در نامهای خطاب به محمود هاشمی شاهرودی:
احمدینژاد یک مصوبه مورد تائید و حمایت علی خامنهای را خلاف قانون اساسی اعلام کرد
به گزارش روز دوشنبه (۱۸ اردیبهشت) خبرگزاری فارس٬ آقای احمدینژاد این مطلب را طی نامهای رسمی خطاب به محمود هاشمی شاهرودی٬ رئیس هیات عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوا مطرح کرده است.
احمدینژاد در این نامه نوشته که چنین مصوبهای منجر به ایجاد «تبعیض بین آحاد مردم و نمایندگان آنها» و «اعطای درجهای از مصونیت پارلمانی» میشود که مغایر قانون اساسی است.
طرح نظارت بر رفتار نمایندگان که دو سال پیش به خواست علی خامنهای در دستور کار مجلس قرار گرفته بود عاقبت پس از کش و قوسهای فراوان روز ۱۵ اردیبهشت امسال برای اجرا به دولت ابلاغ شده است.
مجلس این طرح را در مهرماه سال گذشته به تصویب رساند و برای تائید نهایی به شورای نگهبان ارسال کرد٬ اما این شورا، بخشهایی از آن را خلاف قانون اساسی تشخیص داد و طرح را برای رفع ایراد به مجلس بازگرداند.
این طرح با وجود برخی تغییرات بار دیگر در جلسه سوم اسفند ۱۳۹۰ شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت ولی باز هم موادی از آن مغایر قانون اساسی تشخیص داده و به مجلس بازگردانده شد.
طرح بار دیگر در ۱۵ فروردین از سوی نمایندگان مورد اصلاح قرار گرفت و در نهایت روز سوم اردیبهشت ماه سال جاری از سوی شورای نگهبان مورد تائید قرار گرفت.
این طرح یکی از مهمترین خواستههای علی خامنهای از مجلس هشتم بود که در روزهای پایانی این مجلس سرانجام به تصویب رسید و برای اجرا به احمدینژاد ابلاغ شده است.
مهدی کروبی، رئیس مجلس ششم سال ۱۳۸۹ در نامهای به نمایندگان در در مورد این طرح هشدار داده بود که با تصویب آن، نمایندگان مجلس به «نوکران قدرت» تبدیل خواهند شد.
آقای کروبی نوشته بود این طرح سه ایراد اصلی دارد و باعث «تحقیر نماینده»، «تهدید نماینده در لوای نظارت» و «اخلال در وظیفه نمایندگی» خواهد شد.
گروهی از نمایندگان مجلس عنوان کردند:
طرح نظارت بر نمایندگان ربطی به احمدینژاد ندارد
گروهی از نمایندگان مجلس به نامه محمود احمدینژاد در غیرقانونی خواندن «طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان» که مورد حمایت علی خامنهای است٬ واکنش نشان داده و گفتهاند این مسئله ربطی به رئیس قوه مجریه ندارد.
آقای احمدینژاد روز دوشنبه (۱۸ اردیبهشت) در نامهای خطاب به محمود هاشمی شاهرودی٬ رئیس هیات عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوا اعلام کرد این مصوبه را غیرقانونی میداند.
مصوبه یادشده روز ۱۵ اردیبهشت پس از دو سال کش و قوس از سوی علی لاریجانی٬ رئیس مجلس برای اجرا به رئیس دولت دهم ابلاغ شده است که به نظر میرسد احمدینژاد قصد ندارد آن را اجرا کند.
احمد توکلی٬ رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در واکنش به این موضعگیری احمدینژاد از وی خواسته دست از «لجبازی» بردارد و «پایش» را از حدود اختیارات رئیس دولت فراتر نگذارد.
آقای توکلی به خبرگزاری مهر گفته است: «بهتر است آقای احمدینژاد به جای پافشاری در رای که معنای بدی دارد، تسلیم قانون اساسی باشد و دست از لجاجت بردارد.»
این نماینده مجلس همچنین از نامه سال ۱۳۸۹ احمدینژاد به علی خامنهای خبر داده که به گفته وی در آن نامه احمدینژاد مدعی شده بود: «حقوق قانونی رئیس جمهور در برابر قوای دیگر مخصوصا مجلس، چیزی بالاتر از آن است که در ۳۰ و چند سال گذشته روسای جمهور در اختیار داشتند.»
توکلی در ادامه توضیح داده که بر سر این ادعای رئیس دولت دهم٬ ۱۶ جلسه با حضور نمایندگانی از سوی خامنهای٬ شورای نگهبان٬ دولت و مجلس برگزار شد که در نهایت رای به رد ادعاهای احمدینژاد داده شد.
محمدحسین فرهنگی٬ عضو هیات رئیسه مجلس نیز گفته است: «اظهار نظر درباره طرح نظارت بر نمایندگان ربطی به رئیس جمهور ندارد.»
سلمان ذاکر٬ عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس هم اظهار کرده است: «احمدینژاد نباید به جای احمد جنتی تصمیم بگیرد.»
براساس گفتههای معاون سازمان بازرسی کل کشور
ایران دارای وضعیت اقتصادی مناسبی نیست
غلامحسین بلندیان٬ معاون برنامهریزی و مدیریت منابع سازمان بازرسی کل
کشور با مقایسه اقتصاد ایران با آمریکا و چین گفته که «شرایط اقتصادی فعلی
جامعه ما، زیبنده انقلاب اسلامی نیست.»
به گزارش روز دوشنبه (۱۸ اردیبهشت) خبرگزاری ایسنا٬ آقای بلندیان این مطلب را در جلسه شورای اداری استان مرکزی بیان کرده است.
وی براساس آمار بانک جهانی اظهار کرده که جمهوری اسلامی از نظر «سهولت و مناسب بودن زمینه برای فعالیتهای اقتصادی» در وضعیت خوبی بهسر نمیبرد.
آنطور که آقای بلندیان گفته است٬ براساس اعلام بانک جهانی٬ جمهوری اسلامی از نظر کسب مجوز کار در میان ۱۸۱ کشور جهان در رتبه ۱۶۵ قرار دارد.
وی همچنین افزوده که ایران در زمنیه استخدام نیروی کار دارای رتبه ۱۴۷، ثبت دارائیها رتبه ۱۴۷، کسب اعتبارات مالی رتبه ۸۴، حمایت از سرمایهگذاری رتبه ۱۶۴ و پرداخت مالیات رتبه ۱۰۴ است.
این مقام سازمان بازرسی همچنین گفته جمهوری اسلامی در میان ۱۸۱ کشور جهان از نظر تجارت مرزی رتبه ۱۴۲، اجرای قراردادها رتبه ۵۶ و ورشکستگی رتبه ۱۰۷ را دارد.
وی در عین حال افزوده که ایران از نظر شرایط کسب و کار در خاورمیانه در میان ۱۸ کشور منطقه جایگاه شانزدهم را به خود اختصاص داده است.
بلندیان در بخش دیگری از سخنان خود به تولید ناخالص ملی ۳۳۰ میلیارد دلاری ایران در مقابل تولید ناخالص ملی ۱۴ هزار میلیارد دلاری آمریکا اشاره کرده است.
وی گفته است: «در ایران حدود ۳۰ درصد جمعیت کشور شاغل هستند٬ اما در کشور چین با داشتن یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر، ۶۰ درصد مردم یعنی ۸۰۰ میلیون نفر شاغل هستند.»
به گزارش روز دوشنبه (۱۸ اردیبهشت) خبرگزاری ایسنا٬ آقای بلندیان این مطلب را در جلسه شورای اداری استان مرکزی بیان کرده است.
وی براساس آمار بانک جهانی اظهار کرده که جمهوری اسلامی از نظر «سهولت و مناسب بودن زمینه برای فعالیتهای اقتصادی» در وضعیت خوبی بهسر نمیبرد.
آنطور که آقای بلندیان گفته است٬ براساس اعلام بانک جهانی٬ جمهوری اسلامی از نظر کسب مجوز کار در میان ۱۸۱ کشور جهان در رتبه ۱۶۵ قرار دارد.
وی همچنین افزوده که ایران در زمنیه استخدام نیروی کار دارای رتبه ۱۴۷، ثبت دارائیها رتبه ۱۴۷، کسب اعتبارات مالی رتبه ۸۴، حمایت از سرمایهگذاری رتبه ۱۶۴ و پرداخت مالیات رتبه ۱۰۴ است.
این مقام سازمان بازرسی همچنین گفته جمهوری اسلامی در میان ۱۸۱ کشور جهان از نظر تجارت مرزی رتبه ۱۴۲، اجرای قراردادها رتبه ۵۶ و ورشکستگی رتبه ۱۰۷ را دارد.
وی در عین حال افزوده که ایران از نظر شرایط کسب و کار در خاورمیانه در میان ۱۸ کشور منطقه جایگاه شانزدهم را به خود اختصاص داده است.
بلندیان در بخش دیگری از سخنان خود به تولید ناخالص ملی ۳۳۰ میلیارد دلاری ایران در مقابل تولید ناخالص ملی ۱۴ هزار میلیارد دلاری آمریکا اشاره کرده است.
وی گفته است: «در ایران حدود ۳۰ درصد جمعیت کشور شاغل هستند٬ اما در کشور چین با داشتن یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر، ۶۰ درصد مردم یعنی ۸۰۰ میلیون نفر شاغل هستند.»
اخبار روز:
صبحست ساقیا قدحی پر شراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
این روزها؛ بایستگی دستیابی به یگانگی اجرایی در میان نیروهای اپوزیسیون ایرانی؛ بر کسی پوشیده نیست. کسانی بسیاری نیز در این راه، تلاش میکنند. اما هنوز این تلاشها، به جایی که بتوان آن را جایی نامید، نرسیده است. روز ۷ اردیبهشت ۱٣۹۱ نیز، "بیانیه شماره ۳ کمیته برنامه ریزی کنفرانس دکتر مهرداد مشایخی"، منتشر شد. گرچه این بیانیه را میتوان همچون گامی بایسته در پیمودن راه به شمار آورد، اما گوئیا طلسم ناگشوده ی ما، جادویی تر از آنست که با این افسونها گشوده شود. یا اینکه اصلاً راه را اشتباهی میرویم. شاید هم، همه ی اینها، حرف است، و کسی آهنگ آن ندارد که کاری انجام شود. چگونه است که سدها هزار نیروی آگاه و باتجربه در شرایط خفقان و دشوار درون کشور، و هزاران نفر نیروهای مدعی و خود رهبربین در شرایط آزاد خارج از کشور؛ در ٣٣ سال گذشته؛ راه برون رفت از وضعیت کنونی را، به مردم نشان نداده اند. چه به صورت سازش با نظام کنونی، و چه اصلاح یا سرنگونی آن. جای تأسف است که با اینهمه آدمهای مدعی، کنفرانس دکتر مشایخی توسط کسانی برگزار میشود که به نظر نمیرسد ویژگیهای سیاسی لازم برای چنین کاری را داشته باشند. هیچ نماینده رسمی نیز از سازمانهای سیاسی شناخته شده و با سابقه ی کشور، در این کنفرانس حضور نداشته اند. یا تمایلی به حضور نداشته اند.
در این کنفرانس؛ گرچه چهره های برجسته و شناخته شده ای همچون آقایان شریعتمداری، گنج بخش، و اصلاح طلب خوش فکر و پرتکاپویی چون آقای واحدی هم دیده میشوند، اما زمام کار، در دست اینان نیست. این به معنای ندیدن ارزش تلاش یک ساله برگزار کنندگان کنفرانس نیست. از این بابت، این کار درخور سپاس فراوان هم هست. به نظر میرسد که بی فرجامی تاکنونی کار، بیش از هرچیز در سستی، بی هدفی، و بی برنامگی اپوزیسیون ایران، به ویژه در بیرون از کشور است. اپوزیسیون ایران، نه ناتوان است و نه کم شمار. اما بی هدف، بی برنامه، و خواب آلود، هست. من نمیگویم این اپوزیسیون از گیجی ضربه ی جمهوری اسلامی در سالهای پس از انقلاب در نیامده است. چون همه ی اپوزیسیون، کسانی نیستند که در آن سالها ضربه خورده اند. اگر چنین بود، در آن صورت، ما ناگزیر بودیم اپوزیسیون را تنها در سیمای مشتی ژنرال سیاسی بازنشسته و سالخورده شناسایی کنیم. در حالی که اکنون، اپوزیسیون ایران، گرایشهای فکری و نسل های گوناگونی را دربر میگیرد و از این بابت نیز، از وضعیت خوبی برخوردار است. این، بهترین فرصتی است که یک جامعه میتواند از آن برخوردار شود. اما بی هدفی و بی برنامگی، و سرگردانی در میان انبوهه ای از واژگان تعریف نشده، آن را به درجا زدن، کشانده است. فزون بر آن؛ وسواس و منزه طلبی های مرتاضانه، و برخورد پاستوریزه با سیاست؛ این نیروی انبوه را در جای خود، میخکوب کرده است. مانند ترس از اینکه کسی به آنها انگ وابستگی به این یا آن دولت یا سیاست جهانی را نزند. مگر هم اکنون نمیزنند؟ یا مگر آنهایی را که وابستگی آنها بر همه کس آشکار است، به جلسه های گوناگون دعوت نمیکنند و یا راه نمیدهند؟ این اپوزیسیون همچنین، چشم خود را برهمه "فرصت"ها و درهایی که هر روز به روی او گشوده میشود، بسته است. اپوزیسیون ایران نیز همچون حکومت ایران، جهان را پر از "تهدید" و دشمن می پندارد. با چنین دیدگاهی، انسان نمیتواند "تهدید"ها را به "فرصت" تبدیل کند، بلکه همواره فرصت سوزی میکند، و از هر فرصتی، برای خود، یک تهدید میسازد.
باتوجه به آنچه گفتم، و به بهانه ی بررسی "کنفرانس دکتر مشایخی"، در زیر به نکاتی پیرامون گذربندهای فراراه جنبش کنونی مردم ایران، انگشت خواهم گذاشت.
۱) هرگونه تلاش برای اصلاح یا دگرگونی بنیادین یک نظام سیاسی و اجتماعی، یک کار سترگ استراتژیک است. در بالاترین سطح ممکن. فرایند مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک، چه در پهنه یک سازمان تجاری یا یک کشور، چارچوبها و ادبیات ویژه و شناخته شده خود را دارد. چنانچه این ادبیات و روشها رعایت نشود، آنگاه نمی توان آن فرایند را به سامان رساند. کار استراتژیک همچنین، به دست افراد استراتژیک انجام میشود. اما، یک شخصیت استراتژیک، کسی نیست که کتاب مدیریت استراتژیک خوانده، و یا در این یا آن دانشگاه چنین موضوعی را درس داده باشد. چنین کسی در بهترین حالت، یک کارشناس، یا استاد دانشگاه است. یک رهبر، گروه، کادر سیاسی، و یا یک تشکیلات استراتژیک؛ باید بتواند هدف ممکن یا خواستنی جامعه در یک دوره ی مشخص را، به درستی، روشنی و به دور از هرگونه ترس و دو پهلو سخن گفتن؛ تعریف کند. برنامه دستیابی به این هدف را تنظیم، و پشتیبانی جامعه از آن را، تأمین کند. این فرد یا نهاد اجتماعی همچنین؛ باید برپایه تجربه، درک مشخص از شرایط، و انگیزه های شخصی و گروهی؛ روندهای ممکن جامعه خود را به خوبی بشناسد، و بر پیرامون خود؛ تأثیر گذار باشد. هدف و برنامه، باید برای بیشینه ی مردم جامعه، هم قابل فهم، و هم خواستنی باشد. درکاری به این بزرگی، نمیتوان در لفافه سخن گفت و یا واژگان تعریف نشده و هزار چهره ای مانند دموکراسی و دموکراسی خواهی را، نشانِ پرچم خود ساخت. به همین دلیل، عبارات خامی چون "جنبش دموکراسی خواهی"؛ بیشتر به یک سخن و شعار سیاسی گنگ و نامفهوم، در جامعه امروز ایران، همانند است. شعاری خوش نما و خوش آهنگ، که نه تنها جامعه را با خود همراه نمیسازد، بلکه تخم دودستگی در آینده را نیز، در دل خود، می پروراند.
در هر کار استراتژیک و بزرگ، نخست باید یک یا چند هدف مشخص به روشنی تعریف و درباره آن تصمیم گیری شود. پس ازآن، باید "فرصت"ها و تهدیدهای پیش رو؛ و نیروهای بازدارنده و پیش برنده آن کار؛ شناسایی، تعریف، و تجزیه و تحلیل شوند. برپایه این بررسی و تجزیه و تحلیل، باید یک یا چند "استراتژی" و یا "آلترناتیو استراتژیک" برای شرایط احتمالی متفاوت؛ مشخص، و منابع اجرای آن، تعیین شود. آنگاه این استراتژی، باید اجرا، و متناسب با شرایط، شکست ها و پیروزیها، به روزرسانی شود. این یک فرایند علمی است، و به هیچ بهانه ای نمیتوان از آن، سرباز زد، و یا واژگانی دلبخواه را، جایگزین آن کرد. همچنین، برای این کار در یک جامعه ۷۵ میلیون نفری با فرهنگهای متفاوت، باید شمار چشمگیری از سیاست ورزان و کنشگران آگاه و باتجربه، هم اندیشی و همکاری فعال و روزمره داشته باشند. کنفرانسی که جمع و جور کردن آن یک سال زمان برده، و گزارش آن چیزهایی را خلاصه کرده که در سایتهای گوناگون قابل دسترسی است؛ میتواند تلنگر خوبی باشد؛ اما نمیتواند مشکل برنامه ای جنبش را حل کند.
۲) نام کنفرانس دکتر مشایخی، "گفتگو برای گذار به دموکراسی" است. اگر بخواهیم بررسی خود را از همینجا آغاز کنیم؛ به نظر میرسد که "گذار به دموکراسی"، همچون آماج یا "هدف" بنیادینی بوده که در آن گردهم آیی؛ فراراه اپوزیسیون سیاسی ایران، رخ نموده است. چه بر آن نام هدف گذاشته باشند، یا نه. ترکیب واژگانی "گذار به" نیز، شناسای یک فرایند است. یعنی مجموع کارهایی که قرار است چیز یا چیزهایی را، به چیز یا چیزهای دیگر؛ فرارویاند. این فرایند، ممکن است درونمایه متفاوتی داشته باشد. مانند اینکه کاری بکنیم که همین ساختار خودکامه موجود، به ساختاری دموکراتیک تبدیل شود. یا اینکه این ساختار خودکامه را درهم ریزیم، و بر ویرانه آن، از نو، ساختار یا ساختمانی دموکراتیک بسازیم. یا هر تفسیر و تعبیر دیگر از این ترکیب واژگانی. بنابراین، چنین به نظر میرسد که آماج فرجامین گفتگو، دست یافتن به گوهری است به نام "دموکراسی".
اکنون این پرسش پیش می آید که آیا اگر همه شهروندان ایرانی به گونه ای همآهنگ؛ شکار این گوهر را همچون "هدف" یگانه و ورجاوند خود بپذیرند؛ آنگاه میتوانند همه قوای خود را برای دسترسی به آن؛ یگانه و همسو سازند؟ من میگویم، هرگز. چون هر هدفی، هر هزینه ای را توجیه نمیکند. پدیده ی دموکراسی؛ که بیش از سد سال است ایرانیان برای رسیدن به آن تلاش می کنند؛ اکنون مفهومی است که بیش از هر هنگام دیگر؛ کلی، تعریف ناشده، و هزار چهره است. چه در ایران، و چه در جهان. پیشینه ی کشورهایی با چنین پسوندی نیز نشان داده که این واژه، به تنهایی نمیتواند آینده درخشان مردمان یک کشور را تضمین کند. جمهوریهای "دموکراتیک" کنگو، کره، یمن، کامبوج، خلق چین و مانند آن؛ گواهی بر درستی این دیدگاه است. در بین کنشگران اجتماعی کشور ما هم؛ که کنفرانس دکتر مشایخی پرداختن به بحثهای نظر را در آن نکوهش کرده؛ هنوز برداشتی کاربردی و روشن از درونمایه این اصطلاح، وجود ندارد.
وابستگان به اپوزیسیون حکومت کنونی ایران، از دموکراسی چه می خواهند؟ اینکه انتخابات آزاد برگزار شود و هر کس زور تبلیغاتی بیشتری داشت وکیل و وزیر تعیین کند؟ اینکه هیچ کتابی سانسور نشود؟ اینکه برای انجام هر کاری در کشور از همه نظر بخواهند؟ اینکه هر جمعیتی که به زبانی خاص سخن میگوید بخشی از این سرزمین را یک کشور جداگانه بخواند و ایلخانی را به فرمانروایی آن بگمارد؟ اینکه فرصتهای اقتصادی و اجتماعی به یکسان دراختیار همه شهروندان قرارگیرد؟ اینکه هرکسی بتواند به هرکسی ناسزا بگوید؟ اینکه فرصتهای آموزش و پرورش به یکسان دراختیار همه ی شهروندان ایرانی قرارگیرد، و هزاران گزینه دیگر؟ کدامیک از اینها دموکراسی است؟ آیا جمع آنها دموکراسی هست؟ زیرساختهای پشتیبان دموکراسی در کشور ایران کدامند؟ اقتصاد توانمند؟ ارتش نیرومند؟ اندیشه اجتماعی نیرومند؟ نخبگان بیشتر؟ گروههای مسلح بیشتر؟ گردنهای کلفت؟ قدرت عوامفریبی بیشتر؟ کدامیک؟
یک هدف کاملاً روشن و آسیب ناپذیر از تعریف های سلیقه ای، می تواند نیروهای پراکنده یک جامعه را، به خوبی گردهم آورد و نتیجه ی دلخواه را به دست دهد. اما یک هدف گنگ و ناملموس، که به گونه های متفاوت قابل تعریف باشد؛ به ویژه در جامعه ای که هنوز مزه تلخ پیروی از شعارهای درون تهی را در کام خود دارد؛ میتواند هر اتحادی را نیز درهم ریزد.
در هر جنبش بزرگ اجتماعی؛ بیشینه ی مردم برپایه ی یک نفع ملموس و انگیزه شخصی، خانوادگی و یا گروهی؛ پای به میدان میگذارند. این نفع، ممکن است برای هر گروه اجتماعی، متفاوت باشد. اما مهم آنست که نخست چنین نفع و انگیزه ای برای آنها وجود داشته باشد، دیگر اینکه انگیزه های متفاوت، اگر تقویت کننده هم نیستند، در برابر هم، نباشند. آیا در شرایط کنونی ایران زمین، مفهوم دموکراسی؛ اگر به روشنی تعریف نشود؛ می تواند انگیزه و خواست بیشینه ی مردم را تأمین کند؟ آیا هم اکنون، بیشینه ی مردم چنین می اندیشند؟ به باور من، و با تصویر روشنفکرانه و فرقه گرایانه ای که از این مفهوم در جامعه وجود دارد؛ هرگز. اما، این پاسخ منفی، بدین معنا نیست که دموکراسی چیز بدی است یا بخشهایی از ایرانیان درپی آن نیستند. مشکل، در گنگی این مفهوم برای بیشینه جامعه و حتی نخبگان آنست. نخبگانی که تلاش میکنند واژگانی را که خود نیز به درستی مفهوم آن را نمیدانند؛ به گونه ای بر زبان آورند که دیگران آن را دانش ناب بپندارند.
ممکن است شمار اندکی از نخبگان ایرانی کتابخوان و ملا، از این مفهوم به خوبی آگاه باشند. یعنی کسانی که همه سرجنبانان جامعه شناسی جهان را از خلقت آدم و حوا تاکنون می شناسند، و هرچه آنها پیرامون این مفهوم گفته اند، به خاطر سپرده اند. اما این گوهر نسبتاً "نام" آشنا؛ برای کسانی که باید آن را با جان و مال خود و در میدان نبردی سهمگین به دست آورند؛ "درون مایه" ای بسیار گنگ و ناآشنا، و عیاری نامشخص دارد. با چنین مفهوم گنگی، حتی در کنار گود مبارزه اجتماعی نیز نمیتوان بساطی پهن کرد.
در اسناد منتشر شده؛ من هنوز به تعریفی روشن از هدفهای بنیادین نیروهای اپوزیسیون ایرانی در مبارزه با حکومت کنونی، دست نیافته ام. به همین گونه، به تعریفی آبرومند از مفهوم دموکراسی. به ناگزیر، آنچه را خودم بر پایه مجموع آگاهیم از شرایط ملی و بین المللی، هدف چنین مبارزه ای پنداشته ام، در چند خواست گیتیایی و واقعی، برای خود فرموله کرده ام. چنین پنداشته ام که اگر شهروندان یک جامعه مدرن به این خواستها برسند، نشانه ی آنست که "دموس" بر تخت نشسته است. و به وارون این حکم، اگر "دموس" بر تخت بنشیند، آنگاه این خواستها نیز برای شهروندان، تأمین خواهد شد. براین پایه، می پندارم که دموکراسی؛ به عنوان یک هدف فراگیر ملی و اجتماعی؛ چیزی است بسی فراتر و بیشتر از حق آزادی بیان هر انسان، و حق فلان داستان نویس در چاپ آثار خود در تیراژ ۲۰۰۰ نسخه. آنچه من به عنوان اهداف کلان مبارزه کنونی مردم سرزمینم بر علیه حکومت کنونی در سر پرورانده ام، و آن را درونمایه دموکراسی میدانم، عبارتند از:
• نگهداشت کامل و خدشه ناپذیر یکپارچگی سرزمینی که هم اکنون "ایران" نام دارد، و در همه مجامع قانونی بین المللی به همین نام شناخته میشود. بی هیچ استخوان لای زخم گذاشتنی،
• برپایی ساختار اقتصادی مدرن و شناخته شده ای، که بتواند با بهره گیری کار آمد از همه امکانات مادی و معنوی کشور، شرایط برابر حقوق را برای بهبود رفاه مادی قابل دستیابی، و سربلندی اجتماعی همه ی شهروندان این سرزمین، در درون یا بیرون از مرزهای ملی، فراهم سازد،
• برپایی آنچنان ساختار سیاسی و اداری، که بتواند با از بین بردن کامل هرگونه نقش و دخالت اندیشه های دینی و ایدئولوژیک در زندگی گیتیایی و سیاسی جامعه، مشارکت کامل و برابر حقوق همه ی شهروندان این سرزمین را در گزینش شکل زندگی اجتماعی و سیاسی؛ هم آوا و سازگار با اعلامیه جهانی حقوق بشر و نهادهای قانونی جامعه؛ فراهم سازد. این ساختار، باید بتواند همزیستی مسالمت آمیز کشور ایران با دیگر کشورهای جهان را، تأمین کند.
• برپایی آنچنان زیرساختهای سیاسی و هستی شناسانه؛ که همه ی گروههای اجتماعی اندیشه ای، دینی، قومی، زبانی، و جنسیتی این سرزمین؛ بتوانند به گونه ای آزاد، رها از پیگرد، و برابر حقوق؛ سازگار با اعلامیه جهانی حقوق بشر و نهادهای قانونی و اجتماعی سرزمینی؛ اندیشه، دین، زبان و فرهنگ خود را شکوفا سازند.
این خواستها یا خواستهایی همانند آن؛ که باید یک یا چند استراتژی و برنامه عملیاتی برای دسترسی به آن تدوین شود؛ چیزی است که من آنها را "هدف"های استراتژیک جنبش کنونی مردم ایران، می پندارم. به باور من، هنگامی که جامعه به این خواستها برسد، یعنی دموکراسی برقرار شده است. اگر هم دموکراسی برقرار شود، باید این خواستها را برآورده کرده باشد. شاید بتوان گفت اینکه بر تحقق این خواست ها چه نام بنهیم، مهم نیست. اما اینکه بتوانیم نشان دهیم در زیر هر نام چه چیزی نهفته است، بسیار مهم است. "قیمه"، هنگامی اشتها برانگیز است که با گوشت و لپه باشد. قیمه با "ق" یا "غ"، تنها در مدرسه های صرف و نحو و زبان آموزی می تواند مشتری داشته باشد، نه در سفره ی گرسنگان. با شناختی که این نگارنده از ترکیب نیروهای سیاسی اپوزیسیون و توازن قوای طبقاتی و اجتماعی جامعه ایران دارد، می پندارم که هدف پیشنهادی بالا، می تواند پایه ای برای نزدیکی عملیاتی بیشینه وابستگان به اپوزیسیون کنونی، باشد. چه جمهوری خواه، چه مشروطه خواه و ملی گرا، و چه اصلاح طلب ناوابسته به حکومت کنونی. از دید من، "گفتگو برای گذار به دموکراسی" هم تنها درصورتی می تواند سنگ بنای اتحادی پایدار و رشد یابنده میان اپوزیسیون ایرانی باشد، که اگر روپوش آن را برداریم، بتوانیم به روشنی، درونمایه ای همانند با آنچه گفتم، در زیر آن بیابیم.
٣) در بیانیه کنفرانس، بر "پروژه محوری" و "عبور از بحث های نظری و تئوریک" تأکید شده است. اما؛ نه از مفهوم "پروژه محوری" تعریفی به دست داده و نه از "بحث نظری و تئوریک". اصطلاح "پروژه محوری" که شاید از سوی کارشناسان و کارمندان نهادهای دولتی درون کشوری، و یا مدرسین دانشگاهی برون کشوری وارد ادبیات کنفرانس شده، گویا اهداف و استراتژیهای اصلاح یا تغییر نظام سیاسی یک کشور را، در حد پروژه های یک شرکت ساختمانی، فرو کاسته است. همچنین، روشن نیست که "عبور از بحث های نظری و تئوریک" به این دلیل است که این کار در جنبش و در میان همه اپوزیسیون انجام شده و اکنون هنگام عمل است، یا اینکه اساساً به بحث نظری و تئوریک نیازی نیست. یا اینکه دانش و بینش برگزار کنندگان کنفرانس، برای نیاز حال و آینده کشور، بسنده است. یا آنکه همه ی اینها، پیشاپیش، در کتابهای دینی مشخص شده اند. با اینهمه، میتوان چنین فرض کرد که منظور برگزارکنندگان کنفرانس از پروژه، همان "استراتژی" یا "طرح استراتژیک" بوده است. اما از انجا که این نگارنده یکی از وظایف خود را کمک به روشن شدن فضای اندیشه سیاسی جامعه میداند، نه افزودن بر ابهام و بازاری کردن آن، به ناگزیر، پیش از ادامه ی این نوشتار، نکاتی را پیرامون سه واژه یا مفهوم کلیدی، یادآوری خواهم کرد:
استراتژی (Strategy): برای استراتژی، تعریفهای فراوانی وجود دارد. از میان آنها، سه تعریف همانند زیر می تواند با حوزه ی کار این نوشتار، همخوانی بیشتری داشته باشد. یکی اینکه استراتژی یعنی "دیدگاههای کلان پیرامون راههای دستیابی به اهداف". دیگری یعنی "برنامه بازی با رقبا"، و سومی یعنی "ابزار دستیابی به اهداف کلان و درازمدت".
طرح (Plan): هرگونه برنامه، برنامه ریزی، نقشه راه یا مراحل اجرایی یا فنی مشخصی است، که رسیدن به هدف معینی را پیش بینی، یا پیشنهاد میکند. نقش متغیرهای غیرقابل کنترل؛ و نیز بایستگی انعطاف پذیری؛ در طرح های استراتژیک، و استراتژی، بسیار است.
پروژه (Project)، یعنی مجموعه برنامه های مالی و زمانی دقیق، مشخص و مصوبی که برای اجرای یک طرح اقتصادی یا علمی، تنظیم میشود. در پروژه، نقش متغیرهای غیرقابل کنترل، اندک فرض می شود. بنا براین در پهنه سیاست که روند هیچ چیزی را به روشنی نمیتوان تعیین کرد، و عوامل غیرقابل کنترل نقش برجسته ای دارند، این واژه را نمیتوان به گونه ای گسترده به کار برد.
در بخش "گزارش محتوایی" بیانیه کنفرانس می خوانیم: "از آنجا که این نشست "پروژه محور" بود، بخش عمده کنفرانس به طرح و بررسی هفت پروژه اختصاص یافت. از نگاه اعضای کمیته برگزاری کنفرانس، این پروژه ها در سه دسته قابل تقسیم و ارزیابی بودند: پروژه اصلاح از درون، "پروژه محاصره مدنی برای انتخابات آزاد و اصلاحات ساختاری"، و پروژه آلترناتیو سازی و سازماندهی نیروهای سیاسی در خارج از کشور.
• "پروژه اصلاح از درون". این به اصطلاح پروژه، با دلی خوش و دلی دلی خوانان، می خواهد خود را برای انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری آماده کند، و با نظام حکومتی موجود، چانه یا لاس بزند.
• "پروژه محاصره مدنی برای انتخابات آزاد و اصلاحات ساختاری". با هدف گذار سازمان یافته از جمهوری اسلامی و ساختن دموکراسی، از راه انتخابات آزاد و صندوق رأی. و نیز، "گذار به دموکراسی از طریق اصلاحات ساختاری جمهوری اسلامی"، بدون گذار اجباری از جمهوری اسلامی.
• "پروژه آلترناتیو سازی و سازماندهی نیروهای سیاسی در خارج از کشور"، با هدف سازماندهی اپوزیسیون در خارج کشور و سرنگون سازی نظام سیاسی کنونی.
۴) راستی آنست که سرنوشت سیاسی کشور بزرگ و پیچیده ی ایران؛ نه با عبارت پردازیها و جمله سازیهای کسانی چون این نگارنده تعیین میشود، نه با "پروژه" های کنفرانس دکتر مشایخی، نه با تلسکوپ اندازی مهاجرین درازپیشینه ی برون مرز، نه با نوشتن "احواز" به جای "اهواز"، نه با "سلطانی" خواندن حکومت "اسلامی"، و نه کارهای همانند دیگر. برپایه روندهای درونی کشور، و منافع واقعی و گیتیایی میلیونها شهروند ایرانی، آنچه می تواند رخ دهد، در پهنه ی زندگی واقعی مردم، روی خواهد داد. اگر این نظام اصلاح شدنی باشد، اصلاح خواهد شد. که البته گرچه این بهترین حالت است، اما امیدی به آن نیست. بسیاری از خود اصلاح طلبان حکومتی نیز، دیگر چنین امیدی ندارند. اگرهم اصلاح شدنی نباشد، فرو خواهد ریخت. چه کسی بخواهد و چه نخواهد. گذاشتن واژگانی چون "انحلال طلبی" به جای "سرنگونی" و یا تراشیدن ایده "آلترناتیو سازی"، و نکوهش هرگونه اصلاح طلبی و دور اندیشی هم، نه چیزی را در واقعیت تغییر میدهد، و نه دکان دو نبشی را به کسی هدیه خواهد کرد. آنچه هم من و ما در این نوشته ها انجام می دهیم، تنها دو پی آمد احتمالی دربر خواهد داشت. یکی از آنها، ثبت در تاریخ است. دیگری؛ شاید؛ کمک به آمادگی برای کاستن از اثر پی آمدهای ناگوار دگرگونیهای بزرگی که حتماً؛ و نه چندان دورهنگام؛ روی خواهد داد. شاید شتاب من و ما هم در ستایش از بایستگی هم آوایی نیروهای اپوزیسیون، از این واقعیت سرچشمه گیرد که "دور فلک درنگ ندارد". اپوزیسیون خارج از کشور، هیچ کار کارستانی نمیتواند انجام دهد. شاید کمک به روشن شدن مفاهیم، انتشار و گردش اطلاعات و ایده ها، زنده نگهداشتن چراغ کنشگری سیاسی، و نگهداشت بقایای سازمانهای شناخته شده و ریشه دار؛ بزرگترین کاری باشد که بخشی از این اپوزیسیون انجام میدهد. کار ارزشمندی که نسبتاً خوب هم انجام میشود. هنگامی هم که سخن از بایستگی وحدت به میان می آید، منظور آفرینش هر روزه ی یک سازمان سیاسی بی خاصیت دیگر، یا چند دسته شدن یک سازمان موجود، نیست. فراوانی چنین سازمانهایی از آغاز انقلاب ۵۷ تاکنون، خودش یک آفت در فضای سیاسی ایران بوده است.
برداشت من آنست که آنچه را در این نوشتار به عنوان هدفهای کلان مبارزه کنونی مردم و اپوزیسیون با حکومت کنونی حدس زده ام، میتواند با دیدگاه بیشینه ی هموندان اپوزیسیون، نزدیک باشد. اما می پندارم که سه راهکار یا استراتژی سیاسی که به نقل از بیانیه کنفرانس دکتر مشایخی نقل کردم، همه استراتژیها و یا دست کم شرح و جزئیات نظر همه اپوزیسیون نیست. براین پایه، در اینجا به اظهارنظر و داوری پیرامون آنها نخواهم پرداخت. داوری پیرامون کنفرانس را نیز نمیتوانم به همه ی اپوزیسیون تعمیم دهم. اما بر آنم که تدوین اثربخش این استراتژیها و راهکارها، بی آنکه در یک هم اندیشی گسترده و روبازِ همه ی ذینفعان و علاقمندان انجام شود، به جایی نخواهد رسید.
۵) من حضور و کنش کنونی سازمانهای شناخته شده و خوشنام ایران در همسوسازی فعالیت های اپوزیسیون، و تدوین استراتژیها را کمرنگ می پندارم. حتی در کنفرانسهایی چون همین کنفرانس دکتر مشایخی هم، حضور رسمی آنها را بایسته و سودمند می پندارم. حضوری که اگر باشد، هم جایگاه خود این سازمانها را محک می زند، و هم بر دستآورد کنفرانس می افزاید. واقعیت آنست که در هر پهنه ای از جمله سیاست، یک گروه عرضه کننده هستند و گروه دیگر مشتری یا خریدار. گاه خریدارانی نیازمند، که در به در به دنبال یک عرضه کننده خوب میگردند. حتی اگر هم اکنون یکی از خوانندگان چپ افراطی بر این سخن من خرده بگیرد و هر عنوانی چون خرده بورژوا یا اپورتونیست را به من بدهد، نه از او دلگیر می شوم و نه سخن او را جدی میگیرم. چنین کسی را، بیشتر جاه طلبی میدانم که "الاحقر" گویان، خود را زیر خرقه فریبنده زهد پنهان کرده و خواب بزرگی می بیند.
حضور پر رنگ تر سازمانهای سیاسی شناخته شده و خوشنام در بازار سیاست امروز ایران، از چهار جنبه بسیار سودمند و بایسته است. نخست اینکه عرضه راهکارهای ساخت یافته سیاسی، یکی از نیازهای جدی جامعه است و مشتریان فراوانی دارد. حتی خود حکومتها نیز ممکن است مشتری این راهکارها باشند و ای بسا در جاهایی، به اصلاح بی درد بخشهایی از حکومتها کمک کند. اگر چنین شود، گیرم با احتمال بسیار اندک، جامعه زیان نخواهد کرد. دوم اینکه عرضه یک دیدگاه سالم و سازنده سیاسی از سوی سازمانهای ریشه دار، می تواند جا را برای دیدگاههای ویرانگر، ناسالم و عوامفریبانه کم مایگان، تنگ کند. سوم آنکه سازمانها، خود را در عمل اجتماعی و غیر محفلی می آزمایند و کاستیهای خود را از میان می برند. در یک محیط محدود و بسته، انسانها یا ناگزیرند سرهم داد بزنند، و یا به دروغ و برای گذر زندگی، سرهم را بتراشند و ازهم، بتهای بی خاصیت بسازند. اما در بیرون از پستوها و در زیر نور، چنین نیست. سازمانها یا کاملاً نابود میشوند، و یا رشد می یابند و بزرگ میشوند. چهارم آنکه سازمانها و رهبران آنها، به مردم شناسانده می شوند. در هر دگرگونی بزرگ اجتماعی، چهره ها، نقشی بسیار بزرگ و سازنده بازی میکنند. زیر نقاب دروغین فروتنی، و یا حسادت و رقابت های ناسالم درون سازمانی، از چهره شدن خود و هموندانمان پیشگیری نکنیم. این یک نیاز سیاسی جامعه است. عشق را در پستو پنهان نکنیم.
من همه ی سازمانهای سیاسی اپوزیسیون ریشه دار و سابقه دار بیرون از حکومت کنونی، و نیز همه ی چهره های برجسته را، نمی شناسم. اما میدانم که پرشمار نیستند. این کم شماری، چیز بدی هم نیست. دسترسی به همآهنگی را آسان میسازد. خوشبختانه، رویدادهای خرداد ۱٣٨٨ نیز، برخی سازمانهای اصلاح طلب حکومتی، و بسیاری از چهره های اصلاح طلب حکومتی را، به اپوزیسیون بیرون از حکومت، شناسانده و نزدیک ساخته است. من خود به عنوان یک جمهوریخواه برخاسته از جنبش چپ مارکسیستی، بین خود و بسیاری از آنها، هیچ دیواری در هدف های کلان اجتماعی نمیبینم. همانگونه که تاحدودی با هم اندیشان زنده یاد داریوش همایون، چنین می پندارم. اینک، سازمانهای شناخته شده، باید پوسته محفلی و فرقه گرایی را به دور اندازند، و شنل حزبی را به تن کنند. اکنون، فصل پوست اندازی است.
پیروز باشیم
هژدهم اردیبهشت ۱٣۹۱
این روزها؛ بایستگی دستیابی به یگانگی اجرایی در میان نیروهای اپوزیسیون ایرانی؛ بر کسی پوشیده نیست. کسانی بسیاری نیز در این راه، تلاش میکنند. اما هنوز این تلاشها، به جایی که بتوان آن را جایی نامید، نرسیده است. روز ۷ اردیبهشت ۱٣۹۱ نیز، "بیانیه شماره ۳ کمیته برنامه ریزی کنفرانس دکتر مهرداد مشایخی"، منتشر شد. گرچه این بیانیه را میتوان همچون گامی بایسته در پیمودن راه به شمار آورد، اما گوئیا طلسم ناگشوده ی ما، جادویی تر از آنست که با این افسونها گشوده شود. یا اینکه اصلاً راه را اشتباهی میرویم. شاید هم، همه ی اینها، حرف است، و کسی آهنگ آن ندارد که کاری انجام شود. چگونه است که سدها هزار نیروی آگاه و باتجربه در شرایط خفقان و دشوار درون کشور، و هزاران نفر نیروهای مدعی و خود رهبربین در شرایط آزاد خارج از کشور؛ در ٣٣ سال گذشته؛ راه برون رفت از وضعیت کنونی را، به مردم نشان نداده اند. چه به صورت سازش با نظام کنونی، و چه اصلاح یا سرنگونی آن. جای تأسف است که با اینهمه آدمهای مدعی، کنفرانس دکتر مشایخی توسط کسانی برگزار میشود که به نظر نمیرسد ویژگیهای سیاسی لازم برای چنین کاری را داشته باشند. هیچ نماینده رسمی نیز از سازمانهای سیاسی شناخته شده و با سابقه ی کشور، در این کنفرانس حضور نداشته اند. یا تمایلی به حضور نداشته اند.
در این کنفرانس؛ گرچه چهره های برجسته و شناخته شده ای همچون آقایان شریعتمداری، گنج بخش، و اصلاح طلب خوش فکر و پرتکاپویی چون آقای واحدی هم دیده میشوند، اما زمام کار، در دست اینان نیست. این به معنای ندیدن ارزش تلاش یک ساله برگزار کنندگان کنفرانس نیست. از این بابت، این کار درخور سپاس فراوان هم هست. به نظر میرسد که بی فرجامی تاکنونی کار، بیش از هرچیز در سستی، بی هدفی، و بی برنامگی اپوزیسیون ایران، به ویژه در بیرون از کشور است. اپوزیسیون ایران، نه ناتوان است و نه کم شمار. اما بی هدف، بی برنامه، و خواب آلود، هست. من نمیگویم این اپوزیسیون از گیجی ضربه ی جمهوری اسلامی در سالهای پس از انقلاب در نیامده است. چون همه ی اپوزیسیون، کسانی نیستند که در آن سالها ضربه خورده اند. اگر چنین بود، در آن صورت، ما ناگزیر بودیم اپوزیسیون را تنها در سیمای مشتی ژنرال سیاسی بازنشسته و سالخورده شناسایی کنیم. در حالی که اکنون، اپوزیسیون ایران، گرایشهای فکری و نسل های گوناگونی را دربر میگیرد و از این بابت نیز، از وضعیت خوبی برخوردار است. این، بهترین فرصتی است که یک جامعه میتواند از آن برخوردار شود. اما بی هدفی و بی برنامگی، و سرگردانی در میان انبوهه ای از واژگان تعریف نشده، آن را به درجا زدن، کشانده است. فزون بر آن؛ وسواس و منزه طلبی های مرتاضانه، و برخورد پاستوریزه با سیاست؛ این نیروی انبوه را در جای خود، میخکوب کرده است. مانند ترس از اینکه کسی به آنها انگ وابستگی به این یا آن دولت یا سیاست جهانی را نزند. مگر هم اکنون نمیزنند؟ یا مگر آنهایی را که وابستگی آنها بر همه کس آشکار است، به جلسه های گوناگون دعوت نمیکنند و یا راه نمیدهند؟ این اپوزیسیون همچنین، چشم خود را برهمه "فرصت"ها و درهایی که هر روز به روی او گشوده میشود، بسته است. اپوزیسیون ایران نیز همچون حکومت ایران، جهان را پر از "تهدید" و دشمن می پندارد. با چنین دیدگاهی، انسان نمیتواند "تهدید"ها را به "فرصت" تبدیل کند، بلکه همواره فرصت سوزی میکند، و از هر فرصتی، برای خود، یک تهدید میسازد.
باتوجه به آنچه گفتم، و به بهانه ی بررسی "کنفرانس دکتر مشایخی"، در زیر به نکاتی پیرامون گذربندهای فراراه جنبش کنونی مردم ایران، انگشت خواهم گذاشت.
۱) هرگونه تلاش برای اصلاح یا دگرگونی بنیادین یک نظام سیاسی و اجتماعی، یک کار سترگ استراتژیک است. در بالاترین سطح ممکن. فرایند مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک، چه در پهنه یک سازمان تجاری یا یک کشور، چارچوبها و ادبیات ویژه و شناخته شده خود را دارد. چنانچه این ادبیات و روشها رعایت نشود، آنگاه نمی توان آن فرایند را به سامان رساند. کار استراتژیک همچنین، به دست افراد استراتژیک انجام میشود. اما، یک شخصیت استراتژیک، کسی نیست که کتاب مدیریت استراتژیک خوانده، و یا در این یا آن دانشگاه چنین موضوعی را درس داده باشد. چنین کسی در بهترین حالت، یک کارشناس، یا استاد دانشگاه است. یک رهبر، گروه، کادر سیاسی، و یا یک تشکیلات استراتژیک؛ باید بتواند هدف ممکن یا خواستنی جامعه در یک دوره ی مشخص را، به درستی، روشنی و به دور از هرگونه ترس و دو پهلو سخن گفتن؛ تعریف کند. برنامه دستیابی به این هدف را تنظیم، و پشتیبانی جامعه از آن را، تأمین کند. این فرد یا نهاد اجتماعی همچنین؛ باید برپایه تجربه، درک مشخص از شرایط، و انگیزه های شخصی و گروهی؛ روندهای ممکن جامعه خود را به خوبی بشناسد، و بر پیرامون خود؛ تأثیر گذار باشد. هدف و برنامه، باید برای بیشینه ی مردم جامعه، هم قابل فهم، و هم خواستنی باشد. درکاری به این بزرگی، نمیتوان در لفافه سخن گفت و یا واژگان تعریف نشده و هزار چهره ای مانند دموکراسی و دموکراسی خواهی را، نشانِ پرچم خود ساخت. به همین دلیل، عبارات خامی چون "جنبش دموکراسی خواهی"؛ بیشتر به یک سخن و شعار سیاسی گنگ و نامفهوم، در جامعه امروز ایران، همانند است. شعاری خوش نما و خوش آهنگ، که نه تنها جامعه را با خود همراه نمیسازد، بلکه تخم دودستگی در آینده را نیز، در دل خود، می پروراند.
در هر کار استراتژیک و بزرگ، نخست باید یک یا چند هدف مشخص به روشنی تعریف و درباره آن تصمیم گیری شود. پس ازآن، باید "فرصت"ها و تهدیدهای پیش رو؛ و نیروهای بازدارنده و پیش برنده آن کار؛ شناسایی، تعریف، و تجزیه و تحلیل شوند. برپایه این بررسی و تجزیه و تحلیل، باید یک یا چند "استراتژی" و یا "آلترناتیو استراتژیک" برای شرایط احتمالی متفاوت؛ مشخص، و منابع اجرای آن، تعیین شود. آنگاه این استراتژی، باید اجرا، و متناسب با شرایط، شکست ها و پیروزیها، به روزرسانی شود. این یک فرایند علمی است، و به هیچ بهانه ای نمیتوان از آن، سرباز زد، و یا واژگانی دلبخواه را، جایگزین آن کرد. همچنین، برای این کار در یک جامعه ۷۵ میلیون نفری با فرهنگهای متفاوت، باید شمار چشمگیری از سیاست ورزان و کنشگران آگاه و باتجربه، هم اندیشی و همکاری فعال و روزمره داشته باشند. کنفرانسی که جمع و جور کردن آن یک سال زمان برده، و گزارش آن چیزهایی را خلاصه کرده که در سایتهای گوناگون قابل دسترسی است؛ میتواند تلنگر خوبی باشد؛ اما نمیتواند مشکل برنامه ای جنبش را حل کند.
۲) نام کنفرانس دکتر مشایخی، "گفتگو برای گذار به دموکراسی" است. اگر بخواهیم بررسی خود را از همینجا آغاز کنیم؛ به نظر میرسد که "گذار به دموکراسی"، همچون آماج یا "هدف" بنیادینی بوده که در آن گردهم آیی؛ فراراه اپوزیسیون سیاسی ایران، رخ نموده است. چه بر آن نام هدف گذاشته باشند، یا نه. ترکیب واژگانی "گذار به" نیز، شناسای یک فرایند است. یعنی مجموع کارهایی که قرار است چیز یا چیزهایی را، به چیز یا چیزهای دیگر؛ فرارویاند. این فرایند، ممکن است درونمایه متفاوتی داشته باشد. مانند اینکه کاری بکنیم که همین ساختار خودکامه موجود، به ساختاری دموکراتیک تبدیل شود. یا اینکه این ساختار خودکامه را درهم ریزیم، و بر ویرانه آن، از نو، ساختار یا ساختمانی دموکراتیک بسازیم. یا هر تفسیر و تعبیر دیگر از این ترکیب واژگانی. بنابراین، چنین به نظر میرسد که آماج فرجامین گفتگو، دست یافتن به گوهری است به نام "دموکراسی".
اکنون این پرسش پیش می آید که آیا اگر همه شهروندان ایرانی به گونه ای همآهنگ؛ شکار این گوهر را همچون "هدف" یگانه و ورجاوند خود بپذیرند؛ آنگاه میتوانند همه قوای خود را برای دسترسی به آن؛ یگانه و همسو سازند؟ من میگویم، هرگز. چون هر هدفی، هر هزینه ای را توجیه نمیکند. پدیده ی دموکراسی؛ که بیش از سد سال است ایرانیان برای رسیدن به آن تلاش می کنند؛ اکنون مفهومی است که بیش از هر هنگام دیگر؛ کلی، تعریف ناشده، و هزار چهره است. چه در ایران، و چه در جهان. پیشینه ی کشورهایی با چنین پسوندی نیز نشان داده که این واژه، به تنهایی نمیتواند آینده درخشان مردمان یک کشور را تضمین کند. جمهوریهای "دموکراتیک" کنگو، کره، یمن، کامبوج، خلق چین و مانند آن؛ گواهی بر درستی این دیدگاه است. در بین کنشگران اجتماعی کشور ما هم؛ که کنفرانس دکتر مشایخی پرداختن به بحثهای نظر را در آن نکوهش کرده؛ هنوز برداشتی کاربردی و روشن از درونمایه این اصطلاح، وجود ندارد.
وابستگان به اپوزیسیون حکومت کنونی ایران، از دموکراسی چه می خواهند؟ اینکه انتخابات آزاد برگزار شود و هر کس زور تبلیغاتی بیشتری داشت وکیل و وزیر تعیین کند؟ اینکه هیچ کتابی سانسور نشود؟ اینکه برای انجام هر کاری در کشور از همه نظر بخواهند؟ اینکه هر جمعیتی که به زبانی خاص سخن میگوید بخشی از این سرزمین را یک کشور جداگانه بخواند و ایلخانی را به فرمانروایی آن بگمارد؟ اینکه فرصتهای اقتصادی و اجتماعی به یکسان دراختیار همه شهروندان قرارگیرد؟ اینکه هرکسی بتواند به هرکسی ناسزا بگوید؟ اینکه فرصتهای آموزش و پرورش به یکسان دراختیار همه ی شهروندان ایرانی قرارگیرد، و هزاران گزینه دیگر؟ کدامیک از اینها دموکراسی است؟ آیا جمع آنها دموکراسی هست؟ زیرساختهای پشتیبان دموکراسی در کشور ایران کدامند؟ اقتصاد توانمند؟ ارتش نیرومند؟ اندیشه اجتماعی نیرومند؟ نخبگان بیشتر؟ گروههای مسلح بیشتر؟ گردنهای کلفت؟ قدرت عوامفریبی بیشتر؟ کدامیک؟
یک هدف کاملاً روشن و آسیب ناپذیر از تعریف های سلیقه ای، می تواند نیروهای پراکنده یک جامعه را، به خوبی گردهم آورد و نتیجه ی دلخواه را به دست دهد. اما یک هدف گنگ و ناملموس، که به گونه های متفاوت قابل تعریف باشد؛ به ویژه در جامعه ای که هنوز مزه تلخ پیروی از شعارهای درون تهی را در کام خود دارد؛ میتواند هر اتحادی را نیز درهم ریزد.
در هر جنبش بزرگ اجتماعی؛ بیشینه ی مردم برپایه ی یک نفع ملموس و انگیزه شخصی، خانوادگی و یا گروهی؛ پای به میدان میگذارند. این نفع، ممکن است برای هر گروه اجتماعی، متفاوت باشد. اما مهم آنست که نخست چنین نفع و انگیزه ای برای آنها وجود داشته باشد، دیگر اینکه انگیزه های متفاوت، اگر تقویت کننده هم نیستند، در برابر هم، نباشند. آیا در شرایط کنونی ایران زمین، مفهوم دموکراسی؛ اگر به روشنی تعریف نشود؛ می تواند انگیزه و خواست بیشینه ی مردم را تأمین کند؟ آیا هم اکنون، بیشینه ی مردم چنین می اندیشند؟ به باور من، و با تصویر روشنفکرانه و فرقه گرایانه ای که از این مفهوم در جامعه وجود دارد؛ هرگز. اما، این پاسخ منفی، بدین معنا نیست که دموکراسی چیز بدی است یا بخشهایی از ایرانیان درپی آن نیستند. مشکل، در گنگی این مفهوم برای بیشینه جامعه و حتی نخبگان آنست. نخبگانی که تلاش میکنند واژگانی را که خود نیز به درستی مفهوم آن را نمیدانند؛ به گونه ای بر زبان آورند که دیگران آن را دانش ناب بپندارند.
ممکن است شمار اندکی از نخبگان ایرانی کتابخوان و ملا، از این مفهوم به خوبی آگاه باشند. یعنی کسانی که همه سرجنبانان جامعه شناسی جهان را از خلقت آدم و حوا تاکنون می شناسند، و هرچه آنها پیرامون این مفهوم گفته اند، به خاطر سپرده اند. اما این گوهر نسبتاً "نام" آشنا؛ برای کسانی که باید آن را با جان و مال خود و در میدان نبردی سهمگین به دست آورند؛ "درون مایه" ای بسیار گنگ و ناآشنا، و عیاری نامشخص دارد. با چنین مفهوم گنگی، حتی در کنار گود مبارزه اجتماعی نیز نمیتوان بساطی پهن کرد.
در اسناد منتشر شده؛ من هنوز به تعریفی روشن از هدفهای بنیادین نیروهای اپوزیسیون ایرانی در مبارزه با حکومت کنونی، دست نیافته ام. به همین گونه، به تعریفی آبرومند از مفهوم دموکراسی. به ناگزیر، آنچه را خودم بر پایه مجموع آگاهیم از شرایط ملی و بین المللی، هدف چنین مبارزه ای پنداشته ام، در چند خواست گیتیایی و واقعی، برای خود فرموله کرده ام. چنین پنداشته ام که اگر شهروندان یک جامعه مدرن به این خواستها برسند، نشانه ی آنست که "دموس" بر تخت نشسته است. و به وارون این حکم، اگر "دموس" بر تخت بنشیند، آنگاه این خواستها نیز برای شهروندان، تأمین خواهد شد. براین پایه، می پندارم که دموکراسی؛ به عنوان یک هدف فراگیر ملی و اجتماعی؛ چیزی است بسی فراتر و بیشتر از حق آزادی بیان هر انسان، و حق فلان داستان نویس در چاپ آثار خود در تیراژ ۲۰۰۰ نسخه. آنچه من به عنوان اهداف کلان مبارزه کنونی مردم سرزمینم بر علیه حکومت کنونی در سر پرورانده ام، و آن را درونمایه دموکراسی میدانم، عبارتند از:
• نگهداشت کامل و خدشه ناپذیر یکپارچگی سرزمینی که هم اکنون "ایران" نام دارد، و در همه مجامع قانونی بین المللی به همین نام شناخته میشود. بی هیچ استخوان لای زخم گذاشتنی،
• برپایی ساختار اقتصادی مدرن و شناخته شده ای، که بتواند با بهره گیری کار آمد از همه امکانات مادی و معنوی کشور، شرایط برابر حقوق را برای بهبود رفاه مادی قابل دستیابی، و سربلندی اجتماعی همه ی شهروندان این سرزمین، در درون یا بیرون از مرزهای ملی، فراهم سازد،
• برپایی آنچنان ساختار سیاسی و اداری، که بتواند با از بین بردن کامل هرگونه نقش و دخالت اندیشه های دینی و ایدئولوژیک در زندگی گیتیایی و سیاسی جامعه، مشارکت کامل و برابر حقوق همه ی شهروندان این سرزمین را در گزینش شکل زندگی اجتماعی و سیاسی؛ هم آوا و سازگار با اعلامیه جهانی حقوق بشر و نهادهای قانونی جامعه؛ فراهم سازد. این ساختار، باید بتواند همزیستی مسالمت آمیز کشور ایران با دیگر کشورهای جهان را، تأمین کند.
• برپایی آنچنان زیرساختهای سیاسی و هستی شناسانه؛ که همه ی گروههای اجتماعی اندیشه ای، دینی، قومی، زبانی، و جنسیتی این سرزمین؛ بتوانند به گونه ای آزاد، رها از پیگرد، و برابر حقوق؛ سازگار با اعلامیه جهانی حقوق بشر و نهادهای قانونی و اجتماعی سرزمینی؛ اندیشه، دین، زبان و فرهنگ خود را شکوفا سازند.
این خواستها یا خواستهایی همانند آن؛ که باید یک یا چند استراتژی و برنامه عملیاتی برای دسترسی به آن تدوین شود؛ چیزی است که من آنها را "هدف"های استراتژیک جنبش کنونی مردم ایران، می پندارم. به باور من، هنگامی که جامعه به این خواستها برسد، یعنی دموکراسی برقرار شده است. اگر هم دموکراسی برقرار شود، باید این خواستها را برآورده کرده باشد. شاید بتوان گفت اینکه بر تحقق این خواست ها چه نام بنهیم، مهم نیست. اما اینکه بتوانیم نشان دهیم در زیر هر نام چه چیزی نهفته است، بسیار مهم است. "قیمه"، هنگامی اشتها برانگیز است که با گوشت و لپه باشد. قیمه با "ق" یا "غ"، تنها در مدرسه های صرف و نحو و زبان آموزی می تواند مشتری داشته باشد، نه در سفره ی گرسنگان. با شناختی که این نگارنده از ترکیب نیروهای سیاسی اپوزیسیون و توازن قوای طبقاتی و اجتماعی جامعه ایران دارد، می پندارم که هدف پیشنهادی بالا، می تواند پایه ای برای نزدیکی عملیاتی بیشینه وابستگان به اپوزیسیون کنونی، باشد. چه جمهوری خواه، چه مشروطه خواه و ملی گرا، و چه اصلاح طلب ناوابسته به حکومت کنونی. از دید من، "گفتگو برای گذار به دموکراسی" هم تنها درصورتی می تواند سنگ بنای اتحادی پایدار و رشد یابنده میان اپوزیسیون ایرانی باشد، که اگر روپوش آن را برداریم، بتوانیم به روشنی، درونمایه ای همانند با آنچه گفتم، در زیر آن بیابیم.
٣) در بیانیه کنفرانس، بر "پروژه محوری" و "عبور از بحث های نظری و تئوریک" تأکید شده است. اما؛ نه از مفهوم "پروژه محوری" تعریفی به دست داده و نه از "بحث نظری و تئوریک". اصطلاح "پروژه محوری" که شاید از سوی کارشناسان و کارمندان نهادهای دولتی درون کشوری، و یا مدرسین دانشگاهی برون کشوری وارد ادبیات کنفرانس شده، گویا اهداف و استراتژیهای اصلاح یا تغییر نظام سیاسی یک کشور را، در حد پروژه های یک شرکت ساختمانی، فرو کاسته است. همچنین، روشن نیست که "عبور از بحث های نظری و تئوریک" به این دلیل است که این کار در جنبش و در میان همه اپوزیسیون انجام شده و اکنون هنگام عمل است، یا اینکه اساساً به بحث نظری و تئوریک نیازی نیست. یا اینکه دانش و بینش برگزار کنندگان کنفرانس، برای نیاز حال و آینده کشور، بسنده است. یا آنکه همه ی اینها، پیشاپیش، در کتابهای دینی مشخص شده اند. با اینهمه، میتوان چنین فرض کرد که منظور برگزارکنندگان کنفرانس از پروژه، همان "استراتژی" یا "طرح استراتژیک" بوده است. اما از انجا که این نگارنده یکی از وظایف خود را کمک به روشن شدن فضای اندیشه سیاسی جامعه میداند، نه افزودن بر ابهام و بازاری کردن آن، به ناگزیر، پیش از ادامه ی این نوشتار، نکاتی را پیرامون سه واژه یا مفهوم کلیدی، یادآوری خواهم کرد:
استراتژی (Strategy): برای استراتژی، تعریفهای فراوانی وجود دارد. از میان آنها، سه تعریف همانند زیر می تواند با حوزه ی کار این نوشتار، همخوانی بیشتری داشته باشد. یکی اینکه استراتژی یعنی "دیدگاههای کلان پیرامون راههای دستیابی به اهداف". دیگری یعنی "برنامه بازی با رقبا"، و سومی یعنی "ابزار دستیابی به اهداف کلان و درازمدت".
طرح (Plan): هرگونه برنامه، برنامه ریزی، نقشه راه یا مراحل اجرایی یا فنی مشخصی است، که رسیدن به هدف معینی را پیش بینی، یا پیشنهاد میکند. نقش متغیرهای غیرقابل کنترل؛ و نیز بایستگی انعطاف پذیری؛ در طرح های استراتژیک، و استراتژی، بسیار است.
پروژه (Project)، یعنی مجموعه برنامه های مالی و زمانی دقیق، مشخص و مصوبی که برای اجرای یک طرح اقتصادی یا علمی، تنظیم میشود. در پروژه، نقش متغیرهای غیرقابل کنترل، اندک فرض می شود. بنا براین در پهنه سیاست که روند هیچ چیزی را به روشنی نمیتوان تعیین کرد، و عوامل غیرقابل کنترل نقش برجسته ای دارند، این واژه را نمیتوان به گونه ای گسترده به کار برد.
در بخش "گزارش محتوایی" بیانیه کنفرانس می خوانیم: "از آنجا که این نشست "پروژه محور" بود، بخش عمده کنفرانس به طرح و بررسی هفت پروژه اختصاص یافت. از نگاه اعضای کمیته برگزاری کنفرانس، این پروژه ها در سه دسته قابل تقسیم و ارزیابی بودند: پروژه اصلاح از درون، "پروژه محاصره مدنی برای انتخابات آزاد و اصلاحات ساختاری"، و پروژه آلترناتیو سازی و سازماندهی نیروهای سیاسی در خارج از کشور.
• "پروژه اصلاح از درون". این به اصطلاح پروژه، با دلی خوش و دلی دلی خوانان، می خواهد خود را برای انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری آماده کند، و با نظام حکومتی موجود، چانه یا لاس بزند.
• "پروژه محاصره مدنی برای انتخابات آزاد و اصلاحات ساختاری". با هدف گذار سازمان یافته از جمهوری اسلامی و ساختن دموکراسی، از راه انتخابات آزاد و صندوق رأی. و نیز، "گذار به دموکراسی از طریق اصلاحات ساختاری جمهوری اسلامی"، بدون گذار اجباری از جمهوری اسلامی.
• "پروژه آلترناتیو سازی و سازماندهی نیروهای سیاسی در خارج از کشور"، با هدف سازماندهی اپوزیسیون در خارج کشور و سرنگون سازی نظام سیاسی کنونی.
۴) راستی آنست که سرنوشت سیاسی کشور بزرگ و پیچیده ی ایران؛ نه با عبارت پردازیها و جمله سازیهای کسانی چون این نگارنده تعیین میشود، نه با "پروژه" های کنفرانس دکتر مشایخی، نه با تلسکوپ اندازی مهاجرین درازپیشینه ی برون مرز، نه با نوشتن "احواز" به جای "اهواز"، نه با "سلطانی" خواندن حکومت "اسلامی"، و نه کارهای همانند دیگر. برپایه روندهای درونی کشور، و منافع واقعی و گیتیایی میلیونها شهروند ایرانی، آنچه می تواند رخ دهد، در پهنه ی زندگی واقعی مردم، روی خواهد داد. اگر این نظام اصلاح شدنی باشد، اصلاح خواهد شد. که البته گرچه این بهترین حالت است، اما امیدی به آن نیست. بسیاری از خود اصلاح طلبان حکومتی نیز، دیگر چنین امیدی ندارند. اگرهم اصلاح شدنی نباشد، فرو خواهد ریخت. چه کسی بخواهد و چه نخواهد. گذاشتن واژگانی چون "انحلال طلبی" به جای "سرنگونی" و یا تراشیدن ایده "آلترناتیو سازی"، و نکوهش هرگونه اصلاح طلبی و دور اندیشی هم، نه چیزی را در واقعیت تغییر میدهد، و نه دکان دو نبشی را به کسی هدیه خواهد کرد. آنچه هم من و ما در این نوشته ها انجام می دهیم، تنها دو پی آمد احتمالی دربر خواهد داشت. یکی از آنها، ثبت در تاریخ است. دیگری؛ شاید؛ کمک به آمادگی برای کاستن از اثر پی آمدهای ناگوار دگرگونیهای بزرگی که حتماً؛ و نه چندان دورهنگام؛ روی خواهد داد. شاید شتاب من و ما هم در ستایش از بایستگی هم آوایی نیروهای اپوزیسیون، از این واقعیت سرچشمه گیرد که "دور فلک درنگ ندارد". اپوزیسیون خارج از کشور، هیچ کار کارستانی نمیتواند انجام دهد. شاید کمک به روشن شدن مفاهیم، انتشار و گردش اطلاعات و ایده ها، زنده نگهداشتن چراغ کنشگری سیاسی، و نگهداشت بقایای سازمانهای شناخته شده و ریشه دار؛ بزرگترین کاری باشد که بخشی از این اپوزیسیون انجام میدهد. کار ارزشمندی که نسبتاً خوب هم انجام میشود. هنگامی هم که سخن از بایستگی وحدت به میان می آید، منظور آفرینش هر روزه ی یک سازمان سیاسی بی خاصیت دیگر، یا چند دسته شدن یک سازمان موجود، نیست. فراوانی چنین سازمانهایی از آغاز انقلاب ۵۷ تاکنون، خودش یک آفت در فضای سیاسی ایران بوده است.
برداشت من آنست که آنچه را در این نوشتار به عنوان هدفهای کلان مبارزه کنونی مردم و اپوزیسیون با حکومت کنونی حدس زده ام، میتواند با دیدگاه بیشینه ی هموندان اپوزیسیون، نزدیک باشد. اما می پندارم که سه راهکار یا استراتژی سیاسی که به نقل از بیانیه کنفرانس دکتر مشایخی نقل کردم، همه استراتژیها و یا دست کم شرح و جزئیات نظر همه اپوزیسیون نیست. براین پایه، در اینجا به اظهارنظر و داوری پیرامون آنها نخواهم پرداخت. داوری پیرامون کنفرانس را نیز نمیتوانم به همه ی اپوزیسیون تعمیم دهم. اما بر آنم که تدوین اثربخش این استراتژیها و راهکارها، بی آنکه در یک هم اندیشی گسترده و روبازِ همه ی ذینفعان و علاقمندان انجام شود، به جایی نخواهد رسید.
۵) من حضور و کنش کنونی سازمانهای شناخته شده و خوشنام ایران در همسوسازی فعالیت های اپوزیسیون، و تدوین استراتژیها را کمرنگ می پندارم. حتی در کنفرانسهایی چون همین کنفرانس دکتر مشایخی هم، حضور رسمی آنها را بایسته و سودمند می پندارم. حضوری که اگر باشد، هم جایگاه خود این سازمانها را محک می زند، و هم بر دستآورد کنفرانس می افزاید. واقعیت آنست که در هر پهنه ای از جمله سیاست، یک گروه عرضه کننده هستند و گروه دیگر مشتری یا خریدار. گاه خریدارانی نیازمند، که در به در به دنبال یک عرضه کننده خوب میگردند. حتی اگر هم اکنون یکی از خوانندگان چپ افراطی بر این سخن من خرده بگیرد و هر عنوانی چون خرده بورژوا یا اپورتونیست را به من بدهد، نه از او دلگیر می شوم و نه سخن او را جدی میگیرم. چنین کسی را، بیشتر جاه طلبی میدانم که "الاحقر" گویان، خود را زیر خرقه فریبنده زهد پنهان کرده و خواب بزرگی می بیند.
حضور پر رنگ تر سازمانهای سیاسی شناخته شده و خوشنام در بازار سیاست امروز ایران، از چهار جنبه بسیار سودمند و بایسته است. نخست اینکه عرضه راهکارهای ساخت یافته سیاسی، یکی از نیازهای جدی جامعه است و مشتریان فراوانی دارد. حتی خود حکومتها نیز ممکن است مشتری این راهکارها باشند و ای بسا در جاهایی، به اصلاح بی درد بخشهایی از حکومتها کمک کند. اگر چنین شود، گیرم با احتمال بسیار اندک، جامعه زیان نخواهد کرد. دوم اینکه عرضه یک دیدگاه سالم و سازنده سیاسی از سوی سازمانهای ریشه دار، می تواند جا را برای دیدگاههای ویرانگر، ناسالم و عوامفریبانه کم مایگان، تنگ کند. سوم آنکه سازمانها، خود را در عمل اجتماعی و غیر محفلی می آزمایند و کاستیهای خود را از میان می برند. در یک محیط محدود و بسته، انسانها یا ناگزیرند سرهم داد بزنند، و یا به دروغ و برای گذر زندگی، سرهم را بتراشند و ازهم، بتهای بی خاصیت بسازند. اما در بیرون از پستوها و در زیر نور، چنین نیست. سازمانها یا کاملاً نابود میشوند، و یا رشد می یابند و بزرگ میشوند. چهارم آنکه سازمانها و رهبران آنها، به مردم شناسانده می شوند. در هر دگرگونی بزرگ اجتماعی، چهره ها، نقشی بسیار بزرگ و سازنده بازی میکنند. زیر نقاب دروغین فروتنی، و یا حسادت و رقابت های ناسالم درون سازمانی، از چهره شدن خود و هموندانمان پیشگیری نکنیم. این یک نیاز سیاسی جامعه است. عشق را در پستو پنهان نکنیم.
من همه ی سازمانهای سیاسی اپوزیسیون ریشه دار و سابقه دار بیرون از حکومت کنونی، و نیز همه ی چهره های برجسته را، نمی شناسم. اما میدانم که پرشمار نیستند. این کم شماری، چیز بدی هم نیست. دسترسی به همآهنگی را آسان میسازد. خوشبختانه، رویدادهای خرداد ۱٣٨٨ نیز، برخی سازمانهای اصلاح طلب حکومتی، و بسیاری از چهره های اصلاح طلب حکومتی را، به اپوزیسیون بیرون از حکومت، شناسانده و نزدیک ساخته است. من خود به عنوان یک جمهوریخواه برخاسته از جنبش چپ مارکسیستی، بین خود و بسیاری از آنها، هیچ دیواری در هدف های کلان اجتماعی نمیبینم. همانگونه که تاحدودی با هم اندیشان زنده یاد داریوش همایون، چنین می پندارم. اینک، سازمانهای شناخته شده، باید پوسته محفلی و فرقه گرایی را به دور اندازند، و شنل حزبی را به تن کنند. اکنون، فصل پوست اندازی است.
پیروز باشیم
هژدهم اردیبهشت ۱٣۹۱
اخبار روز:
آلن بدیو، فیلسوف و نویسنده فرانسوی متولد ۱۹٣۷،در حال حاضر استاد فلسفه دانشسرای عالی فرانسه (اکول نورمال) است. این مقاله روز پیش از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در روزنامه لوموند منتشر شده است و بدیو تعمدا بر آن بوده که پیش از روشن شدن نتایج، نظرش را درباره سهم روشنفکران و به ویژه روشنفکران چپ فرانسه که خود یکی از برجسته ترین آنها است، در بالا گرفتن آرای راست افراطی و احساسات ضدخارجی در این کشور بیان کند. عنوان اصلی مقاله «نژادپرستی ِ روشنکفران» است.
این مقاله توسط ناصر فکوهی به فارسی ترجمه شده است.
بالا بودن آرا مارین لوپن [نامزد راست افراطی و نژاد پرست در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در ۲۰۱۲] هم باعث تاسف است و هم شگفت آور. همه به دنبال یک توضیح هستند. آدم های سیاسی، دست به دامن یک جامعه شناسی پیش پا افتاده شده اند: فرانسه اقشار پایین، شهرستان های دورافتاده، کارگران، آدم های کم سواد که از ترس جهانی شدن زیر فشار کاهش قدرت خریدشان، بی سامانی پهنه های زندگی شان، حضور غریبه های غریب در کنار دستشان به ملی گرایی و بیگانه هراسی پناه برده اند، این توضیح است.
البته از یاد نبرده ایم، که همین فرانسه «عقب افتاده» بود که پیش از این هم متهم می شد عامل پاسخ منفی به رفراندوم پروژه قانون اساسی اروپا، شد. فرانسه «عقب افتاده» ای که در مقابل طبقات متوسط شهری تحصیلکرده و مدرن، دائما تلاش می شد و شود آن را به مثابه نخاله های اجتماعی دموکراسی بسیار معتدل ما علم کنند.
بهتر است بگوئیم این فرانسه پایین دست، در این شرایط آدم ابله داستان فرض می شود، آدمی دست خالی و گاوی پیشانی سفید که مهر «عامه گرا» بر او خورده است و متهم می شود تمام شیطان صفتی و زیان های لوپنی از او ریشه گرفته است. اما باید گفت، این نفرت سیاسی – رسانه ای علیه «عوام گرایی» (پوپولیسم) به خودی خود امری عجیب است. آیا می توان شک کرد که قدرت دموکراسی که ما آنقدر به آن آلرژی داریم، نسبت به مردم عامه بی تفاوت باشد؟ بهر حال نظر آن مردم که هر چه بیشتر چنین است، زیرا در برابر این پرسش که: «آیا فکر می کنید مسئولان سیاسی دغدغه مسائل شما را دارند؟» پاسخ کاملا منفی یعنی «ابدا» از ۱۵ درصد در مجموع در سال ۱۹۷٨ به ۴۲ درصد در سال ۲۰۱۰ رسیده است؛ در حالی که کل پاسخ های مثبت به این پرسش (یعنی «خیلی زیاد» و «تا اندازه ای») از ٣۵ درصد به ۱۷ در صد است. (در این مورد و سایر موارد آماری استناد ما به شماره ویژه مجله اسپری Esprit با عنوان «مردم، بحران و سیاست» است که گی میشله Guy Michelet و میشل سیمون Michel Simon منتشر کرده اند). باید گفت در روابط میان مردم و دولت اعتمادی وجود ندارد و این کمترین چیزی است که می توان گفت.
آیا باید از این امر نتیجه گرفت که دولت ما مردمی را که شایسته اش باشند ندارد، و اینکه آرای سیاه اندیشانه لوپنی گویای این کمبود مردمی است؟ در این صورت شاید لازم باشد برای تقویت دموکراسی، همانگونه که برشت به طنز می گفت، این مردم را با مردم دیگری عوض کنیم...
تز من بیشتر آن است که باید دو مقصر دیگر برای صعود راست افراطی در فرانسه مطرح کرد: یکی مسئولان سیاسی پی در پی در دولت ها، از چپ گرفته تا راست و دیگری بخش قابل توجهی از روشنفکران.
به عبارت دیگر به گمان من فقرای شهرستانی ما نبوده اند که تصمیم گرفته باشند حق ابتدایی زندگی یک کارگر را در این مملکت، حال با هر ملیتی که دارد، برای زندگی با زن و فرزندانش محدود کنند. بلکه یک وزارتخانه سوسیالیستی و سپس تمام وزارتخانه های بعدی (راست) بودند که چنین کردند و این گسست ها را به وجود آوردند. یک شهرستانی کم سواد نبود که در سال ۱٣٨٣ اعلام کند: اعتصابیون کارخانجات رنو «کارگران خارجی [البته درست است که آنها واقعا اکثرا الجزایری و مراکشی بودند] هستند... که شورشی اند و گروه های مذهبی و سیاسی آنها را تحت تاثیر قرار داده اند و باعث می شوند چنین عمل کنند، و این امر رابطه چندانی با واقعیت های جامعه فرانسه ندارد».
بله، این جملات نه از زبان یک آدم کم سواد، بلکه از زبان نخست وزیر سوسیالیست وقت فرانسه خارج شده بود که با چنین اظهاراتی طبعا سبب خوشحالی بی حد «دشمنانش» در راست نیز می شد. چه کسی بود که این فکر «ناب» به سرش زد که بگوید: لوپن مسائل درستی را مطرح می کند؟» [اما پاسخ های نادرستی به آنها می دهد] آیا این فرد یک فعال سیاسی حزب لوپن در آلزاس بود؟ خیر، او یکی از نخست وزیران فرانسوا میتران [رئیس جمهور دست چپی فرانسه] بود. عقب افتاده های پشت صحنه نبودند که مراکز زندانی کردن مهاجران را ساختند و به دور از هرگونه حقوق و قوانین واقعی، امکان به دست آوردن مجوزهای لازم برای حضور در خاک فرانسه را ناممکن کرده اند، بلکه مسئولان سیاسی اند که چنین می کردند و می کنند.
وانگهی آیا واقعا مردم جان به لب رسیده حومه های فقیر شهری فرانسه هستند که امروز در سراسر جهان، ویزاهای این کشور را به صورت قطره چکانی به همه می دهند و در فرانسه برای پلیس، سهمیه های مشخص در اخراج مهاجران تعیین می کنند؟ تصویب قوانین پی در پی برای محدود کردن حقوق این مهاجران، به بهانه آنکه فرهنگ آنها با فرهنگ ما تناسب ندارد و حمله بردن به حق آزادی و برابری میلیون ها انسانی که در کشور ما زندگی می کنند، آیا کار «عوام» افسار گسیخته است یا کار مسئولان سیاسی؟
در پشت همه این فعالیت های قانونی به سادگی باید دولت را دید. همه حکومت های پی در پی در فرانسه از فرانسوا میتران چپ گرفته تا سارکوزی امروز. در این مورد بد نیست اشاره کنیم که لیونل ژوسپن نخست وزیر چپ فرانسه به محض رسیدن به قدرت اعلام کرد که به هیچ وجه قصد ندارد دست به لغو قوانین ضدخارجی ای بزند که شارل پاسکوا وزیر راست پیش از او، به تصویب رسانده بود؛ فرانسوا هولاند سوسیالیست هم امروز پیش از انتخابات اعلام می کند که پرونده خارجیان بدون مدارک شناسایی، در دوره او به همانگونه ای بررسی خواهند شد که در زمان سارکوزی می شدند. تداوم در یک سوگیری مشترک است که به اندیشه های ارتجاعی و نو-نژادپرستانه دامن می زنند و نه برعکس.
فکر نمی کنم کسی شک داشته باشد که من معتقد نباشم نیکلا سارکوزی و باندش همواره در خط نژاد پرستی فرهنگی قرار داشته اند، کسانی که همواره پرچم «برتری» تمدن گرانبهای ما در غرب را بلند کرده اند و دائما قوانینی بی پایان برای تبعیض به تصویب می رساننند که سختی آنها ما را دچار نومیدی می کند.
اما آنچه شگفت انگیز است، اینکه چپ ، هرگز با قدرت لازم بر نخاست تا در برابر چنین حرکات ارتجاعی ای قد علم کند. بلکه برعکس دائم اصرار داشت بگوید این نیاز به «امنیت» را «درک» می کند و هموراه بدون آنکه کوچکترین عذاب وجدانی به خود راه دهد به قوانینی رای داد که این یا آن زن [مسلمان] را به جرم اینکه موها یا بدنش را پوشانده است [حجاب] از فضای عمومی بیرون برانند.
نامزدهای چپ، همه جا در حال مبارزاتی سرسختانه بودند، اما نه علیه خرابکاری های سرمایه داری و دیکتاتوری بودجه های ریاضت کشانه آن، بلکه علیه کارگران بدون مجوز و نوجوانان خلافکار به خصوص اگر سیاه یا عرب باشند. در این حوزه، راست و چپ با یکدیگر در آمیخته و هرگونه اصولی را زیر پا گذاشتند. در حالی که این امر برای آنها که مجوزها از ایشان گرفته می شود نه یک دولت قانونی، بلکه یک دولت «فوق قانون»، یک دولت غیرقانونی، را تداعی می کند. آنها هستند که خود را در موقعیت عدم امنیت حس می کنند و نه فرانسوی های آسوده خاطر. به همین دلیل نیز به نظر من اگر قرار باشد کسی را، خدای ناکرده، اخراج کنیم بهتر است، پیش از هرکس، سیاستمداران خودمان را در صف اول قرار دهیم تا کارگران بسیار با وجدان و محترم مراکشی یا مالی را.
و در پشت همه اینها از بیست سال پیش تا امروز چه کسانی را می یابیم؟ چه کسانی بودند که اصطلاح درخشان «خطر اسلام» را آفریدند و ادعا کردند که این خطر جامعه زیبای غربی فرانسوی ما را از هم خواهد گسست؟ چه کسانی جز روشنفکران بودند که سرمقاله های پرشور روزنامه ها را با این سخنان انباشتند، کتاب های پرطمطراق نوشتنند و «پژوهش های اجتماعی» دستکاری شده را ارائه دادند؟ آیا همین روشنفکران بودند یا گروهی از بازنشستگان شهرستانی و کارگران کم سواد شهرهایی که کارخانه هایشان را از دست داده اند؟ کدام یک از این دو گروه بودند که با آزادی کامل به بحث «برخورد تمدن ها» دامن زدند و از «میثاق جمهوریت» سخن گفتند، کدام یک بودند که از تهدید شدن «لائیسیته» زیبای ما، از به خطر افتادن «فمینیسم» ما به وسیله زنان عرب سخن گفتند.
آیا درست است که تقصیر همه مسائل را بر دوش مسئولان راست افراطی بگذاریم که البته سود حاصل از این استدلال ها را از آن خود کرد بدون آنکه هرگز سخنی از کمک و مسئولیت سنگین «چپی» ها در این ماجرا چیزی بگوید. [آیا به جز آن بود که روشنفکران ما در استدلال های خود همچون] پشت صندوق نشینان سوپرمارکت ها [شغلی بسیار پایین در فرانسه] با هیجان از آن صحبت می کردند که عرب ها و سیاهان به خصوص جوانانشان نظام آموزش ما را خراب کرده اند، حومه های شهرهای ما را به فساد کشیده اند، آزادی های ما را به زیر سئوال برده اند، به زنان ما توهین می کنند. دائما گفته می شود که در اکیپ های فوتبال ما تعداد خارجی ها «بیش از اندازه» است، همان طور که در دوران جنگ درباره یهودیان از «بی رگ و ریشه» بودن آنها سخن گفته می شد و از خطری که از سوی آنها متوجه فرانسه جاودانه ای است که قصد نابودی اش را دارند. و در همه این سخنان کسی به نقش و کمک روشنفکران و «فیلسوف» های ما به این استدلال ها سخنی نمی گوید.
البته شکی نیست که گروهک های فاشیستی ظاهر شده اند که خود را طرفدار اسلام اعلام می کردند و کنند. اما گروهک های فاشیستی هم ظاهر شدند و می شوند که امروز به شدت از غرب و از مفهوم «مسیح – شاه» حمایت می کنند. آیا چنین واقعیتی مانع آن شد که روشنفکران ما همگی به موج اسلام هراسی بپیوندند و از تز «برتری» غرب و «ریشه»های تحسین برانگیز مسیحی در لائیسته ما سخن بگویند؟ همان لائیسته ای که مارین لوپن، در عمل به یکی از پرو پا قرص ترین طرفدارنش تبدیل شده است و بدین ترتیب مشخص کرده که ریشه های فکری اش از کجا آب می خورد.
در حقیقت روشنفکران بودند که خشونت ضد مردمی را ابداع کردند و آن را به طور خاص علیه جوانان شهرهای بزرگ هدایت کردند و این همان رمز حقیقی اسلام هراسی بود. و حکومت های ناتوان از ساختن جامعه ای مبتنی بر صلح مدنی و عدالت بودند که از خارجی ها، گوشت قربانی خود را برای انتخابات تهیه کردند، از عرب ها و خانواده هایشان، تا بتوانند انتخاب کنندگان سر درگم را به سوی خود جذب کنند. همچون همیشه نیز، فکر، ولو فکری جنایتبار پیش از قدرت از راه رسید و به افکار عمومی ای که به آنها نیاز داشت شکل داد. متاسفانه باید اذعان کرد روشنفکر بودن اغلب مقدمه ای بود برای وزیر شدن، وزیری که سپس خدمه خود را گرد خویش جمع می کرد.
کتاب، ولو کتابی که باید به دور انداخته شود، پیش از تصویری می آمد که به جای آنکه چیزی بیاموزد، آدم ها را گمراه می کرد و سی سال تلاش های صبورانه در نوشتار، انتقام جویی و رقابت های انتخاباتی بی آنکه اندیشه ای هدایتشان کند، ما به ازای مصیبت بار خود را در وجدان های خسته ای بروز داد که در رای دادن گوسفند وار تجلی می یافتند.
حال باید گفت، شرم بر این حکومت های پی در پی که همگی با یکدیگر رقابت داشتند که کدام بیشتر از مضامینی چون «امنیت» و «مسئله مهاجران» دفاع کنند! در حالی که مسئله اصلی شان همانگونه که به وضوح مشاهده می شد، سود رساندن به اقلیت های های اقتصادی بود؛ شرم بر روشنفکران نو- نژادپرست و ملی گرایان در پرده ای که رفته رفته و با سود بردن از خاموشی موقت اندیشه های آرمانشهرگرایه جامعه برابرخواه، گوش ها را از مزخرفات خود درباره خطر به اصطلاح «اسلامی» و احتمال تخریب «ارزش» های ما، پر می کنند!
آنها هستند که امروز باید پاسخگوی بالا گرفتن فاشیسم خزنده در کشور ما باشند، فاشیسمی که آن ها بدون وقفه به توسعه فکری اش یاری رسانده اند.
لوموند ۵ ماه مه ۲۰۱۲ - ۱۷ اردیبهشت ۱٣۹۱
منبع: سایت انسان شناسی و فرهنگ
anthropology.ir
درخواست آمريکا و اتحاديه اروپا از ايران برای رفع نگرانی های بين المللی
اتحاديه اروپا و آمريکا روز دوشنبه از ايران خواسته اند تا از فرصت
مذاکرات آتی با گروه ۱+۵ در بغداد و با آژانس بین المللی انرژی اتمی در
وین استفاده کرده و نگرانی های بين المللی را در خصوص برنامه هسته ايش
برطرف کند.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، نمايندگان اتحاديه اروپا، آمريکا و ايران روز دوشنبه دريک کنفرانس بين المللی در وين در خصوص معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای سخنرانی کردند.
رابرت وود، نماينده آمريکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی، در اين کنفرانس گفته است:« ما همچنان نگران پافشاری مداوم ايران در اجرا نکردن تعهدات خود در قبال پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای، از جمله تعهدات آژانس بين المللی انرژی اتمی و تعهدات در مورد قطعنامه های شورای امنيت هستيم.»
شورای امنيت سازمان ملل متحد تاکنون طی چهار قطعنامه تحريمی از ايران خواسته است تا فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را متوقف کرده و نگرانی های بين المللی در خصوص برنامه هسته ايش را رفع کند.
رابرت وود همچنين از ايران خواسته تا در مذاکرات بغداد «گام های عملی فوری» در راستای رفع نگرانی های بين المللی بردارد.
وی گفت: اين بر عهده ايران است تا با آژانس در خصوص راستی آزمايی در باره برنامه هسته ايش به طور کامل همکاری کند.
رابرت وود اضافه کرده است:ما نگرانيم از اين که ايران تاکنون به آژانس بين المللی انرژی اتمی اجازه دسترسی به سايت های مرتبط، اطلاعات، اسناد و افرادی که می تواند پرسش ها را در مورد برنامه هسته ايش بر طرف کنند، را نداده است.
در همين حال، اتحاديه اروپا نيز از ايران خواسته است تا در مذاکرات بغداد و وين بر سر برنامه هسته ایش به توافقی دست يابد.
ايران قرار است در روز های ۲۴ و ۲۵ ارديبهشت در وين با آژانس بين المللی انرژی اتمی مذاکره کند و در ۲۳ ماه مه در بغداد درچارچوب دور تازه گفت وگوهای خود با گروه ۱+۵ مذاکره کند.
ايران و کشورهای روسيه، آمريکا، بريتانيا، چين و فرانسه به همراه آلمان، کشورهای موسوم به گروه ۱+۵، دور تازه از مذاکرات هسته ای را پس از يک توقف ۱۵ ماهه در ۱۴ آوريل در استانبول برگزار کردند.
اتحاديه اروپا در بيانيه روز دوشنبه خود که در کنفرانس وين منتشر شد، از ايران خواسته تا درخواست های شورای امنيت سازمان ملل متحد را اجرا کرده و «به طور کامل با آژانس (بين المللی انرژی اتمی) همکاری کرده تا کليه مسايل باقی مانده، از جمله آن دسته از مسايلی که باعث نگرانی عميق درخصوص ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ايش شده را روشن کند.»
علی اصغر سلطانیه، نماينده ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی، نیز در این کنفرانس گفته است: تهران طبق مفاد معاهده ان پی تی بر جلوگيری از اشاعه سلاح های هسته ای تاکيد دارد.
در جریان دوره تازه مذاکرات استانبول، سعيد جليلی، مذاکرهکننده ارشد ايرانی و هم کاترين اشتون، نماينده ۱+۵ در این گفتوگوها ، تاکيد کردند که مبنای مذاکرات و نقشه راه آينده پرای حل مناقشه هسته ای ایران پيمان منع گسترش سلاحهای هستهای(انپیتی) خواهد بود.
ايران عضوی از پيمان انپیتی است و غنیسازی اورانيوم را بخشی از حقوق مندرج در انپیتی می داند. این در حالی است که شورای امنيت از ايران خواسته است تا غنیسازی اورانیوم تعلیق کند. ایران بار ها اعلام کرده است که غنی سازی اورانیوم را متوقف نمی کند.
کشورهای غربی که میگويند ايران اهداف نظامی را در برنامه اتمی خود دنبال میکند و خواستار توقف غنیسازی هستند. اين کشورها همچنين خواستار امضای پروتکلهای الحاقی انپیتی از سوی ايران هستند که در قطعنامههای شورای امنيت هم بازتاب يافته است.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، نمايندگان اتحاديه اروپا، آمريکا و ايران روز دوشنبه دريک کنفرانس بين المللی در وين در خصوص معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای سخنرانی کردند.
رابرت وود، نماينده آمريکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی، در اين کنفرانس گفته است:« ما همچنان نگران پافشاری مداوم ايران در اجرا نکردن تعهدات خود در قبال پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای، از جمله تعهدات آژانس بين المللی انرژی اتمی و تعهدات در مورد قطعنامه های شورای امنيت هستيم.»
شورای امنيت سازمان ملل متحد تاکنون طی چهار قطعنامه تحريمی از ايران خواسته است تا فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را متوقف کرده و نگرانی های بين المللی در خصوص برنامه هسته ايش را رفع کند.
رابرت وود همچنين از ايران خواسته تا در مذاکرات بغداد «گام های عملی فوری» در راستای رفع نگرانی های بين المللی بردارد.
وی گفت: اين بر عهده ايران است تا با آژانس در خصوص راستی آزمايی در باره برنامه هسته ايش به طور کامل همکاری کند.
رابرت وود اضافه کرده است:ما نگرانيم از اين که ايران تاکنون به آژانس بين المللی انرژی اتمی اجازه دسترسی به سايت های مرتبط، اطلاعات، اسناد و افرادی که می تواند پرسش ها را در مورد برنامه هسته ايش بر طرف کنند، را نداده است.
در همين حال، اتحاديه اروپا نيز از ايران خواسته است تا در مذاکرات بغداد و وين بر سر برنامه هسته ایش به توافقی دست يابد.
ايران قرار است در روز های ۲۴ و ۲۵ ارديبهشت در وين با آژانس بين المللی انرژی اتمی مذاکره کند و در ۲۳ ماه مه در بغداد درچارچوب دور تازه گفت وگوهای خود با گروه ۱+۵ مذاکره کند.
ايران و کشورهای روسيه، آمريکا، بريتانيا، چين و فرانسه به همراه آلمان، کشورهای موسوم به گروه ۱+۵، دور تازه از مذاکرات هسته ای را پس از يک توقف ۱۵ ماهه در ۱۴ آوريل در استانبول برگزار کردند.
اتحاديه اروپا در بيانيه روز دوشنبه خود که در کنفرانس وين منتشر شد، از ايران خواسته تا درخواست های شورای امنيت سازمان ملل متحد را اجرا کرده و «به طور کامل با آژانس (بين المللی انرژی اتمی) همکاری کرده تا کليه مسايل باقی مانده، از جمله آن دسته از مسايلی که باعث نگرانی عميق درخصوص ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ايش شده را روشن کند.»
علی اصغر سلطانیه، نماينده ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی، نیز در این کنفرانس گفته است: تهران طبق مفاد معاهده ان پی تی بر جلوگيری از اشاعه سلاح های هسته ای تاکيد دارد.
در جریان دوره تازه مذاکرات استانبول، سعيد جليلی، مذاکرهکننده ارشد ايرانی و هم کاترين اشتون، نماينده ۱+۵ در این گفتوگوها ، تاکيد کردند که مبنای مذاکرات و نقشه راه آينده پرای حل مناقشه هسته ای ایران پيمان منع گسترش سلاحهای هستهای(انپیتی) خواهد بود.
ايران عضوی از پيمان انپیتی است و غنیسازی اورانيوم را بخشی از حقوق مندرج در انپیتی می داند. این در حالی است که شورای امنيت از ايران خواسته است تا غنیسازی اورانیوم تعلیق کند. ایران بار ها اعلام کرده است که غنی سازی اورانیوم را متوقف نمی کند.
کشورهای غربی که میگويند ايران اهداف نظامی را در برنامه اتمی خود دنبال میکند و خواستار توقف غنیسازی هستند. اين کشورها همچنين خواستار امضای پروتکلهای الحاقی انپیتی از سوی ايران هستند که در قطعنامههای شورای امنيت هم بازتاب يافته است.
کره جنوبی: عربستان و امارات قول داده اند کمبود نفت ما را جبران کنند
«باک جائه ون»، وزیر دارائی کره جنوبی روز دوشنبه گفت عربستان سعودی و
امارات متحده عربی قول داده اند در صورتی که ایران تصمیم بگیرد صادرات خود
به کره جنوبی را قطع کرده و یا کاهش دهد، خلاء ایجاد شده را پر کنند و نفت
مورد نیاز سئول را تامین کنند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، وزیر دارائی کره جنوبی که برای دیدار با مقامات دولتی امارات متحده عربی در ابوظبی به سر می برد، روز دوشنبه گفت: «ما تعهد و قول لازم را دریافت کرده ایم و اگر به مسئله و یا مشکلی برخوردیم، برای تهیه نفت لازم خود مشکلی نخواهیم داشت.»
وی افزود در حال حاضر هیچ نوع کاهش یا کمبودی دیده نشده و نفت مورد نیاز کره جنوبی طبق روال گذشته تامین می شود.
به دنبال تحریم نفت ایران از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا که قرار است از تابستان سال جاری به طور رسمی آغاز شود، تعدادی از واردکنندگان نفت ایران از جمله سریلانکا به دنبال جایگزینی برای نفت ایران میگردند.
خبرگزاری رویترز گزارش میدهد چین از آغاز سال جدید واردات نفت خود از ایران را کاهش دادهاست. این کاهش در ماه ژانویه (دیماه) پنج درصد، در ماه فوریه (بهمن ماه) ۴۰ درصد و در ماه مارس (فروردین) واردات نفت چین از ایران ۴۵ درصد کاهش داشتهاست.
اتحادیه اروپا که مشتری ۱۸ درصد از نفت صادراتی ایران در سال ۲۰۱۱ بود، اعلام کرده است که از اول ماه ژوئیه، کمتر از دو ماه و نیم دیگر، واردات نفت از ایران را متوقف خواهد کرد.
اخیرا خرید نفت ایران توسط اسپانیا، آلمان، یونان، بریتانیا و فرانسه نیز به خاطر تحریمهای جدید اتحادیه اروپا علیه برنامه هستهای ایران و مشکلات بانکی بر سر راه پرداخت پول به ایران متوقف شده است.
از طرفی، طبق گزارش رویترز بر اساس آمارهای رسمی گمرکی، واردات نفت ایران توسط چین، ژاپن و کره جنوبی مجموعا از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون ۲۲ درصد کاهش داشته است.
آفریقای جنوبی که سال گذشته مشتری ۴ درصد از نفت صادراتی ایران بود، از اول ماه مارس واردات نفت از ایران را متوقف کرده و ترکیه، از اول ماه جاری، آوریل، از کاهش ۱۰ درصدی خرید نفت ایران، سالانه یک میلیون تن، خبر داد.
هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا در جريان سفر به هند از آن کشور خواست تا خريد نفت خام از ايران را کاهش داده و در مورد برنامه های هسته ای ايران به اعمال فشار به اين کشور ادامه دهد.
خانم کلينتون ضمن پذيرش اين نکته که هند برای کاهش واردات نفت از ايران گامهايی برداشته، افزود که دولت آمريکا خواستار گامهای بيشتری در اين زمينه است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، وزیر دارائی کره جنوبی که برای دیدار با مقامات دولتی امارات متحده عربی در ابوظبی به سر می برد، روز دوشنبه گفت: «ما تعهد و قول لازم را دریافت کرده ایم و اگر به مسئله و یا مشکلی برخوردیم، برای تهیه نفت لازم خود مشکلی نخواهیم داشت.»
وی افزود در حال حاضر هیچ نوع کاهش یا کمبودی دیده نشده و نفت مورد نیاز کره جنوبی طبق روال گذشته تامین می شود.
به دنبال تحریم نفت ایران از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا که قرار است از تابستان سال جاری به طور رسمی آغاز شود، تعدادی از واردکنندگان نفت ایران از جمله سریلانکا به دنبال جایگزینی برای نفت ایران میگردند.
خبرگزاری رویترز گزارش میدهد چین از آغاز سال جدید واردات نفت خود از ایران را کاهش دادهاست. این کاهش در ماه ژانویه (دیماه) پنج درصد، در ماه فوریه (بهمن ماه) ۴۰ درصد و در ماه مارس (فروردین) واردات نفت چین از ایران ۴۵ درصد کاهش داشتهاست.
اتحادیه اروپا که مشتری ۱۸ درصد از نفت صادراتی ایران در سال ۲۰۱۱ بود، اعلام کرده است که از اول ماه ژوئیه، کمتر از دو ماه و نیم دیگر، واردات نفت از ایران را متوقف خواهد کرد.
اخیرا خرید نفت ایران توسط اسپانیا، آلمان، یونان، بریتانیا و فرانسه نیز به خاطر تحریمهای جدید اتحادیه اروپا علیه برنامه هستهای ایران و مشکلات بانکی بر سر راه پرداخت پول به ایران متوقف شده است.
از طرفی، طبق گزارش رویترز بر اساس آمارهای رسمی گمرکی، واردات نفت ایران توسط چین، ژاپن و کره جنوبی مجموعا از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون ۲۲ درصد کاهش داشته است.
آفریقای جنوبی که سال گذشته مشتری ۴ درصد از نفت صادراتی ایران بود، از اول ماه مارس واردات نفت از ایران را متوقف کرده و ترکیه، از اول ماه جاری، آوریل، از کاهش ۱۰ درصدی خرید نفت ایران، سالانه یک میلیون تن، خبر داد.
هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا در جريان سفر به هند از آن کشور خواست تا خريد نفت خام از ايران را کاهش داده و در مورد برنامه های هسته ای ايران به اعمال فشار به اين کشور ادامه دهد.
خانم کلينتون ضمن پذيرش اين نکته که هند برای کاهش واردات نفت از ايران گامهايی برداشته، افزود که دولت آمريکا خواستار گامهای بيشتری در اين زمينه است.
احمدینژاد: مصوبه نظارت بر رفتار نمايندگان مغاير قانون اساسی است
محمود احمدی نژاد ، رييس جمهوری ايران، در نامهای خطاب به آيت الله
محمود هاشمی شاهرودی، رييس هيات عالی حل اختلاف و تنظيم روابط قوا، گفته
است مصوبه مجلس درباره «نظارت بر رفتار نمايندگان» مغاير قانون اساسی است.
احمد توکلی، نماينده مجلس در واکنش به این نامه گفته که وی «از حدود ریيس
جمهور پا را فراتر» گذاشته است.
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، در این نامه که روز دوشنبه منتشرشده، محمود احمدی نژاد تصريح کرده است: «اين مصوبه به دليل ايجاد تبعيض بين آحاد مردم و نمايندگان آن ها، اعطای درجه ای از مصونيت پارلمانی و تعليق رسيدگی قضايی به نمايندگان مجلس يا تجاوز به منافع عمومی برای اعمال حق آزادی بيان و رای، مغاير قانون اساسی است.»
۵۵ نماينده مجلس ارائه در سال ۱۳۸۹ در راستای «اقدام عملی» در پاسخ به اظهارات آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، طرح «نظارت بر رفتار نمايندگان مجلس» را ارائه کردند. این طرح ابتدا در مهرماه سال گذشته در مجلس تصویب شد و سپس بارفع برخی ايرادات شورای نگهبان آن را تصويب کرد.
اين قانون از آغاز با برخی از مخالفت ها مواجه بود. مهدی کروبی، يکی از معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری ايران در سال ۱۳۸۸و نیز رییس مجلس ششم شورای اسلامی ضمن هشدار در خصوص اين طرح گفته بود: تصويب «نظارت بر رفتار نمايندگان مجلس» به معنای پايان نهاد مجلس در جمهوری اسلامی است.
آن گونه که رسانه های ایران گزارش داده اند، محمود احمدی نژاد پس از تصویب این قانون توسط شورای نگهبان از ابلاغ آن در مهلت قانونی خودداری کرد و در نهایت علی لاريجانی، ریيس مجلس، آن را ابلاغ کرد.
محمود احمدی نژاد در اين نامه گفته است:« صرف نظر از ميزان کارآمدی و يا ساير وجوه مصوبه مذکور به استحضار میرساند تبصره یکم ماده ۹ که تشخيص مصاديق اصل ۸۶ قانون را به عهده هياتی از نمايندگان مجلس قرار داده است، آشکارا مخالف اصول متعدد قانون اساسی است؛ چراکه طبق قواعد شناخته شده اگر نمايندهای در اظهارنظر خود حقوق ديگران را نقض کند و يا مرتکب توهين يا تهمت يا افترا شود اين امر قابل رسيدگی در مرجع قضايی است.»
محمود احمدی نژاد اضافه کرده است: «در تبصره دوم مصوبه فوق علاوه بر دادن اختيار انحصاری رسيدگی به اظهارنظرها به هياتی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی، ضمانت اجرا نيز تعيين شده و هر مرجع قضايی که بدون رعايت ترتيب اين ماده رسيدگی نمايد مستوجب مجازات انتظامی از درجه پنج تا هفت معرفی شده است.»
اين در حالي است که احمد توکلی، ریيس مرکز پژوهش های مجلس، روز دوشنبه با ابراز تاسف از اقدام محمود احمدی در نوشتن و ارسال نامه به محمود هاشمی شاهرودی گفته است: «بهتر است آقای احمدی نژاد به جای پافشاری در رای که معنای بدی دارد، تسليم قانون اساسی باشد و دست از لجاجت بردارد.»
به گزارش خبرگزاری مهر، احمد توکلی در ادامه گفته است: «باعث تعجب و تاسف بسيار است که آقای ریيس جمهور به رغم وجود دلايل آشکار همچنان بر نظر غير قانونی خود اصرار دارد و از حدود رئيس جمهور پا را فراتر می گذارد.»
اين نماينده مجلس هشتم افزوده است: «اين که قانون نظارت بر نمايندگان خوب است يا بد و وافی به مقصود برای مهار تخلفات احتمالی نمايندگان است يا نه يک موضوع است، اين که ریيس جمهوری به خود حق دهد درباره يک قانون که به تاييد شورای نگهبان رسيده است قضاوت کند امر ديگری است.»
احمد توکلی در ادامه نقش هيات عالی حل اختلاف و تنظيم روابط قوا را مشورتی دانسته است و معتقد است این هیات نمی تواند بين اختلافات قوا حکميت کند.
وی گفته است:« هياتی که آيت الله شاهرودی به حکم رهبر انقلاب برای مشاوره در امر موارد مورد اختلاف تشکيل داده ، شان مشورتی دارد و اين موضوع به صراحت در حکم رهبری آمده و قوای سه گانه اختلاف خود را بايد نزد مقام معظم رهبری مطرح کنند و اگر ايشان خواستند از نظر مشورتی هيئت حل اختلاف قوا بهره مند خواهند شد.»
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، در این نامه که روز دوشنبه منتشرشده، محمود احمدی نژاد تصريح کرده است: «اين مصوبه به دليل ايجاد تبعيض بين آحاد مردم و نمايندگان آن ها، اعطای درجه ای از مصونيت پارلمانی و تعليق رسيدگی قضايی به نمايندگان مجلس يا تجاوز به منافع عمومی برای اعمال حق آزادی بيان و رای، مغاير قانون اساسی است.»
۵۵ نماينده مجلس ارائه در سال ۱۳۸۹ در راستای «اقدام عملی» در پاسخ به اظهارات آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، طرح «نظارت بر رفتار نمايندگان مجلس» را ارائه کردند. این طرح ابتدا در مهرماه سال گذشته در مجلس تصویب شد و سپس بارفع برخی ايرادات شورای نگهبان آن را تصويب کرد.
اين قانون از آغاز با برخی از مخالفت ها مواجه بود. مهدی کروبی، يکی از معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری ايران در سال ۱۳۸۸و نیز رییس مجلس ششم شورای اسلامی ضمن هشدار در خصوص اين طرح گفته بود: تصويب «نظارت بر رفتار نمايندگان مجلس» به معنای پايان نهاد مجلس در جمهوری اسلامی است.
آن گونه که رسانه های ایران گزارش داده اند، محمود احمدی نژاد پس از تصویب این قانون توسط شورای نگهبان از ابلاغ آن در مهلت قانونی خودداری کرد و در نهایت علی لاريجانی، ریيس مجلس، آن را ابلاغ کرد.
محمود احمدی نژاد در اين نامه گفته است:« صرف نظر از ميزان کارآمدی و يا ساير وجوه مصوبه مذکور به استحضار میرساند تبصره یکم ماده ۹ که تشخيص مصاديق اصل ۸۶ قانون را به عهده هياتی از نمايندگان مجلس قرار داده است، آشکارا مخالف اصول متعدد قانون اساسی است؛ چراکه طبق قواعد شناخته شده اگر نمايندهای در اظهارنظر خود حقوق ديگران را نقض کند و يا مرتکب توهين يا تهمت يا افترا شود اين امر قابل رسيدگی در مرجع قضايی است.»
محمود احمدی نژاد اضافه کرده است: «در تبصره دوم مصوبه فوق علاوه بر دادن اختيار انحصاری رسيدگی به اظهارنظرها به هياتی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی، ضمانت اجرا نيز تعيين شده و هر مرجع قضايی که بدون رعايت ترتيب اين ماده رسيدگی نمايد مستوجب مجازات انتظامی از درجه پنج تا هفت معرفی شده است.»
اين در حالي است که احمد توکلی، ریيس مرکز پژوهش های مجلس، روز دوشنبه با ابراز تاسف از اقدام محمود احمدی در نوشتن و ارسال نامه به محمود هاشمی شاهرودی گفته است: «بهتر است آقای احمدی نژاد به جای پافشاری در رای که معنای بدی دارد، تسليم قانون اساسی باشد و دست از لجاجت بردارد.»
به گزارش خبرگزاری مهر، احمد توکلی در ادامه گفته است: «باعث تعجب و تاسف بسيار است که آقای ریيس جمهور به رغم وجود دلايل آشکار همچنان بر نظر غير قانونی خود اصرار دارد و از حدود رئيس جمهور پا را فراتر می گذارد.»
اين نماينده مجلس هشتم افزوده است: «اين که قانون نظارت بر نمايندگان خوب است يا بد و وافی به مقصود برای مهار تخلفات احتمالی نمايندگان است يا نه يک موضوع است، اين که ریيس جمهوری به خود حق دهد درباره يک قانون که به تاييد شورای نگهبان رسيده است قضاوت کند امر ديگری است.»
احمد توکلی در ادامه نقش هيات عالی حل اختلاف و تنظيم روابط قوا را مشورتی دانسته است و معتقد است این هیات نمی تواند بين اختلافات قوا حکميت کند.
وی گفته است:« هياتی که آيت الله شاهرودی به حکم رهبر انقلاب برای مشاوره در امر موارد مورد اختلاف تشکيل داده ، شان مشورتی دارد و اين موضوع به صراحت در حکم رهبری آمده و قوای سه گانه اختلاف خود را بايد نزد مقام معظم رهبری مطرح کنند و اگر ايشان خواستند از نظر مشورتی هيئت حل اختلاف قوا بهره مند خواهند شد.»
از هر چهار کاربر فيس بوک يک نفر دروغ می گويد
حدود ۲۵ درصد از مشترکان و کاربران شبکه اجتماعی فيس بوک در مورد اطلاعات
و مشخصات فردی خود دروغ می گويند و دليل اصلی آن نه فقط خودنمايی و بزرگ
نمايی بلکه در مواردی به خاطر حفاظت از اطلاعات خصوصی است.
شبکه خبری سی ان ان می نويسد که در روزهای اخير گزارشی تحت عنوان « فيس بوک و حريم خصوصی» منتشر شده که در آن روشهای کاربران فيس بوک در زمينه انتشار و اشتراک اطلاعات شخصی آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
براساس نظرسنجی و سرشماری که از دو هزار خانواده آمريکايی صورت گرفته، حدود ۲۵ درصد از کاربران می گويند که به خاطر حفاظت از اطلاعات خصوصی خود مطالبی که در صفحه فيس بوک منتشر می کنند غيرواقعی است. ميزان کسانی که اين کار را می کنند در سرشماری که دوسال پيش انجام شده فقط ۱۰ درصد بود.
نهاد فعال در زمينه حقوق مصرف کنندگان و کاربران شبکه های اجتماعی که اين تحقيقات را انجام داده می گويد دليل افزايش انتشار مطالب غير واقعی روی اين شبکه اجتماعی نگرانی کاربران در مورد اطلاعات خصوصی آنهاست . براساس يافته های اين گزارش بسياری از کاربران خواستار تنظيم و تصويب يک قانون جامع برای حفاظت از اطلاعات خصوصی افراد هستند که تمام موسسات و شرکتهای ارتباطی و تجاری را از جستجو و رديابی اطلاعات خصوصی افراد منع کند.
شبکه خبری سی ان ان می افزايد که حفاظت از حريم و اطلاعات خصوصی افراد محدوديت های زيادی دارد. به عنوان مثال طبق مقررات فيس بوک مشترکان بايد نام واقعی خود را ثبت کرده و حتی اگر از يک آدرس ای ميل ساختگی استفاده کنند باز هم آن آدرس با نام و مشخصات اصلی فرد مشترک مرتبط خواهد بود.
برخی از مشترکان شبکه فيس بوک برای جلوگيری از دسترسی ديگران به خصوص کارفرمايان به اطلاعات شخصی آنها، صفحه فيس بوک خود را با اسم ناقض خود ثبت کرده و يا تاريخ تولد خود را تغيير داده اند تا از سرقت اطلاعات شخصی آنها توسط سارقان اينترنتی جلوگيری کنند.
طبق يافته های اين نظرسنجی علاوه بر حفاظت از حريم خصوصی و اطلاعات شخصی ، کاربران به دلايل ديگری اطلاعات غيرواقعی در صفحات فيس بوک خود منتشر می کنند.
اين دلايل عبارتند از عدم نشر اطلاعاتی که در صورت افشای آن ممکن است دردسر آفرين باشد، در مواردی که نام حرفه ای هر فرد با نام واقعی اش يکسان نيست و بالاخره در مواردی که کاربران صرفا برای شوخی و گمراه کردن ديگران اطلاعات نادرست می دهند.
با اين همه به نظر می رسد که هنوز هم اکثريت بزرگی از کاربران فيس بوک اطلاعات درستی در مورد خود منتشر می کنند. به گفته برخی از کارشناسان، شبکه های اجتماعی نظير فيس بوک چنان پر طرفدار و گسترده شده اند و ميزان رد و بدل شدن اطلاعات شخصی آنقدر پر دامنه شده است که در نهايت خصوصيات و اطلاعات شخصی کاربران را برملا می کند.
شبکه خبری سی ان ان می نويسد که در روزهای اخير گزارشی تحت عنوان « فيس بوک و حريم خصوصی» منتشر شده که در آن روشهای کاربران فيس بوک در زمينه انتشار و اشتراک اطلاعات شخصی آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
براساس نظرسنجی و سرشماری که از دو هزار خانواده آمريکايی صورت گرفته، حدود ۲۵ درصد از کاربران می گويند که به خاطر حفاظت از اطلاعات خصوصی خود مطالبی که در صفحه فيس بوک منتشر می کنند غيرواقعی است. ميزان کسانی که اين کار را می کنند در سرشماری که دوسال پيش انجام شده فقط ۱۰ درصد بود.
نهاد فعال در زمينه حقوق مصرف کنندگان و کاربران شبکه های اجتماعی که اين تحقيقات را انجام داده می گويد دليل افزايش انتشار مطالب غير واقعی روی اين شبکه اجتماعی نگرانی کاربران در مورد اطلاعات خصوصی آنهاست . براساس يافته های اين گزارش بسياری از کاربران خواستار تنظيم و تصويب يک قانون جامع برای حفاظت از اطلاعات خصوصی افراد هستند که تمام موسسات و شرکتهای ارتباطی و تجاری را از جستجو و رديابی اطلاعات خصوصی افراد منع کند.
شبکه خبری سی ان ان می افزايد که حفاظت از حريم و اطلاعات خصوصی افراد محدوديت های زيادی دارد. به عنوان مثال طبق مقررات فيس بوک مشترکان بايد نام واقعی خود را ثبت کرده و حتی اگر از يک آدرس ای ميل ساختگی استفاده کنند باز هم آن آدرس با نام و مشخصات اصلی فرد مشترک مرتبط خواهد بود.
برخی از مشترکان شبکه فيس بوک برای جلوگيری از دسترسی ديگران به خصوص کارفرمايان به اطلاعات شخصی آنها، صفحه فيس بوک خود را با اسم ناقض خود ثبت کرده و يا تاريخ تولد خود را تغيير داده اند تا از سرقت اطلاعات شخصی آنها توسط سارقان اينترنتی جلوگيری کنند.
طبق يافته های اين نظرسنجی علاوه بر حفاظت از حريم خصوصی و اطلاعات شخصی ، کاربران به دلايل ديگری اطلاعات غيرواقعی در صفحات فيس بوک خود منتشر می کنند.
اين دلايل عبارتند از عدم نشر اطلاعاتی که در صورت افشای آن ممکن است دردسر آفرين باشد، در مواردی که نام حرفه ای هر فرد با نام واقعی اش يکسان نيست و بالاخره در مواردی که کاربران صرفا برای شوخی و گمراه کردن ديگران اطلاعات نادرست می دهند.
با اين همه به نظر می رسد که هنوز هم اکثريت بزرگی از کاربران فيس بوک اطلاعات درستی در مورد خود منتشر می کنند. به گفته برخی از کارشناسان، شبکه های اجتماعی نظير فيس بوک چنان پر طرفدار و گسترده شده اند و ميزان رد و بدل شدن اطلاعات شخصی آنقدر پر دامنه شده است که در نهايت خصوصيات و اطلاعات شخصی کاربران را برملا می کند.
۱۰ نکته درباره فرانسوا اولاند
سايت فرانسوی «رو ۸۹»، گذشته فرانسوا اولاند، ریيس جمهوری فرانسه، را زير ذره بين گذاشته و نکات جالبی را منتشر کرده است.
۱-اجداد هلندی: نام فرانسوا اولاند از کجا می آيد؟ اگر فرانسوی ها H
را تلفظ می کردند، فاميل وی هلند يا هلاند خوانده می شد. اجداد وی از شورشيان کلوينيست هلندی هستند که در قرن شانزدهم توسط اسپانيايی ها سرکوب شدند. آنها سپس به «پاد کاله» آمدند. ورود اولين «اولاند» به سال ۱۵۶۹ بازمی گردد.
۲-مدرسه مسيحيان: دومين رئيس جمهور سوسياليست فرانسه از سن چهار تا ۱۱ سالگی به مدرسه ای تحت مديريت کشيش های کاتوليک در «روئن» رفته است.
۳-پدر راست افراطی، مادر متمايل به چپ: جورج اولاند، پدر فرانسوا اولاند، از هواداران راست افراطی بوده و دو بار در انتخابات شهرداری کانديدا شد و شکست خورد. دکتر جورج اولاند ریيس کلينيک «گوش، حلق و بينی» بود. مادر فرانسوا تمايل به چپ داشت.
۴-همکلاسی های هنرپيشه: اولاند در سن ۱۴ سالگی به همراه خانواده اش از روئن به «نوی سور سن» تغییر مکان داد. در مدرسه جديد «کريستين کلاويه»، «تری لرميت» که از هنرپيشه های معروف سينمای فرانسه بودند با وی همکلاسی و دوست بودند. زمانی که همکلاسی های وی گروه «اسپلانديد» را آغاز کردند، اولاند چون آدمی جدی بود، به آنها نپيوست.
۵-هوادار کمونيست ها: فرانسوا اولاند در دانشگاه و زمان تحصيل در رشته علوم سياسی، به کمونيست ها تمايل داشته ولی الگوی وی فرانسوا ميتران بود که در آن زمان برنامه مشترکی با کمونيست ها برای فرانسه در دست تهيه داشت.
۶- دوست دختر کارساز: دومينيک روبر، دوست دختر فرانسوا اولاند در دانشکده علوم سیاسی بود. دايی وی که از نزديکان فرانسوا ميتران بود، اولاند را در سن ۱۹ سالگی به سوسياليست ها نزديک می کند.
۷-خدمت سربازی: فرانسوا اولاند برای مشکل بينايی از خدمت سربازی معاف شده بود ولی وی تمام سعی خود را کرد تا اين تصميم را که می توانست مانعی در راه پيشرفت سياسی وی باشد، باطل کند و به سربازی برود.
۸-لابرادور ميتران: در سال ۱۹۸۱، فرانسوا ميتران، فرانسوا اولاند ۲۶ ساله را برای رقابت با شيراک وارد ميدان انتخاباتی پارلمانی می کند. شيراک با طعنه می گويد فرانسوا اولاند از لابرادور (سگ) فرانسوا ميتران کمتر شناخته شده است.
۹-ورود به اليزه: ژاک آتالی، مشاور ميتران، فرانسوا اولاند را به عنوان يکی از دستياران غير رسمی خود وارد اليزه می کند. ديگر دستيار وی کسی نبود جز سگولن رويال.
۱۰-دوشيزه يخی: فرانسوا اولاند و دوستانش در دانشگاه سگولن رويال را به خاطر بورژوا بودن و تعلق به خانوادهای اشرافی، دوشيزه يخی می خواندند. مدتی بعد اين دو نفر با يکديگر دوست شده و سال ها زندگی مشترک داشتند ولی هرگز به طور رسمی با هم ازدواج نکردند.
۱-اجداد هلندی: نام فرانسوا اولاند از کجا می آيد؟ اگر فرانسوی ها H
را تلفظ می کردند، فاميل وی هلند يا هلاند خوانده می شد. اجداد وی از شورشيان کلوينيست هلندی هستند که در قرن شانزدهم توسط اسپانيايی ها سرکوب شدند. آنها سپس به «پاد کاله» آمدند. ورود اولين «اولاند» به سال ۱۵۶۹ بازمی گردد.
۲-مدرسه مسيحيان: دومين رئيس جمهور سوسياليست فرانسه از سن چهار تا ۱۱ سالگی به مدرسه ای تحت مديريت کشيش های کاتوليک در «روئن» رفته است.
۳-پدر راست افراطی، مادر متمايل به چپ: جورج اولاند، پدر فرانسوا اولاند، از هواداران راست افراطی بوده و دو بار در انتخابات شهرداری کانديدا شد و شکست خورد. دکتر جورج اولاند ریيس کلينيک «گوش، حلق و بينی» بود. مادر فرانسوا تمايل به چپ داشت.
۴-همکلاسی های هنرپيشه: اولاند در سن ۱۴ سالگی به همراه خانواده اش از روئن به «نوی سور سن» تغییر مکان داد. در مدرسه جديد «کريستين کلاويه»، «تری لرميت» که از هنرپيشه های معروف سينمای فرانسه بودند با وی همکلاسی و دوست بودند. زمانی که همکلاسی های وی گروه «اسپلانديد» را آغاز کردند، اولاند چون آدمی جدی بود، به آنها نپيوست.
۵-هوادار کمونيست ها: فرانسوا اولاند در دانشگاه و زمان تحصيل در رشته علوم سياسی، به کمونيست ها تمايل داشته ولی الگوی وی فرانسوا ميتران بود که در آن زمان برنامه مشترکی با کمونيست ها برای فرانسه در دست تهيه داشت.
۶- دوست دختر کارساز: دومينيک روبر، دوست دختر فرانسوا اولاند در دانشکده علوم سیاسی بود. دايی وی که از نزديکان فرانسوا ميتران بود، اولاند را در سن ۱۹ سالگی به سوسياليست ها نزديک می کند.
۷-خدمت سربازی: فرانسوا اولاند برای مشکل بينايی از خدمت سربازی معاف شده بود ولی وی تمام سعی خود را کرد تا اين تصميم را که می توانست مانعی در راه پيشرفت سياسی وی باشد، باطل کند و به سربازی برود.
۸-لابرادور ميتران: در سال ۱۹۸۱، فرانسوا ميتران، فرانسوا اولاند ۲۶ ساله را برای رقابت با شيراک وارد ميدان انتخاباتی پارلمانی می کند. شيراک با طعنه می گويد فرانسوا اولاند از لابرادور (سگ) فرانسوا ميتران کمتر شناخته شده است.
۹-ورود به اليزه: ژاک آتالی، مشاور ميتران، فرانسوا اولاند را به عنوان يکی از دستياران غير رسمی خود وارد اليزه می کند. ديگر دستيار وی کسی نبود جز سگولن رويال.
۱۰-دوشيزه يخی: فرانسوا اولاند و دوستانش در دانشگاه سگولن رويال را به خاطر بورژوا بودن و تعلق به خانوادهای اشرافی، دوشيزه يخی می خواندند. مدتی بعد اين دو نفر با يکديگر دوست شده و سال ها زندگی مشترک داشتند ولی هرگز به طور رسمی با هم ازدواج نکردند.
کتابخانه ملی اسرائیل قصد دارد کپی دستنوشتههای کافکا را از طریق
اینترنت در اختیار عموم قرار دهد. در مورد بخشی از اصل این اسناد یک دعوای
حقوقی در جریان است که دادگاهی در تلآویو به آن رسیدگی میکند.
دعوای حقوقی بر سر میراث نویسندهی یهودیتبار آلمانیزبان، فرانتس کافکا
وارد مرحلهی نهایی میشود. کتابخانه ملی اسرائیل، دو دختر استر هوفه،
منشی وصی کافکا و آرشیو ادبی آلمان طرفهای این دعوا هستند.
دادستان دادگاهی در تلآویو که به این پرونده رسیدگی میکند، دستنوشتههای به جا مانده از کافکا را میراث ملی اسرائیلیان خوانده که باید در اختیار کتابخانه ملی این کشور قرار گیرد.
میراث کافکا در بانکهای سوئیس و تلآویو
فرانتس کافکا در ابتدای دههی دوم قرن بیستم میلادی دستنوشتههای خود را به دوست نزدیکش ماکس برود سپرد و از او خواست پس از مرگش آنها را بسوزاند. کافکا که یکی از پایهگذاران ادبیات مدرن جهان محسوب میشود، در سال ۱۹۲۴ در چهل سالگی درگذشت.
هنگام مرگ زودرس کافکا هنوز بسیاری از آثارش از جمله رمانهای قصر و محاکمه منتشر نشده بود و اگر ماکس برود به وصیت دوستش عمل میکرد، این کتابها از میان میرفت.
در پی قدرتگیری نازیها در آلمان و گسترش آزار و تعقیب یهودیان ماکس برود ۱۹۳۹ پراگ را به مقصد تلآویو ترک کرد و دستنوشتههای کافکا را نیز با خود به اسرائیل برد.
با مرگ وصی کافکا در سال ۱۹۶۸ این دستنوشتههای در اختیار منشی برود، استر هوفه قرار گرفت. از حدود نیم قرن پیش بخشی از میراث کافکا در صندوق امانت بانک "یو بی اس" سوئیس و بخشی دیگر در بانکی در تلآویو نگهداری میشود.
۲ میلیون دلار برای دستنوشتهی محاکمه
استر هوفه پس از مرگ ماکس برود مقداری از دستنوشتههای کافکا را، بعضا به بهای گزافی فروخت. دستنویس محاکمه از این جمله است که در سال ۱۹۸۸ میلادی به قیمت دو میلیون دلار به آرشیو ادبی آلمان در شهر مارباخ فروخته شد. کتابخانه ملی اسرائیل در تلاش است، جلوی فروش دیگر آثار به جا مانده از کافکا و انتقال آنها به خارج را بگیرد.
ظاهرا استر هوفه که سال ۲۰۰۷ در ۱۰۱ سالگی درگذشت، نوشتهای از ماکس برود متعلق به سال ۱۹۴۵ در اختیار داشته که در آن دستنوشتههای کافکا به او هدیه شده است. دو دختر استر هوفه بر این اساس خود را وارثان این گنجینه میدانند.
کتابخانه ملی اسرائیل از حدود دو سال پیش در صدد باز پس گرفتن دستنویس «محاکمه» شده است. روزنامه اسرائیلی هاآرتص روز یکشنبه (۱۷ اردیبهشت/ ۶ مه) نوشت که دادگاهی که رسیدگی به این پرونده را برعهده دارد هنوز حکم نهایی را صادر نکرده است.
این روزنامه از قول دادستان کل اسرائیل، یهودا وایناشتین میافزاید که
آرشیو ماکس برود و دستنوشتههای کافکا میراث فرهنگی یهودیان محسوب میشوند
و باید در کتابخانه ملی اسرائیل نگهداری شوند.
دستنوشتههای ناشناختهی کافکا
اورن واینبرگ، رئیس کتابخانهی یاد شده، وعده داده که به محض در اختیار گرفتن تمام اسنادی که در بانکهای اسرائیل و سوئیس نگهداری میشود، نسخهی دیجیتالی آنها را برای استفادهی عموم در اینترنت منتشر کند. همزمان با این تحولات، خبرگزاری آلمان روز دوشنبه (۷ ماه مه) گزارش داد که پروژهی دیگری برای دیجیتالی کردن پنج هزار صفحه از دستنوشتههای کافکا آغاز شده است.
بنابر این گزارش این پروژه دستنوشتههایی از کافکا را در بر میگیرد که در آرشیو ادبی آلمان و کتابخانهی اکسفورد بریتانیا نگهداری میشود. چند بنیاد و موسسه دانشگاهی آلمانی با این برنامه همکاری میکنند. گفته میشود با انتشار نسخه دیجیتالی دستنوشتههای کافکا کار پژوهشگران تسهیل خواهد شد.
تقریبا تمام آثار به جا مانده از کافکا که در آلمان و بریتانیا نگهداری میشوند، پیش از این به چاپ رسیدهاند. در میان اسنادی که دعوای حقوقی بر سر آنها ادامه دارد نوشتهها و طرحهای ناشناختهای از فرانتس کافکا وجود دارد. تابستان سال ۲۰۱۰ با حکم یک قاضی اسرائیلی صندوقهای موجود در سوئیس در حضور تعدادی از کافکاشناسان باز شد تا محتویات آنها را صورتبرداری کنند و به دادگاه گزارش دهند.
دادستان دادگاهی در تلآویو که به این پرونده رسیدگی میکند، دستنوشتههای به جا مانده از کافکا را میراث ملی اسرائیلیان خوانده که باید در اختیار کتابخانه ملی این کشور قرار گیرد.
میراث کافکا در بانکهای سوئیس و تلآویو
فرانتس کافکا در ابتدای دههی دوم قرن بیستم میلادی دستنوشتههای خود را به دوست نزدیکش ماکس برود سپرد و از او خواست پس از مرگش آنها را بسوزاند. کافکا که یکی از پایهگذاران ادبیات مدرن جهان محسوب میشود، در سال ۱۹۲۴ در چهل سالگی درگذشت.
هنگام مرگ زودرس کافکا هنوز بسیاری از آثارش از جمله رمانهای قصر و محاکمه منتشر نشده بود و اگر ماکس برود به وصیت دوستش عمل میکرد، این کتابها از میان میرفت.
در پی قدرتگیری نازیها در آلمان و گسترش آزار و تعقیب یهودیان ماکس برود ۱۹۳۹ پراگ را به مقصد تلآویو ترک کرد و دستنوشتههای کافکا را نیز با خود به اسرائیل برد.
با مرگ وصی کافکا در سال ۱۹۶۸ این دستنوشتههای در اختیار منشی برود، استر هوفه قرار گرفت. از حدود نیم قرن پیش بخشی از میراث کافکا در صندوق امانت بانک "یو بی اس" سوئیس و بخشی دیگر در بانکی در تلآویو نگهداری میشود.
۲ میلیون دلار برای دستنوشتهی محاکمه
استر هوفه پس از مرگ ماکس برود مقداری از دستنوشتههای کافکا را، بعضا به بهای گزافی فروخت. دستنویس محاکمه از این جمله است که در سال ۱۹۸۸ میلادی به قیمت دو میلیون دلار به آرشیو ادبی آلمان در شهر مارباخ فروخته شد. کتابخانه ملی اسرائیل در تلاش است، جلوی فروش دیگر آثار به جا مانده از کافکا و انتقال آنها به خارج را بگیرد.
ظاهرا استر هوفه که سال ۲۰۰۷ در ۱۰۱ سالگی درگذشت، نوشتهای از ماکس برود متعلق به سال ۱۹۴۵ در اختیار داشته که در آن دستنوشتههای کافکا به او هدیه شده است. دو دختر استر هوفه بر این اساس خود را وارثان این گنجینه میدانند.
کتابخانه ملی اسرائیل از حدود دو سال پیش در صدد باز پس گرفتن دستنویس «محاکمه» شده است. روزنامه اسرائیلی هاآرتص روز یکشنبه (۱۷ اردیبهشت/ ۶ مه) نوشت که دادگاهی که رسیدگی به این پرونده را برعهده دارد هنوز حکم نهایی را صادر نکرده است.
دستنوشتههای ناشناختهی کافکا
اورن واینبرگ، رئیس کتابخانهی یاد شده، وعده داده که به محض در اختیار گرفتن تمام اسنادی که در بانکهای اسرائیل و سوئیس نگهداری میشود، نسخهی دیجیتالی آنها را برای استفادهی عموم در اینترنت منتشر کند. همزمان با این تحولات، خبرگزاری آلمان روز دوشنبه (۷ ماه مه) گزارش داد که پروژهی دیگری برای دیجیتالی کردن پنج هزار صفحه از دستنوشتههای کافکا آغاز شده است.
بنابر این گزارش این پروژه دستنوشتههایی از کافکا را در بر میگیرد که در آرشیو ادبی آلمان و کتابخانهی اکسفورد بریتانیا نگهداری میشود. چند بنیاد و موسسه دانشگاهی آلمانی با این برنامه همکاری میکنند. گفته میشود با انتشار نسخه دیجیتالی دستنوشتههای کافکا کار پژوهشگران تسهیل خواهد شد.
تقریبا تمام آثار به جا مانده از کافکا که در آلمان و بریتانیا نگهداری میشوند، پیش از این به چاپ رسیدهاند. در میان اسنادی که دعوای حقوقی بر سر آنها ادامه دارد نوشتهها و طرحهای ناشناختهای از فرانتس کافکا وجود دارد. تابستان سال ۲۰۱۰ با حکم یک قاضی اسرائیلی صندوقهای موجود در سوئیس در حضور تعدادی از کافکاشناسان باز شد تا محتویات آنها را صورتبرداری کنند و به دادگاه گزارش دهند.
وزیر خارجه اسراییل در سفری دو روزه میهمان همتای آلمانی خود است.
رسانهها گزارش دادهاند که محور گفتگوهای این دو طرحهای اتمی ایران
خواهند بود. قرار است رییس جمهور جدید آلمان نیز در اولین سفر خارجی خود به
اسراییل برود.
گیذو وستروله، وزیر خارجه آلمان میزبان آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه
اسراییل در برلین خواهد بود که برای شرکت در نشست جامعه یهودیان آلمان به
برلین آمده است.
در بیانیه دفتر آویگدور لیبرمن اعلام شده که وی برای ملاقات با مقامات ارشد آلمان و رییس جامعه یهودیان این کشور به برلین آمده است و در برنامه سفر وی، افزون بر ملاقات با وستروله، دیدار با وزیران دارایی و عمران آلمان نیز گنجانده شده است.
وستروله چند روز پیش در واشنگتن و در نشست کمیته یهودیان آمریکایی گفته بود که کشورش نمیتواند وجود یک ایران اتمی را بپذیرد. وستروله در این نشست اشاره کرد که جامعه بینالمللی مانع دستیابی ایران به سلاح اتمی خواهد شد و افزود که آلمان حامی ثابتقدم اسراییل است.
سفر وزیر خارجه اسراییل به آلمان دو روز بهطول خواهد انجامید. قرار است وی در نشست جامعه یهودیان آلمان در شامگاه دوشنبه ۷ ماه مه، سخنانی در مورد دوستی آلمان و اسراییل بیان کند.
همزمان با این، دفتر رییس جمهور جدید آلمان اعلام کرده که یوآخیم گاوک
در نخستین سفر رسمی خود به خارج، به اسراییل و مناطق فلسطینی میرود.
سفر گاوک به اسراییل از روز ۲۸ ماه مه شروع میشود و ۴ روز به طول خواهد انجامید. این دیدار به دعوت شیمون پرز رییس جمهور اسراییل انجام میگیرد. کریستیان وولف، رییس جمهور پیشین آلمان نیز در اولین سفر رسمی خود به اسراییل رفته بود.
این در حالی است که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان از شهرکسازی اسراییل در شرق بیتالمقدس و کرانه غربی به شدت انتقاد کرده و این سیاست را مانعی در مذاکرات صلح با فلسطینیان دانسته است.
خطابه منثور گونتر گراس، نویسنده شهیر آلمانی در باب حمله پیشگیرانه اسراییل به ایران و اشاره وی به خطر اسراییل برای صلح جهانی نیز آلمان و اسراییل را برای مدتی سوژه خبرها کرد.
سخنگوی دولت آلمان ضمن اشاره بر حق آزادی بیان، تاکید کرد که
مسئولیت سخنان گراس با خود این نویسنده است. اما دولتمردان اسراییلی با
کوبندهترین انتقادها به مصاف گراس رفته و در نهایت از ممنوعیت سفر وی به
اسراییل خبر دادند.
آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه اسراییل وی را "عنصر نامطلوب" و "سپمات نازیها" نامید. لیبرمن با اشاره به "کنوت همسون" نویسنده نروژی، تاکید کرد که گراس در میان هواداران نازیهاا، اولین کسی نیست که جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده است.
همسون در سال ۱۹۲۰ جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرد اما با روی کار آمدن هیتلر به ستایش از نازیسم و اشغالگران نروژ پرداخت.
دفتر یوآخیم گاوک اعلام کرده که سفر وی به اسراییل پیش از جنجال مربوط به سخنان گراس برنامهریزی شده است.
در بیانیه دفتر آویگدور لیبرمن اعلام شده که وی برای ملاقات با مقامات ارشد آلمان و رییس جامعه یهودیان این کشور به برلین آمده است و در برنامه سفر وی، افزون بر ملاقات با وستروله، دیدار با وزیران دارایی و عمران آلمان نیز گنجانده شده است.
وستروله چند روز پیش در واشنگتن و در نشست کمیته یهودیان آمریکایی گفته بود که کشورش نمیتواند وجود یک ایران اتمی را بپذیرد. وستروله در این نشست اشاره کرد که جامعه بینالمللی مانع دستیابی ایران به سلاح اتمی خواهد شد و افزود که آلمان حامی ثابتقدم اسراییل است.
سفر وزیر خارجه اسراییل به آلمان دو روز بهطول خواهد انجامید. قرار است وی در نشست جامعه یهودیان آلمان در شامگاه دوشنبه ۷ ماه مه، سخنانی در مورد دوستی آلمان و اسراییل بیان کند.
سفر گاوک به اسراییل از روز ۲۸ ماه مه شروع میشود و ۴ روز به طول خواهد انجامید. این دیدار به دعوت شیمون پرز رییس جمهور اسراییل انجام میگیرد. کریستیان وولف، رییس جمهور پیشین آلمان نیز در اولین سفر رسمی خود به اسراییل رفته بود.
این در حالی است که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان از شهرکسازی اسراییل در شرق بیتالمقدس و کرانه غربی به شدت انتقاد کرده و این سیاست را مانعی در مذاکرات صلح با فلسطینیان دانسته است.
خطابه منثور گونتر گراس، نویسنده شهیر آلمانی در باب حمله پیشگیرانه اسراییل به ایران و اشاره وی به خطر اسراییل برای صلح جهانی نیز آلمان و اسراییل را برای مدتی سوژه خبرها کرد.
آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه اسراییل وی را "عنصر نامطلوب" و "سپمات نازیها" نامید. لیبرمن با اشاره به "کنوت همسون" نویسنده نروژی، تاکید کرد که گراس در میان هواداران نازیهاا، اولین کسی نیست که جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده است.
همسون در سال ۱۹۲۰ جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرد اما با روی کار آمدن هیتلر به ستایش از نازیسم و اشغالگران نروژ پرداخت.
دفتر یوآخیم گاوک اعلام کرده که سفر وی به اسراییل پیش از جنجال مربوط به سخنان گراس برنامهریزی شده است.
به گزارش کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران، کشیش فرشید فتحی ۳۳
ساله به شش سال حبس محکوم شده است. همچنین حکم زندان نوکیش مسیحی دیگری به
نام بهنام ایرانی در آستانه آزادی ۵ سال دیگر تمدید شده است.
فرشید فتحی کشیش ۳۳ ساله مسیحی توسط قاضی ابوالقاسم صلواتی در اردیبهشت
۱۳۹۱ به شش سال حبس محکوم شده است. به گزارش «کمپین بینالمللی حقوق بشر در
ایران» مقامات فرشید فتحی را در مدت بازداشت کتک زدهاند.
یک دوست خانوادگی این کشیش مسیحی به این کمپین گفته است «انجیلهایی که ما به ایران آوردیم به عنوان یک جرم تلقی شدهاند، داشتن بیش از یک انجیل برای توزیع جرم عنوان شده، داشتن مطالب مسیحی بخش دیگری از جرایم دیده شده است».
این "منبع آگاه" درباره نحوه بازجویی از این کشیش ۳۳ ساله گفته است: «در طول بازجوییها، آنها کامپیوتر و لپ تاپ فرشید را در اختیار داشتند که حاوی اطلاعات زیادی در خصوص مسایل مالی کلیسا بود. برای مثال، پرداخت پول به یکی از اعضای کلیسا برای یک ماموریت به عنوان یک جرم دیده شده، وجوه پرداختی برای یک پروژه تبلیغی به عنوان یک جرم دیده شد، سفر ما به خارج به کنفرانسها به عنوان جرم دیده شده. اینها به عنوان سند اقدام علیه امنیت ملی دیده شدهاند.»
بنا به این گزارش، فرشید فتحی در تاریخ ۶ دی ۱۳۸۹ در جریان حمله وسیع در شب کریسمس دستگیر و به مدت ۱۶ ماه بدون تفهیم اتهام و دسترسی وکیل او به پرونده در بازداشت به سر برده است.
پنج سال حبس در آستانه آزادی
از سوی دیگر مجازات زندان کشیش دیگری به نام بهنام ایرانی به مدت ۵ سال دیگر درست قبل از زمان آزادیاش در مهرماه ۱۳۹۰ تمدید شده است و این کشیش در وضعیت سلامتی بسیار وخیمی به سر میبرد.
خبر احکام زندان این دو کشیش مسیحی در حالی منتشر میشود که چند روز قبل شبکه خبر مسیحیان فارسیزبان (محبتنیوز) گزارش داده بود دو نوکیش مسیحی به نامهای "لادن ۲۶ ساله و هومن ۲۷ ساله"، ۲۶ فروردین ۹۱ با هجوم ماموران امنیتی به خانهشان در تهران بدون حکم قضایی بازداشت شدهاند.
بنا به این گزارش که روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت منتشر شد، ماموران امنیتی در جواب سوالات مادر یکی از این نوکیشان مسیحی که پرسید شما که هستید و دخترم را کجا میبرید، جواب دادهاند: «به عیسی مسیح بگویید بیاید نجاتش دهد!»
پیش از این کشیش محمدرضا مدبر سردبیر شبکه خبر مسیحیان فارسیزبان (محبتنیوز) در گفتوگو با دویچه وله درباره تعداد نوکیشان مسیحی دستگیر شده در ایران گفته بود: «برخی نوکیشان مسیحی به صورت انفرادی فعالیت میکنند و هنگام دستگیری خبری از وضعیت این افراد منتشر نمیشود ولی میتوان گفت که تعداد دقیق دستگیرشدگان ۲ یا ۳ برابر آن چیزی است که اخبار آن منتشر میشود.»
در میان نوکیشان و کشیشان مسیحی که در ایران زندانی هستند، کشیش یوسف ندرخانی در انتظار اعلام نتیجه نهایی تنفیذ حکم اعدام به اتهام ارتداد است.
پیشتردیوان عالی کشور حکم اعدام کشیش یوسف ندرخانی را بررسی کرده و عدم اجرای حکم اعدام او را منوط به "توبه" این کشیش دانسته بود. به گزارش منابع حقوقبشری در سالهای اخیر فشار بر مسیحیان در ایران افزایش یافته است.
یک دوست خانوادگی این کشیش مسیحی به این کمپین گفته است «انجیلهایی که ما به ایران آوردیم به عنوان یک جرم تلقی شدهاند، داشتن بیش از یک انجیل برای توزیع جرم عنوان شده، داشتن مطالب مسیحی بخش دیگری از جرایم دیده شده است».
این "منبع آگاه" درباره نحوه بازجویی از این کشیش ۳۳ ساله گفته است: «در طول بازجوییها، آنها کامپیوتر و لپ تاپ فرشید را در اختیار داشتند که حاوی اطلاعات زیادی در خصوص مسایل مالی کلیسا بود. برای مثال، پرداخت پول به یکی از اعضای کلیسا برای یک ماموریت به عنوان یک جرم دیده شده، وجوه پرداختی برای یک پروژه تبلیغی به عنوان یک جرم دیده شد، سفر ما به خارج به کنفرانسها به عنوان جرم دیده شده. اینها به عنوان سند اقدام علیه امنیت ملی دیده شدهاند.»
بنا به این گزارش، فرشید فتحی در تاریخ ۶ دی ۱۳۸۹ در جریان حمله وسیع در شب کریسمس دستگیر و به مدت ۱۶ ماه بدون تفهیم اتهام و دسترسی وکیل او به پرونده در بازداشت به سر برده است.
پنج سال حبس در آستانه آزادی
از سوی دیگر مجازات زندان کشیش دیگری به نام بهنام ایرانی به مدت ۵ سال دیگر درست قبل از زمان آزادیاش در مهرماه ۱۳۹۰ تمدید شده است و این کشیش در وضعیت سلامتی بسیار وخیمی به سر میبرد.
خبر احکام زندان این دو کشیش مسیحی در حالی منتشر میشود که چند روز قبل شبکه خبر مسیحیان فارسیزبان (محبتنیوز) گزارش داده بود دو نوکیش مسیحی به نامهای "لادن ۲۶ ساله و هومن ۲۷ ساله"، ۲۶ فروردین ۹۱ با هجوم ماموران امنیتی به خانهشان در تهران بدون حکم قضایی بازداشت شدهاند.
بنا به این گزارش که روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت منتشر شد، ماموران امنیتی در جواب سوالات مادر یکی از این نوکیشان مسیحی که پرسید شما که هستید و دخترم را کجا میبرید، جواب دادهاند: «به عیسی مسیح بگویید بیاید نجاتش دهد!»
پیش از این کشیش محمدرضا مدبر سردبیر شبکه خبر مسیحیان فارسیزبان (محبتنیوز) در گفتوگو با دویچه وله درباره تعداد نوکیشان مسیحی دستگیر شده در ایران گفته بود: «برخی نوکیشان مسیحی به صورت انفرادی فعالیت میکنند و هنگام دستگیری خبری از وضعیت این افراد منتشر نمیشود ولی میتوان گفت که تعداد دقیق دستگیرشدگان ۲ یا ۳ برابر آن چیزی است که اخبار آن منتشر میشود.»
در میان نوکیشان و کشیشان مسیحی که در ایران زندانی هستند، کشیش یوسف ندرخانی در انتظار اعلام نتیجه نهایی تنفیذ حکم اعدام به اتهام ارتداد است.
پیشتردیوان عالی کشور حکم اعدام کشیش یوسف ندرخانی را بررسی کرده و عدم اجرای حکم اعدام او را منوط به "توبه" این کشیش دانسته بود. به گزارش منابع حقوقبشری در سالهای اخیر فشار بر مسیحیان در ایران افزایش یافته است.
شاهین فاطمی به دویچه وله میگوید با پیروزی فرانسوا اولاند تغییر
اساسی در سیاست خارجی فرانسه در قبال ایران بهوجود نخواهند آمد. به گفته
او نقش چپ فرانسه همیشه میانجیگری بین ایران و امریکا بوده است.
دکتر شاهین فاطمی، رئیس دانشکده اقتصاد و بازرگانی آمریکایی در پاریس است.
او در گفتوگو با دویچه وله به تاثیر پیروزی فرانسوا اولاند از حزب
سوسیالیست در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه بر سیاست خارجی فرانسه در قبال
ایران و خاورمیانه پرداخته است.
پیش از این فرانسوا اولاند در آستانه دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه روز یکشنبه (۲۹ آوریل/ ۱۰ اردیبهشت) در بازدید از بنای یادبود قربانیان هولوکاست در پاریس از تهدید اسرائیل توسط ایران ابراز نگرانی کرده بود. با این همه آقای اولاند اشارهای به سیاست خود در مورد ایران در صورت پیروزی در انتخابات نکرده بود.
فرانسه، موطن بزرگترین اقلیت یهودیان اروپا با جمعیتی حدود نیم میلیون نفر است.
بشنوید: گفتوگو با شاهین فاطمی درباره تاثیر پیروزی اولاند بر روابط ایران و فرانسه
دویچه وله: حال که یک رئیس جمهور سوسیالیست در فرانسه روی کار آمده، آیا مواضع سیاسی و اقتصادی فرانسه در قبال ایران تغییری خواهد کرد؟
شاهین فاطمی: گمان نمیکنم تغییر اساسی بهوجود بیاید. مسئله روی "تاکید" است. تاکید آقای اولاند روی مسائل خاورمیانه کمتر از آقای سارکوزی خواهد بود. دلیل آن هم این است که سوسیالیتها بیشتر به فلسطینیها نزدیک هستند تا اسرائیلیها. در فرانسه هر موقع تظاهراتی به نفع فلسطینیها برگزار میشود حزب سوسیالیست رسما شرکت میکند.
اینکه پیروزی اولاند چه اثری روی قضیه ایران خواهد داشت، مسئله متفاوتی است. اما مسلما رابطه فرانسه با اسرائيل در دوران آقای سارکوزی بهتر بود.
سیاستهای اقتصادی و وعدههای اقتصادی فرانسوا اولاند چه تاثیر مستقیم یا غیرمستقیمی بر رابطه با ایران خواهد داشت؟
یگانه تاثیری که میتواند داشته باشد روی قیمت نفت است. یعنی اگر وضعیت اقتصادی فرانسه تا حدودی متلاطم شود، یکی از اتفاقاتی که خواهد افتاد ضعیف شدن یورو و احتمالا گران شدن قیمت نفت خواهد بود. احتمال این اتفاق در یکی دو ماه آینده کمتر است چون هر نوع تغییری که در سیاست اقتصادی فرانسه داده شود، بعد از تعطیلات تابستانی خواهد بود.
از حالا تا تابستان یکی دو حرکت به اصطلاح سوسیالیستی برای کمک به رایدهندگان خواهد شد، مثلا زیاد کردن حداقل حقوقها. ولی تعیین سیاست کلی اقتصاد فرانسه بعد از ماه سپتامبر خواهد بود و به احتمال زیاد تغییر چندانی با سیاست قبلی حکومت نخواهد داشت.
مشکلات اقتصادی طوری است که با موقعیت آلمان و تاکیدی که آلمان بر مبارزه با تورم دارد، آقای اولاند به هیچ وجه آزادی عمل میتران را ندارد. میتران حداقل دو سال توانست هر چه میخواهد بکند و بعد از دو سال نگران اقتصاد شد. ولی آقای اولاند عوض ۲ سال، حداکثر ۲ ماه زمان خواهد داشت.
نیکولا سارکوزی بارها خواستار همراهی چین و روسیه در تحریم نفتی ایران شده بود. فکر میکنید فرانسوا اولاند درباره تحریمها و مناسبات اقتصادی چه سیاستی در قبال ایران پیش میگیرد؟
به نظرم تاییدی که آقای سارکوزی نسبت به پشتیبانی از سیاست آمریکا و اروپا در برابر جمهوری اسلامی داشت، از این پس خیلی تعدیل خواهد شد. سوسیالیستها رابطهای دیرینه با جمهوری اسلامی دارند. آقای دوما وزیر خارجه آقای میتران وکیل رسمی جمهوری اسلامی بود و احتمالا هنوز هم هست. بنابراین کار خودشان را میکنند ولی آن تاکید اضافی که آقای سارکوزی علیه جمهوری اسلامی داشت تعدیل خواهد شد.
سوسیالیستها سعی خواهند کرد بین آمریکا و ایران تا حدودی رل میانجی را بازی کنند. از نظر سنتی هم نقش چپ فرانسه همیشه همین بوده است.
به احتمال تغییر سیاست خارجی فرانسه در قبال خاورمیانه اشاره کردید. لطفا درباره سیاست خارجی فرانسه در خارومیانه بیشتر توضیح دهید.
اولین سیاست جدید فرانسه در قبال خاورمیانه این است که آقای فرانسوا اولاند میخواهد بلافاصله سربازان فرانسوی را از افغانستان خارج کند. در حالی که برنامه آقای سارکوزی شبیه برنامه آمریکا بود و قرار بود در دو سال آینده این کار انجام شود.
این تا حدود زیادی روی جریانات خاورمیانه تاثیر میگذارد و این پیغام را به کشورهای خاورمیانه خواهد داد که فرانسه دیگر مثل پنج سال گذشته دنبالهرو یا پشتیبان سیاست آمریکا نخواهد بود و سعی خواهد کرد سیاست مستقلتری داشته باشد.
همان طور که گفتم این مورد کار ساده و آسانی نخواهد بود. ولی مسلما سعی خواهد شد تا حدودی سیاست خودشان را از سیاستی که آقای سارکوزی داشت متمایز کنند.
پیش از این فرانسوا اولاند در آستانه دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه روز یکشنبه (۲۹ آوریل/ ۱۰ اردیبهشت) در بازدید از بنای یادبود قربانیان هولوکاست در پاریس از تهدید اسرائیل توسط ایران ابراز نگرانی کرده بود. با این همه آقای اولاند اشارهای به سیاست خود در مورد ایران در صورت پیروزی در انتخابات نکرده بود.
فرانسه، موطن بزرگترین اقلیت یهودیان اروپا با جمعیتی حدود نیم میلیون نفر است.
بشنوید: گفتوگو با شاهین فاطمی درباره تاثیر پیروزی اولاند بر روابط ایران و فرانسه
دویچه وله: حال که یک رئیس جمهور سوسیالیست در فرانسه روی کار آمده، آیا مواضع سیاسی و اقتصادی فرانسه در قبال ایران تغییری خواهد کرد؟
شاهین فاطمی: گمان نمیکنم تغییر اساسی بهوجود بیاید. مسئله روی "تاکید" است. تاکید آقای اولاند روی مسائل خاورمیانه کمتر از آقای سارکوزی خواهد بود. دلیل آن هم این است که سوسیالیتها بیشتر به فلسطینیها نزدیک هستند تا اسرائیلیها. در فرانسه هر موقع تظاهراتی به نفع فلسطینیها برگزار میشود حزب سوسیالیست رسما شرکت میکند.
اینکه پیروزی اولاند چه اثری روی قضیه ایران خواهد داشت، مسئله متفاوتی است. اما مسلما رابطه فرانسه با اسرائيل در دوران آقای سارکوزی بهتر بود.
سیاستهای اقتصادی و وعدههای اقتصادی فرانسوا اولاند چه تاثیر مستقیم یا غیرمستقیمی بر رابطه با ایران خواهد داشت؟
یگانه تاثیری که میتواند داشته باشد روی قیمت نفت است. یعنی اگر وضعیت اقتصادی فرانسه تا حدودی متلاطم شود، یکی از اتفاقاتی که خواهد افتاد ضعیف شدن یورو و احتمالا گران شدن قیمت نفت خواهد بود. احتمال این اتفاق در یکی دو ماه آینده کمتر است چون هر نوع تغییری که در سیاست اقتصادی فرانسه داده شود، بعد از تعطیلات تابستانی خواهد بود.
از حالا تا تابستان یکی دو حرکت به اصطلاح سوسیالیستی برای کمک به رایدهندگان خواهد شد، مثلا زیاد کردن حداقل حقوقها. ولی تعیین سیاست کلی اقتصاد فرانسه بعد از ماه سپتامبر خواهد بود و به احتمال زیاد تغییر چندانی با سیاست قبلی حکومت نخواهد داشت.
مشکلات اقتصادی طوری است که با موقعیت آلمان و تاکیدی که آلمان بر مبارزه با تورم دارد، آقای اولاند به هیچ وجه آزادی عمل میتران را ندارد. میتران حداقل دو سال توانست هر چه میخواهد بکند و بعد از دو سال نگران اقتصاد شد. ولی آقای اولاند عوض ۲ سال، حداکثر ۲ ماه زمان خواهد داشت.
نیکولا سارکوزی بارها خواستار همراهی چین و روسیه در تحریم نفتی ایران شده بود. فکر میکنید فرانسوا اولاند درباره تحریمها و مناسبات اقتصادی چه سیاستی در قبال ایران پیش میگیرد؟
به نظرم تاییدی که آقای سارکوزی نسبت به پشتیبانی از سیاست آمریکا و اروپا در برابر جمهوری اسلامی داشت، از این پس خیلی تعدیل خواهد شد. سوسیالیستها رابطهای دیرینه با جمهوری اسلامی دارند. آقای دوما وزیر خارجه آقای میتران وکیل رسمی جمهوری اسلامی بود و احتمالا هنوز هم هست. بنابراین کار خودشان را میکنند ولی آن تاکید اضافی که آقای سارکوزی علیه جمهوری اسلامی داشت تعدیل خواهد شد.
سوسیالیستها سعی خواهند کرد بین آمریکا و ایران تا حدودی رل میانجی را بازی کنند. از نظر سنتی هم نقش چپ فرانسه همیشه همین بوده است.
به احتمال تغییر سیاست خارجی فرانسه در قبال خاورمیانه اشاره کردید. لطفا درباره سیاست خارجی فرانسه در خارومیانه بیشتر توضیح دهید.
اولین سیاست جدید فرانسه در قبال خاورمیانه این است که آقای فرانسوا اولاند میخواهد بلافاصله سربازان فرانسوی را از افغانستان خارج کند. در حالی که برنامه آقای سارکوزی شبیه برنامه آمریکا بود و قرار بود در دو سال آینده این کار انجام شود.
این تا حدود زیادی روی جریانات خاورمیانه تاثیر میگذارد و این پیغام را به کشورهای خاورمیانه خواهد داد که فرانسه دیگر مثل پنج سال گذشته دنبالهرو یا پشتیبان سیاست آمریکا نخواهد بود و سعی خواهد کرد سیاست مستقلتری داشته باشد.
همان طور که گفتم این مورد کار ساده و آسانی نخواهد بود. ولی مسلما سعی خواهد شد تا حدودی سیاست خودشان را از سیاستی که آقای سارکوزی داشت متمایز کنند.
به دستور وزارت ارتباطات، قرار است ارتباط ایمیلی سیستم بانکی و
اپراتورهای موبایل در ایران با مشتریانی که از سرویسهایی نظیر جیمیل و
یاهو هاتمیل استفاده میکنند قطع شود. مشتریان باید «ایمیل داخلی» بسازند.
رضا تقیپور، وزیر ارتباطات ایران، روز دوشنبه (۱۸ اردیبهشت، ۷ مه) در
نامهای خطاب به محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی، از او خواسته است که «از
این پس در هنگام افتتاح حساب بانکی، تنها ایمیل داخلی از مشتریان پذیرفته
شود» و تاکید کرده که «ارسال صورتحسابهای بانکی به ایمیل خارجی ممنوع
است.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، محتوای این نامه را بهصورت خبر اختصاصی منتشر کرده است. به این ترتیب، اگر شما اکانت جیمیل، یاهو، اماسان یا هاتمیل داشته باشید، بانکهای ایرانی گزارش حساب بانکیتان را از این پس به ایمیلتان ارسال نخواهند کرد و در صورتی که میخواهید حساب جدیدی باز کنید، باید در همان بانک یک «ایمیل داخلی» بسازید.
به گفته وزیر ارتباطات و فنآوری اطلاعات، بانکهای ایرانی تنها میتوانند از سرویسهایی استفاده کنند که در وبسایت مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت (متما) فهرست شدهاند و مرتب بهروز میشوند.
رضا تقیپور نامه مشابهی هم به محمد کرمپور، رئیس سازمان تنظیم مقررات رادیویی ایران نوشته و از او خواسته ممنوعیت استفاده از ایمیلهای خارجی را به اپراتورهای ایرانی ابلاغ کند تا روند ارسال ریز مکالمات مشتریان بهصورت الکترونیکی، در صورتی که از «ایمیل داخلی» استفاده نمیکنند، متوقف شود.
نگاه امنیتی به سرویسدهندههای خارجی
اقدام اخیر وزارت ارتباطات، ناشی از اینترنتهراسی و نگاه امنیتی مقامهای جمهوری اسلامی به فضای سایبر، و بخشی از پروژهای کلان است که هدف تغییر الگوی مصرف ابزارها و سرویسهای آنلاین در ایران را دنبال میکند.
درخواست جایگزینی ایمیل داخلی بهجای سرویسهای محبوب و پرکاربرد خارجی، در حالی از سوی بلندپایهترین مقام ارتباطی ایران ارسال شده که هنوز هیچ سرویس ایمیل مورد اعتمادی در داخل کشور که کاربران زیادی جذب کرده باشد، وجود ندارد.
پروژه «ایمیل ملی» نیز که از پروژههای بینتیجه دولت جمهوری اسلامی در حوزه فنآوری اطلاعات است، آنقدر از استانداردهای کاربرپسند بودن و دسترسی آسان و سریع به دور است که هرگز نتوانسته کاربران ایرانی را مجاب و متقاعد به بهرهگیری از آنها کند.
گذشته از این، کیفیت سرویسدهی و حجم ارائهشده توسط سرویسهایی نظیر گوگل و یاهو و مایکروسافت، اختلاف فاحشی با سرویسهای «ایمیل داخلی» دارد و با توجه به توان پایین فنی ایران در حوزه فنآوری اطلاعات، تصور رقابت با این سرویسها از واقعیتهای موجود فاصلهای چشمگیر دارد. مهمتر از همه اینکه با توجه به پیشینه نهادهای دولتی ایران در بهرهگیری از همه امکانات برای تعقیب و رهگیری ارتباطات دیجیتال شهروندان، جلب اعتماد کاربران ایرانی برای استفاده از سرویسهای ایمیل دولتساخته و داخلی، اگر غیرممکن نباشد، دستکم دشوار است.
اما این نخستین بار نیست که مقامهای مسئول جمهوری اسلامی بیاعتنا به واقعیتهای فنی و تواناییهای موجود در کشور و صرفا از نگاه امنیتی، اظهارات و درخواستهایی را مطرح میکنند که حیرت کارشناسان و تعجب کاربران را برمیانگیزد. سردار احمدیمقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران، پیشتر سرویسهایی نظیر جیمیل و یاهو را «ابزار جاسوسی غرب» خوانده بود.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، محتوای این نامه را بهصورت خبر اختصاصی منتشر کرده است. به این ترتیب، اگر شما اکانت جیمیل، یاهو، اماسان یا هاتمیل داشته باشید، بانکهای ایرانی گزارش حساب بانکیتان را از این پس به ایمیلتان ارسال نخواهند کرد و در صورتی که میخواهید حساب جدیدی باز کنید، باید در همان بانک یک «ایمیل داخلی» بسازید.
وزیر ارتباطات میگوید باید امکان دسترسی به اینترنت در بانکها فراهم شود تا مشتریان «ایمیل داخلی» بسازند
آقای تقیپور در این نامه تصریح کرده که ایمیلهای عمومی با میزبانی
خارجی «ابزارهایی برای خروج اطلاعات از کشور است» و پیشنهاد کرده که
«وسیلهای مهیا شود تا مشتریان بانکها در صورت نداشتن ایمیل داخلی
بتوانند در همان بانک، پای اینترنت برای خود ایمیل داخلی بسازند.»به گفته وزیر ارتباطات و فنآوری اطلاعات، بانکهای ایرانی تنها میتوانند از سرویسهایی استفاده کنند که در وبسایت مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت (متما) فهرست شدهاند و مرتب بهروز میشوند.
رضا تقیپور نامه مشابهی هم به محمد کرمپور، رئیس سازمان تنظیم مقررات رادیویی ایران نوشته و از او خواسته ممنوعیت استفاده از ایمیلهای خارجی را به اپراتورهای ایرانی ابلاغ کند تا روند ارسال ریز مکالمات مشتریان بهصورت الکترونیکی، در صورتی که از «ایمیل داخلی» استفاده نمیکنند، متوقف شود.
نگاه امنیتی به سرویسدهندههای خارجی
اقدام اخیر وزارت ارتباطات، ناشی از اینترنتهراسی و نگاه امنیتی مقامهای جمهوری اسلامی به فضای سایبر، و بخشی از پروژهای کلان است که هدف تغییر الگوی مصرف ابزارها و سرویسهای آنلاین در ایران را دنبال میکند.
درخواست جایگزینی ایمیل داخلی بهجای سرویسهای محبوب و پرکاربرد خارجی، در حالی از سوی بلندپایهترین مقام ارتباطی ایران ارسال شده که هنوز هیچ سرویس ایمیل مورد اعتمادی در داخل کشور که کاربران زیادی جذب کرده باشد، وجود ندارد.
پروژه «ایمیل ملی» نیز که از پروژههای بینتیجه دولت جمهوری اسلامی در حوزه فنآوری اطلاعات است، آنقدر از استانداردهای کاربرپسند بودن و دسترسی آسان و سریع به دور است که هرگز نتوانسته کاربران ایرانی را مجاب و متقاعد به بهرهگیری از آنها کند.
گذشته از این، کیفیت سرویسدهی و حجم ارائهشده توسط سرویسهایی نظیر گوگل و یاهو و مایکروسافت، اختلاف فاحشی با سرویسهای «ایمیل داخلی» دارد و با توجه به توان پایین فنی ایران در حوزه فنآوری اطلاعات، تصور رقابت با این سرویسها از واقعیتهای موجود فاصلهای چشمگیر دارد. مهمتر از همه اینکه با توجه به پیشینه نهادهای دولتی ایران در بهرهگیری از همه امکانات برای تعقیب و رهگیری ارتباطات دیجیتال شهروندان، جلب اعتماد کاربران ایرانی برای استفاده از سرویسهای ایمیل دولتساخته و داخلی، اگر غیرممکن نباشد، دستکم دشوار است.
اما این نخستین بار نیست که مقامهای مسئول جمهوری اسلامی بیاعتنا به واقعیتهای فنی و تواناییهای موجود در کشور و صرفا از نگاه امنیتی، اظهارات و درخواستهایی را مطرح میکنند که حیرت کارشناسان و تعجب کاربران را برمیانگیزد. سردار احمدیمقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران، پیشتر سرویسهایی نظیر جیمیل و یاهو را «ابزار جاسوسی غرب» خوانده بود.
پارلمان افغانستان اظهارات سفیر ایران در کابل را غیرمسوولانه
خواند. ابوالفضل ظهرهوند، سفیر جدید ایران در افغانستان از رئیس مجلس سنای
افغانستان خواسته بود توافقنامه همکاریهای استراتژیک را تایید نکند.
عبدالرووف ابراهیمی، رئیس مجلس سنای افغانستان در جلسه روز دوشنبه هفتم
ماه مه اظهارات سفیر جمهوری اسلامی ایران را اظهاراتی غیرمسئولانه، مخالف
موازین دیپلماتیک و حسن همجواری نامید و ایران را متهم به مداخله در امور
داخلی افغانستان نمود.
نثار حارث، سناتور کابل که وی نیز در جلسه گفتوگوی سفیر ایران با رئیس مجلس سنای افغانستان شرکت داشته است، امروز به خبرنگاران گفت آقای ظهرهوند، توافقنامه همکاریهای استراتژیک را مغایر با منافع کشورهای منطقه دانسته است.
طبق اظهارات نثار حارث، سفیر جمهوری اسلامی ایران از مجلس سنای افغانستان درخواست کرده است که سند راهبردی بین افغانستان و امریکا که مخالف منافع ایران، چین، روسیه و هند است را امضا نکند. بر اساس این سند راهبردی آمریکا میتواند پایگاههای نظامی در افغانستان احداث کند.
حامد کرزی و بارک اوباما، رؤسای جمهوری افغانستان و ایالات متحده امریکا در مراسم امضای توافقنامه همکاری های استراتژیک اطمینان دادند که این سند هیچ تهدیدی را متوجه کشورهای همسایه افغانستان نمی کند.
سفیر جمهوری اسلامی ایران تهدید کرده است که ایران در صورت تایید موافقتنامه استراتژیک از سوی پارلمان افغانستان، مهاجران افغان را اخراج خواهد کرد.
حال مسئولان افغانستان از وزارت خارجه این کشور خواستهاند سفیر ایران را احضار کند.
قرار است در آینده نزدیک توافقنامه همکاری های استراتژیک میان کابل و واشینگتن، برای تایید به پارلمان فرستاده شود. تنها در صورت تایید پارلمان این توافقنامه میتواند با امضای رئیس جمهور افغانستان اعتبار یابد.
اخراج مهاجران افغان
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، رامین مهمانپرست از توافقنامه استراتژیک بین افغانستان و آمریکا انتقاد کرده و مدعی شده است که این پیمان نه تنها ثبات را در منطقه تامین نخواهد کرد، بلکه باعث تداوم ناامنی در منطقه خواهد شد.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که دو کشور ایران و پاکستان ممکن است با بهره گرفتن از امکانات و نفوذ خود در مجلس سنای افغانستان، مانع از تصویب این پیمان شوند. حال آنکه عمر شریفی، تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است که این توافقنامه استراتژیک به نفع مردم افغانستان است. وی میگوید ایران و پاکستان باید بدانند که افغانستان دیگر در دهه ۹۰ میلادی قرار ندارد تا گروههای وابسته به ایران و پاکستان بتوانند برای این کشور تعیین تکلیف کنند.
نثار حارث، سناتور کابل که وی نیز در جلسه گفتوگوی سفیر ایران با رئیس مجلس سنای افغانستان شرکت داشته است، امروز به خبرنگاران گفت آقای ظهرهوند، توافقنامه همکاریهای استراتژیک را مغایر با منافع کشورهای منطقه دانسته است.
طبق اظهارات نثار حارث، سفیر جمهوری اسلامی ایران از مجلس سنای افغانستان درخواست کرده است که سند راهبردی بین افغانستان و امریکا که مخالف منافع ایران، چین، روسیه و هند است را امضا نکند. بر اساس این سند راهبردی آمریکا میتواند پایگاههای نظامی در افغانستان احداث کند.
حامد کرزی و بارک اوباما، رؤسای جمهوری افغانستان و ایالات متحده امریکا در مراسم امضای توافقنامه همکاری های استراتژیک اطمینان دادند که این سند هیچ تهدیدی را متوجه کشورهای همسایه افغانستان نمی کند.
سفیر جمهوری اسلامی ایران تهدید کرده است که ایران در صورت تایید موافقتنامه استراتژیک از سوی پارلمان افغانستان، مهاجران افغان را اخراج خواهد کرد.
حال مسئولان افغانستان از وزارت خارجه این کشور خواستهاند سفیر ایران را احضار کند.
قرار است در آینده نزدیک توافقنامه همکاری های استراتژیک میان کابل و واشینگتن، برای تایید به پارلمان فرستاده شود. تنها در صورت تایید پارلمان این توافقنامه میتواند با امضای رئیس جمهور افغانستان اعتبار یابد.
اخراج مهاجران افغان
سفیر جمهوری اسلامی در افغانستان تهدید کرده است که ایران در صورت
تایید موافقتنامه استراتژیک از سوی پارلمان افغانستان، مهاجران افغان را
اخراج خواهد کرد.
سناتور کابل، نثار حارث به خبرنگاران گفت که ایران تهدید کرده در صورت
تائید پیمان راهبردی بین افغانستان و آمریکا و بهویژه احداث پایگاههای
نظامی در این کشور، ایران از جمله اقدام به اخراج سه میلیون مهاجر افغان
خواهد کرد.سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، رامین مهمانپرست از توافقنامه استراتژیک بین افغانستان و آمریکا انتقاد کرده و مدعی شده است که این پیمان نه تنها ثبات را در منطقه تامین نخواهد کرد، بلکه باعث تداوم ناامنی در منطقه خواهد شد.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که دو کشور ایران و پاکستان ممکن است با بهره گرفتن از امکانات و نفوذ خود در مجلس سنای افغانستان، مانع از تصویب این پیمان شوند. حال آنکه عمر شریفی، تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است که این توافقنامه استراتژیک به نفع مردم افغانستان است. وی میگوید ایران و پاکستان باید بدانند که افغانستان دیگر در دهه ۹۰ میلادی قرار ندارد تا گروههای وابسته به ایران و پاکستان بتوانند برای این کشور تعیین تکلیف کنند.
دوشنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ مراسم تحلیف، پوتین برگزار شد. او اکنون
رسما رئیس جمهور روسیه است. آیا سیاست پوتین در قبال ایران تغییر خواهد
کرد و بازگشت پوتین به قدرت، چه پیامدهائی برای ایران خواهد داشت؟
ولادیمیر پوتین نخستین رئیس جمهور روسیه است که پس از سفر استالین، رهبر
شوروی سابق در سال ۱۹۴۳ برای شرکت در "کنفرانس تهران"، از ایران دیدار کرد.
وی در سال ۲۰۰۷ برای شرکت در نشست نوبتی رهبران کشورهای حوزهی دریای خزر
به ایران سفر کرد.
پوتین در این سفر علاوه بر محمود احمدینژاد با آیتالله علی خامنهای نیز ملاقات کرد. خامنهای به پوتین گفت: «ایران مستقل به نفع روسیه است، وجود روسیه مقتدر هم به نفع ایران است.» پوتین در پاسخ گفت: «منافع ملت روسیه در وجود یک ایران قوی و مؤثر درعرصه بین المللی نهفته است».
اما "روسیه مقتدر" و "ایران قوی" تاچه حد در دوران زمامداری پوتین به هم نزدیک خواهند شد و این نزدیکی چه سود و زیانهایی برای ایران خواهد داشت؟
کولایی: قدرت گرفتن پوتین تاثیر مثبتی بر منافع مردم ایران ندارد
الهه كولايی، استاد دانشگاه و عضو كمسيون امنيت ملی و سياست خارجی در مجلس ششم، دربارهی بازگشت پوتین به قدرت و پیامدهای احتمالی آن برای ایران به دویچه وله گفت: «به قدرت رسید آقای پوتین در روسیه قبل ازهر چیز برای تحرک منافع این کشور ازیک زاویهی مصممتر، تاثیر فوری و مستقیمی خواهد داشت.
خانم کولایی افزود: «بر خلاف دورهی آقای مدودیف، پوتین این بار با تجربهی ۸ سال ریاست جمهوری دورهی اول خود در برابر آمریکا و مسائل مختلفی که با این کشور در حوزههای امنیتی و سیاسی تجربه میکند، با دستپرتر این تعامل را دنبال خواهد کرد. بنابراین در مورد ایران هم روسیه بهرهبرداری از "کارت ایران" در بازی با آمریکا را مصممتر و جدیتر دنبال خواهد کرد و به نظر میرسد، قدرت گرفتن پوتین تاثیر مثبت برمنافع مردم ایران نخواهد داشت.»
الهه کولائی نتیجه میگیرد، روسیه به دلیل تقابل بیشتر با غرب و بویژه با آمریکا در بهرهبرداری از کارت ایران بیشترین سود را میبرد.
بشنوید: مصاحبه با الهه کولائی
پوتین، رئیس جمهور دمکرات یا تزار روسیه؟
آلکساندر راهر، کارشناس شورای روابط خارجی آلمان و مولف کتاب "پوتین بعد از پوتین" میگوید، در دوران پوتین پس از فروپاشی شوروی نوعی تعادل ایجاد شد و مشكلات اقتصادی ناشی از فروپاشی کاهش یافت. این کارشناس اضافه میکند، پوتین پس از فروپاشی توانست در این کشور ثبات حاکم کند.
راهر در گفتوگو با دویچه وله پوتین به یک تزار نوین تشبیه کرد که مستبدانه عمل میکند. وی در این رابطه خاطرنشان ساخت: «پوتین بیشتر به یک تزار شبیه هست تا یک رئیس جمهور دمکرات. اما او تلاش خواهد کرد تا نظام دیکتاتوری شبیه زمان استالین، در روسیه حاکم نگردد و اصلاحاتی در عرصههای مختلف انجام دهد».
«ایران روی دوستی روسیه نمیتواند حساب کند»
کارشناس شورای روابط خارجی آلمان مدعی شد که پوتین درصدد است بین آمریکا و ایران میانجیگری کند.
وی میافزاید: «ایران امیدوار است به کمک روسیه از انزوا بیرون بیاید و در صورت بحرانی شدن اوضاع روی حمایت روسیه حساب کند. اما همین روسیه سامانه دفاعی اس ۳۰۰ را تحویل ایران نداد و ایرانیها به خوبی آگاهند که دوستی آنها راهبردی و استراتژیک نیست.»
مسئله رژیم حقوقی دریای خزر
پوتین پیش از این وعده داده بود که مسئله حقوقی دریای خزر حل شود، اما تابحال توافقی بر روی یک رژیم حقوقی ۵ جانبه حاصل نشده است. حال چشمانداز حل این مشکل پس از بازگشت پوتین به مقام ریاست جمهوری روسیه چگونه خواهد بود؟
الهه کولائی به این پرسش دویچه وله چنین پاسخ میدهد: «با توجه به رویکردهای آقای پوتین در سیاست خارجی، حل این مسئله به نفع ایران نخواهد بود. با توجه به دیدگاههای مختلفی که دولتهای پیرامونی بویژه آذربایجان و ترکمنستان دارند، به نظر نمیرسد که روسیه بتواند به سادگی چالش موجود در مورد رژیم حقوقی دریای خزر را به پایان برساند و بر آن غلبه کند.»
اما راهر از شورای روابط خارجی آلمان بر این باور هست که ایران و روسیه در خصوص تعیین رژیم حقوقی، انتقال نفت و گاز، ساخت خط لوله در دریای خزر نقطه نظرات مشترکی دارند.
پوتین ضدآمریکائی آیا دوست ایران است؟
برخی از تحلیلگران روسیه با توجه به موضع گیریهای ضد آمریکائی آقای پوتین این سیاست را موجب نزدیکی این کشور به ایران میدانند.
کولائی هم تائید میکند که جهت گیری ضدآمریکائی پوتین افزایش پیدا کرده است ولی به نظر او این به مفهوم تشدید تضاد یا بازگشت به دوران جنگ سرد نیست. وی دراین رابطه میگوید: «برای اینکه پوتین باهوش و تیز هست که اشتباهات گذشته را تکرار کند. به نظر من پوتین در جستجوی "همکاری و رقابت" هست و ایران میتواند در این زمینه به روسیه کمک کند.»
به نظر کولائی در این راستا ممکن هست برای ایران هم فرصت و شرایطهای جدیدی بوجود بیاید اما برندهی اصلی به نظر او دولت روسیه است که به نفع خود بهرهبرداری خواهد کرد.
ایران برای سیاست خارجی روسیه یک چالش است
الکساندر راهر از شورای روابط خارجی آلمان تائید میکند که مسئله ایران یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی سیاست خارجی پوتین خواهد بود که برای غلبه بر آن روسیه تلاش خواهد کرد بین غرب و ایران میانجیگیری کند. این کارشناس آلمانی اما نتیجه میگیرد که در قبال ایران ما شاهد تغییر و تحول عمدهای در سیاست پوتین نخواهیم بود.
به نظر الهه کولائی هم اگرما پس از بازگشت پوتین شاهد یک سری تحولاتی در عرصهی سیاست خارجی روسیه هم باشیم، این تغییرات به سود منافع مردم ایران نخواهد بود. کولائی بر این باورهم هست که با توجه به وضعیت کنونی، پوتین تلاش خواهد کرد از "کارت ایران" علیه کشورهای غربی و بویژه آمریکا بیشترین بهرهبرداریها را کند.
پوتین در این سفر علاوه بر محمود احمدینژاد با آیتالله علی خامنهای نیز ملاقات کرد. خامنهای به پوتین گفت: «ایران مستقل به نفع روسیه است، وجود روسیه مقتدر هم به نفع ایران است.» پوتین در پاسخ گفت: «منافع ملت روسیه در وجود یک ایران قوی و مؤثر درعرصه بین المللی نهفته است».
اما "روسیه مقتدر" و "ایران قوی" تاچه حد در دوران زمامداری پوتین به هم نزدیک خواهند شد و این نزدیکی چه سود و زیانهایی برای ایران خواهد داشت؟
کولایی: قدرت گرفتن پوتین تاثیر مثبتی بر منافع مردم ایران ندارد
الهه كولايی، استاد دانشگاه و عضو كمسيون امنيت ملی و سياست خارجی در مجلس ششم، دربارهی بازگشت پوتین به قدرت و پیامدهای احتمالی آن برای ایران به دویچه وله گفت: «به قدرت رسید آقای پوتین در روسیه قبل ازهر چیز برای تحرک منافع این کشور ازیک زاویهی مصممتر، تاثیر فوری و مستقیمی خواهد داشت.
خانم کولایی افزود: «بر خلاف دورهی آقای مدودیف، پوتین این بار با تجربهی ۸ سال ریاست جمهوری دورهی اول خود در برابر آمریکا و مسائل مختلفی که با این کشور در حوزههای امنیتی و سیاسی تجربه میکند، با دستپرتر این تعامل را دنبال خواهد کرد. بنابراین در مورد ایران هم روسیه بهرهبرداری از "کارت ایران" در بازی با آمریکا را مصممتر و جدیتر دنبال خواهد کرد و به نظر میرسد، قدرت گرفتن پوتین تاثیر مثبت برمنافع مردم ایران نخواهد داشت.»
الهه کولائی نتیجه میگیرد، روسیه به دلیل تقابل بیشتر با غرب و بویژه با آمریکا در بهرهبرداری از کارت ایران بیشترین سود را میبرد.
بشنوید: مصاحبه با الهه کولائی
پوتین، رئیس جمهور دمکرات یا تزار روسیه؟
آلکساندر راهر، کارشناس شورای روابط خارجی آلمان و مولف کتاب "پوتین بعد از پوتین" میگوید، در دوران پوتین پس از فروپاشی شوروی نوعی تعادل ایجاد شد و مشكلات اقتصادی ناشی از فروپاشی کاهش یافت. این کارشناس اضافه میکند، پوتین پس از فروپاشی توانست در این کشور ثبات حاکم کند.
راهر در گفتوگو با دویچه وله پوتین به یک تزار نوین تشبیه کرد که مستبدانه عمل میکند. وی در این رابطه خاطرنشان ساخت: «پوتین بیشتر به یک تزار شبیه هست تا یک رئیس جمهور دمکرات. اما او تلاش خواهد کرد تا نظام دیکتاتوری شبیه زمان استالین، در روسیه حاکم نگردد و اصلاحاتی در عرصههای مختلف انجام دهد».
«ایران روی دوستی روسیه نمیتواند حساب کند»
کارشناس شورای روابط خارجی آلمان مدعی شد که پوتین درصدد است بین آمریکا و ایران میانجیگری کند.
وی میافزاید: «ایران امیدوار است به کمک روسیه از انزوا بیرون بیاید و در صورت بحرانی شدن اوضاع روی حمایت روسیه حساب کند. اما همین روسیه سامانه دفاعی اس ۳۰۰ را تحویل ایران نداد و ایرانیها به خوبی آگاهند که دوستی آنها راهبردی و استراتژیک نیست.»
مسئله رژیم حقوقی دریای خزر
پوتین پیش از این وعده داده بود که مسئله حقوقی دریای خزر حل شود، اما تابحال توافقی بر روی یک رژیم حقوقی ۵ جانبه حاصل نشده است. حال چشمانداز حل این مشکل پس از بازگشت پوتین به مقام ریاست جمهوری روسیه چگونه خواهد بود؟
الهه کولائی به این پرسش دویچه وله چنین پاسخ میدهد: «با توجه به رویکردهای آقای پوتین در سیاست خارجی، حل این مسئله به نفع ایران نخواهد بود. با توجه به دیدگاههای مختلفی که دولتهای پیرامونی بویژه آذربایجان و ترکمنستان دارند، به نظر نمیرسد که روسیه بتواند به سادگی چالش موجود در مورد رژیم حقوقی دریای خزر را به پایان برساند و بر آن غلبه کند.»
اما راهر از شورای روابط خارجی آلمان بر این باور هست که ایران و روسیه در خصوص تعیین رژیم حقوقی، انتقال نفت و گاز، ساخت خط لوله در دریای خزر نقطه نظرات مشترکی دارند.
پوتین ضدآمریکائی آیا دوست ایران است؟
برخی از تحلیلگران روسیه با توجه به موضع گیریهای ضد آمریکائی آقای پوتین این سیاست را موجب نزدیکی این کشور به ایران میدانند.
کولائی هم تائید میکند که جهت گیری ضدآمریکائی پوتین افزایش پیدا کرده است ولی به نظر او این به مفهوم تشدید تضاد یا بازگشت به دوران جنگ سرد نیست. وی دراین رابطه میگوید: «برای اینکه پوتین باهوش و تیز هست که اشتباهات گذشته را تکرار کند. به نظر من پوتین در جستجوی "همکاری و رقابت" هست و ایران میتواند در این زمینه به روسیه کمک کند.»
به نظر کولائی در این راستا ممکن هست برای ایران هم فرصت و شرایطهای جدیدی بوجود بیاید اما برندهی اصلی به نظر او دولت روسیه است که به نفع خود بهرهبرداری خواهد کرد.
ایران برای سیاست خارجی روسیه یک چالش است
الکساندر راهر از شورای روابط خارجی آلمان تائید میکند که مسئله ایران یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی سیاست خارجی پوتین خواهد بود که برای غلبه بر آن روسیه تلاش خواهد کرد بین غرب و ایران میانجیگیری کند. این کارشناس آلمانی اما نتیجه میگیرد که در قبال ایران ما شاهد تغییر و تحول عمدهای در سیاست پوتین نخواهیم بود.
به نظر الهه کولائی هم اگرما پس از بازگشت پوتین شاهد یک سری تحولاتی در عرصهی سیاست خارجی روسیه هم باشیم، این تغییرات به سود منافع مردم ایران نخواهد بود. کولائی بر این باورهم هست که با توجه به وضعیت کنونی، پوتین تلاش خواهد کرد از "کارت ایران" علیه کشورهای غربی و بویژه آمریکا بیشترین بهرهبرداریها را کند.
در حاشیه یک کنفرانس هستهای در وین، آمریکا تاکید کرد که ایران
باید گامهای عملی برای اعتمادسازی بردارد و کشورهای اروپایی هم از جمهوری
اسلامی خواستند که فعالیتهای حساس هستهای خود را به سرعت متوقف کند.
رابرت وود، نماینده ایالات متحده در آژانس بینالمللی انرژی هستهای، روز
دوشنبه در وین گفت: «ما همچنان نسبت به ناکامی همیشگی ایران در پایبندی به
تعهداتش در زمینه منع گسترش تسلیحات هستهای نگرانیم.»
به گزارش خبرگزاری رویترز، رابرت وود این سخنان را روز دوشنبه (۱۸ اردیبهشت، ۷ مه) در یک کنفرانس بینالمللی هستهای در وین که نمایندگان ایران نیز در آن شرکت داشتند، بیان کرد.
رابرت وود افزود: «ما در جستوجوی روند پایداری هستیم که نتایج دقیق و مشخصی در پی داشته باشد و برای تحقق این هدف ایران باید گامهای محکمی بردارد.» این مقام آمریکایی میگوید ایران برای رفع ابهامات باید بپذیرد که اجازه بازدید از همه تاسیسات، اطلاعات، اسناد و افراد لازم را برای بازرسان آژانس صادر کند.
مذاکرات هستهای با ایران پس از یک وقفه بیش از یکساله، در بحبوحه افزایش بیسابقه تنشها، تشدید تحریمها و احتمال درگرفتن جنگی دیگر در خاورمیانه، اواسط ماه آوریل در استانبول ازسر گرفته شد. گروه ۵+۱ متشکل از پنج عضو داِئم شورای امنیت و آلمان، طرف مذاکره با ایران است و قرار است دور بعدی مذاکرات هستهای با ایران، ۲۳ ماه مه (۳ خرداد) در بغداد برگزار شود.
پیش از برگزاری دور دوم مذاکرات در بغداد، مقامات سازمان بینالمللی انرژی اتمی و مقامات ایرانی روز ۱۴ و ۱۵ ماه مه در وین دیدار خواهند داشت.
بیانیه مشترک اروپاییها بر ضد ایران
همزمان ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای مشترک در روز دوشنبه اعلام کردهاند که ایران باید فعالیتهای مرتبط با غنیسازی اورانیوم را متوقف کند. این هشداری است که بارها توسط نهادها و مقامات غربی علیه ایران صادر شده، اما رهبران جمهوری اسلامی با تاکید بر "صلحآمیز" بودن برنامه هستهای، همواره از پذیرش آن سر باز زدهاند.
دیپلماتهای غربی میگویند ایران همچنان به درخواست این کشورها مبنی بر بازدید از تاسیسات بحثبرانگیز پارچین در حوالی تهران، بیاعتنایی میکند. گفته میشود بخش عمدهای از تحقیقات حساس مرتبط با ابعاد نظامی برنامه هستهای ایران که از مهمترین مسائل مورد مناقشه است، در این مرکز انجام میشود.
جامعه جهانی پیش از ازسرگیری مذاکرات هستهای با ایران در استانبول بارها به تاکید اعلام کرده بود که این آخرین فرصت جمهوری اسلامی برای پاسخگویی به ابهامات و حلوفصل بحران هستهای این کشور است. قدرتهای بزرگ جهان با اشاره به پیشینه رفتارهای ایران در این نشستها، اعلام کردهاند که دیگر اجازه «زمان خریدن» و «وقتکشی» را به مقامات ایرانی نخواهند داد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، رابرت وود این سخنان را روز دوشنبه (۱۸ اردیبهشت، ۷ مه) در یک کنفرانس بینالمللی هستهای در وین که نمایندگان ایران نیز در آن شرکت داشتند، بیان کرد.
رابرت وود افزود: «ما در جستوجوی روند پایداری هستیم که نتایج دقیق و مشخصی در پی داشته باشد و برای تحقق این هدف ایران باید گامهای محکمی بردارد.» این مقام آمریکایی میگوید ایران برای رفع ابهامات باید بپذیرد که اجازه بازدید از همه تاسیسات، اطلاعات، اسناد و افراد لازم را برای بازرسان آژانس صادر کند.
مذاکرات هستهای با ایران پس از یک وقفه بیش از یکساله، در بحبوحه افزایش بیسابقه تنشها، تشدید تحریمها و احتمال درگرفتن جنگی دیگر در خاورمیانه، اواسط ماه آوریل در استانبول ازسر گرفته شد. گروه ۵+۱ متشکل از پنج عضو داِئم شورای امنیت و آلمان، طرف مذاکره با ایران است و قرار است دور بعدی مذاکرات هستهای با ایران، ۲۳ ماه مه (۳ خرداد) در بغداد برگزار شود.
پیش از برگزاری دور دوم مذاکرات در بغداد، مقامات سازمان بینالمللی انرژی اتمی و مقامات ایرانی روز ۱۴ و ۱۵ ماه مه در وین دیدار خواهند داشت.
بیانیه مشترک اروپاییها بر ضد ایران
همزمان ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای مشترک در روز دوشنبه اعلام کردهاند که ایران باید فعالیتهای مرتبط با غنیسازی اورانیوم را متوقف کند. این هشداری است که بارها توسط نهادها و مقامات غربی علیه ایران صادر شده، اما رهبران جمهوری اسلامی با تاکید بر "صلحآمیز" بودن برنامه هستهای، همواره از پذیرش آن سر باز زدهاند.
دیپلماتهای غربی میگویند ایران همچنان به درخواست این کشورها مبنی بر بازدید از تاسیسات بحثبرانگیز پارچین در حوالی تهران، بیاعتنایی میکند. گفته میشود بخش عمدهای از تحقیقات حساس مرتبط با ابعاد نظامی برنامه هستهای ایران که از مهمترین مسائل مورد مناقشه است، در این مرکز انجام میشود.
جامعه جهانی پیش از ازسرگیری مذاکرات هستهای با ایران در استانبول بارها به تاکید اعلام کرده بود که این آخرین فرصت جمهوری اسلامی برای پاسخگویی به ابهامات و حلوفصل بحران هستهای این کشور است. قدرتهای بزرگ جهان با اشاره به پیشینه رفتارهای ایران در این نشستها، اعلام کردهاند که دیگر اجازه «زمان خریدن» و «وقتکشی» را به مقامات ایرانی نخواهند داد.
آنتونیس ساماراس، رئیس حزب پیروز در انتخابات پارلمانی در یونان
اعلام کرد، حزباش نتوانسته است سایر احزاب را برای تشکیل دولت ائتلافی
متقاعد کند. قرار است دومین حزب برنده در انتخابات مامور تشکیل دولت شود.
آنتونیس ساماراس، رئیس حزب "دموکراسی نوین" یونان شامگاه دوشنبه (۷ مه /
۱۸ اردیبهشت) و تنها چند ساعت پس از پذیرش ماموریت تشکیل دولت در مصاحبهای
تلویزیونی اعلام کرد، حزباش قادر به تشکیل دولت ائتلافی نیست. وی گفت:
«ما تمام تلاش خود را برای تشکیل دولتی ائتلافی به کار بستیم، اما این کار
ممکن نبود.»
اظهارات رئیس حزب دموکراسی نوین در حالی مطرح شد که این حزب در انتخابات پارلمانی روز یکشنبه توانسته بود با کسب حدود ۱۹ درصد از آرا، بیشترین کرسیهای پارلمان را به خود اختصاص دهد.
با این حال ساماراس اعلام کرده است، که حزباش در توافق با سایر احزاب به موفقیت لازم دست نیافته است و نمیتواند کابینهی جدید یونان را تشکیل دهد.
با اعلام این خبر تشکیل دولت جدید در یونان که قرار است در روز ۱۷ ماه مه صورت گیرد، موقتا غیرممکن خواهد بود. در این صورت میبایست تا اواسط ماه ژوئن انتخابات پارلمانی در یونان مجدد برگزار شود.
دومین حزب پیروز در انتخابات، مامور تشکیل دولت
از سوی دیگر بر طبق قوانین یونان چنانچه حزب پیروز در انتخابات پارلمانی قادر به تشکیل کابینه نباشد، دومین حزب برنده در انتخابات مامور تشکیل دولت خواهد شد.
دومین حزب پیروز در انتخابات پارلمانی در یونان، حزب چپ گرای "سیریزا" است. الکسیس تیپراس، رئیس حزب سیریزا از مخالفان سیاست ریاضت اقتصادی در یونان است. او پیشتر هشدار داده بود که در صورت دستیابی حزباش به قدرت بر سر بسته کمکهای مالی و نحوه صرفه جویی اقتصادی مذاکرات تازهای را با سایر اعضای اتحادیه اروپا صورت خواهد داد.
حال که حزب دموکراسی نوین و حزب پاسوک در مجموع با کسب ۳۲ درصد آرا و دست یافتن به تنها ۱۴۹ کرسی از ۳۰۰ کرسی پارلمان یونان از تشکیل دولت بازماندهاند، قرار است این ماموریت روز سه شنبه از سوی کارلوس پاپولیاس، رئیس جمهور یونان به دومین حزب پیروز در انتخابات، یعنی حزب سیریزا محول شود.
آنگلا مرکل صدراعظم آلمان پس از اعلام نتایج انتخابات پارلمانی در یونان اعلام کرد: «طبیعتا آنچه در وهله نخست حائز اهمیت است توجه به این نکته است که اجرای برنامههایی که ما پیشتر با یونان توافق کردهایم، به همان شکل صورت پذیرد.»
با اظهارات رئیس حزب دموکراسی نوین مبنی بر عدم توانایی این حزب در تشکیل دولت ائتلافی و با فرض این احتمال که حزب سیریزا در توافق با احزاب کوچکتر بتواند دولت جدید را در یونان تشکیل دهد، موقعیت این کشور وارد مرحلهی تازهای خواهد شد.
الکسیس تیپراس، رئیس حزب سیریزا ضمن مخالفت با پیشنهاد ریاضت اقتصادی اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول، شرایط وضع شده از سوی این نهادها را "غیرانسانی" خوانده است.
اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول در ازای کمک ۳۱۰ میلیارد دلاری به یونان، از این کشور خواستهاند تا بخش عمدهای از مزایای بازنشستهها را کاهش و میزان مالیات را افزایش دهد و هزاران شغل دولتی را حذف کند.
حزب سیریزا سه روز فرصت خواهد داشت تا با کمک سایر احزاب دولت ائتلافی تشکیل دهد و در صورت عدم موفقیت این حزب، میبایست منتظر تکرار انتخابات پارلمانی در یونان بود.
به نظر میرسد بحران اقتصادی یونان که از دو سال پیش آغاز شده است، در آستانه تبدیل شدن به بحرانی سیاسی با چشم اندازی ناروشن باشد.
اظهارات رئیس حزب دموکراسی نوین در حالی مطرح شد که این حزب در انتخابات پارلمانی روز یکشنبه توانسته بود با کسب حدود ۱۹ درصد از آرا، بیشترین کرسیهای پارلمان را به خود اختصاص دهد.
با این حال ساماراس اعلام کرده است، که حزباش در توافق با سایر احزاب به موفقیت لازم دست نیافته است و نمیتواند کابینهی جدید یونان را تشکیل دهد.
با اعلام این خبر تشکیل دولت جدید در یونان که قرار است در روز ۱۷ ماه مه صورت گیرد، موقتا غیرممکن خواهد بود. در این صورت میبایست تا اواسط ماه ژوئن انتخابات پارلمانی در یونان مجدد برگزار شود.
دومین حزب پیروز در انتخابات، مامور تشکیل دولت
از سوی دیگر بر طبق قوانین یونان چنانچه حزب پیروز در انتخابات پارلمانی قادر به تشکیل کابینه نباشد، دومین حزب برنده در انتخابات مامور تشکیل دولت خواهد شد.
دومین حزب پیروز در انتخابات پارلمانی در یونان، حزب چپ گرای "سیریزا" است. الکسیس تیپراس، رئیس حزب سیریزا از مخالفان سیاست ریاضت اقتصادی در یونان است. او پیشتر هشدار داده بود که در صورت دستیابی حزباش به قدرت بر سر بسته کمکهای مالی و نحوه صرفه جویی اقتصادی مذاکرات تازهای را با سایر اعضای اتحادیه اروپا صورت خواهد داد.
حال که حزب دموکراسی نوین و حزب پاسوک در مجموع با کسب ۳۲ درصد آرا و دست یافتن به تنها ۱۴۹ کرسی از ۳۰۰ کرسی پارلمان یونان از تشکیل دولت بازماندهاند، قرار است این ماموریت روز سه شنبه از سوی کارلوس پاپولیاس، رئیس جمهور یونان به دومین حزب پیروز در انتخابات، یعنی حزب سیریزا محول شود.
آنگلا مرکل صدراعظم آلمان پس از اعلام نتایج انتخابات پارلمانی در یونان اعلام کرد: «طبیعتا آنچه در وهله نخست حائز اهمیت است توجه به این نکته است که اجرای برنامههایی که ما پیشتر با یونان توافق کردهایم، به همان شکل صورت پذیرد.»
با اظهارات رئیس حزب دموکراسی نوین مبنی بر عدم توانایی این حزب در تشکیل دولت ائتلافی و با فرض این احتمال که حزب سیریزا در توافق با احزاب کوچکتر بتواند دولت جدید را در یونان تشکیل دهد، موقعیت این کشور وارد مرحلهی تازهای خواهد شد.
الکسیس تیپراس، رئیس حزب سیریزا ضمن مخالفت با پیشنهاد ریاضت اقتصادی اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول، شرایط وضع شده از سوی این نهادها را "غیرانسانی" خوانده است.
اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول در ازای کمک ۳۱۰ میلیارد دلاری به یونان، از این کشور خواستهاند تا بخش عمدهای از مزایای بازنشستهها را کاهش و میزان مالیات را افزایش دهد و هزاران شغل دولتی را حذف کند.
حزب سیریزا سه روز فرصت خواهد داشت تا با کمک سایر احزاب دولت ائتلافی تشکیل دهد و در صورت عدم موفقیت این حزب، میبایست منتظر تکرار انتخابات پارلمانی در یونان بود.
به نظر میرسد بحران اقتصادی یونان که از دو سال پیش آغاز شده است، در آستانه تبدیل شدن به بحرانی سیاسی با چشم اندازی ناروشن باشد.
مقامات آمریکایی میگویند که سازمان امنیت این کشور موفق شده از
وقوع یک عملیات انتحاری در یک هواپیمای مسافربری جلوگیری کند. این حمله
تروریستی قرار بوده در سالگرد کشتهشدن اسامه بنلادن رخ دهد.
به گفته یک مقام ارشد امنیتی آمریکا شاخهای از گروه القاعده در یمن درصدد بمبگذاری و اجرای یک حمله تروریستی بوده است.
بنا به گزارش منابع آمریکایی یک تروریست انتحاری قصد داشته در هواپیمایی به مقصد آمریکا بمبی را منفجر کند. زمان اجرای این عملیات تروریستی نیز در سالگرد کشتهشدن اسامه بنلادن، رهبر القاعده تعیین شده بوده است.
اسامه بنلادن در ۲ ماه مه سال ۲۰۱۱ در خانهای در ابیتآباد پاکستان توسط کماندوهای آمریکایی کشته شد.
مواد منفجره در "لباس زیر"
پلیس فدرال آمریکا، افبیآی میگوید که این بمب در یمن ساخته شده، اما در "خارج" کشف و به دست ماموران امنیتی افتاده است. هنوز بررسی و آزمایش بر روی این بمب ادامه دارد. به گفته منابع امنیتی اجزای بمب از فلز تهیه نشده، بدین خاطر در کنترلهای رایج در فرودگاه به سختی قابل کشف بوده است.
ماموران سازمان امنیت آمریکا (سیا) موفق شدهاند پیش از خرید بلیط توسط تروریست انتحاری این حمله را خنثی کنند. هنوز در باره دستگیری و سرنوشت تروریست احتمالی گزارشی منتشر نشده است.
یک مسئول دولتی در آمریکا گفت که بمب کشف شده شباهت زیادی به بمبی دارد که در کریسمس ۲۰۰۹ در هواپیمایی از آمستردام به مقصد دیترویت نیز بکار گرفته شده بود. قرار بود این بمب در هوا منفجر شود که با دستگیری عمر فاروق عبدالمطلب این عملیات تروریستی ناکام ماند.
عبدالمطلب در ۲۵ دسامبر ۲۰۰۹ موفق شد با پنهان کردن بمب در "شورت" خود این بمب را به داخل هواپیما بیاورد. در زمانی که وی قصد انفجار بمب را داشت، چاشنی به درستی عمل نکرد و تنها سبب آتشسوزی محدودی شد. در همین حال مسافران هواپیما با حمله به عبدالمطلب وی را از اجرای ماموریتش بازداشتند.
از سوی دیگر مقامات امنیتی آمریکا تصریح میکنند که این بمب جدید دارای تفاوتهایی با بمب پیشین است و به اصطلاح "نوع پیشرفتهتری" محسوب میشود.
در فوریه امسال عبدالمطلب که به "بمبگذار شورتی" معروف شده در دادگاهی در آمریکا به حبس ابد محکوم گشت.
آگاهی اوباما از حمله تروریستی
مقامات امنیتی در آوریل امسال باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا را در جریان این عملیات تروریستی قرار داده بودند.
کاتلین هایدن، معاون سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا گفت که تنها به دلایل امنیتی این گزارش با تاخیر در اختیار رسانهها و افکار عمومی قرار گرفته است.
به گفته هایدن رئیس جمهور آمریکا دستور داده بود که «تمامی تدابیر لازم برای خنثی کردن این عملیات و حفاظت از آمریکا باید صورت گیرد».
بهرغم کشف این عملیات انتحاری و ناکام نهادن عاملان آن، سازمانهای امنیتی آمریکا هشدار میدهند که همدستان القاعده در یمن مصمم هستند عملیات تروریستی دیگری را طراحی و اجرا کنند.
بنا به گزارش منابع آمریکایی یک تروریست انتحاری قصد داشته در هواپیمایی به مقصد آمریکا بمبی را منفجر کند. زمان اجرای این عملیات تروریستی نیز در سالگرد کشتهشدن اسامه بنلادن، رهبر القاعده تعیین شده بوده است.
اسامه بنلادن در ۲ ماه مه سال ۲۰۱۱ در خانهای در ابیتآباد پاکستان توسط کماندوهای آمریکایی کشته شد.
مواد منفجره در "لباس زیر"
پلیس فدرال آمریکا، افبیآی میگوید که این بمب در یمن ساخته شده، اما در "خارج" کشف و به دست ماموران امنیتی افتاده است. هنوز بررسی و آزمایش بر روی این بمب ادامه دارد. به گفته منابع امنیتی اجزای بمب از فلز تهیه نشده، بدین خاطر در کنترلهای رایج در فرودگاه به سختی قابل کشف بوده است.
ماموران سازمان امنیت آمریکا (سیا) موفق شدهاند پیش از خرید بلیط توسط تروریست انتحاری این حمله را خنثی کنند. هنوز در باره دستگیری و سرنوشت تروریست احتمالی گزارشی منتشر نشده است.
یک مسئول دولتی در آمریکا گفت که بمب کشف شده شباهت زیادی به بمبی دارد که در کریسمس ۲۰۰۹ در هواپیمایی از آمستردام به مقصد دیترویت نیز بکار گرفته شده بود. قرار بود این بمب در هوا منفجر شود که با دستگیری عمر فاروق عبدالمطلب این عملیات تروریستی ناکام ماند.
عبدالمطلب در ۲۵ دسامبر ۲۰۰۹ موفق شد با پنهان کردن بمب در "شورت" خود این بمب را به داخل هواپیما بیاورد. در زمانی که وی قصد انفجار بمب را داشت، چاشنی به درستی عمل نکرد و تنها سبب آتشسوزی محدودی شد. در همین حال مسافران هواپیما با حمله به عبدالمطلب وی را از اجرای ماموریتش بازداشتند.
از سوی دیگر مقامات امنیتی آمریکا تصریح میکنند که این بمب جدید دارای تفاوتهایی با بمب پیشین است و به اصطلاح "نوع پیشرفتهتری" محسوب میشود.
در فوریه امسال عبدالمطلب که به "بمبگذار شورتی" معروف شده در دادگاهی در آمریکا به حبس ابد محکوم گشت.
آگاهی اوباما از حمله تروریستی
مقامات امنیتی در آوریل امسال باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا را در جریان این عملیات تروریستی قرار داده بودند.
کاتلین هایدن، معاون سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا گفت که تنها به دلایل امنیتی این گزارش با تاخیر در اختیار رسانهها و افکار عمومی قرار گرفته است.
به گفته هایدن رئیس جمهور آمریکا دستور داده بود که «تمامی تدابیر لازم برای خنثی کردن این عملیات و حفاظت از آمریکا باید صورت گیرد».
بهرغم کشف این عملیات انتحاری و ناکام نهادن عاملان آن، سازمانهای امنیتی آمریکا هشدار میدهند که همدستان القاعده در یمن مصمم هستند عملیات تروریستی دیگری را طراحی و اجرا کنند.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر
اسرائیل و رهبر حزب راستگرای لیکود، تصمیم خود به برگزاری انتخابات پیش از
موعد در ماه سپتامبر سال جاری را تغییر داده و گفته است که با تشکیل یک
دولت ائتلافی جدید، به کار ادامه خواهد داد.
روز گذشته و در پی اختلاف با یکی از احزاب کوچک در
دولت ائتلافی، آقای نتانیاهو تصمیم خود به انحلال پارلمان و برگزاری
انتخابات پیش رس را اعلام کرد، اما پس از موافقت حزب میانه رو کادیما با
ورود به دولت ائتلافی، روز دوشنبه ۱۹ اردیبهشت (۸ مه)، گفت که این تصمیم را
تغییر داده است.حزب کادیما که در سال ۲۰۰۵ و با جدایی شخصیت های میانه رو از حزب لیکود تشکیل شد، ۲۸ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست -پارلمان اسرائیل- را در اختیار دارد که یک کرسی بیش از حزب لیکود است؛ اما پس از انتخابات سال ۲۰۰۹ نتوانست موافقت احزاب دیگر را برای تشکیل دولت ائتلافی کسب کند.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، با
پایان گرفتن ریاست دوره ای مصر بر سازمان جنبش عدم تعهد - نم - اجلاس سران
این کشورها در شهریورماه سال جاری در تهران برگزار می شود و ریاست دوره ای
این سازمان به مدت سه سال به ایران انتقال می یابد.
براساس این گزارش جلسه وزیران امور خارجه کشورهای
عضو جنبش، که عمدتا کشورهای جهان سوم هستند، این هفته در شرم الشیخ تشکیل
می شود تا دستور کار اجلاس سران در تهران را تهیه کند.جنبش عدم تعهد در دهه ۱۹۶۰ و دوران جنگ سرد به رهبری تعدادی از رهبران سرشناس کشورهای در حال توسعه تشکیل شد و هدف خود را دنبال کردن سیاستی مستقل از دو بلوک قدرت آن دوره و تلاش برای استقلال مستعمرات باقی مانده در جهان اعلام کرد.
در حال حاضر، حدود ۱۲۰ کشور عضو کامل و حدود ۲۰ کشور دیگر عضو ناظر این جنبش هستند هر چند با پایان گرفتن جنگ سرد و استقلال تقریبا تمامی مستعمرات طی پنج دهه گذشته، جنبش عدم تعهد در تلاش بوده است تا هویت و اهداف جدیدی را برای خود تعریف کند.
شورای ملی ایرانیان آمریکا، از گوگل خواسته است که در نقشه های خود دوباره از نام خلیج فارس استفاده کند.
تریتا پارسی، مدیر این شورا می گوید که گوگل با
حذف نام خلیج فارس، از یک جنجال سیاسی فاصله نگرفته، بلکه به چنین جنجالی
دامن زده است.سرویس نقشه های گوگل، به تازگی نام خلیج فارس را از نقشه خود حذف کرده است.
گوگل دلیل این کار را کم کردن مشکلاتی عنوان کرده است که بین ساکنان دو سوی خلیج فارس بر سر نام این آبراه وجود دارد.
مقامهای آمریکایی میگویند که
طرح شاخه القاعده در یمن برای منفجر کردن یک هواپیما از طریق جاسازی بمب در
لباسزیر را در مرحلهای خنثی کردهاند که هنوز هیچ پرواز مشخصی به عنوان
هدف انتخاب نشده بود.
به گفته این مقام ها، این بمب نمونه پیشرفته بمبی
بود که یک عضو شبکه القاعده یمن در سال ۲۰۰۹ میلادی قصد منفجر کردن آن را
در یک هواپیما در دیترویت داشت.این بمب را ماموران مخفی آمریکا به دست آورده اند و اکنون در حال بررسی ابعاد تکنیکی آن هستند.
گزارش شده که این بمب زمانی به دست آمریکایی ها افتاده که هنوز هیچ پرواز مشخصی را القاعده برای منفجر کردن با این بمب انتخاب نکرده بود.
هنوز معلوم نیست که چه کسی قرار بود که این بمب را بپوشد و به داخل یک هواپیما ببرد.
پلیس فدرال آمریکا، اف بی آی، در بیانیه خود گفته که این بمب را با کمک "ماموران اطلاعاتی کشورهای دیگر" کشف کرده است.
یک سخنگوی کاخ سفید گفته است که باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا یک ماه پیش از این طرح بمبگذاری مطلع شده بود.
هنوز مشخص نیست که چه کسی این بمب را ساخته است، اما مقام های امنیتی آمریکایی می گویند که این بمب شبیه به بمبی است که در لباس زیر عمر فاروق عبدالمطلب جاسازی شده بود.
آقای عبدالمطلب، در روز کریسمس سال ۲۰۰۹ میلادی قصد داشت هواپیمایی را که راهی دیترویت در آمریکا بود منفجر کند، اما بمب جاسازی شده در لباس او درست عمل نکرد و دستگیر شد.
آسوشیتد پرس، گزارش داده که در بمب تازه کشف شده، از مواد منفجره صنعتی استفاده شده و در آن هیچ تکه فلزی وجود ندارد. این امر باعث می شود که بمبگذار بتواند از مرحله بازرسی امنیتی فرودگاه ها عبور کند.
وزارت امنیت داخلی آمریکا با انتشار بیانیه ای اعلام کرده است که این وزارتخانه به بازرسی های معمول خود در فرودگاه ها ادامه خواهد داد و اضافه کرده که آنها هیچ اطلاعی از تلاش های القاعده برای انجام حمله به مواضعی در ایالات متحده آمریکا ندارند.
روز گذشته هم از یمن خبر آمده بود که هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی دو عضو یک گروه مرتبط با القاعده را در یمن کشته اند.
چند روز پیش سالگرد کشته شدن اسامه بن لادن، رهبر گروه القاعده بود.
آنتونیس ساماراس، رهبر حزب "دموکراسی نو"، اعلام کرد که حزبش نتوانسته نظر احزاب دیگر را برای تشکیل دولت ائتلافی جلب کند.
دموکراسی نو، با کسب ۱۸/۸۵ درصد از آرای مردم در انتخابات پارلمانی بیشترین رای را به دست آورد.بعد از این حزب، سیریزیا یک گروه چپگرا به جایگاه دوم دست یافت. آنها مخالف سیاست های ریاضت اقتصادی هستند.
آقای ساماراس اعلام کرد که تشکیل دولت ائتلافی برای حزب او "غیرممکن" است.
حال نوبت به چپها رسیده که بخت خود را برای همراه کردن احزاب دیگر بیازمایند.
دولت پیشین یونان، با پذیرفتن شرایط اتحادیه اروپا وامهای جدیدی گرفته بود. شرایط اروپایی ها برای یونان این بود که سیاست های ریاضت اقتصادی در پیش بگیرند.
یک سخنگوی کمیسیون اروپایی ابراز امیدواری کرده که یونانی ها به قراردادهایی که دولت پیشین این کشور بسته، وفادار بمانند.
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان هم در اظهار نظری تاکید کرده که سیاست های اقتصادی یونان "اهمیت زیادی دارند"
نگرانی خانم مرکل از آنجا بیشتر می شود که در فرانسه هم رئیس جمهوری سر کار آمده که او هم با سیاست های ریاضت اقتصادی مخالف است.
بازار سرمایه هم مانند خانم مرکل از این تغییرات خشنود نبود و در ابتدای روز دچار رکود شد.
اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول در ازای کمک 310 میلیارد دلاری به یونان، از این کشور تعهد گرفته بودند تا بخش عمده ای از مزایای بازنشسته ها را کم کند، مالیات ها را بالا ببرد و هزاران شغل دولتی را کم کند.
آقای ساماراس که تنها یک روز پس از اعلام نتایج انتخابات، خبر داد که نمی تواند دولت ائتلافی تشکیل دهد، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که تمام تلاش او در این بوده که بتواند یونان را در حوزه یورو نگه دارد و اینکه بتواند درباره شرایط این وام جدید مذاکرات دوباره ای انجام دهد.
حال رقیب چپ گرای او فرصت خواهد داشت تا ظرف سه روز دولتی ائتلافی تشکیل دهد.
الکسیس سیپراس، رهبر گروه سیریزا، قول داده که دولتی چپگرا تشکیل دهد تا شرایط "غیر انسانی" را که اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول برای یونان وضع کرده اند را ملغی کنند.
هرچند آقای سیپراس، امیدوارانه حرف می زند اما تحلیل گران می گویند که او برای رسیدن به یک دولت ائتلافی مشکل خواهد داشت.
محمود احمدی نژاد، در نامه ای به
رئیس هیات عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوا در ایران، قانون مصوب مجلس
درباره نظارت بر نمایندگان را خلاف قانون اساسی دانسته است.
این تازه ترین اختلاف در روابط میان مجلس و دولت ایران است که در سال جدید خورشیدی تنش های فزاینده ای داشته اند.محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران، مجری قانون اساسی است و مطابق قانون حق دارد نسبت به قوانین و نحوه اجرای آن اظهار نظر کند با این همه قانون به رئیسجمهور اختیاری برای رد کردن مصوبات مجلس نداده است.
آقای احمدی نژاد، پیش از این در مواردی که با قانون مصوب مجلس موافق نبود، آن را ابلاغ نمی کرد یا با تاخیر عمل می کرد. در این موارد رئیس مجلس راسا قوانین را به دستگاههای اجرای ابلاغ می کرد که با اعتراض دولت مواجه می شد.
درباره قانون نظارت بر نمایندگان مجلس، آقای احمدی نژاد در نامه ای به محمود هاشمی شاهرودی، رئیس هیات حل اختلاف نوشته است که این "مصوبه به دلیل ایجاد تبعیض بین آحاد مردم و نمایندگان آنها و اعطای درجه ای از مصونیت پارلمانی و تعلیق رسیدگی قضایی، مغایر قانون اساسی است."
هیات عالی حل اختلاف تابستان سال گذشته همزمان با بالا گرفتن اختلافات میان مجلس و قوه قضائیه با دولت، توسط آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران تشکیل و محمود هاشمی شاهرودی، رئیس پیشین قوه قضائیه به ریاست آن منصوب شد.
یکی از اولین موارد ارجاع داده شده به این هیات، نحوه اجاری قانون هدفمندی یارانه ها بود که مجلس و دولت درباره آن اختلاف نظر دارند.
اعتراض رئیس جمهور ایران به قانون نظارت بر نمایندگان مجلس، تازه ترین موضوع ارجاع شده به این هیات است.
طرح نظارت مجلس بر امور نمایندگان مجلس ۱۵ فروردین به تصویب نهایی نمایندگان مجلس رسید و برای تائید نهایی به شورای نگهبان فرستاده شد.
تهیه کنندگان این طرح، آن را "اقدام عملی" در پاسخ به سخنان دو سال پیش آیت الله خامنهای، رهبر ایران خوانده بودند که گفته بود: "باید یک ساز و کار نظارتی در مجلس تعریف کنید که اگر کسی در مقام نمایندگی کوتاهی یا سوء استفاده کرد، بتوانید او را مواخذه کنید."
مخالفان میگویند که این مصوبه به معنای محدود کردن اختیارات نمایندگان، به خصوص نمایندگان منتقد است و برای آزادی عمل نمایندگان برای اجرای وظایف خود مانع ایجاد می کند و استقلال آنها را زیر سئوال میبرد. محمود احمدی نژاد هم به عنوان بلندپایه ترین مقام مخالف با این طرح، آن را مایه تبعیض میان نمایندگان و شهروندان دانسته است.
موافقان قانون نظارت بر نمایندگان در مقابل میگویند که طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان مجلس، منجر به افزایش کارایی آنها شده و جلوی تخلفات احتمالی را میگیرد. علی لاریجانی، رئیس مجلس از جمله موافقان این طرح در زمان بررسی آن در صحن مجلس بود.
یک روز پیش از اعتراض رسمی دولت ایران به قانون نظارت بر نمایندگان، مجلس شورای اسلامی پرونده "تخلفهای" دولت در اجرای قانون هدفمندی یارانهها و همچنین برداشت شبانه از حساب بانک ها را به قوه قضائیه فرستاد تا بر اساس قانون، خارج از نوبت به آنها رسیدگی شود.
مجلس و قوه قضائیه ایران به ریاست علی لاریجانی و صادق لاریجانی، دولت را متهم به تخلفات قانونی می کنند؛ در برابر رئیس جمهور ایران هم می گوید که مجلس در نظارت بر کار دولت "پا را فراتر از قانون گذاشته است."
آمریکا روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت
ماه (۷ مه) از ایران خواست که در جریان مذاکرات اتمی این کشور با گروه ۱+۵
برای ایجاد اعتماد "گام های عملی فوری" بردارد.
رابرت وود، نماینده آمریکا در آژانس بین المللی
انرژی اتمی در کنفرانسی در وین گفت: "ما همچنان نسبت به پافشاری ایران در
مورد عدم پایبندی به تعهداتش در مورد توافقنامه منع گسترش سلاح های هسته ای
نگران هستیم."آقای وود همچنین تاکید کرد که ما به دنبال روندی هستیم تا بتواند به نتایجی ملموس منتهی شود و از ایران خواسته ایم که در این باره گامهایی عملی بردارد.
نماینده آمریکا همچنین گفت: "جامعه بین الملل نگران آن است که ایران اجازه دسترسی به اطلاعات، مدارک و اماکن مورد نظر نمایندگان آژانس را به آنها ندهد، در حالی که این دسترسی می تواند به حل بحران هسته ای ایران کمک کند.
در جریان همین کنفرانس ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا در بیانیه ای مشترک اعلام کردند که ایران باید "فعالیت های مربوط به غنی سازی اورانیوم" را به حال تعلیق درآورد. درخواستی که مکررا از سوی ایران رد شده است.
گفت و گوهای اتمی ایران با کشورهای ۱+۵ (شامل پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل یعنی آمریکا، بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه به علاوه آلمان) پس از ۱۴ ماه توقف، روز شنبه ۱۴ آوریل (۲۶ فروردین) در شهر استانبول در ترکیه از سر گرفته شد. دو طرف گفت و گوهای اخیر را "مثبت و سازنده" ارزیابی کردند.
کشورهای غربی ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای متهم کنند، اما ایران ضمن رد این اتهامات برنامه های اتمی خود را صلح آمیز توصیف می کند.
شورای امنیت سازمان ملل طی حدود شش سال گذشته با صدور بیانیه ها و قطعنامه هایی از ایران خواسته است که برای شفاف سازی فعالیت های اتمی خود با نهادهای بین المللی همکاری کامل داشته باشد و تا زمانی که جامعه جهانی از صلح آمیز بودن این فعالیت ها اطمینان نیافته، بخشی از برنامه های اتمی خود، به خصوص در زمینه غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق در آورد.
این شورا برای وادار کردن دولت ایران به قبول خواست های مندرج در این مصوبات، یک رشته تحریم های بین المللی را علیه ایران به اجرا گذاشته است، اما مقامات جمهوری اسلامی قطعنامه های شورای امنیت را غیرقانونی دانسته و از پذیرش آنها خوداری ورزیده اند.
دیوار تاریخی گرگان که در متون
تاریخی با عنوان "مار سرخ"از آن یاد شده و بزرگترین دیوار خشتی جهان است،
با عبور خط آهن گرگان به آسیای میانه دو نیم میشود. قدمت این دیوار تاریخی
به ۱۷۰۰ سال پیش در زمان ساسانیان بازمیگردد.
براساس گزارشهای منتشر شده در خبرگزاریهای ایران
متولیان اداره میراث فرهنگی استان گلستان در رابطه با عبور این خط آهن نظر
مساعدی داشته و هیچ مخالفتی با عبور آن ندارند.حمید عمرانی رکاوندی،معاون میراث فرهنگی استان گلستان با تائید این خبر که این راه آهن بخشی از قسمت شمال و جنوب دیوار تاریخی گرگان را قطع میکند گفته این مسیر ۳۸ متری پس از مستندنگاری و کاوش نجات بخشی، در شورای فنی مصوب شده و برای ایجاد خط ریلی استفاده میشود.
آقای رکاوندی اعلام کرد که این خط ریلی پروژه بین المللی است و باید انجام شود. "نمیتوان مردم را به خاطر یک دیوار تاریخی از یک پروژه عمرانی محروم کرد."
در همین حال مسئولان میراث فرهنگی این استان عنوان کردند که "این دیوار عظیم تاریخی که ۲۰۰ کیلومتر طول دارد چیزی به جز چند تکه آجر قدیمی باقی نمانده است."
"مار سرخ" گرگان پس از دیوار چین بزرگترین دیوار دفاعی جهان است که در ۲۹ تیرماه سال ۱۳۷۸ به ثبت ملی رسیده است.
این دیوار از شرق دریای خزر شروع شده و بعد از عبور از شمال آق قلعه، گمیشان و شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در کوههای پیشکمر (ترکمن) به پایان میرسد.
حسین کتولی، کارشناس مرمت ابنیه و بافتهای تاریخی به خبرگزاری میراث فرهنگی گفته "پیش از انقلاب قرار بود خط لوله گاز از وسط این دیوار عبور کند اما قائم مقام وقت میراث با حضور در محل، جلوی چنین کاری را میگیرد، حال آنکه الان بلندپایهترین مقامات سازمان کوچکترین اطلاعی نسبت به این دیوار تاریخی ندارند."
بخشهای بسیاری از دیوار تاریخی گرگان در طول سالها براثر عوامل طبیعی و انسانی از بین رفته است، به گفته فعالان حوزه میراث فرهنگی تا چندین سال پیش در محدوده این دیوار، مردم خشتهای این دیوار تاریخی را جدا کرده و برای ساخت خانه میفروختند و یا کشاورزان منطقه از این خشتها برای ساخت منازلشان استفاده میکردند.
آقای کتولی نیز با اشاره به اینکه این دیوار از بین رفته و بخشهای زیادی از آن دیگر وجود ندارد گفت با همه این مسائل نمیتوان ارزش و اهمیت تاریخی این سازه را نادیده گرفت و به راحتی اجازه ساخت و ساز و تخریب داد. "متاسفانه متولیان توجهی به این ارزشها ندارند."
در همین حال پیشتر علیرضا چراغعلی، عضو شورای شهر گرگان نیز با اشاره به اهمیت این دیوار عنوان کرد که میتوان بخشهایی از این دیوار را احیا کرد و اضافه کرد که نسبت به این اثر بیمهری شده در حالیکه میتوان با تهیه کتاب و بروشور این دیوار را به مردم شناساند.
براساس بررسیهای انجام شده بر "مارسرخ"، در طول این دیوار ۳۰ دژ دفاعی وجود داشته و جوی یا کانال انتقالی آب به عمق شش متر در سراسر دیوار ساخته شده تا آب را به مناطق مختلف آن برساند. این دیوار دفاعی در دوره ساسانیان در طول ۹۰ سال ساخته شده است و طولانیترین اثر معماری ایران باستان است.
در زمان ساخت این بنا سطح آب دریای خزر پائین تر از سطح کنونی آن بوده و بر اساس کاوشهای انجام شده در سال ۲۰۰۷ در زیر آب خلیج گرگان بخشهایی از دیوار به نام دیوار تمیشه پیدا شده که به دیوار گرگان متصل است.
به اعتقاد کارشناسان این محوطه نیاز به بررسی و تحقیق دارد اما دلیل بی توجهی مسئولان میراث به آن نامشخص است.
عکس این دیوار نخستین بار توسط اریک اشمیت خلبان آمریکایی ثبت شد. آقای اشمیت خبرنگار آمریکایی که با هواپیمای خود در سال ۱۳۱۶ از نقاط باستانی ایران عکاسی میکرد، در منطقه گرگان دیوار قرمز رنگی را دید که از سمت دریا به طرف کوهها امتداد دارد.
او از این دیوار عکس گرفت و این عکسها سندی برای تحقیقات باستان شناسان ایرانی و خارجی بر این دیوار شد.
جـــرس: همسر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی، از بازگشت بیماری عصبی و فلج عضلانی همسرش در زندان اوین خبر داده است.
به گزارش بی بی سی، تقی رحمانی گفته است که نرگس محمدی در تماسی با خانه پس
از گفت و گو با فرزندانش با مادر آقای رحمانی صحبت کرده و گفته است که
یکشنبه شب (۱۷ اردیبهشت) "چندین بار حالش بهم خورده و به زمین افتاده است و
یک بار نیز سرش با زمین برخورد کرده است."
به گفته آقای رحمانی خانم محمدی که برای اجرای حکمش از حدود دو هفته پیش در زندان به سر می برد، دوباره تحت بازجویی قرار گرفته است.
تقی رحمانی که اکنون در خارج از ایران به سر می برد، گفت که خانم محمدی را
برای زیر فشار قرار دادن او دوباره بازجویی کرده اند که به گفته او مصداق
"گروگانگیری" است.
آقای رحمانی گفت که همسرش در جریان بازداشتش در سال ۱۳۸۹ دچار شوک عصبی شده
بود که ماه ها طول کشید که مداوا شود و حالا به گفته او با بازداشت و
بازجویی مجدد او، دوباره دچار این بیماری شده است.
بر اساس گزارش ها، در دستگیری گذشتۀ خانم محمدی، وضعیت این سخنگوی شورای
ملی صلح به حدی وخیم شده بود که پزشکان زندان به مقام های زندان گفته بودند
اگر نمی خواهید زهرا کاظمی دیگری داشته باشید باید او را به بیمارستان
منتقل کنید. خانم محمدی از آن پس به مدت دوسال تحت درمان بود و گویا
توانسته بود تاحدی سلامت خود را بازیابد. اکنون وضعیت جسمی این فعال حقوق
بشر، پس از ۱۵ روز زندان در بند ۲۰۹ انفرادی، بار دیگر به حالت بروز بیماری
خود بازگشته است.
دادگاه انقلاب، خانم محمدی را این بار به اتهام "تبلیغ علیه نظام جمهوری
اسلامی" و "اجماع و تبانی علیه امنیت ملی" در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال
زندان محکوم کرد.
نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیئت اجرایی شورای
ملی صلح که به گفته اطرافیانش "وضعیت جسمی نگرانکنندهای" دارد، روز شنبه،
دوم اردیبهشت، توسط ماموران امنیتی در خانه پدری اش در زنجان بازداشت و به
زندان اوین در تهران منتقل شد.
او در اردیبهشت سال ۱۳۸۹به دلیل عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به شعبه ۴
دادگاه انقلاب احضار و پس از چند جلسه دفاع برای وی قرار وثیقه ۵۰ میلیون
تومانی صادر شد؛ اما در تاریخ ۲۰ خردادماه همان سال توسط مأموران امنیتی،
شبانه و در منزل خود بازداشت و بعد از گذشت یک ماه آزاد شد.
خانم محمدی در دادگاه بدوی به یازده سال زندان محکوم شده بود و بر اثر
فشارهای مقام های اطلاعاتی در حالت تبعید غیررسمی در زنجان زندگی می کرد.
آقای رحمانی که اکنون در پاریس زندگی میکند، پیشتر درباره وضعیت فرزندانش
گفته بود که وضعیت آنها مناسب نیست و اعضای خانواده از آنها نگهداری
میکنند.
تعطیلی ۵۰ واحد تولید قارچ و بیکاری کارگران
رئیس تعاونی تولیدکنندگان قارچ از تعطیلی پنجاه واحد تولید قارچ
خوراکی و بیکاری کارگران فعال در این واحدهای تولیدی طی یک سال گذشته خبر
داد.
محمدرضا نوربخش رئیس تعاونی تولیدکنندگان قارچ در گفت و گو با ایلنا،
تعداد مزارع قارچ خوراکی را در کشور ۳۵۴ مزرعه اعلام کرد و گفت: به دلیل
عدم اعمال سیاستهای حمایتی تعداد مزارع قارچ به ۳۰۴ مزرعه کاهش یافته است.
وی از کاهش میزان تولیدات قارچ طی یک سال گذشته خبر داد و گفت: میزان
تولیدات قارچ از ۷۳ هزار و ۶۰۰ تن با ۱۳ هزار تن کاهش به ۶۰ هزار تن رسیده
است.
نوربخش خواستار افزایش سیاستهای حمایتی دولت در این بخش شد و گفت: در
حال حاضر نه هزار نفر به صورت مستقیم و ۲۴ هزار نفر به صورت غیر مستقیم در
بخش تولیدات قارچ فعال هستند که در صورت عدم اعمال سیاستهای حمایتی بیکار
میشوند.
او در ادامه خواستار افزایش ۲۰ درصدی قیمت قارچ خوراکی در سال جاری شد و
گفت: در صورت عدم افزایش قیمت قارچ خوراکی امسال در مقایسه با سال گذشته
مزارع بیشتری از عرصه فعالیت در این زمینه خارج میشوند.
واکنش ها به یک نامه؛ مجلس شعبه ای از دفتر احمدی نژاد نیست
کلمه: نامه اخیر احمدی نژاد به شاهرودی بار دیگر
اصولگرایان را در مقابل رییس تحمیلی دولت دهم قرار داد و فرصتی فراهم کرد
تا انتقادات خود را بسوی وی روان کنند.
احمدی نژاد که با حمایت قاطع گروه های به اصطلاح اصولگرا در یک تقلب
آشکار انتخاباتی به قدرت رسید، طی سه سال گذشته بیشترین هنجار شکنی در
ساختار سیاسی را انجام داده و دولتی که می خواست به واسطه نزدیکی فکری
رییسش به رهبری، کابوس حاکمیت دوگانه را بشکند به یکی از بغرنج ترین مشکلات
حاکمیت تبدیل شده است.
اقدامات فراقانونی احمدی نژاد و نقض آشکار قانون توسط این رییس هیات
دولت کار به جایی رسانده که تاکنون چندین شکایت از سوی مجلس روانه قوه
قضاییه شده است و رییس مجلس بعلت استنکاف احمدی نژاد از ابلاغ قوانین مصوب
ناچار به ابلاغ قانون از سوی مجلس شده است. اقدامی که احمدی نژاد را خوش
نیامده و آن را نقض قانون اساسی خوانده است.
تشکیل جلسات سران سه قوه و حل و فصل دعاوی در حضور رهبری نیز هنوز
نتوانسته بلندپروازی های این رییس هیات دولت را ادعای مدیریت جهانی دارد را
محدود کند.
آخرین اقدام احمدی نژاد در نوشتن نامه ای به آیت الله شاهرودی، مداخله
آشکار وی در حریم قانونگذاری و نهادهای نظارتی بود که تاکنون واکنش شدیدی
به همراه داشته است.
لجاجت بس است
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس با ابراز تاسف از اقدام احمدی نژاد در نامه به
آیت الله شاهرودی با بیان اینکه دستور کار هیئت حل اختلاف قوا را رهبری
تعیین می کنند، گفت: بهتر است آقای احمدی نژاد به جای پافشاری در رای که
معنای بدی دارد، تسلیم قانون اساسی باشد و دست از لجاجت بردارد رئیس هیات
دولت به هیچ وجه حق ندارد خود را در مقام تشخیص مغایرت قوانین با قانون
اساسی قرار دهد.
احمد توکلی در گفتگو با مهر درباره نامه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور
به آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس هیئت حل اختلاف قوا مبنی بر مغایرت قانون
نظارت مجلس بر رفتار نمایندگان با قانون اساسی اظهار داشت: باعث تعجب و
تاسف بسیار است که وی به رغم وجود دلایل آشکار همچنان بر نظر غیر قانونی
خود اصرار دارد و از حدود رئیس جمهور پا را فراتر می گذارد.
وی افزود: اینکه قانون نظارت بر نمایندگان خوب است یا بد و وافی به
مقصود برای مهار تخلفات احتمالی نمایندگان است یا نه؟ یک موضوع است، اینکه
رئیس هیات دولت به خود حق دهد درباره یک قانون که به تایید شورای نگهبان
رسیده است قضاوت کند امر دیگری است.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس خاطرنشان کرد: طبق اصل ۹۱ قانون اساسی ، شورای
نگهبان متشکل از ۶ فقیه و ۶ حقوقدان با سابقه به منظور پاسداری احکام اسلام
و قانون اساسی و تطبیق مقررات مجلس با آن تشکیل شده است. اصل ۹۴ قانون
اساسی مجلس را ملزم می کند که همه مصوبات را به شورای نگهبان بفرستد و اگر
شورای نگهبان عدم مغایرت قوانین مجلس با احکام اسلام و اصول قانون اساسی را
اعلام کرد، مصوبه مجلس قانون تلقی می شود.
توکلی یادآور شد: اصل ۹۶ قانون اساسی هم نحوه تطبیق مصوبات مجلس را که
حق انحصاری شورای نگهبان است مشخص می کند . بنابراین رئیس هیات دولت به هیچ
وجه حق ندارد خود را در مقام تشخیص مغایرت قوانین با قانون اساسی قرار
دهد.
وی گفت: از چند جهت دیگر نامه احمدی نژاد اهمیت دارد. حدود ۲-۳ سال قبل
آقای احمدی نژاد درباره یک مصوبه مجلس که به تایید شورای نگهبان رسیده بود
نامه ای به این شورا نوشت و موضعی مشابه گرفت و مصوبه مجلس را مخالف قانون
اساسی قلمداد کرد. دبیر شورای نگهبان نیز رسما در نامه ای که در رسانه ها
منتشر شد به ایشان ابلاغ کرد که حق چنین کاری را ندارد.
توکلی گفت: همچنین در دی ماه ۱۳۸۹ اقای احمدی نژاد طی نامه ای به رهبری
حدود ۱۰-۱۲ مورد از اصول قانون اساسی را مستند قرار داد و مدعی شد که حقوق
قانونی رئیس هیات دولت در برابر قوای دیگر مخصوصا مجلس ، چیزی بالاتر از آن
است که در ۳۰ و چند سال گذشته روسای جمهور در اختیار داشتند.
توکلی تاکید کرد: بهتر است آقای احمدی نژاد به جای پافشاری در رای که
معنای بدی دارد ، تسلیم قانون اساسی باشد وقتی که به رهبری مراجعه می کند و
سازوکار مورد تایید رهبری نتیجه را تایید می کند دست از لجاجت بردارد.
وی یادآور شد: نکته دیگری این است که هیئتی که آیت الله شاهرودی به حکم
رهبری برای مشاوره در امر موارد مورد اختلاف تشکیل داده ، شان مشورتی دارد و
این موضوع به صراحت در حکم رهبری آمده و قوای سه گانه اختلاف خود را باید
نزد رهبری مطرح کنند.
توکلی تاکید کرد: دستور کار هیئت حل اختلاف قوا را رهبری تعیین می کنند.
جلوی اختلاس و فساد مالی را بگیرید
در همین حال کیهان با انتقاد از این نامه به ابعاد حقوقی آن پرداخت و
نوشت: دولت و رئیس هیات دولت به جای گشودن باب چالش های تبلیغاتی شبه
حقوقی (غیرحقوقی) با سایر قوا، تدابیری برای روان کردن سازوکارهای دولت در
زمینه حل مشکلات مردم به ویژه مقابله با گرانی های لجام گسیخته و بستن
گلوگاههای فساد در مراکز استراتژیک دولت- که منجر به فساد بزرگ ۳ هزار
میلیاردتومانی شد- اتخاذ کنند تا مثلا فلان مقام اجرایی در هتل لاله، سفارش
سردسته مفسدان اقتصادی را به مقامات ارشد وزارتی نکند و دستور اعطای رانت
های کلان را با دور زدن وزارتخانه ها صادر ننماید. به عبارت دیگر سزاوار
است که مشابه اقدام نمایندگان مجلس، اقدام جدی برای پاک نگاه داشتن دولت
خدمتگزار از آلودگی های اقتصادی و مالی اتخاذ شود. اما اینکه مثلاً به فلان
فرد متخلف که به اعتبار درخواست از رهبری، موردعفو قرار گرفته، حکم مشاورت
داده شود، نقض غرض و لطمه به حقوق و منافع ملی است.
کیهان نوشته است: اما آنچه درباره اشکال رئیس دولت به مصوبه مجلس
درباره نظارت بر نمایندگان جای تاکید دارد، این واقعیت است که اولا مرجع
رسمی و قانونی انطباق یا مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با قانون اساسی و
شرع، شورای نگهبان است و در غیر این صورت اگر قرار باشد دولت و رئیس آن
مصوبات مجلس را «وتو» کنند، تفکیک قوا کاملا مخدوش خواهد شد. به عبارت
دیگر، مجلس شعبه ای زیر نظر دفتر رئیس هیات دولت نیست بلکه ناظر بر کار
دولت و رئیس آن است.
احمدی نژاد به جای جنتی تصمیم نگیرد
عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی ضمن انتقاد از نامه رئیس
هیات دولت به رئیس هیات عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوا، مبنی بر
غیرقانونی بودن طرح نظارت بر نمایندگان تاکید کرد: احمدی نژاد نباید به جای
شورای نگهبان تصمیم گیری کند.
سید سلمان ذاکر در خصوص نامه احمدی نژاد به رئیس هیات عالی حل اختلاف و
تنظیم روابط قوا، مبنی بر غیرقانونی بودن طرح نظارت بر نمایندگان گفت: مگر
او جای آقای جنتی است که درباره این طرح اعلام نظر کرده است، این شورای
نگهبان است که تصمیم نهایی را درباره طرح نظارت بر نمایندگان اعلام می کند.
وی با بیان اینکه نباید به جای شورای نگهبان اعلام نظر کرد، گفت: نمی
دانم علت ارسال این نامه چه بوده است، چرا که طرح نظارت بر نمایندگان به
صلاح دولت است و نباید با ارسال این نامه ها حاشیه ایجاد شود.
عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی ضمن دفاع از طرح نظارت بر
نمایندگان افزود: این طرح در جهت اهداف مجلس و دولت است و به وظایف
نمایندگان کمک شایانی می کند به طوری که معتقدم می تواند در کارآمدی قوه
مقننه نقش مهمی را ایفا کند.
این نماینده مجلس ادامه داد: ارسال چنین نامه هایی فقط منجر به ترمز
کارآمدی نظام و مجلس می شود و بنده از مسئولان می خواهم با مسائل حاشیه ای
از پیگیری مشکلات مردم عبور نکنند.
وی تاکید کرد: ارسال این نامه در حال حاضر فرار از مشکلات مردم تلقی می شود.
شان رهبری است
یک کارشناس مسائل حقوقی با بیان اینکه مصوبه مجلس برای نظارت بر
نمایندگان، حل اختلاف میان قوا نیست اظهار داشت: این موضوع مصوبه نمایندگان
مجلس است که خود نمایندگان آن را تصویب کرده اند و ربطی به دولت و سازوکار
آن ندارد.
جلیل محبی کارشناس مسائل حقوقی در گفتگو با مهر در خصوص نامه احمدی
نژاد به رئیس هیات عالی حل اختلاف قوا در مورد غیر قانونی بودن مصوبه مجلس
برای نظارت بر نمایندگان، اظهار داشت: اساسا بررسی اینکه مطلبی مغایر قانون
اساسی باشد یا خیر در صلاحیت شورای نگهبان است نه صلاحیت شورای عالی حل
اختلاف قوا.
وی در عین حال افزود: شورای حل اختلاف قوا، اختلاف میان سه قوه را بررسی می کند نه اینکه چیزی مغایر قانون اساسی باشد یا خیر.
محبی با بیان اینکه این موضوع حل اختلاف میان قوا نیست اظهار داشت: این
موضوع مصوبه نمایندگان مجلس است که خود نمایندگان آن را تصویب کرده اند و
ربطی به دولت و سازوکار آن ندارد.
وی همچنین در خصوص اینکه آیا شان رئیس قوه مقننه نظارت بر قواست، گفت:
این موضوع که رئیس جمهور می تواند بر قوا نظارت کند یا خیر مربوط به قانون
اساسی سال ۵۸ است که در سال ۶۸ این اختیار به رهبری واگذار شد و در حقیقت
رئیس قوه مجریه مطابق اصل ۵۷ قانون اساسی نمی تواند دخالتی در قوای دیگر
داشته باشد.
اقدام احمدی نژاد مانند حوادث سال ۸۸ است
اقدام احمدی نژاد مانند حوادث سال ۸۸ است
یک کارشناس حقوقی گفت: اقدام رئیس هیات دولت در مورد طرح نظارت بر
نمایندگان با جریانات سال ۸۸ که با شعار دفاع از قانون اساسی نهاد فصل
الخطاب کشور را زیرسئوال بردند، برابری میکند.
سلمان عمرانی، کارشناس حقوقی درباره نامه احمدی نژاد به آیتالله
هاشمی شاهرودی مبنی بر اینکه قانون نظارت بر نمایندگان مجلس خلاف قانون
اساسی است، گفت: همه نهادهای قانون اساسی مشخص است و تنها مرجع تفسیر قانون
اساسی نیز شورای نگهبان است.
وی ضمن تأکید بر اینکه مرجع نظارت بر قوانین، شورای نگهبان است، بیان
کرد: در صورتی که بین شورای نگهبان و مجلس اختلافی ایجاد شود مجمع تشخیص
مصلحت نظام می تواند در این باره تصمیم گیری کند و بر همین اساس نیز همه
قوانین کاملا روشن و شفاف است.
عمرانی با اشاره به اینکه رئیس جمهور صرفا مجری قوانین است، خاطرنشان
کرد: تنها حالت اختلاف بین قوه مجریه و مقننه این است که دولت بگوید در
مصوبه یا قانونی امکان اجرا را ندارد اما دولت به هیچ وجه نمی تواند بگوید
قانونی را اجرا نمی کنم به این دلیل که شورای نگهبان اشتباه کرده است.
این کارشناس حقوقی تصریح کرد: از سوی دیگر مشکلی که نامه رئیس هیات دولت
ایجاد می کند این است که با اینگونه اقدامات نهادهای فصل الخطاب در قانون
اساسی را زیر سئوال می بریم. اینکه شورای نگهبان و مجلس قانونی را تأیید
کرده اند و ما می گوییم آن قانون را قبول نداریم به مفهوم زیر سئوال بردن
نهادهای فصل الخطاب است.
وی ادعا کرد: این اقدام با جریانات سال ۸۸ برابری می کند که درآن زمان
نیز آشوبگران می گفتند که شورای نگهبان نتوانسته است تقلب را تشخیص دهد.
شعار آنها نیز دفاع از قانون بود و اکنون نیز آیین نامه هایی که پی در پی
منتشر می شوند نهاد فصل الخطاب کشور و شأن شورای نگهبان را از بین می برد و
این مسئله به نظام جمهوری اسلامی ایران لطمه می زند.
مجلس در راس امور نیست
در همین حال جوانفکر مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد مدعی شد: رییس قوه
مقننه باید دقت کند که شورای نگهبان مطابق با قانون اساسی عمل میکند یا
نه. این حق هم حق جدیدی نیست. قانون اساسی این حق را در اختیار او قرار
داده است. رییس قوه مقننه بررسی میکند اگر مطابق قانون رفتار میشود که
خوب است اگر نه هم پیگیری میکند تا قانون بهطور کامل اعمال شود. اگر آقای
احمدینژاد نامهیی مینویسد یا حرفی میزند بر اساس حقی است که قانون
اساسی برای ایشان تعیین کرده و ایشان آنقدر به قانون معتقد و پایبند است که
حتی ذرهیی پا را از آن فراتر نمیگذارد.
وی مدعی شد که اصلا موضوع به شورای نگهبان ربطی ندارد. این اختلاف سه
قوه است، باید هم در کمیته حل اختلاف قوا بررسی شود. اشکالی نیست که این
نامه به آیتالله شاهرودی نوشته شود آقای شاهرودی با دستور رهبری به ریاست
کمیته حل اختلاف قوا در آمده است و مشکلی نیست بخواهد این موضوع را بررسی
کند.
این عضو تیم احمدی نژاد می گوید: لازمالاجرا بودن بحث دیگری است اما
اینکه مفاد قانون اساسی رعایت میشود تا یک مصوبه تبدیل به قانون بشود،
وظیفه رییس قوه مقننه است که بر این امر نظارت کند. الان اختلافی که هست
این است که رییس قوه مقننه به وظیفه قانونی خود عمل میکند و این قانون از
نظر ایشان مشکلاتی دارد که به آقای شاهرودی برای بررسی بیشتر با ذکر دلایل
ارجاع شده تا مشکل با قوه مقننه برطرف شود و موضوعی نیست که بخواهد مشکلی
ایجاد کند و به آن پرداخته شود.
وی با این ادعا که احمدینژاد همه تلاش خود را میکند که فضا دوستانه
باشد و همیشه هم تابع قانون بوده اظهار نظر کرد که اما مجلس هم اختیاراتی
دارد و معتقد است در راس امور است و همهجوره تلاش میکند در راس امور
بماند این حاشیهها را هم برای دولت میسازد که نشان بدهد در راس امور است
اما واقعیت چیز دیگری است. واقعیت این است که قانون اساسی این را نمیگوید
بلکه قانون اساسی برای هر یک از قوا ماموریتی تعریف کرده است و همه وظایفی
دارند و باید طبق قانون رفتار کنند. در هیچ کجای قانون اساسی ننوشته است که
مجلس در راس امور است، قوه دیگر نیست. قوا وظایفشان در قانون اساسی تعریف
میشود اما متاسفانه مجلس بر اشتباه خود پافشاری میکند سوال من از مجلس
این است که چرا به جای حمایت و هموار کردن راه حاشیه درست میکند؟
سردار احمد منصوری هم به علت عارضه قلبی درگذشت
سردار احمد منصوری، نهمین سرداری است که طی سال گذشته تاکنون دار فانی را وداع می گوید.
پیش از این طی زمستان سال گذشته، وفا غفاریان٬ عباس مهری٬ احمد
سیافزاده و منصور ترکان چهار فرمانده سابق سپاه پاسداران همگی در اوایل
پنجاه سالگی خود به فاصله چند روز در گذشتند.
این در حالی بود که سردار سرتیپ پاسدار سیدمحمد علی موسوی، معاون
اطلاعات نیروی زمینی سپاه نیز چند ماه پیشتر در ۴۷ سالگی جان به جان آفرین
تسلیم کرده بود.
سال گذشته همچنین خبر از تصادف جاده ای سه سردار سپاه در رسانه ها
خودنمایی می کرد. سرهنگ پاسدار سیدعلی شادمهر و دو تن از همراهان آن مرحوم
از فرماندهان جبهه و جنگ بوده پس از بازگشت از یک ماموریت در خراسان کشته
شدند.
مراسم ترحیم سردار احمد منصوری (معاون سابق آموزش نمایندگی ولی فقیه در سپاه) جمعه ۲۲ اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد.
به گزارش سپاه نیوز، مراسـم ترحیـم هفتمین روز درگذشت وی نیز در روز
جمعه ۲۲/ ۲/ ۹۱ از ساعت ۱۷تا۳۰/۱۸ در همان مسجد (مسجد جامع قلهک) برگزار
خواهد شد.
سردار سرتیپ دوم پاسدار مرحوم احمد منصوری، معاون سابق آموزش نمایندگی
ولی فقیه ۱۶ اردیبهشت ماه به دلیل عارضه قلبی دعوت حق را لبیک گفت و به جمع
همسنگران شهید خود پیوست.
در پی درگذشت سردار احمد منصوری معاون سابق آموزش نمایندگی ولی فقیه در
سپاه، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،
و محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، پیام تسلیتی صادر کردند.
سردار سرتیپ دوم پاسدار مرحوم احمد منصوری فرزند ماشاءالله متولد سال
۱۳۲۶ فعالیت سیاسی خویش را از سال ۱۳۴۱ و همزمان با شروع نهضت اسلامی به
رهبری امام خمینی (ره) و در زمانی که محصل دبیرستانی بوده است آغاز کرده و
در سال ۱۳۴۴ به دلیل عضویت در گروه ملل اسلامی دستگیر و به چهار سال حبس
محکوم میشود.
وی پس از سه سال و پنج ماه از زندان آزاد شده و به همکاری با گروههای
مسلح اسلامی مانند گروه حزب الله ادامه میدهد تا این که در سال ۱۳۵۲ به
مدت هفده روز بازداشت میشود.
مرحوم احمد منصوری در سال ۱۳۴۲ به عضویت انجمن اسلامی دانش آموزان تهران
درآمده و در سالهای ۵۱ و ۵۲ در مساجد و منازل به تدریس دروس عربی و
فعالیتهای سیاسی میپردازد.
او در سال ۱۳۵۴ بار دیگر بازداشت شده و به یازده سال زندان محکوم
میشود تا این که با اوجگیری مبارزات مردم علیه رژیم ستم شاهی در آبان
ماه ۱۳۵۷ از زندان آزاد میشود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بلافاصله به عضویت کمیته انقلاب اسلام
درآمده و مسئولیت کمیته صنایع نظامی پارچین را بر عهده میگیرد و سپس در
دهم مرداد ماه ۱۳۵۸ وارد سپاه شود.
وی در دوره خدمت خود در سپاه در سنگرهای زیر به ایفای نقش و مسئولیت
پرداخت: مربی عقیدتی پادگان امام علی (ع)، مسئول آموزش عقیدتی ـ سیاسی
پادگان امام حسین (ع)، مسئول آموزش عقیدتی ـ سیاسی سپاه تهران، جانشین
آموزش معاونت عقیدتی ـ سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، سرپرست عقیدتی
سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، مسئول طرح و برنامه نمایندگی ولی فقیه در
سپاه، مسئول معاونت مستقل آموزش ستاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه و جانشین
تأیید صلاحیت ستاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه، مرحوم سردار منصوری در سال
۱۳۸۳ به عنوان مدیر نمونه در ستاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه برگزیده
میشود.
روحش شاد و یادش گرامی باد
تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها؛ سهم دختران ۲۶۳ و پسران ۸۷ کلاس درس
دانشگاه علامه طباطبایی تهران در سال تحصیلی گذشته بیش از ۲۶۳ کلاس
درس را در راستای اجرای سیاستهای تفکیک جنسیتی به دختران اختصاص داده
است. در مقابل ۸۷ کلاس هم به پسران اختصاص داده شده است.
تنها دانشگاه علوم انسانی کشور طی سالهای اخیر همواره مجری طرحهای
بحثبرانگیز وزارت علوم در دولت نهم و دهم بوده است و با در اختیار داشتن
بیش از ۱۷۰۰ دانشجو در مقاطع تحصیلی، اولین دانشگاهی در کشور است که به شکل
رسمی تفکیک جنسیتی کلاسهای درسی را اجرا کرده است. براساس اطلاعات رسمی
از این دانشگاه، مسوولان در سال تحصیلی ۱۳۹۰-۱۳۸۹ بحث تفکیک جنسیتی برای
کلاسهای عمومی را که دارای تراکم جمعیتی بالایی هستند، عملیاتی کردهاند.
در حال حاضر بیش از ۳۵۰ کلاس تفکیک شده در دانشگاه علامه طباطبایی تهران وجود دارد و سهم دختران ۲۶۳ و سهم پسران تنها ۸۷ کلاس درس است، به عبارت دیگر سهم دختران در کلاسهای تفکیک شده سه برابر پسران است.
در حال حاضر بیش از ۳۵۰ کلاس تفکیک شده در دانشگاه علامه طباطبایی تهران وجود دارد و سهم دختران ۲۶۳ و سهم پسران تنها ۸۷ کلاس درس است، به عبارت دیگر سهم دختران در کلاسهای تفکیک شده سه برابر پسران است.
از سوی دیگر آمار تعداد استادان و اعضای هیات علمی این دانشگاه نشان
میدهد تنها دانشگاه علوم انسانی کشور ۴۲۹ استاد و عضو هیات علمی دارد که
در مقام مقایسه به نظر میآید ۹۰درصد از ظرفیت آموزشی استادان دانشگاه
علامه طباطبایی تنها باید صرف حضور در کلاسهای درس تفکیک شده شود.
شرق نوشت: اقدام دانشگاه علامه طباطبایی در شرایطی است که «محمود
احمدینژاد» تیرماه سال گذشته دستور توقف تفکیک جنسیتی و بازنشستگی استادان
در دانشگاهها را صادر کرد. پس از آن برخی نمایندگان محافظهکار مجلس
شورای اسلامی این اقدام را شعاری توصیف کردند و به نظر میرسد گسترش تعداد
کلاسهای تفکیک شده در دانشگاه علامه گواهی بر انتقادات برخی نمایندگان
مجلس باشد. همچنین پس از دستور احمدینژاد، وزیر علوم با چرخشی بزرگ تمام
گفتههای پیشین خودش را پس گرفت و گفت: «در وزارت علوم و دانشگاههای ما
طرحی تحت عنوان تفکیک جنسیتی به صورت مدون وجود ندارد.»او که پیش از دستور
احمدینژاد گفته بود طرح تفکیک جنسیتی، از مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی
است و باید اجرا شود، پس از دستور احمدینژاد این موضوع را ساخته و
پرداخته رسانههای آمریکایی و انگلیسی عنوان کرد.
خواجهسروی، معاون وی نیز در راستای اظهارات وزیر اعلام اصطلاح «تفکیک
جنسیتی» را ساخته دشمنان نظام معرفی و عنوان کرد: ما به دنبال اجرای طرح
تفکیک جنسیتی در دانشگاهها نیستیم، ضمن اینکه در اجرای طرح عفاف و حجاب به
دنبال پردهکشی، دیوار کشیدن و اقدامات خشن و برخورد فیزیکی نیستیم. با
این حال، با گذشت کمتر از یک سال از اظهارات مسوولان و تاکید بر نبود تفکیک
جنسیتی و ساخته و پرداخته شدن این موضوع در رسانههای خارجی، گزارش عملکرد
دانشگاه علامه از سال ۱۳۸۶ تا سال ۱۳۹۰ که مربوط به دوره شش ساله ریاست
حجتالاسلام شریعتی بر این دانشگاه میشود، به صراحت نشان میدهد تفکیک
جنسیتی ۳۵۰ کلاس درس، طرحی آزمایشی و تنها مربوط به دروس عمومی است و
احتمال آن میرود که با طی شدن مرحله آزمایشی این طرح، دامنه تفکیک جنسیتی
گستردهتر و به کلاسهای اختصاصی نیز برسد.
جدا از گام مسوولان دانشگاه علامه طباطبایی در اجرای سیاستهای تفکیک
جنسیتی در وضعیت کنونی، توسعه پردیسهای دخترانه و پسرانه در این دانشگاه
از جمله طرحهایی است که با جدیت در حال پیگیری است.
سید صدرالدین شریعتی هفته گذشته درباره آخرین وضعیت احداث پردیس دختران
این دانشگاه اظهار کرد: برخی از ساختمانها و دانشکدههای دانشگاه علامه
قرار است جابهجا شود و ما میتوانیم از دانشکدههای بزرگمان که خالی شده
به عنوان پردیس دختران استفاده کنیم. وی زمان راهاندازی دقیق این پردیس را
اعلام نکرد و گفت: راهاندازی یک پردیس دانشگاهی کار زمانبری است،
بنابراین نمیتوان زمان دقیقی اعلام کرد. در این پردیس شرایطی را به وجود
خواهیم آورد تا دختران با خیال آسوده به فعالیتهای آموزشی و ورزشی و
پژوهشی خود بپردازند.
هاشمی رفسنجانی در دیدار با مجمع مدرسین و محققین تاکید کرد
انسجام ملی و همدلی راهکار مقابله با تهدیدات بین المللی است
کلمه: در حالی که پیامد های تحریم های بین المللی و
سومدیریت داخلی آثار خود را در اقتصاد و مدیریت کلان کشور نشان می دهد،
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر لزوم انسجام ملی و همدلی برای مقابله با
تهدیدات خارجی و تحریم ها تاکید کرد.
هاشمی رفسنجانی که با اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم سخن می
گفت، دغدغه و حساسیتهای علما، مراجع و روحانیون عالیقدر نسبت به سرنوشت
کشور را مهم و از سرمایههای نظام و انقلاب خواند و با اشاره به لزوم
آگاهیبخشی و پاسخ به سؤالات مردم و به خصوص جوانان افزود: در شرایطی که به
ویژه کشور از سوی قدرتهای استکباری مورد هجوم قرار گرفته، علما و
روحانیون میتوانند با شفافیت و صراحت پاسخهای درخوری برای طلاّب و جوانان
ارائه کنند.
برخی از اعضای مجمع محققین و مدرسین، سید حسین موسوی تبریزی، سید محمد
علی ایازی، محمد تقی فاضل میبدی، سید ابوالفضل موسویان، سید سراج الدین
موسوی، آیتالله بیات زنجانی، مسعود ادیب و داوود فیرحی هستند.
این مجمع در طول سه سال گذشته در حمایت از حرکت اعتراضی مردم و در
انتقاد به حصر رهبران جنبش سبز و حبس زندانیان سیاسی تاکنون بارها بیانیه
داده است.
سال گذشته در سالگرد قیام ۱۵ خرداد و سالگرد وفات امام خمینی، این مجمع
در بیانیه ای تصریح کرد: کدام منکری روشن تر از این که افراد دلسوزی چون
میر حسین موسوی و مهدی کروبی فقط به جرم این که برخی انحرافات را که اکنون
تشت رسوایی اش از بام افتاده و صدای گوش خراش آن همه جا شنیده می شود، یاد
آوری کرده و تذکر می داده اند در حصر خانگی به سر برند. آیا بهتر نیست که
منتقدان صدیق و بی غرض را به جای اینکه همراه همسران فداکارشان به محبس
برانند مورد تکریم قرار می دادند؟
به گزارش آفتاب، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تشریح شرایط داخلی و
بینالمللی کشور، توجه به معیشت مردم را لازم و ضروری خواند و تصریح کرد:
گرانی، فشارهای اقتصادی، بیکاری و برخی معضلات فرهنگی و اخلاقی باید کنترل
شوند تا هم انسجام مردم حفظ شود و هم مورد سوءاستفاده دشمنان خارجی قرار
نگیرد.
آیتالله هاشمی رفسنجانی با تشریح برخی مشکلات و مسائل اقتصادی، سیاسی و
فرهنگی داخلی و خارجی گفت: در حال حاضر بهترین دفاع در مقابل تهدیدات
داخلی و تحریمهای بینالمللی، حفظ و افزایش انسجام ملی و ایجاد همدلی میان
اقشار گوناگون کشور و نیز مسئولان نظام است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به فضای مثبت ایجاد شده پس از
مذاکرات استانبول، به حسننیت جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات پیش رو اشاره
کرد و گفت: کشورهای ۱+۵ نیز باید در اجلاس بغداد حسننیت خود را به اثبات
برسانند و نشان دهند که به دنبال پیشرفت مثبت در مذاکرات و نیز به رسمیت
شناختن حقوق جمهوری اسلامی ایران هستند.
آیتالله هاشمی رفسنجانی، عقول جمعی و مشترک را راهگشای مشکلات خواند و
با بیان اینکه باید به لطف خداوند برای گشایش در امور امیدوار بود، گفت:
تشکّلها و گروهها، حاصل دیدگاهها و تحلیلهای خود را در فضایی آرام و
بدون درگیریهای سیاسی در اختیار مسئولان قرار دهند که انشاءالله مثمرثمر
خواهد بود.
در ابتدای این دیدار آیتالله موسوی تبریزی، رئیس مجمع محققین و مدرسین
حوزه علمیه قم و چند تن از حاضران، دیدگاههای خود را پیرامون مسائل داخلی و
بینالمللی و لزوم ایجاد همدلی داخلی و رفع تهدیدات بینالمللی عنوان و
خواستار همفکری بیشتر آیتالله هاشمی رفسنجانی با حوزه علمیه قم، علما و
روحانیون شدند.
محکومیت روسیه به پرداخت ۴ میلیارد دلار غرامت به ایران
دادگاه رسیدگی کننده به پرونده شکایت ایران از روسیه به دلیل فسخ
قرارداد سامانه موشکی اس ۳۰۰، روسیه را به پرداخت ۴ میلیارد دلار محکوم
کرده است.
پیش از این، احمد وحیدی، وزیر دفاع در رابطه با سرنوشت پرونده شکایت
ایران از روسیه درمورد عدم تحویل موشکهای اس۳۰۰، مرجع رسیدگی به این
شکایت را آیسیسی (دادگاه بینالمللی کیفری) عنوان کرده و گفته بود: باید
منتظر نظر دادگاه بمانیم.
به گزارش ایسنا، در پی استنکاف روسیه از تحویل سامانه موشکی اس ۳۰۰ به
ایران، وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از روسیه
شکایت کرد که منجر به محکومیت روسیه به پرداخت چهار میلیارد دلار غرامت شد.
این گزارش حاکی است با توجه به اینکه مبلغ اصل قرارداد ۴۰۰ میلیون دلار
بود، غرامت چهار میلیارد دلاری به شدت خشم روسها را برانگیخته است،
سفیر ایران در روسیه بهمن ماه سال گذشته درباره قرارداد فروش سیستمهای
اس ـ ۳۰۰ به ایران گفت که روسیه پیش پرداخت و سود پیش پرداخت را به خاطر
تحویل ندادن این سیستمها به ایران برگرداند.
وی گفت: این قرارداد به همراه پیش پرداخت و سود پیش پرداخت به ایران
برگردانده شد اما ما همکاریهای دیگری نیز با روسیه داریم و تازمانی که
روسیه علاقمند باشد این همکاریها ادامه پیدا خواهد کرد.
قرارداد تحویل سیستمهای «اس ـ۳۰۰» در اواخر سال ۲۰۰۷ امضا شد و قرار
بود روسیه سیستمهای موشکی پدافند هوایی به ارزش حدود ۸۰۰ میلیون دلار را
به ایران تحویل دهد. اما دمیتری مدودف، رییسجمهور روسیه در تاریخ ۲۲
سپتامبر (۳۱ شهریور) با صدور فرمانی تحویل سیستمهای اس ـ۳۰۰، تسلیحات زرهی
و هواپیما، هلیکوپتر و ناوهای جنگی به ایران را ممنوع کرد. فرمان مدودف
روسیه به دنبال تدابیر مربوط به اجرای قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل
صادر شد.
در خصوص پرونده سازی جدید سپاه برای مصطفی تاجزاده
به گزارش نوروز، این عضو دربند جبهه مشارکت ایران اسلامی در این پیام گفته است: “در مورد پرونده سازی جدید سپاه تا وقتی که جنتی محاکمه نشود در هیچ دادگاهی حاضر نخواهم شد و به بازپرسی ها هم جواب نخواهم داد. البته جنتی در دادگاه افکار عمومی محاکمه شده است و این که روی دست ملانصرالدین زده تاوان همین دهن کجی ها به مردم و رای آنان است و دادگاه عدل الهی هم در انتظار اوست.”
تاجزاده همچنین از اعلام حمایت و هم بستگی هنرمندان با افعانی های شریف و نجیب، تشکر و ابراز خرسندی کرد و خود نیز با اعلام حمایت از افغانیهای عزیز که به عنوان میهمان در کشورمان به سر می برند، رفتار غیرمحترمانه و برخوردهای ضد حقوق انسانی را با آنان محکوم کرد.
این عضو درند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم چنین ضرورت هم بستگی و اعلام حمایت از فلسطینی های مظلوم که در زندان اسرائیلی ها در اعتصاب غذا به سر می برند را مورد تأکید قرار داد.
سیدمصطفی تاجزاده: تا جنتی محاکمه نشود در دادگاه شرکت نمیکنم
سیدمصطفی تاج زاده در پیامی از زندان اوین در مورد پرونده سازی جدید سپاه بر علیه خود بار دیگر تاکید کرد تا زمانی که به شکایتش علیه جنتی رسیدگی نشود در هیچ دادگاهی حاضر نخواهد شد و حتی به بازپرسی ها نیز پاسخ نخواهد داد.به گزارش نوروز، این عضو دربند جبهه مشارکت ایران اسلامی در این پیام گفته است: “در مورد پرونده سازی جدید سپاه تا وقتی که جنتی محاکمه نشود در هیچ دادگاهی حاضر نخواهم شد و به بازپرسی ها هم جواب نخواهم داد. البته جنتی در دادگاه افکار عمومی محاکمه شده است و این که روی دست ملانصرالدین زده تاوان همین دهن کجی ها به مردم و رای آنان است و دادگاه عدل الهی هم در انتظار اوست.”
تاجزاده همچنین از اعلام حمایت و هم بستگی هنرمندان با افعانی های شریف و نجیب، تشکر و ابراز خرسندی کرد و خود نیز با اعلام حمایت از افغانیهای عزیز که به عنوان میهمان در کشورمان به سر می برند، رفتار غیرمحترمانه و برخوردهای ضد حقوق انسانی را با آنان محکوم کرد.
این عضو درند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم چنین ضرورت هم بستگی و اعلام حمایت از فلسطینی های مظلوم که در زندان اسرائیلی ها در اعتصاب غذا به سر می برند را مورد تأکید قرار داد.
جوانان ایرانی و اسرائیلی در جستجوی صلح
دولت ها بر جنگ طبل می کوبند اما جوانان صلح می خواهند. بعد از
کمپین «ایرانی ها ما شما را دوست داریم» که توسط یک جوان اسرائیلی به راه
افتاد، گروه دیگری متشکل از جوانان ایرانی ، اسرائیلی و آلمانی تلاش می
کنند پیام صلح و دوستی خود را به گوش جهانیان برسانند. یکی از اعضا
اسرائیلی این گروه می گوید: هیچ دلیلی برای دشمنی بین ایران و اسرائیل وجود
ندارد.
با لبخند دستش را دراز میکند. بیشترآلمانی به
نظر میرسد تا اسرائیلی. خودش را این طور معرفی کند: «اسم من "گال" است، ۳۵
سال دارم و در "تل آویو" به دنیا آمدم. در سال ۲۰۰۶ اسرائیل را ترک کردم،
در حال حاضر در آلمان دانشجوی دکترای شیمی در دانشگاه "تکنیک" برلین هستم.»
"گال" به همراه چند نفر از دوستان اسرائیلی
خود با برخی از جوانان ایرانی مقیم در آلمان تصمیم گرفتند گروهی را برای
رساندن پیام صلح دوستی خود به گوش جهانیان در "برلین" تشکیل دهند. در
گفتوگویی که میخوانید او در مورد دلیل ترک کشورش و تصویری که از مردم
ایران داشت سخن میگوید.
چرا کشور خود را ترک کردهاید؟
به دو دلیل کشورم را ترک گرفتم. اول اینکه میخواستم سفر کنم؛ دلیل دیگر بمبهایی بود که دولت اسرائل بر سر مردم لبنان ریخت. آنچه که از حمله اسرائیل به لبنان دیدم.
بسیار وحشتناک بود که بمب بر سر مردم و بچهها میانداختند و ساختمانها خراب میشدند. در آن موقع من بسیار تلاش کردم که به این جنگ اعتراض کنم اما همراه پیدا کردن در این حرکت اعتراضی، دشوار بود. موفق شدم یک مقاله در روزنامه "تایم آوت" در تل آویو منتشر کنم و یک نفر پاسخی به من در روزنامه "تایم اوت" لبنان داد؛ اما به غیر از این، هیچ همراه دیگری برای اعتراض به این جنگ پیدا نکردم، در آن زمان احساس بدی داشتم از اینکه چرا هیچ کس با من همراهی نمیکند.
به دو دلیل کشورم را ترک گرفتم. اول اینکه میخواستم سفر کنم؛ دلیل دیگر بمبهایی بود که دولت اسرائل بر سر مردم لبنان ریخت. آنچه که از حمله اسرائیل به لبنان دیدم.
بسیار وحشتناک بود که بمب بر سر مردم و بچهها میانداختند و ساختمانها خراب میشدند. در آن موقع من بسیار تلاش کردم که به این جنگ اعتراض کنم اما همراه پیدا کردن در این حرکت اعتراضی، دشوار بود. موفق شدم یک مقاله در روزنامه "تایم آوت" در تل آویو منتشر کنم و یک نفر پاسخی به من در روزنامه "تایم اوت" لبنان داد؛ اما به غیر از این، هیچ همراه دیگری برای اعتراض به این جنگ پیدا نکردم، در آن زمان احساس بدی داشتم از اینکه چرا هیچ کس با من همراهی نمیکند.
پیش از این اتفاقات، به "امیر پرز" که درزمان جنگ بین
اسرائیل و لبنان وزیر دفاع اسرائیل بود، رأی داده بودم. او در تبلیغات
انتخاباتی خود اعلام کرده بود که با فلسطینیها گفتوگو خواهد داشت و بین
دو کشور صلح برقرار خواهد شد و بعد از آن به مشکلات اجتماعی دراسرائیل
خواهد پرداخت. اما پس ازانتخابات و رأی آوردن، به جنگ ادامه داد و با
بمبارانهای زیادی که صورت گرفت، مردم زیادی کشته شدند.
درآن زمان نسبت به اینکه دموکراسی دراسرائیل برقرار شود احساس شکست خوردگی کردم واز کشورم خارج شدم. حدود سه سال به خاور دور و اروپا سفر کردم ودر سال ۲۰۰۹ به آلمان آمدم.
درآن زمان نسبت به اینکه دموکراسی دراسرائیل برقرار شود احساس شکست خوردگی کردم واز کشورم خارج شدم. حدود سه سال به خاور دور و اروپا سفر کردم ودر سال ۲۰۰۹ به آلمان آمدم.
اولین باری که به موضوع جنگ و مردم سرزمینتان فکر کردی کی بود؟
من از ۱۶ سالگی وارد فعالیت سیاسی شدم. بعد از جنگ اول خلیج فارس، از نظر سیاسی آگاه شدم. البته از۱۴ سالگی با این جنگ مخالفت داشتم. آنچه در مورد دلایل جنگ خلیج فارس گفته میشد به من نظر چرند بود و احساس میکردم دولتمردان اسرائیلی به ما دروغ میگویند.
من از ۱۶ سالگی وارد فعالیت سیاسی شدم. بعد از جنگ اول خلیج فارس، از نظر سیاسی آگاه شدم. البته از۱۴ سالگی با این جنگ مخالفت داشتم. آنچه در مورد دلایل جنگ خلیج فارس گفته میشد به من نظر چرند بود و احساس میکردم دولتمردان اسرائیلی به ما دروغ میگویند.
با آنکه خیلی جوان بودم قصههایی که از جنگ در زمان
کوتاه مدت میگفتند به نظرم عجیب میآمد. از آن زمان من «صلح گرایی» را
آغاز کردم و به گروه جوانان صلح جو پیوستم. ما در آن گروه سعی میکردیم بر
ضد اشغال، تظاهرات داشته باشیم. از دولت درخواست داشتیم که با فلسطینیها
گفتوگو انجام دهد.
اولین بار درچه زمانی با ایرانیها ارتباط برقرار کردید؟
۸ سال قبل در مراسم «صلح در خاورمیانه» در ترکیه با ایرانیها مواجه شدم. ما یک کمپینگ در طبیعت داشتیم، کمپینگی بدون برق، ماشین تلفن و خبر، پرچم وهرچیز دیگری. در این یک ماه مردم از کشورهای مختلف با همدیگر در طبیعت زندگی میکنند با یکدیگرآشنا میشوند، به همدیگر و به طبیعت احترام میگذارند. با دیدن ایرانیها در آنجا غافلگیر شدم.
۸ سال قبل در مراسم «صلح در خاورمیانه» در ترکیه با ایرانیها مواجه شدم. ما یک کمپینگ در طبیعت داشتیم، کمپینگی بدون برق، ماشین تلفن و خبر، پرچم وهرچیز دیگری. در این یک ماه مردم از کشورهای مختلف با همدیگر در طبیعت زندگی میکنند با یکدیگرآشنا میشوند، به همدیگر و به طبیعت احترام میگذارند. با دیدن ایرانیها در آنجا غافلگیر شدم.
چرا؟
چون در رسانههای اسرائیلی همیشه ایرانیها را آدمهای مذهبی معرفی میکنند. وقتی روزنامه و تلویزیون را دراسرائیل باز میکنی زنان سیاه پوش را ازایران میبینی. اگر در رسانههای نوشتاری مطلبی در مورد ایران وجود داشته باشد عکس از زنان «نینجا» است؛ عکسهایی که صورت زنان را نمیتوان دید، آنها سراسر سیاه پوشیدهاند و اسلحه در دست دارند. یا اینکه زنان «نینجا» در حال بالارفتن از یک طناب هستند و چاقو در دهان دارند. این تصویر رسانههای اسرائیلی از یک زن ایرانی است؛ یا آنکه تصاویری از تظاهراتها نشان داده میشود و همین طور مراسم سوگواری که بازهم مردم سیاه پوش هستند و صورتشان به خوبی دیده نمیشود.
چون در رسانههای اسرائیلی همیشه ایرانیها را آدمهای مذهبی معرفی میکنند. وقتی روزنامه و تلویزیون را دراسرائیل باز میکنی زنان سیاه پوش را ازایران میبینی. اگر در رسانههای نوشتاری مطلبی در مورد ایران وجود داشته باشد عکس از زنان «نینجا» است؛ عکسهایی که صورت زنان را نمیتوان دید، آنها سراسر سیاه پوشیدهاند و اسلحه در دست دارند. یا اینکه زنان «نینجا» در حال بالارفتن از یک طناب هستند و چاقو در دهان دارند. این تصویر رسانههای اسرائیلی از یک زن ایرانی است؛ یا آنکه تصاویری از تظاهراتها نشان داده میشود و همین طور مراسم سوگواری که بازهم مردم سیاه پوش هستند و صورتشان به خوبی دیده نمیشود.
درآن کمپ که با جوانان ایرانی بودم یکی از آنها هم سن
و سال خودم بود و با هم کنار آتش مینشستیم و گیتار میزدیم. غافلگیر شدم
از اینکه اوهمان موسیقی را میشناسد که من میشناسم و آوازهایی را به
انگلیسی میخواند و همه با او میخوانند. ما هر دو کتابهایی از برخی
نویسندههای مشهور خوانده بودیم. در مورد کتابها صحبت کردیم.
دو پسر ایرانی هم بودند که از نظر چهره بسیار شبیه
اسرائیلیها بودند و چند روزی فکر میکردم که آنها اسرائیلی هستند. رفتم
سمت آنها تا به زبان «عبری» با آنها صحبت کنم و بعد فهمیدم که ایرانی
هستند!
هیچ روشی نبود که بتوان ایرانیها را از اسرائیلیها جدا کنی و بشناسی.
هیچ روشی نبود که بتوان ایرانیها را از اسرائیلیها جدا کنی و بشناسی.
دخترهایی بودند که آرایش موی خوبی داشتند و موهایشان
را خوب رنگ کرده بودند و لباسهای کوتاه زیبایی میپوشیدند. از یکی از
آنها پرسیدم شما که همیشه باید درایران لباسهای سیاه وبلند بپوشید چرا
اینقدر خودتان را اذیت میکنید تا موهایتان را خوب آرایش کنید؟
خندید و گفت، من مذهبی نیستم. گفتم منظورت چیست؟
گفت، در ایران فقط زنان مذهبی از سرتا پا سیاه میپوشند و بقیه ققط باید روسری داشته باشند و مجبور نیستند سیاه بپوشند.
در نیویورک تایمز هم مقالهای ازاینکه زنان ایرانی مدرن چطور لباس میپوشند، خواندم. همه اینها برایم خیلی تازگی داشت و پیش از آن چیزی در موردش نمیدانستم. برای دوستانم در اسرائیل تعریف کردم و آنها هم بسیار تعجب کردند.
خندید و گفت، من مذهبی نیستم. گفتم منظورت چیست؟
گفت، در ایران فقط زنان مذهبی از سرتا پا سیاه میپوشند و بقیه ققط باید روسری داشته باشند و مجبور نیستند سیاه بپوشند.
در نیویورک تایمز هم مقالهای ازاینکه زنان ایرانی مدرن چطور لباس میپوشند، خواندم. همه اینها برایم خیلی تازگی داشت و پیش از آن چیزی در موردش نمیدانستم. برای دوستانم در اسرائیل تعریف کردم و آنها هم بسیار تعجب کردند.
چه وقت تصمیم گرفتی با ایرانیها یک گروه ضد جنگ را تشکیل دهید؟
در این مورد من به تنهایی تصمیمی نگرفتم. یکی از دوستانم حدود یک ماه قبل برای من ایمیلی فرستاد برای تحصن جلوی سفارت اسرائیل در آلمان؛ دلیل این تحصن به حضوروزیر دفاع اسرائیل در آلمان برای خرید ششمین زیر دریایی هستهای از آلمان بود. درست در همان روزها "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیراسرائیل، در مورد حمله به ایران تهدید میکرد و دولت ایران هم در جواب میگفت، شما نمیتوانید به ما حمله کنید
ما این احساس را داشتیم که جنگی شروع خواهد شد. دوستم وقتی که شنید وزیر دفاع به آلمان سفر کرده است خیلی عصبانی ونگران شد. او برای همه دوستان اسرائیلی خود یک دعوتنامه فرستاد که صبح روز بعد مقابل سفارت اسرائیل برای تظاهرات برویم، آن هم درست زمانی که وزیر دفاع در سفارت حضور دارد. ما خیلی سریع همه چیز را برگزار کردیم و فقط ۱۱ نفر بودیم اما نشانه و پلاکارتهایی که مخالفت خود را روی آن نوشته بودیم در دست داشتیم. برای هر یک نفر ما دو نفر گارد پلیس آمده بود!
آنجا که بودیم گفتیم ما اسرائیلیهایی هستیم که ضد جنگ تظاهرات میکنیم ولی باید با ایرانیها هم همراه شویم و با آنها ارتباط بگیریم. چند همکار ایرانی در دانشگاه دارم با آنها تماس گرفتم ودوستانم با ایرانیهای دیگری آشنا بودند؛ ما شروع کردیم با همه ایرانیها، آلمانیها و اسرائیلیهایی که میشناختیم تماس گرفتیم و همه با هم جلسهای برای اولین بار برگزار کردیم و دورهم جمع شدیم.
در این مورد من به تنهایی تصمیمی نگرفتم. یکی از دوستانم حدود یک ماه قبل برای من ایمیلی فرستاد برای تحصن جلوی سفارت اسرائیل در آلمان؛ دلیل این تحصن به حضوروزیر دفاع اسرائیل در آلمان برای خرید ششمین زیر دریایی هستهای از آلمان بود. درست در همان روزها "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیراسرائیل، در مورد حمله به ایران تهدید میکرد و دولت ایران هم در جواب میگفت، شما نمیتوانید به ما حمله کنید
ما این احساس را داشتیم که جنگی شروع خواهد شد. دوستم وقتی که شنید وزیر دفاع به آلمان سفر کرده است خیلی عصبانی ونگران شد. او برای همه دوستان اسرائیلی خود یک دعوتنامه فرستاد که صبح روز بعد مقابل سفارت اسرائیل برای تظاهرات برویم، آن هم درست زمانی که وزیر دفاع در سفارت حضور دارد. ما خیلی سریع همه چیز را برگزار کردیم و فقط ۱۱ نفر بودیم اما نشانه و پلاکارتهایی که مخالفت خود را روی آن نوشته بودیم در دست داشتیم. برای هر یک نفر ما دو نفر گارد پلیس آمده بود!
آنجا که بودیم گفتیم ما اسرائیلیهایی هستیم که ضد جنگ تظاهرات میکنیم ولی باید با ایرانیها هم همراه شویم و با آنها ارتباط بگیریم. چند همکار ایرانی در دانشگاه دارم با آنها تماس گرفتم ودوستانم با ایرانیهای دیگری آشنا بودند؛ ما شروع کردیم با همه ایرانیها، آلمانیها و اسرائیلیهایی که میشناختیم تماس گرفتیم و همه با هم جلسهای برای اولین بار برگزار کردیم و دورهم جمع شدیم.
فکر میکنی اگر مردم ایران و اسرائیل کاری در خصوص دوستی بین دوملت انجام بدهند دولتها از جنگ عقب نشینی میکنند؟
این مهم است که فقط سعی کنیم و مهم است که این حرکت را انجام بدهیم؛ هم صدا با هم به دولتهایمان بگوئیم و همان طور به دولت آلمان، که ما این جنگ را نمیخواهیم، ما این اسلحهها را نمیخواهیم، هیچ دلیل وجود ندارد که ایران و اسرائیل با هم دشمن باشند. ما هیچ مرز مشترک جغرافیایی با هم نداریم و هیچ دلیلی برای جنگ با هم نداریم.
البته من مسئله همبستگی ایرانیها با فلسطینیها را میفهمم. اما این دلیل خوبی برای جنگ بین ایران و اسرائیل نیست. من فکر میکنم مردم ایران و اسرائیل هیچ مشکلی با هم ندارند.
این مهم است که فقط سعی کنیم و مهم است که این حرکت را انجام بدهیم؛ هم صدا با هم به دولتهایمان بگوئیم و همان طور به دولت آلمان، که ما این جنگ را نمیخواهیم، ما این اسلحهها را نمیخواهیم، هیچ دلیل وجود ندارد که ایران و اسرائیل با هم دشمن باشند. ما هیچ مرز مشترک جغرافیایی با هم نداریم و هیچ دلیلی برای جنگ با هم نداریم.
البته من مسئله همبستگی ایرانیها با فلسطینیها را میفهمم. اما این دلیل خوبی برای جنگ بین ایران و اسرائیل نیست. من فکر میکنم مردم ایران و اسرائیل هیچ مشکلی با هم ندارند.
کمپین عشق بین مردم ایران و اسرائیل،همان کمپین
«ایرانیها ما شما را دوست داریم» را به یاد میآورید؟ خیلی کمپین قوی بود و
در رسانههای اسرائیلی خیلی گسترده منتشر شد. فکر میکنم روی دولت اسرائیل
اثرگذار بود. دولت به این نتیجه رسید که برای حمله به ایران حمایت مردم را
ندارد؛ این برای یک دولت سخت است که بدون پشتوانه مردمی وارد جنگ با کشور
دیگری شود.
فکر میکنم حتا زمانی که حرکت کوچکی را شروع کنیم میتوانیم نتایجی بگیریم.
ما فقط یک گروهک ایرانی- اسرائیلی هستیم و اگر بتوانیم موفق شویم که توجه رسانهها را به خودمان جلب کنیم و مردم را آگاه ترکنیم موفق خواهیم شد که توجه دولتها را نیز به خود جلب کنیم.
ما فقط یک گروهک ایرانی- اسرائیلی هستیم و اگر بتوانیم موفق شویم که توجه رسانهها را به خودمان جلب کنیم و مردم را آگاه ترکنیم موفق خواهیم شد که توجه دولتها را نیز به خود جلب کنیم.
فکر میکنم این مشکل فقط بین دولتهای دوکشور
نیست، مسلمانان و یهودیها در زمینه مذهب هم با هم مشکل دارند و اگر جنگی
هم صورت نگیرد باز جنگ مذاهب با یکدیگر وجود دارد. شما در کمپین خود
برنامهای برای صحبت کردن از صلح بین مذاهب هم دارید؟
فکر نمیکنم بین اسلام و یهود تنشی وجود داشته باشد؛ مسلمان و یهود در سالیان گذشته با یکدیگر درصلح زندگی میکردند. فکر میکنم این الان هم میتواند اتفاق بیافتد. در دوره طلایی اسپانیا، مسلمانان و یهودیها کنار هم زندگی میکردند؛ آنها درراه هنر، علم و پزشکی درکنارهم کارمی کردند.
فکر میکنم یهودیت و اسلام خیلی شبیه هم هستند. هر دو دینهای «تک خدایی» هستند و به پیامبران مشترکی اعتقاد دارند. حتا پیامبرانی که روی آن توافق ندارند دلیل خوبی برای جنگیدن نیست. حتا غذا خوردن ما به یکدیگر شبیه است و ما هم مسئله حلال را در غذا خوردن داریم.
خیلی مهم است که بدانید در اسرائیل اکثر مردم مذهبی نیستند. ما از نظر فرهنگی یهودی هستیم، مانند مسیحیهای اینجا که همه به کلیسا نمیروند؛ بسیاری از آنها فقط در زمان کریسمس زیر درخت کریسمس کادو میگذارند و این تمام معنی مسیحی بودن آنهاست.
همین طور برای کلیمیها. من یک یهودی غیرمذهبی هستم. فقط بعضی از جشنهای مذهبی را بخاطر اینکه غذاهای خوشمزه دارد و فامیل دور هم جمع میشوند دوست دارم. بسیاری از یهودیها دراسرائیل این طور هستند.
فکر میکنم در ایران هم همین طور هست و خیلی از مردم ایران در واقع مذهبی نیستند.
میدانم که الان در ایران رژیم، مذهب را به مردم تحمیل میکند، مانند اسرائیل در آنجا هم قوانینی داریم که مردم با آن موافق نیستند.
فکر میکنم فقط بخاطر اینکه در دولت بعضی عناصر مذهبی هستد دلیل نمیشود که مردم این دوکشور با هم دشمنی داشته باشند.
فکر نمیکنم بین اسلام و یهود تنشی وجود داشته باشد؛ مسلمان و یهود در سالیان گذشته با یکدیگر درصلح زندگی میکردند. فکر میکنم این الان هم میتواند اتفاق بیافتد. در دوره طلایی اسپانیا، مسلمانان و یهودیها کنار هم زندگی میکردند؛ آنها درراه هنر، علم و پزشکی درکنارهم کارمی کردند.
فکر میکنم یهودیت و اسلام خیلی شبیه هم هستند. هر دو دینهای «تک خدایی» هستند و به پیامبران مشترکی اعتقاد دارند. حتا پیامبرانی که روی آن توافق ندارند دلیل خوبی برای جنگیدن نیست. حتا غذا خوردن ما به یکدیگر شبیه است و ما هم مسئله حلال را در غذا خوردن داریم.
خیلی مهم است که بدانید در اسرائیل اکثر مردم مذهبی نیستند. ما از نظر فرهنگی یهودی هستیم، مانند مسیحیهای اینجا که همه به کلیسا نمیروند؛ بسیاری از آنها فقط در زمان کریسمس زیر درخت کریسمس کادو میگذارند و این تمام معنی مسیحی بودن آنهاست.
همین طور برای کلیمیها. من یک یهودی غیرمذهبی هستم. فقط بعضی از جشنهای مذهبی را بخاطر اینکه غذاهای خوشمزه دارد و فامیل دور هم جمع میشوند دوست دارم. بسیاری از یهودیها دراسرائیل این طور هستند.
فکر میکنم در ایران هم همین طور هست و خیلی از مردم ایران در واقع مذهبی نیستند.
میدانم که الان در ایران رژیم، مذهب را به مردم تحمیل میکند، مانند اسرائیل در آنجا هم قوانینی داریم که مردم با آن موافق نیستند.
فکر میکنم فقط بخاطر اینکه در دولت بعضی عناصر مذهبی هستد دلیل نمیشود که مردم این دوکشور با هم دشمنی داشته باشند.
علاوه بر این اسرائیل پیش از این دوست ایران بود.
درزمان شاه ارتباط زیادی بین دولت شاه ایران و اسرائیل برقرار بود. با
اینکه دلایل این دوستیها دلایلی خوبی نبود و شاه سعی میکرد از همه
کشورها اسلحه بخرد و اسرائیل هم با سیاستی پیش میرفت که میگفت: «کسی که
دشمن من نیست، دوست من است».
پدر من قبل از انقلاب به ایران رفت وآنجا تجارت کرد. دلایل زیادی برای برقراری دوستی بین دولتها وجود دارد.
پدر من قبل از انقلاب به ایران رفت وآنجا تجارت کرد. دلایل زیادی برای برقراری دوستی بین دولتها وجود دارد.
آیا پیامی برای رهبر ایران آیت الله خامنهای داری؟
دو پیام برای او دارم: اول اینکه به عنوان یک«انسان» از او درخواست دارم که در ایران به دموکراسی احترام بگذارد و از سرکوب مردم دست بردارد؛ همین طور از انتخاب دولت توسط خودش دست بردارد؛ به مردمش اعتماد کند، مردمی که توانایی بالایی برای تصمیم گیری درست، بدون سرپرستی او دارند.
دو پیام برای او دارم: اول اینکه به عنوان یک«انسان» از او درخواست دارم که در ایران به دموکراسی احترام بگذارد و از سرکوب مردم دست بردارد؛ همین طور از انتخاب دولت توسط خودش دست بردارد؛ به مردمش اعتماد کند، مردمی که توانایی بالایی برای تصمیم گیری درست، بدون سرپرستی او دارند.
دوم اینکه به عنوان یک «اسرائیلی» میخواهم به او
بگویم که هیچ دلیلی برای دشمنی بین ایران و اسرائل نیست. میخواهم از او
درخواست کنم در مورد روابط ایران و اسرائیل تجدید نظرکند؛ سعی کند رابطه
صلح آمیزی بین دو کشور برقرار شود.
برای نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل هم پیامی داری؟
بله، میخوام به او بگویم، آقای نتانیاهو، شما نمیتوانید مردم را گول بزنید. شما میخواهید به این نتیجه برسید که ما فکر کنیم با ایران مشکل داریم چون شما میخواهید توجه مردم اسرائیل را از مشکلاتی که در کشور خود دارند دور کنید.
بله، میخوام به او بگویم، آقای نتانیاهو، شما نمیتوانید مردم را گول بزنید. شما میخواهید به این نتیجه برسید که ما فکر کنیم با ایران مشکل داریم چون شما میخواهید توجه مردم اسرائیل را از مشکلاتی که در کشور خود دارند دور کنید.
نتانیاهو، ایران را مثل یک تهدید جانبی که وجود آن
اسرائیل را تهدید میکند معرفی نکنید. تهدیدهای اسرائیل در اصل از
سیاستهای خود شما سرچشمه میگیرد.
میخواهم از او درخواست کنم که بیشتر منافع مردم را درنظر بگیرد و تقصیر را گردن کس دیگری نیاندازد.
میخواهم از او درخواست کنم که بیشتر منافع مردم را درنظر بگیرد و تقصیر را گردن کس دیگری نیاندازد.
خوش آمدید آقای رئیس جمهور
عناوین نخست تمامی نشریات امروز چاپ فرانسه به پیروزی فرانسوآ
هولاند- نامزد حزب سوسیالیست در انتخابات ریاست جمهوری این کشور اختصاص
دارند.
در این میان دو روزنامۀ فیگارو و لا کروآ، با چاپ عکس نامزد پیروز حزب سوسیالیست با تیتر درشت نوشته اند: «فرانسوا هولاند رئیس جمهور شد».
روزنامۀ اومانیته، نشریۀ حزب کمونیست می نویسد: «پیروزی وسیع فرانسوآ هولاند».
از سوی دیگر روزنامۀ لیبراسیون، با
کنایه به اظهارات نیکلا سارکوزی که درمناظرۀ تلویزیونی قبل از دور دوم
انتخابات به فرانسوآ هولاند تأکید کرده بود که در شرایط کنونی، فرانسه نیاز
به یک رئیس جمهورعادی و معمولی ندارد، با انتشارعکس نامزد پیروزحزب
سوسیالیست می نویسد: «عادی».
فیگارو در سرمقالۀ خود با عنوان:
«تغییر» می نویسد که بدین ترتیب و بر مبنای دموکراسی، خواستۀ اکثریت آراء
بوقوع پیوست، پس خوش آمدید آقای رئیس جمهور.
انتخاب فرانسوا هولاند و اثرات آن در روابط میان افغانستان و فرانسه
از مسایل نظامی تا فرهنگی و اقتصادی میان افغانستان و فرانسه
ارتباطات فراوانی وجود دارد. موضوع مهمی که در اذهان همگان موجود است،
اینست که با انتخاب رئیس جمهور جدید فرانسه، چه تغیراتی میتواند در این
روابط بوجود بیاید.
فرانسوا هولاند بصورت مشخص، گفته است که نیروهای
نظامی فرانسه را از افغانستان خارج میکند و در مسایل نظامی و قرار داد های
بین المللی این کشور، تجدید نظر خواهد کرد.
در بررسی این موضوع، گفتگویی داریم با ضیاء صانعی، یکی از اعضای حزب سوسیالیست فرانسه و همچنان معاون انجمن دوستی افغانستان و فرانسه.
آقای صانعی میگوید که روابط میان دو کشور، سابقۀ
فراوان دارد و انجمن دوستی میان افغانستان و فرانسه، امسال نودمین سالگرد
خود را جشن خواهد گرفت؛ در نتیجه این دوستی با تغییر رئیس جمهورمتغیر
نمیشود. در ضمن، با آمدن فرانسوا هولاند، این روابط در مواردی چون صحت و
معارف میتواند بیشتر و بهتر شود.
در مورد درکی که سوسیالیست های فرانسوی از افغانستان و
مسایل آن دارند، آقای صانعی تأکید میکند که آنان اوضاع را درک کرده اند و
هر روز به تفسیر آن میپردازند و مهم ترین مشکل افغانستان از دید سوسیالیست
های فرانسه، موجودیت طالبان است. راه حل این مشکل، جنگ، یا تنها جنگ نیست؛
از سوی دیگر فرانسه توان مصارف گزاف این جنگ را هم ندارد.
مذاکره با طالبان را آقای صانعی، مشکل داخلی افغانستان تلقی میکند و میگوید که هیچکس حق ندارد در این مسایل دخالت کند.
توجه شما را به این گفتگو جلب می کنیم...
آزاد کردن مخفیانۀ طالبان توسط آمریکا
واشنگتن پست، از آزاد شدن مخفیانۀ تعدادی از طالبان توسط
آمریکایی ها، در برابر کمتر شدن خشونت به عنوان یک استراتژی جنگ یاد کرده
است
ایالات متحده آمریکا، بصورت مخفیانه تعدادی از
زندانیان طالبان را در سال های اخیر آزاد کرده است. این خبر را امروز
روزنامۀ واشنگتن پست، به عنوان «برنامۀ آزاد کردن استراتژیک» مطرح کرده
است.
آزاد کردن زندانیان سیاسی طالبان، از مدت ها به این
سو، یک حربۀ استراتژیک در دست آمریکا بوده است و به این ترتیب، آنان خواسته
اند شدت جنگ را کمتر کنند.
طالبانی که از این آزادی مستفید شده اند، کسانی بوده
اند که در "پروان" زندانی بودند و شرط این آزادی، تعهد آنان به دست برداشتن
از خشونت بوده است. این اقدامات البته، جزئی از مذاکرات میان آمریکا و
طالبان است که از مدت ها به این سو، بصورت مخفی یا علنی ادامه دارد.
البته نفع استراتژیکی این آزادی ها هنوز ثابت نشده است
و به نظر میاید که عدم آزاد شدن پنج تن از طالبان از زندان گوانتانامو، که
جنبش طالبان انتظار آنرا داشتند، باعث شده است که نفع آزاد شدن طالبان
دیگر هم منتفی شده باشد.
بر عکس زندانیان در افغانستان، که میتوانند تنها با
اجازۀ مسئولین نظامی آزاد شوند، در مورد آزاد شدن زندانیان گوانتانامو،
باید کنگرۀ ایالات متحده تصمیم بگیرد.
در میان کسانی که آزاد شده اند، شخصیت های خطرناک هم
وجود دارد. ولی آمریکایی ها میگویند که منفعت استراتژیک این آزادی ها،
بسیار بیشتر از خطریست که این اشخاص میتوانند ایجاد کنند؛ همچنان گفته شده
است که آزاد شدن طالبان، در حالیکه تعداد آن هم مشخص نشده است، برای حل
مسایل مقطعی است و در چارچوب مذاکرات عمومی نمی باشد.
مخالفت ایران با پیمان همکاری های استراتژیک میان آمریکا و افغانستان
با گذشت یک هفته ازامضای «پیمان همکاری های استراتژیک» میان افغانستان وآمریکا، برخی مخالفت های داخلی و خارجی ادامه دارد.
درداخل افغانستان، حزب رفاه ملی این کشوراعلام
داشته است که با این پیمان مخالف است و دربیانیه ای درهمین رابطه ازجمله می
نویسد: عملکرد آمریکا و غرب درافغانستان ناموفق بوده و غیرازتباهی، کشتار،
ترویج فرهنگ مبتذل غرب، ایجاد نفاق و چند دستگی بین مردم افغانستان وتوهین
به فرهنگ ومقدسات، چیزدیگری به ارمغان نیاورد است.
درتهران نیزمعاهدۀ همکاری ها طویل المدت میان واشنگتن وکابل با مخالفت مقامات جمهوری اسلامی روبه رو شد.
درماه های اخیرعلی اکبرصالحی- وزیرامور خارجه ایران، دردیداری از ترکیه مخالفت کشورخود را با امضاء چنین پیمانی ابرازداشته بود.
روز یک شنبه ششم ماه مه نیزسخنگوی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی طی سخنانی درتهران برمخالفت ایران با پیمان امضاء شده میان باراک اوباما و همتای ترک وی حامدکرزی تأکید کرد.
درماه های اخیرعلی اکبرصالحی- وزیرامور خارجه ایران، دردیداری از ترکیه مخالفت کشورخود را با امضاء چنین پیمانی ابرازداشته بود.
روز یک شنبه ششم ماه مه نیزسخنگوی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی طی سخنانی درتهران برمخالفت ایران با پیمان امضاء شده میان باراک اوباما و همتای ترک وی حامدکرزی تأکید کرد.
***
دریک گفت وگو با آقای نیک محمد کابلی، تحلیلگر رویداد های افغانستان درکابل، درآغاز ازوی درباره چگونگی مخالفت حزب رفاه ملی افغانستان و میزان نفوذ این حزب درسیاست افغانستان پرسیدم.
توجه شما را به این گفتگو جلب می کنیم...
وخامت وضعیت جسمی خانم نرگس محمدی
به گزارش منابع خبری وضعیت جسمی خانم نرگس محمدی فعال حقوق بشرو
ازاعضاء کانون مدافعان حقوق بشردرایران درزندان انفرادی رو به وخامت نهاده
است.
گزارشها حاکی است که نرگس محمدی دریک تماس تلفنی با خانواده خود درتهران گفته است که درزندان دچارحمله عصبی شده است.
این فعال حقوق بشر، روزدوم اردیبهشت ماه (۲۲ آوریل) پس
ازمراجعه به اداره اطلاعات شهرستان زنجان به خانه برنگشت و اعلام شد که وی
به زندان اوین درتهران منتقل شده است.
خانم محمدی درخرداد ماه دو سال پیش (۱۳۸۹) به زندان
برده شد که پس از تحمل یک هفته بازجوئی و زندان انفرادی دربند ٢٠٩، به
بیماری فلج بخشی ازبدن وگاه حالت بیهوشی پیش بینی نشده و ناتوانی درتکلم
دچارشد که همچنان معالجه نشده باقی مانده است.
تقی رحمانی همسرخانم محمدی، هم اکنون درپاریس اقامت گزیده درباره دلیل ادامه فشارها به خانم محمدی میگوید.
به این گفتگو گوش کنید
دگرگونی های احتمالی در سیاست خارجی فرانسه در دوران ریاست جمهوری "فرانسواهولاند"
"فرانسوا هولاند"، در جریان کارزار انتخاباتی خود بارها اختلاف
دیدگاه های خود با نیکلا سارکوزی- رئیس جمهوری کنونی و نامزد شکست خورده در
انتخابات دیروز را در ارتباط با مسائل مربوط به سیاست خارجی به نمایش
گذاشته است. ادغام مجدد فرانسه در فرماندهی نظامی ناتو، نقش نیروهای فرانسه
در افغانستان و چگونگی روابط فرانسه و آمریکا از جمله این موارد اختلاف
است.
فرانسوا هولاند- نامزد حزب سوسیالیست فرانسه در
انتخابات ریاست جمهوری این کشور، که در دور دوم این انتخابات در روز گذشته
به پیروزی رسید از چند روز دیگر زمام امور این کشور را عملاً در دست خواهد
گرفت.
فرانسوا هولاند، در جریان کارزار انتخاباتی خود بارها
اختلاف دیدگاه های خود با نیکلا سارکوزی- رئیس جمهوری کنونی و نامزد شکست
خورده در انتخابات دیروز را، در ارتباط با مسائل مربوط به سیاست خارجی به
نمایش گذاشته است.
فرانسوا هولاند، از جمله با ادغام مجدد فرانسه در
فرماندهی یکپارچۀ ناتو، یکی از ابتکارات نیکلا سارکوزی پس از پیروزی در
انتخابات ریاست جمهوری سال ٢٠٠٧، مخالف بوده است.
حضور نظامی فرانسه در افغانستان، نقشی که این نیروها
پس از مدتی در میدان های نبرد به عهده گرفتند و بالاخره زمان خارج ساختن
این نیروها از دیگر موارد اختلاف نظر میان رئیس جمهوری جدید و نیکلا
سارکوزی است.
روابط پاریس با واشنگتن نیز پس از روی کارآمدن نیکلا
سارکوزی دستخوش دگرگونی های بنیادینی شده و این روابط در پنج سال اخیر
چندان شباهتی به روابط فرانسه وآمریکا از جنگ جهانی دوم به این سو نداشته
است.
***
در گفتگوئی با دکتر کریم پاکزاد، تحلیل گر و پژوهشگر سیاسی و یکی از اعضای حزب سوسیالیست فرانسه،
دگرگونی های محتمل در سیاست خارجی فرانسه در دوران ریاست جمهوری فرانسوا
هولاند و از جمله نحوۀ رویکرد پاریس به پروندۀ هسته ای ایران و بویژه واکنش
های دولت آتی پاریس به نقض حقوق بشر در ایران را مورد بحث و گفتگو قرار
داده ایم.مراسم ادای سوگند ولادیمیر پوتین برگزار شد
چهار سال پس از ترک کاخ کرملین، ولادیمیر پوتین امروز (دوشنبه)
بار دیگر به عنوان رئیس جمهوری روسیه سوگند یاد کرد و ادارۀ امور این کشور
را برای یک دورۀ شش ساله بر عهده گرفت.
پوتین که پس از دو دوره ریاست جمهوری روسیه از
سال ٢٠٠٠ تا سال ٢٠٠٨ جای خود را به دیمیتری مدودف، نخست وزیر خویش
داده و خود به جای اوبر کرسی نخست وزیری تکیه زده بود، امروز مدودف را به
عنوان نخست وزیر خویش به پارلمان روسیه پیشنهاد کرد.
مراسم ادای سوگند پوتین در کاخ کرملین و در حضور بیش از ٣٠٠٠ میهمان بر پا شد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از مسکو، پارلمان روسیه فردا
بر انتصاب دیمیتری مدودف به سمت نخست وزیری از سوی پوتین مهر تأیید می
زند و دور دیگری از حکومت پوتین - مدودف بر روسیه آغاز می شود.
میخائیل گورباچف- آخرین رهبر اتحاد شوروی، سیلویو
برلوسکنی- نخست وزیر پیشین ایتالیا، اسقف اعظم کلیسای ارتدکس روسیه و خاخام
اعظم یهودیان این کشور و بالاخره گرهارد شرودر- صدراعظم پیشین آلمان از
جمله میهمانان مراسم ادای سوگند ولادیمیر پوتین ٥٩ ساله بودند.
ولادیمیر پوتین در وضعیتی بار دیگر وارد کاخ کرملین
شده است که موجی از اعتراض به او و سیاست های اقتدار گرایانه اش سراسر کشور
را در بر گرفته است.
پلیس مسکو در روز گذشته در جریان پراکنده کردن تظاهرات مخالفان پوتین دست کم ٢٥٠ نفر را بازداشت کرد و گروهی از مردم را مورد ضرب و شتم قرار داد.
پلیس مسکو در روز گذشته در جریان پراکنده کردن تظاهرات مخالفان پوتین دست کم ٢٥٠ نفر را بازداشت کرد و گروهی از مردم را مورد ضرب و شتم قرار داد.
پوتین و مدودف در پائیز سال جاری اعلام کرده بودند که
پس از انتخابات ریاست جمهوری و پیروز پوتین در این انتخابات جای خود را با
هم عوض خواهند کرد.
هنگآوت، گوگل پلاس، واحدِ مرکزیِ خودم!
چه نیازی به
رسانههای بزرگ و پرطرفدار و پولدار؟ دنیا حولِ شما میگردد اگر خبر امروزِ
وبلاگ رسمی گوگل را خوانده باشید و کمی هم ایده در چنته داشته باشید: «هنگ
آوتِ گوگلپلاس، شما را روی آنتن میبرد»
گوگل امروز اعلام کرد
که طی این هفته این سرویس برای همه کاربران به تدریج آزاد میشود. این
امکانِ تازه این توانایی را به کاربران گوگل میدهد که مباحثات آنلاین و
تصویری گروهیشان را به روی شبکههای اجتماعی به صورت زنده پخش کنند.این امکان، تاکنون برای تعداد معدودی از اعضا در سال گذشته برقرار بوده است و حالا قرار است که به طور کامل، عمومی شود.
فرض کنید شما دوست مشهوری دارید او را کنار خود مینشانید و با هوادارانش گفتگو میکند. این ویدئو به صورت زنده در صفحات مربوط به افراد مختلفی به اشتراک گذاشته میشود و یک گفتگوی عمومی شکل میگیرد.
یا برای مثال به سفر میروید و میخواهید به طور زنده از یک مراسم یا یک محل گزارش بدهید. با تبلت و یک اینترنت به نسبت پرسرعت این رویا برآورده میشود.
به روزی فکر کنید که بیدار میشوید، صفحات شبکه اجتماعی خود را باز میکنید. دوستتان از پاریس، در حال شرحِ مرور اخبار روزانه است. کادری دیگر تصویر رفیق قدیمیتان را زیر سیوسه پل اصفهان در حالی که زیر آواز زده است پخش میکند، و در کادری دیگر استاد دانشگاهتان را میبینید که در حال تدریس در اتاقیست که هیچ دانشجویی در آن حضور ندارد. هرکدام را که بخواهید میبینید و مابقی را بعد، به صورت آفلاین تماشا میکنید. چنین روزی، با امکانات تازهی وب، حالا دیگر چندان دور به نظر نمیرسد.
شبکههای اجتماعی به سرعت به سوی اجتماعیتر شدن میروند و تلویزیونهای سنتی را جای میگذارند. گوگل پلاس، برگ برنده اش را برای فیسبوک رو کرده و حالا باید منتظر ماند و بازی بعدی فیسبوک را نگاه کرد.
میخواهید امتحان کنید؟ به هنگ آوت خوشآمدید!
ایمیل ملی نداری؟ حساب بی حساب
امروز خبر
رسید که رضا تقیپور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نامه ای به محمود
بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی فرستاده که طبق آن استفاده از هرگونه ایمیل
خارجی مثل یاهو یا جیمیل ممنوع شده است.
بر اساس این
تصمیم اگر شما فردا به یک بانک بروید و بخواهید حساب باز کنید، مجبورید از
یک ایمیل داخلی استفاده کنید و نه جیمیل، یاهو یا اماسان.
این نامه خواستار ممنوعیت ارسال صورت حسابهای بانکی به ایمیلهای خارجی شده است.
وزیر ارتباطات، البته فکر کمبود مشتریهایی که ایمیل شخصیشان روی این اینترنتهای درخواستی دولتی است را هم کرده است و دستور داده که «وسیلهای مهیا شود که مشتریان بانکها در صورت نداشتن ایمیل داخلی بتوانند در همان بانک، پای اینترنت برای خود ایمیل داخلی بسازند.
فهرست ایمیلهای داخلی، آنهایی اعلام شده که بر روی سایت مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت قرار دارد و به قول تقی پور، وزیر ارتباطات، «به صورت مرتب به روز میشود.»
این نامه خواستار ممنوعیت ارسال صورت حسابهای بانکی به ایمیلهای خارجی شده است.
وزیر ارتباطات، البته فکر کمبود مشتریهایی که ایمیل شخصیشان روی این اینترنتهای درخواستی دولتی است را هم کرده است و دستور داده که «وسیلهای مهیا شود که مشتریان بانکها در صورت نداشتن ایمیل داخلی بتوانند در همان بانک، پای اینترنت برای خود ایمیل داخلی بسازند.
فهرست ایمیلهای داخلی، آنهایی اعلام شده که بر روی سایت مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت قرار دارد و به قول تقی پور، وزیر ارتباطات، «به صورت مرتب به روز میشود.»
در حال حاضر در این وبسایت یک سرویس به عنوان ایمیل ملی معرفی شده است که چندی پیش برخی رسانههای آنلاین خبر از حفرههای امنیتی فوقالعاده در آن داده بودند.
احساس خود «جنتی»بینی احمدینژاد؛ مصوبه مجلس درباره خودش خلاف قانون اساسی است!
در حالی که
دعوای دولت و مجلس مجددا بالا گرفته، احمدینژاد در اقدامی عجیب در نامهای
به محمود شاهرودی رییس هیات عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوا، مصوبه مجلس
درباره نظارت بر عملکرد خود نمایندگان مجلس را به جهات متعدد مغایر قانون
اساسی دانست. این قانون مورد حمایت رهبر ایران بوده است.
به گزارش خبر آنلاین
در این نامه آمده است: «مصوبه مجلس درباره نظارت بر عملکرد نمایندگان به
سبب ایجاد تبعیض بین آحاد مردم و نمایندگان آنها، ایجاد تکلیف برای مراجع
قضایی برخلاف اصل استقلال قضات و ایجاد حق آزادی بیان برای نمایندگان ورای
اصول قانون اساسی مغایر میثاق عمومی ملت است». گفتنی است که این مصوبه مورد تائید و از خواستهای رهبر ایران بود. نسخه اول آن از طرف شورای نگهبان رد شد اما مجلس شورای اسلامی با اصلاحاتی آن را به تصویب رساند و شورای نگهبان نیز تائید کرد. پس از پایان مهلت رئیس جمهور برای ابلاغ این قانون، علی لاریجانی شخصا این قانون را ابلاغ کرد و با گذشت دو روز، رئیس جمهور این مصوبه را که تمامی مراحل قانونیاش را طی کرده؛ مغایر با قانون اساسی خواند.
طبق قانون اساسی ایران، شورای نگهبان مسئول تطبیق قوانین مصوب مجلس با قوانین شرع و قانون اساسی است. آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان است.
رادان: مانتوی بالای زانو ممنوع
جانشین
فرماندهی پلیس ایران در گفتگویی مصادیق بد پوششی را اعلام کرد. بر اساس
گفتههای سردار رادان لباس تنگ و چسبان، روسری که از دو سوی آن موی سر مشخص
باشد، مانتوی بالای زانو و شلوار تنگ از مصادیق بدپوششی هستند.
به گزارش خبرآنلاین،
احمدرضا رادان، گفت: «برخورد با دیشهای ماهواره، بد پوششی، اراذل و
اوباش، مزاحمین نوامیس، آلودگی صوتی و سالمسازی سواحل دریا را اولویتهای
پلیس در بحث امنیت اخلاقی در فصل تابستان است.» وی همچنین مصادیق بدپوششی را قانونی دانست و گفت: «معیارهای بدپوششی بر اساس قانون و راهکارهای اجرای حجاب و عفاف پیش از این اعلام شده است و پلیس در حیطه وظایفش رفتار میکند.»
رادان در ادامه از ابعاد دیگر این طرح شامل استقرار گشتهای ثابت خودرویی امنیت اخلاقی در میادین، مجتمعهای تجاری و خیابانها و گشتهای موتور سوار انتظامی و راهنمایی در بزرگراههای شهر تهران خبر داد.
همواره در آغاز فصل تابستان راه اندازی گشتهای ارشاد از مهمترین دغدغههای پلیس ایران است.
تقی رحمانی: وضعیت جسمی نرگس محمدی نگرانکننده است
بی بی سی: تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر که در ایران در زندان به سر می برد، می گوید که همسرش در تماس تلفنی با خانواده اش از بازگشت بیماری عصبی و فلج عضلانی اش خبر داده است.
آقای رحمانی در گفت و گویی با بی بی سی گفته است که خانم محمدی در تماسی با خانه پس از گفت و گو با فرزندانش با مادر آقای رحمانی صحبت کرده و گفته است که یکشنبه شب (۱۷ اردیبهشت) "چندین بار حالش بهم خورده و به زمین افتاده است و یک بار نیز سرش با زمین برخورد کرده است."
به گفته آقای رحمانی خانم محمدی که برای اجرای حکمش از حدود دو هفته پیش در زندان به سر می برد، دوباره تحت بازجویی قرار گرفته است.
آقای رحمانی که اکنون در خارج از ایران به سر می برد، گفت که خانم محمدی را برای زیر فشار قرار دادن او دوباره بازجویی کرده اند که به گفته او مصداق "گروگانگیری" است.
آقای رحمانی گفت که همسرش در جریان بازداشتش در سال ۱۳۸۹ دچار شوک عصبی شده بود که ماه ها طول کشید که مداوا شود و حالا به گفته او با بازداشت و بازجویی مجدد او، دوباره دچار این بیماری شده است.
دادگاه انقلاب، خانم محمدی را به اتهام "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" و "اجماع و تبانی علیه امنیت ملی" در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال زندان محکوم کرد.
نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیئت اجرایی شورای ملی صلح که به گفته اطرافیانش "وضعیت جسمی نگرانکنندهای" دارد، روز شنبه، دوم اردیبهشت، توسط ماموران امنیتی در خانه پدری اش در زنجان بازداشت شد و به زندان اوین در تهران منتقل شد.
او در اردیبهشت سال ۱۳۸۹به دلیل عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به شعبه ۴ دادگاه انقلاب احضار و پس از چند جلسه دفاع برای وی قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی صادر شد؛ اما در تاریخ ۲۰ خردادماه سال همان سال توسط مأموران امنیتی، شبانه و در منزل خود بازداشت شد و بعد از گذشت یک ماه آزاد شد.
خانم محمدی در دادگاه بدوی به یازده سال زندان محکوم شده بود.
آقای رحمانی که اکنون در پاریس زندگی میکند، پیشتر درباره وضعیت فرزندانش گفته بود که وضعیت آنها مناسب نیست و اعضای خانواده از آنها نگهداری میکنند.
تقی رحمانی و نرگس محمدی دو فرزند خردسال دارند که در ایران زندگی می کنند.
بی بی سی: تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر که در ایران در زندان به سر می برد، می گوید که همسرش در تماس تلفنی با خانواده اش از بازگشت بیماری عصبی و فلج عضلانی اش خبر داده است.
آقای رحمانی در گفت و گویی با بی بی سی گفته است که خانم محمدی در تماسی با خانه پس از گفت و گو با فرزندانش با مادر آقای رحمانی صحبت کرده و گفته است که یکشنبه شب (۱۷ اردیبهشت) "چندین بار حالش بهم خورده و به زمین افتاده است و یک بار نیز سرش با زمین برخورد کرده است."
به گفته آقای رحمانی خانم محمدی که برای اجرای حکمش از حدود دو هفته پیش در زندان به سر می برد، دوباره تحت بازجویی قرار گرفته است.
آقای رحمانی که اکنون در خارج از ایران به سر می برد، گفت که خانم محمدی را برای زیر فشار قرار دادن او دوباره بازجویی کرده اند که به گفته او مصداق "گروگانگیری" است.
آقای رحمانی گفت که همسرش در جریان بازداشتش در سال ۱۳۸۹ دچار شوک عصبی شده بود که ماه ها طول کشید که مداوا شود و حالا به گفته او با بازداشت و بازجویی مجدد او، دوباره دچار این بیماری شده است.
دادگاه انقلاب، خانم محمدی را به اتهام "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" و "اجماع و تبانی علیه امنیت ملی" در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال زندان محکوم کرد.
نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیئت اجرایی شورای ملی صلح که به گفته اطرافیانش "وضعیت جسمی نگرانکنندهای" دارد، روز شنبه، دوم اردیبهشت، توسط ماموران امنیتی در خانه پدری اش در زنجان بازداشت شد و به زندان اوین در تهران منتقل شد.
او در اردیبهشت سال ۱۳۸۹به دلیل عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به شعبه ۴ دادگاه انقلاب احضار و پس از چند جلسه دفاع برای وی قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی صادر شد؛ اما در تاریخ ۲۰ خردادماه سال همان سال توسط مأموران امنیتی، شبانه و در منزل خود بازداشت شد و بعد از گذشت یک ماه آزاد شد.
خانم محمدی در دادگاه بدوی به یازده سال زندان محکوم شده بود.
آقای رحمانی که اکنون در پاریس زندگی میکند، پیشتر درباره وضعیت فرزندانش گفته بود که وضعیت آنها مناسب نیست و اعضای خانواده از آنها نگهداری میکنند.
تقی رحمانی و نرگس محمدی دو فرزند خردسال دارند که در ایران زندگی می کنند.
نه به اعدام
بیانیه سوم اتحاد زنان ایران برای دموکراسی (ازاد)
۱۹ اردیبهشت سالروز اعدام فرزاد کمانگر و شیرین
علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان گرامی باد!
اتحاد زنان ایران برای دموکراسی(ازاد) یاد شیرین علم هولی، فرزادکمانگر،
فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان را که درتاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ مصادف
با۹ ماه می ۲۰۱۰ میلادی به دار آویخته شدند گرامی داشته و حمایت خود را از همه
زندانیان سیاسی بویژە زندانیان سیاسی محکوم به اعدام اعلام می دارد. ما شدیدأ مخالف اعدام بوده و خواهان ممنوعیت کامل
صدورحکم اعدام در کشورمان میباشیم.
دو سال پیش پنج زندانی سیاسی
بدلیل دگراندیشی وباورهای سیاسی خود درزندان اوین به دار آویخته شدند
وحکومت اسلامی بار دیگر به جنایتی هولناک و غیر قابل دفاع دست زد. کسانی که در این
روز اعدام شدند زندانیان سیاسی بودند که هرگز مرتکب هیچ عمل خشونت آمیزی نشده
بودند. محاکمه هیچ کدام ازآنها بیشتراز چند دقیقه طول نکشیده وهیچ گاه انان حق دفاع از خود را نیافتند واحکام صادره
از سوی قوه قضاییه تماما بی پایه و ناعادلانه بوده است.
اتحاد زنان برای دموکراسی (ازاد) قویا با
پدیده ای بنام اعدام مخالف است و خواستارممنوعیت کامل در صدور احکام اعدام ازسوی
کلیه مراجع قضائی و جزائی کشور است. در
دنیای مدرن امروز مجازات اعدام، قتل عمد دولتی محسوب میشود و یکی از خواسته های
امروزما، رفع کامل اعمال چنین شیوه های غیرمتمدنانه و غیرانسانی از جامعه مدنی
ایران است. ما با ارج گذاردن به حقوق بشرو جان آدمی، مجازات اعدام را از شنیع ترین
اشکال قتل عمد تلقی می کنیم وجمهوری اسلامی را که در کمال خونسردی و حق به جانبی دست
به انجام چنین جنایاتی میزند، قاطعانه محکوم میکنیم. به باور ما اولین گام برای نفی
خشونت، لغوحکم اعدام بعنوان یک جنایت دولتی است و گام بعدی، محاکمه قضایی آمران وعاملان
این جنایتها دردادگاههای صالحه بین المللی است.
در پنجاه سال گذشته بسیاری از دولتها به
مجازات اعدام پایان داده اند. جنبش رو به رشد علیه اعدام در جهان، عامل مهمی در
جهت پایان دادن به مجازاتهای غیر انسانی و جنایات دولتی است. ایران درجهان در
زمینه استفاده از مجازات اعدام رتبه دوم را دارد. در۳۳سال گذشته بیش ازهزاران نفر
اعدام شده اند که بخش قابل توجهی از این افراد را زندانیان سیاسی و عقیدتی تشکیل
میدهد که جرمشان تنها دگراندیشی و آزادیخواهی بوده است.
اتحاد زنان ایران برای دموکراسی (ازاد) متعهد است که برای نفی خشونت سازمان
یافته و دفاع از حق حیات، بیشترین توان خود را بکار گیرد.
یاد پنج اسطوره مقاومت شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان
گرامی باد! بی شک نام آنان در تاریخ زرین جنبشهای ضد استبدادی ایران حک خواهد شد!
اتحاد زنان ایران برای دموکراسی (ازاد)
شاهوی زخمی هنوز انتظارت را می کشد فرزاد....!!
در چشمان مادرت هنوز اضطراب روزهای شکنجه ی تو موج می زند! برادرت هنوز به دنبال تکیه گاهی می گردد!
میدیا را که به خاطر می آوری؟ هنوز در
حلقه ی عمو زنجیر باف چشم انتظاری ات را می کشد و جای خالی مادرش هنوز خالی
است و دیگر کسی نیست که به بهانه ی عمو زنجیر باف دستان پر محبت او را در
دست خویش بفشارد! چشمان معصوم دانش آموزان کلاس اولت به درب مدرسه انتظار
آغوش گرمت را می کشد!
چه خوب گفتی که : به یاد می آورم که آدمها در شب تار سرزمین ما خیلی زود ستاره می شوند و ما صاحب قاب عکس هایی شده ایم به تعداد ستاره های آسمان!
و اکنون تو خود ستاره ای شده ای از جنس آموزگار و قاب عکس تو نیز بر دیوار آسمان خودنمایی می کند!
فرزاد....
این روز ها مادرت غروب ها خیلی دلش می
گیرد و نوعی بی قراری به سراغش می آید اما هنوز نتوانسته به این دلتنگی ها و
بی قراری ها عادت کند ... چیزی شبیه دلتنگی بر قلب نازنینش سایه افکنده و
سکوت بی فرزندی اش از خانه رخت بر نمی بندد!
چه غم عجیبی است.... مگر می توان چشمان بی
قرار مادرت را دید و اشک نریخت؟ مگر می توان گریه های نهفته در نگاهش را
شنید و فریاد نکرد؟ خودت بهتر می دانی که دلهره های چند ساله ی پشت میله ها
چه میکند با دل یک مادر...؟ خودت بهتر می دانی که گفتی : دنبال من نگرد مادر نام مرا بر زبان نیاور در مقابل در این زندان اینجا دنبال من نگرد ستاره افتاده بر گیس تو آن را نکن خسته و گریان
سکوت مادرت شکننده ترین فریادی است که تا
کنون شنیده ام... وقتی قاب عکس ستاره اش را در آغوش می گیرد دل هر مادر و
هر فرزندی به درد می آید و آه از نهاد هر دردمندی برون...!
راستی... می دانی چه بر سر ماهی های سیاه
کوچکمان آمده؟ ماهی های سیاه کوچولو راه دریا را پیش گرفته اند اما مرغان
ماهی خوار یکی پس از دیگری آنها را بر می چینند و می برند. از وقتی که تو
از دریا گفتی ماهی های کوچکمان سخت مشتاق دریا شده اند... اما افسوس
راهنمایی که ستاره ی راهنمایشان خاموش شده است...
فرزاد....
امروز به سراغ پروانه ای رفتم که فال دلت را دید، حلقه ی اشک را در چشمان او نیز دیدم... در نگاهش هزاران حرف نگفته داشت..
فرزاد..
وقتی شنیدم مثل ستاره ها چمدانت را از شوق
ماهیان و تنهایی خودت پر کرده ای با خود گفتم : وای بر آسمانی که ستاره
هایش از ترس تنهایی کوله پشتی خود را بر می بندند و چشمان خود را روی هم می
گذارند و آسمانی را تاریک می کنند...
چه خوب گفتی که دنیای غریبی است.... آری
دنیایی که گلاویژ دیگر در آن نمی تواند خود را در آیینه سراب نیلوفر به
نظاره بنشیند... دنیایی که فرهاد در آن ، کنار بیستونِ عشق، پرِ پرواز
گشاید و به خواب شیرین فرو رود... خیلی غریب است دنیایی که شبِ آن دیگر نه
ماهی دارد و نه ستاره ای و نه ابری و اصلا نه آسمانی.... همه رفتند... یکی
یکی پروانه را راضی کردند و راه دریا پیش گرفتند....
اصلا می دانی؟ دریا نه فقط ماهیان را که همه ی ستارگان شب را نیز فرا خوانده است...
فرزاد....
روزهای زیادی با ترسیدنت می ترسیدیم و با لرزیدنت می لرزیدیم..
ترس که نه از مشت و لگد! خودت گفتی ترس از پایمال شدن ارزشهای انسانی در سرزمین ِ منشور اخلاق....
با هر ضربه ای که بر بدنت فرود می آمد تنمان کبود می شد وبا هر کلام ناروایی که بر تو میرفت جگرمان می سوخت..!
آری درست فهمیدی... این طناب ِ دار است که
گلوی ما را نیز می فشارد... طنابی که گلوی تو را فشرد اینک بر گردن ماست
اما جلادِ معرکه دیگر نایِ نواختن بر پیکر چهار پایه را ندارد...
فرزاد....
هنوز هم هر شب ستاره ای را به زمین می کشند...هر روز خورشید را تازیانه می زنند و هر عصر ابرها را شکنجه می کنند...
فرزاد.....
صدای پای تو امروز در هر کوچه ای و کنار
هر چشمه ای و در هر مدرسه ای به گوش می رسد و صدای شعر و سرود و آوازت
دلهای همه را می لرزاند
امروز واژه ی فرزاد قرین آرش است و تیرِ کمانت تعیین کننده ی مرز ستاره های باقی مانده در تلاطم دریا....
امروز همه تورا میبینند اگر حتی دوربینها همه کور باشند و همه تو را می شنوند حتی اگر میکروفن ها همه کر باشند..
فرزاد...
پپوله ی آزادی پرپر شده است و خرچنگ ها فضای رود خانه ی منتهی به خانه مان را قرق کرده اند
چشمه ی زلال صداقت که هر روز از آن نوش می کردیم گل آلود شده است و چشمه هم دلتنگ ماهی سیاه کوچولو..
ف.....ر.....ز.....ا.....د
حمید رحمانی همسنگر گذشته، حال و آینده ات
منبع: یادمان فرزاد کمانگر
هرانا؛ آزادی بیان و برخی مغالطات / امین قضایی
ما در بخش پیشین توانستیم تعریفی از مفهوم حق بدست آوریم. مطابق این تعریف، در یک جامعهٔ مدرن، فرد آزادی انجام هرکاری را دارد مگر آنکه عمل، آزادی عمل دیگران را سلب کند. از این تعریف بلافاصله حق (آزادی) بیان به اثبات میرسد، یعنی
من این آزادی را دارم که عقاید و آرای خویش را ولو اینکه آشکارا باطل
باشند بیان کنم، چرا که بیان این عقاید به خودی خود به هیچ کس ضرر
نمیرساند و آزادی سخن گفتن دیگران را سلب نمیکند.
آزادی بیان بیقید و شرط است.
باید دقت داشت که آزادی بیان بیقید و شرط است. حتی اگر محتوای این عقاید، خطا، خطرناک یا مستبدانه باشند، باز این حق بر من محفوظ است چرا که سخن گفتن از ضرر رساندن به دیگران به خودی خود موجب انجام آن عمل و ضرر به دیگران نمیشود. (البته در صورت وقوع یک جرم، بیان من میتواند به عنوان مدرکی برعلیه من استفاده شود)
حتی توهین به مقدسات دیگران یا انکار یک
واقعیت تاریخی نیز نمیتواند قید و شرطی بر آزادی بیان باشد، امری که حتی
به اصطلاح آزادترین جوامع غربی نیز آنرا زیرپا میگذارند. متاسفانه بسیاری
تلاش دارند آزادی بیان را با این توجیه لوث کنند که برخی از سخنان که
حیثیت و تقدسات یک گروه یانژاد را زیر سئوال ببرد مستثنی بوده و باید
ممنوع شمرده شود. این قبیل افراد، مغلطهای تحت عنوان احترام به عقاید
افراد را مطرح میکنند.
یکی از نمونههای بارز آن، جنجال بر سر
کاریکاتورهایی بود که از پیامبر اسلام در دانمارک کشیده شده بود. این عمل
را نمیتوان تحت عنوان توهین به مقدسات مورد پیگرد قانونی قرار داد چرا که
این عمل ضرر و زیان به کسی وارد نمیکند. از طرف مقابل، تحت پیگرد قرار
دادن منکرین هلوکاست به عنوان یک جرم نیز در تخالف با آزادی بیان قرار
دارد. میبایست توجه داشت که حتی اشتباه کردن و سخن نادرست گفتن نیز بخشی
از حق انسان است. اگر عقاید کسی خطرناک به نظر میرسد، نه با سرکوب فرد
بلکه با مطرح کردن آن در بحث عمومی، استدلال و مناظره، روشنگری و آموزش
میبایست نادرستی این عقاید را بر همگان روشن ساخت. برخلاف ظاهر امر، در
جامعهای که بحث آزاد و مناظره رواج داشته باشد، حتی اگر شیادین و عوام
فریبان از آزادی بیان برخوردار باشند، توانایی آنها برای فریب مردم کمتر
خواهد شد.
احترام به حقوق فرد به معنای احترام به عقاید فرد نیست.
از تعریف حق این نتیجه برنمی آید که ما نباید عقاید دیگران را مورد تعدی قرار دهیم. حمله به آزادی دیگران به خاطر عقایدشان را نباید با حمله به عقاید دیگران خلط کرد. بگذارید کذب مغلطهٔ «احترام به عقاید دیگران» را نشان دهیم. اگر برای مثال ادعا شود که به مقدسات هیچ کس نباید توهین کرد، بنابرین شخص غیرمذهبی نیز میتواند ادعا کند که آنچه در مذهب کسی شیطان یا شر قلمداد میشود برای من مقدس است، در این صورت ما دچار تناقض میشویم. با اندکی تامل براحتی میتوان دریافت که اگر کسی خرافه و عقیدهٔ ابلهانهای دارد، در عین اینکه او حق دارد این عقیده را داشته و بیان کند، من نیز حق دارم آزادانه وبا صدای بلند عقاید او را خرافه و جهالت بنامم. نه خدا، نه انسان، هیچ شخصیت و رخداد تاریخی، هیچ عقیده و هیچ مسلکی از این امر مستنثی نیست.
آزادی مذهب مبهم است.
هنگامی که ما از آزادی بیان سخن میگوییم چنین حقی، آزادی عقاید مذهبی را هم در خود نهفته دارد. اما باید میان آزادی بیان و تبلیغ مذهب با آزادی اجرای احکام و مناسک مذهبی تمیز نهاد. هنگامی که در رسانهها به اشتباه سخن از آزادی مذهب به میان میآید، باید پرسید که این آزادی به چه معناست و چگونه میتوان دربارهٔ آن قضاوت کرد؟ آزادی بیان عقاید مذهبی که زیرمجموعهای از آزادی بیان است امر مسلمی است اما عبارت آزادی مذهب امر مبهمی است که تنها باعث ایجاد مغلطه میشود. برای مثال برخی از مسلمانان مهاجر و یهودیان افراطی در اروپا از این مغلطه بهره برده و ادعا میکنند که بنابر آزادی مذهب ما حق اجرای احکام و مراسم مذهبی خود را داریم، اما این احکام در برخی موارد به حقوق فردی انسانها تعرض میکنند از جملهٔ ختنهٔ دختران، سوء رفتار با کودکان بوسیلهٔ حجاب اجباری و انجام عبادات، آموزش کودکان در مدارس مذهبی و سوء رفتار با حیوانات در هنگام کشتار آنها (ذبح اسلامی). این امور همواره در رسانههای غربی محل بحث بوده اما عجیب است با اینکه پاسخ برای این مسائل بسیار ساده است، کمتر کسی آنرا بیان میکند یا به آن گوش داده میشود.
براساس تعریف ما از حق، چیزی به نام آزادی مذهب نمیتواند وجود داشته باشد، چون مذهب به معنای اعمال مختلفی است که برخی میتواند جزء حقوق فردی به حساب آمده اما برخی دیگر، حقوق دیگران را زیر پا میگذارد. همانطور که گفتیم هرکسی آزاد است که هر عقیدهای داشته باشد اما الزاما آزاد نیست که آن عقیده را به اجرا درآورد. آزادی مذهب اگر به معنای برخورداری از یک عقیدهٔ مذهبی باشد، جزئی از آزادی بیان بوده و از این رو حق مسلم فرد است، اما اگر به معنای آزادی اجرای این احکام باشد، دیگر مسلم نیست و باید هر عمل به طور منفرد بررسی شود. از اینجا نتیجه میشود که آزادی مذهب امری مبهم است و ما میبایست به آزادی بیان تکیه کنیم که آزادی بیان عقاید مذهبی را هم در خود نهفته دارد.
نتیجه گیری:
از آنجایی که من حق انجام هر کاری را دارم که به دیگران ضرر وارد نمیکند و چون بیان و تبلیغ عقاید و اندیشهها زیانی به کسی وارد نمیآورد، بنابراین حق آزادی بیان به اثبات میرسد.
احترام به حقوق فرد به معنای احترام به عقاید فرد نیست.
از تعریف حق این نتیجه برنمی آید که ما نباید عقاید دیگران را مورد تعدی قرار دهیم. حمله به آزادی دیگران به خاطر عقایدشان را نباید با حمله به عقاید دیگران خلط کرد. بگذارید کذب مغلطهٔ «احترام به عقاید دیگران» را نشان دهیم. اگر برای مثال ادعا شود که به مقدسات هیچ کس نباید توهین کرد، بنابرین شخص غیرمذهبی نیز میتواند ادعا کند که آنچه در مذهب کسی شیطان یا شر قلمداد میشود برای من مقدس است، در این صورت ما دچار تناقض میشویم. با اندکی تامل براحتی میتوان دریافت که اگر کسی خرافه و عقیدهٔ ابلهانهای دارد، در عین اینکه او حق دارد این عقیده را داشته و بیان کند، من نیز حق دارم آزادانه وبا صدای بلند عقاید او را خرافه و جهالت بنامم. نه خدا، نه انسان، هیچ شخصیت و رخداد تاریخی، هیچ عقیده و هیچ مسلکی از این امر مستنثی نیست.
آزادی مذهب مبهم است.
هنگامی که ما از آزادی بیان سخن میگوییم چنین حقی، آزادی عقاید مذهبی را هم در خود نهفته دارد. اما باید میان آزادی بیان و تبلیغ مذهب با آزادی اجرای احکام و مناسک مذهبی تمیز نهاد. هنگامی که در رسانهها به اشتباه سخن از آزادی مذهب به میان میآید، باید پرسید که این آزادی به چه معناست و چگونه میتوان دربارهٔ آن قضاوت کرد؟ آزادی بیان عقاید مذهبی که زیرمجموعهای از آزادی بیان است امر مسلمی است اما عبارت آزادی مذهب امر مبهمی است که تنها باعث ایجاد مغلطه میشود. برای مثال برخی از مسلمانان مهاجر و یهودیان افراطی در اروپا از این مغلطه بهره برده و ادعا میکنند که بنابر آزادی مذهب ما حق اجرای احکام و مراسم مذهبی خود را داریم، اما این احکام در برخی موارد به حقوق فردی انسانها تعرض میکنند از جملهٔ ختنهٔ دختران، سوء رفتار با کودکان بوسیلهٔ حجاب اجباری و انجام عبادات، آموزش کودکان در مدارس مذهبی و سوء رفتار با حیوانات در هنگام کشتار آنها (ذبح اسلامی). این امور همواره در رسانههای غربی محل بحث بوده اما عجیب است با اینکه پاسخ برای این مسائل بسیار ساده است، کمتر کسی آنرا بیان میکند یا به آن گوش داده میشود.
براساس تعریف ما از حق، چیزی به نام آزادی مذهب نمیتواند وجود داشته باشد، چون مذهب به معنای اعمال مختلفی است که برخی میتواند جزء حقوق فردی به حساب آمده اما برخی دیگر، حقوق دیگران را زیر پا میگذارد. همانطور که گفتیم هرکسی آزاد است که هر عقیدهای داشته باشد اما الزاما آزاد نیست که آن عقیده را به اجرا درآورد. آزادی مذهب اگر به معنای برخورداری از یک عقیدهٔ مذهبی باشد، جزئی از آزادی بیان بوده و از این رو حق مسلم فرد است، اما اگر به معنای آزادی اجرای این احکام باشد، دیگر مسلم نیست و باید هر عمل به طور منفرد بررسی شود. از اینجا نتیجه میشود که آزادی مذهب امری مبهم است و ما میبایست به آزادی بیان تکیه کنیم که آزادی بیان عقاید مذهبی را هم در خود نهفته دارد.
نتیجه گیری:
از آنجایی که من حق انجام هر کاری را دارم که به دیگران ضرر وارد نمیکند و چون بیان و تبلیغ عقاید و اندیشهها زیانی به کسی وارد نمیآورد، بنابراین حق آزادی بیان به اثبات میرسد.
برخلاف دیدگاههای سنتی و مذهبی، حق به معنای مدرن آن، حقیقت نیست
و ازاینرو آزادی بیان، شامل آزادی بیان ِ امور اشتباه و نادرست نیز هست.
در نتیجه جرمی به نام نشر اکاذیب در تعارض با حقوق بشر قرار دارد. همچنین
آزادی بیان میبایست بیقید و شرط شمرده شود وحتی توهین به مقدسات و
واقعیات تاریخی را نمیتوان از آن مستثنا کرد.
حق آزادی بیان مانع تعرض به کسی است که
عقاید و اندیشهاش را بیان میکند، اما حمله به آن عقیده و اندیشه را منع
نمیکند. میبایست میان احترام به عقاید فرد با احترام به حقوق فرد برای
بیان عقایدش تفاوت گذارد.
آزادی بیان، شامل آزادی بیان عقاید مذهبی
نیز میشود. آزادی مذهب اگر به معنای تبلیغ و بیان مذهب باشد حقی مفروض و
مسلم است اما اگر به معنای اجرای احکام و مناسک مذهبی باشد از آنجایی که
ممکن است در برخی موارد موجب تعرض به حقوق افراد شود، به خودی خود حقی مسلم
نیست.
هجده ماه حبس برای دو شهروند در سنندج
خبرگزاری
هرانا - "واحد دوستی" و "رحمان سبحانی" دو شهروند اهل سنندج توسط دادگاه
انقلاب این شهر جمعاً به هجده ماه زندان محکوم شدهاند.
به گزارش تارنمای موکریان نیوز، دو شهروند
اهل روستای تنگیسر از توابع شهر سنندج به نام های واحد دوستی و رحمان
سبحانی از سوی دادگاه انقلاب اسلامی به حبس محکوم شدند.
آقای دوستی که بیش از دو ماه است در زندان
بسر می برد به اتهام همکاری با یک حزب مخالف به یکسال و رحمان سبحانی به
اتهام امنیتی به شش ماه حبس محکوم شده اند وهم اکنون در زندان مرکزی سنندج
دوران حبس خود را سپری می نمایند.
دستگیری ۸ عضو یک شرکت هرمی در کرج
خبرگزاری
هرانا - فرماندهی نیروی انتظامی استان البرز از دستگیری ۸ نفر از اعضای
یک شرکت هرمی و پلمپ یک دفتر در این رابطه در شهرستان کرج خبر داد.
به گزارش مهر، اکبر شاهی، رماندهی نیروی
انتظامی البرز گفت: "در پی دریافت گزارشهایی مبنی بر اینکه فردی به نام م –
م از یکی از استانهای مرکزی به کرج آمده و با راه اندازی یک شرکت هرمی
اقدام به جذب اعضاء و دریافت مبالغ هنگفت از آنها میکند، اکیپی از
کارکنان مجرب پلیس آگاهی استان البرز بررسی پیرامون صحت و سقم موضوع را در
دستور کار خود قرار دادند تا اینکه با انجام اقدامات گسترده مشخص شد که این
شرکت توسط فردی بسیار هوشیار و زیرک اداره میشود و هرچند ماه یکبار دفتر
خود را تعویض و به مکان نامعلومی نقل مکان میکند."
اکبر شاهی با اشاره به اینکه فرد مورد نظر دفتر جدید خود در کرج را نیز تخلیه و به مکان نامعلومی نقل مکان کرده است افزود: "در ادامه تحقیقات مشخص گردید که کلیه لوازم دفتر سابق وی به طور کامل جابجا نشده است، بنابراین محل مورد نظر تحت کنترل نامحسوس ماموران قرار گرفت تا اینکه فردی از اعضاء زیرشاخههای این شرکت جهت انتقال وسایل شرکت به محل مورد نظر مراجعه کرد و ماموران نیز با تعقیب و مراقبت از وی موفق شدند آدرس جدید دفتر کار این شرکت را در رجایی شهر کرج شناسایی و پس از اطمینان از حضور متهمان در دفتر جدید با هماهنگی مقام قضایی در یک اقدام غافلگیرانه تعداد ۸ نفر از اعضای فعال شرکت هرمی را دستگیر کنند."
این مقام انتظامی در ادامه گفت: "در بررسی و تحقیقات ابتدایی و اظهارات دستگیر شدگان مشخص شد که سرشاخه اصلی این باند (م-م) هراز چند گاهی پس از تماس تلفنی و دادن آموزشهای لازم به افراد جدید الورود به دفتر مراجعه و هیچگونه ردپایی از خود به جای نمیگذارد."
اکبر شاهی با اشاره به اینکه فرد مورد نظر دفتر جدید خود در کرج را نیز تخلیه و به مکان نامعلومی نقل مکان کرده است افزود: "در ادامه تحقیقات مشخص گردید که کلیه لوازم دفتر سابق وی به طور کامل جابجا نشده است، بنابراین محل مورد نظر تحت کنترل نامحسوس ماموران قرار گرفت تا اینکه فردی از اعضاء زیرشاخههای این شرکت جهت انتقال وسایل شرکت به محل مورد نظر مراجعه کرد و ماموران نیز با تعقیب و مراقبت از وی موفق شدند آدرس جدید دفتر کار این شرکت را در رجایی شهر کرج شناسایی و پس از اطمینان از حضور متهمان در دفتر جدید با هماهنگی مقام قضایی در یک اقدام غافلگیرانه تعداد ۸ نفر از اعضای فعال شرکت هرمی را دستگیر کنند."
این مقام انتظامی در ادامه گفت: "در بررسی و تحقیقات ابتدایی و اظهارات دستگیر شدگان مشخص شد که سرشاخه اصلی این باند (م-م) هراز چند گاهی پس از تماس تلفنی و دادن آموزشهای لازم به افراد جدید الورود به دفتر مراجعه و هیچگونه ردپایی از خود به جای نمیگذارد."
اکبر شاهی یادآور شد: "بنابراین با انجام
اقدامات پلیسی و کار اطلاعاتی محل اختفاء این فرد شناسایی و طی یک عملیات
غافلگیرانه دستگیر شد."
فرماندهی انتظامی استان البرز اظهار
داشت: "پرونده به همراه متهمان به نظر مقام قضایی رسید که متهم اصلی پرونده
با صدور قرار وثیقه به مبلغ ۵۰۰ میلیون ریال، متهم ردیف دوم با صدور قرار
وثیقه به مبلغ ۳۰۰ میلیون ریال و سایر متهمان با صدور قرار کفالت به مبلغ
۱۵۰ میلیون ریال همگی روانه زندان شدند."
تعطیلی ۴۰ واحد تولید قارچ و بیکاری کارگران
خبرگزاری
هرانا - رئیس تعاونی تولیدکنندگان قارچ از تعطیلی واحد تولید قارچ خوراکی و
بیکاری کارگران فعال در این واحدهای تولیدی طی یک سال گذشته خبر داد.
محمدرضا نوربخش رئیس تعاونی تولیدکنندگان قارچ در گفتگو با خبرنگار ایلنا، تعداد مزارع قارچ خوراکی را در کشور ۳۵۴ مزرعه اعلام کرد و گفت: "به دلیل عدم اعمال سیاستهای حمایتی تعداد مزارع قارچ به ۳۰۴ مزرعه کاهش یافته است."
محمدرضا نوربخش رئیس تعاونی تولیدکنندگان قارچ در گفتگو با خبرنگار ایلنا، تعداد مزارع قارچ خوراکی را در کشور ۳۵۴ مزرعه اعلام کرد و گفت: "به دلیل عدم اعمال سیاستهای حمایتی تعداد مزارع قارچ به ۳۰۴ مزرعه کاهش یافته است."
نوربخش از کاهش میزان تولیدات قارچ طی یک
سال گذشته خبر داد و گفت: "میزان تولیدات قارچ از ۷۳ هزار و ۶۰۰ تن با ۱۳
هزار تن کاهش به ۶۰ هزار تن رسیده است."
نوربخش خواستار افزایش سیاستهای حمایتی دولت در این بخش شد و گفت: "در حال حاضر نه هزار نفر به صورت مستقیم و ۲۴ هزار نفر به صورت غیر مستقیم در بخش تولیدات قارچ فعال هستند که در صورت عدم اعمال سیاستهای حمایتی بیکار میشوند."
او در ادامه خواستار افزایش ۲۰ درصدی قیمت قارچ خوراکی در سال جاری شد و گفت: "در صورت عدم افزایش قیمت قارچ خوراکی امسال در مقایسه با سال گذشته مزارع بیشتری از عرصه فعالیت در این زمینه خارج میشوند."
نوربخش خواستار افزایش سیاستهای حمایتی دولت در این بخش شد و گفت: "در حال حاضر نه هزار نفر به صورت مستقیم و ۲۴ هزار نفر به صورت غیر مستقیم در بخش تولیدات قارچ فعال هستند که در صورت عدم اعمال سیاستهای حمایتی بیکار میشوند."
او در ادامه خواستار افزایش ۲۰ درصدی قیمت قارچ خوراکی در سال جاری شد و گفت: "در صورت عدم افزایش قیمت قارچ خوراکی امسال در مقایسه با سال گذشته مزارع بیشتری از عرصه فعالیت در این زمینه خارج میشوند."
تعطیلی ۴۰ واحد تولید قارچ و بیکاری کارگران
خبرگزاری
هرانا - رئیس تعاونی تولیدکنندگان قارچ از تعطیلی واحد تولید قارچ خوراکی و
بیکاری کارگران فعال در این واحدهای تولیدی طی یک سال گذشته خبر داد.
محمدرضا نوربخش رئیس تعاونی تولیدکنندگان قارچ در گفتگو با خبرنگار ایلنا، تعداد مزارع قارچ خوراکی را در کشور ۳۵۴ مزرعه اعلام کرد و گفت: "به دلیل عدم اعمال سیاستهای حمایتی تعداد مزارع قارچ به ۳۰۴ مزرعه کاهش یافته است."
محمدرضا نوربخش رئیس تعاونی تولیدکنندگان قارچ در گفتگو با خبرنگار ایلنا، تعداد مزارع قارچ خوراکی را در کشور ۳۵۴ مزرعه اعلام کرد و گفت: "به دلیل عدم اعمال سیاستهای حمایتی تعداد مزارع قارچ به ۳۰۴ مزرعه کاهش یافته است."
نوربخش از کاهش میزان تولیدات قارچ طی یک
سال گذشته خبر داد و گفت: "میزان تولیدات قارچ از ۷۳ هزار و ۶۰۰ تن با ۱۳
هزار تن کاهش به ۶۰ هزار تن رسیده است."
نوربخش خواستار افزایش سیاستهای حمایتی دولت در این بخش شد و گفت: "در حال حاضر نه هزار نفر به صورت مستقیم و ۲۴ هزار نفر به صورت غیر مستقیم در بخش تولیدات قارچ فعال هستند که در صورت عدم اعمال سیاستهای حمایتی بیکار میشوند."
او در ادامه خواستار افزایش ۲۰ درصدی قیمت قارچ خوراکی در سال جاری شد و گفت: "در صورت عدم افزایش قیمت قارچ خوراکی امسال در مقایسه با سال گذشته مزارع بیشتری از عرصه فعالیت در این زمینه خارج میشوند."
نوربخش خواستار افزایش سیاستهای حمایتی دولت در این بخش شد و گفت: "در حال حاضر نه هزار نفر به صورت مستقیم و ۲۴ هزار نفر به صورت غیر مستقیم در بخش تولیدات قارچ فعال هستند که در صورت عدم اعمال سیاستهای حمایتی بیکار میشوند."
او در ادامه خواستار افزایش ۲۰ درصدی قیمت قارچ خوراکی در سال جاری شد و گفت: "در صورت عدم افزایش قیمت قارچ خوراکی امسال در مقایسه با سال گذشته مزارع بیشتری از عرصه فعالیت در این زمینه خارج میشوند."
ممنوعیت استفاده از ایمیلهای خارجی در مراودات بانکی
خبرگزاری
هرانا - وزیر ارتباطات در نامهای خطاب به رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرد
که از این پس در هنگام افتتاح حساب، تنها ایمیل داخلی از مشتریان پذیرفته
شود و ارسال صورتحسابهای بانکی به ایمیل خارجی ممنوع است.
به گزارش رسانههای دولتی، رضا تقیپور
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با ارسال نامهای به محمود بهمنی رئیس کل
بانک مرکزی، استفاده از ایمیلهایی عمومی و ایمیلهای با میزبانی خارجی از
جمله Yahoo، Gmail ،Hotmail و MSN را در مراودات بانکی مشتریان ممنوع اعلام
کرد.
تقیپور در این نامه خواستار ممنوعیت قبول
ایمیلهایی عمومی و خارجی در هنگام افتتاح حساب و نیز عدم ارسال
صورتحسابهای بانکی مشتریان به این ایمیلها، شده و پیشنهاد داده وسیلهای
مهیا شود که مشتریان بانکها در صورت نداشتن ایمیل داخلی بتوانند در
همان بانک، پای اینترنت برای خود ایمیل داخلی بسازند.
بر اساس این گزارش، در این نامه آمده است:
مطابق اسناد و قوانین موجود حفظ امنیت
اطلاعات کاربران در حوزه فناوری اطلاعات از جمله اهداف قانون برنامه پنجم
توسعه کشور ماده ۴۶ میباشد و از آنجا که ایمیلهای عمومی نظیر yahoo،
Gmail و... یکی از ابزارهای خروج اطلاعات کاربران از کشور است، خواهشمند
است دستور اکید فرمایید بانکهای کشور نسبت به رعایت موارد ذیل اقدام عاجل و
آنی را به عمل آورند:
۱- عدم استفاده از ایمیلهای با میزبانی
خارجی و ایمیلهای عمومی نظیر yahoo، Gmail و MSN و Hotmail و... در ارسال
صورت حسابهای بانک مشتریان.
۲- استفاده از ایمیل با میزبانی داخلی که فهرست آن بر روی سایت مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت قرار دارد و به صورت مرتب به روز میشود.
۳- عدم قبول ایمیلهای عمومی و یا با میزبانی خارجی در هنگام افتتاح حساب، بدین منظور ضروری است، امکانات دسترسی به اینترنت جهت ایجاد ایمیلها داخل در بانکها فراهم شود.
۲- استفاده از ایمیل با میزبانی داخلی که فهرست آن بر روی سایت مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت قرار دارد و به صورت مرتب به روز میشود.
۳- عدم قبول ایمیلهای عمومی و یا با میزبانی خارجی در هنگام افتتاح حساب، بدین منظور ضروری است، امکانات دسترسی به اینترنت جهت ایجاد ایمیلها داخل در بانکها فراهم شود.
تجمع تعدادی از بازنشستگان صنعت فولاد کشور، در مقابل مجلس
خبرگزاری هرانا - تعدادی از بازنشستگان صنعت فولاد کشور، روز سه شنبه مقابل مجلس شورای اسلامی جهت احقاق حقوق خود تجمع کردهاند.
به گزارش فارس، روز ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱،
تعدادی از بازنشستگان صنعت فولاد کشور، ذوبآهن اصفهان، فولاد مبارکه
اهواز و معادن کرمان، در مقابل مجلس تجمعی اعتراضی برقرار کردند.
تجمعکنندگان خواهان اجرای تبصرهی ۵
مادهی ۱۰۹ آئیننامه استخدامی شرکتها و واحدهای تابعه شرکت ملی فولاد،
وزارت صنعت، معدن و تجارت مانند بازنشستگان صندوق مس ایران هستند.
همچنین تجمعکنندگان تأکید دارند که بیمهی آنها بیمهی فولاد بماند و خدمات صندوق فولاد برای آنها کماکان ادامه یابد.
تجمعکنندگان مقابل مجلس خواهان قرائت نتیجه تحقیق و تفحص از صنعت فولاد در مجلس هم بودند.
مصدومیت ۱۲ کارگر کارخانهی چایسازی در چابکسر
به گزارش ایلنا، رمضانعلی
علیزاده، بخشدار چابکسر گفت: "این حادثه ساعت ۲ بامداد امروز در کارخانه
چایسازی گل پر روستای ملک میان بخش چابکسر رخ داد."
وی ادامه داد: "تمام مجروحان به بیمارستان امام سجاد (ع) رامسر
انتقال یافتند و ۱۰ نفر از آنان به صورت سرپایی مداوا و دونفر دیگر همچنان
بستری هستند."بخشدار چابکسر از توابع شهرستان رودسر در شرق استان گیلان اظهار داشت: "بر اثر این حادثه علاوه بر تخریب ساختمان خانه کارگری، دو دستگاه خودرو نیز که در حاشیه این خانه پارک شده بود، دچار خسارت شد."
وی حال مجروحان حادثه را رضایتبخش عنوان و میزان خسارت وارده را در دست بررسی ذکر کرد.
شش هزار هکتار باغ چای در رودسر وجود دارد و حدود ۱۰ هزار چایکار در این شهرستان در امر تولید برگ سبز چای اشتغال دارند.
افزایش تخلف پیمانکاران به دلیل محرومیت کارگران مناطق آزاد از حمایت قانون کار
خبرگزاری
هرانا - شرکتهای پیمانکاری تامین نیروی انسانی صنایع پتروشیمی منطقه
عسلویه و پارس جنوبی از پرداخت حقوق و سایر مزایای قانونی کارگران خود طفره
میروند.
به گزارش ایلنا، سید موسی جوانمرد، سرپرست خانه کارگر بوشهر ضمن اشاره به محرومیت کارگران مناطق آزاد از بخش عمده مواد حمایتی قانون کار، گفت: مناطق آزاد تجاری تابع قانون کار مناطق آزاد هستند و متاسفانه به همین جهت مسئولان ادارات کار نظارت کافی و درستی در خصوص کارگاهای متخلف در این مناطق ندارند.
او تهیه مواد اولیه و نداشتن بازار فروش را مشکل اساسی واحدهای تولیدی
بوشهر دانست و خاطر نشان کرد: کارخانه رنگ سازی بوشهر به جهت ناتوانی در
تهیه مواد اولیه و نداشتن بازار فروش محصولات تولیدی خود از پرداخت ۶ ماه
حقوق معوقه کارگران خود باز مانده است. به گزارش ایلنا، سید موسی جوانمرد، سرپرست خانه کارگر بوشهر ضمن اشاره به محرومیت کارگران مناطق آزاد از بخش عمده مواد حمایتی قانون کار، گفت: مناطق آزاد تجاری تابع قانون کار مناطق آزاد هستند و متاسفانه به همین جهت مسئولان ادارات کار نظارت کافی و درستی در خصوص کارگاهای متخلف در این مناطق ندارند.
وی تاکید کرد: برای رفع این مشکل ضرورت دارد که با استفاده از ظرفیتهای موجود، رفع موانع و مشکلات پیش روی تولید کنندگان و صنعتگران در سال جاری در اولویت قرار گیرد.
هرانا؛ رمضان احمد کمال، زندانی سیاسی به نقطه نامعلومی منتقل شد
خبرگزاری
هرانا – رمضان احمد کمال زندانی کرد تبعه سوریه که با وجود شرایط وخیم
جسمی در بند ۴ زندان رجایی شهر کرج نگهداری میشد، پس از بازگشت از بهداری
به نقطه نامعلومی منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رمضان احمد کمال زندانی سیاسی کرد تبعه
سوریه در بند ۴ زندان رجایی شهر کرج که بدلیل عفونت مزمن در دست راست به
بهداری زندان رجایی شهر منتقل شده بود، روز شنبه ۱۶ اردیبهشت ماه پس از
بازگشت از بهداری به نقطه نامعلومی منتقل گردید.
گفتنیست، بهداری زندان پیشتر به دادستان تهران طی گزارش پزشکی اعلام کرده بود که پزشکان قادر به درمان وی در بهداری زندان نیستند و او می بایست در یکی از بیمارستانهای خارج از زندان تحت عمل جراحی قرار گیرد. ولی دادستانی از انتقال این زندانی سیاسی به بیمارستان ممانعت به عمل آورد.
زندانی سیاسی رمضان احمد کمال ۳۱ ساله در سال ۸۷ در حین دستگیری بازوی دست راستش مورد اصابت گلوله مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و از زمان دستگیری تا به حال بطور جدی مورد درمان قرار نگرفت. عدم درمان جدی این زندانی سیاسی باعث گردید که ماهیچه های دست او به تحلیل رود و زخم وی دچار عفونت شدید گردد.
شایان ذکر است رمضان احمد کمال به اتهام عضویت در حزب کارگران کردستان ترکیه به اعدام محکوم شده است.
گفتنیست، بهداری زندان پیشتر به دادستان تهران طی گزارش پزشکی اعلام کرده بود که پزشکان قادر به درمان وی در بهداری زندان نیستند و او می بایست در یکی از بیمارستانهای خارج از زندان تحت عمل جراحی قرار گیرد. ولی دادستانی از انتقال این زندانی سیاسی به بیمارستان ممانعت به عمل آورد.
زندانی سیاسی رمضان احمد کمال ۳۱ ساله در سال ۸۷ در حین دستگیری بازوی دست راستش مورد اصابت گلوله مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و از زمان دستگیری تا به حال بطور جدی مورد درمان قرار نگرفت. عدم درمان جدی این زندانی سیاسی باعث گردید که ماهیچه های دست او به تحلیل رود و زخم وی دچار عفونت شدید گردد.
شایان ذکر است رمضان احمد کمال به اتهام عضویت در حزب کارگران کردستان ترکیه به اعدام محکوم شده است.
هرانا؛ لاله آزادی و اقاقیا عزیزی به ۸ سال حبس محکوم شدند
خبرگزاری
هرانا - لاله آزادی و اقاقیا عزیزی دو شهروند معترض تهرانی که در وقایع ۶
دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت شده بودند، جمعا به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، لاله آزادی و اقاقیا عزیزی دو شهروند
معترض تهرانی که در وقایع ۶ دی ماه ۱۳۸۸ (عاشورا) بازداشت شده بودند، در
شعبه ۱۱۷۷ دادگاه قدس تهران جمعا به ۸ سال حبس محکوم شدند.
دادگاه شعبه ۱۱۷۷ دادگاه قدس در طی حکمی لاله آزادی و اقاقیا عزیزی را
به اتهام تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری، توهین به مقدسات و تجمع
غیرقانونی هرکدام را بطور جداگانه به ۴ سال حبس تعزیری محکوم نموده است.هرانا؛ پلمپ محل کسب یکی از شهروندان بهایی در سمنان
خبرگزاری هرانا – روز پنجشنبه محل کسب (مغازه ابزار آلات) علی تبیانیان شهروند سمنانی بهایی بدون اخطار یا اعلان قبلی پلمب شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ محل کسب (مغازه ابزار آلات) یک شهروند بهایی به نام علی تبیانیان بدون اخطار یا اعلان قبلی پلمپ شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ محل کسب (مغازه ابزار آلات) یک شهروند بهایی به نام علی تبیانیان بدون اخطار یا اعلان قبلی پلمپ شد.
قابل ذکر است جواز کسب علی تبیانیان در ۳۰
بهمن ماه سال گذشته توسط اداره اماکن بدون ارائه هیچگونه دلیلی، لغو و محل
کسب مزبور در همان زمان تخلیه شد.
گفتنیست، پیگیریهای علی تبیانیان تاکنون هیچ ثمری نداشته و هیچ پاسخ صریح و روشنی از طرف اداره اماکن به ایشان داده نشده و فقط یکی از مسئولین اداره اماکن به نامبرده اظهار داشته که دستور از بالاست و کاری نمی توان کرد.
یاداوری می شود طی ماههای اخیر فشارهای اقتصادی و تعطیل کردن محل کسب شهروندان بهایی ساکن سمنان گسترش یافته که آخرین مورد آن لغو جواز کسب فروش لوازم بهداشتی فرهاد فناییان در فروردین ماه بوده است.
گفتنیست، پیگیریهای علی تبیانیان تاکنون هیچ ثمری نداشته و هیچ پاسخ صریح و روشنی از طرف اداره اماکن به ایشان داده نشده و فقط یکی از مسئولین اداره اماکن به نامبرده اظهار داشته که دستور از بالاست و کاری نمی توان کرد.
یاداوری می شود طی ماههای اخیر فشارهای اقتصادی و تعطیل کردن محل کسب شهروندان بهایی ساکن سمنان گسترش یافته که آخرین مورد آن لغو جواز کسب فروش لوازم بهداشتی فرهاد فناییان در فروردین ماه بوده است.
هرانا، تداوم نگهداری ۴ زندانی با وجود شکستگی استخوان در انفرادی زندان ارومیه
خبرگزاری
هرانا – چهارتن از زندانیان عادی زندان ارومیه که دو هفته پیش به اتهام
اینکه قصد فرار از این زندان را داشته اند، هم اکنون مدت دو هفته است که با
دست و پا و دنده شکسته با دستبند و پابند و چشم بند در سلولهای انفرادی
این زندان نگهداری میشوند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سید عمران گیلانی، پیمان قائنی، منوچهر
داودی، هاشم جهانگیرزاده دو هفته پیش به اتهام اینکه قصد فرار از زندان
ارومیه را داشتند، بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند و دست و پا و دنده
حداقل دوتن از ایشان شکسته است.
این افراد در طول دو هفته گذشته بدون هیگونه رسیدگی پزشکی با دست بند و پابند و چشم بند در سلول انفرادی نگهداری میشوند.
عدم درمانی بیماری و استفاده از دست بند و
پابند که از پشت به یکدیگر متصل هستند موجب می شود که زندانی در دراز مدت
دچار بیماری های مفصلی و در نهایت موجب فلج شدن زندانی نیز می شود.
بر اساس اطلاعات رسیده به خبرگزاری هرانا
این شکنجه ها و ضرب و شتم زندانیان توسط فردی با نام مستعار بحرینی انجام
میگرد که مسئول حفاظت زندان مرکزی ارومیه است نام حقیقی این فرد که دستور
شکنجه و ضرب و شتم زندانیان سیاسی و عادی را داده و خود نیز در انجام آن
شرکت میکند، "مرتضی سعیدی" نام دارد.
هرانا؛ بهنام شیخی در دادگاه انقلاب تبریز محاکمه شد
خبرگزاری
هرانا - بهنام شیخی فعال مدنی، که روز دوشنبه ۱۴ فروردین در پلیس راه نمین
بازداشت شده بود، در شعبه ۱ دادگاه انقلاب تبریز محاکمه شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، روز دوشنبه، هیجدهم اریبهشت ماه، بهنام شیخی، فعال مدنی، در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز و به ریاست رحیم حملبر، به اتهامات تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، محاکمه شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، روز دوشنبه، هیجدهم اریبهشت ماه، بهنام شیخی، فعال مدنی، در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز و به ریاست رحیم حملبر، به اتهامات تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، محاکمه شد.
بهنام شیخی، که به قید وثیقهی ۵۰ میلیون
تومانی در آبان ماه سال گذشته از زندان تبریز آزاد شده بود، روز دوشنبه ۱۴
فروردین۱۳۹۱ که جهت تحویل گرفتن مدارک و وسایل شخصیاش به اداره اطلاعات
تبریز مراجعه نموده بود به هنگام بازگشت، به دلایل نامعلومی در پلیس راه
شهر نمین توسط نیروهای وزارت اطلاعات تبریز بازداشت و به اداره اطلاعات
اردبیل منتقل شد.
گفتنیست پیشتر، این فعال مدنی، در
شعبهی بیست و شش دادگاه انقلاب تهران و به ریاست قاضی پیرعباسی به اتهام
عضویت در گروه غیر قانونی که قصدش بر هم زدن امنیت کشور است، اجتماع و
تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۵ سال
حبس تعلیقی، محکوم شده بود.
دادگاه راس ساعت ده و نیم تشکیل و مهدی جعفرزاده، از بهنام شیخی در برابر اتهامات وارده دفاع کرده است.
انفجار دیگ بخار کارگر مهریزی را به کام مرگ فرستاد
خبرگزاری هرانا - عدم رعایت مسائل ایمنی در یک واحد تولیدی منجر به انفجار دیگ بخار و کشته شدن یک کارگر در مهریز شد.
به گزارش فارس، در یکی از کارخانجات
شهرستان مهریز دیگ بخاری منفجر شد و بر اثر آن یکی از کارگران کارخانه به
نام حسین دهقانیزاده جان خود را از دست داد.
هنگامی که دیگ بخار منفجر شد، این کارگر مهریزی در حال انجام کار در اطراف
دیگ بود و به علت شدت جراحات وارده در دم جان خود را از دست داد.
علت حادثه هنوز مشخص نیست و کارشناسان آتشنشانی در حال بررسی علل و عوامل این حادثه هستند.
هرانا؛ زندانیان بهائی قائم شهر از حق ملاقات با خانواده خود محروم هستند
خبرگزاری
هرانا – درپی ادامه آزار و اذیت بهاییان در قائمشهر و بازداشت ۴ نفر از
شهروندان بهایی قائمشهر، پس از گذشت ۱۹ روز تنها خانم راحله معصومی که
باردار است، اجازه ملاقات با بستگان خویش را پیدا کرده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در پی بازداشت احبای قائمشهر، پس از گذشت ۱۹ روز تنها خانم راحله معصومی که باردار و در بند عمومی زندان قائمشهر بسر میبرد، اجازه ملاقات حضوری با بستگانش داده شده است و آقایان ساحل میری (همسر راحله معصومی)، انیس مطیعی و سروش مطیعی تا کنون اجازه ملاقات با بستگان خود را پیدا نکردهاند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در پی بازداشت احبای قائمشهر، پس از گذشت ۱۹ روز تنها خانم راحله معصومی که باردار و در بند عمومی زندان قائمشهر بسر میبرد، اجازه ملاقات حضوری با بستگانش داده شده است و آقایان ساحل میری (همسر راحله معصومی)، انیس مطیعی و سروش مطیعی تا کنون اجازه ملاقات با بستگان خود را پیدا نکردهاند.
گفتنیست، صبح روز یکشنبه ۱۸/۲/۱۳۹۱ ساعت
۳۰: ۹ طی حکمی که به امضا بازپرس پرونده انیس و سروش مطیعی و اداره اماکن
قائمشهر رسیده است «کارگاه تولیدی آلبوم عکس تابان» ایشان که دارای پروانه
کسب و تمامی مجوزهای قانونی بوده با اخراج ۱۵ نفر کارگر فعال آن مجموعه در
سالی که نام آن را توسط دولت سال «حمایت از سرمایه و تولید ملی» نام
نهادهاند، پلمپ گردید.
هرانا؛ جهانگیر بادوزاده به سلولهای انفرادی زندان ارومیه منتقل شد
خبرگزاری
هرانا – جهانگیر بادوزاده زندانی سیاسی در زندان ارومیه بدلیل اعتراض به
برخورد مسئولین زندان و شکایت از یکی از مسئولین حفاظت زندان ارومیه به
سلولهای انفرادی این زندان منتقل شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جهانگیر بادوزاده زندانی سیاسی کرد در زندان ارومیه وقتی از یکی از مسئولین حفاظت زندان بنام بحرینی شکایت رسمی نمود که خانواده وی را هنگام ملاقات تهدید نموده است به سلولهای انفرادی این زندان منتقل شد.
جهانگیر بادوزاده از سال ۱۳۸۳ در زندان ارومیه محبوس میباشد. وی در حکم بدوی به اعدام و سپس در دادگاه تجدید نظر به حبس ابد محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جهانگیر بادوزاده زندانی سیاسی کرد در زندان ارومیه وقتی از یکی از مسئولین حفاظت زندان بنام بحرینی شکایت رسمی نمود که خانواده وی را هنگام ملاقات تهدید نموده است به سلولهای انفرادی این زندان منتقل شد.
جهانگیر بادوزاده از سال ۱۳۸۳ در زندان ارومیه محبوس میباشد. وی در حکم بدوی به اعدام و سپس در دادگاه تجدید نظر به حبس ابد محکوم شد.