۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

لندن: به یاد مادرانی که داغدار خون شقایقند



اخبار روز: 

عفت ماهباز: روز شنبه پانزده خرداد ماه، ما حامیان مدران داغدار لندن، بنا به عهدی که بسته ایم در جلوی آرت گالری، درمیدان ترافالگار اسکوئیر لندن گرد هم امدیم، در کنار انبوه مردمی که در گشت و گذار یک روز افتابی بودند، ایستادیم. درزیر خورشید درخشان که روزی بر عزیزان رفته مان تابیده بود. عزیزانی که در روزی نه چندان دور در خیابان ها فریاد بر اوردند: "رای من کجاست"؟ به یاد انانی که در زندان ها پس از شکنجه و تجاوز، کشته شدند.
بیاد مادرانی بودیم که پس از گذشت یکسال درد و فراق فرزندان از پای ننشستند. امروز بیاد فرندان از دست رفته شان فریاد می زنند :اعدام را بس کنید زندانیان سیاسی را ازاد کنید! به یاد مادرانی چون پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی و...

در استانه سالگرد سهراب، ماموران امنیتی به در خانه پروین فهیمی، مراجعه کردند و گفتند، مبادا اغفال شود و در سالروز شهادت فرزند از خانه بیرون بیاید و سخنرانی کند!
پروبن: «من از خون پسرم تنها به شرط آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی می گذرم»
وی افزود که «سهراب را به جرم صلح طلبی عشق و ازادی از دست دادم، بگذارید فرزندان دیگر این سرزمین زنده بمانند و زندگی کنند.»

این همان حرف مادر محسن روح الامینی است که پس از اینکه از شکنجه و مرگ فرزند در کهریزک با خبر شد گفت محسن من را کشتند بروید جلوی مرگ دیگر فرزندان این مملکت را بگیرید.
این همان حرف مادر فرزاد کمانگر پس از اعدام پسر دلبندش است که گفت: فرزادم دیگر زنده نیست، جلوی اعدام بقیه را بگیرید!
و اینگونه است که مادران ما فریاد می زنند اعدام را بس کنید!
ما در اینجا در لندن با انها عهد و پیمان می بندیم و صدای انهایی می شویم که صدا می خواهند تا به گوش همه جهانیان برسانند.

وخامت حال حمید حائری، بعد از ۹ روز اعتصاب غذا و دارو


اخبار روز:
وضعیت جسمی زندانی سیاسی حمید حائری بعد از ۹ روز اعتصاب غذا و دارو رو به وخامت رفته است.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران حمید حائری ۵۷ ساله از ۶ خرداد ماه در اعتصاب غذا و دارو بسر می برد و اکنون جان او در معرض خطری جدی قرار گرفته است. آقای حائری در اعتراض به انتقال بی دلیل به سلولهای انفرادی در اعتصاب غذا و دارو بسر می برد.
بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن او دستور انتقال وی را به سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ صادر کرده اند. آقای حائری ۱۶ روز است که در سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ بسر می برد.
از زمان انتقال زندانی سیاسی حمید حائری به سلولهای انفرادی خانواده اش از وضعیت و شرایط او خبری ندارند. خانواده آقای حائری به شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب مراجعه کردند و خواستار علت انتقال به سلول انفرادی و بی اطلاع بودن از وی شدند. اما پاسخ آن ها تهدید بوده است.
حمید حائری از بیماری حاد قلبی رنج می برد و تاکنون دوبار دچار سکته قلبی شده است. آقای حائری مدت کوتاهی قبل از دستگیری در یک سانحه رانندگی دچار شکستگی جمجمه و خونریزی مغزی شده بود. او همچنین در اثر سانحه رانندگی از ناحیه لگن دچار آسیب شدید شده و مدتی طولانی در بخش آی. سی. یو بیمارستان بستری بود. در زمان دستگیری وی بشدت بیمار و به سختی قادر به حرکت بوده است.
حمید حائری در تاریخ ۱۵ آذر ۱٣٨٨ با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.او به مدت ۷۴ روز در سلولهای انفرادی بسر برد. در طی این مدت تحت شکنجه های جسمی و روحی و تهدیدات بازجویان قرار داشت از جمله تهدیدات بازجویان انتقال همسر و دختر ایشان به زندان گهریزک بود. سپس او را به بند ٣۵۰ زندان اوین منتقل کردند. آقای حائری اخیرا در شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب توسط محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای کمسیون قتل عام زندانیان سیاسی ۶۷ به ۱۵ سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شده است.
او از زندانیان سیاسی دهه‍ی ۱٣۶۰ می باشد و به مدت ٣ سال در زندان تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی و شرایط قرون وسطائی بسر برده است. بازجوی او در دهه‍ی ۱٣۶۰ محمد مقیسه در حال حاضر رئیس شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب است.

هرانا؛ پلمپ، احضار و تهدید بازاریان در شهرهای کردستان

خبرگزاری هرانا – در پی اعتصاب جمعی از بازاریان شهرهای مختلف کردستان در اعتراض به اجرای حکم 4 فعال سیاسی کرد برخی از بازاریان و اصناف شهرهای مختلف به اداره اطلاعات احضار و محل کسب برخی نیز از سوی اداره اماکن پلمپ شده است.

گزارشگران هرانا در روزهای اخیر اخبار متعددی از پلمپ و تهدید اصناف شهرهایی که در اعتصاب عمومی کردستان نقش فعال داشتند بدست آورده است و در برخی موارد اداره امکان اقدام به پلمپ محل کسب این افراد نموده است.

در آخرین مورد که از سوی گزارشگران هرانا به ثبت رسیده است، اداره امکان شهر مریوان اقدام به پلمپ کردن تعدادی از مغازهای شهر مریوان کرده است و از صاحبان مغازه ها خواسته اند، روز پنچ شنبه جهت ارائه ی پاره ای توضیحات به ستاد خبری اداره اطلاعات شهر مریوان مراجعه بکنند.
پیشتر گزارشاتی از احضار و تهدید اصناف شهرهای سنندج، کامیاران، مهاباد و .... به دست گزارشگران این خبرگزاری رسیده است.
لازم به یادآوریست در روز 23 اردیبهشت 89 بسیاری از شهرهای استان کردستان در اعتراض به اجرای حکم 4 فعال سیاسی کرد دست به اعتصاب عمومی زده و محل کسب خود را تعطیل کردند.

اعتراض شدید وکیل زندانیان اعدام شده به دفن مخفیانه

 


خبرگزاری هرانا - خلیل بهرامیان وکیل پرونده برخی از اعضای اعدام شدگان ۱۹ ارديبهشت ماه به دفن مخفیانه پیکر اعدام شدگان اعتراض کرد و گفت: پیگیری های ما در مورد تحویل گرفتن پیکر موکلانم هیچ نتیجه ای نداده و شنیده می شود که مسوولان امنیتی کشور به دفن مخفیانه پیکر آنها مبادرت کرده اند.
بهرامیان در گفتگو با خبرنگار جرس ضمن ابراز تاسف از عدم پاسخگویی مسلولان دستگاه قضایی به خانواده ها و وکیل اعدام شدگان گفت: نزدیک به یک ماه است که خانواده های داغ دیده در به در دنبال پیکر های عزیزان شان می گردند و هیچ پاسخی که مبتنی بر احساس مسوولیت آقایان باشد نشنیده اند.
وی در پاسخ به روند پیگیری های خود و دیدارهای خانواده های اعدام شدگان با مسوولان و تصمیم سازان کشور گفت: واقعیت این است که در این مدت به هر کسی که ممکن بود نامه نوشته ایم، از مسوولان استانی گرفته تا نمایندگان مجلس، رییس قوه قضاییه و همه کسانی که باید در این زمینه پاسخگو می بودند، اما متاسفانه رییس قوه قضاییه یک شاه سلطان حسین است که بی خاصیت و بی رگ بر یک صندلی مهم کشور نشسته است که فقط حکم دستگیری صادر می کند.

بهرامیان در پاسخ به پرسش دیگری در مورد نقش دادستان تهران و دیدار با جعفری دولت آبادی گفت: راستش دیگر حوصله ای برای دیدار با دادستان تهران باقی نمانده وقتی به هیچ وجه پاسخگوی تصمیمی که خودشان گرفته اند نیستند.

وی همچنین افزود: پیگیری های ما حاکی از دفن مخفیانه اعدام شدگان است که ظاهرا در راستای همان بی منطقی های همیشگی از افشای محل دفن هم خودداری می کنند.

بهرامیان اظهار داشت: در کشوری که منطق و عقل حاکم نباشد، راهی جز اینکه آرزو کنیم تعقل براین سیستم بیمار حاکم شود باقی نمی ماند.

وی همچنین در پاسخ به پرسش دیگری در خصوص وضعیت خانوادگان اعدام شدگان گفت: خانواده هایی که فرزندان شان را کشته اند طبعتا نمی توانند از وضعیت روحی مناسبی برخوردار باشند اما مادر فرزاد کمانگر همچنان قدرتمند ایستاده است و می گوید، فرزندش را تقدیم آزادی ایران کرده است. روحیه قدرتمند این مادر پاسخ خوبی است به روحیه ضعیف کسانی که حتی حاضر نیستند در مورد پیکر اعدام شدگان هم اطلاع رسانی کنند.

ماه گذشته قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که مستقیما رئیس آن از سوی رهبر منصوب می‌شود پنج نفر را در زندان اوین مخفیانه و بدون اطلاع وکیلان و خانواده‌ها به دار آویخت.

بنا به گزارش هرانا، مادر فرزاد کمانگر معلم اعدام شده به همراه خواهر فرهاد وکيلی و مادر و خواهر علی حيدريان ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه ۱۲ خرداد ماه در يکی از اتاق های ساختمان استانداری با اسماعيل نجار استاندار کردستان ملاقات کردند.

در اين ملاقات خانواده اعدام شدگان خواهان مشخص شدن چگونگی تحويل پيکر اعداميان شدند و استاندار کردستان در پاسخ به ايشان اعلام کرد " اعدام شدگان در محلی که هم اکنون به دليل شرايط امنيتی قادر به افشای آن نيستيم دفن شده اند و پس از گذشت زمان و مساعد بودن اوضاع مسئولين مربوطه محل دفن ايشان را به شما اطلاع خواهيم داد."

حكم اعدام 3 نفر صادر شد

خبرگزاری هرانا - حكم اعدام 3 مردی كه با ورود به خانه زن جوانی، وی را مورد آزار قرار داده بودند صادر شد.

اوايل نيمه دوم سال گذشته مأموران مركز فوريت‌های پليسی در حوالی ورامين از وقوع يک حادثه هولناک با خبر شدند.

مأموران با حضور در يک خانه مسكونی دريافتند يک مرد جوان به حالتی كه دست و پايش بسته شده در اين خانه رها شده و همسر اين فرد در در اطاقی ديگر رها شده است. بررسی نشان داد 3 مرد جوان كه از پيش با اين خانواده آشنايی داشته‌اند به اين خانه مراجعه كرده و پس از بستن دست و پای اين مرد جوان همسر وی را مورد آزار و اذيت قرار داده‌اند.

با مشخص شدن نحوه وقوع اين حادثه هولناک رسيدگی سريع به اين پرونده در دستور كار قرار گرفت تا سرانجام در شعبه 79 دادگاه كيفري 3 مرد جوان به اعدام محكوم شدند.

لازم به ذکر است، تنها منبع این گزارش منابع حکومتی بوده است و هیچ منبع مستقلی اتهامات افراد را مورد تائید قرار نداده است.

خطر اجرای حکم اعدام قریب الوقوع ۲۶ نفر در زندان قزلحصار کرج

خبرگزاری هرانا - 26 زندانی محکوم به اعدام، به قرنطینه زندان قزل‌حصار منتقل شده و به زودی، حکم آن‌ها اجرا خواهد شد.
امروز (یکشنبه)، محمد مصطفایی، وکیل دادگستری به نقل از یکی از موکلینش گزارش داد که این ۲۶ زندانی، متهم به «حمل مواد مخدر» بوده و اسامی برخی از آنان بدین شرح است: «محمد جعفری، محمد آذرفام، باقر امینی، محمد مرادی، نادر آذرنوش و سلطان‌آبادی.» احکام بسیاری از این متهمان، از سوی قاضی حسینی، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب صادر شده است.
لازم به ذکر است بسیاری از این متهمان، درخواست عفو و بخشودگی خود را ارائه کرده بودند، اما این درخواست مورد موافقت کمیسیون عفو و بخشودگی قرار نگرفته است. برخی از این متهمان برای اولین بار مرتکب جرم شده‌اند.
مصطفایی در مورد اعدام قریب الوقوع این ۲۶ شهروند می‌گوید: «کمیسیون عفو و بخشودگی می‌تواند به راحتی از جان این عده از محکومان بگذرد و به نظر می‌رسد مصلحت نیز در این است که حکم هیچ یک از محکومین به اعدام اجرا نگردد چرا که لطماتی که اجرای حکم این عده از افراد به کشور وارد می‌سازد بسیار زیاد است و باعث می‌شود وجهه کشورمان در سطح بین الملل مخدوش گردد».
این وکیل دادگستری گفته است: «تجربه نشان داده است که اجرای حکم اعدام روش مناسبی برای پیش گیری از وقوع جرم نیست. می‌بایست برای کاهش جرم از روش‌های علمی و جرم‌شناسانه استفاده کرد.»
این گزارش در حالی منتشر می‌شود که از ابتدای خردادماه در ایران، تنها در دو هفته اخیر بیش از 15 نفر در شهرهای مختلف کشور به چوبه های دار سپرده شده اند و جمهوری اسلامی ایران، بعد از چین بیشترین آمار اعدام در جهان را داراست.

تائید دو حکم تیرباران از سوی دیوان عالی کشور

 

خبرگزاری هرانا –  حکم تیرباران دو فعال سیاسی کرد از سوی دیوان عالی تائید و به وکلای ایشان ابلاغ شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، حکم اعدام (از طریق تیرباران) دو زندانی سیاسی به نام های محمد امین آگوشی و احمد پولاد خانی که توسط دادگاه نظامی صادر شده بود پس از تائید دیوان عالی امروز به وکلای متهمان ابلاغ شد.

محمد امین آگوشی، معلم بازنشسته که به مدت 20 ماه است که در زندان ارومیه محبوس است در سال 86 بازداشت و از سوی دادگاه نظامی به اعدام از طریق تیرباران محکوم شده است. احمد پولادخانی نیز اهل پیرانشهر و در سال ۱۳۸۶ دستگیر شد و در ۱۲ آذر ۸۸ در دادگاه نظامی شهر ارومیه، به اتهام جاسوسی و عضویت و همکاری در حزب حیات کردستان - پژاک - به تیرباران محکوم شده است.

بازداشت یکی از اساتید دانشگاه مازندران

خبرگزاری هرانا - بر اساس خبرهای رسیده به منابع آگاه دانشجوئی در استان مازندران، استاد طاهری عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران چند ماهه اخیر را در بازداشت نیروهای امنیتی به سر برده است.
به گزارش دانشجونیوز، طاهری در چند ماه اخیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود ولی به علت عدم دسترسی به منابع آگاه خبری و همچنین تهدید های نیروهای امنیتی استان مازندران، مدت بازداشت وی در زندان اداره اطلاعات مازندران به اطلاع رسانه ها نرسید. همچنین منابع آگاه گزارش می دهند که این استاد دانشگاه مازندران هم اکنون  دوران بازداشتش را در زندان متی کلای بابل در کنار دانشجویان دربند زندان بابل می گذراند. گفتنی است این استاد دانشگاه دارای سابقه عارضه قلبی می باشد و وضعیت جسمی وی بسیار وخیم گزارش شده است.
پیش از این نیز دکتر علی اکبر سروش و احمد میری از اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم و فنون بابل و دانشگاه مازندران توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده و دوران بازداشت شان را در زندان اداره اطلاعات مازندران و متی کلای بابل سپری کردند.
همچنین گزارش ها از زندان متی کلای بابل حاکی از آن است که 5 دانشجوی دربند زندان بابل دارای وضعیت نامناسب می باشند و در چند روز اخیر از هرگونه تماسی با خانواده های خود محروم شده اند. شنیده ها حاکی از آن است که حال برخی از دانشجویان به علت عدم امکانات بهداشتی نامناسب گزارش شده است.
گفتنی است محسن برزگر، ایمان صدیقی، مشفق سمندری، حسین جلیل نتاج و  نیما نحوی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام  هم اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت شان در زندان متی کلای بابل هستند

بیانیه بیش از 200 نفر از فعالان حقوق زنان در اعتراض به اعدام

خبرگزاری هرانا - جمعی از زنان و مادران و فعالان حقوق زنان، ضمن ابراز همبستگی با مادران داغدار اعدامیان به خصوص مادران همیشه داغدار کردستان و برای جلوگیری از فاجعه های بعدی خواهان پایان دادن به اعدام انسان ها شدند.
خشونتی از پی خشونتی دیگر. اعدام پنج فرزند ایران در 19 اردیبهشت 1389 پاسخی خشونت آمیز بود به بهانه اقدام خشونت آمیز آنها؛ اتهامی که حتی به گفته وکلای آنان هرگز در فرآیند ناعادلانه دادرسی اثبات نشد. آیا اینکه کسی مجبور می شود تنها در هشت دقیقه از خود دفاع کند، به معنای اعمال خشونت نیست؟ و ما را در دور باطل خشونت سیستماتیک قرار نمی دهد؟
شیرین علم هولی که سحرگاه 19 اردیبهشت در تهران به دار آویخته شد، از دل فقر در روستایی حوالی ماکو برخاسته بود. شیرین یکی از قربانیان خشونتی است که روزمره برزنان آن دیار و بسیاری دیگر از زنان مناطق محروم می رود. خشونتی که او را از تحصیل باز داشت، در نوجوانی در آستانه یک ازدواج اجباری قرار داد و تمامی عمر کوتاهش را به عنوان یک دختر کرد با تبعیضی مضاعف عجین کرد.
فرزاد کمانگرکه سحرگاه 19 اردیبهشت در تهران به دار آویخته شد ، معلمی جوان بود که جز صلح سرمشق دیگری برای شاگردانش نداد تا سهم خود را در ساختن فردایی بهتر برای آنان ادا کرده باشد. فرزاد کمانگر قربانی خشونت شد. خشونتی که سه سال او را بی هیچ جرمی در اتاقهای بازجویی، سلولهای انفرادی و راهروهای دادگاهها سرگردان کرد و روح و جسمش را با شکنجه های گوناگون آزرد تا به نکرده خویش اقرار کند. و فرزاد نگفت و بر دار شد.
قربانیان خشونت در این سرزمین بسیارند. شیرین، فرزاد، علی، مهدی و فرهاد شاید نمونه هایی نام آشناتر در بین هزاران باشند. چه تلخ است خشونتی که تنها خواسته مادران داغدار را که همانا وداع با عزیزانشان و سپردن آنها به دست خاک است، از آنها دریغ می کند.
درد اینجاست که انگار این روزها گرفتن جان انسانها، ساده ترین و پیش پا افتاده ترین پاسخ به ندای اعتراض آنهاست؛ ندایی که سالهاست در اعتراض به تبعیض و محرومیت از سوی مردم کرد و دیگر قومیتها برخاسته است. آیا می خواهید بازهم با اعدام 17 زندانی کرد دیگر (رستم ارکیا, حسین خضری, انور رستمی, محمد امین عبدالهی, قادر محمد زاده, زینب جلالیان, حبیب الله لطیفی, شیرکوه معارفی, مصطفی سلیمی, حسن طالعی, ایرج محمدی, رشید اخکندی, محمد امین اگوشی, احمد پولادخانی, سید سامی حسینی, سید جمال محمدی و عزیز محمدزاده) کارنامه خشونت را رنگین تر کنید؟
ما جمعی از زنان و مادران و فعالان حقوق زنان، ضمن ابراز همبستگی با مادران داغدار سرزمینمان به خصوص مادران همیشه داغدار کردستان، فریاد می آوریم که اعدام خود, عین خشونت است نه راه حل. برای جلوگیری از فاجعه های بعدی به اعدام پایان دهید.
اسامی امضا کنندگان:
افراسیابی - افروز مغزی - اکرم ابویی - آذر مهرابی – آرتمیس - آرش دکلان - آرش محبی - آرمین رحمانی - آریا احمدی - آزاد مرادیان - آزاد مستانی - آزاده خرازی - آزاده دواچی - ارزو حسینی آزاده فرامرزیها - آسو صالح - آیدا سعادت - آینده آزاد اکرم محمدی - الناز انصاری-الهام انصاری - الناز د- امیر رشیدی- بشیر یوسفی. - آیوین آصلانیان - ئاسۆ پیرۆتی –
بلال مرادویسی- بنفشه جمالی- بهاره علوی- بهرام تیموری- بهیه جیلانی- بیتا طاهباز- پپوله اردلان- پروین اردلان- پردیس درخشنده- پروین باوفا- پویا عزیزی- پویان مکاری- پرستو الهیاری- تارا احمدی- تارا وزیری- تونیا ولی اوغلی-
جلوه جواهری- جلیل آزادیخواه- جمشید آیین دار- جوانمیر مارابی- حامد انصاری- حجت سهرابی- حسام میثاقی- حسین لاجوردی- حماسه کثیری- حمید آزرم منش- حمید حمیدی- حمیدرضا برهانی- حمیده نظامی- حمید نظری- خسرو دلیرثانی
دلارام علی- دیاکو کریمی- راضیه دیلم صالحی- رامبد لطف پوری- رامش کیانی- رزا حسامی- رضا منوچهری- رضا هیوا-
رضوان مقدم- روفیا رمضانعلی- رها عسگری زاده - رومینا امیر محسنی- رویا طلوعی- ریحانه جدیدفرد- زاراامجديان- زهره اسدپور- زویا اسکندریان- زینب پیغمبرزاده- ژاله حریری- ژینا مدرس گرجی سارا آرین مهر- سارا فناییان- سارو خلیقی- ساسان امجدی- سپهر عاطفی- سپهر مساکنی- سحر دیناروند- سحر صنیعی- سحر محمدی- سعید سنندجی- سمانه عابديني- سمیرا- سمیرا ن- سمیه رشیدی- سوران کرباسیان- سوسن رحمانی- سیما حسین زاده- سیاوش صالحی- سیروان وزیری- سیما ریاحی- شاهد علوی- شاهونادري- شایان وحدتی- شعله ایرانی- شلر شبلی- شهپر جهانبخش- شهرام بهرنگ- شهره پارسینژاد- شهلا انتصاری- شهلا دباغی- شهلا شفيق- شیرکو جهانی اصل- شیرین فامیلی
صبا جدی- صباح نصری- صبري بهمني- صبری نجفی- صحر صنیعی- صفورا الیاسی- صلاح الدین بایزیدی- طاهر معروفیان- عارف نادری- عشا مومنی-عسل اخوان- عفت ماهباز- علی اخوان- علی اوغازیان- علی بیستون- علی عبدی
فرزانه ایل بیگی- فرشته شیرازی- فرشید قاسم پور- فرناز کمالی- فرهاد یاوری- فروغ سمیع نیا- فروغ نوروزی- فریبا محمدی- فیروزه مهاجر- کاظمی- کاک هیوا- کامران طاهباز- کاوه فولادی- کاوه کرمانشاهی- کاوه مظفری- کژال علائی- کژال نقشبندی- گرتا ملکیان- گوهر بیات- گیتی سلامی
محبوبه حسین زاده- محبوبه منصوری- محسن كاكه رش- محسن مقدم- محمد رشیدی- محمد کرباسی- محمود شریفی- مرضیه بخشی زاده- مریم حسین خواه- مریم زندی- مژده امجدی- مژگان ثروتی- مسعود معمار- مقدم بادبان- ملائیکه علم هولو- منوچهر فاضل- منیره بخشی زاده- منیره کاظمی- مهتا پرواز- مهران میرعبدالباقی- مهرنوش اعتمادی- مهین شکرالله پور- مونا محمدزاده- میترازاهدی-
نازلی فرخی- نازنین قوامی- نازی عظیما- ناصر سینا- ناهید جعفری- ناهید مکری- ناهید میرحاج- نسرین حمیدی- نسرین مددی- نسیم تبیانیان- نسیم خسروی مقدم- نسیم سلطان بیگی- نفیسه آزاد- نگار سماک نژاد- نوشین خاکی- نوشین کشاورز نیا- نويد محبي- نیکزاد زنگنه- نیلوفر گلکار
هدا امینیان- هژار کین رویی- هلن منشی زاده- همژار ایرانی- هێرش ناسری- ياسر عزيزي- یادگار ش- یاشار گرمستانی- یحیی دونداری

احتمال محاکمه مجددا ابوالفضل عابدینی

خبرگزاری هرانا - همزمان با انتشار اخبار در مورد بازداشت شمار ديگری از فعالان سياسی و مدنی در ايران، گزارش ها حاکی از اعمال فشار بر گروهی از بازداشت شدگان در زندان است.

در اين گزارش ها، از جمله به نام ابوالفضل عابدينی، روزنامه نگار و فعال حقوق  بشر، اشاره شده است؛ «که در زندان کارون اهواز زندانی است، در وضعيت بسيار نامناسبی به سر می برد و از جمله، در بند جانيان و زندانيان خطرناک نگهداری می شود.» مهراب عابدينی، برادر اين روزنامه نگار و فعال حقوق بشر زندانی، به « راديو فردا» می گويد: « ابوالفضل عابدينی در ديدار با مادرمان با اشاره به اينکه در بند ششم زندان کارون با سارقان مسلح هم بند است و شرايط امنيتی و جانی خوبی ندارد، تقاضا کرده است که از طريق وکيل، نسبت به انتقالش به زندان اوين اقدام شود.»

برخی گزارش ها حاکی از آن است که قرار است ابوالفضل عابدينی به اتهام عضويت در مجموعه فعالان حقوق بشر، تشويش اذهان عمومی، اقدام عليه نظام و مصاحبه با رسانه های خارجی مجددا محاکمه شود.

ابوالفضل عابدينی پيش از اين در زندان اهواز و به خاطر همين اتهامات محاکمه شده و برای وی ۱۱ سال و شش ماه حبس تعيين شده بود.

مهراب عابدينی با تایید این گزارش ها، از چنين تصمیمی انتقاد می کند.

اعتراض سازمان های بین المللی کارگری به پرونده سازی برای اسانلو

خبرگزاری هرانا - ديويد کاکرافت، دبير کل فدراسيون جهانی کارگران بخش حمل و نقل، در نامه ای به محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران، ضمن اعتراض به انتقال منصور اسانلو به بند انفرادی زندان رجايی شهر کرج، خواستار پايان اعمال فشارها بر رئيس زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه شد. او در نامه خود به محمود احمدی نژاد خواستار آن شد که خانواده منصور اسانلو، امکان ملاقات با اين فعال کارگری زندانی را داشته باشند و در عين حال، بر لزوم آزادی آقای اسانلو و ابراهيم مددی معاون او تاکيد کرد.

پيشتر، فدراسيون جهانی کارگران بخش حمل و نقل در بيانيه ای به شدت از نحوه رفتار مقام های ايرانی با منصور اسانلو انتقاد کرده بود.

ديويد کاکراف در گفت و گو با « راديو فردا» می گويد:« ما به طور فعال برای آزادی منصور اسانلو مبارزه می کنيم. آقای اسانلو چهره بسيار شناخته شده و محبوبی در اتحاديه های کارگری در جهان به حساب می آيد و ما به هيچ وجه، اعتقادی به اتهام های وارد شده به او نداريم. »

دبير کل فدراسيون جهانی کارگران بخش حمل و نقل با اشاره به انتقال منصور اسانلو به بند انفرادی در زندان رجايی شهر می افزايد: «آقای اسانلو هيچ اقدامی انجان نداده است که بر اساس آن، چنين اقدامی در مورد او انجام گيرد.»

بازداشت منصور اسانلو در تيرماه سال ۱۳۸۶ به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و صدور حکم پنج سال زندان عليه او اعتراض های گسترده ای را در ايران و جهان به دنبال داشته است. تظاهرات گسترده ای نیز در ده ها کشور جهان از سوی سازمان های بين المللی کارگری وحقوق بشری در همبستگی با آقای اسانلو و ساير فعالان کارگری در ايران برگزار شده است.

فدراسيون جهانی کارگران بخش حمل و نقل در بيانيه خود از تظاهرات اتحاديه کارگران حمل و نقل اندونزی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ايران در جاکارتا در روز هشتم ماه ژوئن خبر داده است.

آقای کاکرافت در اين ارتباط اشاره می کند که در نظر است تظاهرات بيشتری در اين مورد برگزار شود.

وی می گويد: «به دنبال سازماندهی تظاهراتی درجهان هستيم که نشان دهيم اعمال حکومت ايران زير نظر جنبش کارگری در تمام کشورهای جهان قرار دارد و از حکومت ايران می خواهيم که فورا منصور اسانلو را آزاد کند.»

در اين حال، بخشی از گزارش ها حاکيست که برای منصور اسانلو پرونده ديگری تشکيل شده و اين موضوع، دليل اصلی انتقال او به بند انفرادی در زندان رجايی شهر کرج است.

۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه

آخرین وضعیت منصور اسالو از زبان همسرش



اخبار روز:

پروانه اسانلو همسر منصور اسانلو فعال برجسته کارگری که از مدتها پیش در زندان رجایی شهر کرج در شرایط جسمی بسیار نامناسبی به سر می‌برد در مصاحبه ای با کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، گفت که همسرش از سه روز پیش با اتهامی جدید تحت عنوان "ارتباط با گروه های معاند نظام" تحت بازجویی در سلول انفرادی سپاه قرار دارد و تحت فشارهای شدید روحی است. او همچنین به کمپین گفت که روزگذشته موفق شده است به همراه مادر آقای اسالو وی را به صورت کابینی در زندان رجایی شهر ملاقات کند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران خواستار پایان آزار و اذیت منصور اسالو است که از همان ابتدا اگر در محکمه ای که حداقل اصول دادرسی عادلانه در آن رعایت می شد محاکمه می شد هیچگاه به زندان محکوم نمی شد. اسالو از بیماری شدید رنج می برد و ادامه بازجویی توسط ماموران اطلاعاتی سپاه پاسداران می تواند عواقب خطرناکی به همراه داشته باشد. کمپین مسوولیت هرگونه اتفاق ناگوار- چه به صورت تصادفی و چه به صورت برنامه ریزی شده - را متوجه قوه قضاییه و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران می داند. گفته های همسر آقای اسالو هشدار دهنده و نشان دهنده وضعیت بسیار نامناسب زندان و فشار مداوم دستگاه های امنیتی بر فعالان جامعه مدنی ایران است. کمپین همچنین از مقامات قضایی می خواهد که طرح اتهامات بی اساس جدید را در خصوص وی متوقف کند.
پروانه اسالو همچنین به کمپین گفت که همسرش اتهامات یاد شده مطرح شده توسط بازجویان را نپذیرفته و در بازجویی اعلام کرده که از دو سال پیش در زندان به سر می برد و چنین اتهامی کاملا بی اساس است. این درحالی است که وی تنها از وضعیت نابسامان و عدم پیگیری پزشکی مناسب سخن گفته و به وضعیت خود اعتراض داشته است.
باوجود تاکید و توصیه های پزشکان کمیسیون پزشکی قانونی مبنی بر انتقال اسالو به خارج از زندان برای پیگیری وضعیت جسمی حاد و بیماری های صعب العلاج وی، تاکنون مقامات زندان نه تنها به این درخواست ترتیب اثر نداده اند، بلکه از روز شنبه گذشته با انتقال وی از بند متادون به سلول های انفرادی بند سپاه وی را تحت بازجویی های جدیدی قرار داده اند. این پرونده از فروردین ماه جاری در شعبه ۶ بازپرسی دادگاه انقلاب کرج گشوده شده است. پروانه اسالو در این رابطه گفت: «پرونده ایشان به همان روال قبل است و تنها اتفاق جدیدی که افتاده، این است که از شنبه ایشان را به بند اطلاعات منتقل کرده اند و این مساله باعث نگرانی ما شده است. در وضعیت پرونده ایشان هم هیچ تغییری حاصل نشده است.»
پروانه اسالو همچنین از تسلیم نامه ای که خطاب به دادستان نوشته است خبر داد و گفت: «بارها و بارها در مورد مرخصی نامه نوشته ایم. خود ایشان و وکلایشان هم درخواست کرده اند اما حتا با یک روز مرخصی هم موافقت نشده است. در آخرین مورد صبح دیروز در نامه ای که خطاب به دادستان نوشتم، در مورد این که ایشان را به بند انفرادی اطلاعات منتقل کرده اند درخواست مساعدت و پیگیری وضعیت همسرم و نیز تقاضای مرخصی برای ایشان را هم مطرح کردم. جای سوال است که بعد از چهارسال باید دوباره ایشان را به بند اطلاعات منتقل کنند و دوباره مورد بازجویی قرار بگیرند. در این نامه همچنین موضوع کمیسیون پزشکی قانونی را به اطلاع دادستان رساندم چون این موضوع کاملا قابل پیگیری است و خود آقای اسالو به من گفتند که نتیجه بررسی های کمیسیون این بوده که من باید از شرایط مناسب و ویژه استفاده کنم و درخواست کردم که خیلی فوری به وضعیت آقای اسالو رسیدگی کنند که هنوز هم جوابی نگرفته ام.»
همسر منصور اسالو همچنین از عدم امکان ملاقات و محرومیت او از حق مرخصی خبر داد و تاکید کرد: «مادر آقای اسالو از زمستان گذشته موفق به ملاقات با پسر خود نشده بود و پس از درخواست های مکرر، امروز پس از ساعت ها بلاتکلیفی از اولین ساعات صبح موفق شدیم مدت کوتاهی ایشان را ملاقات کنیم. متوجه شدیم که حال مناسبی ندارد با این وجود وی برای این که ما نگران نشویم تاکید می کرد که حالم خوب است و مشکل خاصی نیست.» او ادامه داد: «با وجود توصیه پزشکان پزشکی قانونی به استفاده ایشان از مرخصی مقامات زندان با مرخصی او موافقت نمی کنند و آقای اسالو هم اکنون از درد شدید پا، ساییدگی مهره کمر، بیماری قلبی و ناراحتی های چشم رنج می برد و نیاز به مداوای جدی در خارج از زندان دارد اما تا به حال با مرخصی او موافقت نشده و از دو سال پیش او همچنان در شرایطی نامطلوب در زندان به سر می برد.»
منصور اسالو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، از اواخر اسفندماه گذشته در بند ۵ معروف به متادون زندان رجایی شهر به سر می برد. او که در آبان ماه سال ۱۳۸۶ با تایید شعبه ۱۴ دادگاه تجدید‌نظر به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد از تاریخ ۱۹ تیرماه ۱۳۸۶ تاکنون در زندان در شرایط بسیار خطرناک جسمی به سر می برد. او در تاریخ ۲۴ مهرماه ۱۳۸۷ به زندان رجایی شهر منتقل شد. اسالو دچار بیماری شدید چشمی است و به خاطر عمل باز قلب که چند سال پیش انجام داده باید مداوما مورد مراقبت های پزشکی قرار بگیرد. مدتی پیش به دلیل وخامت وضعیت جسمی منصور اسالو مسئولان زندان رجایی شهر او را با دست بند و پابند به کمیسیون پزشکی قانونی منتقل کردند. این کمیسیون با حضور ۵ پزشک متخصص تشکیل جلسه داده و اسالو را تحت معاینات پزشکی قرار داد و با توجه به وخامت شرایط جسمی برای دومین بار دستور عدم تحمل کیفری برای وی صادر کرد ولی مقامات قضایی با آن مخالفت کردند.
زندان رجایی شهر برای اسالو که دچار بیماری های متعدد شده است، بسیار نامناسب است. مدتی پیش اسالو با هوشیاری و اقدام به‌موقع تعدادی از زندانیان هم‌بند خود، از یک حادثه‍ی مشکوک سوء قصد که توسط یکی از زندانیان انجام شد، جان سالم به‌در برد ولی ابعاد این قضیه با مسکوت گذاشتن آن توسط مسئولین زندان همچنان پنهان مانده ‌است. این سوء قصد در حضور پاسداربند بنام «حسن پور» و فرد دیگر بنام «مرادی» سر وکیل بند صورت گرفت اما واکنشی از سوی آنان انجام نپذیرفت که این خود بر ابعاد مشکوک این قضیه می افزاید. در این راستا نهادهای حقوق بشری نگرانی شدید خود را از به خطر افتادن امنیت جانی و سلامت منصور اسالو اعلام داشته اند.

شیره ژن - به پاس مقاومت‌های مادر فرزاد - عارف نادری


اخبار روز: 

"شیره ژن" یا "شیر زن"، لقب و اصطلاحی رایج در کردستان است که زنان دلیر، مقاوم و مبارز کرد را با آن توصیف می‌نمایند. اما این نام غیر از معنای عام آن، بصورت خاص لقب "زرافشان خانم"، از زنان کرد فیض‌الله‌بیگی سقز می‌باشد. ایشان مادر سه تن از یازده مبارز اعدامی سقز در اسفندماه 1325 به جرم آزادیخواهی و خدمت به آرمان‌های جمهوری کردستان بودند.
وقتی "زرافشان خانم" به پای چوبه‌های داری که پیکر پسرانش بر آن آویزان است می‌رسد، اندکی در زیر چوبه‌های اعدام به فکر فرو می‌رود و سپس می‌گوید "فرزندان دلبندم، شیرم بر شما حلال و سربلند باشید همچنانکه مادرتان را سرافراز کردید. من برای شما عزاداری نکرده و شیون و تعزیه نمی‌گیرم. زیرا شما انسانی زیستید و انسانی بر روی چوبه‌های دار رفتید. شما به علت دزدی و قتل و خیانت و جاسوسی کشته نشدید، شما در راه میهن، در راه آزادی، برای "کوردایه‌تی"، برای آبرو و شرف و برای آزادی این مردم شهید شده‌اید بنابراین شما را مرده نمی‌پندارم".
پس از پایین آوردن پیکر شهدا، "زرافشان خانم"، چشمان پسرانش را بوسیده و با خون گونه‌هایش چهره‌ی فرزندان شهیدش را سرخ می‌کند. او در جواب چرایی این کار می‌گوید "پسری که شیر مرا خورده و در آغوش من پرورش یافته باشد هرگز از مرگ نمی‌هراسد اما همچنانکه می‌دانید، انسان مرده رنگ و حالت سیمایش تغییر می‌کند، بدین دلیل گونه‌هایشان را سرخ می‌کنم تا دشمن فکر نکند فرزندان "زرافشان" از مرگ هراسیده‌اند."
"زرافشان خانم" نخستین و آخرین شیرزن این سرزمین نبوده و نیست، مادران دلیر بسیاری در جای‌جای کردستان گمنام و مقاوم ایستاده‌اند. یا مادر یکی از شهدای جنبش آرارات که کفش‌های خویش را به سرباز اسیر ترک می‌بخشد تا برف و سرما پاهای او را نبرد. از شیرزنان دیگر این دهه‌های مرگ و وحشت و خون، "دایه حلیمه"، مادر مصطفی‌ سلطانی‌هاست که الگوی ایستادگی و صبر و تقبل هزینه برای سعادت ملت و میهن است. اینان و بسیاری دیگر سمبل‌های مبارزات دیروز، امروز و فردای مادران ما هستند. امروز نسلی دیگر از این مادران در کردستان به عرصه‌ی جامعه و بطن حوادث تلخ و دشوارش گام نهاده‌اند که زندگی را می‌جویند و مرگ را برای هیچ کس، حتی دیگری‌هایشان نمی‌خواهند. خوانش و درکی ژرف که گروه "دایکانی آشتی" (مادران صلح) در کردستان تحت سلطه ترکیه برآیند آن بوده است. "مادران آشتی"، مادران "گریلاهای کرد" و "سربازان ترک" کشته شده در جنگهای خونین چند دهه‌ی گذشته هستند که می‌خواهند به جای تخم نفرت نهال امید و صلح بنشانند. مادران کرد در ایران نیز نوع برخوردشان نسبت به گذشته تغییرات عمیقی به خود دیده است. فرزند و مادر دوشادوش هم در میدان مبارزه و مقاومت انقلابی می‌ایستند، بازداشت، زندانی و شکنجه می‌شوند، بی اینکه خم به ابرو بیاورند. نمونه‌ی عینی این مسئله، خانم "فاطمه گفتاری" و فرزندانش "یاسر" و "عامر گلی" بودند. اما حقیقتش را بخواهید شجاعترین و مقاومترین مادر این وادی "دایه سه‌لته‌نه "(سلطنه رضایی)، مادر معلم شهید فرزاد کمانگر است. او علاوه بر فرزاد، سنگ صبور و مایه‌ی دلداری بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی کرد شده بود. این گفته نقل قول هم‌سلولی‌های فرزاد است که به جای تماس با خانواده خودشان در مواقع ناامیدی با مادر فرزاد تماس می‌گرفتند. سلطنه خانم شاید سواد خواندن و نوشتن نداشته باشد اما رفتار و مواضع و کلام او در موارد مختلف و در تماس با بسیاری از رسانه‌ها طی چند سال گذشته حاکی از جسارت و نگرش انسانی – انقلابی بی‌نظیر این مادر مبارز است. مادری که شخصاً از جمله‌ی کلیدی‌ترین پیشاهنگان و بانیان سلسله اعتراضات مدنی سالیان اخیر کردستان علیه اعدام فرزاد و سایر زندانیان بوده است. او بود که مادران دیگر را قانع و توجیه نمود که مسئله آنها و فرزندانشان مسئله‌ای شخصی نیست و با سرنوشت یک جامعه و ملت پیوند دارد بنابراین نباید ساکت نشست و از یکدیگر دوری گزید و به صورت انفرادی اقدام کرد. "دایه سلطنه" از جمله‌ی نخستین کسانی بود که تکیه‌گاه مادران شهید ابراهیم لطف‌اللهی، شهید کیانوش آسا و شهید احسان فتاحیان شد و با حضور در منازلشان با آنان اعلام همدردی و همبستگی نمود. از سویی دیگر هیچگاه حاضر نشد از استبداد حاکم و سیستم قضائی – امنیتی‌ آن برای فرزندش طلب بخشش کند بلکه همیشه از موضع حق و شجاعت آنان را مورد خطاب و نقد تند خویش قرار می‌داد. او می‌گفت "فرزاد انسانی عزیز و دوست داشتنی است که برای آزادی ملتش فعالیت می‌کرد. فرزاد تنها فرزند من نیست او فرزند همه‌ی مردم میهنش است". یا اینکه در رابطه با هدفش از انجام فعالیت ها و اعتراضات مدنی همیشه اعلام می‌کرد "منظور و مقصود تلاشها و فعالیت هایش، تنها فردی خاص به اسم فرزاد و به عنوان فرزند خویش نیست، بلکه دفاع از همه‌ی زندانیان سیاسی و همه‌ی فرزادها و مردم وطن است". او بود که چند روزی قبل از اعدام فرزاد مردم را فرا می‌خواند که: "همه باهم مقابل زندان، دادگاه و دیگر نهادهای دولتی کفن بپوشیم و اعتصاب کنیم. حاضرم مقابل گلوله هایشان بایستم و کشته شوم. خون ما از خون دانشجویانی که در خیابانهای تهران کشته شدند رنگین‌تر نیست."
از جنبه‌ای دیگر، عظمت و ایمان این مادر، پس از اعدام فرزاد تبلور می‌یابد. او می‌گوید "نیازی به تسلیت نیست، تبریک می‌گویم. من گلی را پرورش دادم و تقدیم شما مردم نمودم. راهش را ادامه دهید، من نیز بر طریق اویم، زیرا راه او راه انسانیت است. او را برای جامعه پرورش داده بودم و تقدیم به جامعه‌اش کردم". سخنانی که هیچ نشانی از مرگ و نفرت در آن نیست، بحث از استمرار حرکت و پایداری بر آرمان است، راهی را که بایستی رفت. او بر این باورست مرگ فرزاد، آن روزی خواهد بود که ما مرگ او را باور کنیم. فرزاد نباید بمیرد و فرزاد میرا نیست و نمی‌میرد، زیرا شاگردانش هر کدام فرزادی دیگر هستند. به شرطی که ما راهمان را که راه انسانیت و عشق به جامعه است بپیماییم. فرزاد و مادرش، خونی تازه و جانی دوباره در کالبد وطن دمیدند، الگوهایی که فردا، رهآورد رنج‌ها، بردباری و ایستادگی‌های امروز آنانست. آنان به وطن و مردمان وطن آبرویی دوباره دادند...
به گفته‌ی معلم شهید، کاک فرزاد: "مرگ ستاره نویدبخش طلوع خورشید است".

مادران صلح ایران: بیانیه محکومیت کشتار حامیان مردم غزه

 

اخبار روز: مادران صلح ایران بیانیه ای در محکومیت کشتار حامیآن مردم غزه منتشر کردند. متن این بیانیه در پی آمده است:

بیانیه محکومیت کشتار حامیان مردم غزه
گوئی رنج ملت فلسطین را پایانی نیست!

این بار حامیان مردم غزه و فعالان حقوق بشر آماج تیرهای ارتش اسرائیل قرار گرفته اند.
در پی شبیخون ناجوانمردانه ارتش اسرائیل در محدوده آبهای بین المللی دهها حامی حقوق بشر کشته و زخمی شدند و آنها که زنده مانده اند با تن های زخمی بازداشت شده و تاوان انسان دوستی خود را دریافت کرده اند.
همواره متجاوزین و سرکوبگران برای توجیه اعمال غیرانسانی خود قربانیان خشونت را متهم به استفاده از سلاح سرد می نمایند حتی در اینصورت هم پاسخ سلاح سرد ریا، سرب داغ نیست. می دانیم روشهای فراوانی برای مقابله با بحران وجود دارد. گلوله تنها انتخاب نیست .
مادران صلح ایران این خشونت آشکار و کشتار انسانهای بیگناه را محکوم می نماید و خواهان آزادی فوری فعالان حقوق بشر در بند می باشد.
مادران صلح ایران خواهان برچیده شدن محاصره غزه می باشد. برخورداری از حق حیات از حقوق بدیهی همه انسانهاست. می دانیم آثار تحریم ها بر غیرنظامیان بویژه زنان وکودکان تحمیل می شود .
مادران صلح ایران تشکیل کمیته تحقیق مستقل از طرف سازمان ملل متحد برای بررسی ابعاد فاجعه و محکومیت جدی عوامل این کشتار خواستار است . انتظار می رود جامعه جهانی واکنشی یکسان دربرابر اعمال خلاف قوانین بین المللی ابراز دارد.
مادران صلح ایران آمادگی دارد در یک تجمع ایرانی به این بی عدالتی و کشتار اعتراض نماید و همچنین مایل است در کاروانهای اعزامی به غزه مشارکت داشته باشد.
مادران صلح ایران بر ادامه مذاکرات صلح و قطع کامل جنگ و تحریم در غزه پای می فشارند.

مادران صلح ایران
۱٣/٣/٨۹

مادر سهراب اعرابی: از خون پسرم به شرط آزادی زندانیان سیاسی می گذرم

اخبار روز:
• خانواده کشته شدگان بعد از انتخابات تهدید شده اند مراسم عمومی سالگرد برای عزیزان از دست رفته شان برگزار نکنند ...

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران: آمنه فهیمی مادر سهراب اعرابی از کشته شدگان پس از انتخابات سال گذشته در به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که از خون پسرش به شرط آزادی زندانیان سیاسی می گذرد.
آمنه خاتون (پروین) فهیمی مادر سهراب اعرابی از کشته شدگان پس از انتخابات سال گذشته با اشاره ضمنی به تهدید مقامات امنیتی برای عدم برگزاری مراسم سالگرد برای پسرش گفت: «غم از دست دادن سهراب و سهراب ها غمی جانکاه و فراموش نشدنی است از همه ی جوانانی که شجاعانه ایستاده اند تا نام سهراب ها در غبار زمان از بین نرود صیمانه تشکر می کنم و در حالی که ماموران امنیتی به در خانه ی من مراجعه کردند و گفته اند مبادا اغفال شوم و در سالروز شهادت فرزند نازنینم از منزل بیرون بیایم و سخنرانی کنم به ان ها می گویم من از خون پسرم تنها به شرط آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی می گذرم. »
وی افزود که «سهراب را به جرم صلح طلبی عشق و ازادی از دست دادم، بگذارید فرزندان دیگر این سرزمین زنده بمانند و زندگی کنند.» خانم فهیمی در ادامه شعری را به همین مناسبت اضافه کرد:
«ارغوانم ارغوانم! لاله ام در غمت خون می چکد از ناله ام
هر کجا مشتی گره شد مشت من زخمی هر تازیانه پشت من
هر کجا فریاد آزادی منم من درین فریادها دم می زنم».

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران همچنین اطلاع حاصل کرده که طی هفته های گذشته خانواده برخی از کشته شدگان بعد از انتخابات تهدید شده اند که مراسم عمومی سالگرد برای عزیزان از دست رفته شان برگزار نکنند.

سابقه خبر:
مادر سهراب اعرابی ۱۹ ساله ۲۶ روز سرگردان بود در حالی که ظاهرا سهراب در اثر تیراندازی در راهپیمایی روز ۲۵ خرداد ماه کشته شده بود، اما مرگ او در روز ۲۰ تیرماه اعلام شد. مادر سهراب در نوشته ای که رسما منتشر شده اشاره کرده است که چگونه او هر روز به زندان اوین و دادگاه ها سر می زده و تلاش می کرده تا اطلاعاتی درباره پسرش که ناپدید شده بود پیدا کند و حتی این جریان به جایی رسیده بود که او باور کرده بود که سهراب در بازداشت بسر می برد.

زد و خورد در سالگرد درگذشت آیت الله خمینی


جهان نیوز: به گزارش خبرنگار سیاسی جهان پس از واکنش مردم به سخنان سید حسن خمینی و ناتمام ماندن سخنرانی نوه امام(ره) ، میان مسئولین برنامه درگیری لفظی شدیدی شکل گرفت.
شنیده شده است سیدحسن پس از پایان نمازجمعه، با نجار وزیر کشور و نماینده دولت در ستاد برگزار کننده مراسم رحلت امام، مواجه و در همین دیدار سخنان تندی بین طرفین رد و بدل می شود.
در همین راستا گفته شده، سیدحسن خمینی تذکرات تندی در خصوص نحوه مدیریت مراسم به نجار می دهد.این تذکرات سیدحسن باعث می‌شود برخی از نزدیکان وی که در آنجا حضور داشتند رفتار تندتری نشان دهند.
شنیده شده است انصاری با وزیر کشور برخورد تنش‌زا پیدا می کند.
گزارش منابع متعدد جهان حاکی از آن است که در این بگومگو، برخورد فیزیکی هم صورت گرفته است.

جان باختگان ۱۹ اریبهشت را مخفیانه به خاک سپرده اند

 

اخبار روز: استاندار کردستان به خانواده های اعدام شدگان روز ۱۹ اردیبهشت گفته است که آن ها را مخفیانه و در محلی نامعلوم به خاک سپرده اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا برخی از اعضای اعدام شدگان ۱۹ اردیبهشت روز چهارشنبه مورخ ۱۲ خرداد ماه با استاندار کردستان برای تحویل پیکر اجساد قربانیان ملاقات کردند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مادر فرزاد کمانگر معلم اعدام شده به همراه خواهر فرهاد وکیلی و مادر و خواهر علی حیدریان ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه ۱۲ خرداد ماه در یکی از اتاق های ساختمان استانداری با اسماعیل نجار استاندار کردستان ملاقات کردند.
در این ملاقات خانواده اعدام شدگان خواهان مشخص شدن چگونگی تحویل پیکر اعدامیان شدند و استاندار کردستان در پاسخ به ایشان اعلام کرد "اعدام شدگان در محلی که هم اکنون به دلیل شرایط امنیتی قادر به افشای آن نیستیم دفن شده اند و پس از گذشت زمان و مساعد بودن اوضاع مسئولین مربوطه محل دفن ایشان را به شما اطلاع خواهیم داد."
هم چنین در پی اعلام طلب بخشش اعدام شدگان در آخرت از سوی استاندار، خانواده اعدام شدگان به وی معترض شدند و استاندار کردستان پس از مشاجره لفظی با خانواده ها اتاق ملاقات را ترک کرد.
در پی این ملاقات، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با سایر اعضای خانواده از جمله برادر علی حیدریان و فرهاد وکیلی تماس گرفته و آنها را تهدید کردند در صورت تکرار این ملاقات ها آنها را بازداشت خواهد نمود. 

دو میلیون تان کو؟


• خبرگزاری های دولتی از حضور «دو میلیونی» مردم در مراسم سازماندهی شده ی دولتی سخن گفته اند. هیچ عکسی گوشه ای از این جمعیت دو میلیون نفری را نیز نشان نداده است ...

اخبار روز: 











"نه به اعدام!" چه در کابل، چه در تهران!

  اعتراض نهادهای کارگری به اعدام افغانی ها در ایران

اخبار روز: گروهی از نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران، در خارج از کشور, با انتشار اطلاعیه ای اعدام افغانی های ساکن ایران را محکوم کرده و خواهان پیوند بیشتر بین مبارزات مردم در افغانستان و ایران شده اند. در این اطلاعیه آمده است:

رژیم جمهوری اسلامی سرمایه و دولت نظامی اش، امسال درآستانه اول ماه مه حملات ضد انسانی و ضد کارگری خود را بر علیه کارگران و مهاجرین افغانی افزایش داد. تا کنون برطبق اخباری رسیده، ۴۵ نفر از این زحمت کشان را به نام "قاچاقچی و متجاوز..." اعدام کرده است. رژیم جمهوری اسلامی ایران و دولت افغانستان اعدام ۶ تن از اینان را تأیید کرده اند. اما برطبق گفته‍ی رئیس مجلس افغانستان که هیئتی را برای بررسی این قضیه به تهران گسیل داشته بود، ده ها نفر تا کنون اعدام شده و سه هزار نفر نیز به اعدام محکوم شده اند. این احکام در شرایطی صادر می شوند که زندانیان از داشتن وکیل بی بهره هستند. جنایت کاران رژیم جمهوری اسلامی مانند همیشه درموقع تحویل جنازه ها به افغانستان اندام های درونی زندانیان مانند قلب، کلیه و جگر را در آورده و سپس پیکر آنان را در مقابل دریافت وجهی تحویل افغانستان داده اند.
به باور ما رژیم با دو هدف دست به چنین جنایاتی می زند: اول این که در میان زحمت کشان افغانی که بی حقوق ترین و محروم ترین کارگران در ایران هستند، تولید رعب و وحشت نماید و از پیوستن آنان به جنبش اعتراضی عمومی کارگران جلوگیری نماید. در سال ۱٣٨٨ در یورش مأموران رژیم به تجمع کارگر در اول ماه مه، چند نفر از این کارگران افغانی دست گیر شدند. دوم این که کارگران ایران را با تبلیغاتی چون قاچاقچی، قاتل و تجاوزگر در مورد مهاجرین افغانی بدبین نماید.
اما کارگران ایران، در بیانیه "شورای برگزاری مراسم های اول ماه مه ۱٣٨۹" و در "قطع نامه ۱۰ تشکل به مناسبت اول ماه مه"، با اعلام پشتیبانی ازهم طبقه ای های خویش به عنوان شهروندان متساوی الحقوق جواب رژیم را دادند.
از جانب کارگران و زحمت کشان و مردم افغانستان هم خیابان های کابل، مزار شریف و جلال آباد در مقابل سفارت خانه و کنسولگری های رژیم ضدکارگر و ضدزن جمهوری اسلامی، شعارهای "مرگ بر جمهوری اسلامی"، "مرگ بر دیکتاتور" سر دادند و تصاویر کاریکاتوری "خامنه¬ای" و" احمدی¬نژاد" را سوزاندند. این نشانه های اولیه شکل گرفتن یک همبستگی کارگری منطقه ای می باشد که باید ارج گذاشت و در تعمیق و گسترش آن کوشش نمود.
عالی ترین نشانه‍ی این همبستگی، که در شرایط کنونی جهان، نقطه‍ی عطفی در اعتلای همبستگی بین المللی به شمار می آید، تظاهرات گسترده‍ی زنان و مردان افغانی در چند شهر افغانستان در محکوم کردن اعدام های اخیر (۵ تن از زندانیان سیاسی) در ایران و اعلام هم دردی با خانواده های قربانیان و هم بستگی با مردم ایران بود. شعارهای: "ما همه فرزاد کمانگریم"، "نه به اعدام، چه در کابل، چه تهران" و اظهارات زنان پوشیده در برقع که: "ما از انسان و انسانیت دفاع می کنیم در سراسر جهان، بدون هیچ مرز و دیواری" و "اعدام یعنی جنایت، فرق نمی کند که به دست طالبان صورت گیرد، یا دولت افغان و یا ایران..." نشان از درک ضرورت پیوند و هم بستگی هرچه بیش تر کارگران و مردم منطقه علیه نظام های ارتجاعی حاکم است. چنین حماسه ای نشان از آن دارد که دوران سیاه حاکمیتِ این چنین نظام هایی در حال سرآمدن است و کارگران و مردم منطقه با مبارزات هم سو و تحکیم و گسترش هم بستگی ها، سرنوشت خود را به دست خواهند گرفت و بساط این حکومت ها را برخواهند چید.
در پایان این بیانیه، نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران - خارج کشور، ضمن محکوم نمودن اعدام کارگران افغانی و اعلام هم¬بستگی کارگری خویش، همه را به یک مبارزه همه جانبه برای لغو احکام جاری اعدام - از جمله ٣ هزار زحمت کش افغانی که در معرض خطر اعدام هستند- و نیز علیه اعدام، فرا خوانده اند.

این بیانیه را کمیته همبستگی با جنبش کارگری ایران- استرالیا، کمیته دفاع از کارگران ایران – نروژ، همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه، کانون همبستگی با کارگران ایران – فرانکفورت و حومه، کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران – هانوفر، کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد، کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ، انجمن کارگری جمال چراغ ویسی، شبکه همبستگی کارگری، اتحاد چپ ایرانیان واشنگتن و کمیته حمایت از کارگران ایران تورنتو کانادا امضا کرده اند.

انتقاد گزارشگر ویژۀ سازمان ملل از شورای حقوق بشر

خبرگزاری هرانا - گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل شورای حقوق بشر را متهم کرده که به جای رسیدگی به همۀ موارد نقض حقوق بشر در جهان، توجه اش را مشخصاً به نقض حقوق بشر در سرزمین های فلسطینی متمرکز کرده و به این ترتیب به اعتبار خود لطمه زده است.
فیلیپ آلستون، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد اعدام های غیرقانونی، دیروز جمعه شورای حقوق بشر سازمان ملل را متهم کرد که چشمانش را به روی کشتارهایی می بندد که در بخش وسیعی از جهان در حال انجام است و در مقابل همۀ توجه اش را بر تندروی های نسبت داده شده به دولت اسرائیل متمرکز می کند.
به گزارش رادیو فرانسه، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل که این سخنان را در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی و در پایان مأموریت شش ساله اش ایراد می کرد، همچنین گفت : در صورتی که شورای حقوق بشر سازمان ملل به طور خاص نسبت به اتهام نقض حقوق بشر در سرزمین های فلسطینی از خود واکنش نشان بدهد، همۀ اعتبار خود را از دست می دهد.
فیلیپ آلستون در جای دیگری از اظهاراتش از شورای حقوق بشر سازمان ملل خواست تا حساسیتش را نسبت به همۀ موارد نقش حقوق بشر در جهان تقویت کند.
در پی حملۀ ارتش اسرائیل به کشتی های امدادرسانی به مردم غزه که 9 کشته بر جای گذاشت، شورای حقوق بشر سازمان ملل عملیات ارتش اسرائیل را نقض حقوق بین الملل توصیف کرد و خواستار انجام تحقیق در اینباره شد.
شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژوئن 2006 تأسیس شد و مرکب از نمایندگان 47 کشور است. در حال حاضر کشورهای در حال رشد، به ویژه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی که غالباً مخالف دولت یهود هستند اکثریت اعضای این شورا را تشکیل می دهند.
فیلیپ آلستون در سخنان امروزش ضمن پشتیبانی از ابتکار عمل شورای حقوق بشر در مورد غزه تصریح نمود که این شورا یک سال پیش در مورد جنگ داخلی سری لانکا که تنها در آخرین مرحله اش به کشته شدن 30000 نفر منجر شد از خود واکنش مشابه نشان نداد. گزارشگر ویژۀ سازمان ملل در ادامه افزود که شورای حقوق بشر سازمان ملل با پیشنهاد او برای انجام تحقیق در مورد کشتار سری لانکا مخالفت کرد. فیلیپ آلستون همچنین بی تفاوتی شورای حقوق بشر را نسبت به اعدام جوانان بزهکار در ایران سرزنش کرد و در جای دیگری از اظهاراتش واکنش مشابه این شورا را نسبت به اعمال گروه های شبه نظامی کنیا مورد انتقاد قرار داد که از سوی پلیس این کشور برای قتل و سرکوب مخالفان ساماندهی و هدایت می شوند.