۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای سعید کلانکی

کمیته گزارشگران حقوق بشر- خانواده سعید کلانکی، فعال حقوق بشر از تعیین قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای وی خبر داده‌اند.
خانواده این عضو دربند کمیته گزارشگران حقوق بشر امیدوارند با تودیع وثیقه بتوانند پس از حدود صدروز فرزندشان را آزاد کنند.
سعید کلانکی، دبیر سابق کمیته دفاع از زندانیان سیاسی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر است. وی نهم آذرماه در محل کارش بازداشت شد.
پیش از این، مسئولان دادگاه انقلاب از تعیین قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای سعید جلالی‌فر دیگر عضو دربند کمیته گزارشگران حقوق بشر خبر داده بودند.
درحال حاضر ۷ تن از اعضای این نهاد مدنی در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می‌برند. شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی، نوید خانجانی، سعید کلانکی، سعید جلالی‌فر، سعید حائری و مهرداد رحیمی این افراد هستند.

درسا سبحانی بازداشت شد


کمیته گزارشگران حقوق بشر- درسا سبحانی، فعال کمپین یک‌میلیون امضا و فعال حق تحصیل، حدود ساعت ۱۰ صبح امروز، ۱۶ اسفند در منزلش در ساری بازداشت شد.
بنابرگزارش‌های دریافتی تعداد ماموران ۱۲ نفر بوده است که دوتن از آنان فیلم‌برداری می‌کردند و تعداد زیادی نیز در بیرون از منزل حضور داشتند.
گفتنی است شام‌گاه ۱۱ اسفندماه، نیروهای امنیتی با حضور در منزل این فعال مدنی ۲۰ ساله، به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی او اقدام نمودند اما به دلیل عدم حضور او در منزل موفق به بازداشت وی نشدند.
روز ۱۳ اسفند نیز پدر درسا سبحانی، زمانی که قصد خروج از منزلش را داشت طی هجوم ۶ نیروی امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس وی را با دست‌بند و چشم‌بند بازداشت نموده و به مدت ۴ ساعت مورد بازجویی و تهدید قرار دادند.
نیروهای امنیتی اعلام داشتند اگر وی، دخترش درسا سبحانی را روز شنبه به وزارت اطلاعات تحویل ندهد وی را به همراه همسر و دختر کوچکش بازداشت خواهند نمود و منزل شخصی آنها را نیز مصادره خواهند کرد.
در بازداشت‌های گسترده ۱۱ و ۱۲ اسفندماه عده زیادی از فعالان مدنی و حقوق بشر بازداشت شدند. نوید خانجانی، بهزاد مهرانی، محبوبه کرمی، ابوالفضل عابدینی، حسام فیروزی و نصور نقی‌پور از جمله بازداشت‌شدگان هستند.

دادستان تهران: حکم محمد امین ولیان در مرحله ی ابلاغ است

برای ۲۵۰ نفر از متهمان حوادث عاشورا کیفرخواست صادر شده است

اخبار روز: دادستان عمومی و انقلاب تهران، خبر اجرای حکم محمدامین ولیان دانشجوی محکوم به اعدام را تکذیب کرد و گفت وی هنوز فرصت اعتراض دارد. دادستان تهران همچنین از صدور کیفرخواست برای ۲۵۰ نفر از دستگیر شدگان حوادث روز عاشورا خبر داد.
به گزارش روز یکشنبه خبرنگار حقوقی و قضایی ایرنا، "عباس جعفری دولت آبادی" در حاشیه مراسم تودیع و معارفه سرپرست شعبه ۲۷ دادسرای جنایی تهران در جمع خبرنگاران با تکذیب اخبار رسانه ها افزود: ولیان، یکی از متهمان دادگاههای حوادث روز عاشوراست که حکم وی صادر و در مرحله ابلاغ است.
این مقام قضایی در عین حال تصریح کرد: این متهم تا ۲۲ اسفند فرصت اعتراض دارد و طبیعتا دستگاه قضایی نیز براساس حق اعتراض، به این پرونده رسیدگی می‌کند.
دادستان عمومی و انقلاب تهران اضافه کرد: اولا وی با حضور وکیل محاکمه شده است و ثانیا حق اعتراض دارد که حتما به اعتراض وی توجه می‌شود.
جعفری دولت آبادی اظهار داشت: ‌این متهم، حتما اعتراض کرده و قضات عالی رتبه ما در مراجع بالا‌تر به این حکم رسیدگی دوباره خواهند کرد.
وی از رسانه های داخلی درخواست کرد هر گونه اطلاع رسانی در این زمینه از مسیر دادستانی تهران صورت گیرد.
صدور کیفرخواست برای ۲۵۰ نفر از متهمان حوادث عاشورا
بنابر این گزارش دادستان تهران همچنین در پاسخ به این پرسش که به چه تعداد از پرونده های دستگیرشدگان حوادث روز عاشورا رسیدگی شده است؟ گفت: تحقیقات ۲۵۰ فقره پرونده روز عاشورا تکمیل و کیفرخواست صادر شده است.
این مقام قضایی تصریح کرد: در صورتی که دلایل برای اتهام آنان کم باشد ، موجبات آزادی آنان به تدریج فراهم خواهد شد.
جعفری دولت آبادی اضافه کرد: دوستان ما در دادسرای انقلاب شبانه روزی فعالیت می‌کنند تا تکلیف این پرونده‌ها زودتر مشخص شود و امیدواریم با سرعتی که در رسیدگی به این پرونده‌ها انجام گرفته تا پایان سال با همین شتاب پیش رفته و دستگیر شدگان به حداقل تعدادی برسند که دارای جرایم سنگین هستند و امکان آزادی آنها نیست.
دادستان تهران درباره آخرین تحولات پرونده کهریزک نیز گفت: این پرونده در دادسرای نظامی مطرح است و باید موضوع را از آنها جویا شد.

روز جهانی زن بر تمام آزادگان جهان مبارک باد

و اکنون ، زمان ، زمان زنان است
در برنامه اکسیون ایستاده این هفته حامیان مادران عزادار ایران در دورتموند
با وجود هوای خیلی سرد تعدادی از هموطنان عزیز مان، به ما پیوستند و با آوردن دسته های گل
و قلبهای گرمشان، بار دیگر حمایت خود را از هم میهنان و زنان و مادران مبارز اعلام کردند
در این برنامه تعداد زیادی اعلامیه به مناسبت روز جهانی زن و همبستگی زنان جهان با جنبش زنان
در ایران به همراه گل پخش گردید ، که مورد استقبال فراوان قرار گرفت
روز جهانی زن بر تمام آزادگان جهان مبارک باد

حامیان مادران عزادار در ایران
مادران صلح - دورتموند

دیده بان حقوق بشر : طرفداران «مادران عزادار» را آزاد کنید - حداقل شش نفر بدون اتهام بازداشت شده اند

(نیویورک، 5 مارس 2010) – دیده بان حقوق بشر امروز گفت قوه قضائیه ایران باید به سرعت شش زنی را که در ژانویه و اوایل فوریه 2010 ظاهرا در ارتباط با فعالیت های صلح آمیز خود در حمایت از مادران عزادار دستگیر شده اند، آزاد کند.
مادران عزادار یک گروه جامعه مدنی هستند که در ژوئن 2009 توسط مادرانی که فرزندانشان را در خشونتهای دولتی پس از انتخابات جنجالی 12 ژوئن از دست دادند ایجاد شد. طی ماه های اخیر بسیاری از ایرانیان از این گروه حمایت کرده اند.
جو استورک معاون بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر می گوید: «طرفداران مادران عزادار همچون سایر طرفداران جامعه مدنی ایران به نظر می رسد به دلیل حمایت هبستگی علنی از این گروه دربند هستند». وی می افزاید: «این زنان اکنون هفته هاست که بدون امکان ملاقات با خانواده و یا دسترسی به وکلای خود محبوسند».
در دستگیری های اخیر، مامورین وزارت اطلاعات پنج تن از طرفداران این گروه را در منازلشان در شب و یا اولین ساعات بامداد 6 و 8 فوریه بازداشت کردند. دستگیر شدگان عبارتند از: ام البنین ابراهیمی، الهام احسنی، ژیلا کرم زاده مکوندی، فاطمه رستگاری و لیلا سیف اللهی.
نفر ششم فرزانه زینالی است که جزء 32 تن از طرفداران مادران عزادار دستگیر شده در 9 ژانویه است. آنها قصد داشتند در پارک لاله محل تجمعات مسالمت آمیز این گروه اجتماع کنند. مسئولین به تدریج و طی چند روز 31 تن از آنان را آزاد کردند، اما زینالی حدود دو ماه است که همچنان در بازداشت به سر می برد.
دیده بان حقوق بشر می گوید هنوز روشن نیست آیا این زنان از علت دستگیری خود مطلع شده اند یا نه و هیچ یک از آنها رسما متهم به ارتکاب هیچ جرمی نشده است.
مادر احسنی به دیده بان حقوق بشر گفت شش مامور وزارت اطلاعات در 8 فوریه وارد منزل آنها شده و پس از جستجو برخی از لوازم شخصی دخترش را توقیف کردند. آنها سپس به احسنی گفتند که با آنها برود. اما وقتی مادر احسنی علت را پرسید، مامورین بازداشت گفتند «سؤالاتی از او درباره وقایع پس از انتخابات» دارند. آنها همچنین گفتند که او را به زندان اوین می برند.
مادر احسنی گفت که دخترش در یک سازمان جامعه مدنی ثبت شده فعال بوده است که خدمات اجتماعی به مادران محروم و فرزندانشان در تهران ارائه می کند. او همچنین در یک و یا دو مورد از تجمعات مادران عزادار شرکت کرده بود. خانواده احسنی مدتی بعد متوجه شدند که شرکت دخترشان در این تجمعات موجب دستگیری او شده است.
عضو خانواده یکی دیگر از بازداشت شدگان طرفدار مادران عزادار به دیده بان حقوق بشر گفت مامورین وزارت اطلاعات با یک مجوز کلی بازرسی وارد منزل آنها شدند. این مجوز به مامورین اجازه می داد برای بازرسی به منزل هر فردی که مشکوک به شرکت در فعالیت های غیرقانونی چند ماه گذشته بود وارد شوند.
آنها این منزل را مورد تفتیش قرار داده و لوازم شخصی از جمله کامپیوتر، چند سی دی و دفترچه یادداشت را توقیف کردند. مامورین از توضیح اینکه چرا این زن را بازداشت می کردند خودداری کردند و تنها گفتند که او به زندان اوین منتقل می شود.
بر اساس بیانیه مادران عزادار که در 21 فوریه منتشر شد، این شش نفر در بند 209 زندان اوین که زیر نظر وزارت اطلاعات ارائه می شود به سر می برند. خانواده این زنان هر شب از ساعت 8 تا 11 همراه با خانواده بسیاری دیگر از افرادی که طی هشت ماه گذشته زندانی شده اند در مقابل اوین جمع می شوند.
اعضای خانواده برخی از این شش زن دستگیر شده توانسته اند تلفنی با عزیزان خود تماس بگیرند. عضو یکی از این خانواده ها به دیده بان حقوق بشر گفت مکالمات تلفنی بسیار کوتاه و تحت نظارت شدید مامورین است. وی اظهار داشت: «او فقط گفت من خوبم، نگران نباشید». وی افزود: «صحبت معمولا یک یا دو دقیقه طول می کشد ... گاهی از او سؤالاتی می پرسم و او فقط با بله یا نه جوابم را می دهد».
خانواده ها اغلب مجبورند در جستجوی اطلاعاتی از عزیزان خود بین زندان اوین و شعبه های دادگاه انقلاب رفت و آمد کنند. عضو یکی از این خانواده ها گفت مسئولین زندان به وکلایی که توسط آنها استخدام شده اند اجازه نمی دهند برای امضای وکالتنامه ها با این زنان ملاقات کنند. این در حالیست که مطابق قوانین ایران این حق همه زندانیان است.
اصل 9 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران نیز عضو آن است حبس خودسرانه را ممنوع می کند. اصل 9 همچنین تاکید می کند هر فردی که دستگیر می شود باید در هنگام دستگیری از علت حبس خود مطلع و «به سرعت» از اتهام های کیفری خود مطلع، و برای بررسی حبس خود «به سرعت» در برابر قاضی حاضر شود. این کنوانسیون همچنین ایران را ملزم به احترام به حق آزادی انجمن ها و تجمع های مسالمت آمیز می کند.
برای اطلاعات بیشتر، لطفا با این اشخاص تماس بگیرید:
در واشنگتن دی سی، جو استورک (انگلیسی): 
  موبایل   1-202-209-2945
 در نیویورک، فراز صانعی (انگلیسی، فارسی):
1-212-216-1290

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

بازداشت تعداد بیشتری از فعالین حقوق بشر

• در دو روز گذشته تعداد بیشتری از فعالین حقوق بشر بازداشت شده اند. کمیته ی گزارشگران حقوق بشر تاکنون از ۲۷ مورد دستگیری در روزهای اخیر گزارش داده است ...

 اخبار روز: در دو روز گذشته تعداد بیشتری از فعالین حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی و انتظامی حکومت جمهوری اسلامی بازداشت شده اند. یورش به فعالین حقوق بشر از شب یازدهم اسفند ماه آغاز شده و تا به حال منجر به بازداشت تعداد کثیری از فعالین مدنی و مدافعان حقوق بشر در ایران گردیده است. از دلایل بازداشت گسترده فعالان حقوق بشر و عرصه فرهنگی و مطبوعاتی اطلاع دقیقی در دست نیست. کمیته ی گزارشگران حقوق بشر در ایران که بسیاری از همکارانش در جریان این بازداشت ها دستگیر شده اند، تاکنون از ۲۷ مورد دستگیری در روزهای اخیر گزارش داده است.

بازداشت مجتبی گهستونی
مجتبی گهستونی، مسئول سابق کمیته میراث فرهنگی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روزنامه نگار ، عضو فدراسیون بین‏المللی روزنامه ‏نگاران، سخنگوی سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی (تاریانا) مورخ ۱۲ اسفندماه توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در شهر اهواز بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد.

بازداشت میلاد ابراهیمیان
میلاد ابراهیمیان از جمله فعالین دیگری است که در جریان این یورش ها دستگیر شده است. نیروهای امنیتی در نیمه شب ۱۱ اسفندماه همزمان با موج گسترده بازداشت فعالان حقوق بشر، به بازداشت میلاد ابراهیمیان، فعال دانشجویی و مسئول سابق واحد تامین و اجرای مجموعه فعالین حقوق بشر در ایران اقدام کردند.
نیروهای امنیتی با حضور در منزل آقای ابراهیمیان و ضبط لوازم شخصی وی، بدون ارائه توضیح در خصوص دلایل بازداشت وی را با خود به نقطه نامعلومی منتقل کردند.

بازداشت مجدد محمدرضا لطفی در مشهد
بنابر همین گزارش، محمد رضا لطفی یزدی دانشجوی دانشگاه آزاد واحد مشهد شب گذشته به طرز وحشیانه ای توسط نیروهای لباس شخصی از منزل ربوده شد.
در ساعات پایانی شب ۱۱ اسفندماه، عده ای از نیرو های لباس شخصی با ارائه حکم بازداشت به نیابت از دادگستری تهران و بدون ارائه کارت شناسایی با یورش به منزل وی ضمن درگیری با اعضای خانواده، او را به همراه لوازم و وسایل شخصی خویش از جمله کامپیوتر، موبایل شخصی وی و خانواده اش به مکان نا معلومی منتقل کرده اند.
قابل ذکر است که ستاد خبری اطلاعات مشهد و نیروی انتظامی خراسان رضوی از دستگیری وی اظهار بی اطلاعی نموده و تا کنون هیچ ارگان امنیتی مسئولیت این بازداشت را بر عهده نگرفته و جوابگو نبوده است.
لازم به توضیح است وی پیشتر به مدت بیست روز توسط اطلاعات مشهد بازداشت شده و پرونده وی نیز با اتهام تشویش اذهان عمومی در دادگاه در حال بررسی بوده و پس از برگزاری ۳ جلسه از دادگاه او، احتمال تبرئه وجود داشت.

تهدید به بازداشت پدر به جای دختر
روز ۱۳ اسفندماه زمانی که پدر درسا سبحانی، قصد خروج از منزلش را داشت طی هجوم ۶ نیروی امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس وی را با دست‌بند و چشم‌بند بازداشت نموده و به مدت ۴ ساعت مورد بازجویی و تهدید قرار دادند.
نیروهای امنیتی اعلام داشتند اگر وی، دخترش درسا سبحانی را روز شنبه به وزارت اطلاعات تحویل ندهد وی را به همراه همسر و دختر کوچکش بازداشت خواهند نمود و منزل شخصی آنها را نیز مصادره خواهند کرد.
این‌درحالی است که نیمه‌شب ۱۱ اسفند نیز ۶ تن از نیروهای امنیتی با یورش به منزل این خانواده، اقدام به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی کرده بودند.
درسا سبحانی، از فعالان کمپین یک میلیون امضا و فعال در زمینه حق تحصیل است. وی به دلیل اعتقاد به آیین بهایی از تحصیل در دانشگاه محروم شده است.

بی خبری از دو فعال حقوق بشر
از سرنوشت دو فعال حقوق بشر پس از آغاز یورش های گسترده به فعالان حقوق بشر، اطلاعی در دست نیست.
به گزارش هرانا، از سرنوشت نیلوفر محرابی، مسئول سابق واحد اندیشه و بیان و همینطور عبدالرضا احمدی، مسئول سابق کمیته دراویش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پس از یورش های گسترده ۱۱ اسفندماه که بازداشت تعدادی زیادی از فعالان حقوق بشر را در پی داشت اطلاعی در دست نیست. منابع مطلع بازداشت این افراد را محتمل می دانند.
لازم به ذکر است، تاکنون دست کم ۲۷ مورد بازداشت یا اقدام به بازداشت در طی یورش ۱۱ اسفندماه به فعالان حقوق بشر و خاصه همکاران این مجموعه گزارش شده است.

بی خبری از وضعیت مهدی خدایی
از سرنوشت مهدی خدایی، فعال حقوق بشر پس از یورش های ۱۱ اسفندماه خبری در دست نیست، مطلعان از احتمال بازداشت وی خبر می دهند.
سید مهدی خدایی، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد و مسئول سابق واحد دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پس از یورش های گسترده ۱۱ اسفندماه به همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ناپدید شده است.
آقای خدایی اخیراً از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

همبستگی مادران میدان مایو، با مادران عزادار ایرانی


• مادران میدان مایو (مه)، مادران ناپدیدشدگان آرژانتینی که معروفیت جهانی دارند، با مادران عزادار ایرانی اعلام همبستگی کرده اند. در پیامی که رئیس انجمن مادران ماه مه منتشر کرده آمده است: شب ۸ فوریه نیروهای مسلح به منزل بسیاری از این مادران رفتند و آنان را دستگیر کردند. ما مادران میدان مه خواستار آزادی فوری آنان هستیم. و همراه با آنان خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی و محاکمه و مجازات سرکوبگران هستیم. مبارزهء خلق های جهان مبارزهء خود ماست ...

 اخبار روز: مادران میدان مایو (مه)، مادران ناپدیدشدگان آرژانتینی که معروفیت جهانی دارند، با مادران عزادار ایرانی اعلام همبستگی کرده اند.
در پیامی که رئیس انجمن مادران ماه مه منتشر کرده و توسط آقای بهرام قدیمی ترجمه شده چنین آمده است:

انجمن مادران میدان مه (مایو) با مادران عزادار در ایران همبستگی می کند. این تشکل با سرکوب دولت احمدی نژاد مواجه است، دولتی که جان ۵۷ نفر را گرفته و بیش از چهار هزار نفر را زندانی کرده است. مادران ایرانی که برای نخستین بار در ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۹ در تهران گرد هم آمده اند، شنبه ها، لباس سیاه بر تن، با مطالبهء آزادی تمام زندانیان سیاسی و خواست محاکمه تمام کسانی که مسئول سرکوب هستند تظاهرات می کنند.
شب ۸ فوریه نیروهای مسلح به منزل بسیاری از این مادران رفتند و آنان را دستگیر کردند. ما مادران میدان مه خواستار آزادی فوری آنان هستیم. و همراه با آنان خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی و محاکمه و مجازات سرکوبگران هستیم.
مبارزهء خلق های جهان مبارزهء خود ماست
ابه د بونافینی
رئیس انجمن مادران میدان مه

مادران میدان مایو چه کسانی هستند؟

نخستین راهپیمائی علنی آنها یک سال پس از کودتای نظامی صورت گرفت. پیش از آن، آنها در کلیسائی در مرکز شهر جمع می‌شدند. بنا به پیشنهاد خانم آزوسنا ویلافلور، که خود نیز بعدها به جرگه ”ناپدیدشدگان“ پیوست، مادران محل تجمع شان را به میدان مایو، میدان اصلی شهر انتقال دادند. در نخستین راهپیمائی تنها ١٤ مادر شرکت داشتند. اما پس از مدت کوتاهی بر تعداد آنها افزوده شد.
آنها سالهای زیادی، روزهای پنجشنبه هر هفته، ساعت پانزده و سی دقیقه راهپیمائی خود را دور این میدان ادامه دادند. در شرایطی که ارعاب ناشی از کودتا همه جا حکمفرما بود و هیچ مطبوعات آزادی وجود نداشت که مفقودالاثر شدن آدمها را انعکاس دهد، حرکت مادران در ملا عام، که در نفس خود اعتراض و فریاد دادخواهی بود، اقدامی بسیار شجاعانه محسوب می‌شد. خشم و درد ناشی از دست دادن فرزند چنان سنگین بود که آنها در حرکت خود درنگ و پروا نکردند. بیشتر این مادران، زنان خانه دار و عامی بودند که پیشترها علاقه چندانی به سیاست نداشتند. اما همین مادران ”غیر سیاسی“ یکی از بزرگترین حرکات سیاسی آمریکای لاتین را در دو دهه آخر قرن بیستم به راه انداختند.
سربند سفید، سمبل مادران
آنها در ادارات دولتی و مقرهای پلیس همدیگر را شناخته‌ و از سرگذشت مشترک یکدیگر آگاه شده ‌بودند. در راهپیمائی‌ها سربند سفید را برای خود برگزیدند که ابتدا چیزی نبود جز مانده‌هائی از قنداق کودکی فرزندان گمشده‌شان. بعدها این سربندهای سفید سمبل صلح، زندگی، رابطه مادرانه و ضدیت با خشونت شد.
بزودی بر تعداد آنها افزوده شد و آوازه‌شان به مطبوعات خارجی هم کشید. اما در روزنامه‌های آرژانتین در باره آنها همچنان سکوت حاکم بود. تجمع منظم آنها در مرکز شهر، خود برای جلب توجه دیگران کفایت می‌کرد. حرکت آنها ضمنا مقابله با سکوتی بود که حاکمان نظامی بر همه جا حاکم کرده بودند.
”ما چیزی نمی‌خواهیم جز حقیقت"
در اواخر سال ١٩٧٧ حدود ١٥٠ تن از مادران در محلی خارج شهر بوئنوس آیرس نشستی برگذار کردند تا بر سر گامهای بعدی تصمیم‌گیری کنند. آنها نیاز به یک تشکل را برای گسترش حرکتشان احساس می‌کردند و می‌خواستند موجودیت‌شان را رسما اعلام کنند. پس بیانیه‌ای نوشتند که با این عنوان شروع می‌شد ”ما چیزی نمی‌خواهیم جز حقیقت“، و آن را به یکی از روزنامه‌های پرتیراژ آرژانتین فرستادند.
عکس العمل نظامیان در مقابل این حرکت جسورانه به شیوه همیشگی بود. سه تن از بنیادگزاران مادران میدان مایو، آزوسنا ویلا فلورا، یک راهبه فرانسوی الاصل و یک زن هنرمند جوان ناپدید شدند و هیچگاه اثری از آنها بدست نیامد. قتل این سه نفر ضربه بزرگی بر پیکر ”مادران“ بود. تعدادی خود را کنار کشیدند و ادامه دهندگان باید خود را برای خطرهای بزرگ آماده می‌ساختند. خوش خیالی بود این فرض، که تیغ نظامیان گلوی مادران سالخورده و دردمند را نگیرد. بعدها خانم هبه بونافینی، جانشین ویلا فلورا در باره ادامه حرکتشان چنین نوشت:
”نیرویی که به ما توان داد تا حرکتمان را همچنان ادامه دهیم، بچه‌هایمان بودند. ما نخستین مادرانی بودیم که از فرزندانمان زاده شدیم. ما نمی‌خواستیم خون آنها بیهوده هدر رود.“
در سال ١٩٧٨ که مسابقات جهانی فوتبال در آرژانتین برگزار می‌شد، این کشور میزبان هزاران میهمان خارجی و در بین آنها صدها خبرنگار از چهار گوشه جهان بود. به رغم تدابیر امنیتی که در سراسر کشور پدید آمده بود، مادران کوشیدند از موقعیتی که پیش آمده بود، بهره جسته و صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. آنها صدها کارت و نامه به سیاستمداران و خبرنگاران خارجی فرستادند. این تلاشها ثمر زیادی بهمراه نداشت. این بار علاقه‌ها به تمامی متوجه فوتبال بود. آرژانتین عنوان قهرمانی را از آن خود ساخته‌ بود و این پیروزی برای مدتی هر چند کوتاه بیشتر مردم را در رویائی شیرین فرو برد.
بازتاب صدای مادران در هلند
به زودی اما صدای مادران را گوش های شنوا در کشور دوردست هلند شنیدند. با حمایت خانم دن اویل، همسر نخست وزیر هلند، گروه حمایت از مادران مایو تشکیل گردید و به دنبال آن سفرهای تبلیغاتی خانم هبه بنافینی، نماینده مادران، به کشورهای خارج آغاز شد. او در نخستین سفر خود به آمریکای شمالی و اروپا با سیاستمداران و خبرنگاران ملاقات کرد و از آدم‌ربائی‌ها توسط نظامیان کشورش سخن گفت. در سال ١٩٧٩ بنافینی موفق به دیدار پاپ و همچنین رئیس جمهور ایتالیا گردید. این توجه و حمایت بین‌المللی، مادران را در حرکتشان امیدوارتر و مصم تر ساخت و نیز باعث شد تا حاکمان نظامی آرژانتین دیگر نتوانند به راحتی آنها را سر به نیست کنند. آنها ”انجمن مادران میدان مایو“ را به ثبت رساندند و یک کمیسیون یازده نفره از بین خود به ریاست انجمن برگزیدند. شدت یافتن حرکت مادران تشدید فشار نظامیان را به همراه داشت. نظامیان می‌خواستند با ایجاد موانع مختلف مانع راهپیمائی هفتگی در میدان مایو شوند.
در سال ١٩٨٠ جایزه صلح نوبل به آدولفو پرز، فعال و مبارز در راه احقاق حقوق بشر، تعلق گرفت. این حادثه توجه جهانیان را متوجه آرژانتین ساخت. مادران به همراه آدولفو پرز راهی اسلو شدند تا دنیا را متوجه ناپدیدشدگان در آرژانتین قرار دهند. در همین سال آنها نخستین بولتن خود را با عنوان ”عدالت، عشق و صلح“ منتشر کردند. اولین بولتن نه در چاپخانه، بلکه در منزل هبه بنافینی به چاپ رسید و توزیع آن حتی به خیابانهای کشور همسایه، اروگوئه، هم کشیده شد. در تمام این کارها مادران از پشتیبانی گروه هلندی ”حمایت از مادران میدان مایو“ برخوردار بودند.

راهپیمایی مقاومت
در سال ١٩٨١ مادران حرکت خود را تشدید کردند. در دسامبر آن سال ٨٠ تن از مادران یک راهپیمائی ٢٤ ساعته را در میدان مایو ترتیب دادند و آن را ”راهپیمائی مقاومت“ نامیدند و آن را در دسامبر هر سال تکرار کردند. آنها شعار می‌دادند:
ناپدیدشدگان به زندگی باز گردانده شوند/ عاملان و مقصران مجازات گردند/ فاتلان مردم زندانی شوند/ مقاومت ادامه دارد/ عقب نشینی نمی‌کنیم/ نه فراموشی و نه عفو/ پایدار باد مبارزه، عقب نشینی هرگز/ اتحاد و مبارزه یا گرسنگی و سرکوب/ فکر روشن، قلب متحد، مشت مبارز/ مقاومت و مبارزه برای پیروزی فردا / پرچم ما برافراشته خواهد ماند در دستان فرزندان امروز.
با شروع جنگ مالویناس در مارس ١٩٨٢ موجی از ناسیونالیسم کشور را فرا گرفت. مادران از شرکت در تظاهرات ”وحدت ملی“ خوداری کردند. هبه بنافینی در این باره به صراحت اعلام داشت: ”جزیره مالویناس متعلق به آرژانتین است، همینطور هم ناپدیدشدگان“ تسلیم بی قید و شرط نظامیان در مقابل دولت انگلیس زنگ خطری برای نظامیان بود. موجی از حرکت های مخالف دولت، کشور را فرا گرفت. نظامیان از ترس محاکمه و مجازات که قابل پیش بینی بود، پیشاپیش برای خود قانون عفو گذراندند. دهها هزار نفر به دعوت مادران در اعتراض به این قانون راهپیمائی کردند. نظامیان ناچار شدند به انتخابات آزاد تن دهند.
یک سال بعد، شب پیش از واگذاری قدرت به رائول آلفونسین، اولین رئیس جمهور منتخب بعد از حکومت نظامیان، مادران آخرین راهپیمائی خود را در حیات نظامیان با حمل اسامی ٣٠٠٠٠ زن و مرد ”ناپدید شده“ برگذار کردند. آلفونسین رسما از مادران میدان مایو برای شرکت در مراسم تودیع ریاست جمهوری دعوت به عمل آورد. موجودیت آنها به خاطر شجاعت و پایداری‌شان چه در سطح کشور و چه در سطح بین المللی قابل انکار نبود.
مادران مرگ فرزندانشان را به رسمیت نمی‌شناسند
نظامیان، زمانی که هنوز بر سر کار بودند، اعلام کرده بودند که مفقودشدگان در مبارزه کشته شده‌اند و برای اثبات مدعای خود اجسادی را برای شناسائی خانواده‌هاشان از گورهای دسته جمعی بیرون کشیده بودند. چه در آن وقت و چه بعدها مادران با اعلامیه‌های خشک و خالی و نیز نبش قبرها به مقابله برخاستند و حتی از پذیرش غرامت مالی برای وابستگان خودداری ورزیدند و همچنان بر خواست بازگرداندن فرزندان‌شان به زندگی پای فشردند. از نگاه بسیاری، این کار خارج از منطق و یک لجاجت تلقی می‌شد. از جنبه روانشناسانه می‌توان گفت که شاید تب و تاب‌های ناشی از ابهام و ناروشن بودن سرنوشت فرزندانشان و نیز عدم قبول از دست دادن آنها به مادران نیروی تحرک می‌بخشید و آنها برای حفظ موجودیت خود به این باورها نیاز داشتند. برخلاف تعدادی از خانواده‌ها که امیدشان را از دست دادند و مرگ فرزندشان را پذیرفتند، مادران مایو هیچوقت مرگ فرزندانشان را به رسمیت نشناختند و همچنان بر خواست خویش پای فشردند. آنها نمی‌خواستند که مسئله تنها در اشکال جنائی و آدم‌کشی خلاصه شود.
می‌خواستند که ریشه‌های سیاسی ناپدید کردن انسان‌ها روشن شود و مسئولان آن محاکمه و مجازات شوند. آنها با هر نوع مصالحه‌ای در این راه مخالف بودند و به حرکت خود ادامه دادند. آنها حتی از برگزاری مراسم یادبود و بزرگداشت برای عزیزان ناپدیدشده خودداری می‌کردند. آنها با اقدام دانشجویانی که می‌خواستند به احترام دختر هم دانشکده‌شان، که توسط نظامی‌ها سر به نیست شده بود، سالنی را به اسم او نام گذاری کنند، مخالفت کردند. به نظر مادران این گونه مراسم و یادبودها بی ارزش و به معنای پذیرش مرگ عزیزانشان بود. می‌گفتند ”هیچ دردی وجود ندارد که بی ثمر بماند.“ به بیان دیگر درد اجتماعی باید ثمری برای تغییر حال و آینده داشته باشد.
در سال ١٩٨٧، دهمین سالگرد شروع حرکتشان، مادران بار دیگر موجودیت و حضور خود را به نمایش گذاشتند و شدیدا به سیاست‌های کارلوس منم در آزاد کردن جنایتکاران نظامی اعتراض کردند.
مادران میدان مایو؛ نیروی مدافع حقوق بشر، برابری و صلح جهانی
امروز مادران میدان مایو حرکت خود را از مسئله ناپدیدشدگان و قربانیان دیکتاتوری نظامیان فراتر برده‌اند. آنها از طریق نشریه و رادیو به انتقاد از وضع زندان ها، شکنجه، بدرفتاری توسط پلیس و سانسور مطبوعات می‌پردازند و خواستار رعایت تمامی جنبه‌های حقوق بشر و اجرای عدالت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستند. به حقوق کودکان و به سیاست‌های آموزشی توجه ویژه‌ای دارند. صلح جهانی نیز یکی دیگر از محورهای مهم توجه مادران بوده و هست.
امروز مادران مایو حضور خود را در ترکیب گسترده تری به نمایش می‌گذارند. مادرانی هم که فرزندانشان در حوادث خشونت بار به قتل رسیده‌اند مثلا در برگذاری بازی‌های فوتبال، در دیسکوتک ها و یا در خدمت سربازی، خود را در حرکت مادران سهیم می‌دانند. آرژانتین در زمره جوامعی قرار دارد که در آن آمار جنایت و خشونت بسیار بالاست. تجربه نشان داده است که در کنار فقر و بیکاری این مسئله یکی از عوارض و میراث دیکتاتوری‌ها است. در سال ١٩٩٧ انجمن مادران مایو حدود ٢٥٠٠ نفر عضو داشت. انجمن با چندین ”زیرگروه“ و گروه‌های موازی در سراسر آرژانتین نماینده دارد از جمله آنها:
- گروه ”مادربزرگ ها“ که در تلاشهای مشترکشان برای جستجوی نوه‌های گم شده، که پدر و مادرشان بدست نظامیان به قتل رسیده‌اند، دور هم جمع شده‌اند . نظامیان کودکانی را که در زندان به دنیا آمده بودند یا هنگام دستگیری والدین شان، خردسال بودند، پنهانی به خانواده‌هائی از بین خود می‌سپردند. ” مادربزرگ ها“ خواستار باز گرداندن این افراد- البته در صورت تمایل خویش- به خانواده‌های واقعی شان هستند.
- سازمان خودیاری وابستگان قربانیان دیکتاتوری نظامیان.
مادران از پشتیبانی گروه‌های مختلفی برخوردارند. مثلا در مجله مادران آنها گروه‌هائی از پزشکان، روانشناسان، وکلا، هنرمندان و غیره هر کدام در حوزه تخصص خود مقاله و مطلب می‌نویسند.
تاثیر مادران آرژانتین در دیگر کشورها
تاثیر حرکت مادران مایو از مرزهای آرژانتین فراتر رفته ‌است. حرکت آنها الگوئی شد برای مادرانی از دیگر کشورهای آمریکای لاتین مثل شیلی و اروگوئه و غیره، که سرنوشتی مشابه داشتند. بعدها تاثیر اقدامات آنها از مرزهای آمریکای لاتین هم فراتر رفت. بیست سال بعد از شروع تجمع مادران آرژانتیتی در میدان مایو، مادران مفقودشدگان ترکیه حرکت مشابهی را آغاز کردند. آنها هر شنبه در زمان و مکانی معین در استانبول بر روی سنگفرش خیابان می‌نشستند و عکس فرزاندان‌شان را به دست می‌گرفتند. روی پلاکاردی که معرف آنها برای رهگذران بود، نوشته شده بود: ما اینجا هستیم برای انسانهای مفقود شده/ ما فرزندان خود را می‌خواهیم.
در چین هم مادران کشته‌شدگان میدان تیان من گردهم آمده‌اند و تلاش می‌کنند که دولت چین به آمار رسمی قربانیان اعتراف کند و جای دفن آنها را به خانواده‌ها اطلاع دهد. حرکت دیگر که در زمان خود تاثیر گذار بود، تجمع مادران سیاهپوش صرب علیه جنگ بود.
شبکه جهانی انجمن مادران ناپدیدشدگان
انجمن مادران ناپدیدشدگان از کشورهای مختلف با هم ارتباط دارند و شبکه‌ای را تشکیل می‌دهند. این انجمن ها همراه با سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر خواستار تصویب کنوانسیونی از طرف سازمان ملل علیه سربه‌نیست کردن انسانها هستند و خواستار آنند که عاملان این جنایتها در هر گوشه جهان، که باشند، محاکمه و ‌مجازات شوند. این انجمن‌ها گردهم‌آئی‌های سالانه دارند. در یکی از این گردهم‌آئی‌ها، که در نوامبر ٢٠٠٤ در برلین برگذار شد، آنها از دولت آلمان خواستند که از تصویب کنوانسیون علیه ناپدید کردن انسان ها حمایت کند.
* در تهیه ی این متن از وبلاگ «جوانیم» استفاده شده است.
۵ مارس ۲۰۱۰ ٣۰ آوریل امسال مادران میدان مایو ٣٣ ساله می شوند. آنها مادران ناپدید شدگانی هستند که سی و سه سال پیش، اولین راهپیمائی خود را دور میدان مایو آغاز ‌کردند. این میدان که بعدها نام مادران، آن را به شهرت جهانی رساند، مرکز سیاسی شهر بوئنوس آیرس و مشرف به مقر روسای جمهور آرژانتین است. در همین میدان بود که در مه سال ١٨١٠ مردم آرژانتین استقلال خود را از اسپانیا جشن گرفتند .

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

از اوین تا خاوران , تهــران است... ک. معمار

• در همان حیاطی که تو قدم می زنی, هیاهوها هنوز زنده است. صداها به گوش می رسد. گوش بر دیوارها بسپار, شعرهاست که خوانده می شود, زمزمه اش را خواهی شنید. دل بسپار به دل سپردگان آنجا, آنان با تو هستند در آنجا, تو تنها نیستی ...درود بر تو امید, امیدها...
بالاخره توهم رفتی پشت آن دیوار, پشت همان دیواری, که چشم بند و دست بند و شلاق و توهین... حاکم است. گوشت و استخوان و ایمان و آگاهی در اتحاد هم در کنار تو می زییند تا آزادی چــه سرودی دیگرگونه بسراید.
امیدعزیز؛ بند بند درب و دیوار آنجا سخن می گویند. بازجوها و شکنجه گران پــــدر و عموهایت امروز بازجوی تو هستند. هیچ نیازی نیست به تو چشم بند بزنند تا نبینی و نشناسی شان. آنان را تنها خواجه شیراز نشناخته. آثارشان در همه جا است. در هر کوی و برزن, در هر خانه و کاشانه ای, فراتر از میهن در چهارگوش این هشت بهشت گیتی که تو می دانی از کارنامه سی ساله شان چه نهفته است.
از اوین تا خاوران تهران است. زندان است.
همه از هوای آلوده تهران می نالند. می گویند سرب دارد. آری درست می گویند سرب دارد. میدانی برای چه؟ هوا در ایران سی سال است سرب دارد.
شفق خونین است. هر صبح دم, که شهر از خواب یاس آلود بر می خیزد, باد, غبار برآمده از خاوران ها را به بام تهران می رساند.
غبار خفتگان سی ساله, غبار دلهای دریده از درد عشق به آزادی و میهن. هوای تهران سربی است. اما آلوده نیست. غبارآلود است. آنانی که تو را دربند نمودند, و دیگرانی را که از بند جان رهانیدند و بر خاک نهادند می دانند سرب برای سینه هایی خطرناک است که قلبی عاشق در میان دارند. از خانه, خیابان, دانشگاه, و کارخانه می ربایند. یک یک, دو, دو و چند چند در قفس هایی که آماده کرده اند جای میدهند. آنان خبره اند در کار خود, پرکار و پرهنرند. چندین سال و چندین نسل در این کارند. فقط ابزارشان تغییر کرده است. تو و برادران و خواهرانت خیلی کوچک بودید, انجایی که امروز جای گرفتی, مردان و زنانی دیگرگون در زنجیر بودند.
کارکنان هم این ها بودند که تو را به زنجیر کشیده اند. خیلی خوب تو و دوستانت را می شناسند.
چون پـــدر و عموهایت را به ازمونی تلخ, در ظلمت بی خبری و جهل با فرمان ایت الله شان دسته جمعی در خاک نهادند. تا فراموش شوند. تا فراموش کنند آنانی که ماندند.
حتما در طول روز ساعت هواخوری داری؟ به آسمان نگاه کن, آسمان اوین را سی سال است از محیط چهارگوش دیوارهای بلند سیمانی با سیم خاردار و نگهبان مسلح نگاه می کنند. آنانی که تورا پروردند, مانند تو به این نیلگون بی انتها می نگریستند. خیلی از آنان, ماهها, نه آسمان را دیدند, نه آفتاب و ستاره ها را, امروز سیر بنگربه آسمان, بجای همه آنانی که این قاب یک رنگ را نتوانستند ببینند. در همان حیاطی که تو قدم می زنی, هیاهوها هنوز زنده است. صداها به گوش می رسد. گوش بر دیوارها بسپار, شعرهاست که خوانده می شود, زمزمه اش را خواهی شنید. دل بسپار به دل سپردگان آنجا, آنان با تو هستند در آنجا, تو تنها نیستی.
این سوی دیوار, برای دل شما دلهای بیشماری می تپــد.
هر روز با یاد شما هزاران امیـــــد در دلها زنده میشود.

سه ماه بی خبری از دکتر اکبر کرمی

• دکتر اکبر کرمی فعال سیاسی شهر قم در سوم آذر ماه بازداشت موقت شده است و در بی خبری در زندان به سر می برد. همسر او نامه ای به مقامات حکومت نوشته است ...
اخبار روز: دکتر اکبر کرمی از فعالین سیاسی و مدافعین حقوق بشر در شهر قم در سوم اذر ماه بازداشت شده و بیش از سه ماه است که در بی خبری در زندان به سر می برد. خانم شیرین فیروزی همسر وی در نامه به ریاست قوه ی قضائیه، مجلس، نمایندگان استان قم در مجلس، رئیس دادگستری و دادستان استان قم به این وضعیت اعتراض کرده است




 به نام خدا
حضرت آیت اله لاریجانی - ریاست محترم قوه قضائیه
جناب آقای لاریجانی - رئیس محترم مجلس ونماینده استان قم
جناب آقای خلیلی - رئیس دادگستری استان قم
جناب آقای گنجی - دادستان محترم استان قم
سلام علیکم

«وَ أشعِر قَلبَکَ الرَّحمَهَ لِلرَّعِِیهِ وَ الَََحَّبهَ لَهُم ،وَ اللُّطفَ بِهِم،وَ اللُّطفَ بِهم ،ولَا تَکُونَنَّ عَلَیهم سَبعُا ً ضَارِیاً تَغتَنِمُ أکلَهُم ،فَانَّهُم صِنفَانِ :إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ ،أًو نَظِیرٌ لَکَ فِی الخَلق»   امام علی(ع)
                                                                                                          
«مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرارداده ،و با همه دوست و مهربان باش .مبادا هرگز ،چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی ؛زیرا مردم دو دسته اند ،دسته ای برادر دینی تو،و دسته ای دیگر همانند تو در آفرینش می باشند.»
نمی دانم آیا تاکنون از همسر، فرزند، پدر یا مادر خویش بی خبر بوده اید. آیا با کودکی که بهانه پدر می گیرد زیسته اید، آیا شب هنگام از وحشت زنگ ها و صداها از خواب جسته اید آیا اندوه تنهایی تمامی دنیا را بر شانه ها ی خویش احساس کرده اید آیا بارها و بارها مسیر خانه تا دادگاه، دادستانی و زندان را طی نموده اید و بی آنکه پاسخ روشنی بگیرید تنهاتر و اندوهناک تر از همیشه باز گشته اید آیا براستی یکبار تنها یکبار خود را به جای یک نویسنده زندانی گذاشته اید به جای خانواده یک زندانی سیاسی چطور؟ زندانی که همه ی جرمش نوشتن چند مقاله و داشتن تفکرات مدافع حقوق شهروندی است.
اصلا فرض می گیریم تمامی کسانی که دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی به اتهام جرم سیاسی بازداشت می کنند مجرم باشند آیا تاکنون یکبار با خود اندیشیده اید که به عنوان مسئولین نظام می بایستی از خانواده های آنها مراقبت نموده و در قبالشان پاسخ گو باشید نمی دانم پاسخ شما چیست چرا که پاسخ سوالات، درخواست ها و نامه ی پیشین مرا هم بی پاسخ گذاشته اید به گونه ای که شاید از نظر شما ما شهروندان جمهوری اسلامی ایران نیستیم، یا شاید هم مرتکب گناه ناکرده ای شده ایم که مستحق عقوبتی چنین سخت گشته ایم. این رفتار، کردار و گفتار شما مرا وا میدارد تا سخنی از پیامبر را به یادتان بیاورم سخنی که امام حسن (ع) نیز بارها بر آن تاکید می نمود «آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند و آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران نیز طلب کن».
من هرگز نمی خواهم که جنابعالی یا اعضای خانواده تان متحمل تالمات دنیوی گردید به خصوص تالماتی که به ناروا و ناحق برمن و همسرم و دختر شش ساله ام گذشته است. بلکه برای شما و تمامی آنانکه بیش از سه ماه است کانون گرم خانوادگی مرا از هم پاشیده و رنج ها ی بسیار تحمیل نموده اند طلب مغفرت، رحمت و نیکویی دارم اما برخود واجب می دانم که به شما یادآوری نمایم که همسر من دکتر اکبر کرمی در تاریخ سوم آذر هشتاد و هشت بازداشت موقت گردید و تاکنون نیز در بازداشت بسر می برد بی آنکه هیچ گونه اقدامی علیه کشورش مرتکب شده باشد به اقدام علیه امنیت ملی و دیگر اتهامات بی اساس متهم می شود و رسیدگی به پرونده اش در کوهی از پرونده های سیاسی و عقیدتی به فراموشی می رود همانگونه که پاسخگویی به عدالت خواهی به حق من به عنوان همسرش به هیچ انگاشته می شود همسرم را که متهم سیاسی – عقیدتی و دارای مدرک دکترا می باشد به جرم عدم همکاری در پروژه اعتراف گیری یا در انفرادی و یا در بند مجرمان سابقه دار با جرایم سنگین تحت فشار می گذارید تا زندانی بر زندانی دیگر و مجازاتی بر مجازاتی دیگر بیفزایید شاید که جسم و روح و روانش را یکجا درهم بشکنید به راستی آیا این روش و سیرت پیامبر(ص) و خاندان پاکش بود. امیداوام فرصت یابید تا لحظه ای از چنگ مجادلات دنیوی رها گردید و دمی به رفتار و منشتان بیندیشید شاید که صدای دادخواهی ستمدیدگان را نیز بشنوید.

«شیرین فیروزی- همسر دکتر اکبر کرمی»
:

موج تازه ی بازداشت ها

• جای خالی کسانی را که از زندان ها آزاد می شوند، فعالین تازه پر می کنند. محبوبه ی کرمی فعال کمپین یک میلیون امصا، دکتر حسام فیروزی پزشک زندانیان سیاسی، بهزاد مهرانی و نوید خانجانی فعالین حقوق بشر در ساعات گذشته بازداشت شده اند ...

 اخبار روز: ورود و خروج به زندان های جمهوری اسلامی شتاب گرفته است. همزمان با آزادی عده ای از زندانیانی که به دلیل اعتراض های خیابانی، فعالیت های مطبوعاتی، سیاسی و دموکراتیک از زندان ها آزاد می شوند، جای آن ها را در رندان ها با بازداشت گروه های تازه ای از معترضین پر می شود.

بازداشت محبوبه کرمی
ساعت ۱۰ شب گذشته، ۱۱ اسفند، ماموران امنیتی با داشتن حکم تفتیش و بازداشت محبوبه کرمی، از اعضای کمپین یک میلیون امضاء، به منزل او آمده و پس از بازرسی و جلب وسایل شخصی او و برادرش، وی را بازداشت کردند. تا کنون، از محل نگهداری محبوبه خبری در دست نیست.
به گفته برادر وی، محسن کرمی، تاریخ حکم صادره ۵ خرداد بوده و اتهام مطرح شده، اغتشاش و شرکت در تجمعات ذکر شده بود. برادر وی در این رابطه متذکر شد که محبوبه در سال گذشته وقت رسیدگی به امور شخصی خود را نداشته و در حال پرستاری از پدرش که بیمار است بوده است.
به گفته محسن کرمی، هوشنگ پوربابایی، وکیل محبوبه، وضعیت وی را پیگیری خواهد کرد.
این پنجمین باری است که محبوبه کرمی بازداشت می شود. بار اول و دوم در رابطه با درگیری های ۱٨ تیر بازداشت شد. بار سوم، ۲۴ خرداد ۱٣٨۷ به اهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و پس از ۷۰ روز آزاد شد. باردیگر، ۶ فروردین ۱٣٨٨ به همراه ۱۱ تن از اعضای کمپین و فعالان جنبش زنان که قصد دیدار نوروزی با خانواده زهرا بنی یعقوب را داشتند به اتهام اخلال در نظم عمومی دستگیر و پس از ۱٣ روز آزاد شد. در همه پرونده های فوق، حکم تبرئه برای وی صادر شده است.

یورش به اعضای کمیته ی گزارشگران حقوق بشر
نوید خانجانی، فعال مدنی و دانشجویی شام‌گاه سه‌شنبه ۱۱ اسفندماه در منزلش در اصفهان بازداشت شد.
بنا بر گزارش‌ کمیته ی گزارشگران حقوق بشر، حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب، ۷ تن از ماموران امنیتی با حضور در منزل این فعال مدنی، ضمن تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی وی از جمله کامپیوتر اقدام به بازداشت او کردند.
نیروهای امنیتی که حکم بازداشت وی را از دادگاه انقلاب در دست داشتند، ابراز کردند وی را به دادسرای نیکبخت اصفهان خواهند برد و فردا او را به زندان اوین منتقل خواهند کرد.
نوید خانجانی، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر و از اعضای موسس جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی است. وی همچنین به دلیل اعتقاد به آیین بهایی از تحصیل در دانشگاه محروم شده است و در سال‌های اخیر فعالیت‌های چشمگیری را در زمینه حق تحصیل انجام داده است.
با بازداشت نوید خانجانی، تعداد اعضای دربند کمیته گزارشگران حقوق بشر به ۷ تن رسید. در حال حاضر شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی، نوید خانجانی، سعید جلالی‌فر، سعید کلانکی، سعید حائری و مهرداد رحیمی اعضای دربند این نهاد مدنی هستند.
همچنین صبح روز، چهارشنبه ۱۲ اسفندماه تعدادی از نیروهای امنیتی با حضور در منازل حسام میثاقی و سپهر عاطفی در اصفهان، به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی اقدام نمودند اما به دلیل عدم حضور این دو فعال حقوق بشر در منازلشان موفق به بازداشت آن‌ها نشدند.
این افراد حکم دادگاه انقلاب برای بازداشت میثاقی و عاطفی را در اختیار داشتند. به گفته خانواده‌های این دو فعال مدنی، اتهام این افراد از سوی نیروهای امنیتی، «ارتباط با منافقین» و «محاربه» عنوان شده است. همچنین ماموران اضافه نمودند که طی پروژه‌ی بازداشت «اعضای جنبش نرم» برای دستگیری این افراد اقدام نموده‌اند.
از منزل میثاقی، تعداد زیادی سی‌دی، اسناد، مودم و همچنین کامپیوتر شخصی وی را ضبط نمودند. از منزل عاطفی نیز کامپیوتر، مودم و تعدادی کتب شخصی ضبط گردید.
حسام میثاقی و سپهر عاطفی، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر و از اعضای هیئت موسس جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی هستند. این دو فعال مدنی، به دلیل به اعتقاد به آیین بهایی از تحصیل در دانشگاه محروم شده‌اند.

بازداشت دکتر حسام فیروزی
دکتر حسام فیروزی، فعال حقوق بشر و پزشک تعدادی از زندانیان سیاسی شب گذشته با مراجعه‌ی ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
به گزارش رهانا، دکتر حسام فیروزی شب گذشته در حالی که همسر و فرزندش در منزل خانواده‌ی علیرضا فیروزی حضور داشتند، پس از مراجعه به منزل خود توسط ۱۵ نفر از ماموران امنیتی بازداشت شد.
ماموران امنیتی پس از تفتیش منزل حسام فیروزی به منزل یکی از همسایه‌های وی رفته و پس از تفتیش منزل آن‌ها، یکی از فرزندان آن‌ها را نیز به نام حماسه غفاری بازداشت کردند. حماسه غفاری یک شهروند عادی است تاکنون هیچ فعالیت سیاسی نداشته و فقط به خاطر همسایه بودن با دکتر فیروزی بازداشت شده است.
در حین بازرسی منزل مادر علیرضا فیروزی دانشجویی که از دو ماه پیش در بازداشت به سر می‌برد نیز به منزل دکتر حسام فیروزی مراجعه می‌کند که وی نیز در همان‌جا مورد بازجویی قرار می‌گیرد.
سپس ماموران به منزل علیرضا فیروزی (برادر زاده‌ی حسام فیروزی) ، فعال دانش‌جویی که از ۲ ماه پیش ناپدید شده و تا کنون خبری از وی در دست نیست، مراجعه کرده و به تفتیش منزل آن‌ها نیز پرداختند.
دکتر حسام فیروزی، اردیبهشت ماه سال جاری با به پایان رساندن محکومیت ۱۵ ماهه‌ی خود از زندان اوین آزاد شده بود. از دلیل بازداشت و محل نگهداری دکتر حسام فیروزی تاکنون خبری در دست نیست.

بهزاد مهرانی بازداشت شد
همین خبرگزاری خبر داده است در پی دستگیری‌ فعالین مدنی و مطبوعاتی از شب گذشته و صبح امروز، بهزاد مهرانی وبلاگ نویس و فعال حقوق‌بشر صبح امروز در خیابان بازداشت شد.
ماموران امنیتی صبح امروز بعد از بازداشت وی او را به خانه برده‌ و به تفتیش خانه پرداختند بعد از بازداشت بهزاد مهرانی وی به محل نامعلومی منتقل شده است.
از دلیل بازداشت و اتهامات وی خبری در دست نیست. بهزاد مهرانی مدت‌ها است هیچ فعالیتی نداشته و حتا وبلاگ‌ خود را به روز نمی‌کرده است.

نصور نقی‌پور، وبلاگ‌نویس بازداشت شد
از جمله فعالین دیگر بازداشت شده، نصور نقی‌پور، روزنامه نگار و فعال فرهنگی است که شب گذشته در منزل‌اش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
به گزارش رهانا، این وبلاگ‌نویس و فعال فرهنگی، هیچ سابقه‌یی در زمینه‌ی فعالیت‌های سیاسی نداشته اما ماموران امنیتی، ساعاتی پیش پس از تفتیش منزل‌اش در قزوین وی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
وی در وبلاگ خود با نام «نصور» به انتشار مقاله‌های ادبی و حوزه‌ی اندیشه می‌پرداخت.
حمید مافی نیز از دیگر فعالان فرهنگی و روزنامه‌نگاران شهر قزوین است که از روز ۲۰ بهمن ماه در بازداشت به سر می‌برد.

هشتم مارس روز جهانی

به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن، شش مارس روز همبستگی ما با مادران عزادار در ایران را به روز همبستگی با زنان دربند ایران تبدیل می کنیم و هم صدا با مادران عزادار ایران می گوئیم "اعدام را بس کنید".زندانیان سیاسی را آزاد کنید. حامیان مادران عزادار در بند ما راُ، ۱- ام بنين ابراهيمی ۲- الهام حسنی ۳- ژيلا کرم زاده مکوندی۴ .دکتر ليلا سيف الهی۵-فاطمه رستگاری۶- منيژه طاهری۷- فرزانه زينالی - را ازاد کنید

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

اختصاصی جرس/ بی سابقه ترین تعداد بازداشت شدگان تاریخ ایران در 22 بهمن امسال اتفاق افتاد

شبکه جنبش راه سبز (جرس):  نیروی انتظامی تهران بزرگ تعداد بازداشت شدگان روز 22 بهمن در تهران را رقم "بیست هزار نفر" شمارش کرده است.
 این رقم به گزارش خبر نگاران جرس، عین آمار رد و بدل شده بین نهادهای سرکوب اعم از نیروی انتظامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سازمان بسیج، وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای ذی ربط است.
خبرنگاران جرس از تهران گزارش کرده اند این تعداد شامل گروههای پنجگانه زیر می شوند: اول،کسانی که بین نیم ساعت تا سه ساعت در ونهای نیروی انتظامی بازداشت شده پس از تخلیه محتویات جیبهایشان، بازرسی موبایلهایشان و گوشمالی مختصر بعد از اتمام راه پیمائی آزاد شدند. دوم، کسانی که بعد از بازجوئی سرپائی نهایتا تا شب 22 بهمن با قید کفالت یا تعهد آزاد شدند. سوم، کسانی که شب را در بازداشتگاه گذرانیده نهایتا در 23 بهمن آزاد شدند. چهارم، کسانی که چند روز یا یکی دو هفته را در بازداشت بودند و اخیرا آزاد شدند و بالاخره پنجم کسانی که هنوز بازداشتند.
خبرنگاران جرس می افزایند تعداد بازداشت شدگان و مأموران در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. تعداد مأموران اعم از نیروی انتظامی، پاسدار، بسیجی، لباس شخصی و اطلاعاتی که از شهرهای اطراف به شکل اتوبوسی به تهران آورده شده بودند به حدی زیاد بود که حدفاصل میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی "تونل امنیتی" تشکیل شده بود و تظاهر کنندگان در این تونل وحشت طی طریق می کردند. حاکمیت با این تاکتیک که پاسداران از چینی ها و روسها آموخته بودند توانستند تظاهرات سبزها را در نطفه خفه کنند.
بر اساس یافته های خبرنگاران جرس نکته مهم اینکه از این تعداد بازداشت شده می توان تعداد بیشمار معترضان سبز را تخمین زد. گلایه اصلی بسیاری از شهروندان از رهبران سبز نبود سازماندهی مناسب برای استفاده از این همه تظاهر کننده بود. سبزها بودند اما نمی دانستند چه کنند و به مجرد نشان دادن کمترین نماد سبز از سوی ماموران سرکوب بازداشت می شدند.

خبرنگاران جرس از نقاط مختلف تهران و شهرستانهای اطراف می افزایند مردم عادی از این تظاهرات که با مهندسی عمیق نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی کنترل شده بود به نیکی یاد نمی کنند و آنرا بر خلاف بلندگوهای حکومتی پیروزی به حساب نمی آورند.

زندانیان آزاد شده برای انجام مصاحبه تحت فشارند

شبکه جنبش راه سبز (جرس): با بسیاری از زندانیانی که طی ماههای اخیر بازداشت و اخیرا از زندان آزاد شده اند، تماس گرفته شده و از آنان خواسته شده برای مصاحبه آماده باشند. این مصاحبه ها بعد از احضار زندانی به زندان اوین و در محیط زندان صورت می گیرد.
به گزارش خبرنگار جرس ، بازجویان زندانیان با آنها تماس گرفته و آنها را به انجام مصاحبه وادار می کنند.زندانیانی که با آنها تماس گرفته شده دو گروه بوده اند گروهی که حکمشان توسط دادگاه بدوی صادر شده و گروه دیگر منتظر صدور حکم هستند.
خبرنگار جرس می افزاید کلیات متن مصاحبه از سوی بازجو در اختیار زندانی قرار گرقته تا به زبان خود آنرا ابراز کند. زندانیانی که با آنها تماس گرفته شده تهدید شده اند که اگر تن به مصاحبه ندهند عید نوروز را در زندان خواهند بود و به حسب مورد حکمشان بلافاصله به دائره صدور احکام ارسال خواهد شد و یا حکمشان تشدید می شود.
مضمون تمامی مصاحبه های دیکته شده حمایت از مواضع مقام رهبری بوده است.
خبرنگار جرس در تهران می افزاید: متن این مصاحبه ها در اختیار خبرگزاری هائی که به اصلاح طلبان نزدیکترند، گذاشته شده و آنها را وادار به انتشار آنها کرده و می کنند. در سناریوی جدید علاوه بر "ایسنا" (خبرگزاری دانشجویان ایران) که قبلا زندانیان در نخستین لحظه آزادی تحت الحفظ از زندان به آنجا برده می شدند، "ایلنا" (خبرگزاری کار ایران) هم افزوده شده است. در سناریوی جدید اولا زمان مصاحبه، روزها و گاهی ماهها از زمان آزاد شدن زندانی فاصله دارد، ثانیا تا کنون متن تهیه شده مصاحبه مستقیما به خبرگزاری مورد نظر تحمیل شده است.
خبرنگار جرس می افزاید علیرغم امتناع خبرگزاریها از درج اینگونه مصاحبه های تحمیلی، روسای خبرگزاریها تهدید شده اند بین درج مصاحبه ها، که مصلحت نظام است، یااستعفا یکی را انتخاب کنند.
یکی از زندانیان که از سوی بازجویش احضار شده ، به خبرنگار جرس گفت خانه و زندان برایمان فرقی ندارد، تمام کشور به زندان بزرگی تبدیل شده است. با اینکه من و دیگر زندانیان آزاد شده بعد از آزادی هیچ فعالیتی نداشته ایم، بازجویان ما را تحت فشار گذاشته اند که با انجام مصاحبه از مقام رهبری تعریف و تمجید کنیم.

۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه

ادامه ی تجمع خانواده ها در برابر اوین - گروهی دیگری از زندانیان، از جمله سمیه رشیدی، آزاد شدند

اخبار روز: همراه با ادامه ی تجمع شبانه ی خانواده ها در اوین، گروه دیگری از زندانیان سیاسی ازاد شدند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، با حضور و تلاش مستمر خانواده ها و مردم تهران تعداد دیگری از دستگیرشدگان اخیر پنجشنبه شب آزاد شدند و به آغوش گرم خانواده ها و مردم حاضر در مقابل زندان اوین بازگشتند.
روز پنجشنبه ۶ اسفند ماه از ساعت ۱۷:٣۰ تعداد زیادی از خانواده های دستگیر شدگان، زندانیان آزاد شده اخیر و مردم تهران در مقابل زندان به تجمع شبانه خود ادامه دادند و خواهان آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی شدند. تعدادی از خانواده با جعبه های شیرینی به میان حاضرین آمدن و اقدام به پخش شیرینی در بین آنها نمودند.
تلاش و کوشش بی وقفه و مستمر خانواده های دستگیر شدگان و حمایت بی دریغ مردم تهران باعث گردید که تعداد دیگری از دستگیر شدگان آزاد شوند. تعداد کسانی که تا ساعت ۱۹:٣۰ آزاد شدند به بیش از ۱۲ نفر می رسید. در بین آزاد شدگان خانم سمیه رشیدی فعال حقوق زنان و از دانشجویان ستاره دار دیده می شد.
یکی از زندانیان سیاسی بنام ایمان سهراب پورکه از دستگیر شدگان خرداد ماه بود و در بند ٣۵۰ زندان اوین در بازداشت بسر می برد نیز جزء آزاد شدگان شب گذشته بود.
هنگامی که زندانیان سیاسی از درب مخوف اوین خارج می شدند با شور و هیجان بی نظیر خانواده ها و حاضرین مواجه می شدند. خانواده ها و مردم همانند شبهای گذشته با دست زدنهای ممتد و سوت کشیدن اوج احساسات خود را بیان می کردند.
زندانیان سیاسی آزاد شده با بالا بردن دستان خود به علامت پیروزی ،دست تکان دادن و لبخند زدن تشکر خود را از خانواده ها و حاضرین ابراز می داشتند.

درد دل- نوشته زهره تنکابنی پس از آزادی از زندان

<!---text begin ----->
zohre-tonkaboni.jpg
سایت مادران صلح: چهل و پنج روز بهای ناچیزی بود که برای در کنار مردم بودنم پرداختم. ولی دلم گرفته نه از بابت خودم و نه از بابت 45 روزی که به عبث گذشت . برای نظام جمهوری اسلامی که دوست و دشمن ، پیر و جوان و نخبه و عامی را به یک چوب می راند. خشونت فقط باتوم ، زنجیر و نهایتا کشتن نیست، بلکه به بند کشیدن و اتلاف عمر انسانها بویژه جوانان هم در مقوله خشونت می گنجد.
آرزو دارم همه ایرانیان از هر دسته و مرامی در رفاه و شادی زندگی کنند و خواسته هایشان را از طرق قانونی و مسالمت آمیز طلب کنند، چرا که حق گرفتنی است و نه دادنی .
دلم گرفته اصلا خجالت می کشم که مرا با این سنم آزاد کردند اما جوانانی پر شور و نخبه و وطن پرست را در بند نگه داشته اند. همه جوانانی که با من 63 ساله بودند شدیدا مخالف براندازی و شعارهای براندازانه بودند. همگی می خواستند در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، زندگی آزاد و امیدوارانه ای را بگذرانند. من از روی نفیسه ، پریسا ، لیلا ، سولماز و دیگر همبندان جوانم ، از روی امید و امثال او شرمنده ام .
نفیسه دختری 23 ساله، نفر پنجم کارشناسی ارشد مهندسی شیمی شریف و شاگرد برتر المپیاد سراسری که با گرایش نفت و گاز یعنی مهمترین گنجینه این کشور، دارد روزهای بدی را که بیش از پنجاه روز است به بطالت در بند می گذراند.
جوانی که واقعا باهوش است و از نخبگان خوب کشورمان می باشد. یادم نمی رود که نماز صبحش را همیشه به هنگام اذان صبح می خواند و ساعاتی از روز را به خواندن قرآن و مفاتیح می گذراند. جوانی که باید با ادامه تحصیلش به همراه نخبگانی مثل خود، منابع عظیم نفت و گاز را به منبع رفاه و پیشرفت کشور تبدیل نمایند. کسی که از سیاست بری بود و فقط در طلب علم بود.
دلم سخت آرزوی دیدارش در آزادی را دارد. پریسا دختری سخت با فرهنگ و صبور و صادق است که تمام هم و غمش مراقبت از اجرای حقوق بشر بود. هر دوی آنها صادقانه در پی احضار تلفنی بازداشت شدند. نفیسه نماز ظهر عاشورا را به همراه بسیجیان دانشگاه تهران برگزار کرد.
برای من چراهای بسیاری وجود دارد . چرا به یاد نمی آوریم که خود در جوانی چه شوری داشتیم و شور جوانان افتخار آفرین این مرز و بوم را بجای به بند کشیدن به کانال های درست خدمت رسانی به مردم هدایت نمی کنیم؟
چرا به بچه های این مرز و بوم عشق و محبت هدیه نمی شود؟ چرا پدرانه و مادرانه به پای درد دل هایشان، به درک کمبودهایشان و به غمخواریشان نمی شتابیم؟
آری دلم گرفته است برای جوانان خوب این نسل که فقط دنبال حق خودشان هستند و متأسفانه از آنان دریغ می شود. نفیسه عزیز و پریسای گلم قلبم با شماست و لو این که قلبی مریض باشد از نبودن شما و امثال شما در کنارم دل شکسته ام.
- مادر صلح - زهره تنکابنی

- 27/11/88

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

به اتحادیه های کارگری در آلمان - جان منصور اسانلو در خطرجدی است، باید فورا اقدام کنیم!

نامه خانم شهناز مرتب به اتحادیه های کارگری در آلماندوستان گرامی!دیروز دوشنبه ۲۲ فوریه از زندان گوهردشت، خبر آمد که به منصور اسانلو در داخل زندان گوهردشت حمله شده است. مهاجم که عضو سپاه پاسداران بوده، با جسم تیزی قصد به قتل رساندن اسانلو را داشته که این توطئه با هوشیاری و دفاع سایر زندانیان خنثی شده است. منصور اسانلو که در هواخوری بند ۴ زندان گوهردشت مشغول صحبت با دو زندانی دیگر بوده، یکباره از سوی فردی به اسم سید محمد حسینی عضو سپاه پاسداران که اکنون به اتهام قتل همسر خویش در زندان است، مورد حمله قرار میگیرد. گفته میشود که در زندان همه از یک توطئه پنهان وزارت اطلاعات برای قتل اسانلو حرف میزنند. در عین حال در روزهای اخیر اسانلو بارها مورد حمله فیزیکی این فرد قرار گرفته و یکبار این عضو سپاه پاسداران به اسانلو گفته ترا میکشم.این اخبار نگرانی عمیقی در بین خانواده اسانلو و همه فعالین کارگری و دوستداران اسانلو ایجاد کرده است. بویژه اینکه باید توجه کنیم که یک روش حکومت اسلامی در زندانها به قتل رساندن زندانیان و یا ترور آنها در مقابل چشم دیگران، توسط عناصرزندانی شده خود و یا مزدوران خودشان است. همین دیروز دوشنبه خبر رسید که در گوهردشت یک زندانی به اسم یاور خدا دوست در اثر فشار و شکنجه در زندان جان باخت.
دوستان و همکاران عزیز!من به عنوان عضو اتحادیه کارگران پست و یک فعال مدافع حقوق انسانی، اولا در پاسخ به فراخوان اتحادیه کارگران " د. گ .ب" اشتوتگارت و در ادامه این فراخوان، از شما میخواهم که فورا برای نجات جان اسانلو و همه کارگران دربند که متاسفانه خیلی از سازمانهای حقوق بشری، در مورد آنها سکوت میکنند، و برای آزادی همه زندانیان سیاسی ، اقدامی را فورا در دستور بگذارید.برگزاری میتینگ و تظاهرات در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی در چند سال اخیربه فراخوان اتحادیه های کارگری معتبر بین المللی، در ایران با موجی از شعف و خوشحالی مردم و بویژه کارگران روبرو شده است. بیایید این بار ما اتحادیه های کارگری در آلمان مبتکر این حرکت باشیم.در دفاع از اسانلو و زندانیان سیاسی یک حرکت بین المللی اعتراضی فراخوان داده و کمک کنیم این فعالین دربند کارگری فورا آزاد شوند.با احترام
شهناز مرتب عضو اتحادیه کارگران پست آلمان و فعال مدافع (حقوق) انسانی

تاسیس دادسرا‏ی غیر قانونی (قانون خودشان) در زندان اوین

به گزارش هرانا، با خواست نیروهای امنیتی یک دادسرا پس از بازداشت های گسترده در روز عاشورا در زندان اوین دایر شده است که می کوشد از تجمع خانواده ها در مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب برای ملاقات لحظه ای در هنگام انتقال به دادگاه جلوگیری کند، همچنین یکی دیگر از اهداف راه اندازی این دادسرا، ممانعت از ورود وکلای مستقل به مرجع قضایی است، زیرا که وکلای دادگستری حتی اگر موفق به ورود به اوین شوند اجازه شرکت در جلسات این دادسرا را ندارند. موج بازداشت ها در روز های 16 آذر، 13 آبان، روز عاشورا زندان اوین را به مانند دهه 60 تبدیل به محل اصلی استقرار معترضین به دولت کرده است و در همین راستا بسیاری از ساختمان های اداری و فرهنگی و آموزشی در زندان اوین تبدیل به بازداشت گاه موقت شده است.
لازم به ذکر است پیشتر نیز در دهه شصد ساختمان دادستانی در داخل این زندان دایر بوده است

بیانیه مادران عزادار؛ آیا مادر بودن جرم است ؟

مادران را آزاد کنید
بیش از 14 روز است که 7 تن از مادران در زندان اوین بسر می برند و طی این مدت از هر گونه ملاقاتی محروم بودند و فقط یک یا دوبار با خانواده تماس کوتاه تلفنی داشتند .
دوستانمان در شبانگاه 17 و 19 بهمن با یک حکم کلی که به تاریخ 14 بهمن بود توسط ماموران اطلاعات دستگیر و راهی بند 209 اوین شدند و تاکنون هیچ جرم مشخصی برایشان تفهیم نشد . راستی چه میتوانند بگویند ؟ آیا مادر بودن جرم است ؟ در کدام قانونی می توان مادر بودن و پرسیدن از حال و روز فرزندان دربند این مرز و بوم و درخواست برای معرفی عاملان و آمران قاتلان زندگی را جرم دانست ؟
کسانی که حکم به بند کشیدن مادران را صادر می کنند بیهوده در تلاشند ، هیچ مادری مرگ فرزند خود را فراموش نمی کند و نخواهد بخشید . چه کوته فکرند آنان که بر این باورند با توهین ، ضرب و شتم ، تهدید و زندانی کردن و قراردادنمان در بندهای انفرادی و فشار آوردن های پیاپی ، فراموش می کنیم که پاک ترین فرزندان این مرزوبوم به خاطر حق مسلم بشری انتقاد و اعتراض در خیابانها به گلوله بسته می شوند ، از بالای ساختمان ها و پل ها پرت می شوند ، زیر خودروهای نیروهای انتظامی له می شوند ، در زندانها مورد تعدی و شکنجه قرار می گیرند و زیر شکنجه های بی رحمانه کشته می شوند !
روسا و مسئولان قوه قضائیه !
شما را چه می شود ؟ چرا امر کنندگان به قتل و قاتلان آزادند و هر روز جنازه ای دیگر بر جنازه ها می افزایند و شاکیان نه تنها جواب پرسشهای خود را نمی گیرند بلکه به بند کشیده می شوند ؟ تا کی خشونت طلبان فرصت جولان دهی خواهند داشت ؟ جرم مادران چیست که با دیدن تمام بی رحمیها که فقط یک نمونه از آن کافیست تا عرش آسمان را به لرزه در آورد ، هیچگاه از مسیر قانون خارج نشده و تمامی مساعی خود را به کار می برند تا از مسیر کاملا قانونی و در نهایت بردباری و درایت ولی مصمم و پرصلابت خواستار محاکمه عادلانه قانون شکنان و قاتلان و سلب اختیار از تمامی خشونت طلبان هستند ؟
ما مادران بار دیگر اعلام می کنیم که هیچگاه ظلمهایی که بر فرزندان این مرزوبوم روا گشت فراموش نمی کنیم و نخواهیم بخشید و پیگیرانه خواستاریم هیچکس و هیچ نهادی در حصار امنی بجز قانون قرار نگیرد و هیچ انسانی که در چارچوب قوانین زندگی میکند ، احساس ناامنی نکند .
مادران عزادار
- 2/12/1388
انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

برای گرفتن اعترافات دروغین صورت می گیرد / حامیان مادران عزادار تحت فشارهای شدید روحی

اخبار روز: چند نفر از حامیان مادران عزادار که همچنان در بازداشت به سر می برند، برای اعترافات دروغین، تحت فشارهای روحی شدیدی قرار دارند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران این مادران در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت هستند. آن ها تحت بازجوئی های طولانی شبانه قرار دارند. بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن زندانیان اتهامات واهی به آنها نسبت میدهند و از آنها می خواهند که این اتهامات را بپذیرند و در غیر اینصورت آن ها را تحت شکنجه های شدیدتر روحی و جسمی قرار خواهند داد.
بنابر این گزارش بازجویی ها در دو جهت انجام می شود. مبنای اول بازجوئی بر مسائل شخصی و خانوادگی مادران متمرکز شده است و از این طریق فشارهای روحی را بر آنها افزایش داده اند تا مادران به موارد دیکته شده از سوی بازجویان تن بدهند. در این بازجویی ها زندگی خصوصی مادران مورد پرسش و کنکاش قرار می گیرد و با استفاده از الفاظ تحقیر کننده و ناشایست و توهین های مداوم سعی در شکستن روحیه ی مادران می شود.
این گزارش می افزاید بخشی از بازجویی ها بر تجمع های اعتراضی هفتگی مادران عزادار در پارک لاله متمرکز است. بازجویان می کوشند بین مادران دستگیرشده جو بی اعتمادی به وجود آورند.
در این گزارش گفته شده است خانم الهام احسنی تهدید فشارهای شدیدی قرار دارد و بازجویان از او می خواهند به اعترافات غیرواقعی تن بدهد. شرایط مشابهی علیه خانم ژیلا کرم زاده مکوندی و دکتر لیلا سیف الهی و خانم فاطمه رستگاری وجود دارد.
در ادامه ی این گزارش آمده است: سربازجویانی که در شکنجه های روحی و تهدید و بازجوئی طولانی شبانه علیه حامیان مادران عزادار شرکت دارند، سعید شیخان و فردی با نام مستعار علوی می باشند. این افراد بیش ۲۵ سال است که بازجو هستند و در شکنجه و قتل و تجاوز به صدها زندانی مستقیما نقش داشته اند و اعمال آن هاا از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت می باشد. اعمال غیر انسانی این افراد در سازمانهای جهانی حقوق بشر به ثبت رسیده و تا به حال تعداد زیادی از زندانیان سیاسی رفتارها آن ها را برای گزارشگران شکنجه سازمان ملل متحد ارسال و یا حضوری بیان کرده اند.
درحال حاضر حداقل ۶ نفر از حامیان مادران عزادار در بازداشت بسر می برند که نام بعضی از آنها به قرار زیر می باشد:
خانواده های حامیان مادران از روز دستگیری تا کنون بصورت روزانه به دادگاه انقلاب، دادستانی و زندان اوین مراجعه می کنند ولی به آن ها پاسخی داده نمی شود.
اخبار روز: چند نفر از حامیان مادران عزادار که همچنان در بازداشت به سر می برند، برای اعترافات دروغین، تحت فشارهای روحی شدیدی قرار دارند. ۱- خانم ام بنین ابراهیمی ملقب به گلی ۴۹ ساله متاهل و داردی ۲ فرزند می باشد. او بامداد یکشنبه ۱۷ بهمن ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات در منزل شخصی اش دستگیر شد. ۲- خانم الهام احسنی ۲۷ ساله کارشناس درمان عمومی، او همچنین از فعالین حقوق کودکان کار و خیابانی و از یاری دهندگان به زنانی که مبتلا به ویروس آچ .آی .وی هستند می باشد. خانم احسنی دوشنبه شب ۱۹ بهمن ساعت ۲۲:٣۰ دستگیرو بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. ٣- خانم ژیلا کرم زاده مکوندی ۴۹ ساله، دوشنبه شب ۱۹بهمن حوالی ساعت ۲٣:٣۰ دستگیر و به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. ۴. دکتر لیلا سیف الهی دوشنبه شب ۱۹ بهمن دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. ۵- خانم فاطمه رستگاری متاهل و دارای ۲ فرزند می باشد دوشنبه شب دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین متقل شده است. ۶ خانم فرزانه زینالی ۵٣ ساله متاهل و دارای ۲ فرزند می باشد. او روز ۱۹ دی ما ه به منظور شرکت در مراسم اعتراضی مادران عزادار عازم پارک لاله بود که در مسیر توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد.

انتشار فیلمی از حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران در بامداد 25 خرداد

فیلم بطور کامل در کانال فیلم وبلاگ موجود است
بی بی سی - فیلم تازه ای از وقایع کوی دانشگاه در نیمه شب (1.30 بامداد) بیست و پنجم خرداد ماه به دست بی بی سی رسیده که تصاویر منتشر نشده ای از حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران و خوابگاه دانشجویان را به تصویر کشیده است
این فیلم ابعاد تازه ای از وقایع آن شب در کوی دانشگاه را نشان می دهد.
در این فیلم معلوم می شود که حمله به کوی دانشگاه بر خلاف ادعای حکومت کار عناصر خودسر نبوده و از پیش برنامه ریزی شده بوده است. مهاجمان می گویند سردار رجب زاده، رئیس وقت نیروی انتظامی تهران دستور حمله را صادر کرده بوده.
روز 24 خرداد ماه و بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران، دانشجویان معترض به نتایج انتخابات از ساعت نه شب در داخل کوی دانشگاه تجمع کردند.
ساعاتی بعد محوطه اطراف کوی به محاصره گارد ویژه درآمد. فیلم رسیده به دفتر بی بی سی از ساعت 1.30 بامداد فیلمبرداری شده است؛ زمانی که هنوز نیروهای امنیتی و لباس شخصی وارد کوی دانشگاه نشده اند و پشت میله های کوی هستند.
درگیری ها در پشت میله های کوی و قبل از ورود نیروهای امنیتی به خوابگاه آغاز شده است. دانشجویان از بالای پشت بام سنگ پرتاب می کنند و گارد ویژه هم از پایین شروع به پرتاب سنگ و شلیک گاز اشک آور می کند.
در فیلم تصاویری از کپه های آتش به چشم می خورد که شاید دانشجویان در مقابل گاز اشک آور روشن کرده اند.
نزدیک ساعت دو بامداد لباس شخصی ها به کمک گارد ویژه موفق می شوند وارد کوی شوند.
تصاویری از حمله ماموران امنیتی و لباس شخصی به دانشجویان، کشاندن دانشجویی روی زمین، فریادهای لباس شخصی هایی که از گارد ویژه می خواهند از کتک زدن دانشجویان خودداری کنند، دانشجویانی که در مقابل کتابخانه شهید مفتح در کوی دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و روی زمین خوابانده شده اند، صورت خون آلود دانشجویی که روی زمین افتاده، همه و همه تصاویری است که هر چند شاهدان عینی بارها در رسانه های مختلف آن را روایت کرده اند اما تا کنون به صورت تصويری از رسانه ای پخش نشده است.
خبر حمله نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه، واکنش های زیادی را برانگیخت و بسیاری از نیروهای موافق و مخالف دولت خواستار پیگیری این حادثه و شناسایی مسببان حمله به خوابگاه دانشجویان شدند.
علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران در سخنانی حمله شبانه به خوابگاه دانشجویان را مورد انتقاد قرار داد و هیئتی را مامور رسیدگی به اتفاقات کوی دانشگاه تهران کرد.
آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، چندی بعد از واقعه کوی دانشگاه در دیدار با داشجویان، از حمله نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران عنوان یک "تخلف بزرگ" نام برد و از برخورد قاطع با جنایات صورت گرفته خبر داد.
محسن کوهکن، سخنگوی هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت که نیروهای انتظامی با درخواست فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران وارد کوی دانشگاه شده بودند؛ سخنانی که فرهاد رهبر آن را تکذیب کرد و اعلام داشت در آن شب هیچ کدام از مسئولان کوی دانشگاه حضور نداشتند.
دفتر تحکیم وحدت دو روز بعد از حمله نیروهای امنیتی به خوابگاه دانشجویان در بیانیه ای اعلام کرد: "در این حمله ناجوانمردانه به دانشجویان، حداقل ۵ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به شهادت رسیدند. محیط زندگی دانشجویان را به آتش کشیدند و به راستی ۱۸ تیر دیگری با ابعاد گسترده تر و ناپاکی و سفاکی بیشتر بر جای گذاشتند. باز هم اتاق های خوابگاه دانشگاه تهران منهدم شده و باز هم خون پاک دانشجویان بر در و دیوار آن برجای مانده است."
مقامات ایران خبر کشته شدن 5 دانشجو را تکذیب کردند و گفتند تنها صد تا صد و بیست نفر در این حادثه زخمی شدند.
هر چند بنابه درخواست علی لاریجانی، کمیته ای حقیقت یاب برای پیگیری حمله به کوی دانشگاه تشکیل شد، اما با آنکه اين کميته گزارشی را در اين زمينه آماده کرد، پس از گذشت هشت ماه هنوز اين گزارش يا گزارش مشابه ديگری در باره علل و عاملان حمله به کوی دانشگاه تهران منتشر نشده است.
آنچه که گذشت در یک نگاه
سر در اصلی کوی دانشگاه تهران: ساعت 1.25 بامداد روز 25 خرداد تلاش های نیروهای امنیتی و لباس شخصی برای ورود به کوی دانشگاه آغاز می شود.
کتابخانه شهید مفتح، کتابخانه مرکزی کوی: دقایقی بعد از حمله به کوی، نیروهای امنیتی دانشجویانی را که به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده بودند به روی زمین خوابانده و همچنان خشونت ادامه دارد.
میدان مرکزی کوی: خشونت گارد ویژه به اندازه ای می رسد که بقیه نیروها از جمله لباس شخصی ها گارد ویژه را به سمت میدان مرکزی هدایت کرده و از آنها می خواهند تا از نزدیک شدن به ساختمان ها جلوگیری کنند.
ساختمان اصلی خوابگاه دانشجویان: به گفته شاهدان عینی نیروهای امنیتی با حمله به کوی و تخریب لوازم شخصی دانشجویان آنها را به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند.