازه می دهند پس از این همه فتنه و ستمگری باز برای ما شرط بگذارند ، خیلی عجیب است که باز طلبکار نظام ما هستند .
دادستان تهران گفت: ‌شرط اول و نهایی نظام اسلامی برای آنان این است که اولا با آنان اتمام حجت شود که از فتنه گری دست بردارند و شرط دوم این است که باید محاکمه شوند .
وی افزود:آنان در یک سال گذشته فرصت تاریخی داشتند تا بدانند در جمهوری اسلامی چنین فضایی وجود نخواهد داشت که توطئه کنند و باز طلبکار باشند .
جعفری دولت آبادی گفت : پیغام قرآن به این افراد این است که اگر به کار خود ادامه دهند نفرین شده و ملعون هستند و باید با آنان با شدت و حدت برخورد شود .
دادستان عمومي و انقلاب تهران در ادامه سخنان خود با اشاره به سياست‌هاي جديد دستگاه قضائي گفت: هميشه افراد رده پائين به بالائي‌ها اصرار مي‌كردند كه با مفسدين برخورد شود اما هم‌اكنون برعكس شده است و رئيس‌ قوه قضائيه اين مطالبه را دارد كه اين قوه از ظرفيت‌هاي خود براي مبارزه با شرارت‌ها و مجرمين خطرناك اقدام كند و اين يك فرصت طلايي براي دستگاه قضائي جهت نشان دادن اقتدار نظام اسلامي است. زيرا مردم از مزاحمان نواميس و سارقان گله‌مند هستند.


 جرس:
زهرا رهنورد استاد دانشگاه با بیان این که "تجربه انقلاب اسلامی به ما نشان داد که تنها حضور در خیابان کافی نیست" اظهار داشت: جنبه‌های تئوری، جنبه‌های تشکیلاتی و جنبه‌های عقلانی باید به این حضورهای خیابانی افزوده شوند.  
 به گزارش جرس، رهنورد، در گفت‌وگو با رسا با بررسی جوانب جنبش دموکراسی‌خواه مردم ایران، درباره سرکوب‌های صورت‌گرفته از سوی حکومت گفت: این حاکمیت بسیار سرکوب‌گر بوده است و یکی از خشن‌ترین چهره‌های حاکمیت در ایران را، ما در چهر‌ه‌ی حاکمیت فعلی می‌بینیم.
وی با اشاره به تعداد بالای زندانیان سیاسی تاکید کرد: مردم ما از سرکوب نمی‌ترسند، نمونه‌اش این همه زندانی کردن‌ها است که هیچ‌کس از آن ابایی ندارد؛ حتی به پیشواز زندان رفته‌اند.
رهنورد راه‌های عدم انفعال جنبش سبز را ‌بی‌شمار خواند و "نترسیدن"، "هرگز سکوت نکردن"، "مبارزه‌های زیرزمینی" و حتی "به یکدیگر لبخند زدن" را از جمله این راه‌ها دانست و گفت: ما همه با همیم و با هر نماد و سمبلی می‌توانیم این را به هم نشان دهیم و وحدت‌مان را حفظ کنیم.
وی تاکید کرد: هر کس باید راه خودش را پیدا کند، اما آنچه مهم است این که ما نباید ساکت بمانیم.
رهنورد همچنین اظهار داشت: من معتقدم که پیروزی‌های زودرس خیلی زود هم از بین می‌رود. انقلاب اسلامی یکی از همان‌ها بود که خیلی کار بزرگی بود. اما خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت نتیجه داد. ولی آن پیروزی فاقد زیرساخت‌های لازم بود و به همین دلیل خیلی زود و در همان هفت- هشت سال اول رو به انحطاط رفت و امروز بعد از سی سال به اینجا رسیده‌ایم.

ویدئوی گفتگوی زهرا رهنورد با رسانه سبز ایران (رسـا)، از این طریق نیز قابل دسترسی است.




جرس:
همزمان با انتشار اخباری مبنی بر "شیوع آنفولانزای خطرناک در زندان گوهردشت و جانباختن تعدادی از زندانیان در بندهای غیر سیاسی" و "عدم پاسخگویی بهداری زندان بدلیل حجم زیاد بیماران"، یکی از پرسنل بهداشت و درمان سازمان زندان ها، طی تایید خبر فوق، از شیوع آنفولانزای خطرناکی در زندان قزل‌حصار نیز خبر داد و اعلام کرد "همزمان با تاسوعا و عاشورا، دو مورد فوتی در بند ۸ سالن دو این زندان داشتیم که از اداره بهداشت کرج بازدید آمدند و تایید کردند که فوت به دلیل ابتلا به آنفولانزا بوده است."
این مقام پزشکی زندان که نخواست نامش فاش شود، به جرس گفت "متاسفانه با گذشت مدتی هیچ اقدامی صورت نگرفته و باز هم هفته گذشته دو مورد فوتی دیگر در بند دو داشتیم که باز هم تایید شد که مرگ بر اثر آنفولانزا بوده است."
این عضو  همکار سازمان زندان ها همچنین با ابراز نگرانی از وضع پیش آمده، خاطرنشان کرد "از سوی مقامات تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته و حتی هزینه‌ای برای واکسیناسیون سراسری زندانیان در نظر گرفته نشده است و تنها تعداد معدودی از بیماران مبتلا به ایدز و یا بیماران قلبی واکسینه شده‌اند و این بیماری همچنان در حال شیوع هست و بعضی از پرسنل هم دچار بیماری شده‌اند و ترس و وحشت خاصی فضای زندان را گرفته است."
وی همچنین اعلام کرد در زندان رجایی شهر (گوهردشت) نیز دو مورد فوت مشکوک وجود داشته و تایید شده است که دلیل مرگ به دلیل آنفولانزا بوده است ."
این گزارش به نقل از منبع فوق همچنین افزود "زندانیان در زندان به صورت فشرده نگهداری می‌شوند، مثلا در بند ۳ تعداد زندانیان ۱۷۰ نفر است که در فضای حدودا صد متری نگهداری می‌شوند."
یکی از اعضای خانواده های زندانیان سیاسی نیز، در گفتگو با خبرنگار جرس، از حاد بودن شیوع بیماری در زندان گوهردشت و ابراز نگرانیِ خانواده ها نسبت به این مسئله – بدلیل بی توجهی مسئولین- خبر داد.
گفتنی است سامانه خبری کلمه، امروز با انتشار خبری در همین مورد، از ابراز نگرانی خانواده زندانیان زندان رجایی شهر، نسبت به وضعیت بحرانی آن زندان و تبدیل ملاقات های حضوری به کابینی، به دلیل شیوع آنفولانزا در این زندان خبر داده است.
این گزارش همچنین آورده است "بیماری آنفولانزا که چندی ست در زندان رجایی شهر شایع شده است تا به حال جان تعدادی از زندانیان در بندهای دیگر را گرفته است و بهداری زندان جوابگوی حجم زیاد بیماران نیست."
لازم به ذکر است گزارش های مشابهی از چند زندان دیگر کشور در مورد شیوع بیماری آنفلونزای خوکی ارسال شده است.
 


پنجاه مورد كودك‌آزاري در 9 ماهه امسال در خراسان شمالی

خبرگزاری هرانا - معاون امور اجتماعی بهزیستی خراسان شمالی گفت : ماموریت های اعزامی اورژانس اجتماعی در استان افزایش پيدا كرده است.
به گزارش خبر گزاری ايلنا، معاون امور اجتماعی استان با اعلام این خبر گفت : از ابتدای امسال تاکنون تیم سیار اورژانس اجتماعی بیش از 900 ماموریت داشته است. همایون غلامی افزود: در 9ماهه امسال تیم سیار اورژانس اجتماعی 922 ماموریت انجام داده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل با 522 ماموریت افزایش 5/2 برابری داشته است.
او ادامه داد: از این تعداد 115مورد مشاوره فردی،109مورد اطلاع رسانی و هدایت افراد به مرجع مربوطه،87مورد اختلافات حاد خانوادگی،50 مورد کودک آزاری،30 مورد همسرآزاری، 28مورد بدسرپرست و مابقی نیز سایر آسیب های اجتماعی بوده است.
وی همچنین به کاهش تماس با خط تلفن 123 اورژانس اجتماعی استان اشاره کرد و افزود: از ابتدای سال تا کنون 982 تماس با این خط برقرار شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل 268 تماس کمتر شده است.
غلامی علت این کاهش را آگاهی مردم نسبت به حوزه فعالیت اورژانس اجتماعی ذکر کرد و افزود: هم اکنون تماس مردمی با خط 123 مرتبط تر و تخصصی تر شده است.

انتقال ابراهیم یزدی به خانه امن وزارت اطلاعات

خبرگزاری هرانا - برخی منابع خبری از  انتقال زندانی سیاسی، دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی ایران، از زندان اوین به خانه ای تحت مراقبت و کنترل در منطقه ای نظامی گزارش می دهند.
بر اساس برخی گزارش ها، چهارشنبه گذشته بازجوی پرونده دکتر یزدی با همسر ایشان تماس گرفت، تا به وی اعلام کند طبق قرارهای قبلی برای ملاقات (یک پنجشنبه در میان که برنامه ملاقات زندانیان بند ٢٠٩ است)، برای ملاقات دکتر یزدی نیایند.
بازجوی پرونده به همسر دکتر یزدی گفت که ایشان اکنون به بیمارستان منتقل شده اند، و پس ازآن به جای زندان، به "خانه حفاظت شده ای در منطقه ای نظامی" انتقال می یابند ، و از همسر دکتر یزدی خواست تا برای ملاقات به جای سالن ملاقات اوین، به این خانه حفاظت شده بیاید . پاسخ خانم سوران طلیعه، همسر دکتر یزدی به بازجو این بوده که "من به چنین مکانی نمی آیم" .
گفتنی است بازجوی پرونده دکتر یزدی، شخصی به نام مهدوی می باشد، که بازجوی مشترک تمامی اعضای نهضت آزادی و منسوبین به خانواده های آن ها بوده است .
تاریخ دادگاه این کهنسال ترین زندانی سیاسی ، که از نهم ماه مهر در بازداشت به سر می برد، در روز ١۶ آذر همزمان با روز دانشجو تعیین شده بود، اما جلسه دادگاه به علت حضور نیافتن دکتر یزدی تشکیل نشد و عدم حضور ایشان در دادگاه، نگرانی های بیشتری نسبت به سلامتی ایشان بر انگیخت.
لازم به ذکر است که ملاقات های بند ٢٠٩ اوین پنجشنبه هر دوهفته یک بار می باشد، که در هفته های اخیر اکثرا به خاطر آلودگی هوا یا افزایش تعطیلات ، ملاقات کنندگان و از جمله خانواده دکتر یزدی ، از حق ملاقات با عزیزانشان محروم شده اند.
خبر ها از آخرین ملاقات های دکتر ابراهیم یزدی ، روحیه وی را خوب توصیف کرده اند ، در حالی که علاوه بر پیشرفت بیماری های قبلی (سرطان) ، افزایش درد های قلب و فشار خون نیز به آن افزوده شده است . در آخرین ملاقات ها دکتر ابراهیم یزدی با اشاره به وخیم تر شدن مسایل جسمی خویش، (و عدم رسیدگی های پزشکی و بهداشتی در زندان)، از همسر خود حلالیت طلبیده بود.
گفتنی است طی سالهای بعد از انقلاب، تعدادی از زندانیان سیاسی کهنسال کشور – همچون نورالدین کیانوری و عباس امیرانتظام- از زندان به خانه ای امنیتی و تحت حفاظت منتقل شده و در آن محل نگهداری می شدند.



آزادی مرتضی کمساری و علی اکبر نظری

خبرگزاری هرانا - مرتضی کمساری و علی اکبر نظری دو تن از اعضای سندیکاری شرکت واحد تهران از زندان آزاد شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، دو تن از اعضای سندیکای شرکت واحد و اتوس رانی تهران و حومه که در تاریخ های 2 آذر و 9 آذر 1389 با احضار به دادسرای اوین بازداشت شده بودند روز گذشته چهارشنبه با تودیع قرار کفالت از زندان های اوین و قزل حصار آزاد شدند.




مهرداد ورشويي پس از 20 ماه حبس آزاد شد

خبرگزاری هرانا - مهرداد ورشويي يكي از شهروندان معترض به نتيجه انتخابات رياست جهموري سال 88 آزاد شد .
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، مهرداد ورشويي شهروند معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوري سال 88 که در در تاريخ دوم تير ماه 1388 بازداشت شده بود، پس از تحمل نزديك به بيست ماه زندان روز سه شنبه هفتم دي ماه از زندان آزاد شد. اتهامات ورشویی «ايراد ضرب وشتم ماموران بسيج درخيابان آزادي تهران درحين انجام وظيفه»، «اقدام عليه امنيت كشورازطريق اجتماع وتباني به قصد برهم زدن نظم عمومي»، «فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ازطريق شركت دراجتماعات غيرقانوني وشعار دهي عليه مسئولين»، «ايجاد شبهه جعل وتقلب درنتيجه انتخابات وسلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت ومراجع رسمي كشور»، «اخلال درنظم عمومي ازطريق ايجاد بلوا، آشوب، حركات غيرمتعارف وترس ووحشت درجامعه ومشاركت درتخريب وآتش زدن دراموال عمومي» عنوان شده است.
لازم به توضيح است در پي اعتراض هاي گسترده مردمي به نتايج انتخابات رياست جمهوري سال گذشته بسياري از شهروندان معترض بازداشت و روانه زندان شدند كه مي توان به حسين اعظامي ، امير اصلاني ، محمد آذري ارشتاب ، ايوب قنبر پوريان اشاره داشت.




اخبار روز: 

بنا به خبرهای رسیده به مرکز خبری روژهلات، به دنبال بازداشت فعال دانشجویی و دبیر ادواری اتحادیه دانشجویان کرد، دلیر اسکندری در سنندج طی روزهای گذشته، تاکنون نیز سرنوشت پرونده نامبرده، نامعلوم گزارش شده است. وی از فعالین مدنی شهر سنندج بوده که در کمپین حمایت از نجات جان حبیب الله لطیفی فعالانه مشارکت داشت.
قابل ذکر است دلیر اسکندری جزو دانشجویانی است که به مدت دوسال پیاپی برای کارشناسی ارشد قبول شده اما همزمان از سوی مقامات دانشگاه به عنوان دانشجوی ستاره دار معرفی گردیده و از تحصیل محروم شده است. وی در سال جاری همراه تنی چند از دانشجویان ستاره دار دیگر، نامه ای سرگشاده به وزیر علوم در این رابطه ارسال کردند.
آخرین خبرها حاکی از آنست که روز گذشته دلیر اسکندری در تماس تلفنی چند ثانیه ای، تنها اجازه یافته که به خانواده خود اطلاع دهد در اداره اطلاعات در حال بازداشت بسر میبرد.
لازم به یادآوری است که تعداد کثیری از فعالین مدنی، حقوق بشری و روزنامه نگاری و خانواده حبیب الله لطیفی که پس از تعلیق حکم اعدام حبیب توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند، کماکان در بازداشت بسر میبرند.