۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

برای پایان دادن به نقض حقوق بشر سازمان‌های بین المللی خواستار فشار اروپا بر جمهوری اسلامی شدند


فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری و سازمان عفو بین‌الملل در این نشست مشترک که در محل پارلمان اروپا برگزار شد همچنین از دولت ایران خواستند به ارعاب مدافعان حقوق بشر پایان دهد.
این سازمان‌ها همچنین از جمهوری اسلامی خواستار آزادی ده‌ها روزنامه‌نگار، نویسنده، اعضای اتحادیه‌های کارگری و مخالفان حکومت شده‌اند.
ایدان وایت، دبیرکل فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، ضمن آن که خواستار آزادی ۴۷ روزنامه‌نگاری شد که هم اکنون در ایران محبوس هستند گفت: «دولت‌ها باید با اعمال فشار از مقامات ایران بخواهند به حقوق روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر احترام بگذارند.»
«کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران» که مقر آن در نیویورک است روز چهارشنبه با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که هم‌اکنون ۴۷ روزنامه‌نگار در زندان‌های ایران به سر می‌برند که این میزان دستگیری از سال ۱۹۹۶ تاکنون در هیچ کشوری سابقه نداشته و ایران در این زمینه هم‌اکنون از چین هم پیشی گرفته است.
بنا بر اعلام این سازمان، این آمار تنها به روزنامه‌نگارانی که تا روز دوشنبه یکم فوریه (۱۲ بهمن) در زندان بوده‌اند اشاره دارد و شامل بیش از ۵۰ روزنامه‌نگاری که در ماه‌های گذشته دستگیر و با ضمانت آزاد شده‌اند نمی‌شود.
در بیانیه‌ای که فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران پس از نشست مشترک این سه سازمان در مقر اتحادیه اروپا منتشر ساخت آمده است که از زمان آغاز اعتراضات مخالفان دولت در ایران در خردادماه، «نقض حقوق بشر در ایران که مدت‌هاست وجود داشته از جمله محدودیت در زمینه آزادی بیان و آزادی تجمعات» تشدید شده است.
به گفته دبیرکل فدراسیون روزنامه‌نگاران، «اگر ایران می‌خواهد به انزوای خود پایان دهد، لازم است که درها را به روی گفت‌وگو و نقد باز کند و به ایرانیان معترض اجازه دهد که حرف بزنند.»
از روز عاشورا در اوایل دی‌ماه که به صحنه «شدیدترین مواجهه نیروهای امنیتی و دولتی با معترضان» تبدیل شد، موج تازه‌ای از دستگیری‌ها در ایران آغاز شده که با نزدیک شدن به روز ۲۲ بهمن، سالگرد انقلاب سال ۵۷، بر شدت آن افزوده شده است.
پیشتر اغلب تحلیل‌گران امور ایران هدف از این دستگیری‌ها و برگزاری دادگاه‌های نمایشی در ایران را ترساندن مردم مخالف دولت و جلوگیری از شرکت آنها در راه‌پیمایی روز ۲۲ بهمن عنوان کرده‌اند که بنا بر سنت سالانه برای بزرگداشت پیروزی انقلاب سال ۵۷ برگزار می‌شود.
از هشت ماه پیش که موج اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و سیاست‌های دولت جمهوری اسلامی در تهران و دیگر شهرها به راه افتاد، مخالفان حکومت که از برگزاری هر گونه تجمع اعتراضی محروم بوده‌اند مناسبت‌های مختلف همچون ۱۶ آذر، روز قدس و روز عاشورا را به نفع خود مصادره کرده‌اند رادیو فردا: سه سازمان بزرگ روزنامه‌نگاران، کارگران، و حقوق بشر روز چهارشنبه در نشستی مشترک که در بروکسل، پایتخت بلژیک، برگزار شد از رهبران اروپا و جهان خواستند تا بار دیگر با اعمال فشارهای تازه بر جمهوری اسلامی، این حکومت را به احترام به حقوق بشر و آزادی بیان وادار سازند

نامه خانواده مهرداد رحیمی خطاب به دادستان تهران

کمیته گزارشگران حقوق بشر- مهرداد رحیمی، 27 ساله و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد حقوق بین الملل است. وی در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر قائم مقام کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی بود. در تاریخ 11 دی‌ماه، وی پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات به همراه پریسا کاکایی به محل مراجعه نمود و بازداشت گردید.
متن زیر نامه پدر و مادر اين فعال سياسی- م
دنی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر خطاب به دادستان تهران است:

بسمه تعالی
دادستان محترم عمومی و انقلاب استان تهران
جناب آقای جعفری دولت آبادی

سلام علیکم
با احترام، به استحضار می رساند فرزند ما مهرداد رحیمی در تاریخ یازدهم دی ماه به صورت تلفنی به دفتری با عنوان دفتر پیگیری که حسب اطلاع متعلق به وزارت اطلاعات است، احضار شده بود و ایشان چون هیچگونه فعالیت خارج از قانون اساسی و خارج از چارچوب نظام جمهوری اسلامی انجام نداده بودند،شخصا به آن دفتر مراجعه و خود را معرفی کرده اند. مع الاسف از آن مکان به زندان اوین منتقل شده و تاکنون نیز با قرار بازداشت موقت در زندان بسر می برد؛ ما به عنوان پدر و مادر مهرداد معتقدیم که فرزندمان مظلوم واقع شده و از همین رو بر خود لازم دیدیم که نکاتی درباره بازداشت ایشان و روند رسیدگی به پرونده و اتهامات ناحقی که به فرزندمان زده اند را مختصراً به حضور جنابعالی به عنوان ستاننده داد مظلومان عرض نموده و امیدواریم رسیدگی عاجل مبذول فرمائید.
دادستان محترم تهران
فرزند ما مهرداد رحیمی در شرایطی که تحصیلات کارشناسی حقوق و کارشناسی ارشد حقوق بین الملل را به اتمام رسانده بود در انتخابات اخیر ریاست جمهوری به عنوان قائم مقام کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد انتخاباتی حجت الاسلام مهدی کروبی مردم را به حضور پر شور در انتخابات دعوت می نمود و در راستای برگزاری انتخاباتی با حضور حداکثری مردم تلاشی وافر نمودند، و در روزهای اعتراضات پس از انتخابات، مهرداد ما جهت انجام خدمت مقدس سربازی از تاریخ اول تیرماه به پادگان آموزشی اعزام شده و خدمت سربازی خود را آغاز نمود و متأسفانه در تاریخ بازداشتش نیز در حال گذراندن دوران خدمت سربازی خود در ارتش جمهوری اسلامی بودند، این همه را به تفصیل آوردیم تا گفته باشیم هرگونه اتهامی به فرزند ما مبنی بر داشتن نقشی در مسائل پیش آمده بعد از انتخابات با توجه به آنچه آمد، بی پایه و اساس است.
آقای جعفری دولت آبادی
ما هنوز هم از اتهام فرزندمان اطلاع دقیقی نداریم و متأسفانه وکلای ایشان نیز تاکنون نتوانسته اند اطلاعی از اتهامات موکلشان به دست آورند، اما بنا بر شنیده هایمان فرزند ما را به جرم عضویت در نهادی مدنی با عنوان کمیته گزارشگران حقوق بشر بازداشت نموده اند. در این باره شایان ذکر است که:
نخست اینکه، ما به عنوان پدر و مادر مهرداد در جریان بودیم که فعالیت های فرزندمان در این کمیته نوشتن مقالاتی درباره حقوق کودکان وکارگران است که در سایت مربوط به این کمیته منتشر می گردید و اکنون نیز این مقالات با یک جستجوی ساده قابل مشاهده و بررسی هستند و چنانکه در اصول متعدد قانون اساسی تصریح شده است نوشتن و انتشار مقاله درباره موضوعاتی این چنینی آزاد است و جرم محسوب نمی شود. درثانی، حسب اطلاع موثق ما، فرزندمان مهرداد رحیمی پیش از شروع دوران خدمت سربازی بنا بر ملاحظاتی که در طی دوران خدمت مقدس سربازی وجود دارد، از عضویت در این کمیته استعفا نموده و فعالیتهای ایشان در کمیته مذکور مربوط به دورانی کوتاه قبل از دوران خدمت مقدس سربازی می باشد.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
به ما حق دهید که با توجه به موارد پیش گفته، از اندوه و حیرت آکنده شویم آنگاه که می شنویم فرزندمان مهرداد را به ارتباط با منافقین متهم نموده اند، آن روزی که مهرداد در تماس با ما که ساکن شهر تبریزیم موضوع احضار تلفنی به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات را در میان گذاشت، ما نیز همچون خود مهرداد قاطعانه بر پذیرش آن احضار و رفتن به آن دفتر تأکید نمودیم، زیرا هم ما و هم مهردادمان نیک می دانستیم که اقدام کننده علیه امنیت را سرکار با وزارت اطلاعات است نه مهرداد ما که دغدغه اش ایران و امنیت آن است، وبر آن بودیم که این احضار ناشی از سوءتفاهمی است و با ساعتی گفتگو قابل حل، اما دریغا و دردا که غلط پنداشتیم، و از آن روز تاکنون داغ دوری و به زنجیر بودن مهردادمان به کنار، باید داغ بزرگتری همچون شنیدن اتهام ناجوانمردانه ی اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با منافقین به فرزندمان را نیز تحمل نمائیم.
جناب آقای دادستان
مهرداد فرزند پدر و مادری است که سی سال با افتخار و سربلندی به تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک و خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی پرداخته اند و با نان معلمی سه فرزند تحصیل کرده را تقدیم به جامعه کرده اند که هیچ کدام حتی یک مورد سابقه کیفری یا امنیتی نداشته اند.همچنین هیچ یک از اعضای خانواده ما و منسوبین و منتسبین و دوستان خانوادگی عضویت یا ارتباطی با هیچ یک از گروه ها و سازمانهای غیر قانونی و مخالف نظام ازجمله منافقین کور دل نداشته اند و افکار و اندیشه های مهرداد نیز در تقابل کامل با برداشتهای التقاطی این گروهک تروریستی قرار داشته و این مورد ورد زبان خانواده و دوستان مهرداد بوده است و رفتار و گفتار وی حتی ذره ای رنگ و بوی اندیشه های این جریان را نداشته و انگ ارتباط غیر مستقیم و...با این جریان با هزاران من چسب و سریش به مهرداد ما نچسبیده و نخواهد چسبید.
آقای جعفری دولت آبادی عزیز
دادستان محترم تهران
ما شما را در جایگاهی می بینیم که باید ستاننده داد مظلومان باشید و کیفر دهنده ظالمان و از این رو شما را مخاطب این درد دلها نموده ایم، اما اکنون و برای لحظه ای می خواهیم شما را به عنوان یک پدر مورد خطاب قرار دهیم، و از این رو این مورد را نه به آقای جعفری دادستان بلکه به آقای جعفری که پدر فرزندانی است می گوئیم که:
آقای جعفری دولت آبادی که خود فرزندانی دارید و مقام والای پدری برای آنها دارید لحظه ای کوتاه خود را به جای ما بگذارید، فرزندی دارید که در میان خویشان و دوستان به لطافت طبع و رقت قلب مشهور است ، مقاطع مختلف تحصیلی را بی آنکه هزینه ای بر دوش بیت المال بگذارد پشت سر نهاده است و اکنون نیز درحال انجام خدمت وظیفه سربازی است، او را به وزارت اطلاعات احضار می کنند و به زندان اوین می اندازند، پس از سه هفته از او خبری می گیری و می گذارند او را ببینی، متوجه می شوی در این مدت ده روز او را در سلول انفرادی نگه داشته اند، می شنوی او را متهم به ارتباط با سازمان مرده ای نموده اند که هم او و هم خانوداه اش از آن سازمان متنفرند، یک ماه می گذرد از اسارت او و برای بار دوم او را باز هم از پشت دو لایه شیشه قطور می بینی و با گوشی تلفن با او صحبت می کنی ....رنگ به رخسار ندارد و چهره اش تکیده و خسته است، این بار به تو می گوید: "پدر...مادر....برادر... بازجویانم از من می خواهند رو به دوربین تصویربرداری مصاحبه وبه ارتباط ناخواسته و غیرمستقیم اعتراف کنم. من این کار را نمی کنم. پدرم....مادرم ....برادرم... به فریادم برسید....آن ها برای انجام این کار مرا شدیدا تحت فشار گذاشته اند، و بدانیدکه من زیر بار این زور نمی روم."
جناب آقای جعفری دولت آبادی
این شرح کوتاه از خون جگری بود که پدر و مادر یک زندانی بی گناه می کشند و مختصری از ستمی که بر فرزندشان می رود، و باور داریم که شما دادستان محترم دردی که یک پدر و ماد ر از دیدن فرزندشان در چنین موقعیتی می کشند را به خوبی درک می نمائید، از رو ضمن عذر خواهی از تضییع وقت جنابعالی، انتظار رسیدگی عاجل را از شما داریم.
لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
رحیم رحیمی ممقانی – مهین جواهری پور
پدر و مادر مهرداد رحیمی

۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

دیدار جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با مهدی کروبی

کمیته گزارشگران حقوق بشر 
روز گذشته جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی پس از انتخابات به دیدار 
دبیر کل حزب اعتماد ملی حجت الاسلام مهدی کروبی رفته و ایشان را در جریان آخرین وضعیت عزیزان خود دربند و مظالم صورت گرفته نسبت به آنان قرار دادند. در این دیدار که خانواده برخی از فعالین ستاد انتخاباتب مهدی کروبی پس از انتخابات بازداشت شده بودند حضور داشتند حجت الاسلام مهدی کروبی ساعاتی را شنوای درد دلهای خانواده های این زندانیان و سخنان آنان درباره درباره اتهامات بی اساس دستگاه امنیتی و قضایی که به آنها وارد شده بود.
بنابر گزارش های دریافتی سعید محمدی وکیل "مهرداد رحیمی"قائم مقام کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر که به مدت ۲۳ روز است در بازداشت به سر میبرد. با اشاره به عدم همکاری دادگاه انقلاب در مورد مطالعه پرونده این زندانی سیاسی با وکیل و ملاقات با وی و نیز فشارهای سنگین بازجویان پرونده به موکل خود جهت انجام مصاحبه تلویزیونی پرداخت و بر غیر قانونی بودن اینگونه اقدامات دستگاه امنیتی درباره زندانیان سیاسی تاکید نمود.
در ادامه این دیدار دو برادر "مهرداد بزرگ"فعال دانشجویی دانشگاه تهران که بیش از ۸۰ روز است در بازداشت به سر میبرد،اظهار داشتند برادر دربندشان در دو روز اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و این برادران با اشاره به اتهام بی اساس ارتباط با یکی از گروهکهای خارج از کشور(منافقین یا سازمان مجاهدين)اذعان نمودند که با توجه به سوابق فکری مهرداد بزرگ و فعالیتهای مسالمت آمیز و در چهارچوب قانون اساسی این زندانی سیاسی،اتهام نهادهای امنیتی به وی کذب بوده و مبتنی بر هیچگونه دلائل و مستندات قانونی نمیباشد.
مرضیه گلرو خواهر "مهدیه گلرو" عضو بازداشتی کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی و از فعالین دانشجویی دانشگاه علامه که به همراه همسرش "وحید لعلی پور" به مدت بیش از ۶۰ روز است در بازداشت به سر میبرد،به بیان وضعیت این دو عضو خانواده اش پرداخته و با اشاره به عدم فعالیت سیاسی آقای لعلی پور خاطر نشان کرد خواهر دربندش در آخرین ملاقاتی که با خانواده اش داشته تاکید نمود که به گفته بازجویش نگهداری همسر وی در زندان تنها با نیت فشار بر وی جهت انجام اعتراف به برخی اتهامات بی اساس بوده،خواهر مهدیه گلرو در این دیدار نسبت به این رویه غیر انسانی وزارت اطلاعات در برخورد با فعالین سیاسی دانشجویی اظهار تاسف نمود.
نسیم چالاکی خواهر "پیمان چالاکی" فعال سیاسی که ۲۷ دی ماه به همراه همسرش"سمیه عالمی پسند" در شهر ساوه بازداشت شدند و به زندان اوین منتقل شده بودند ،با اشاره به بازداشت کردن این زوج فعال سیاسی در حضور دختربچه ۴ ساله ایشان و نگهداری چند ساعته این کودک در اداره اطلاعات شهرستان ساوه ،وضعیت روحی فرزند خردسال ایشان را نا مطلوب توصیف نمود.به گفته خانم چالاکی اتهامات این زوج دربند که از مسئولین ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در شهر ساوه نیز بوده اند،مواردی از قبیل ارسال اس ام اس به برنامه تلویزیونی ۹۰،نگهداری کتابهای مارکسیستی اعلام شده،وی با اشاره به نامربوط بودن اتهامات،اینگونه برخورد با جوانان فعال سیاسی توسط دستگاه قضایی و امنیتی را محکوم نمود.
در ادامه این دیدار شهرزاد کریمان "مادر شیوانظرآهاری" فعال سیاسی مدنی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر،به نگهداری فرزندش به مدت ۴۵ روز در سلول انفرادی و فشارهای وارده از سوی بازجویان از قبیل ممنوع الملاقات شدن و ممنوع تماس شدن در طی دوهفته اخیر در جهت وادار نمودن فرزندش به اعتراف به اتهامات واهی و بی اساس دانست.
در ادامه برادر "احسان دولتشاه"فعال دانشجویی دانشگاه تهران که بیش از ۸۰ روز است در بازداشت به سر میبرد نیز در این دیدار به فشارهای وارد بر برادرش توسط بازجویان جهت انجام مصاحبه تلویزیونی اشاره نمود و اینگونه برخوردهای غیر قانونی بازجویان را ناشی از فقدان ادله درباره اتهامات وارده به برادرش و دیگر زندانیان سیاسی ارزیابی کرد.
سجاد حائری برادر "سعید حائری" عضو دربند کمیته کمیته گزارشگران حقوق بشر و دبیر شاخه حقوق بشر کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی ،به بیان وضعیت برادرش در زندان پرداخت.وی اظهار داشت برادرش ۴۵ روز پیش در حین عزیمت به شهر قم جهت حضور در مراسم ختم آقای منتظری به همراه کوهیار گودرزی و شیوا نظر آهای بازداشت شد و در طی ایام بازداشتش تا کنون تنها دوبار با منزل تماس گرفته و ۲ بار ملاقات کابینی داشته،به گفته برادر سعید حائری ،سعید نیز همانند دیگر اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر در معرض اتهام بی اساس و ناجوانمردانه ارتباط با یکی از گروهکهای خارج نشین بوده و با اشاره به فعالیتهای سیاسی و حقوق بشری مسالمت آمیز و در چهار چوب قانون اساسی برادرش و دیگر اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر اینگونه اتهام پراکنی نهادهای قضایی و امنیتی را در چهار چوب پروژه تخریب وجهه انسان دوستانه و قانونی فعالیتهای ،فعالین مدنی- سیاسی دانست و آن را پروژه ای از پیش شکست خورده ارزیابی نمود.
گفتنی است پیش از سخنان مهدی کروبی برخی از فعالین ستاد انتخاباتی وی در جلسه حضور داشتند گزارشی از وضعیت وخیم برخی از اعضای بازداشتی ستاد انتخاباتی این نامزد پیشین،ارائه نمودند.از جمله سلمان سیما،رشید اسماعیلی،علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی.
حجت الاسلام مهدی کروبی،کاندیدای معترض انتخابات اخیر که صبورانه شنوای درد دلهای خانواده های زندانیان سیاسی بود در ادامه این دیدار،ضمن محکوم نمودن بازداشتهای غیر قانونی و بی رویه فعالین سیاسی-مدنی در ماههای پس از انتخابات اظهار داشت اینگونه برخوردهای غیر عقلانی نسبت به فعالین سیاسی و بی تدبیری صورت پذیرفته در اداره امور کشور همگان را در بهت و حیرت فرو برده.تداوم اینگونه برخوردهای غیر عقلانی همچون سیاست خارجی،اقتصاد و غیره را در نهایت به ضرر نظام ارزیابی نمود و خواستار توقف اینگونه برخورد ها و حاکم شدن عقلانیتی مدبرانه بر اوضاع کشور شده.
دبیر کل حزب اعتماد ملی در این دیدار با اشاره به اتهامات بی اساسی که مبنی بر ارتباط با گروهکهای خارج از کشور به فعالین سیاسی مدنی داخل وارد میشود ، عامل اینگونه اتهام پراکنی ها را تنها زنده نمودن این گروهکهای به تاریخ پیوسته و مرده بیان نمود.
وی در این دیدار تاکید نمود که علی رغم تنگناهای روبه تزایدی که برای او و همکارانش به وجود آورده اند همه تلاش خود را جهت احقاق حق زندانیان سیاسی دربند و آزادی هرچه سریعتر آنان انجام خواهد داد.
مهدی کروبی در این دیدار همه خانواده های زندانیان سیاسی -مدنی را به در پیش گرفتن صبر و بردباری دعوت نمود و تاکید نمود شرایط بحرانی کنونی قطعا تداوم نخواهد یافت با توجه به زنده بودن ملت ایران و استعانت خداوند آینده ای روشن را برای همه جامعه نوید داد.

نُه پرونده در انتظار؛ متهمان معترض یا محارب؟

یلدا آراسته
شبکه جنبش راه سبز (جرس) :دادستان تهران امروز اعلام کرد که هنوز نظر قطعی دادگاه تجدیدنظر در مورد پرونده ۹ نفر به اتهام محاربه صادر نشده است. عباس جعفری دولت‌آبادی اظهار کرد: به محض این‌که نظر قطعی دادگاه تجدیدنظر اعلام شود آن را اعلام می‌کنیم
این در حالی است دو روز پیش سید ابراهیم رئیسی معاون اول قضائیه اعلام کرده بود که 9 نفر دیگر به زودی اعدام می شوند.
8 بهمن "محمدرضا علي‌زماني " و "آرش رحماني‌پور " به حکم دادگاه جمهوری اسلامی و به جرم محاربه به دار آویخته شدند.
اتهام محاربه و تلاش براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و عضويت در گروهك مسلح ضد انقلابي انجمن پادشاهي ايران و گروهك تروريستي منافقين از جمله اتهامات اين محكومان بود و 9 نفر دیگر هم با همین اتهامات در انتظار حکم نهایی هستند .
محاربه چیست ؟
طبق ماده‏ی ١٨٣ قانون مجازات اسلامی، اگر فرد یا افرادی برای ارعاب، ترساندن، اخافه‏ و سلب امنیت و آزادی از مردم دست به اسلحه ببرند، محارب و مفسد هستند و مجازات آن‏ها اعدام، به دار آویختن یا نفی بلد یا قطع دست و پای راست و یا چپ خواهد بود.
محاربه با اقرار شخص متهم در حالی که بالغ، عاقل، مختار و قاصد بر اقرارش باشد و یا با شهادت دو شاهد عادل ثابت می‏شود. (مقصود از عادل کسی است که هرگز گناه کبیره مرتکب نشده باشد و هرگز بر گناه صغیره اصرار نداشته باشد.)
در شرع و بر مبنای اطلاق مجتهدین و مراجع تقلید، محاربه در مورد دست به اسلحه بردن برای اخافه و ترس مردم به کار برده شده است. اعم از این که اسلحه سرد یا گرم باشد و کسی کشته شود یا کسی کشته نشود.
در مصداق‏‌هایی که مراجع بزرگ آورده‏اند، این مورد را منطبق با قطاع‏الطریق و دزدهای سرگردنه و راه‏‏بندان مسلح ذکر کرده‏اند.
آیت الله بیات زنجانی در خصوص حکم محاربه اعلام کرد : با تعریف فقهی که همه فقها هم روی آن اتفاق نظر دارند، آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد.
آیت‌الله سید حسین موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه قم نیز در خصوص حکم محاربه می گوید :" محاربه در جایی است كه عده‌ای دست به اسلحه ببرند و حتی پس از رفع شبهات توسط حاكم شرع عناد بورزند و آن‌گاه همه وظیفه دارند با آنان مبارزه كنند "
" اگر كسی برای دفاع از خودش و یا از روی عصبانیت به خاطر رفتار مامور دولت اقدام تندی انجام داد هم مامور باید محاكمه شود و هم به تخلف او رسیدگی شود و همچنین مشخص شود كه عامل آغاز خشونت كدامیك از طرفین بوده است "
همه محاربان
مصطفی نجار وزیر کشور15 دی ماه اعلام کرد بعد از روز عاشورا اگر کسي در اغتشاشات شرکت کند حکم محارب و اقدام کننده عليه امنيت کشور را دارد.
وی تصريح کرد: با توجه به پاسخي که مردم بعد از روز عاشورا به اغتشاشگران دادند اگر کسي در اغتشاشات شرکت کند حکم محارب و اقدام کننده عليه امنيت کشور را دارد و نيروهاي پليس طبق قانون با آنها برخورد قاطعي خواهند کرد.
پیش از این قاسم روانبخش مشاور سیاسی استاندار قم چند روزی بعد از آغاز نا آرامی های بعد از انتخابات اعلام کرده بود :" بيانيه‌هايي كه موسوي، خاتمي و سازمان نامشروع مجاهدين صادر مي‌كنند در حكم محاربه با خدا و حكومت اسلامي است".

سید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد نیز معترضان روز عاشورا را به حکم امام خمینی برای منافقین، محارب دانست و در نامه ای در پاسخ به میر حسین موسوی اورد :ً محارب بودن اغتشاشگران روز عاشورا مستند به حکم امام رحمت الله عليه درباره منافقين در هنگام عمليات مرصاد بوده است،
دیروز نیز در دادگاه چهارم دستگیر شدگان روز عاشورا مدعی العموم اعلام کرد متهمین چنین اتهاماتی در پرونده دارند : اتهاماتي همچون محاربه و افساد في‌الارض، اجتماع و تباني عليه امنيت كشور، فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به مسئولان نظام .
امید منتظری ،روزنامه نگار نیز که در تاریخ ٧ دی ماه بازداشت شده بود، بنا بر کیفر خواست صادر شده برای فعالیت‌های مطبوعاتی و مصاحبه با رسانه‌های بین‌المللی به محاربه متهم شده است.
جهانی نگران
شاید به دنبال این برداشت های متفاوت از محاربه و اعدام دو نفر به این جرم بود که محافل جهانی نگرانی خود را نسبت به وضعیت زندانیان اعلام کردند.
پس از اعدام دونفر از مجرمان علاوه بر رهبران جنبش سبز ،میر حسین موسوی و کروبی ، جبهه مشارکت وبسیاری از گروه های داخلی دیگر جامعه جهانی نیز اعتراض و نگرانی خود را اعلام کرد.
211نفر از اعضای پارلمان اروپا، با امضای بیانیه ای، از شورای امنیت سازمان ملل، شورای اروپا و اتحادیه اروپا خواستند تا اقداماتی فوری برای آزادی زندانیان سیاسی انجام بدهند و از سرکوب معترضین جلوگیری کنند.
همچنین کمیته ایتالیایی پارلمانترها و شهروندان برای ایران آزاد، کمیته ”دوستان ایران آزاد” در دانمارک و کمیته استرالیائیهای حامی دموکراسی در ایران، اعدام محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور را محکوم کردند.
وزیر خارجه کانادا نیز اظهار داشت : "کانادا عمیقا از این که دولت ایران روز ۲۸ ژانویه ۲۰۱۰ محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور را اعدام کرده است متاسف است.ً
سازمان گزارشگران بدون مرز نیز با صدور اطلاعیه ای هشدار داد که روزنامه‌نگاران و وب نگاران را به “اتهام محاربه” تهدید به اعدام می کنند.
با این همه دیروز و در دادگاه چهارم باز هم اتهام محاربه برای متهمان عنوان شد وهرجند که دادستان قوه قضائیه خبر قطعی از اعدام 9 نفر دیگر نمی دهد اما در دادگاه دیروز شرکت در سنگ پرانی های روز عاشورا ،تهیه عکس و فیلم ،فرستادن اس ام اس و رابطه با دفتر تحکیم وحدت جزو مواردی بودکه جرم متهمان محسوب می شد و مدعی العموم پس از شنیدن دفاعیات باز هم انان را معاند دانست ونه معترض. پس سایه مرگ هم چنان سنگین است که امروز مادرا ن عزادار نیز که فرزندانشان در زندان هستند با صدور بیانیه ای نگرانی خود را نسبت به جان فرزندانشان اعلام کردند و خواستارآن شدند که بار دیگر تاریخ سال 60 ورق نخورد

دشمنان نامشخص - احمد باطبی

برگرفته از سایت روز آنلاین
در تمام چالش های سیاسی و غیر سیاسی سی سال اخیر حکومت، وجود دشمنی نامشخص که در تمام سطوح و لایه های اجتماعی، حتی در ساختار حکومت دست داشته، مشترک  بوده است.
در تمام این حوادث نیز روال داستانی بر این شکل بوده که عواملی وابسته به گروهک های ضد انقلاب، مانند مجاهدین، سلطنت طلب ها، بهائیان، گروه های کرد های آزادی خواه و... با پشتیانی مادی و معنوی آمریکا و اسرائیل و... دست به اقداماتی زده اند اما با اقتدار و هوشیاری نظام حاکم، اینک همه چیز در کنترل است.
این بار نیز ایده درگیر کردن بهاییان در این سناریوها از آنجا به ذهن نویسندگان آن خطور کرد که جامعه بهایی همانند بقیه اقلیت های مذهبی ایران شاهد موج عظیم متواریان از اسلام ولایی و جویندگان آرامش در ادیان دیگر  است. از سوی دیگر نزدیک به یک سال است که یک گروه هفت نفره از رهبران جامعه بهائیت در زندان هستند. حکومت ابتدا با هدف مجاب کردن این گروه برای کناره گیری از اداره جامعه بهائیان اقدام به دستگیری آنان نمود تا دست کم با جایگزینی تیمی ضعیف تر و کم تجربه تر، احاطه و کنترل لازم را بر آنها داشته باشد. اما عدم همکاری دستگیرشدگان و فراگیر شدن خبر مظلومیتشان و عکس العمل داخلی و خارجی نسبت به این ماجرا، و حتی موضع گیری روشنفکران و علمای دینی نظیر آقای اشکوری و مرحوم آیت الله منتظری در خصوص حقوق شهروندی این گروه از ایرانیان، کنترل پروژه را از دست طراحان آن خارج کرد و عملا پروژه بهائیان شکست خورد.
اما سازمان مجاهدین خلق ایران؛این گروه  نیز بعد از جدایی از سلاح ـ توسط نیروهای آمریکایی ـ عملا تلاش خود را در خارج از ایران منطبق بر الگو های غیر خشونت آمیر و مدنی قرار داده اند؛ تاجایی که حتی موفق شدند از لیست سازمان های تروریستی اروپا خارج شوند.  همزمان تلاش حکومت اسلامی برای برچیدن پایگاه اشرف درعراق، بی ثمر ماند. انتشار گستره فیلم های ارسالی  از ضرب و شتم و کشتار ساکنان اشرف توسط نیروهای حکومت عراق، نه تنها باعث تیره شدن چهره این گروه اپوزیسون نشد، بلکه باعث گردید که بسیاری از دولت ها، سازمانها وفعالین سیاسی و اجتماعی خصوصاَ غیر ایرانی، به این گروه به عنوان قربانیان نقض حقوق بشر نگاه کنند، نه بازماندگان گروهی تروریستی. این شرایط و نتیجه نامطلوب آن باعث گردید که این پروژه نیز شکست بخورد.
ریزش نیروهای وابسته، مرتبط و داخل حکومت ( روشنفکران دینی و... ) نیز دو مشکل اصلی را به همراه داشت. ابتدا افشای اسراردرون دستگاه قدرت که با وجود بحران مشروعیت کنونی، افکار عمومی استعداد بیش از پیشی برای پذیرش آن دارد؛ و دوم رویارویی با عناصری که با ادبیات و زبان حکومت آشنا هستند و با ابزار خودشان به نبرد می آیند. گفتگوی  این شخصیت ها با جهان آزاد و رساندن پیام مردم  به گوش جهانیان، به معنای آن است که این حکومت نماینده مردمش نیست. 
نکته اساسی دیگر، رصد زنی اشتباه حکومت از کنش های سیاسی و اجتماعی جامعه  بود که باعث تصمیم گیری غلط آنها در مورد انتخابات شد. اعمال فشار بر اکثریت مردم برای پذیرش نتیجه انتخابات، با مقاومت بلند مدت مواجه و باعث تحمیل هزینه های سنگینی به لحاظ مشروعیت حکومت در داخل و خارج کشور گردید. بحران اقتصادی، ریزش نیرو های وابسته به قدرت، عدم تمایل جامعه جهانی به همکاری مورد نیاز با دولت و... این نیاز را در دستگاه قدرت ایجاد کرد که با سناریویی فراگیر، در حل و فصل سریع مشکلات فوق الذکر، نارضایی عمومی را حتی برای کوتاه مدت کنترل کند. با این تصور که در این فرصت میتوان با رایزنی و جلب رضایت برخی از ناراضیان و توافقات پنهانی بین حکومت و دیگر کشور ها، زمام از دست رفته امور را مجددا به دست گرفت.
با این اوصاف سناریو باید آنقدر فراگیر باشد که تمامی مشکلات را در بر گیرد. در این سناریو  بهائیان قصد دارند با طرحی آمریکایی و اسرائیلی، اسلام را در کشور از بین ببرند و اداره کشور و مردم را در اختیار گیرند. آنها از هر فرصتی حتی عاشورا استفاده میکنند. سازمان مجاهدین خلق ایران نیز به عنوان دشمن سنتی حکومت در کنار بهائیان در روز عاشورا به معارضه با اسلام و نظام اسلامی و حسین میپردازد.
برای متهم بودن همه، در آن سو نیز باید سایت جرس ( به عنوان ارگان جنبش سبز، به تلقی حکومتیان ) با بهائیان مرتبط باشد.
اما برای سرکوب همه جانبه بهائیان، بهتر است که هیچ مانعی  در پیش رو نباشد؛پس باید فتوای تاریخی آقای منتظری مربوط به حقوق شهروندان بهایی، نامعتبر گردد. و دلیل بی اعتباری آن نیز سادگی حضرت ایت الله عنوان شود.
نقد خرافه های مذهبی توسط آقایان گنجی و سروش هم بهترین دلیل برای انکار نبویت و مهدویت توسط آنان است. با اجماع این روشنفکران دینی  با آقایان کدیور و مهاجرانی  برای صدور یک بیانیه میتوان  آنها را رهبران و صاحبان اتاق فکر جنبش سبز معرفی کرد. بدین ترتیب میتوان از فراگیری جنبش سبز کاست و آن را در حصار فکری چند روشن فکر دینی محدود کرد.
بهایی بودن بستگان آقای کدیور ( به ادعای کیهان )  نیز دلیل سمپاتی  ایشان به این جریان است ؛ و در آخر حضور بزرگترین مرکز بهائیان (بیت العدل اعظم ) در اسرائیل سکانس آخر این سناریو، یعنی وابستگی همه عناصر سناریو به اسرائیل است.
شاید این سناریو در ابتدا مضحک به نظر بیاید، اما با تمام حماقتی که در آن است، واقعیت این است که دستگاه امنیتی برای کنترل امور و ایجاد رعب و وحشت، پیاده سازی این سناریو در جامعه را در پیش گرفته است. در واقع بررسی روزانه اخبار سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران نمایانگر چینش صحنه به صحنه این سناریو است.
بهائیان به عنوان بزرگترین اقلیت مذهبی تنها گروهی  هستند که پیامبر اسلام را پیامبر راستین خدا دانسته و دین اسلام را دین خدایی میدانند و به آن احترام میگذارند. در کتاب های دینی این جماعت آمده :"این حزب در مملکت هر دولتی ساکن شوند باید به امانت و صدق و صفا با آن دولت رفتار نمایند." (بهاءالله در لوح بشارات)
رعایت اخلاق  و قوانین اجتماعی جامعه از اصلی ترین اصول دینی بهاییان محسوب میشود. میزان ارتکاب به جرم، خلاف، اعتیاد و... در بین آنها تقریباَ صفر است. نگارنده به عنوان کسی که تقریباَ یک دهه در زندان بوده ام، به جز بهائیانی که به جرم دیانت بهائیت در زندان بوده اند حتی در یک مورد هم شاهد نبوده ام که از اعضای این جامعه، به جرم دیگری در زندان بوده باشد.
اما در پیش فرض حکومت بهائیان و مجاهدین و... از همان ابتدا  آلوده، سیاه و مستحق مجازات هستند. این آلودگی بالذات دلیلی است که حکومت به خاطر آن هر کسی را میتواند به مجازات برساند. مهم نیست که یک بهایی، یک شهروند محترم درجه یک است یا نه. همین که به عنوان یک بهائی مشتری چاه جمکران باقی نمانده و راه خودش را پیش گرفته، کافیست تا مجازات بشود. پدر و مادر، اعضای خانواده، اقوام، آشنایان و همسایه مجاهدین بودن نیز کافیست تا ثابت شود، فرد محارب و مستحق معدوم شدن است.
در پیش فرض حکومت، اصل محکومیت است نه برآئت.همه متهم اند و موظفند خلاف آن را ثابت کنند. مسئولین سایت جرس با بهائیان مرتبطند چون  با محسن کدیور مرتبط اند. و محسن کدیور در بین اقوام خود ( البته بدون ارائه سند و مدرک به توسط ورزنامه کیهان ) بهائی مذهب دارند پس کدیور با جامعه بهایی در ارتباط است.
در پیش فرض حکومت هر چیز که شکلی به غیر از خواست حکومت داشته باشد نامعتبر و مردود است. حتی فتوای تاریخی مرحوم منتظری در خصوص حقوق شهروندی ایرانیان بهائی. شخصی که حتی آیت الله خمینی داشتن مرجعیتش را مدیون اوست.
اما تنها نکته مبتنی بر عقلانیت این سناریو اینجاست که حکومت در یک تحلیل دو دو تا چهار تا، ترجیح داده تا ویژگی منحصر به فرد این جنبش، یعنی فراگیری و تکثر افکار و آراء آن را نادیده گرفته و فقط یک بخش آن یعنی روشنفران دینی ( آقایان مهاجرانی، گنجی، کدیور و... ) را به عنوان عضو فعال، رهبر و یا...جنبش سبز به رسمیت بشمارد.چرا که ویژگی افراطی  این جماعت، یعنی اعتقادشان  به مقوله خودی و غیر خودی، که همانند دیوار آنها را از باقی جریان جدا ساخته، ویژگی مورد علاقه نهادهای سرکوبگرحکومت است. تفکرات همه مردودهستند به غیر از ما ( خودی و غیر خودی ) بهترین عامل برای شکاف در بین جنبش سبز است. نهاد های امنیتی با استفاده از این بازی قدیمی بحث رهبری این جماعت را به وسط میکشند و به قصد، این توهم  را دامن میزنند، تا این روشنفکران نیز به این باور برسند که واقعاَ عناصر جهت ده و تئوری پرداز جنبش سبز هستند. آنها هستند که موتور جنبش را روشن نگاه میدارند و هرانچه در پیرامون است چیزی نیست به جز حاشیه. در پایان با تسلط توهم و دلگیری طیف های دیگر جنبش از بخش روشنفکری دینی و بروز اختلاف، نهاد های سرکوبگر با توسل به شیوه های غیر اخلاقی معمولشان، اقدام به حمله میکنند.
 به عنوان مثال بحث خویشاوندی و ارتباط  آقای کدیور با بهائیان، اتهام اسرائیلی بودن بهائیان به دلیل وجود بیت العدل اعظم در آنجا (البته مقامات مذهبی جامعه بهائیت سالها قبل از تشکیل کشور اسرائیل توسط حکومت قاجار وروحانیت شیعه وقت به آن سرزمین تبعید شده بودند ) یکی از این شیوه ها است. به این ترتیب هم زمینه را برای اعدام رهبران زندانی جامعه بهایی به اتهام جاسوسی فراهم میکنند و هم جنبش سبز را متهم به همکاری با اسرائیل و عوامل آن خواهند کرد.
اما این سطح قضیه است. نمونه های این سناریو ها را قبلا هم در ماجرا هایی نظیر بمب گذاری حرم امام رضا، قتل های زنجیره ای و... دیدیم؛ حتی اگر  همه این پیش بینی ها هم به وقوع بپیوندد هم فرق خاصی نمیکند، چرا که این مردم هستند که موتور جنبش سبز را روشن نگه داشته اند. آنها هستند که هزینه میپردازند.
قطعاَ حکومت بدش نمی آید که تمامی مخالفان را در فضایی مشابه تابستان شصت و هفت در زندانها اعدام کند. هر چند منطقاَ امکان این کار را ندارد اما با توجه به عملکرد گذشته اش، برای تحقق این هدف از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.بی جهت نبود که ده روز پس از اعدام دو نفر به اتهام شرکت در ناآرامی‌های پس از انتخابات، حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی، معاون اول قوه قضاییه، دوشنبه شب اعلام کرد که9  نفر دیگر نیز به زودی اعدام خواهند شد. وبسایت سهام نیوز ارگان حزب اعتماد ملی نیز نوشت: احکام اولین گروه از متهمان حوادث عاشورا که شامل ۵ نفر می‌باشد، از سوی قاضی صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب صادر شده و این ۵ نفر به اشد مجازات محکوم شده‌اند.در بین این ۵ نفر علاوه بر ۳ نفری که بخشی از محاکمات آنها از صداوسیما در زمینه رفتن به اردوگاه اشرف و فیلمبرداری از اعتراضات پخش شد، دو مرد و زن بالای ۵۰ سال هم حضور دارند.
گویا فرزند این زن و شوهر در اردوگاه اشرف اقامت داشته و برادران مرد نیز در ابتدای انقلاب به دلیل عضویت در گروه تروریستی مجاهدین خلق اعدام شده‌اند.گفته می‌شود تلاشهایی در جریان است تا اجرای اعدام این ۵ نفر قبل از ۲۲ بهمن در سطح شهر تهران، به ویژه مسیر خیابان انقلاب و آزادی انجام شود که موافقت یا مخالفت با این امر بر عهده رییس قوه قضائیه است.
یعنی حکومت تلاش میکندبا تقویت تفکر خودی و غیر خودی، فضایی ایجاد کند که افراد و جریانات مختلف، نقطه اشتراکی نداشته باشند، خصوصاَ در حوزه حقوق بشر. اگر کسی را به اعدام محکوم کردند، پاسخ این باشد که از مجاهدین است، سلطنت طلب است، بهایی است و.... نباید به او نزدیک شد.
متهم و مستحق مجازات پنداشتن آدها، به دلیل هواداری یا عضویت در هر جریانی ( حتی در صورت اثبات ) و بی تفاوتی به سرنوشت او، همان اشتباهی است که بسیاری از اصلاح طلبان در هشت سال دوره آقای خاتمی انجام دادند و نتیجه آن شکست سیاسی و فرصت سوزی تاریخی آنها بود.
جامعه ای مترقی و به معنای واقعی دمکرات خواهد بود که دست کم در مورد حقوق بشر و دفاع از آن، هیچ خط قرمزی نداشته باشد. دفاع از حقوق انسانی شهروندان متهم به ارتباط با مجاهدین، سلطنت طلب ها، بهائیان و... ( حتی در صورت اثبات ) دلیل گرایش و یا تعلق به جریانات آنان نیست.
حکومت در حال محک زدن عکس العمل جنبش سبز است. تمام عناصر این جنبش، از هر طیف و جریان در آزمونی سخت و جدی قرار دارند؛در چنین شرایطی عکس العمل دمکراتیک و مبتنی بر احترام به تکثر آراء و حقوق انسانی، تنها راه پیش روی انهاست. چه برای نامزد های معترض به انتخابات و چه فعالین شناخته شده و ناشناس جنبش. اگر در این زمان کوتاه موضع گیری مناسبی در برابر اعدام ها اتخاذ نشود و حکومت موفق به اعدام این افراد به این اتهامات واهی شود، دیگر مانع اعدام های بعدی شدن، کاری تقریبا غیر ممکن است.

بازداشت بهار تراکمه، خواهر اردوان تراکمه، دانشجوی در بند و دختر یونس تراکمه نویسنده و منتقد ادبی

کلمه- بهار تراکمه فرزند یونس تراکمه نویسنده و منتقد ادبی پیشکسوت و یکی از امضاکنندگان نامه‌ی اعتراضی به رییس قوه قضاییه بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، پیش از این پسر این نویسنده دستگیر شده بود.
اردوان تراکمه پسر یونس تراکمه در رشته سینما تحصیل می‌کند و چند فیلم مستند ساخته که بعد از عاشورا به منزل مهین فهیمی، از مادران صلح، و مادر دوست و هم دانشگاهی خود، امید منتظری رفته بود، همراه با خانم فهیمی و امید منتظری بازداشت شد.
بهار تراکمه که شب گذشته دستگیر شد بیست و پنج سال دارد.
یونس می‌گفت سال‌ها هرچی سعی کردیم به این بچه‌ها تعریف درستی از کشور بدیم، موفق نشدیم، حالا بذار خودشون بفهمند و تصمیم بگیرند.
یونس حتا این دو کلمه حرف را هم با هق هقی می‌گفت که سوزاننده بود.
اگر با او ارتباطی دارید، تلفن بزنید. این پدر به تماس هر یک از ما عجیب نیاز دارد تا سرپا بماند.

قطع ارتباط، شدت يافتن بازجوئی ها و شکنجه دستگيرشدگان روز عاشورا در بند ۲۰۹ زندان اوين

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران- بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،در روزهای اخير تماس تعدادی از زندانيان سياسی با خانواده های خود قطع شده است و بازجوئی از آنها دوباره از سر گرفته شده است و همچنين فشارها و تهديدات عليه خانواده های آنها افزايش يافته است
از چند روز گذشته تعداد زيادی از دستگير شدگان روز عاشورا که با خانواده های خود هر از چندگاهی ارتباط داشتند قطع شده است و خانواده های آنها از وضعيت و شرايط عزيزانشان بی خبر شدند.بنابه اظهارات تعدادی از آزاد شدگان اخير، بازداشت شدگان روز عاشورا را که اخيرا از بند ۲۰۹ به بند ۷ منتقل کرده بودند و بنظر می رسيد که دوران بازجوئی و شکنجه آنها در بند ۲۰۹ پايان يافته بود از ۵ روزپيش مجددا تعدادی ازآنها را برای بازجوئی و شکنجه به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل کردند.اين بازجوئيها گاها درطی تمامی ساعات روز ادامه می يابد .
از طرفی ديگر بازجويان وزارت اطلاعات فشارها و تهديدات و بازجوئی از تعدادی از خانواده های دستگير شدگان روز عاشورا را شدت بحشيدند. بازجويان به خانه های آنها مراجعه می کنند و گاها در خانه دستگير شدگان خانواده آنها را بازجوئی می کنند و بعضا خانواده ها را به ستاد پيگيری وزارت اطلاعات فرا می خوانند و آنها را تحت فشار و مورد تهديد قرار می دهند و به آنها می گويند که ما پرينت ۴ سال مکالمات تلفنی شما را در دست داريم و می دانيم با چه کسانی در تماس بوده ايد.
تعدادی از کسانی که اخيرا آزاد شدند می گويند که ۲ روز اول دستگيری را در بازداشتگاههای مخفی بسر بردند.هنگام ورود به اين بازداشتگاهها با تونلی از مامورين باتون بدست مواجه می شدند که بايد از آن عبور می کردند. زمانيکه از اين تونلها عبور می کردند آماج باتونهای برقی مامورين سرکوبگر قرار می گرفتند و هر کسی بر روی زمين می افتاد تا بيهوش شدن مورد شکنجه قرار می گرفت. اکثر دستگير شدگان در اثر ضربات باتون زخمی و دچار خونريزی می شدند و يا بدن آنها کبود می شد.همچنين در اين بازداشتگاهها به حدی زندانی سياسی در آن جای داده بودند که امکان تحرک برای آنها وجود نداشت و اعتراضات آنها با باتون پاسخ داده می شد.امکان استفاده از سرويسها از زندانيانيان سياسی سلب می شد و به آنها غذا داده نمی شد.
فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، تشديد فشار،تهديد ،بازجوئی و شکنجه زندانيان سياسی ،احضار ،بازجوی و تهديد خانواده های آنها را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار تشکيل جلسه اصطرار شورای امنيت سازمان ملل متحد برای پايان دادن به جنايت عليه بشريت که بطور سازمان يافته و مستمر توسط رژيم ولی فقيه عليه مردم ايران بکار برده می شود.
فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

پیام زندانیان سیاسی اوین در آستانه ی تجمع مردمی


شبکه جنبش راه سبز (جرس): زندانیان سیاسی زندان اوین در آستانه تجمع اعتراضی مردم که فردا -جمعه -ساعت هشت شب مقابل در اصلی اوین برگزار می شود، پیامی را خطاب به ملت ایران ارسال کرده اند و ضمن ابزار نگرانی نسبت به نقل و انتقال های صورت گرفته در اوین، خواستار حضور سبز مردم در راهپمایی ۲۲ بهمن شده اند. آنها همچنین خواستار بیداری مردم نسبت به نکاتی شدند که میر حسین موسوی در خصوص وضعیت قوه قضائیه در سخنان خود به ان اشاره کرده است.
متن کامل این پیام که توسط زندانیان سیاسی به بیرون راه یافته است به این شرح است: 
 مردم شریف ایران
ما زندانیان سیاسی همچون لکه سیاهی بر صورت رژیم هستم. باید این سیاهی بیشتر دیده شود. گردهمایی خانواده های زندانیان، حمایت نهادهای حقوق بشری و انتشار گسترده اخبار مربوط به زندانیان در رسانه ها این سیاهی را بیشتر نمایان خواهد کرد.
این ننگ بزرگی برای حکومت است که در سی و یکمین سالگرد تاسیس خود این همه زندانی عقیده و اندیشه دارد. زمانه در حال تغییر است. همزاد پنداری با رژیمی که پس از سی سال در تک تک سلول های جامعه و مردم نفوذ کرده بود، در حال فروپاشی است.
اگر در نخستین روزهای پس از انتخابات مردم هراسان، بلاتکلیف و ناامید وارد خیابان های تهران شده بودند، اینک پس از گذشت چند ماه این اعتراض ها گسترده تر، عمیق تر و سازمان یافته تر به شهرهای دیگر کشور هم کشیده شده است. انتقاد نسبت به جکومت و رفتارهای ولی فقیه اکنون علنی تر شده است. هاله ای از تقدس که رژیم در همه این سالها برای خود و رهبری ایجاد کرده بود اکنون شکسته شده است. آنهایی که نماد خشونت، خیانت، دروغ و تزویر رژیم اند، هر روز بیشتر به حاشیه می روند و کمتر کسی این روزها حاضر به حمایت تمام قد از این دولت است.
گاه و بی گاه برخی از زندانیان سیاسی را از بندی به بند دیگر و یا از زندانی به زندانی دیگر منتقل می کنند. گرچه دلایل آن می تواند بازجویی های مجدد و پرونده سازی های تازه باشد، اما تجربه زندان های دهه شصت و همچینن تجربیات کشورهای دیکتاتوری در امریکای لاتین نشان می دهد که پیامد این نقل و انتقال ها می تواند از بین بردن زندانیان سیاسی هم باشد.
فشار بر زندانیان، از بین بردن شاهدان جنایت، ناپدید شدن برخی از فعالان اجتماعی و سیاسی همه روش هایی است که جهان در دهه های ۶۰ ،۷۰ و اوایل دهه ٨۰ با آن مواجه بوده است. این شگردهای بی حاصل را دیکتاتوری ایران هم به خوبی می شناسد و سعی می کند از آن در آزار و اذیت زندانی های سیاسی و خانواده هایشان استفاده کند. ما ایمان داریم استفاده از این شگردها در نهایت دستاوردی جز بی آبرویی بیشتر برای حکومت ایران ندارد. اگر جز این بود حالا باید شاهد حکومت نرون در آرژانتین، پینوشه در شیلی، سرهنگ ها در یونان، فرانکو در اسپانیا، پهلوی در ایران و صدام حسین در عراق باشیم.
ما از اینکه در زندان های حکومت تبدیل به شهدای جنبش سبز شویم ترسی نداریم. با این همه برای بی اعتبار کردن هرچه بیشتر حکومت و جلوگیری از شکل گیری یک فاجعه مشابه با اعدام های سال ۶۷، خواستار حضور ناظران بین اللملی و نمایندگان سارمان های مستقل حقوق بشری در زندان های ایران برای اطمینان از سلامتی همه زندانیان سیاسی هستیم.
نکته مهم دیگری که می خواهیم با شما مردم شریف ایران در میان بگذاریم همان است که میرحسین موسوی در تازه ترین سخنان خود به آن اشاره کرده است: نحوه ارتباط قوه قضاییه با به اصطلاح ضابطین خودش است.
ما زندانیان سیاسی بارها از بازجوهای خود شنیده ایم که با افتخار می گویند ما به قاضی پرونده دستور می دهیم. بازجوها در ابتدای بازجویی ها به برخی از زندانی ها حکم زندان آنها را اعلام کرده و گفته اند ما از قاضی پرونده برای شما چنین حکمی درخواست خواهیم کرد و شگفتا که همان حکم چند ماه بعد توسط قاضی صادر شده است. میرحسین موسوی در سخنان خود گفته است: "باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟"
ما به عنوان زندانیانی که نزدیک به هشت ماه است گروگان سیستم نظامی و امنیتی هستیم پاسخ سوال مهندس موسوی را چنین می دهیم: "تردید نکنید که سیستم قضایی به صورت مترسکی در دست سیستم نظامی –امنیتی بویژه سپاه پاسداران عمل می کند. وضع به جایی رسیده که حتی برخی از قضات به هنگام ابلاغ حکم به برخی از زندانی ها می گویند: "این حکم را ما به درخواست بازجوهای پرونده برای شما صادر کرده ایم."
ما در پایان ضمن استقبال از سخنان اخیر آقایان موسوی و کروبی، از مردم ایران دعوت می کنیم در روز بیست و دوم بهمن حضوری سبز درهمه شهرها داشته باشند.

۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه


بازداشت یکی از مدافعان پیشگام حقوق بشر در ایران
فشار بر جامعه مدنی پیشاپیش سالگرد انقلاب در 22 بهمن
14 بهمن ماه 1388- کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز ضمن اعلام خبر بازداشت کاوه قاسمی کرمانشاهی؛ از فعالان پیشگام حقوق بشر، عضو شورای مرکزی سازمان حقوق بشر کردستان و روزنامه نگار، این بازداشت را محکوم کرد.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد کاوه گفت :"کاوه کرمانشاهی یکی ازفعالان مهم  و تحلیلگر حقوق بشر و یکی از معدود مدافعان حقوق بشری است که هنوز با شجاعت تمام به مستند سازی نقض حقوق بشر به روشی علمی می پردازد."
هادی قائمی تاکید کرد که "کاوه مرتکب هیچ جرمی نشده و بازداشت او  ظاهرایک اقدام پیشگیرانه است که مقامات در ایران برای جلوگیری از زیر دره بین بردن اقدامات احتمالی آنها علیه اعتراضاتی که بنظر می رسد در 22 بهمن به جریان خواهد افتاد، در پیش گرفته اند."  
کاوه در شهر کرمانشاه در غرب ایران بازداشت شد. بر اساس اطلاعات رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، 7 نفر از نیروهای امنیتی صبح روز 14 بهمن ماه به منزل کاوه رفته و ضمن تفتیش خانه، وسایل شخصی او، از جمله کامپیوتر و دستنوشته هایش را ضبط کردند و کاوه را نیز به مکان نامعلومی بردند. بازداشت کاوه بر اساس حکم جلبی صورت گرفت که نام دستگاه صادرکننده آن نامشخص بود. در مورد محل نگهداری کاوه، به خانواده او هیچ اطلاعاتی داده نشده است.
کاوه کرمانشاهی  25 سال دارد و دانش آموخته حقوق است. فعالیت های کاوه بعنوان مدافع حقوق بشر، بخاطر کیفیت،  دقت و توجه شخصی او به زندانیان سیاسی و خانواده های آنها، در سطح وسیعی بخوبی شناخته شده است و بسیار مورد توجه قرار می گیرد. کاوه کرمانشاهی همچنین عضو سازمان دانش آموختگان ادوار و کمپین یک میلیون امضا برای برابری است.
اجلال قوامی؛ سخنگوی سازمان حقوق بشر کردستان به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که به اعضای این سازمان فشارهای بسیار زیادی وارد می شود که سازمان حقوق بشر کردستان را منحل کنند. اجلال قوامی فقط در ماه گذشته سه بار توسط نیروهای امنیتی احضار شده و از او خواستند که این سازمان را منحل کنند. محمد صدیق کبودوند؛ از موسسان سازمان حقوق بشر کردستان از خرداد ماه 1386 تاکنون در زندان است و تنها بخاطر فعالیت های حقوق بشری خود به 10 سال و شش ماه زندان محکوم شده است.
سایر سازمان های حقوق بشر در ایران از جمله کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز تحت فشار روز افزون مقامات دولتی و دادستانی ها هستند. طبق گزارش رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایرا ن، اعضای بازداشت شده کمیته گزارشگران حقوق بشر تحت فشار شدید برای اعتراف های اجباری به ادعاهای واهی از جمله وابستگی به سازمان مجاهدین خلق هستند که  این اتهام می تواند منجر به محاربه و اعدام بشود.
در چند هفته گذشته مدافعان شناخته شده حقوق بشر بازداشت شدند و هیچ اطلاعی در مورد آنها توسط مقامات ارائه نشده است. عمادالدین باقی؛ از موسسان انجمن دفاع از حقوق زندانیان، و همچنین هفت نفر از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر؛ شیوا نظر آهاری، پریسا کاکایی، مهرداد رحیمی، کوهیار گودرزی، سعید حائری، سعید کلانکی و سعید جلالی فر از جمله این مدافعان حقوق بشر هستند.
هادی قائمی  در مورد وضعیت مدافعان حقوق بشر در ایران گفت:" جمهوری اسلامی ایران به طرز اسف باری الزامات بین المللی خود را برای حفاظت از مدافعان حقوق بشر نقض می کند و نهادهای جامعه مدنی و دولتی در سطح بین المللی باید خواستار آزادی فوری کاوه قاسمی و همه مدافعان حقوق بشری باشند که خودسرانه در ایران بازداشت شده اند."

اعدام را بس كنيد



ما مادران امروز، دختران ديروز ايران ايم كه در روزها و ماه هاي انقلاب 57 فعالانه شركت داشتيم. آيا سزاوار است كه پس از گذشت سي و يك سال از انقلاب، همچنان شاهد اعدام فرزندان خود باشيم؟ اين سوال همه ما مادران ايراني است.
 ما مادران عزادار كه به صورت خودجوش در طول 7ماه گذشته شنبه ها در پارك لاله و ساير پارك ها و اماكن عمومي ديگر با حضور فعال خود كشتارها و بازداشت ها را محكوم كرده و خواستار پايان بخشيدن به اين اعمال غير انساني و غير قانوني بوده ايم، امروز با اعدام فرزندان خود روبرو هستيم.
آيا سزاوار است ما مادران در همه عرصه هاي تاريخي شاهد فنا شدن فرزندان خود باشيم؟
چه كساني ما مادران را محكوم به اين مرگ تدريجي كرده است كه هميشه در سوگ عزيزان خود بنشينيم؟
مگر خواست فرزندان ما در طول سي و يك سال گذشته چه بوده است؟
آيا مشاركت فرزندان ما در انتخابات بايستي به بازداشت، شكنجه، تجاوز، كشتار و اعدام شان منجر شود؟
ما مادران عزادار ايراني، كليه اعمال غير انساني و غير قانوني  فوق را محكوم مي كنيم و هشدار مي دهيم اگر مسئولان به خواست مادران ايران زمين توجه نكنند و همچنان به اين اعمال خشونت بار ادامه دهند، با اقدامات اعتراضي گسترده تري روبرو خواهند شد.
ما مادران عزادار ضمن تكرار خواسته هاي خود، "آزادي زندانيان عقيدتي" و "محاكمه آمران و عاملان كشتار فرزندانمان"، از تمام مردم ايران و جهان مي خواهيم كه از جوانان ما به صورت گسترده حمايت و از انجام اين چنين اعمال بيرحمانه به هر طريق ممكن جلوگيري كنند.
 زندگي ما به حيات فرزندانمان بستگي دارد. نگذاريم فجايع تاريخي دهه 60 دوباره تكرار شود.
مادران عزادار
 13 بهمن 1388

۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

یکی از حامیان مادران عزادار ربوده شد

یکی از حامیان مادران عزادار بیش از 4 هفته است که ربوده شده و در بازداشت بسر می برد
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، خانم فرزانه زینالی یکی از حامیان مادران عزادار بیش از چهار هفته است که توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شده و از وضعیت وشرایط او هیچ خبری در دست نیست.
خانم فرزانه زینالی 53 ساله متاهل و دارای 2 فرزند و از حامیان مادران عزادار می باشد .او روز 19 دی ماه از منزل خارج و به قصد شرکت در مراسم اعتراضی مادران عزادار عازم پارک لاله می شود ولی در مسیر مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار می گیرد و ربوده شد و به نقطه نامعلومی منتقل می شود. از آن زمان تاکنون هیچ خبری از وضعیت و شرایط و حتی مکان بازداشت او خبری در دست نیست.
خانواده او از زمان دستگیری تا به حال بارها به دادگاه انقلاب و زندان اوین برای پیگیری وضعیت و شرایط و محل نگهداری او بطور مستمر مراجعه می کنند اما از دادن هرگونه جوابی به این خانواده خوداری می کنند. آنها فقط یکبار به این خانواده گفته اند که او در بازداشتگاهی نزدیک قم در زندان بسر می برد. آنها از گفتن محل دقیق و یا دادن آدرس این محل به خانواده زینالی خوداری کردند. این خانواده تحت فشار روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارند که از بازداشت و بی اطلاع بودن آنها از وضعیت خانم زینالی را نباید با فعالین حقوق بشر و رسانه ها در میان بگذارند در غیر اینصورت خانم زینالی و خانواده اش عواقب بد آن را خواهند دید.
تهدید جدی وجود دارد که زندانیان سیاسی زن که در اعتراضات اخیر دستگیر شده اند به بازداشتگاههای مخفی در نزدیکی قم جهت شکنجه های غیر انسانی منتقل شده باشند. همچنین خطر جدی وجود دارد که او تحت شکنجه های وحشیانه برای گرفتن اعترافات دروغین جهت پرونده سازی و صدور حکم سنگین قرار گیرد.
درچند روز اخیر مامورین وزارت اطلاعات به منزل خانواده زینالی یورش بردند . پس از بازرسی طولانی از تمامی نقاط منزل آنها لپ تاپ برادرش و کامپیوتر، آلبوم های عکس و سایر وسائل شخصی او را با خود برده اند.
همچنین از سرنوشت مادر دیگری از حامیان مادران عزادار از پس از روز عاشورا که توسط بازجویان وزارت اطلاعات ربوده شده است خبری در دست نیست.اطلاعات تکمیلی در این باره متعاقبا اعلام خواهد شد.
در حال حاضر علاوه بر 2 مادر فوق ، خانم پروانه مداح راد از حامیان مادران عزادر مدتهاست که در بند مخوف 209 زندانی است اخیرا او را به بند زنان زندان اوین منتقل کرده اند ولی او همچنان در بازداشت بسر می برد .هدف از ربودن و بازداشت حامیان مادران عزادار برای ایجاد رعب و وحشت و ممانعت از انجام اعتراضات هفتگی آنها و تن ندادن به خواسته های به حق مادران که همانا دستگیری و مجازات آمران و عاملین کشتارهای مردم ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ربودن حامیان مادران عزادار و انتقال آنها به بازداشتگاههای مخفی در اطراف قم و یا ادامه بازداشت سایر مادران اهانتی بزرگ به تمامی مادران می داند و آن را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگران ویژه زنان سازمان ملل خواستار اقدام فوری برای آزادی حامیان مادران عزادار از زندانهای این رژیم است.
14 بهمن 1388 برابر با 03 فوریه 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

هفدهم بهمن؛ روز حمایت از گزارشگران حقوق بشر


روزآنلاین- سارا مقدم- جمعی از کنشگران کمیته گزارشگران حقوق بشر به همراه عده ای از فعالان مدنی، در پی زندانی شدن برخی از اعضای این کمیته و همچنین افزایش فشار برآنها در زندان برای گرفتن اعترافهای تلویزیونی و وارد کردن اتهامهایی نظیر محاربه، با انتشار بیانیه ای از مردم دعوت کردند که روز 17 بهمن را روز همبستگی با کمیته گزارشکران حقوق بشر بنامند.
نیلوفر گلکار یکی از کنشگران این کمیته در گفت و گو با روز از فعالیتهای کمیته گزارشگران حقوق بشر و شرایط فعلی اعضای آن سخن گفته است.
خانم گلکار اگر چه نام کمیته، این روزها نام آشنایی است و در مورد کنشگران این گروه در زندان و برخورد با آنها خبرهای زیادی منتشر می شود اما هنوز بسیاری از مردم خود کمیته را نمی شناسند. لطفا از این گروه و فعالیتهایتان بگویید.
کمیته گزارشگران حقوق بشر از حدود 5 سال پیش با همکاری تعدادی از دانشجویان تشکیل شد. آن موقع نامش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر بود که بعد از مدتی با فارغ التحصیل شدن و یا ستاره دار شدن و محروم از تحصیل شدن اعضا، نام دانشجویی از اسم کمیته حذف شد. ابتدا کار کمیته بیشتر روی موضوع حقوق زندانیان و اخبار زندانیان سیاسی بود که به مرور در حوزه های دیگر گسترش یافت. حوزه هایی مثل اعدام کودکان، کودکان کار و خیابان، حقوق اقلیت های مذهبی، زنان، دانشجویان و غیره.
از اعضای زندانی این کمیته بگویید.
در حال حاضر 7 عضو کمیته یعنی شیوا نظر آهاری، پریسا کاکائی، کوهیار گودرزی، مهرداد رحیمی، سعید کلانکی، سعید حائری و سعید جلالی فر بازداشت هستند. شیوا نظر آهاری در تابستان 88، صد روز در بازداشت بود. درواقع برخورد جدی و سیستماتیک با کمیته از 10 آذر و با بازداشت سعید جلالی فر و سعید کلانکی و همچنین بازداشت شیوا شروع شد و با بازداشت کوهیار گودرزی و سعید حائری در 29 آذر و سپس پریسا کاکائی و مهرداد رحیمی ادامه پیدا کرد.
فکر می کنید علت این برخورد ها چیست؟
برخورد با این شدت با بچه های کمیته به علت فشار برای محدود کردن اطلاع رسانی در حوزه حقوق بشر و بستن سایت است. الان در یک دوره ای هستیم که نقض حقوق بشر به شدت افزایش یافته و فشار بر سایت هم که سایتی حقوق بشری و فعالیتش در راستای اطلاع رسانی از موارد نقض حقوق بشر است در همین دوره افزایش یافته است. وقتی دیدند با بازداشت اعضا، سایت متوقف نشد، حالا سعی دارند با طرح اتهامات واهی و ربط کمیته که نهادی کاملا مستقل است با مجاهدین خلق آن را زیر ضرب ببرند تا از طرفی فعالیت سایت را متوقف کنند و از طرف دیگر اعضای بازداشت شده، تحت فشار زیادی برای اعتراف و مصاحبه قرار بگیرند که منجر به دادن حکم سنگین خواهد شد. یعنی به گونه ای می خواهند فعالیت حقوق بشر در کشور تعطیل شود. از طرف دیگر فشار بر اعضای باقیمانده کمیته نیز افزایش یافته و تعدادی از آنها پس از تهدید های فراوان اجبارا مخفی شده اند.
از آخرین وضعیت آنها خبری دارید؟
آخرین وضعیت بازداشت شده ها به این شکل است که شیوا نظر آهاری نزدیک به 50 روز است در انفرادی به سر می بر؛ این فشار شدید برای گرفتن اعتراف دروغین است. کوهیار گودرزی و مهرداد رحیمی نیز تحت فشار زیادند. مهرداد تحت فشار برای مصاحبه اجباری نیز هست. سعید حائری و پریسا کاکائی هم در سلول های سه یا چهار نفره بند 209 هستند و سعید جلالی فر و سعید کلانکی بعد گذشت دو ماه همچنان بلاتکلیف در بند عمومی زندان اوین هستند. اما الان تلاش های جدیدی برای حمایت از اعضای در بند کمیته شکل گرفته. یک کمپینی دارد شکل می گیرد که روز 17 بهمن را روز همبستگی با کمیته گزارشگران نامگذاری کنیم و بیانیه آن نوشته شده.
برنامه های این کمپین چیست؟
برنامه ها برای این روز به این شکل است که از همه مردم می خواهیم به هر شیوه که خود می دانند از فعالان حقوق بشر دربند کمیته حمایت کنند. روزنامه نگاران و وب نگاران مطالب، خبرها و گزارشهای آنان را پوشش بدهند و بلاگرها اگر می توانند نام وبلاگ خود را در حمایت از کمیته تغییر دهند. به طور کلی هر نوع ابتکار عملی که خودشان به ذهنشان می رسد قطعا کمک کننده است.
کمیته گزارشگران حقوق بشر پیش از این به دلیل اتهاماتی که به اعضای این کمیته در زندان وارد شد و خبرهایی که از افزایش فشار دستگاه امنیتی- قضایی برآنها حکایت می کرد، ضمن بیانیه ای از اتهامات وارد شده تبری جست.
در این بیانیه که انتشار عمومی یافت آمده بود: طرح ياوه اي چون ارتباط کميته با سازمان مجاهدين خلق از سوي کارشناسان اطلاعات چيزي جز زمينه سازي براي حذف فيزيکي مجموعه اي خوشنام که از بدو تاسيس صرفا در عرصه حقوق بشر فعاليت کرده است، ارزيابي نمي شود. براي ما و همگي فعالان حقوق بشر دفاع از حقوق انساني تک تک افراد، فارغ از گرايشات سياسي، مذهبي، قومي و... اصل بوده است و به صراحت نيز اعلام ميداريم در کنار فعاليت در کليه عرصه هاي حقوق بشر اعم از حقوق زنان، کودکان، کارگران، اقليتهاي قومي، مذهبي جنسي و... از حقوق همه زندانيان سياسي و عقيدتي بدون در نظر گرفتن گرايش آنان و حتي بدون در نظر گرفتن مجرم بودن يا نبودن آنان دفاع نموده و ذره اي از اين آرمان انساني عقب نشيني نخواهيم نمود.
این کمیته همچنین برخورد جدید با فعالان حقوق بشر را شیوه ای خطرناک دانسته و اعلام کرده بود: طرح اين ادعاي گزاف از سوي وزارت اطلاعات زنگ خطر ديگري است براي کليه فعالان حقوق بشر در ايران که به سادگي از کنار اين بازي سخيف نگذرند. برخورد امروز اطلاعات با کميته گزارشگران حقوق بشر اولين مورد نيست و آخرين مورد هم نخواهد بود اما اين بدعت نا مبارک انتساب فعاليت مستقل حقوق بشري به اين يا آن گروه سياسي و تفهيم اتهام محاربه به فعالين حقوق بشر بدون کوچکترين سند و حتي نشانه اي بايد در همين قدم نخست عقيم گردد. از همين روست که ضمن تاکيد مجدد بر استقلال خويش از همه نهادهاي حقوق بشري ملي و بين المللي انتظار حمايت، همراهي و اعتراض به اين برخورد ظالمانه داشته و حق خويش را در شکايت به مجامع بين المللي در قبال برخورد وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي محفوظ مي دانيم.

اعتراض همگاني براي جلوگيري از فاجعه قتل عام زندانيان سياسي در ايران

 
بدنبال اعتراضات مردم به تقلب گسترده در انتخابات رياست جمهوري و متعاقب آن دستگيري، زنداني، شکنجه و تجاوز و کشتار مردم توسط حاکمين ايران؛ اخيراً نيز دو تن از زندانيان سياسي اين وقايع به نامهاي محمد علي زماني و آرش رحماني پور به اتهام محاربه و اقدام عليه امنيت ملي به جوخه هاي اعدام سپرده شدند و عده اي ديگر نيز با همين اتهامات در خطر اجراي حکم اعدام هستند.
همانگونه که در اطلاعيه هاي قبلي هشدار داده بوديم ؛ حاکمين ايران، براي ايجاد جو رعب و وحشت در ميان مردم، در صدد وادار کردن زندانيان سياسي به اعتراف تحت فشار و شکنجه و بدنبال آن به راه انداختن موجي از اعدام زندانيان سياسي هستند تا بدينوسيله مردم را از پيگيري خواستها و مطالباتشان، بخصوص در اعتراضات احتمالي 22 بهمن، منصرف سازند.
با توجه به کارنامه نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزي شده حقوق بشر در ايران، حاکمين ايران در جواب به خواستها و اعتراضات مردم همواره سرکوب را به عنوان تنها ابزار انتخاب کرده اند و بدين خاطر اينبار نيز از به راه انداختن موج اعدام زندانيان سياسي ، همانند سالهاي ۶۰ و ۶۷، ابايي نخواهد داشت.
ما، بعنوان جمعي از نهادهاي حقوق بشر ايراني، اعدام اين دو زنداني سياسي را بشدت محکوم مي کنيم و از تمامي نهادهاي مدني و حقوق بشر ايراني و بين المللي و فعالين اجتماعي و سياسي تقاضا مي کنيم عليه اين فاجعه حقوق بشري در ايران هر آنچه در توان دارند بکار گيرند.
ضمناً مهمترين راه جلوگيري از گسترش موج اعدام زندانيان سياسي و جلوگيري از ادامه دستگيريها، شکنجه ها و محدوديتهاي بيشمار اجتماعي، سياسي و فرهنگي از سوي حاکمين ، اعتراض گسترده و همگاني مردم به اين فاجعه حقوق بشري در ايران و پيگيري سرسختانه ي خواستها و مطالبات مبتني بر اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاقهاي الحاقي آن و تقاضاي آزادي کليه زندانيان سياسي و بازداشت شده گان وقايع اخير از سوي مردم و تمامي فعالين اجتماعي، سياسي، حقوق بشري و ... در داخل و خارج ايران است.
سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ برابر با ۲ فوريه ۲۰۱۰
فعالين ايراني دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکاي شمالي
کميته دفاع از زندانيان سياسي
کميته گزارشگران حقوق بشر

تجمع مردم و خانواده های زندانیان سیاسی در چهارمین شب مقابل زندان اوین


حدود بیست نفر دیگر امروز آزاد شدند.
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، خانواده های زندانیان سیاسی و تعداد زیادی از مردم از غروب در مقابل درب اصلی زندان اوین تجمع کردند و خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی و پایان دادن به صدور و اجرای احکام اعدام شدند.
سه شنبه غروب 13 بهمن ماه بیش از 900 نفر از خانواده های زندانیان سیاسی و تعداد زیادی از مردم تهران از ساعت 19:00 در مقابل درب اصلی زندان اوین تجمع کردند و بر آزادی عزیزان خود پافشاری می کردند.زمانی که تجمع خانواده های زندانیان سیاسی و مردم گسترش یافت و پافشاری آنها مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی شدت گرفت خانواده و مردم مردم علاوه بر پایین پله ها بر روی پله ها و تا نزدیگی درب ورودی زندان اوین تجمع کردند.
لحظاتی بعد زندانیان سیاسی بتدریج آزاد می شدند و تا ساعت 23:00 در حدود 20 نفر آزاد شدند که 2 آنها زندانیان سیاسی زن بودند. خانواده ها و مردم با آزادی هر زندانی سیاسی شروع به دست وسوت زدن و هورا کشیدن می کردند و تعدادی هم صلوات می فرستادند. زندانیان سیاسی رها شده از بند ولی فقیه با روحیه ای بالا و شاداب در آغوش خانواده و دوستانشان قرار می گرفتند و به حاضرین دست تکان می دادند لبخند می زدند و تشکر می کردند. خانواده های که عزیزانشان از بند رها شده بودند خوشحال و اشگ شوق از چشمانشان جاری بود.
از طرفی خانواده های زندانیان سیاسی که از عزیزانشان بی خبر بودند از آزادشدگان سئوال می کردند و نگرانی در چشمان آنها موج می زد آزاد شدگان به آنها دلداری می دادند و نوید آزادی عزیزانشان و یا اگر اطلاعی از آنها داشتند به خانواده های آنها می گفتند. فضای شورو شادمانی حاکم بر خانواده ها و بهت و تعجب آزاد شدگان از حضور گسترده و استقبال گرمی که از آنها می شد غیر قابل توصیف است.
شب گذشته نزدیک به 60 نفر بر اثر پافشاری خانواده ها ی زندانیان سیاسی و مردم از بند ولی فقیه رهایی یافتند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران