۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

تایید حکم اعدام دو تن از متهمان وقایع پس از انتخابات


کمیته گزارشگران حقوق بشر - حکم اعدام محمدعلی حاج آقایی و جعفر کاظمی، دو تن از متهمان وقایع پس از انتخابات از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران تایید شد.
پیش از این شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به قضاوت مقیسه، این دو تن را به اتهام «محاربه از طریق همکاری و ارتباط با منافقین» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به اعدام محکوم کرده بود.
محمد علی حاج آقایی و جعفر کاظمی، در ۲۷ شهریور در یکی از تجمع‌های اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بودند.
لازم به ذکر است وکیل این دو متهم، در طول مراحل دادرسی از مطالعه پرونده محروم بوده و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز «با تاخیر» به وی ابلاغ شده است.
در روزهای اخیر اخبار دیگری مبنی بر صدور حکم اعدام برای برخی دیگر از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات منتشر شده بود. معصومه یاوری نیز از بازداشت‌شدگانی است که گزارش‌ها حاکی از «درخواست صدور حکم اعدام» برای وی است.
مطهره بهرامی، محسن دانش‌پور مقدم، احمد دانش‌پور مقدم، ریحانه حاج ابراهیم و هادی قائمی نیز از بازداشت‌شدگان عاشورا هستند که به اعدام محکوم شده‌اند.
محمدرضا علی‌زمانی و آرش رحمانی‌پور، به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی در بهمن‌ماه سال گذشته اعدام شدند. دادستان تهران، این افراد را با اتفاقات روز عاشورا مرتبط دانست در حالی که آنان پیش از انتخابات بازداشت شده بودند.
پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ایران، هزاران نفر از مردم معترض بازداشت شدند. تعدادی از بازداشت‌شدگان کشته شده و برخی دیگر به «اعمال شکنجه در بازداشت‌های مخفی برای اخذ اعتراف» اشاره کردند.
بسیاری از نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای معترضان به نتیجه انتخابات اعتراض کردند.
معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین الملل، پس از اعدام علی‌زمانی و رحمانی‌پور گفت: «این اعدام‌ها نشان می‌دهد که چگونه مسئولان در ایران از نظام قضایی به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب معترضان استفاده می‌کنند.»

یاد کودکان کار گرامی باد/ گزارش تصویری













۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

رضا خندان همچنان در زندان است


عضو کانون نویسندگان ایران می بایست روز ۱۷ اسفند از زندان آزاد می شد

 اخبار روز: رضا خندان عضو کانون نویسندگان ایران و فعال حقوق کودکان، علیرغم سپردن وثیقه و شرایط حاد جسمی همچنان در بازداشت بسر می برد.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، رضا خندان دچار ناراحتی حاد قلبی است بطوری که دستها و پاهای او بی حس می شوند ولی تا کنون از درمان جدی وی خوداری کرده اند. او در اثر شکنجه های روحی دچار ناراحتی قلبی شده است و از چند هفته گذشته ناراحتی او شدت بیشتری به خود گرفته است، اما از درمان جدی او تا به حال خوداری شده است و به او گفته شده که آزمایشات وی باید به بیمارستانی در بیرون از زندان ارسال شود. علیرغم گذشته چند هفته هنوز نتیجه آزمایشات و درمان او در ابهام قرار دارد. تعدادی از زندانیان سیاسی بطرز مرموزی در زندان دچار ناراحتی قلبی می شوند. در صورتیکه پیش از بازداشت هیچگونه سابقه ناراحتی قلبی نداشته اند و این مسئله در بین جوانان دستگیر شده که از سلامت کامل برخوردار بودند چندین مورد وجود داشته است .
آقای خندان علیرغم تبدیل قرار بازداشت به سپردن وثیقه و طی تمامی مراحل سپردن وثیقه می بایست ۱۷ اسفند آزاد می شد اما فردی با نام مستعار یاسر از بازجویان وزارت اطلاعات در بند ۲۰۹ زندان اوین هر بار با بهانه های مختلف از آزادی او خوداری می کند. در آخرین مراجعه که خانواده آقای خندان به شعبه ٣۶ تجدید نظر دادگاه انقلاب داشتند به آنها گفته شده که قرار است پرونده وی مجددا به بازپرسی دادگاه انقلاب در شهر ری عودت داده شود. همچنین در آخرین بهانه گیری ها برای ادامه بازداشت او اعلام کرده اند که باید به قسمت دوم اتهامات رسیدگی شود که مربوط به فعالیت های او در کانون نویسندگان ایران می باشد. بازجو یاسر آقای خندان را تحت فشار قرار داده بود که چه کسانی بیانیه های کانون نویسندگان را تنظیم و انتشار میدهند. بازجوئی در مورد اتهامات که مربوط به فعالیت حقوق کودگان و کانون نویسندگان ایران می باشد چندین هفته است که پایان یافته است و هر دو اتهام در غالب یک پرونده تنظیم شده بود. اما به نظر می رسد بازجو یاسر قصد دارد که دو پرونده علیه آقای خندان تشکیل دهد و از این طریق به بازداشت غیر قانونی او ادامه دهد.
رضا خندان مهابادی روز ۷ بهمن ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات هنگامی که از منزل خواهرش خارج می شد دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او بیش از ۴۰ روز در سلولهای انفرادی بند مخوف ۲۰۹ بدون داشتن هیچگونه ارتباطی با خانواده اش بسر برد و در طی این مدت تحت بازجوئیهای طولانی و شکنجه های روحی قرار داشت. پس از آن او را از بند ۲۰۹ به بند ٣۵۰ زندان اوین منتقل کردند .

دومین روز اعتصاب غذا


اطلاعیه دومین روز اعتصاب غذا و روزه های سیاسی در همبستگی با جمعی از زندانیان زندان اوین

ما تعدادی از انسان های خواهان تامین حقوق بشر و برقراری دموکراسی در کشور ایران، از سراسر جهان به نشان همبستگی با جمعی از زندانیان بازداشتگاه های ۲۰۹، ۲۴۰، بند ۲ الف و بند ۳۵۰ زندان اوین که با خواست های:

۱- لغو و تقلیل احکام صادره علیه زندانیان سیاسی ، امنیتی و مطبوعاتی در دادگاههای فرمایشی پس از خرداد 88:
۲- آزادی فوری کلیه بازداشت شدگان تا زمان برگزاری دادگاه ها ، با قید وثیقه و کفالت:
۳- رعایت اصل 168 قانون اساسی در کلیه محاکم :
۴- رسیدگی به روند غیر قانونی و غیر عادلانه بازجویی ها ، دادرسی ها و مجازات متخلفان در تمامی سطوح:
۵- بهبود وضعیت غذایی ، بهداشتی ، رفاهی و تفریحی کلیه زندانیان و بازداشت شدگان
از ابتدای اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ روزه های سیاسی و مذهبی خود را به صورت گسترده و زمان بندی شده آغاز کرده اند،

norooznews.info

همراه و همزمان با این عزیزان زندانی و خانواده های ایشان، فردا چهارشنبه ۹ اردیبهشت ماه برای دومین بار اقدام به اعتصاب غذا یا روزه سیاسی و مذهبی خواهیم نمود.

www.rahesabz.net

در بعضی از شهرها دوستان شرکت کننده در اعتصاب غذا یا روزه سیاسی، در محل های مورد توافقشان تحصن نیز خواهند نمود.

تعدادی از شرکت کنندگان در این حرکت، به حمایت از کارگران و معلمان آزادیخواهی که یک هفته اعتصاب غذا برای رسیدن به خواست هایشان را برنامه ریزی کرده اند، از ابتدای اول ماه مه (روز جهانی کارگر) تا پایان روز ۱۸ اردیبهشت در اعتصاب غذا خواهند بود.

asre-nou.net

در صورت تمایل به همراهی یا حمایت از این حرکت، لطفا از طرق زیر تماس بگیرید

etesabqaza@gmail.com

www.facebook.com

شرکت کنندگان:

حمیرا آجودان، آینده آزاد، مسعود آذرنوش، محمد آوخ، ایرج ادیب زاده، آزیتا ارانی، جواد اسدیان، مریم افشاری، صفورا الیاسی، مدیا بایزیدپور، امیررضا امیربختیار، جمشید انگورانی، آرش ایرانی، شهلا باور، عطیه بختیار، بابک بختیاری، شهلا بهاردوست، ابراهیم بهارلو، رضا بهرنگ، محسن پاک، س. م. توقیده، مهرنوش جعفری، مانیا جلیلی، سکینه جوانمرد، خالد حسین زاده، حمید حمیدی، علی خردپیر، هوشنگ دیناروند، نیما رسولی، فاطمه روحی، اردشیر زارع زاده، حسن زرهی، مهدی سحرخیز، مریم سحرخیز، فریبرز سروش، شاپور شاپوریانی، حسین شرنگ، محمدرضا شکوهی فرد، بانو صابری، علی طایفی، علی طباطبائی، مهرداد عارفانی، علی عبدی، شهلا عبقری، پویش عزیزالدین، پویا عزیزی،هژیر عطاری، ناصح فریدی، فرشته قاضی، یدی قربانی، الهه قهرمان، سعیده کردی نژاد، امیر مجیری، مرسده محسنی، طاهر معروفیان، سیروس ملکوتی، انور میرستاری، مهران میرعبدالباقی، حجت نارنجی، حسن نایب هاشم، اسحاق نجم الدین، مزدک نصیری، گلرخ نیازی، مریم نیکخواه، بهنام وفاسرشت، هنگامه هویدا

حمایت کنندگان:

جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، حامیان مادران عزادار- اسلو، مادران صلح دورتموند، کامران امیری

پاییز در چشمان میدیا؛ نوشتاری از فرزاد کمانگر؛ زندانی محکوم به اعدام

 

فرزاد کمانگر، زندانی محکوم به اعدام
پاییز با همه ی زیباییش مهمان طبیعت شده بود و طبیعت شبیه عروس مغروری بود که خیاط آفرینش برای آراستنش از هیچ رنگی کم نگذاشته بود. در میان باغ ها و مزارع که بسان تابلویی زیبا راه باریک و پر پیچ و خم روستا در آن گم می شد محو این زیبایی ها می شدم.
همیشه این راه باریک را برای برگشتن به روستا به جاده ی بی روحی که دل مزارع را بی رحمانه و ناشیانه شکافته بود ترجیح می دادم. سه روز تعطیلی و دوری از مدرسه و اشتیاق دیدار دوباره ی بچه ها بر سرعت گام هایم می افزود. رابطه ی من و دانش آموزانم تنها رابطه ی معلم و شاگردی نبود. برای من آنها اعضای خانواده ام بودند.انگار سال ها با هم زندگی کرده بودیم. هر روز با کلاس اولی ها روبوسی می کردم. برای صبحانه بوی روغن محلی و آش و نان تازه ای که بچه ها با خودشان می آوردند تا مهمانشان شوم در مدرسه می پیچید.از ساعت هشت صبح  تا پنج بعد از ظهر در مدرسه بودم. در بین کلاس اولی ها دختری بنام میدیا۱ بود که چشمان زیبا و موهای بلند طلایی و شیرین زبانی اش از او فرشته ای معصوم ساخته بود تا برای من و همه ی روستا دوست داشتنی باشد.
هر روز میدیا زنگ تفریح همراه با دوستانش مرا به اجبار از دفتر مدرسه به حلقه ی عمو زنجنیر باف کلاس اولی ها می کشاند و من ناخواسته تسلیم بازی کودکانه ی آنها می شدم. مادر میدیا زن جوان و مهربانی بود که به تحصیل و تربیت فرزندش اهمیت بسیار می داد. هفته ای یک بار به مدرسه می آمد، و اما پدر میدیا مردی بود خشن که سایه ی هولناکش زیادی بر زندگی آن زن سنگینی می کرد. هرگاه میدیا مادرش را در مدرسه می دید مانند پروانه ای به دور او می چرخید و او نیز محو تماشای دخترش می شد. گاهی به دور دست ها خیره می شد و آه سوزناکی از اعماق وجودش می کشید. رفتار او و عشقش نسبت به میدیا برایم به صورت معما در آمده بود. همیشه در چشمانش درد یا غصه ای جا خوش کرده بود.
آن روز مزارع خلوت بود، از کنار چشمه گذشتم، خبری از عطر چای تازه دم نبود، اصلاَ بر خلاف همیشه کسی مشغول کار نبود. دلهره ای عجیب به سراغم آمده بود. از کنار قبرستان روستا گذشتم، قبر جدیدی توجهم را به خود جلب کرد. با خودم گفتم طبق قانون نانوشته ی طبیعت، سال خورده ای ساکن جدید این مکان شده است. به مدرسه که رسیدم کسی از سر و کولم بالا نرفت. یک راست وارد کلاس شدم، سلام کردم، چند نفری به آرامی جواب دادند، می خواستم علت را جویا شوم که در کلاس بواسطه ی سنگی که پشت آن گذاشته بودیم تا باز نشود با سر و صدا باز شد و میدیا وارد کلاس شد. من که متوجه غیبت او نشده بودم لبخندی زدم و میدیا سرش را پایین انداخت و با چشمانی پر از اشک سلام کرد و سر جایش نشست. پرسیدم چی شده میدیا؟ به من هم بگین. کژال دوست و همسایه ی میدیا گفت : آقا مگه نمی دونی دادا۲ خیال خودسوزی کرده؟ گفتم خیال؟ گفت بله،مادر میدیا.
با دیدن چشمان گریان میدیا من بی اختیار به گریه افتادم و همه ی کلاس با اشک های میدیا گریستند. میدیا مادرش را در حال سوختن دیده بود. از آن روز به بعد نه من و نه هیچ کس دیگری خنده های کودکانه ی میدیا را ندید. چشم های او شباهت عجیبی به چشمان مادرش پیدا کرد، یک زن ، یک درد در چشمانش جا خوش کرد و کلاس شاد ما تا آخر سال به رنگ چشم های خزان زده ی میدیا در آمد.                                                                           ‎
فرزاد کمانگر / زندان اوین
اردیبهشت ماه ۱۳۸۹
————————-
‎۱ ـ میدیا نامی دخترانه یا پسرانه است به معنای فرزند ماد.
‎۲ـ  دادا کلمه ای که برای احترام به خانم های جوان در زبان کردی به کار می رود.
منبع: مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

فشار بر لاله‌ حسن‌پور برای اخذ اعتراف تلویزیونی




کمیته گزارشگران حقوق بشر - روز گذشته، سه‌شنبه هفتم اردیبهشت، لاله حسن‌پور طی تماس تلفنی از زندان اوین اعلام کرد که «تحت فشار شدید برای اخذ اعتراف تلویزیونی» قرار دارد.
به گفته خانواده این فعال حقوق زنان، پس از اعلام این موضوع از سوی لاله حسن‌پور، «مامور همراه لاله بر سر او فریاد زد و تماس قطع شد.»
از سوی دیگر، اعتراض حسن‌پور به «بدرفتاری نگهبان بند» سبب شده تا برخی وسایل سلول از جمله «تلویزیون» را از او بگیرند.
به نظر می‌رسد این فعال مدنی در وضعیت نامناسب روحی و جسمی قرار داشته باشد و تماس تلفنی وی حاکی از ادامه فشار بر اوست.
لاله حسن‌پور، نویسنده و فعال جنبش زنان، سه‌شنبه ۲۵ اسفندماه طی یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

آخرین وضعیت سعید سودملی، از متهمان وقایع پس از انتخابات


کمیته گزارشگران حقوق بشر - سعيد سودملی، از متهمان وقایع پس از انتخابات، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
وی در تاریخ ۱۰ دی سال ۸۸ در خیابان فلسطین در حال فيلم‌برداری از ترافيک خيابان توسط نیروی انتظامی دستگیر شده و به زندان اوین منتقل شد.
به گزارش منابع آگاه، سودملی که دارای مدرک لیسانس کشاورزی است، در یکی از پيتزافروشی‌های اطراف میدان فلسطین مشغول به کار بوده که با مشاهده ترافیک سنگین خیابان از مغازه خارج شده و با تلفن همراه خود شروع به فیلم‌برداری می‌کند که بلافاصله بازداشت می‌شود.
به گفته نزدیکان این زندانی سیاسی، بازجوی سعید سودملی از وی به صورت چهار جوابی بازجویی کرده است.برای مثال در بازجويی از وی پرسیده شده «به نظر شما کدامیک از عوامل زیر در حوادث اخیر و بازداشت شما مقصر بوده اند؟ موسوی، احمدی نژاد، خودتان یا دولت.»
دادستان با استناد به بازجویی‌هایی از این قبیل برای سعید سودملی کیفرخواستی صادر کرده که در آن وی به «اقدام علیه امنیت ملی، تبليغ علیه نظام و اجتماع و تبانی» متهم شده است.
قاضی پیرعباسی در دادگاه بدوی وی را از اتهام‌های تبلیغ عليه نظام و اجتماع و تبانی تبرئه کرد ولی به اتهام اقدام علیه امنيت به يک سال حبس تعزیری محکوم شد.
پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و در پی اعتراض‌های مردمی به نتیجه انتخابات، تعداد زیادی از شهروندان بازداشت شدند که از اسامی و محل نگهداری بسیاری از آنان اطلاعی در دست نیست. خبرگزاری‌ها تعداد بازداشت‌شدگان را هزاران نفر تخمین زده‌اند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

نامه فعالان حقوق زنان به شورای اقتصادی ـ اجتماعی سازمان ملل: با عضویت ایران مخالفت کنید

بیش از 250 تن از فعالان حقوق زنان با انتشار نامه ای از اعضای شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل متحد خواستند با عضویت ایران در کمیسیون موقعیت زنان مخالفت کنند، یا چنانچه به دلایل سهمیه بندی منطقه ای مجبور به پذیرش ایران هستند، جمهوری اسلامی را به پایبندی به "پیمان های بین المللی حقوق برابر" ملزم کنند.
در این نامه تصریح شده است که جایگاه خالی گروه آسیایی کمیسیون به مراتب بیش از قرار گرفتن ایران بر این جایگاه به نفع رشد و توسعه زنان در جهان خواهد بود.
متن کامل نامه فعالان حقوق زنان به شورای اقتصادی، اجتماعی سازمان ملل به شرح ذیل است:
اعضای محترم شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل متحد
خبر شوک برانگیز تائید نامزدی ایران برای کسب کرسی گروه منطقه ای آسیا در کمیسیون مقام زن، همه فعالان حقوق زن و برابری جنسیتی را به بحت و حیرت فرو برده است. شواهد حاکی از آن است که ایران در جریان نشست روز 28 و 29 آوریل کرسی منطقه آسیا و اقیانوسیه را به دلیل بی رقیب بودن کسب خواهد کرد.
ما جمعی از فعالان حقوق برابر جنسیتی بر این باوریم که جایگاه خالی گروه آسیایی کمیسیون به مراتب بیش از قرار گرفتن ایران بر این جایگاه به نفع رشد و توسعه زنان در جهان خواهد بود
امضا کنندگان این نامه در فرصت کوتاهی که تا روز انتخابات باقی مانده است مراتب اعتراض و هشدار خود را نسبت به حضور ایران در این مجمع بین المللی به اطلاع شما می رسانند.
در سالهای اخیر حکومت ایران نه تنها به کنوانسیون رفع تبعیض از زنان (سی داو)  نپیوسته، بلکه عملا با آن مخالفت ورزیده و  به عنوان یکی از ناقضان حقوق زنان  بارها و بارها در تیتر اخبار جهان قرار گرفته است. دولت ایران با نقض حقوق زنان در قانون، ساختارهای اجرایی کشور و نهادهای فرهنگ سازی که هنجار های اجتماعی را ترویج می کنند، همواره کوشیده است تا نابرابری جنسیتی را در تار وپود جامعه از خانواده گرفته تا عالی ترین نهادهای کشوری تثبیت کند.
آیا قوانین تبعیض آمیزی مثل نداشتن حق انتخاب همسر برای دختران، نداشتن حق انتخاب تحصیل بعد از ازدواج، نداشتن حق طلاق، نداشتن حق سرپرستی فرزند، تلاش برای تسهیل چند همسری مردان، تصویب طرحی به نام عفاف که به ماموران دولتی اجازه می دهد  در خیابانها با زنان و دختران رفتارهای پر خشونت داشته باشند، سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه ها و دستگیر و زندانی کردن فعالان مسالمت جوی حقوق زن و  ده ها مثال دیگر کافی نیست تا نشان دهد دولت جمهوری اسلامی اعتقادی به برابری جنسیتی ندارد و برای این تثبیت این تبعیض از همه امکانات موجود بهره می گیرد؟
در ده سال گذشته بسیاری از فعالان زن در ایران کمپین های متعددی برای رفع تبعیض های قانونی و اجتماعی و سیاسی به راه انداخته اند که جنبش جهانی زنان را نیز متاثر کردده است.
با این وجود متاسفانه تنها عامل پذیرش اعضا در نهادی بین المللی همچون کمیسیون مقام زن، سهمیه بندی منطقه ای است نه عملکرد دولتهای منطقه در قبال مسائل زنان.. پرسش اینجاست که آیا دولتی که به گزارش شواهد و مدارک، اساسا باوری به برابری جنسیتی ندارد، چه اهدافی را در کمیسیون مقام زن که اهدافش را بر مبنای رفع تبعیض جنسیتی و توسعه مقام و جایگاه زن  بنا نهاده دنبال می کند؟ دولت ایران نه تنها باوری به برنامه عمل کنفرانس پکن که در دستور کار این کمیسیون قرار دارد ندارد که عملا جلوی اجرای آن را در کشور متبوع خود گرفته است و پس از گذشت پانزده سال و پیشبرد بسیاری از اهداف این برنامه در بسیاری از کشورهای جهان،  آن را  شکست خورده می نامد!
در سالهای اخیر دولت ایران همواره سعی داشته است که  نظام پدرسالار دولتی و ساختارهای نابرابرجنسیتی در ایران را با فریبهایی همچون دفاع از فرهنگهای بومی و ارزشهای سنتی  توجیه کند و فراهم بودن فرصتهای بین المللی این توجیهات را به یک تهدید جدی تبدیل خواهد کرد که نه تنها زنان ایران که زنان سایر کشورهای جهان را نیز در برمی گیرد.
ما جمعی از مدافعان حقوق برابر جنسیتی با این هشدار اعلام می کنیم که حضور ایران در این کمیسیون یک تهدید جدی برای اهداف و ایده آلهای کمیسیون و در تناقض با ماهیت آن و همچنین تهدیدی برای صلح، برابری و امنیت جهانی است. زیرا به یقین دولت ایران تلاش خواهد کرد با استفاده از این فرصت جهانیا به هدف خود در انقطاع فرایند رشد و توسعه زنان ادامه دهد.
ما این نامه را با این امید می نویسیم که شما با این عضویت مخالفت کرده و در صورتی که اصراری بر پرکردن جایگاه خالی گروه آسیا دارید تنها بصورت مشروط  و با گرفتن تعهد از ایران به پایبندی به پیمان های بین المللی حقوق برابر، بویژه به برنامه عمل کنفرانس پکن و پیوستن به پیمان رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان این امکان را به ایران بدهید.
امضاکنندگان این نامه عبارتند از:
آرش نصیری اقبالی، آزاده خسروشاهی، آزاده فرامرزيها، آزاده مرادیان، آزاده ثبوت، آسو صالح، آسیه امینی، آسیه نریمان، آيدين دهقاني، آیدا سعادت، آیدا قجر، آینده آزاد، احمد باطبی، احمد صابری، احمد علوی، احمد رافت، اختر قاسمی، اکبر عطری، اکرم خیر خواه، اسماعیل خویی، الهه امانی، الهام قیطانچی، الهه قهرمان، امید کوهی، امیر حسین گنج بخش، امیر رشیدی، احمد بیگلو، بلال مرادویسی، بهاره علوی، بهاره راوند، بهنام براهویی نوخط، بهمن محسنی سلطانی، بیتا یاری، پردیس درخشنده، پرستو الله یاری، پروین اردلان، پروین اشرفی، پریسا کاکایی، پویان فخرایی، پیمان مردوخی، تارا احمدی، ثریا فلاح، جواد صفوی، حامد صادقی صفت، حجت نارنجی، حسام میثاقی، حسن شریعتمداری، حسن نایب هاشمی، حسین خسروی، حسین علوی، حسین لاجوردی، حمید پرنیان، حمید حمیدی، خدیجه مقدم، خسرو بندری، خسرو علی اکبری، داریوش سلطانی، درنا بندری، دکتر محمدعلی توفیقی، دکتر هوشنگ سبحانی، دلارام علي، دلبر توکلی، راحله بکتاش، رحمان جوانمردی، رضا پیرزاده، رضا پرتوی، رضا سیاوشی، رضا گوهرزاد، رضوان مقدم، رکسانا شتایش، روجا بندری، روحی شفیعی، رودابه پرورش، روژین محمدی، روشنک آسترکی، رویا کاشفی، زانیار احمدی، زویا اسکندریان، زهرا توفیق، زهره اسد پور، زینب پیغمبرزاده، ساچلی افلاکی، ساسان قهرمان، ساشا سیامی، ساقی قهرمان، رسامان رسول پور، ستاره هاشمی، سپهر عاطفی، سحر سجادی، سحر مفخم، سعید حبیبی، سلماز مقدم، سمانه عابدینی، سمانه موسوی، سهیلا نیکپور، سودابه فرح نیا، سوران مردوخی، سوفیا صدیق پور، سولماز آیکدر، سیاوش اصغری، سیمین شریفی، سیمین کریمی، شادی صدر، شکوفه شادابی، شهاب الدین شیخی، شهرام تهرانی، شهلا اصغری، شهلا بهاردوست، شورانگیز داداشی، شیرین فامیلی، شیرین مهرگان، شیوا نوجو، صادق شجایی، صبا واصفی، صبا واجدی، صبا خویی، صبا صراف، صبری نجفی، صدیقه مقدم، طاهره دانش، طیبه مونسان، عارفه الیاسی، عشا مومنی، عفت ماهباز، علی افشاری، علی کلایی، علی طایفی، علی اکبر خسروشاهی، علی اکبر مهدی، علی راکعی، علی عبدی، علی کانطوری، علی ماهباز، علی واعظی پور، علیرضا رهبری، عنایت کاتولی، فائزه مدرس گرجی، فاطمه شمس، فاطمه غلامرضایی، فاطمه فنائیان، فاطمه مسجدی، فرزاد طلوعی، فرشاد اخگری، فرشته قاضی، فرناز کمالی، فرزاد کمالی، فرنوش کمالی، فرهادخسروخاور، فرهمند علی پور، فروغ سمیع نیا، فریبا داوودی مهاجر، فریده پور عبدالله، فریده مقدم، فهیمه خضر حیدری، فیروزه مهاجر، فیلیپ گرنت، قدسی سرمست، کاوه رضایی، کلارا مرادیان، کوروش صحتی، کیانوش سنجری، گلناز بهگو، گیتی خیرخواه، گیتی سلامی، لعبت والا، لیلا صحت، لیلا کرمی، ماهرخ غلامحسینی، رویا طلوعی، مجید محمدی، محبوبه عباسقلی زاده، محبوبه محبی، محمد برجنجی، محمد شیرزاد، محمد رضا عینی، محمد فلاح نيا، مرجان قهرمانی، مریم افضلی، مریم امی، مریم اهری، مریم عامری، مریم کاویانی، مریم بهشتی، مریم بیدگلی، مژگان ارشادی، مسعود بُربُر، مسیح علی نژاد، میترا جوانمردی، منصور تیفوری، منصور فتحی، منصوره شجاعی، منیره حاجی، مهران براتی، مهرداد مشایخی، مهرنوش اعتمادی، مهشید راستی، مهوش مهاجر، ناهید توسلی، نرگس کرمانشاهی، نریمان رحیمی، نسترن خسروی، نسرین افضلی، نسیم خسروی، نسیم سرابندی، نگار سماک نژاد، نازلي صادقي، نازی عظیما، نازنین انصاری، نفیسه آزاد، نگار اصلاني، نگار روبانی، نگار انسان، نگین شیخ الاسلامی وطنی، نوشابه امیری، نوشين خاکي، نیکزاد زنگنه، نیما راشدان، لیدا حسینی نژاد، لئوناردو رافت، هاجر کبیری، هدیه نامی، هایده روشن، هژیر پلاسچی، هومن بیگی، وجیهه مقدم، وحیده محمودی، یاور خسروشاهی

سازمان ها و شبکه های بین المللی حامی این نامه:
Women Living Under Muslim Law
BAOBAB for Women’s Human Rights (African Network)
GREFELS (Groupe de Recherche sur les Femmes et les Lois au Sénégal)
Droits Humanins Sans Frontiers
International Campaign for Human Rights in Iran
International Coalition Against Violence in Iran (ICAVI)
Khoie Foundation

منبع: روزآنلاین

محکومیت همایون جابری از اعضای سندیکای شرکت واحد به سه سال حبس تعلیقی

خبرگزاری هرانا - در آستانه ی 1 مه روز جهانی کارگر همایون جابری، یکی از اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، از سوی شعبه 14 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی تقوی به 1 سال حبس تعزیری به مدت 3 سال تعلیق محکوم شد.
همایون جابری 11 اسفند ماه سال گذشته محاکمه شد و به نظر می رسد این حکم برای ایجاد رعب و وحشت در بین کارگران در آستانه ی روز جهانی کارگر به ایشان ابلاغ شده است.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، اتهامات آقای جابری اجتماع وت بانی به قصد برهم زدن امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و اخلال در نظم عمومی، عنوان شده است.
آقای جابری 11 اردیبهشت ماه سال گذشته دو ساعت قبل از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در حوالی پارک لاله توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. وی را پس از کلانتری 148 به بند 240 زندان اوین منتقل نمودند. آقای جابری پس از 20 روز با قرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
لازم به یادآوری است که منصور اسانلو رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، که محکوم به تحمل 5 سال حبس تعزیری می باشد؛ از اواخر تابستان 1386 تاکنون در زندان به سر می برد.

هرانا؛ اولین ملاقات ابوالفضل عابدینی با خانواده اش پس از گذشت دو ماه

|خبرگزاری هرانا - صبح روز جاری مورخ 8 اردیبهشت 88، مادر ابوالفضل عابدینی نصر خبرنگار مستقل، و مسئول پیشین روابط عمومی مجموعه فعالین حقوق بشر در ایران پس از قریب به دو ماه با وی در زندان اوین ملاقاتی کوتاه داشت.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، دراین دیدار مادر ابوالفضل عابدینی که دوازدهم اسفند ماه سال گذشته در منزل پدری خود در شهرستان رامهرمز و در پی یورش های هماهنگ و سازمان دهی شده به فعالین حقوق بشر، بازداشت شده است؛ وضعیت روحی و جسمی فرزندش را خوب ارزیابی کرد.
پس از اتمام ملاقات، مادر این فعال حقوق بشر با مراجعه به دفتر دادستان تهران با ارایه درخواستی مبنی بر بیگناهی فرزندش خواستار ازادی هر چه زود تر ایشان شد.

شایان ذکر است که آقای عابدینی به تازگی از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب اهواز به "یازده سال حبس تعزیری" محکوم شده است.

هرانا؛ پس از شش سال، فرزاد کمانگر و دو هم پرونده ای همچنان در خطر اعدام

خبرگزاری هرانا - اعمال نفوذ قضات و بازجوها در مسیر رسیدگی به پرونده قضایی فعالان سیاسی این روزها ابعاد نگران کننده ای یافته است.

در این راستا اعمال نفوذ نیروهای امنیتی یا قضاتی که در این رابطه فعال هستند و تاثیر آن در رسیدگی به روند قضایی و از همه مهمتر مفقود کردن عمدی پرونده به پیچیده شدن مشکل و بلاتکلیفی افراد بازداشت شده بیشتر دامن زده است.
در یکی از این موارد پرونده فرزاد کمانگراز فعالان صنفی و حقوق بشری که به اعدام محکوم شده بنا به دلایل نامعلوم مفقود شده که این مهم منجر به تداوم قطعیت حکم اعدام وی و دو هم پرونده ای ایشان به نامهای فرهاد وکیلی و علی حیدریان شده است.
بنابراطلاع گزارشگران هرانا، در تاریخ 5 مرداد 88، خلیل بهرامیان، وکیل کمانگر درخواست اعمال ماده 18(بررسی مجدد) را به قوه قضاییه ارایه داد، پس از گذشت حدود دوسال از این درخواست دستگاه قضایی به صورت مستمر از بی اطلاعی از سرنوشت این پرونده سخن گفت تا اینکه مجلس شورای اسلامی به واسطه چند تن از نمایندگان و از طریق مشاور امور هماهنگی مجلس با قوه قضاییه درخواست اطلاع از سرنوشت پرونده را نمود.
در پاسخ به این درخواست از سوی مرجع مربوطه اعلام شد پرونده به شماره 11295/88/62 مورخ ۵ مردادماه  ۱۳۸۸ در این دفتر ثبت شده و در تاریخ ۱۹ مهرماه همان سال به شماره 3000/9001147293 به دفتر سعید مرتضوی دادستان وقت تهران وارد شده است. اما از سرنوشت آن بعد از ورود به دفتر آقای مرتضوی اطلاعی در دست نیست.
بعد از جابه جایی در قوه قضاییه در انتصاب جعفری دولت آبادی به سمت دادستان تهران به وکیل آقای کمانگر اطلاع داده شد که پرونده موکل ایشان در اوراق مربوطه در دفتر آقای مرتضوی پیدا شده است و همینطور زوایای بیشتری از این پرونده منجمله تلاش آقای مرتضوی برای اجرایی شدن این احکام اعدام که دست کم دو بار متهمان پرونده منجمله آقای کمانگر را تا پای چوبه دار نیز برده بود روشن شد.
با ورود دادستان جدید و پیدا شدن پرونده امیدهایی پیدا شد مبنی بر تعیین تکلیف شدن درخواست اعمال ماده ۱۸ و بررسی مجدد حکم اما و علیرغم اینکه از سه ماه گذشته تاکنون خانواده و وکیل تقریبا هر هفته به دنبال پاسخ به قوه قضاییه مراجعه کرده اند هیچ تغییر و تعیین تکلیفی در مورد پرونده صورت نگرفته است.
اخیرا نیز مراجعات خانواده و وکیل ایشان با مفقود بودن پرونده پاسخ داده می شود، خلیل بهرامیان در گفتگو با هرانا می گوید "دو سال است که پرونده فرزاد را پیگیری می کنم اما هنوز مراجع قضایی درباره ان تصمیمی نگرفته اند". بهرامیان معتقد است در صورت بررسی مجدد ممکن است این حکم تغییر پیدا کند. وی درباره لغو حکم اعدام موکل خود می افزاید:" گفته می شد که این حکم کاهش می یابد اما بین حرف تا عمل هنوز فاصله است."
آقای بهرامیان امیدواراست که این پرونده در کادر قانونی رسیدگی و بررسی قرار گیرد و زودتر بدان جواب داده شود.
بی پاسخ ماندن پرونده و بالطبع قطعیت حکم اعدام در حالیست که بازجوی کمانگر به اوهفته گذشته گفته است که امکان اجرای حکم اعدام به قوت خود باقی است.

آدرس کمپین جدید نجات فرزاد کمانگر
www.farzadkamangar.org

بازداشت علی اکبر باغانی و محمد بهشتی لنگرودی، دو تن از اعضای ارشد کانون صنفی معلمان

خبرگزاری هرانا - صبح روز چهارشنبه، هشتم اردی بهشت ماه ماموران وزارت اطلاعات با مراجعه به خانه‌های علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان و محمد بهشتی لنگرودی سخنگوی این کانون، آنها را دستگیر کردند.
این در حالیست که تنها چهار روز به بزرگداشت روز معلم مانده است.
علی اکبر باغانی و محمد بهشتی لنگرودی روز شنبه چهارم اردی بهشت ماه به دادگاه فراخوانده شده بودند. این دو با حضور در دادگاه به سوالات قاضی پاسخ داده و سپس به منازل خود بازگشتند.
اما ساعت ۸ صبح چهارشنبه هشتم اردی بهشت، ماموران وزارت اطلاعات به طور هم‌زمان به منازل این  دو معلم رفته و آنها را با خود بردند.
پیمان عطار وکیل مدافع آقای باغانی در گفت و گو با دویچه وله ضمن تایید این خبر از علت این بازداشت اظهار بی اطلاعی کرد.
آقای عطار گفت که پرونده قبلی موکلش که مربوط به سال ۱۳۸۵ می‌شده با صدور حکم بسته شده است و وی نمی‌داند این بار آقای باغانی به چه علت ابتدا احضار و سپس بازداشت شده است.
اخبار رسیده از سایر معلمان نیز حکایت از اعمال فشار بیشتر بر آنان در آستانه روز معلم دارد. رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان روز هفتم اردی بهشت پس از هشت ماه بازداشت به دادگاه منتقل شد اما به دلیل عدم حضور وکیلش حاضر به شرکت در جلسه دادگاه نشد.
از شهرستان ها نیز خبر می‌رسد که معلمان تحت فشارهای فزاینده قرار گرفته‌اند. طی روزهای اخیر چهار معلم در شهر همدان پس از احضار بازداشت شده‌اند. جلال نادری، علی نجفی، محمد خانی و سعید جهان‌آرا طی تماس تلفنی به دادگاه دعوت شدند اما پس از مراجعه بازداشت شده‌اند.
هم چنین دادگاه جزایی کرمانشاه دو تن از اعضای شورای مرکزی کانون صنفی معلمان استان کرمانشاه را به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی و یک میلیون ریال جزای نقدی بدل از شلاق محکوم کرده است. اتهامات این دو تن، اخلال در نظم سیستم آموزش و پرورش از طریق برگزاری تجمعات غیرقانونی و تعطیلی بیش از ۲۹ مدرسه اعلام شده است.
هم چنین سایت کانون صنفی معلمان، سخن معلم و بسیاری از وبلاگ‌های معلمان نیز طی روزهای اخیر فیلتر شده اند.
این فشارها در حالی اعمال می‌شود که شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان اعلام کرده که در اعتراض به صدور احکام سنگین حبس و اعدام برای معلمان زندانی از ۱۲ تا ۱۸ اردیبهشت دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

این شورا هم چنین از معلمان خواسته تا در روز ۱۲ اردی بهشت در تهران بر سر مزار ابوالحسن خانعلی معلم کشته‌شده در حکومت پهلوی در گورستان ابن بابویه و در قم بر سر مزار مرتضی مطهری حاضر شوند.
شایان ذکر است که دو معلم دربند به نام‌های فرزاد کمانگر و عبدالرضا قنبری نیز پیش تر از سوی مقامات قضایی کشور به اعدام محکوم شده‌اند.

محکوميت صادق آهنگری، فعال کُرد به هجده ماه حبس تعزیری

خبرگزاری هرانا - يک شهروند اهل بوکان به نام صادق آهنگری از طرف دادگاه انقلاب شهر مهاباد به زندان محکوم شد.

به گزارش آژانس خبری موکریان، اين شهروند که بهمن ماه سال گذشته توسط نيروهای امنيتی در بوکان بازداشت شده است اخيراً از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به تحمل ۱۸ ماه حبس محکوم شد.
گفتنی است اتهام صادق آهنگری که هم اکنون در زندان مهاباد بسر می برد همکاری با احزاب مخالف نظام عنوان شده است.

هرانا؛ روزشمار نقض حقوق شهروندان بهایی - فروردین 1389

 

خبرگزاری هرانا - گزارش نقض حقوق شهروندان بهایی در ایران، در محدوده زمانی فروردین ماه سال 1389 در پی می آید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در این گزارش آمار بازداشت، محاکمه، آزادی و تبعیدشدگان آیین بهاییت ارایه شده است.
گزارش مذکور به شرح زیر است:
1فروردين؛ سماء نوراني و ايقان شهيدي دو دانشجوي محروم از تحصيل بهايي كه در يورش امنيتي 11و  12 اسفند ماه سال گذشته بازداشت شده بودند در زندان اوين با خانواده هاي خود ملاقات كردند. قابل ذكر است نامبردگان به ترتيب در شهرهاي شيراز و كرمانشاه دستگير و سپس به تهران منتقل شدند.
درسا سبحاني فعال حقوق زنان و دانشجوي محروم از تحصيل بهايي كه در 15 اسفند ماه  سال گذشته در ساري بازداشت شده بود در زندان اوين با خانواده اش ملاقات كرد.
4 فروردين؛ پنجاه جوان بهايي اهل شيراز كه در ارديبهشت ماه سال 1385 به دليل آموزش به كودكان بي بضاعت دستگير و به 3 سال شركت در كلاس هاي آموزش اسلامي محكوم شده بودند؛ همگي ممنوع الخروج شدند.
نويد خانجاني فعال حقوق بشر و دانشجوي محروم ازتحصيل بهايي كه در يورش امنيتي 11 اسفند دستگير شده بود؛ با خانواده ملاقات كرد.
5 فروردين؛ حكم 6 ماه زندان يك شهروند بهايي ساكن بابل به نام مشفق سمندري كه سال گذشته توسط دادگاه انقلاب شهرستان مذكور صادر شده بود توسط دادگاه تجديد نظر استان تائيد شد و نامبرده آماده اجراي حكم مي باشد.
8 فروردين؛ ماموران امنيتي به منزل بهنام ارجمند شهروند بهايي ساكن ساري هجوم آورده و پس از بازرسي و ضبط كامپيوتر، محل را ترك كردند.
جسد عباسقلي صميمي بهايي ساكن نجف آباد كه در 1 فروردين ماه فوت كرده بود و بدليل عدم اجازه دفن در سردخانه بيمارستان بود توسط ماموران بدون اجازه يا اطلاع خانواده اش در گورستان بهاييان اصفهان دفن گرديد .
برخی از سايت ها و بلاگ های بهاييان به نام هاي "ساغر"، "ايران پرس واچ فارسي"، "خبرنورد" و "نگاهي ديگر" فيلتر شدند.
9فروردين؛ پيام فنائيان شهروند بهايي ساكن تهران كه در 13 دي ماه سال گذشته به دليل شركت در تظاهرات 6 دی ماه(عاشورا) دستگير شده بود به 6 سال حبس تعزيري محكوم شد. اين پرونده به دادگاه تجديد نظر ارسال شده است. قابل ذكر است نامبرده در اين روز اولين ملاقات حضوري خود را پس ازگذشت نزديك به سه ماه از بازداشتش با خانواده داشت.
دو شهروند بهايي ساكن يزد به نام هاي بهنام روحاني فرد و سهيل روحاني فرد كه در 28 بهمن 88 آزاد شده بودند در اين روز دوباره دستگير و براي گذراندن محكوميت به زندان يزد منتقل شدند. قابل ذكر است كه نامبردگان به ترتيب به 9 و 18 ماه زندان محكوم شده اند.
12 فروردين؛ طي تماس تلفني درسا سبحاني با خانواده اش از انتقال خود از سلول انفرادي به دو نفره خبر داد.
14 فروردين؛ آرتين غضنفري يكي از دستگيرشدگان بهايي 13 دي ماه 88 پس از سه ماه با توديع وثيقه 50 ميليون تومان آزاد شد.

سه دانشجوي بهايي دانشگاه پيام نور بجنورد به نام هاي مونا شريفي محبتي، شايان ثنائي و انوش شريفي محبتي پس از چند ترم تحصيل بنابر اعلام سايت و تائيد مسئولين دانشگاه مزبور از ادامه تحصيل محروم شدند.
17 فروردين؛ پنج شهروند بهايي ساكن مرودشت فارس كه در 10 اسفند ماه سال گذشته دستگير شده بودند پس از توديع وثيقه ی 50 ميليون تومان آزاد شدند.
19 فروردين؛ پيام ولي شهروند بهايي ساكن كرج كه از تاريخ 12 بهمن ماه سال گذشته در بازداشت بسر مي برد، پس از توديع وثيقه 50 ميليون تومان آزادشد.
20 فروردين؛ مهاجمان ناشناس به باغي به مساحت 12000 متر مربع سه شهروند بهايي اهل مرودشت به نام هاي ذبيح الله تاشي، حبيب الله شايق و كامبيز رفاهي حمله برده و پس از تخريب و از بين بردن بيش از 1200 درخت ميوه از محل متواري شدند.

طبق اطلاع واصله ايقان شهيدي و سماء نوراني دو جوان بهايي محروم از تحصيل براي اعترافات تلويزيوني به شدت تحت فشار قرار دارند.
بنا به اخبار واصله، نويد خانجاني شهروند بهايي و فعال حقوق بشر هم چنان در بند متعلق به سپاه تحت بازجويي و فشار شديد براي پذيرفتن اتهاماتي سنگين قرار دارد.
21 فروردين؛ هدي فلاح شهروند بهايي ساكن بابلسر به دادسراي انقلاب شهر مذكور احضار كه پس از بازجويي به وقيد ارائه جواز كسب تا احضار بعدي آزاد شد.
22 فروردين؛ پس از يك هفته كه از آزادي آرتين غضنفري گذشته بود نامبرده بارديگر بازداشت شد قاضي پرونده به وكيل آقاي غضنفري گفته است كه نامبرده حق انتخاب وكيل ندارد و اشتباه آزاد شده است.
منزل يك شهروند بهايي ساكن بخش نشتارود تنكابن به نام معين اسماعيل پور مورد بازرسي ماموران امنيتي قرار گرفت كه پس از ضبط كامپيوتر و بعضي وسايل شخصي، ماموران محل را ترك كردند.
ماموران امنيتي به منزل فواد انوري شهروند بهايي ساكن تنكابن هجوم برده و پس از تفتيش منزل نامبرده، كتب مذهبي و كامپيوتر ايشان را ضبط كرده و با خود مي برند.
23 فروردين؛ پدر وحيد اسماعيل زادگان شهروند بهايي اهل تنكابن مورد تهديد قرار گرفت تا مغازه اش را تعطيل كند و در غير اينصورت آن را مهر و موم خواهند كرد. وحيد اسماعيل زادگان در 30 آبان سال گذشته از زندان آزاد شد.
سومين جلسه دادگاه هفت نفر مديران سابق جامعه بهايي ايران كه بيش از دو سال است در بازداشت مي باشند قرار بود در اين روز تشكيل شود ولي در هنگام ورود زندانيان به دادگاه از حضور خانواده هاي ايشان در جلسه جلوگيري بعمل آمد كه نشان دهنده غيرعلني بودن دادگاه بود ولي پس از ورود زندانيان به صحن دادگاه، ايشان متوجه حضور بازجويان ، مقامات اطلاعات و يك گروه فيلمبرداري در آنجا شدند كه بدليل اعتراض به حضور افراد بي ارتباط وغير قضائي در جلسه غير علني با مشورت وكلايشان از شركت در روند دادگاه خودداري كردند كه قاضي جلسه را بدون تعيين وقت بعدي تعطيل كرد.
ناهيد قديري شهروند بهايي ساكن مشهد كه در 24 اسفند ماه سال گذشته دستگير شده بود پس از يك ماه بازداشت با خانواده اش ملاقات كرد طبق اطلاع واصله نامبرده به شدت تحت فشار مي باشد تا تعهد ي كتبي مبني بر عدم فعاليتهاي مذهبي امضاء كند.
24 فروردين؛ رزيتا واثقي شهروند بهايي بازداشت شده در تاريخ 24اسفند از اداره اطلاعات مشهد به قرنطينه زندان وكيل آباد مشهد منتقل شد.
25 فروردين؛ دادگاه آرتين غضنفري به مدت 30 دقيقه تشكيل و نامبرده پس از دادگاه به زندان منتقل شد.
27 فروردين؛ نويد خانجاني از سلول انفرادي به عمومي انتقال داده شد اين در حاليستكه مسئولان رده بالاي قوه قضائيه به خانواده اين زنداني اظهار داشته اند كه "بهاييان هيچگونه حق دادخواهي ندارند" و نبايد ديگر مراجعه نكنند.
29 فروردين؛ آرتين غضنفري با افزايش مبلغ وثيقه قبلي تا اعلام حكم دادگاه آزاد شد.

هرانا؛ معصومه یاوری در یک قدمی چوبه دار


خبرگزاری هرانا - صدور احکام اعدام برای معترضان به نتیجه انتخابات به اتهام محاربه از جمله شگردهایی است که قضات دادگاههای انقلاب برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم به آن مبادرت می کنند.
بنا بر اطلاع گزارشگران هرانا، معصومه یاوری ازمعترضان به نتیجه انتخابات از جمله کسانی است که برایش حکم اعدام درخواست شده و وی تنها در روز دادگاه اول توانسته بود از حق داشتن وکیل برخوردار شود.
محاکمات غیر قانونی ، بازداشت های خودسرانه و به تبع آن صدور احکام پشت درهای بسته و برگزاری محاکمات نمایشی  خارج از روند مرسوم و صحیح قضایی از جمله مرسوم ترین شیوه های اعمال شده در دادگاههای انقلاب است که همچنان نیز ادامه دارد.
معصومه یاوری نیز از قربانیان چنین محاکماتی است. محمد سیف زاده وکیل وی در این باره می گوید:  دادگاه خانم یاوری روز 15 اردیبهشت برگزار خواهد شد و دادستان برای وی تقاضای حکم اعدام کرده است.
وی در گفتگو با گزارشگر هرانا افزود: موکلم را تا زمان برگزاری دادگاه اول ندیده بودم و  وی از دسترسی به وکیل تا این زمان محروم بوده است.
عدم دسترسی به وکیل تا قبل از دادگاه اول از جمله مسایلی است که بیشتر بازداشت شدگان سیاسی با آن روبرو هستند. این در حالی است که قانونا وکیل حق دارد تا قبل از برگزاری دادگاه پرونده موکل خود را بررسی کرده و دفاع مناسبی از وی به عمل بیاورد اما تاکنون در بیشتر موارد این خواسته محقق نشده است.
این وکیل دادگستری  با اشاره به اینکه یاوری بیش از شش ماه را در بازداشت به سر برده است، افزود:"شعبه 28 دادگاه انقلاب به سرپرستی  قاضی مقیسه مسول رسیدگی به پرونده معصومه یاوری است.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

درخواست 10 تن از شاعران و نویسندگان برجسته ایرانی برای آزادی مسعود باستانی

خبرگزاری هرانا - مسعود باستانی نویسنده و روزنامه نگار زندانی را آزاد کنید.

آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای
هیچ کجا دیواری فروریخته بر جای نمی ماند

درحالی که انتظار می رفت با نزدیک شدن به ایام نوروز از حجم فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده های شان کاسته شود و تمامی آنان به آغوش جامعه و خانواده خویش بازگردانده شوند این گونه نشد و این آزادی ها مشمول تمامی افرادی که به دلایل سیاسی و عقیدتی بازداشت شده اند نگشت.
عدم آزادی و استفاده از حق قانونی مرخصی برای زندانیان سیاسی در حالیست که با توجه به نزدیکی به عید باستانی ایرانیان این انتظار به حق می رفت که با قرار گرفتن این افراد در کنار خانواده هایشان درزمان تحویل سال اندکی ، تنها اندکی از فشارهای سنگینی که در 10 ماه گذشته متحمل شده اند کاسته شود و به نوعی ناروایی های صورت گرفته بر ایشان و خانواده هایشان جبران شود که متاسفانه این مهم صورت نپذیرفت.
در حالی که از رهایی عزیزان دیگر خوشحالیم اما نمی توانیم ناخشنودی خود را از عدم آزادی سایر روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، خصوصا مسعود باستانی روزنامه نگار و نویسنده ای که در طول سال های فعالیت خود خدمات زیادی را به ادبیات و فرهنگ این مرز و بوم انجام داده است ابراز ننماییم.
ادامه بازداشت مسعود باستانی در حالیست که مسئولان بدون اعلام هیچ گونه توجیه قانونی او را در ماه های پایانی سال از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج که محل نگهداری زندانیان خطرناک است منتقل کرده اند و در حال حاضر نگرانی های زیادی بابت سلامت این روزنامه نگار و نویسنده وجود دارد.
ما امضا کنندگان این نامه خواستار آزادی این روزنامه نگار در بند و سایر افرادی که به دلایل سیاسی در زندان گرفتار شده اند هستیم و از مسئولان می خواهیم با احترام به قانون به بازداشت غیرقانونی مسعود باستانی پایان دهند.
سیمین بهبهانی، علی اشرف درویشیان، محمد شمس لنگرودی، حافظ موسوی، بابک احمدی، سید علی صالحی، پوران فرخزاد، شهلا لاهیجی، شهاب مقربین و منیرو روانی پور

نامه مادر کاوه کرمانشاهی خطاب به فرزند دربندش

خبرگزاری هرانا- فرنگیس داوودی، مادر کاوه قاسمی کرمانشاهی دلنوشته ای برای فرزند دربند خود نگاشته که درمی آید:
کاوه عزیزتر از جانم،
مهربانِ مادر، امروز نزدیک ۸۰ روز است که در بازداشت هستی و خدا می‌داند که این روزها و شب ها چگونه بر من گذشته است. بارها تولدت را به یاد آورده‌ام. با آن مشکل مادرزادی در دهان کوچک ِ زیبایت. یک هفته از تولدت نگذشته بود، من دردهای خود را فراموش کرده، تو را در آغوشم از بیمارستانی به بیمارستان دیگر می‌بردم. تو یک کودک زبان بسته بودی و من مسوول زندگی و به دنیا آوردن تو بودم.خدا می‌داند چقدر خودم را سرزنش می کردم. بعد از سه ماه و عمل‌های پی در پی، کم کم تو جان گرفتی و بزرگ شدی و حال که این نامه را برایت می نویسم ۸۰ روز است که در بند هستی و من هرلحظه‌ی این هشتاد روز را در نگرانی بوده‌ام. نگران خوراک تو که هر غذایی را نمی‌توانستی بخوری و نگرانِ خوابِ تو که جایت راحت باشد و نگران نفس کشیدنت در آن اتاقک انفرادی…
پسرم، تو تنها فرزند من و احساس قبلم و قدرت پاهای خسته‌ام هستی. تو تنها دلخوشی‌ام برای زنده بودن و ادامه‌ی زندگی هستی. خدا می‌داند که این روزهای بدون تو چطور گذشته است. هر شب پناه می‌برم به کتاب‌های قانونت بلکه دلیلی بیابم برای این نبودنت. و هر شب تنها بی‌گناهی‌ات است که بیشتر و بیشتر آشکار می‌شود.
هنوز اتهام تو مشخص نیست و هیچکس به من پاسخی نمی‌دهد. مدرسه و شاگردان را رها کرده و هر صبح به دادسرا می روم و سپس اطلاعات. شاید خبر کوچکی از تو بگیرم. افسوس و صد افسوس که هیچکس احساس مادرانه‌ی مرا درک نمی‌کند. در آخرین ملاقاتی که دیدمت، دست‌هایت یخ کرده و صدایت می‌لرزید.
چه بر تو می‌گذرد پسرم؟ آیا تاب مقاومتی برایت مانده؟ هر شب برایت دعای صبر می‌خوانم و از خدا می‌خواهم به تو آرامشی دهد که بتوانی این روزها را تحمل کنی.  عزیزم، دیگر چشمی نمانده برای گریه کردن و پایی نیست برای به خانه رفتن. دیدن جای خالی‌ات دیگر فراتر از تحمل دلِ شکسته‌ی من است. تمام یادگاری‌هایت را برده‌اند و تنها قاب عکسی برایم باقی مانده است.  تنها با آرزوی دوباره در آغوش گرفتن توست که نفس می‌کشم. کاری نیست که برایت انجام دهم جز دعا کردن و دعا کردن و دعا کردن و اشک‌هایی که بدرقه‌ی راهت کرده‌ام. امیدوارم بتوانی این روزهای سخت را بگذرانی تا بی‌گناهیت ثابت شود و پیش ما برگردی.
با مهر
مادرت- فرنگیس داوودی فر – ۲ اردیبهشت ۸۹

هرانا؛ اعتصاب غذای رسول بداقی در آستانه ی روز معلم

خبرگزاری هرانا - رسول بداقي، از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران، در روزهاي يازدهم و دوازدهم ارديبهشت ماه، اعتصاب غذا خواهد نمود.
بنا به اطلاع گرارشگران هرانا، رسول بداقی، که از اوایل شهریور ماه سال گذشته تاکنون در زندان اوین به سر می برد، در اعتراض به شرایط بد كيفي و كمي آموزش و پرورش، در روزهاي ياد شده، دست به اعتصاب غذا خواهد زد. پیش تر و در فروردین ماه سال جاری نیز، آقای بداقی در اعتراض به شرايط بد زندان، بلاتكليفي چند ماهه و پاسخ گو نبودن مسئولان، به مدت دو هفته، دست به روزه سياسي زد.
شایان ذکر است که از "دوازدهم اردیبهشت ماه" در ایران به عنوان "روز بزرگ داشت مقام معلم" یاد می شود و رسول بداقی، معلم در بندی است که با اعتصاب غذای خود در زندان، این روز را گرامی می دارد.

پیروزی جامعه حقوق بشر به وادارکردن ایران برای پس گرفتن نامزدی خود برای عضویت در شورای حقوق بشر

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز اعلام کرد که پس گرفتن نامزدی ایران برای عضویت در شورای حقوق بشر، که با صدای بلند با مخالفت پیشگامان  جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر ایرانی روبرو شده بود، برای مردم ایران یک پیروزی است .عضویت ایران در شورای حقوق بشرو مشروعیت دادن به سیاست های سرکوبگرانه و وحشیانه دولت ایران، به احتمال خیلی زیاد منجر به نقض بیشتر حقوق بشر مردم ایران می شد.
تصمیم ایران برای پس گرفتن نامزدی این کشور برای عضویت در شورای حقوق بشر امروز در جلسه هئیت نمایندگان گروه آسیا در ژنو اعلام شد. مدافعان و فعالان حقوق بشر کمپین بزرگی را در مخالفت با عضویت ایران در شورای حقوق بشرتشکیل داده بودند.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در این مورد گفت:”این یک پیروزی خیلی مهمی است هم  برای مدافعان حقوق بشر ایران که در سال گذشته بسیار آسیب دیده اند و هم کسانی که مخالف عضویت ایران در شورای حقوق بشر بودند.” هادی قائمی تاکید کرد که “ما معتقدیم که شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل برای وادار کردن ایران به رعایت الزامات و تعهدات بین المللی خود در شرایطی که ایران خارج از شورای حقوق بشر باشد، بهتر می توانند عمل کنند.”
دولت ایران علیرغم سابقه بخوبی مستند شده نقض گسترده و نظام مند  نقض حقوق بشر بویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری در یکسال گذشته در ایران، خود را نامزد عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد کرده بود.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد می خواهد که در نشست آینده خود در ماه ژوئن ۲۰۱۰ میلادی، دولت ایران را بخاطر بحران جدی کشور در حوزه حقوق بشر، وادار به پاسخگویی کند و سازو کارهای تحقیق و تفحص  را در مورد حوادث پس از انتخابات بجریان بیندازد.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بر این باور است که پس گرفته شدن نامزدی ایران توسط دولت بازتاب این موضوع است که دولت ایران متوجه شد که نه تنها در مجمع عمومی سازمان ملل رای کافی برای عضویت در شورای حقوق بشر نخواهد آورد بلکه این نامزدی عضویت، فرصتی برای جامعه بین المللی فراهم می کند تا وضعیت اسفبار حقوق بشر در ایران بار دیگر برجسته شود.
هادی قائمی معتقد است که “باز پس گرفته شدن نامزدی عضویت در شورای حقوق بشر یک اعتراف ضمنی به بدی وضعیت حقوق بشر در ایران است. پس شورای حقوق بشر نباید ایران را به حال خودش را رهاکند بلکه باید تلاش هایش را برای بهبود وضعیت در ایران بیشتر کند.”

دولت ایران وادار به پس گرفتن درخواست عضویت خود در شورای حقوق بشر شد

خبرگزاری هرانا - در پی فشارهای جامعه ی حقوق بشر، دولت ایران وادار شد درخواست عضویت خود را در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد پس بگیرد.
دیپلمات های سازمان ملل متحد گزارش کرده اند که ایران به سایر هیات های آسیایی اطلاع داده که از نامزدی عضویت در شورای حقوق بشر که متشکل از 47 کشور و ناظر حقوق بشر در سراسر جهان است صرف نظر می کند.
در طی ماه های گذشته فعالان مدنی عموما و جامعه ی حقوق بشر ایران خصوصا، به دلیل اینکه دولت ایران را یکی از عمده ناقضان حقوق بشر برمی شمرند، خواهان عدم عضویت ایران در این شورا بودند.
شواهد حاکی از آن است که  علت تغییر نظر دولت ایران، عدم توانایی در اخذ حداقل رای لازم برای عضویت در این شورا می باشد.
شایان ذکر است که با کناره گیری ایران تنها چهار کشور مالدیو، مالزی، قطر و تایلند برای کسب چهار کرسی قاره آسیا در شورای حقوق بشر باقی می مانند و بر همین اساس رقابتی بین ایشان در کار نخواهد بود.