۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

پروین مخترع مادر کوهیار گودرزی: «پسری مثل کوه، به سرسختی صخره‌ها»



اخبار روز: خانم پروین مخترع مادر کوهیار گودرزی از فعالین زندانی حقوق بشر در سالروز تولد فرزندش، نامه ای خطاب به او نوشته است.
به گزارش کمیته ی گزارشگران حقوق بشر، متن این نامه به شرح زیر است:

کوهیار جان عزیزم! ۱۵ اردیبهشت زاد روزت مبارک باد
نمی دانم چرا از همان لحظه ای که وجودت در وجودم بیدار شد چه حسی به من می گفت که تو پسری و اسم تو کوهیار باید باشد. من و تو آخرین ماه تابستان و پائیز و زمستان را با هم گذراندیم و به فصل بهار رسیدیم. فصل شکفتن گلهای اقاقیا و رویش سبزه ها.
من ۱۵ اردیبهشت از اصفهان به کرمان پرواز داشتم و قرار بود به نزد خانواده ام بروم. ولی تو تصمیم گرفتی در اصفهان بمانی و رطوبت زنده رود که در تمام آن ماهها به تو خورده بود باز هم به مشامت برسد و ساعت ۱۲ یکشنبه شب در حالی که من خواب بودم بیدارم کردی و یادت هست آن شب من و تو در فولادشهر تنها بودیم و آن پسری که تمام شب خودش و مرا بیدار نگه داشت و دست آخر هم در اتاق عمل و در بیمارستان احمدیه بدنیا آمد حالا مردی شده به سرسختی صخره ها و مثل کوه و با همان صلابت، با همان غرور، با همان استقامت و با همان سربلندی.
مردی که دانشگاه صنعتی شریف و رشته هوا-فضا را یکسره فدای اهداف حقوق بشری خودش و مردمانش کرده و به دنبال خواست های مدنی که حداقل حقوق شهروندی هر انسانی است در راه بدست آوردن حقوق کودکان کار، اقلیت های مذهبی، قومی، حقوق زنان، حقوق کارگران و کمپین علیه اعدام یکسره وقت و پولش را صرف کرده و ساعت ها و شب های بسیاری پشت در زندان اوین در زمستان و شب تا صبح ایستاده تا شاید بتواند خانواده ای را راضی به گرفتن دیه کند و با التماس خواسته جان نوجوانی را نجات دهد و ساعت های بیشتری را در نظرآباد و شهریار و هرکجا که فرزندی از فرزندان این دیار بر اثر اشتباهی در نوجوانی و بر اثر دعوایی چاقو به دست گرفته و نوجوان دیگری را سهوا از حیات محروم کرده می رفتی و پیش خانواده دیگری التماس می کردی که این نوجوانان را ببخشد و امشب که این کلمات را می نوشتم و اتفاقا ساعت دوازده و نیم شب چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت است بخاطرم آمد که آن نگهبان زندان در تنها ملاقات حضوری ما به من گفت: «نکند فکر می کنی پسرت افتخار ملی است؟» متوجه شدم اتفاقا به خاطر پایمردی هایت و سخنهایی که از هم سلولی هایت درباره تو شنیده ام باید به تو افتخار کنم.
نه به عنوان افتخار ملی که برتر و بالاتر از تو بسیارند و فکر می کنم تو آزادیخواه ملی هستی و لاجرم چه کسی بخواهد و چه نخواهد بنابر جبر تاریخ شماها همه افتخار ملی خواهید شد. امشب به خاطر تو دسته گلی از یاس سپید چیده و در گلدانی که می دانی همیشه در خانه ما پر گل است - ولی از ۲۹ آذر تا امشب خالی بوده - به خاطر تولدت گذاشته ام و می دانم که عطر و بوی آن از دیوارهای بلند اوین و آن درختان بلند زیبا عبور خواهد کرد و به مشام تو و همه آزاد زنان و آزاد مردانی خواهد رسید که خواسته اند حرفشان را بزنند.
به این حرف برشت اعتقاد دارم: «من حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی.»
در پایان اینکه بدان شما همه آزادید
ما در زندانیم
پیروز و سربلند باش پسرم
تولد ۲۴ سالگیت مبارک
کرمان ۸۹/۲/۱۵

پروین مخترع (مادرت)

هرانا؛ گزارشی از فشارهای اقتصادی بر بهاییان

خبرگزاری هرانا - شهروندان بهایی، طی ماه های اخیر بر اساس حساسیت و فشارهای دستگاه امنیتی متحمل فشارها و زیان های اقتصادی فراوانی شده اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، جوازکار منوچهر ایقانیان، شهروند بهایی ساکن تهران، که صاحب فروشگاه عینک سازی است تجدید نشده و ایشان اخطاریه ای مبنی بر اینکه بایستی فروشگاه خود را تعطیل نماید از جانب "اتحاديه صنف سازندگان و فروشندگان عينك" دریافت کرده است.
بر همین اساس وی اعتراض نامه ای را تسلیم اتحادیه کرده، اما در حال حاضر هیچ عکس العمل قانونی صورت نگرفته است.

هم چنین جوازکار هوشنگ قدوسی شهروند بهایی ساکن تهران، که او نیز صاحب فروشگاه عینک سازی است، تجدید نشده و وی هم به مانند آقای ایقانیان اخطاریه ای در خصوص تعطیلی محل کسب، دریافت کرده است.
از سویی سهراب کفاشی که از قریب به دو ماه پیش اقدام به افتتاح یک فروشگاه سوپر مارکت نموده، به تازگی متوجه شده که مسجد محل به اهالی اعلام کرده، نباید از فروشگاه وی خرید نمایند.
این شهروند بهایی ساکن حومه ی تهران، در نتیجه ی این فشارها مجبور به تعطیلی مغازه ی خود شده است.

از موارد دیگر این موضوع نیز می توان به پلمب مغازه ی فتوکپی یکی از بهاییان ساکن کرج توسط نیروهای امنیتی برای دومین بار طی ماه های اخیر اشاره کرد.

دومین تجمع کارگران بازنشسته شرکت واگن پارس در سال جاری

خبرگزاری هرانا - کارگران بازنشسته شرکت واگن پارس برای دومین بار در سال جاری پس از اجتماع اعتراض‌ آمیز نسبت به عدم پرداخت مطالبات معوق در روز ۸ اردیبهشت ماه و انعکاس مشکلات خود به دفتر ریاست جمهوری به صورت حضوری در آن زمان، با توجه به عدم پاسخگویی این دفتر به مشکلاتشان بار دیگر روز گذشته، مورخ چهاردهم اردی بهشت ماه، مقابل در ورودی شرکت اجتماع کرده و بر تحقق خواسته‌های خود تاکید کردند.
به گزارش ایلنا، مداحی، نماینده کارگران بازنشسته شرکت واگن پارس، با اشاره به وعده مسئول دفتر ریاست جمهوری در خصوص پیگیری درخواست مطالبات کارگران بازنشسته این شرکت از طریق وزیر صنایع و معادن و قول پاسخگویی حداکثر تا پایان روز ۱۲ اردیبهشت ماه گفت: متاسفانه با گذشت سه روز از زمان موعود به رغم مراجعه ما به دفتر ریاست جمهوری ، هیچگونه پاسخی تا این لحظه دریافت نکرده‌ایم.
وی ضمن تاکید بر پیگیری مطالبات بازنشستگان شرکت واگن پارس که هریک بیش از ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان از شرکت طلب دارند مجموع مطالبات ۶۰۰ کارگر بازنشسته واگن پارس را بالغ بر ۶ میلیارد تومان عنوان کرد و افزود: در اجتماعی که دیروز صبح ساعت ۱۱ در مقابل شرکت با حضور همه کارگران بازنشسته داشتیم مسئولین شرکت از واریز مبلغ ۱۰ میلیون تومان از کل مطالبات کارگران خبر دادند. که گویا این مبلغ از طریق «رزازی» مدیر‌عامل شرکت از منبعی تأمین شده است.
مداحی با بیان اینکه این مبلغ با توجه به جمعیت کارگران بازنشسته و میزان مطالبات هر کدام هیچ مشکلی را از آنان درمان نمی‌کند تصریح کرد : مدیران شرکت یا باید در رابطه با اختلاف شرکت‌های زیمنس و رجا پیگیری نمایند تا به مطالبات ما پاسخ گویند و یا پیگیری وعده دفتر ریاست جمهوری باشند.
وی گفت: طبق گفته مسئولین شرکت پاسخ دفتر ریاست جمهوری شاید تا ۱۰ روز دیگر به مدیران شرکت ابلاغ گردد.
مداحی گفت: کارگران به احترام قانون و به منظور حفظ آرامش کشور ۱۰ میلیون تومان را پذیرفته‌اند و تا ۱۰ روز دیگر نیز صبر می‌کنند اما پیگیری آنان برای دریافت مطالبات صنفی و به حقشان به هر صورت ممکن ادامه دارد.

وحید طلایی ،عضو کمیته پیگیری حقوقی دفتر میرحسین موسوی بازداشت شد

خبرگزاری هرانا - وحید طلایی، عضو کمیته پیگیری حقوقی میرحسین موسوی صبح روز گذشته 14 اردی بهشت ماه، بازداشت شد.
به گزارش کلمه، ساعت هفت صبح روز سه شنبه نیروهای امنیتی به بهانه شناسایی خودروی پارک شده مقابل منزل طلایی موفق به ورود به خانه او شدند و بعد از تفتیش منزل و بردن برخی از وسایل شخصی طلایی، او را با خود بردند.این نیروها خود را از نیروهای پلیس امنیت معرفی کرده اند.
هنوز اطلاع دقیقی از وضعیت عضو کمیته پیگیری حقوقی میر حسین در دست نیست.

خطر اخراج سیصد کارمند شرکت هواپیمایی تابان

خبرگزاری هرانا - با ممنوعیت پرواز هواپیماهای روسی توپولف بیش از ۳۰۰ کارمند یک شرکت هواپیمایی ایرانی در آستانه اخراج قرار گرفتند.
یک منبع آگاه در سازمان هواپیمایی کشور با اعلام این خبر گفت: در پی دستور العمل سازمان هواپیمایی کشور مبنی برتوقف پرواز توپولف های استیجاری ،شرکت هواپیمایی تابان علاوه بر زیان شدید اقتصادی به دلیل از رده خارج شدن ۵ فروند هواپیمای توپولف اجاره ای ،مجبور است نیمی از ۷۰۰ پرسنل ایرانی خود را تعدیل و اخراج کند.

به گزارش کلمه، براساس دستورالعمل سازمان هواپیمایی کشوری از ابتدای اردی بهشت امسال اجازه پرواز برای هیچ هواپیمای توپولف صادر نشده و در این مدت بیش از ۳۰۰ پرواز شرکت تابان لغو شده که این مساله زیان شدیدی را متوجه این شرکت کرده است.
گفتنی است شرکت هواپیمایی تابان ۱۰ فروند هواپیما در اختیار داشت که پنج فروند آن توپولف اجاره ای بود و اخیرا با اجرای دستورالعمل سازمان هواپیمایی کشور برنامه پرواز این شرکت دچار بی نظمی ها و تاخیرهای زیادی شده و مسافران این شرکت بعد از ساعت ها سرگردانی در فرودگاههای داخلی و خارجی مجبور به استفاده از سایر خطوط هواپیمایی شدند.
اوایل بهمن ماه سال گذشته پرواز آبادان _ مشهد هواپیمای شرکت هوایی تابان هنگام فرود در باند فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد دچار سانحه و آتش سوزی شد که ۳۰ نفر از مسافران زخمی شده بودند.

هرانا؛ محکومیت علی احسانی، شهروند بهایی به دو سال حبس تعزیری

خبرگزاری هرانا - علی احسانی، شهروند بهایی ساکن در سمنان به دو سال حبس تعزیری و پس از آن دو سال تبعید به صورت قطعی محکوم شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، دادگاه تجدید نظر استان سمنان حكم بدوي علي احساني، که دو سال حبس تعزیری و دو سال تبعید بوده را عینا تائيد نموده است.
اتهامات این شهروند بهايي اهل سمنان، "تبليغ عليه نظام" و "اقدام عليه امنيت ملي" عنوان شده است.

گفتنی است، دادگاه اولیه این شهروند بهایی مورخ 19 خرداد ماه سال 88 برگزار شده بود.‬

هرانا؛ فشار بازجویان بریک وکیل دادگستری برای اعترافات تلوزیونی

خبرگزاری هرانا - یک وکیل دادگستری که بیش از صد و سی روز را در باز داشتگاه اوین به سر می برد، تحت فشار شدیدی برای اعتراف تلوزیونی قرار دارد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، دور جدید بازجویی های حسن سرچاهی، وکیل دادگستری که از جمله دستگیرشدگان روز عاشورا ست، حدود ده روز پیش از سرگرفته شده است.
براساس این گزارش، بازجویان این زندانی سیاسی را تحت فشار زیادی برای شرکت در یک مصاحبه تلویزیونی قرار داده اند و از وی خواسته اند دست به اعتراف های واهی علیه خود بزند.
دور جدید بازجویی این وکیل سی ساله در حالی صورت می گیرد که حسن سرچاهی تا به حال بارها به مسوولان زندان به خاطر بلاتکلیف بودن و عدم ارجاع پرونده اش به یکی از شعبه های دادگاه انقلاب اعتراض کرده است.
بر پایه این گزارش، مسوولان زندان پس از صدو سی روز بازداشت به وی گفته اند که پرونده او مفقود شده است.
گفتنی است، حسن سرچاهی، وکیل پایه یک دادگستری در هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته، پس از گذراندن چهار ماه و ده روز در بند 350 اوین همچنان در بلا تکلیفی به سر می برد.

هرانا؛ محکومیت یک معلم به حبس تعزیری

خبرگزاری هرانا - حسن صالح زاده، عضو هيات مديرة انجمن صنفى معلمان استان كردستان ، از سوی دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری به مدت 2 سال تعلیق محکوم شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، حسن صالح زاده، معلم مقطع متوسطه و مدیر آموزشكاه علمي ريباز شهرستان سقز، 21 تیرماه سال 88 توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده بود.
گفتنی است وی مدت 26 روز تحت شکنجه های جسمی و روحی در زندان های اداره اطلاعات سقز و سنندج نگهداری شد.



توضیح: در حکم اسم آقای "حسن صالح زاده" اشتباها "حسین صالح زاده" ذکر شده است.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

در مقابل زندان ها کفن بپوشیم

مادر فرزاد کمانگر، معلم زندانی در مصاحبه با روز:
فرزاد کمانگر، معلمی که از 4 سال پیش در زندان به سر می برد و حکم اعدام قطعی دارد، برای ابراز همبستگی با کارگران و در اعتراض به فشار بر معلمان، به اعتصاب غذایی دو روزه به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر و 12 اردیبهشت روز معلم، دست زده است. سلطنه رضائی، مادر فرزاد کمانگر در مصاحبه با روز، از وضعیت فرزندش وعلاقه او به شغل آموزگاری سخن گفته است. وی با بغض و گریه، روز معلم برا ه فرزند محکوم به اعدامش و معلمان تبریک گفته و پیشنهاد کرده است: " همه باهم مقابل زندان، دادگاه و دیگر نهاد های دولتی کفن بپوشیم و اعتصاب کنیم. حاضرم مقابل گلوله هایشان بایستم و کشته شوم. خون ما از خون دانشجویانی که در خیابانهای تهران کشته شدند رنگین تر نیست."
مصاحبه "روز" با سلطنه رضائی، مادر فرزاد کمانگر در پی می آید.

امروز روز معلم است و فرزاد کمانگر به عنوان یک معلم نمونه سالهاست که درزندان به سر می برد و با حکم اعدام. او در بیشتر نامه هایش بر نقش معلمان در جامعه تاکید دارد. به عنوان مادر فرزاد بگویید چه شد که او تصمیم گرفت معلم شود؟
فرزاد در شرایطی سخت درس خواند و معلم شد. پسرم با امید به آینده بهتر و آرزوهای بزرگ به دانش آموزانش درس می داد. او می خواست دانش آموزان را برای خدمت به جامعه و همنوعانشان پرورش بدهد. فرزاد 13 سال معلمی کرد. عشق او به آموزگاری چیزی بیش از وظیفه ای بود که هر معلم دیگر ممکن است در قبال دانش  آموزانش احساس کند. او برای بچه ها پدری می کرد. فرزاد بدون اینکه مرتکب جرمی شده باشد، بدون اینکه مدرکی علیه اش وجود داشته باشد دستگیر و به اعدام محکوم شده است. من مادر معلمی هستم که 13 سال پای تخته سیاه، گچ خورده و به فرزندان سرزمین مان درس انسانیت و نوعدوستی داده است. معلمی از نظر من و از نظر تمام دنیا نه تنها جرم نیست بلکه افتخار است. آموزش انسانیت به فرزندان جرم نیست.

آقای کمانگر چه جایگاهی میان مردم و دانش آموزانش داشت؟
فرزاد چه وقتی معلم بود و چه پیشتر از آن، میان مردم محبوب بود؛او خوش خلق و خوش رفتار بود. اخلاق و رفتار انسانی اش قابل ستایش بود. از روزی که پسرم را به زندان انداخته اند محبوبیت او در میان مردم افزایش یافته است. دانش آموزان فرزاد مرتبا سراغ معلمشان را می گیرند. آنها هنوز امیدوارند روزی معلمشان برگردد و به آنها درس بدهد. دانش آموزان شیفته منش انسانی فرزادند. پسرم حقوق معلمیش را قبل آنکه آن با مادر پیر خود قسمت کند، با دانش آموزانش قسمت می کرد. رفتار فرزاد با دانش آموزان طوری بود که وی را پدر دوم خود تلقی می دانستند.

فرزاد در نامه های خود، از دانش آموزی به نام میدیا سخن می گوید. چرا؟
عشق فرزندم به دانش آموزانش فوق العاده زیاد بود. روزی فرزاد داشت از روستای نزدیک روستای خودمان می گذشت که دانش آموزشی را دید که بیرون خانه شان نشسته و به دلیل فقر شدید خانواده اش چیزی برای خوردن پیدا نکرده و گرسنه بود.  پسرم با دیدن وضعیت اسفبار دانش آموزش، وعده غذایی را که برای ناهارش همراه داشت به آن دختر کوچک که اسمش میدیاست داد. میدیا هم صورت معلمش را بوسید و با خوشحالی به خانه برگشت. میدیا کمتر به مدرسه می آمد چون پدری خشن داشت. روزی میدیا سر کلاس درس حاضر نمی شود. وقتی فرزاد سراغش را می گیرد، همکلاسی هایش او را از خودسوزی و مرگ مادر میدیا مطلع می کنند. از آن روز، فرزاد برای میدیا هم پدر بود و هم معلم. به خاطر شرایط ویژه میدیا، فرزاد او را از همه دانش آموزانش بیشتر دوست داشت. این گونه بود که میدیا به بخش جدا ناشدنی از وجود فرزاد تبدیل شد. به خاطر همین مهربانی و رفتار انسانی فرزاد، دانش آموزانش به شدت به او علاقمندند و حتی بیشتر از من نگران سرنوشت معلمشان هستند.

با فرزاد ملاقات دارید؟
یک سال است که با فرزندم ملاقات حضوری نداشته ام. اما فرزاد از هرفرصتی در زندان استفاده می کند و تلفنی با من تماس می گیرد. وی در تمام این مدت به من روحیه داده است. او مریض است، با این حال مسئولان زندان حاضر نیستند وی را برای مداوا به خارج از زندان منتقل کنند. تنها چیزی که هنوز فرزاد و ما را سرپا نگه داشته، روحیه قوی و اراده پولادین فرزندم است.

آیا  برای برقراری دوباره ملاقات، شما یا وکیل فرزاد اقدام قانونی صورت داده اید؟
ما به دادگاه مراجعه کرده ایم اما بدون آنکه دلیلش را به ما اعلام کنند اجازه ملاقات نمی دهند.آقای خلیل بهرامیان، وکیل پرونده پسرم نیز تلاش زیادی کرد اما به نتیجه نرسید. برای مدت طولانی به بهانه گم شدن پرونده، اجازه دسترسی وکیل به پرونده را نیز ندادند.

فردا روز معلم است، شما چه پیامی برای فرزندتان و دیگر معلمان دارید؟
این روز را به فرزند در بندم و به همه معلمان تبریک می گویم. از تمام معلمان می خواهم از حقوق خودعقب نشینی نکنند و پیگیر خواسته های انسانی خود باشند. معلمی شغل مقدسی است. فرزاد تنها پسر من نیست، او فرزند یک ملت است. معلم تنها متعلق به خانواده اش نیست. معلم فرزند تمام ملت است.

از مردم و به ویژه از مادران برای بهبود وضعیت فرزاد و دیگر زندانیان چه انتظاری دارید؟
من با این تن مریضم، با این روح بیمار و زخم دیده ام از تمام مادرانی که فرزندانشان بازداشت، زندان و یا اعدام شده، تقاضا دارم همه باهم مقابل زندان، دادگاه و دیگر نهاد های دولتی کفن بپوشیم و اعتصاب کنیم. حاضرم مقابل گلوله هایشان بایستم و کشته شوم. خون ما از خون دانشجویانی که در خیابانهای تهران کشته شدند رنگین تر نیست. نمی دانم تا کی باید با چشمان پر از اشکم انتظار فرزندم را بکشم. می خواهم از تمام مسئولان بپرسم: آیا زندانی کردن و اعدام فرزندان این سرزمین، رافت اسلامی و پایبندی به اصول اسلام است؟ حاضرم برای اثبات بی گناهی پسر معلمم مقابل همان اسلحه ای قرار بگیرم که دانشجویان با گلوله آن کشته شدند. می خواهم که مادران داغدار به فرزندانشان افتخار کنند، همانگونه که من به فرزندم افتخار می کنم.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ؛ سیستم آموزشی ناکارآمد با سرکوب معلمان توجیح نمی شود

آموزش و پرورش در اسناد حقوق بشر فعل و انفعالی تعریف شده است میان دو قطب سیال (آموزگار و فراگیر) که مسبوق به اصلی و متوجه شکوفایی همه جانبه ی شخصیت انسان است، این موضوع در ماده بیست و ششم اعلامیه چهانی حقوق بشر به صراحت مورد تاکید قرار گرفته است‫.‬..

در این رابطه مسئله معلمان بعنوان یکی از قطب های آموزش و پرورش در تقویم داخلی ایران مورخ ۱۲ اردیبهشت که برگرفته از جان باختن دکتر خانعلی از فعالان صنفی معلمان در سال ۱۳۴۰ در مقابل مجلس و در حین اعتراض است نقش بسته است، با این توصیف در حالی این روز در ایران هر ساله گرامی داشته می شود که فضای ناسالم حاکم بر وزارت آموزش و پرورش، در مشکلات معیشتی معلمان، عدم امنیت شغلی و فشار بر قشر فرهیخته فرهنگیان روز به روز در جامعه نمود عینی تری می یابد.
وارد کردن مبانی فکری جریان قدرت با تعیین سرفصلهای مشخص و تخطی ناپذیر از کلاس های درس، ملزم کردن معلمان در استفاده از کتب درسی غیر کاربردی، زیرپاگذاشتن اصل سی ام قانون اساسی و دریافت پول از خانواده ها، افزایش روز به روز مدارس  غیر انتفاعی، بافت فرسوده ی مدارس و نبود امکانات کمک آموزشی، طرح یکسان سازی لباس و گزینش های استخدامی تنها بخش کوچکی از مشکلات و مواردی است که می تواند مصداق کم توجهی مسولان مربوطه در قبال نقص های ساختاری و اساسی در سیستم آموزشی کشور باشد. در کنار مشکلات آموزشی در حالی دولت از افزایش بی سابقه ی بودجه ی آموزش و پرورش سخن به میان می آورد که قریب به ۹۵ درصد آن صرف حقوق پرسنل می‌شود و در نتیجه، بودجه‌ای برای سایر خدمات و سرمایه‌گذاری‌ها نمی‌ماند. هم چنین افزايش حقوق اين قشر متناسب با نرخ تورم و واقعيات اقتصادي جامعه نیست و در همین راستا، چه بسا معلمانی که به مشاغل دوم وسوم و حتي  دور از شان و جايگاه معلمي برای تامین معاش روی می آورند.
در این میان معلمان حق التدریس شرایطی به مراتب بحرانی تر را می گذرانند. پس از سال ها سردرگمی و سختی وعده داده شد که از فروردین ماه سال جاری، ۲۴ هزار تن از ایشان به استخدام در خواهند آمد، وزیرآموزش و پرورش یادآور شد که این طرح برای تهران نیست و تنها برای شهرستان ها قابلیت اجرایی دارد و اینکه استخدام شوندگان فقط در مقطع ابتدایی می توانند به تدریس بپردازند. طرحی که مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران معتقد است تنها میزان رغبت و علاقه مندی به شغل و محیط را تا حد غیرقابل تصوری کاهش داده و سبب گرفتار شدن معلم به شرایط از خودبیگانگی خواهد شد.
این مجموعه باور دارد اینکه نظامی مقدار دستمزد مستخدمین خود اعم از معلمین را آن مقدار تعیین کند که به وسیله ی آن، تنها قادر باشند وسایل معاش خود را برای زنده ماندن فراهم آورند؛ تنها تنظیم و تثبیت قانونی حداقل دستمزد معنا می یابد. و در این میان مدرسه یا دبیرستان برای معلم و دبیر همانند معدن زغال سنگ یا خط تولید، به محل کار برای دریافت دستمزد تقلیل می یابد. در چنین شرایطی تنها رابطه ی مکانیکی بین شاگرد و معلم نمو می کند که بروز خشونت های فیزیکی و لفظی از پیامدهای آن به شمار می آید.
در چنین شرایطی بدیهی است که خواست های صنفی و اساسی معلمان، حسب اسناد و مقاوله نامه های حقوق بشری و قوانین داخلی، تنها از طریق تشکل های صنفی به دست می آید  با این همه معلمان ایران همواره از داشتن یک تشکل سراسری مستقل و پایدار محروم شده اند، حتی به دنبال نا آرامی های پس از انتخابات به شدت مسائل صنفی معلمان تحت الشعاع  فضای امنیتی و پلیسی کشور قرار گرفته است و هر گونه انتقاد یا اشاره ای به نا رسایی های موجود در وضعیت معلمان به شدت سرکوب می شود، برخورد تند و قهرآمیز با آخرین بیانیه ی کانون صنفی معلمان از ۱۲ تا ۱۸ اردی بهشت ماه، مبنی بر اعتصاب غذا در اعتراض به صدور احکام سنگین حبس و اعدام برای معلمان زندانی، که به بازداشت تنی چند از اعضای این کانون منجر شد؛ باید مصداق همین موضوع ارزیابی شود.
متاسفانه مسئولان مربوطه در وزارت آموزش و پرورش نه تنها برای مشکلات ساختاری و اساسی سیستم آموزشی اهمیت چندانی قایل نمی شوند که حتی بی توجه به جایگاه اندیشه ورز معلمان، بی تفاوتی در قبال سیاست سرکوب و ارعاب دستگاه امنیتی که دامان گیر معلمان نیز شده است پیشه کرده اند تاجایی که  فرزاد کمانگر و عبدالرضا قنبری، دو تن از معلمان دربند، از سوی دستگاه قضایی- امنیتی محکوم به اعدام شده اند. همینطور به گواه نهاد آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در محدوده ی زمانی ۱۲ اردیبهشت ماه سال گذشته تا کنون نیز دستکم دستگاه امنیتی در ۵۸ مورد اقدام به بازداشت معلمین نموده که ۸ مورد از این بازداشت ها در طی روزهای اخیر صورت گرفته، اکنون رسول بداقی، هاشم خواستار، فرزاد کمانگر،عبدالرضا قنبری، محمد داوری، عبدالله مومنی، ساسان بابایی، علی نجفی، محمد خانی، سعید جهان آرا، جلال نادری، علی اکبر باغانی ، حسن صالح زاده، سجاد خاکساری، محمود بهشتی لنگرودی، توفيق مرتضي پور،علی صادقی و علیرضا هاشمی معلمانی هستند که در زندان های مختلف ایران محبوس شده اند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن گرامیداشت روز معلم در ایران، بازداشت گسترده فعالان صنفی معلم و صدور احکام سنگین حبس و اعدام برای این قشر فرهیخته را تاسف بار خوانده و آن را محکوم می کند و ضمن همبستگی با معلمان که از تاثیر گذارترین عوامل در توسعه ی انسانی به شمار می آیند خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوق صنفی آنان، آزادی معلمان دربند و توجه ویژه به وضعیت معلمان محکوم به اعدام است.


دبیرخانه ی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹

فراخوان برای ثبت مبارزات خانواده های جان باختگان

فراخوان برای ثبت مبارزات خانواده های جان باختگان، زندانیان، مفقود شدگان ، و سایر آسیب دیده گان سیاسی- عقیدتی؛ برای به رسمیت شناختن حقوق اولیه شهروندی خود و حق دانستن حقیقت در مورد علت و چگونگی و شناخت عوامل جنایات و حق خواستن پاسخ
ما برآنیم که بخشی از مبارزات مادران و خانواده های زندانیان، مفقود شدگان، جان بدر بردگان، تبعیدی ها و جان باختگان سیاسی- عقیدتی را برای به رسمیت شناختن حقوق شهروندی خود به عنوان قربانیان جنایت و آسیب دیده گان سیاسی- عقیدتی نشان دهیم
ما برآنیم که پیگیری و پایداری خانواده ها را برای دانستن حقیقت در مورد علت و چگونگی و شناخت عوامل جنایات به ثبت برسانیم. همچنین آسیب های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وارده بر این خانواده ها را در طول سی و یک سال گذشته و حتی قبل تر یعنی از سال های پایانی حکومت پادشاهی یعنی زمانی که خانواده ها برای بیان درد مشترک خود در کنار هم قرار گرفتند و صدای اعتراض خود را در جلوی زندان ها ،در جلوی دادگستری، در رفتن به خاوران و سایر گورستانها، در برگزاری مراسم یادبود، در محل کار ،در دانشگاه، در رسانه ها و ... بلند کردند را گردآوری و در یک کتاب به چاپ برسانیم
بدین منظور از تمامی مردم آزاده ی ایران، مادران و خانواده های آسیب دیده، مادران خاوران و همچنین مادران داغدار و عزادار و حامیان آنها در سراسر دنیا می خواهیم که در این امر مهم ما را همراهی نمایند تا بتوانیم سهم کوچکی در نشان دادن پایداری خانواده ها داشته باشیم. ما اعتقاد عمیق داریم که پیگیری و پایداری و صدای اعتراض مادران و خانواده ها، نقش بسیار مهمی در آشکار شدن حقیقت داشته و دارد و همچنین در امر دادخواهی تأثیر شگرفی خواهد گذاشت
ما امیدواریم که بتوانیم بخش کوچکی از درد و رنج خانواده های جان باختگان و قربانیان سیاسی در طول سال های گذشته و بخصوص جریانات اخیر را به روی کاغذ بیاوریم، درد و رنجی که مادران و خانواده ها در طی این مدت تحمل کرده اند تا نگذارند خون های ریخته شده به هدر رود و به فراموشی سپرده شود. همچنین می خواهیم نشان دهیم که چقدر صدای اعتراض و دادخواهی آنها به اشکال مختلف برای به رسمیت شناختن حقوق شهروندی قربانیان سیاسی و حق دانستن حقیقت و خواست پاسخگویی از اهمیت والایی برخوردار بوده و تا چه میزان در جلوگیری از تکرار تاریخ تأثیرگذار بوده و خواهد بود
فراخوان برای ثبت مبارزات خانواده های جان باختگان، زندانیان، مفقود شدگان ، و سایر آسیب دیده گان سیاسی- عقیدتی؛ برای به رسمیت شناختن حقوق اولیه شهروندی خود و حق دانستن حقیقت در مورد علت و چگونگی و شناخت عوامل جنایات و حق خواستن پاسخ

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

تجمع صدها تن از کارگران تبریزی در مقابل اداره کار به مناسبت روز چهانی کارگر

خبرگزاری هرانا - صدها تن از کارگران و مردم در مقابل اداره کار شهر تبریز واقع در خیابان امام خمینی، به مناسبت وز جهانی کارگر (اول ماه مه) دست به تجمع زدند.
این تجمع صبح امروز شنبه 11 اردیبهشت ماه آغاز شد و تجمع کنندگان ضمن گرامیداشت روز جهانی کارگر به اخراج های گسترده، بیکاری و فقر  موجود اعتراض کردند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی، با وجود حضور گسترده ی نیروهای امنیتی، هر لحظه بر تعداد شرکت کنندگان افزوده می شد.
شایان ذکر است، در حالی کارگران در چنین روزی اعتراض خود را به وضعیت معیشتی اسفبارشان اعلام می دارند که مسئولین و نهاد های امنیتی به طور کلی، از تجمع کارگران عموما و در روز جهانی کارگر خصوصا ممانعت به عمل می آوردند.

تجمع اعتراضی هزاران تن از کارگران در قزوین

خبرگزاری هرانا - کارگران قزوین برای گرامیداشت روز جهانی کارگر، با برپایی تجمعی علیه اخراج کارگران و سایر مشکلات کارگری دست به اعتراض زدند.
هزاران تن از کارگران شهر قزوین از ساعت 9 صبح امروز شنبه، 11 اردی بهشت ماه، در ورزشگاه یادگار امام تجمع کرده و روز جهانی کارگر را گرامی داشتند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی، نمایندگان کارگران طی سخنرانی های خود خواستار پایان دادن به قرار دادهای موقت و رسمی شدن کارگران، حق بیمه و  حل سایر مشکلات کارگری شدند.
در همین راستا کارگران اقدام به سر دادن شعارهایی علیه شرایط فاجعه بار معیشت خود کردند. این تجمع تا ساعت 13 ادامه داشت.
شایان ذکر است که از صبح امروز نیروهای امنیتی در نقاط مختلف شهر قزوین مستقر شدند و با خودروها و ماتورهای خود در سطح شهر گشت می زدند. حضور  این چنین نیروهای امنیتی در سطح شهر قزوین، بی سابقه عنوان شده است.

در پی حضور غیرمنتظره احمدی نژاد در دانشگاه تهران دانشجویان دست به تجمع اعتراضی زدند

گفته می شود صبح امروز احمدی نژاد به صورتی کاملا غیرمنتظره برای شرکت در مراسم حکمت مطهر به دانشگاه تهران رفت. دانشجویان این دانشگاه نیز به تدریج در صحن دانشگاه و در مقابل سالن ابن سینا گرد هم آمدند تا نسبت به حضور احمدی نژاد اعتراض خود را نشان دهند.
به گزارش دانشجو نیوز، در ابتدا مامورین بسیار پرتعداد حراست و انتظامات که از سایر دانشگاه ها به دانشگاه تهران منتقل شده بودند تجمع اعتراضی اولیه را پراکنده کردند. اما به تدریج که دانشجویان این دانشگاه از حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه مطلع شدند بر تعداد دانشجویان معترض افزوده شد و ایشان توانستند تا با شکل دادن یک تجمع صدها نفره اعتراض خود را به رئیس دولت کودتا نشان دهند.
این درحالی است که نیروهای بسیجی و مامورین امنیتی در برابر سالن ابن سینا حضور چشمگیری داشتند و ورودی سالن را کاملا بلوکه کرده بودند.
پس از آن دانشجویان که لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شده بود به سمت سردر اصلی دانشگاه حرکت کرده و شعارهایی چون "یا حسین میرحسین"، "مرگ بر دیکتاتور"، "نصر من الله و فتح القریب، مرگ بر این دولت مردم فریب" سر دادند.
بنابراین گزارش تجمع دانشجویان معترض که از حضور بی سروصدای احمدی نژاد خشمگین بودند تا لحظه تنظیم این گزارش ادامه داشته است.
حضور بی اطلاع احمدی نژاد در دانشگاه نشانه ای ازترس وی در مواجه شدن با دانشجویان معترض است. پیش از این احمدی نژاد در دوره اول ریاست جمهوری اش چند بار به برخی دانشگاه های عمده تهران رفته بود که هربار با اعتراضات وسیع دانشجویی مواجه شده بود.
به نظر می رسد شدت و خشونت اعمال شده در سرکوب جریانات دانشجویی قادر به انفعال حرکت های اعتراضی دانشجویان نبوده است. شکل گیری چنین اعتراضی در بازه محدود زمانی یک ساعته  و در حالی که عمده دانشجویان از حضور احمدی نژاد در دانشگاه مطلع نبوده اند نشانگر حیات،  پویایی و قدرت جنبش دانشجویی در دانشگاه هاست.
شایان ذکر است که بسیاری حضور بی سرو صدای وی در روز جهانی کارگر امسال را برای کاهش اعتراضات دانشجویی عنوان کرده اند.

محمد اولیایی فر، وکیل دادگستری بازداشت شد


خبرگزاری هرانا: محمد اولیایی‌فرد حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری صبح امروز بازداشت شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این وکیل دادگستری که امروز صبح به دادگاه انقلاب رفته بود، توسط "ستاری" مدیر دفتر شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به بخش اجرای احکام دادگاه معرفی و پس از جلب به زندان اوین منتقل شد.
محمد اولیایی فرد در اسفند ماه گذشته نیز به بهانه ‌بررسی پرونده‌ چند تن از موکلانش به دادگاه فراخوانده شده بود، توسط مدیر دفتر شعبه ۲۶ به اجرای احکام معرفی و بازداشت شد.
این وکیل پایه یک دادگستری در پی اعدام بهنود شجاعی در مصاحبه ای اجرای حکم موکلش را به دلیل صغر سنی وی غیرقانونی خوانده بود ابتدا به دادسرای کارکنان دولت احضار و پس از تشکیل پرونده در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام تبلیغ علیه نظام به اشد مجازات محکوم شد.
طی سه ماه گذشته این دومین بار است که این حقوقدان توسط بخش اجرای احکام دادگاه انقلاب تهران به بهانه‌ گذراندن محکومیت یک ساله‌اش به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه بازداشت و روانه‌ زندان می‌شود، این در حالی ست که حکم مذکور تا به این لحظه به اولیایی فرد و هیچ یک از وکلایش به طور قانونی ابلاغ نشده است و در واقع بازداشت ایشان به شیوه‌ای کاملا غیرقانونی و بدون رعایت مهلت بیست روزه‌ی اعتراض و تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان صورت گرفته است.
گفتنی است، محمد اولیایی فرد وکیل بسیاری از افراد زیر ۱٨ سال محکوم به اعدام است و همچنین فعالان سیاسی، مدنی و دانشجویی است که پیش از این نیز در پی طرح مسئله‌ شکنجه توسط بازجویان وزارت اطلاعات در سال ٨۷ به سیاه نمایی و توهین و افترا علیه وزارت اطلاعات متهم شده بود.

آیا دادرسی هست؟ نامه ی مادر زندانی سیاسی دکتر اکبر کرمی

به نام خدا
آیا دادرسی هست؟

فرزندم، آقای دکتر اکبر کرمی پزشک و پژوهشگر و از مدافعان حقوق بشر! حدود ۱۶۰ روز پیش در قم در مطب خود بازداشت شده، و کامپیوتر و یاداشت‏ها ووسایل شخصی او را نیز برده‏اند. مدّتها کسی پاسخگوی نگرانی مادر سالخورده و بیمار و همسر و فرزند و برادران و خواهران و دوستان او نبود، و از دلیل بازداشت او، جز از سنگین بودن پرونده‏ی‏اش، برای‏ارعاب خانواده‏اش چیزی نمی‏گفتند. اینک پس از ماه‏ها انفرادی و انواع فشار و تحمیل، تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی و اهانت به مقامات دولتی را به او نسبت می‏دهند، و همچنان بلاتکلیف دربند اسارت و فشار است.

از همه‏ی خیرخواهان و دلسوزان برای نجات او مدد می‏جوییم و از مقامات مسئول، تقاضای رفع مظلومیت از فرزندم و پاسخ‏خواهی از کسانی را داریم که این‏همه فشار و آزار را برای وادارساختن او به اعتراف به‏کارهای ناکرده و حرف‏های نزده را داریم. آیا دادرسی هست؟

مادر سالخورده‏ی زندانی سیاسی-عقیدتی دکتر اکبر کرمی

گفتگوی برنامه ی تلویزیونی رهایی زن با خانم فاطمه ی اسالو




خانم فاطمه اسانلو مادر آقای منصور اسانلو در گفتگوئی با مینو همتی در برنامه رهائی زن از کانال یک ماهواره از وضعیت نامساعد این فعال سندیکائی در زندان رژیم اسلامی سخن میگوید:


مینوهمتی : در آستانه اول ماه می روز جهانی کارگر هستم و همچنان رژیم جمهوری اسلامی فعالین جنبش کارگری را در بند و اسارت خود دارد، نمونه بارز آن آقای منصور اسانلو رائیس هیئت مدیره سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه هستند که علی رغم شدت بیماری، از امکانات پزشکی مناسب محرم شده است در همین ارتباط از آخرین وضعیت آقای اسانلو که در آن قرار داراد صحبتی دارم با مادر منصور اسانلو، ضمن سلام به شما لطف کنید آخرین خبری را که از وضعیت فرزند خود آقای منصور اسانلو دارید برای بینندگان ما بازگو کنید ضمن اینکه اشاره کنید به اینکه آقای اسانلو چند مدت است که‌ در زندان به‌ سر می برد و آخرین دیدار شما با فرازند خود چه زمانی بوده است؟

فاطمه اسانلو: سلام دارم خدمت همه شما عزیزان که زحمت می کشید . من نزدیک بیست روز به عید بود که رفتم به دیدن پسرم نمی دانم چطور شد که ملاقات حضوری به من دادند ولی من خودم تنها بودم چون به اندازه ای این زندان دور است که ما نمی تونیم برویم ، ملاقاتی هر هفته یک باراست ولی من و خانم ایشان نمی توانیم برویم در هر صورت من رفتم دیدنش در آن زمان وضعیت روحی خوبی داشت ولی حال جسمی خوبی نداشت .
پسرم بیشتراز یک سال و نیم می شود که در زندان گوهردشت رجایی شهر به سر می برد ، من و همسر اسانلو هر تلاشی کردیم و میکونیم ولی هیچ جوابی به ما نمی دهند و پسرم را تحت شکنجه روحی قرار می دهند هر چند مدت به یک بند می فرستند در حال حاضر انتقال دادند به بند پنج زندان گوهردشت و در هر بند دو نفر هستند که همان بیست روز مانده به عید به من ملاقاتی داداند و دیگر به ما ملاقاتی ندادند حالا نمی دانم به زندانی های دیگر ملاقات داداند یا ندادند ولی به‌ ما ملاقاتی ندادند تا این زمانی که‌ دارم با شما صحبت میکنم موفق به دیدن پسرم نشدیم چون زود بندایشان را عوض می کنند یک بار سلول انفرادی می برند یک روز تحت فشار می زارند به خاطر چه چیزی به خاطرخواسته های انسانی ، این که مثلا یک فرشگاهی باشد که دوتا لیمو ترش وجود داشته باشد چون قلب و ریه فرزندم درد می کند.


مینوهمتی: ما می دانیم منصور اسانلو از نارحتی قلب و کمر رنج می بردند لطف کنید از وضعیت ایشان توضح بدهید و این را می دانیم که پزشک قانونی بیش از سه بار تاکید کرده که ایشان قادر به‌ تحمل این وضعیت نیست و باید آزاد شود و تحت مداوا قرار بگیرد به نظر شما وضعیت جسمانی ایشان چطور است؟

فاطمه اسانلو: ما قبل از عید خیلی تلاش کردیم حتی در شمال هم خانه آماده کرده بودیم که پسرم بیاد ببریم که انجا تنها باشد و قلب و ریه و کبد ایشان تحت درمان قرار بگیرد تمام وضع داخلی فرزندم به هم ریخته است . دیروز که برادرش و پسرش به ملاقتی رفته بودند گفته بودن ساعت یازده می توانید ایشان را ببینید ولی تا ساعت یک انجا می مانند بعد می گویند که قرار ملاقات ندارند شما تصورکنید که دیروز من چه قدر مریض شدم که می خواستند بستری بشوم به خودم قدرت دادم که زنده بمانم ، تلفن زدیم به زندان که هیچ جوابی به ما ندادند ، ما خیلی ناراحت و نگران بودیم که چرا ملاقاتی ندادند یا اجازه ندادن که با پسرم صحبت کنیم تا ساعت شیش نگران حال ایشان بودیم تا اینکه اسانلو یک تماس کوتاهی با ما گرفت و گفت امرز که روز ملاقتی بود با پابند و داست بند می برند بیرن از زندان برای معاینه ریه ، قلب ، و چشم هایش وقتی برگشته بود یک سرباز به پسرم خبر می دهد که امده بودن ملاقاتی و تماس گرفتیم نگران هستیم بعد تماس گرفت گفتم مادر جان من که از بین رفتم شما کجا هستید گفت که من را بردن با داست بند و پابند معاینه.


مینو همتی : در حال حاضر چند سال است ایشان دستگیرشده است؟

فاطمه اسانلو: سه سال است که دستگیر شده و یک سال و نیم است که بعد از اینکه چشم هایش را معالجه کردیم باید هشت ما تحت نظر پزشک های بیرن زندان بود که دو ماه مانده بود که ایشان را از زندان اوین به گوهردشت کرج انتقال دادند ، یک سال و نیم است که به ایشان مرخصی نداده اند من که مادرش هستم ایشان را ببینم حتی برای پسرش که می خواست ازدواج بکند مراسم عقد بگیریم می خوستیم ایشان یک ساعت بیاید در مراسم شرکت کند که قاضی ایشان اقای حداد گفت که من اجازه نمی دهم اگر تمام دنیا هم اجاز بدهد و اگر هم اجازه بدهم با قفل و زنجیر میاد که من خیلی ناراحت شدم و یک سال و نیم هست که پسرم اصلا مرخصی بیرنی ندادند


مینو همتی :اشاره کنید در کدام زندان و در کدام بند هستند؟

فاطمه اسانلو: بند معتاد ها و قاتل ها ی که اصلا که هیچی ندراند، مسئولین به ما می گویند پسرشما ما را ازیت میکند فرض کنید پسر من می گوید گناه من چه چیزی است که من را از این بند به یک بند دیگر می برید بعد می گویند ایشان نباید حرف بزند هیچی نباید بگوید ،می خواهم بدانم گوسفند زبان دارد یا ندارد تا سرش را نبریدن حرف میزند انسان هم حرف می زند اگر حرف نزنیم که اتفاقی نمی افتد انسان بیاد حرف خود را بگوید. حالا خواسته من این است که ایشان از زندان آزاد شود چون ما خیلی زحمت کشیدیم نامه دادیم پیش آقایانی که جدید سر کار امداند رفتیم هیچ گونه جوابی به ما ندادند من دلم می خواست به عنون یک مادر بچه ام شب عیدی در کنارم باشد یا بیرون از زندان معالجه شود ، هیچ انسانی هیچ قانونی در کشور ما نیست چون ایشان یک سال و نیم باید بیرون از زندان باشد، حالا یک سال از زندان ایشان مانده حداقل این یک سال را ایشان بیرون از زندان تحت درمان باشد.


مینو همتی : شما اگر بخواهید کوتاه یک پیام بفرستید به نهاد های بین المللی . اتحادیه های کارگری و به تامام کسانی که در سراسر دنیا صدای شما را به عنوان یک مادری که نگران وضعیت فرزند خود است ، بشنوند چه صحبتی دارید ؟

فاطمه اسانلو: من از سازمان های کارگری از صنف کارگری و اتحادیه بین المللی کارگری خواهش می کنم یک کاری بکنند پسرم دارد از لحاظ جسمی وضعیت وخیمی پیدا کرده است توان ماندن در زندان را ندارد دیروز نزد پزشک بوده است ،من امروز خیلی تلاش کردم تماس بگیرم ولی جواب ندادند خوشبختانه اسانلو تماس گرفت گفت مادر اینجا خیلی شلوغ است از بند خود ما تمام تلفن ها بسته بود از یک بند دیگر تماس می گیرم پرسیدم به شما چه جوابی دادن که معاینه شدی گفت مادر به من هیچ جوابی ندادند باید جواب ها را به قاضی بدهند انها هم که جواب نمی دهند این بار چهارم است که پزشکان خود زندان گفتند ایشان باید بیرون از زندان معالجه شود و درخواست من از کل کارگران دنیا و اتحادیه ها و صنف های کارگری می خواهم که یک کاری انجام بدهند نامه بفرستند درخواست کنند که پسرم آزاد شود عفو نمی خواهد چون فرزند م کاری نکرده بود که عفو شود باید حالا بیرون از زندان باشد .


مینو همتی: خانم اسانلو مایلم تاکید کنم در واقع تالاش می شود اخبار ها منتشر میابد به طور قطع صدای شما شنیده می شود مایلم از وضعیت همسر ایشان که تحت فشارهای اقتصادی هستند و طبیعی است که نگران وضعیت جسمانی همسر خود اقای منصور اسانلو هم باشند ، صحبت کنید؟

فاطمه اسانلو: باید گفت یک زن کارگر من به چنین عرسی افتخار می کنم و در واقع پنج ساله اینها گرفتار شده اند ایشان دو شیفت کار میکند که بچه ها درست تربیت شوند و تحصیل کنند اما مشکلات زیادی سر را ایشان هستند خیلی سختی می کشند باید کرایه خانه پسر برزگ اسانلو را بدهد که بی کار است و کار نیست که کار بکند پسر کوچک که دانشگاه تحصیل می کند ،اما با تمام وجود دوست دارند که پدر در کنار انها باشد زن اسانلو دست دارد که شوهرش درکنارش باشد برای یک زن خیلی سخت است که سه سال بدون همسر زحمت می کشد من وبچه ها و عروسم خیلی سختی میکشیم، من از عروسم خیلی تشکر میکنم که تحمل می کند ومشکلات را با سر بلندی تحمل میکند چون همسرش بی گناه بود و بغییر از حق کارگر چیزی نمی خواست بغییر از این که اتحادیه کارگران شرکت واحد را به نتیجه رساند گناهی نداشت مگر این کار زندانی دارد در کجای دنیا این کار زندان دارد اگر بخواهید به کارگران کمک کنید . حالا در زندانی هستند که با چه بدبیختی میوه به دست انها می رسد دو هفته است که میوه به اسانلو ندادند ایشان باید لیمو ترش داشته باشد، ما که هیچ کاری نمی توانیم برای اسانلو انجام بدهیم نمی توانیم که پول بفرستیم پنجاه هزار هم که می فرستیم رفته میوه گرفته می گویند اقای اسانلو بیاید کار داریم ایشان میوه را انجا می گزارد شب عید بوده گفته که دور هم خوش باشند من پسرم را می شناسم، ایشان را تا ساعت پنج در یک سالون نگه می دارند که اسانلو اعتراض می کند می گوید مگر من چکار کردم ، هم میوه های شب عید را از دست می دهد هم من یک مقدار تخمه سبزی داده بودم که بکارد وقتی کاشت بود از بند انتقال دادند که حالا یک ماه و بیست روز می شود که انتقال دادند ، من خیلی ناراحت و نگران هستم همیشه پسرم جلو چشمم هست . ناراحتی من این است که چرا پسرم بی گناه زندان افتاده چرا این مسئولین گوش به حرف هیچ کسی نمی دهند.
من درخواستم این است که پسرم بیرون از زندان معالجه شود از اتحادیه ها و سازمان های حقوق بشر می خواهم درخواست کنند که این انسان های بی گناه آزاد شوند از جمله اسانلو ، از تمام سازمانهای که تلاش کردند و زحمت کشیدند تشکر می کنم و به یلاش خود ادامه بدهند


مینو همتی: با سپاس فراون که به ما وقت دادید آرزو مندم آن روز برسد که تمام عزیزانی که در بند هستند منجمله آقای اسانلو و دیگر فعالین جنبش کارگری رها بشوند و برگردند به آغوش گرم خانواده می دانیم که وجود تک تک این انسان های شرافتمند برای جامعه ما مفید است


فاطمه اسانلو: من خیلی ممنون هستم از شما حرف های که می خواستم بگویم شما گفتید به جای من ، دست شما درد نکند به فکر ما هستید.

صدور حکم محرومیت از تحصیل برای ۱۰ تن از دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد


 
در موج سوم برخورد با دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد و در آستانه خرداد ماه ۱۵ تن از دانشجویان منتقد دانشگاه آزاد مشهد با احکام سنگین کمیته انضباطی این دانشگاه روبرو شدند.
رهانا: برای ۵  نفر از این دانشجویان حکم تذکر کتبی و درج در پرونده صادر شده است ، اما برای بیش از ۱۰ تن دیگر احکام محرومیت از تحصیل به مد یک و دو نیمسال صادر شده است. پیش از این نیز طی دو مرحله برای بیش از ۴۰ دانشجوی این دانشگاه احکام سنگین محرومیت از تحصیل صادر شده بود.
به گزارش دانشجو نیوز، در روزهای گذشته نهاد های امنیتی شهر مشهد بارها فعالان دانشجویی دانشگاه های مختلف مشهد را احضار و بازجویی کرده اند. در همین راستا در دو هفته گذشته نهاد های امنیتی شهر مشهد فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد و خانواده های آنها را به صورت  تلفنی تهدید به بازداشت در صورت ادامه فعالیت دانشجویی نموده اند.
شایان ذکر است در پی حمله وحشیانه نیروهای انصار در روزهای ۱۰ و ۱۱ دیماه سال گذشته به دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد ، بیش از ۲۱۰ دانشجو این انشگاه بازداشت شدند که هم اکنون دادگاه برخی از این فعالان دانشجویی در حال برگزاری است.
فشار های اخیر بر دانشجویان دانشگاه های مشهد با توجه به نزدیک شدن به خرداد ماه و احتمال بروز تجمعات دانشجویی در این ماه ها ، ارزیابی می شود.

احضار و بازجویی از سروه ویسی دانشجوی کرد

سروه ویسی ، ۲۳ ساله، اهل مریوان و دانشجوی ترم پنجم مدیریت ورزشی دانشگاه الزهرا تهران مجدداً احضار و بازجویی شد.
رهانا: سروه ویسی روز چهارشنبه به دادسرای مستقر در زندان اوین تهران احضار و در آنجا بدون حق برخوداری از وکیل مورد بازجویی قرار گرفت و بازپرس بار دیگر اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام را روبروی این دانشجوی کرد کرده است. اتهامی که نامبرده پیشتر نیز آن را به کلی انکار کرده است.
به گزارش خبرنگار رهانا، سروه ویسی در روز ۲۵ آبان ماه سال ۱۳۸۸ همراه با لیلا محمدی و پخشان عزیزی و چهار دانشجوی دیگر در گردهمایی اعتراض آمیز دانشجویان کرد دانشگاه تهران به اعدام احسان فتاحیان بازداشت و مجموعاً ۲۵ روز را در سلول انفرادی همراه با شکنجه جسمی و روحی و ۸۴ روز را در بند عمومی گذرانده بود. نامبرده هم اکنون به قید وثیقه آزاد است.

آخرین وضعیت سعید سودملی، از متهمان وقایع پس از انتخابات


کمیته گزارشگران حقوق بشر - سعيد سودملی، از متهمان وقایع پس از انتخابات، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
وی در تاریخ ۱۰ دی سال ۸۸ در خیابان فلسطین در حال فيلم‌برداری از ترافيک خيابان توسط نیروی انتظامی دستگیر شده و به زندان اوین منتقل شد.
به گزارش منابع آگاه، سودملی که دارای مدرک لیسانس کشاورزی است، در یکی از پيتزافروشی‌های اطراف میدان فلسطین مشغول به کار بوده که با مشاهده ترافیک سنگین خیابان از مغازه خارج شده و با تلفن همراه خود شروع به فیلم‌برداری می‌کند که بلافاصله بازداشت می‌شود.
به گفته نزدیکان این زندانی سیاسی، بازجوی سعید سودملی از وی به صورت چهار جوابی بازجویی کرده است.برای مثال در بازجويی از وی پرسیده شده «به نظر شما کدامیک از عوامل زیر در حوادث اخیر و بازداشت شما مقصر بوده اند؟ موسوی، احمدی نژاد، خودتان یا دولت.»
دادستان با استناد به بازجویی‌هایی از این قبیل برای سعید سودملی کیفرخواستی صادر کرده که در آن وی به «اقدام علیه امنیت ملی، تبليغ علیه نظام و اجتماع و تبانی» متهم شده است.
قاضی پیرعباسی در دادگاه بدوی وی را از اتهام‌های تبلیغ عليه نظام و اجتماع و تبانی تبرئه کرد ولی به اتهام اقدام علیه امنيت به يک سال حبس تعزیری محکوم شد.
پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و در پی اعتراض‌های مردمی به نتیجه انتخابات، تعداد زیادی از شهروندان بازداشت شدند که از اسامی و محل نگهداری بسیاری از آنان اطلاعی در دست نیست. خبرگزاری‌ها تعداد بازداشت‌شدگان را هزاران نفر تخمین زده‌اند.