۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

هفت ماه شکنجه برای انکار مستندات تجاوز در کهریزک، نگذاریم محمد داوری گمنام بماند


محمد داوری را از روزنامه همبستگی می شناسم. یک معلم ساده و صادق و صمیمی بود که وارد تحریریه شد برای کار در حوزه رسانه. بعدها هم در سحام نیوز سایت حزب اعتماد ملی همکاری می کرد. او هم همانند آریا آرام نژاد ناشناس نیست اما در مقایسه با زمان و نحوه بازداشت و اعتصاب غذا و فشارهای روحی که او در دوران بازداشت بدون مرخصی خود طی می کند تقربیا می شود مدعی شد که او هم گمنام مانده است.
محمد داوری در سایت سحام نیوز همراه کروبی بود که او را به بهانه جمع آوری و تهیه مدارک مربوط به تجاوزات جنسی در کهریزک هفت ماه پیش دستگیر کردند و از آن تاریخ تا کنون زیر سخت ترین شکنجه ها و فشارها قرار دارد. طی این مدت هر سه ماه یکبار تنها به مادر پیر او که از شهرستان بجنورد به تهران می آید اجازه دیدار و ملاقات داده می شود و از هرگونه مرخصی و دیدار با همسر و دیگر اعضای خانواده خود محروم است.
با اعمال این فشارها بر محمد داوری قصد دارند تا او را وادار کنند در یک مصاحبه خبری و جنجالی صحت ادعاهای مهدی کروبی در خصوص تجاوزات جنسی را زیر سوال ببرد. در حال حاضر شرایط جسمی و روحی محمد داوری بسیار وخیم است . پیش از این محمد داوری در بند عمومی بوده است اما به دلیل اعتراض به وضعیت بلاتکلیفی در گفت و گو با معاون وزیر اطلاعات که چندی پیش از بند ایشان دیدار داشته است بلافاصله و پس از خروج این مقام دولتی از بند عمومی به سلول انفرادی منتقل شده است. پس از آن بود که داوری برای دومین مرتبه اقدام به اعتصاب غذای کرد. در حال حاضر هیچ گونه اطلاعی از وضعیت داوری در دست نیست.
مادرش می گوید: محمد کاری نکرده است ، جرمی ندارد، یا پسرم را آزاد کنید یا مرا هم پیش پسرم ببرید...من در تهران هم جایی را ندارم که بمانم
.....

درخواست برای آزادی روزنامه‌نگاران ایرانی


انی گیم، مدیر اجرایی سازمان کانادایی مدافع آزادی بیان گفته که هدف از این اقدام، «ارسال این پیام برای روزنامه‌نگاران و نویسندگان زندانی در ایران بود که ما آن‌ها را فراموش نکرده‌ایم»

بیش از ۳۵۰۰ تن از نویسندگان و نخبگان جهان، خواستار آزادی روزنامه‌نگاران و نویسندگان زندانی در ایران شدند.
سازمان کانادایی مدافع آزادی بیان، روز گذشته (سه‌شنبه) با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که این نویسندگان در قالب طوماری، از آیت‌الله علی خامنه‌ای خواسته‌اند دستور آزادی روزنامه‌نگاران زندانی را صادر کند.
ده‌ها روزنامه‌نگار، نویسنده و وبلاگ‌نویس، پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری ایران، بازداشت و زندانی شده‌اند.
گروهی از آنها با قید وثیقه آزاد شده‌اند، اما بسیاری از این روزنامه‌نگاران و نویسندگان، همچنان در زندان به‌سر می‌برند.
طومار درخواست نویسندگان جهان که بیش از ۳۵۰۰ امضا دارد، تحویل دفتر نمایندگی دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل شده است.
انی گیم، مدیر اجرایی سازمان کانادایی مدافع آزادی بیان گفته که هدف از این اقدام، «ارسال این پیام برای روزنامه‌نگاران و نویسندگان زندانی در ایران بود که ما آن‌ها را فراموش نکرده‌ایم.»
کمیته دفاع از روزنامه‌نگاران در جدید‌ترین گزارش خود، اعلام کرده که در حال حاضر دست‌کم ۳۵ روزنامه‌نگار در ایران در زندان به‌سر می‌برند.
این کمیته افزوده که بسیاری از این روزنامه‌نگاران زندانی، «تحت فشار جسمی و روانی شدید» قرار دارند.
جوئل سایمون، مدیر اجرایی کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران گفته است: «وضعیت وحشتناک روزنامه‌نگاران در زندان‌ها اسف‌بار است.»
این کمیته، اسفندماه سال گذشته اعلام کرده بود که جمهوری اسلامی با ۵۲ روزنامه‌نگار زندانی، «بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان» است.
طی ۱۰ ماه گذشته در ایران، بیش از ۱۰ نشریه توقیف و ۱۰۰ روزنامه‌نگار احضار و بازداشت شده‌اند.
بنابر اعلام سازمان گزارشگران بدون مرز، ایران در زمینه آزادی مطبوعات در میان ۱۷۵ کشور، در رده ۱۷۲ قرار دارد.

محاکمه دو دقیقه ای و سه سال حبس تعزیری برای آبتین غفاری




آبتین غفاری یکی از زندانیان سبزی که در ۲۱ بهمن ماه سال گذشته بازداشت شده بود، در روزهای آخر سال گذشته در یک دادگاه دو دقیقه ای توسط قاضی مقیسه به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد.  
رهانا: این هنرمند جوان ایرانی در این مدت مدتی در بند ۲۴۰ در انفرادی بوده است و پس از آن نیز با پنج نفر دیگر در یک سلول انفرادی کوچک زندانی شده است.به گزارش تا آزادی زندانیان سبز، وی بارها از سوی دادگاه از خانواده وی درخواست وثیقه شده است اما هر بار و در پی مراجعه خانواده از تودیع وثیقه به وسیله قاضی جلوگیری شده است. در روز ۲۸ اسفند خانواده وی مجددا به دادسرا احضار شدند و در کمال ناباوری شاهد برگزاری دادگاه دو دقیقه ای و بدون وکیل وی بودند.قاضی مقیسه در پایان دادگاه ضمن ابلاغ حکم سه سال حبس تعزیری، اعلام کرده است که فرصت تجدید نظر او از همان روز آغاز شده است و با توجه به تعطیلات در واقع تنها دو روز برای تحدید نظر خواهی فرصت باقی مانده است.آبتین غفاری در حال حاضر در بند ۳۵۰ اوین است.

سالروز تشکیل سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان - پیام محمدصدیق کبودوند دبیرکل سازمان از زندان اوین

اخبار روز:

پایگاه اطلاع رسانی انسانیت: اشاره: در روز ۹ آوریل ۲۰۰۵ برابر با ۲۰ فروردین ۱٣٨۴ سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به همت محمدصدیق کبودوند تاسیس و در تهران اعلام موجودیت کرد. با آغاز فعالیت این سازمان و با همت و کوشش و جدیت کبودوند مساله حقوق بشر در کردستان و بویژه نقض آن، به موضوعی قابل طرح در عرصه حقوق بشر بین الملل تبدیل گردید. حمایت و دفاع پیگیرانه کبودوند از حقوق بشر، بویژه حقوق بشر کردستان با واکنش شدید امنیتی- قضایی دولت ایران روبرو شد. وی در بهار ۱٣٨۶ بازداشت و زندانی گردید و بنیاد موجودیتی به نام دفاع از حقوق بشر و حمایت از حقوق بشر در کردستان به اقدام بر علیه امنیت ملی تعبیر، و تاوان دفاع از حقوق بشر یازده سال حبس برای کبودوند به دنبال آورد.
کبودوند که بیش از یکهزار روز است به جرم دفاع و حمایت از حقوق بشر تحمل کیفر حبس می نماید، در آستانه ماه ورود به چهارمین سال حبس و در آستانه ششمین سال فعالیت سازمان متبوع خود، پیامی را از درون زندان به بیرون ارسال داشته است. دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، بدینوسیله پیام رئیس زندانی خود را منتشر می نماید (متن آن در پی می آید):


با درود بر وجدان های پاک و بیدار

در نهم آوریل ۲۰۰۵ سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان موجودیت یافت تا کوششی باشد برای درخواست تضمین و تامین حقوق اساسی بشر، آزادی های بنیادین و تلاشی برای رهایی از بیم و نیاز و تامین امنیت انسانی انسان ها. این سازمان اعلامیه جهانی حقوق بشر را منشور خود قرار داد و خود را متعهد گردانید به اینکه برنامه ها و فعالیت هایش را در چارچوب منشور حقوق بشر انجام می دهد و به دیده بانی، حمایت و پاسداری از حقوق مصرحه و مورد تاکید واقع شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق های ملل متحد، کنوانسیون ها، معاهدات، قراردادها و دیگر اسناد حقوق بشری می پردازد.
این سازمان که اینک نیم دهه عمر خود را در امنیتی ترین شرایط پشت سر نهاده و از دهم آوریل – ۲۱ فروردین- وارد سال ششم فعالیت خود می شود، طی سه سال گذشته در بدترین شرایط ممکن و فوق العاده ترین حالت امنیتی با مدیری که زندانی بوده، بطور اضطراری به فعالیت ادامه داده است و در چنین وضعیتی اگرچه برخی از همکاران سازمان دست از فعالیت کشیدند، اما برخی از فعالان با ایمان به رغم فشارها و احضارها و اخطارها، و در دل همه تهدیدها، صحنه فعالیت را ترک نکرده و در کنار سازمان باقی مانده اند، کما اینکه من به دوستان توصیه کرده بودم، نظر به شرایط موجود داخلی کشور که امکان هرگونه فعالیتی را بسیار پرهزینه و خطرناک نموده و به جهت پیش گیری از هزینه های ناخواسته و احتمال دستگیری و بازداشت همکاران، دامنه فعالیت را به حداقل برسانند و اگرچه این پیشنهاد عملی شده، با این حال حداقل در دو ماه گذشته دو نفر از همکاران سازمان از جمله کاوه قاسمی کرمانشاهی بازداشت گردیده اند.
با عنایت به شرایط موجود، تردیدی نیست که تلاشگران جامعه مدنی و کوشندگان سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان هم اکنون در وضعیت بسیار دشواری بسر می برند، و من به عنوان عضوی از این جامعه موافق تحمل هزینه های بی مورد و بدون نتیجه نیستم و اگر دوستانم در این فضای امنیتی و جو ناامن موجود ناچار به کاهش فعالیت ها، بویژه کاهش و یا توقف فعالیت واحدهای خبری و گزارش گری سازمان گردیده اند، مطمئناً این تصمیم رنج آور و در عین حال گریزناپذیر در فقدان شرایط و عدم حداقلی از امنیت ودر پی تحدید و سلب هرگونه امکانی برای فعالیت، اتخاذ شده است. اما اتخاذ چنین تصمیمی و یا اقدام به کاهش مقطعی فعالیت برخی از واحدهای سازمان بطور قطع به معنی گردش به انفعال و توقف فعالیت های اصلی نخواهد بود . سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان تحت هرگونه شرایطی به فعالیت خود ادامه خواهد داد و هیچگاه تصمیم به توقف فعالیت نخواهد گرفت و هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
در پایان ضمن آرزوی آزادی همکاران در بندم و آزادی زندانیان سیاسی و وجدانی و محروم شدگان بی گناه از آزادی، و با امید به آزادی، ایجاد امنیت و فراهم آمدن امکان فعالیت آزادانه مدافعان و حامیان حقوق بشر و همه فعالان مدنی و سیاسی، سالروز تشکیل سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را به اعضاء، همکاران و کوشندگان حقوق بشر، تبریک و شادباش می گویم.

تهران:زندان اوین

۱٨ فروردین ۱٣٨۹/ ۷ آوریل ۲۰۱۰

هفتمین روز اعتصاب غذای بهروز جاوید تهرانی

• بهروز جاوید تهرانی از زندانیان سیاسی قیام دانشجویی تیر ماه ۷۸ به علت انتقال انتقام جویانه به سلول های انفرادی اعتصاب غذا کرده است ...

اخبار روز: بهروز جاوید تهرانی از زندانیان سیاسی قیام دانشجویی تیر ماه ۷٨ در اعتصاب غذا به سر می برد و امروز هفتمین روز اعتصاب غذای او آغاز شده است.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران وی در اعتراض به انتقال خود به سلولهای انفرادی و شرایط طاقت فرسا و غیرانسانی هفت روز است در اعتصاب غذا بسر می برد.
بهروز جاوید طهرانی تنها زندانی سیاسی بازمانده از ۱٨ تیر ۱٣٨۷ قیام دانشجویان می باشد. او در اعتراض به انتقال به سلولهای انفرادی، شکنجه های جسمی و شرایط طاقت فرسا و غیرانسانی از ۱۱ فروردین ماه در اعتصاب غذا بسر می برد. گزارش ها حاکی است که شرایط جسمی او به دلیل شکنجه و اعتصاب غذا رو به وخامت گذاشته است.
این گزارش می گوید برای دومین بار متوالی، مدت بازداشت وی در سلولهای انفرادی به دستور علی محمدی معاون زندان گوهردشت کرج برای ۱۵ روز دیگر تمدید شده است. علی محمدی او را به یکی از سلولهای انفرادی که شرایط آن نسبت به سایر سلول ها بدتر است منتقل کرده و دو پاسداربند بنام های محسن خالصی و محسن بامداد که از شگنجه گران شناخته شده سلولهای انفرادی هستند، او را مورد شکنجه روحی و جسمی قرار می دهند.
شرایطی که در سلول های انفرادی حاکم است به قرار زیر می باشد:
زندانیان ٣ بار در روز حق استفاده از سرویسهای بهداشتی را دارند، غذای زندانیان از کیفیت و کمیت بسیار پایینی برخوردار است و زندانی در حد زنده ماندن غذا دریافت می کند، شکنجه زندانیان با باتون های برقی و سایر باتون ها صورت می گیرد، زندانیان هر چند هفته یکبار حق استفاده از حمام را دارند، به زندانی دست بند و پابند می زنند، از را از امکانات درمانی به طور کامل محروم می کنند، ارتباط زندانی را با خانواده و جهان خارج از سلول قطع می کنند.
بنابر گزارش فوق، شکنجه و اذیت و آزار زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی به دستور سعید شیخان از سربازجویان وزارت اطلاعات و مسئول پرونده وی صورت می گیرد و توسط علی حاج کاظم، علی محمدی رئیس و معاون زندان، کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان و حسن آخریان رئیس بند یک که نسبت به این جاوید تهرانی کینه ی شخصی دارد صورت می گیرد.

پرچم آزادی بر سر در سفارت ایران

 
• گروهی از جوانان هلندی و ایرانی، در اقدامی مشترک روز سه شنبه محوطه ی بیرونی سفارت ایران در هلند را اشغال کرده و پرچم آزادی را بر سر در آن به اهتزاز در آوردند ...

اخبار روز:


اخبار روز: جمعی از مخالفان دولت ایران وارد محوطه بیرونی ساختمان سفارت این کشور در هلند شدند و پرچم جمهوری اسلامی را پایین کشیدند.
به گزارش بی بی سی، ویدئو کوتاهی از این اقدام در سایت یوتیوب منتشر شده است که نشان می دهد مخالفان با ورود به محوطه بیرونی ساختمان سفارت ایران، بر سردر ورودی آن مستقر می شوند و همراه با برافراشتن پلاکاردی که روی آن نوشته شده "آزادی" شعارهایی سر می دهند.
پلیس هلند از بازداشت ۱۰ نفر در این رابطه خبر داده و گفته است که این رویداد بدون درگیری و به صورت مسالمت آمیز پایان یافته است.
پیش تر مخالفان دولت ایران در جریان برگزاری کنسرت موسیقی "صلح و امید" در روتردام هلند برای دقایقی آن را متوقف کرده و شعارهای سیاسی سر داده بودند.
پلیس سوار هلند می گوید که از ملیت و قصد این افراد هنوز اطلاعی ندارد اما ویدیو قرار گرفته در شبکه های اجتماعی نشان می دهد که وارد شدگان به محوطه سفارت ایران به زبان فارسی شعار سر می دهند.
سفارت ایران در هلند در رابطه با این رویداد توضیحی نداده است.


برپایه ی گزارش های منابع خبری مستقل، در یک بیانیه مطبوعاتی بدون امضا که به زبان های فارسی، انگلیسی و روسی منتشر شده گفته شده است که این آکسیون در همبستگی با مردم ایران برگزار شده است.

در بخشی از اطلاعیه آمده است: "امروز ما زمین متعلق به سفارت ایران در لاهه را به تصرف خود درآوردیم برای ابراز همدردی با شما مردم ایران. شما مردمی که در ماه های اخیر شاهد چنان درجه ای از بی رحمی و ددمنشی از سوی "حاکمانتان" بودید که جهان را از نامشروع بودن حکومت یک بار و برای همیشه آگاه ساخت."

در همین حال سازمان پناهندگی پریم در گزارشی که در این مورد منتشر کرده به نقل از سخنگوی وزارت خارجه ی هلند در روزنامه ی تلگراف که پرتیراژترین روزنامه هلند است، نوشته است: ”آنها بعد از آنکه پرچم جمهوری اسلامی را به پائین کشیدند آنرا زیر پا لگدمال کردند سپس پرچم جمهوری اسلامی ایران را آتش زدند. … براساس قوانین بین المللی دولت هلند مسئول محافظت از سفارتهای خارجی است و اگر خسارتی به سفارت وارد شود باید دولت هلند هزینه آنرا بپردازد. … هدف آکسیون اعتراض به سرکوب خشونت بار دولت ایران برعلیه تظاهرکنندگان در ایران بود. ”

بنابر این گزارش این حرکت از جانب تعدادی از جوانان و دانشجویان هلندی و چهار نفر از ایرانیان فعال سیاسی صورت گرفته است و هدف آکسیون اعلام همبستگی و دفاع از مبارزات مردم ایران و اعتراض به سرکوب جنایت کارانه جمهوری اسلامی بوده است. این آکسیون بدون کوچکترین خشونتی از جانب تظاهر کنندگان پایان یافت. شعارهایی که تظاهرات کنندگان در داخل سفارت می دادندعبارت بودند از: ”آزادی برای ایران، سرنگون باد جمهوری اسلامی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، زنده باد سوسیالیزم، جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته سرنگون باید گردد، زنده باد آزادی”
آنها به محض ورود به سفارت پرچم جمهوری اسلامی را پائین کشیده زیر پا له کرده و به آتش کشیدند و پرچمی را که روی آن عکس ندا بود به جای پرجم ایران به احتزاز در آوردند. در ورودی سفارت را با زنجیر قفل کرده بودند تا از ورود پلیس جلوگیری کنند. سفارت هم در داخل را فورا قفل کرده بود تا نتوانند وارد داخل سفارت شوند.

ده تن از این جوان هم اکنون در زندان هستند. تلاش های وسیعی برای آزادی آن ها آغاز شده است. دو نفر از وکلای شهر دنهاخ قبول کرده اند که وکالت این افراد را بعهده بگیرند
.

۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

هشدار نسبت به سناریوی جدید حکومت

آزادی امید منتظری و فیض الله عرب سرخی و بازداشت مجدد محمد غزنویان، مهم ترین اخبار روز گذشته زندانیان سیاسی و مطبوعاتی بود. از سوی دیگر فشار بر محمد داوری برای مصاحبه تلویزیونی و تعیین وثیقه های سنگین برای زندانیان گمنام و ناشناس از دیگر اخبار دیروز زندانیان بود.مجموعه ای از فعل و انفعالات که موجب شد سایت وابسته به مهدی کروبی در مورد "سناریوی جدیدحکومت" هشدار بدهد.
محمد داوری، سردبیر سایت سحام نیوز است که از 7 ماه پیش در زندان و تحت فشارهای شدید برای حضور در برنامه ای تلوییونی قرار دارد. وی به اتهام جمع آوری و تهیه مدارک مربوط به تجاوزات جنسی در کهریزک بازداشت شده و روز گذشته وب سایت  سحام نیوز که ارگان رسمی حزب اعتماد ملی است، هشدار داده که جریان حاکم با اعمال فشارها بر محمد داوری قصد دارد تا وی در یک مصاحبه خبری و جنجالی صحت ادعاهای مهدی کروبی در خصوص تجاوزات جنسی را زیر سئوال ببرد.
 طی 7 ماه بازداشت محمد داوری، هر ۳ماه یکبار تنها به مادر وی اجازه دیدار و ملاقات کوتاه با وی داده شده و او از هرگونه مرخصی و دیدار با دیگر اعضای خانواده خود محروم است.
براساس این گزارش در حال حاضر شرایط جسمی و روحی محمد داوری بسیار وخیم است .  وی پیش از این در بند عمومی بوده اما به دلیل اعتراض به وضعیت بلاتکلیفی در گفت و گو با معاون وزیر اطلاعات که چندی پیش از بند او دیدار داشته، بلافاصله و پس از خروج این مقام دولتی از بند عمومی به سلول انفرادی منتقل شده است . پس از آن بود که داوری برای دومین مرتبه اقدام به اعتصاب غذا کرد. در حال حاضر هیچ گونه اطلاعی از وضعیت داوری در دست نیست.

آزادی امید منتظری و عرب سرخی
امید منتظری که اسفند سال گذشته به 6 سال حبس تعزیری محکوم شده بود روز گذشته با قرار وثیقه به مرخصی ده روزه  آمد.او دانشجوی حقوق دانشگاه علامه طباطبایی است که هفتم دی ماه در پی مراجعه به دفتر پی گیری وزارت اطلاعات بازداشت شد.
فیض الله عرب سرخی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز روز گذشته با تودیع وثیقه و برای 5 روز به مرخصی آمد. این فعال سیاسی نیز که از 9 ماه پیش در بازداشت به سر می برد، به 6 سال حبس تعزیری محکوم شده است.

بازداشت محمد غزنویان
محمد غزنویان، فعال حوزه کودکان به دلیل عدم توانایی در پرداخت وثیقه سنگین تعیین شده از سوی بازپرس پرونده در دادگاه انقلاب بازداشت و روانه زندان شد.او پیش از این روز 19 بهمن بازداشت و در اول اسفند با قرار وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد شده بود اما روز گذشته که به اتفاق وکیل خود برای پی گیری پرونده اش به دادگاه مراجعه کرده بود مجددا بازداشت و به زندان چوبین قزوین فرستاده شد.
براساس گزارشها روز گذشته وثیقه این فعال حوزه کودکان را به  صد میلیون تومان افزایش داده بودند و او به دلیل عدم توانایی در تودیع این وثیقه مجددا بازداشت شد.

انتقال درسا سبحانی به سلولی چند نفره
درسا سبحانی، طی تماس تلفنی با خانواده‌اش از انتقال خود به سلولی چند نفره خبر داد.
درسا سبحانی، ۲۵ روز را در سلول‌های انفرادی بند متعلق به سپاه سپری کرده و در تماس تلفنی با خانواده اش از محل نگهداری خود سخنی نگفته است.
گفتنی است تا این لحظه وکیل پرونده وی، مینا جعفری موفق به مطالعه پرونده و ملاقات با موکلش نشده و از اتهامات سبحانی اطلاع دقیقی در دست نیست.
درسا سبحانی، فعال کمپین یک میلیون امضا در ۱۶ اسفندماه سال گذشته در منزل پدری‌اش در ساری بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. در ۱۱ اسفند نیز نیروهای امنیتی با حضور در منزل این فعال مدنی ۲۰ ساله، به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی او اقدام نمودند اما به دلیل عدم حضورش در منزل موفق به بازداشت وی نشدند.
روز ۱۳ اسفند نیز پدر درسا سبحانی، زمانی که قصد خروج از منزلش را داشت با هجوم ۶ نیروی امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس وی را با دست‌بند و چشم‌بند بازداشت کردند و به مدت ۴ ساعت، مورد بازجویی و تهدید جهت تحویل دخترش به وزارت اطلاعات قرار دادند.
لازم به ذکر است این فعال اجتماعی به دلیل اعتقاد به آیین بهایی از تحصیل در دانشگاه محروم شده است.


 وثیقه دویست میلیونی یک زندانی ناشناس
اکبر اجدادی،یکی از زندانیان حوادث پس از انتخابات است که از نه ماه پیش در زندان اوین به سر می برد و از آن تاریخ تاکنون نتوانسته از آزادی با وثیقه و یا امکان مرخصی استفاده کند.
دادستانی تهران هفته گذشته به خانواده اجدادی اعلام کرد که فرزندشان با تامین وثیقه دویست میلیون تومانی می تواند برای یک هفته به مرخصی بیاید. این درحالی است که خانواده اجدادی از قشرمحروم جامعه هستند، در جنوب شهر تهران و درخانه ای اجاره ای زندگی می کنند .پدر اکبر اجدادی یک کارگر ساده است که در واپسین روزهای زمستان سال پیش از کار بیکار شد و نه فقط امکان تودیع وثیقه دویست میلیون تومانی را ندارد که بر اساس گزارشات رسیده حتی توان تامین وثیقه ای بسیار کمتر از این را هم ندارد و حداکثر می تواند برای به مرخصی آمدن فرزندش کفیل یا ضامن معرفی کند.
اکبر اجدادی، فروشنده یک مغازه و یکی از معترضان ساده و به گفته رایج "ناشناس" به نتایج انتخابات است که در تظاهرات مسالمت آمیز مردم در ۲۵ خرداد شرکت داشته و به اتهام شرکت در این تظاهرات به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.
جمعی از زندانیان ناشناس حوادث پس از انتخابات در هفته اول بهار نامه ای نوشتند که در بخشی از آن آمده بود :"ما فقط معترضانی ساده به نتایج انتخابات بودیم ورسانه ای نبود که کلامی از ما بنویسد. حق داشتند . چه کسی ما را می شناسد؟ از میان مردم ساده کوچه و خیابان بودیم که به قول بازجوهایمان که خود را کارشناس می خوانند. حالا کف روی آب هستیم و شده ایم سنگر مخالفان رژیم که پشت آن حکومت را نشانه رفته اند. سنگرهایی بودیم که به قول بازجوها یکی یکی دارند فتحمان می کنند."

خلع لباس یک روحانی
سید احمد رضا احمد پور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت منطقه قم که توسط دادگاه ویژه روحانیت قم بازداشت شده بود  دردادگاه بدوی به اتهام تبلیغ علیه نظام، نشراکاذیب و هتک حیثیت روحانیت به یک سال حبس و خلع لباس دائمی محکوم شده است.
براساس گزارش سایت نوروز این روحانی از خرداد 76 با ستادهای سید محمد خاتمی در قم و خوزستان همکاری داشته و در زمره روحانیون اصلاح طلبی به شمار می رود که از بدو تاسیس جبهه مشارکت با این تشکل اصلاح طلب همراهی و در آن عضویت داشته است.

تمدید قرار بازداشت برای 6 ماه
قرار بازداشت عباس کاکایی که پیش از روز دانشجو و در پی احضار به دادگاه انقلاب تهران بازداشت شده بود به مدت 6 ماه دیگر از سوی بازپرس پرونده تمدید شد.این فعال مدنی که هم اکنون در زندان اوین بسر می برد، معلم دبیرستانهای تهران است. وی هیچ یک از اتهامات مندرج در پرونده را نپذیرفته و بنا به گفته خانواده اش، علت تمدید قرار بازداشت نامبرده اعمال فشار مضاعف بر این زندانی است.
هرانا خبر داده است که عباس کاکایی از بیماری دستگاه گوارشی رنج می برد و قبل از بازداشت نیز تحت معالجات پزشکی قرار داشته است. خانواده کاکایی نیز نسبت به وضعیت جسمانی این فعال مدنی ابراز نگرانی کرده اند.

از خون فرزندم نمی گذرم

مادر رامین رمضانی، جوان 22 ساله ای که روز 25 خرداد در میدان آزادی بر اثر شلیک نیروهای امنیتی کشته شد در گفتگو با "روز" اعلام کرد فرزندش از سوی بنیاد شهید، به عنوان شهید معرفی شد.
رامین رمضانی، سرباز وظیفه ای بود که روز 25 خرداد و در حالیکه در مرخصی به سر می برد بر اثر اصابت گلوله ماموران جان باخت و شکایت خانواده او برای معرفی قاتل و یا قاتلان فرزندشان تاکنون بی نتیجه مانده است.
خانواده رامین رمضانی که طی ماههای گذشته، برای موافقت با درخواست بنیاد شهید، جهت اعلام فرزندشان به عنوان شهید از سوی این بنیاد، تحت فشار بودند سرانجام پس از مشورت با میرحسین موسوی و مهدی کروبی پذیرفتند که فرزندشان از سوی بنیاد شهید به عنوان شهید اعلام شود اما مشروط به اینکه هیچ گونه مواهبی برای خانواده آنها در نظر گرفته نشود.
مادر رامین در گفتگو با "روز" تاکید کرد که هرگز از خون فرزندش نخواهد گذشت و تا معرفی و مجازات قاتل فرزندش در هر رده و پست و مقامی که باشد، از پای نخواهد نشست.
این مصاحبه در پی می آید.

خانم رمضانی ، شما پیشتر اعلام کرده بودید که "دلم نمی خواهد که بنیاد شهید پسرم را به عنوان یک شهید و آن هم بسیجی معرفی کند". چه شد پذیرفتید این بنیاد فرزند شما را به عنوان شهید اعلام کند؟
پسر من، سرباز وظیفه بود و فرمانده او، آقای صوفی چون پسرم را خوب می شناخت و به بی گناهی او ایمان داشت اصرار میکرد که رامین از سوی بنیاد شهید به عنوان شهید اعلام شود اما ما نمی پذیرفتیم. بعد بارها از سوی این بنیاد با ما تماس گرفتند اما ما جواب رد دادیم و حتی به منزل ما نیز آمدند. من یک پسر دیگر هم دارم که باید سربازی برود و براساس قانون نظام وظیفه وقتی کسی در حین وظیفه کشته شود برادر او از سربازی معاف می شود و من برای این موضوع به نظام وظیفه مراجعه کردم اما گفتند این قانون شامل شما نمی شود چون رامین در حین مرخصی کشته شده است و اگر فرزند شما را شهید اعلام کنند برادر او از سربازی معاف می شود. ما هم با آقای میرحسین موسوی و هم چنین آقای مهدی کروبی مشورت کردیم و آقای موسوی گفتند که اعلام کردن شهید از سوی بنیاد شهید هیچ اشکالی ندارد و ذره ای از ارج و قرب رامین، کم نمی کند. آقای کروبی نیز گفتند که شهدای زمان شاه و شهدای جنگ و شهدای جنبش سبز، همه شان و منزلت بالایی دارند و برای این مملکت شهید شده اند و هیچ فرقی با هم ندارند. لذا ما هم پذیرفتیم که بنیاد شهید رامین را شهید اعلام کند.

یعنی شما برای معافیت فرزند دومتان از خدمت سربازی، این مساله را پذیرفتید؟
ما در حقیقت برای حمایت از فرزندانمان و معافیت پسرم این مساله را پذیرفتیم اما این نیز به صورت مشروط بوده یعنی ما به این شرط پذیرفته ایم که هیچ گونه مواهبی برای رامین و خانواده ما در نظر نگیرند و از سویی تاکید هم کردیم که رامین بسیجی نبود و نباید بسیجی اعلام شود؛ او فقط یک سرباز وظیفه بود. قبول کردند که برادر رامین معاف شود و شرط های ما را نیز پذیرفتند و گفتند که رامین هیچ حق و حقوقی ندارد و ما نیز گفتیم که اصلا هیچ حق و حقوقی نمی خواهیم. در عین حال باید یک توضیحی نیز بدهم و آن اینکه بچه برادر من در بمباران شهید شده و راکت مستقیم به منزل آنها اصابت کرده بود. او نیز شهید بود. ما بچه های بسیاری را در جنگ از دست دادیم و شهید شدند و امروز که این بچه هایمان شهید شدند هیچ کدام فرقی با هم ندارند. همه برای آزادی ایران شهید شده اند البته با این تفاوت که اگر دیروز بچه های ما را صدام حسینی که یک بیگانه بود به شهادت می رساند امروز بچه های ما را خود اینها شهید کردند کسانی که هم وطن ما بودند و ...... ما تنها به این دلیل پذیرفتیم که پسرمان سربازی نرود و حداقل او را داشته باشیم.

شما برای شناسایی قاتل رامین شکایت کرده بودید. این شکایت به کجا رسید؟ با این قضیه بنیاد شهید آیا شکایت خود را پی گیری خواهید کرد؟
بله ما شکایت کرده ایم و میخواهیم که قاتل و عاملان و آمران قتل رامین معرفی و مجازات شوند. در هر رده  و پست و مقامی که باشند فرقی نمیکند، باید معرفی و مجازات شوند و قطعا شکایت خود را پی گیری میکنیم و به هیچ عنوان از پی گیری شکایت خود منصرف نخواهیم شد و از خون فرزندمان  نمی گذریم.  با اینکه فعلا همه منکر می شوند و انگار که از آسمان تیر غیبی شلیک شده و به پسر من خورده است!

تا جایی که می دانم شکایت شما نیز همچون شکایات سایر خانواده های شهدا در دادسرای جنایی بود. آیا تاکنون پاسخی به شما داده اند؟
هیچ جوابی نمی دهند؛ هربار که مراجعه می کنیم پاسخی نمی گیریم. یکبار در پاسخ به اصرار من گفتند که پرونده شما در آگاهی است. من هم رفتم آگاهی و مامور پرونده در آگاهی از من پرسید که شما چه فکری می کنید؟ من هم گفتم مردم که آمدند خیابان، اسلحه نداشتند، خود عوامل رژیم اسلحه داشتند و مردم در نهایت سکوت و آرامش و به صورت مسالمت آمیز آمده بودند تا حق خود را پس بگیرند و رای خود را می خواستند که آنها رابه رگبار بستند و انشاالله به زودی خدا دستشان را رو کند تا مردمی که ناآگاهانه طرفدار آنها هستند آگاه شوند و بدانند چه اتفاقاتی افتاده است.

آیا رامین نیز برای پی گیری حق و رای خود به تجمع رفته بود یا اینکه به صورت اتفاقی  در میدان آزادی حضور داشت؟
رامین به آقای موسوی رای داده بود. او آدم سیاسی نبود اما حق طلب بود و برای دفاع از رای خود به تجمع رفته و به مردم پیوسته بود.

خانم رمضانی، رامین روز 25 خرداد و در میدان آزادی کشته شد شما چگونه از شهادت پسرتان خبردار شدید؟
روز 25 خرداد ، رامین که چند روز بود به مرخصی آمده بود ساعت حدود 2 بعد از ظهر از خانه بیرون رفت. اما یک اتفاق عجیب این بود که رامین چون مدام از خانه بیرون می رفت و برمی گشت اصلا خداحافظی نمی کرد؛ اما این بار به پدرش گفته بود که من بیرون می روم و اگر دیگر مرا ندیدید خداحافظ. آن شب که خانه نیامد ما با توجه به نوع خداحافظی رامین که گویا به او الهام شده بود بازنخواهد گشت به شدت نگران بودیم و احتمال بازداشت یا شهادتش را می دادیم. من مرتب با موبایل رامین تماس می گرفتم اما موبایل ها قطع بود تا دو روز بعد که موبایل ها وصل شد و مرتب زنگ می زدم زنگ می خورد  اما کسی جوابی نمی داد تا اینکه یکبار جواب داد و من زود گفتم: "بچه کجایی چرا جواب نمی دی؟ می دونی که من تازه جراحی قلب کرده ام و توان ندارم و ....." داشتم همین حرفها را می زدم که یک آقایی از پشت تلفن گفت من پسر شما نیستم و این موبایل را پیدا کرده ام و شما شماره ثابت خودتان را بدهید تا من با شما تماس بگیرم و موبایل پسرتان را برایتان بیاورم. من هم شماره منزل را دادم و ساعت 8 و نیمه شب زنگ زد و گفت: "اگر بچه تان را می خواهید بیایید بیمارستان بقیه الله و اگر مرا دیدید و از صدایم شناختید به روی خود نیاورید اما اگر امشب دستتان به جنازه پسرتان نرسد هیچ وقت نخواهد رسید".
اسم جنازه که آمد به شدت حال من و پدر رامین بد شد. اصلا شوکه بودیم و به دلیل شلوغی تهران از ساعت 8 و نیم تا 12 و نیم طول کشید که ما به این بیمارستان برسیم اما آنجا منکر شدند و گفتند که اصلا چنین جنازه ای وجود ندارد.

شما کجا پیکر رامین را شناسایی و تحویل گرفتید؟
ما به آگاهی رفتیم و شکایت کردیم اما می گفتند که خبری از پسر من ندارند. در این مدت  تمام بیمارستان های تهران و سردخانه ها را زیر پا می گذاشتیم بلکه خبری بگیریم. تا اینکه یکبار که به آگاهی رفته بودیم خانواده ای آمده بودند که پسر معتادشان از دو ماه پیش گم شده بود. من مشخصات پسرم را به این خانواده دادم. چون به آنها اجازه داده بودند عکس های جنازه های مجهول الهویه را ببینند. یکباره این آقا که عکس ها را می دید به من گفت طاقت دیدن عکس جنازه داری؟ و عکس رامین مرا در مانیتور نشان ام داد و ما شناسایی کردیم.

وقتی پیکر فرزندتان را تحویل گرفتید آیا کالبد شکافی شده بود؟ پیکر رامین در چه وضعیتی بود؟
رامین را بعد از اینکه تیر خورده بود، به بیمارستان شریعتی منتقل کرده بودند و وقتی پزشکان اعلام می کنند که او شهید شده بلافاصله سپاه، جنازه را گرفته و می برد. وقتی ما پیکر رامین را در پزشکی قانونی کهریزک تحویل گرفتیم روی جنازه نوشته بود ارجاع به پزشکی قانونی در 28 خرداد، در حالیکه پیکر رامین را روز 25 خرداد از بیمارستان برده بودند و سپاه در این سه روز ، جنازه پسرم را در کانتینر های گوشتی نگهداشته بود و جنازه ای که ما تحویل گرفتیم مانند یک لاشه یخ زده بود و ......او را کالبد شکافی کرده بودند. یک تیر خورده بود زیر سینه راست که خروجی اش انتهای تحتانی سمت چپ پشت بدنش بود و ریه ها و کلیه ها کاملا از بین رفته بود.

 برای تحویل پیکر رامین، آیا شروطی برای شما گذاشتند و از شما تعهدی گرفتند؟
از پدر رامین تعهد گرفتند که در سکوت کامل و بدون اغتشاش! رامین را تشییع و دفن کنیم. پدر رامین هم تعهد داد و ما به ناچار پیکر رامین را به محله خودمان نبردیم. مستقیم بردیم بهشت زهرا و به سردخانه بهشت زهرا سپردیم و روز بعد در بهشت زهرا تشییع و به خاک سپردیم. تعهد دادیم و مراعات کردیم چون نمی خواستیم برای سایر بچه هایمان مشکلی پیش بیاید.

رامین دقیقا چند سالش بود و در چه قطعه ای به خاک سپردید؟
رامین 22 سال داشت . 31 خرداد روز تولد او بود که ما خبر شهادت او را گرفتیم. اول تیر پیکر او را تحویلمان دادند و 2 تیر او را در قطعه 257 در ردیف 46 او را به خاک سپردیم. چند قدمی بیشتر با  قبر ندا فاصله ندارد.

وضعیت بسیار وخیم سردبیر سایت سحام نیوز به علت شکنجه و اعتصاب غذا

 
آخرین گزارش ها از وضعیت بسیار وخیم محمد داوری، روزنامه نگارِ دربند و زمینه چینی عوامل حکومت برای تخریب مهدی کروبی، از طریق پخش مصاحبه های تلویزیونی حکایت می کنند.
رهانا: با گذشت حدود ۸ ماه از افشاگری مهدی کروبی پیرامونِ شکنجه و آزارهای جنسیِ بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات در بازداشتگاه کهریزک و متعاقبا بازداشتِ سردبیر سایت متعلق به کروبی بدلیل جمع آوری اسناد و مدارک مربوط به جنایاتِ آن بازداشتگاه، آخرین گزارش ها از وضعیت بسیار وخیم این روزنامه نگارِ دربند و زمینه چینی عوامل حکومت برای تخریب مهدی کروبی، از طریق پخش مصاحبه های تلویزیونی حکایت می کنند.
اوایل امرداد ماه سال گذشته و پس از شهادت چندین تن از معترضینِ به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در بازداشتگاهِ مخوفِ کهریزک و گزارش های مختلف دیگر، مهدی کروبی طی نامه ای به هاشمی رفسنجانی، با تکیه بر اسناد و مدارک متقن، پرده از جنایت رخ داده در آن بازداشتگاه برداشت و نسبت به تجاوز جنسی و آزار و اذیت زندانیان سیاسی در برخی بازداشتگاهها- بویژه بازداشتگاه کهریزک- به شدت اعتراض نمود و خواستار رسیدگی هرچه سریعتر مقامات نظام شد.
از همان زمان کروبی و خانواده او، هدف آماج حملات گروههای لباس شخصی و جریان حاکم قرار گرفت، بطوریکه دفتر حزب متعلق به وی (اعتمادملی) توسط حکومت پلمب، دفتر شخصی و روزنامه اش توقیف و بسیاری از نزدیکانش بازداشت و روانه زندان شدند.
به گزارش سامانه خبریِ سحام نیوز، با اینکه کروبی با ارائه اسناد مختلف و قوی، ادعای خود را ثابت کرد و حتی در پاسخ به برخی رسانه ها و افراد، خواستار دراختیار قرار دادن تریبونی آزاد در جهت ثابت نمودن ادعای خود بود، اما هیچ گاه به وی اجازه دفاع از ادعایش داده نشد و ارائه همین مدارک و اسناد بود که باعث تعطیلی بازداشتگاه کهریزک شد و ماجرا به مجلس کشید و نقش سعید مرتضوی در این جنایات افشا شد.
گزارش سحام نیوز همچنین خاطرنشان می سازد محمد داوری سردبیر این سایت نیز، از جمله کسانی بود که وی را به بهانه جمع آوری و تهیه مدارک مربوط به تجاوزات جنسی در کهریزک، ۷ ماه پیش دستگیر کردند و نامبرده از آن تاریخ تا کنون زیر سخت ترین شکنجه ها و فشارها قرار گرفت. این گزارش خاطرنشان می سازد داوری طی این مدت، هر ۳ماه یکبار تنها با مادر خود ملاقاتی کوتاه داشته و از هرگونه مرخصی و دیدار با اعضای خانواده خود محروم می باشد.
سحام نیوز به نقل از منابع آگاه و مطلع افشا کرد “جریان حاکم با اعمال این فشارها بر محمد داوری قصد دارد تا وی در یک مصاحبه خبری و جنجالی صحت گفته های مهدی کروبی در خصوص تجاوزات جنسی را زیر سوال ببرد.”
گزارش مذکور شرایط جسمی و روحی محمد داوری را در شرایط فعلی “بسیار وخیم” اعلام کرده و خاطرنشان ساخته است “وی پیش از این، در بند عمومی بوده اما به دلیل اعتراض به وضعیت بلاتکلیفیِ خود در گفت و گو با معاون وزیر اطلاعات که چندی پیش از بند ایشان دیدار داشت، بلافاصله به سلول انفرادی منتقل شده که وی برای دومین مرتبه اقدام به اعتصاب غذا کرد و در حال حاضر هیچ گونه اطلاعی از وضعیت جسمی و روحی او در دست نیست.”

حمله به فعالین محیط زیست در ارومیه



شهرزاد نیوز: در پی فراخوان هواداران تیم تراکتور سازی تبریز، برای گردهمایی در کنار دریاچه ارومیه و تلاش برای نجات این دریاچه و پیامدهای اقلیمی آن، گروه های زیادی از مردم آذربایجان، در اقدامی نمادین، با شیشه های آب راهی سواحل این دریاچه شدند.
این گردهمایی مردم که در دفاع از منابع طبیعی و محیط زیست کشور تشکیل شده بود، با برخورد خشونت آمیز مأموران انتظامی و امنیتی مواجه گشت. این نیروها با حمله به مردم، که شمارشان حدود 20 هزار تن گزارش شده است، ده ها تن از جوانان را مجروح و بیش از 10 تن دیگر را بازداشت کردند.
به گزارش رسانه ها، مردم به خشم آمده از یورش مأموران، با شعار های "یاشاسین آذربایجان"، زنده باد آذربایجان، و " تورک دیلینده مدرسه"، مدرسه به زبان ترکی، به مقابله با مأموران پرداخته و موجب عقب نشینی آنان شدند.
درپی آن مأموران با بستن دوسوی پل میانگذر دریاچه ارومیه و پرتاب گاز اشک دوباره به مردم حمله ور شدند که بر اثر درگیری ها عده ای از مردم و تعدادی از مأموران آسیب دیدند. این درگیری پس از 5 ساعت خاتمه یافت.
جمعیت حاضر سپس با حرکت به سمت روستاهای اطراف و سواحل دریاچه روز طبیعت را گرامی داشته و با ریختن آب بطریهای خود در دریاچه نسبت به توقف روند خشک شدن آن، بی عملی مسدولان را در مقابل این فاجعه طبیعی، مورد انتقاد قرار دادند.
به گزارش خبرگزاری ها، بیش از صد تن از شهروندان آذربایجانی در اطرف دریاچه ارومیه و مسیرهای منتهی به این دریاچه بازداشت شدند که از این میان می توان به بازداشت یاور جمالی، مرتضی عوض پور، محمد تاجدهی، منصور سیفی، ارسلان زارعی، حمید والایی، احمد والایی، حسین نصیری، عسگر صدوقی، محمد رضایی، علی باغبانی، یعقوب رمضانی، یعقوب جوانی، رهبر اسماعیلی، رشید بازباز، جاوید نظمی، احمد قلی پور، احسان رمضانی، عسگر فروتنی، هادی خدابنده، جلیل بوداقی، محمد محمدلو، عزیزخان صادق زاده و صدیقی اشاره کرد.

اولین تماس تلفنی میترا عالی از زندان اوین


کمیته گزارشگران حقوق بشر - میترا عالی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی پزشکی دانشگاه شریف پس از حدود یک ماه بی‌خبری با خانواده‌ی خود تماس گرفت.
این دانشجوی دانشگاه شریف پیش از این دوبار طی یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شده بود. عالی در تاریخ ۱۹ اسفندماه جهت دریافت وسایل توقیف‌شده‌اش به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه کرد و از آن تاریخ ناپدید شده بود.
وی در این تماس تلفنی کوتاه از نگهداری خود در سلول انفرادی بند 209 اوین خبر داد ولی ماموران اجازه‌ی صحبت در مورد پرونده را به او نداده‌اند.
میترا عالی، دوره کارشناسی را در دانشگاه صنعتی امیرکبیر پایان داد و با رتبه‌ی هفت در مقطع کارشناسی ارشد وارد دانشگاه شریف شد. عالی پس از انتخابات ریاست جمهوری سه بار بازداشت شده است که این امر و تداوم بازداشت غیرقانونی او، باعث نگرانی نسبت به وضعیت وی شده است.

امید منتظری برای ۱۰ روز از زندان اوین آزاد شد

کمیته گزارشگران حقوق بشر - امید منتظری، فعال دانشجویی و نویسنده عصر امروز، دوشنبه ۱۶ فروردین با تودیع وثیقه برای ۱۰ روز از زندان اوین آزاد شد.
در اسفندماه سال گذشته حکم ۶ سال حبس تعزیری به این دانشجو ابلاغ شد و او در طول مدت بازداشت از ملاقات با وکیلش محروم بود.
امید منتظری روز ۷ دی‌ماه درپی مراجعه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شد. وی دانشجوی سال آخر حقوق در دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع لیسانس و شاعر و روزنامه‌نگار است.
مقالات او در حوزه‌های فرهنگ و اندیشه در روزنامه‌های رسمی داخل کشور نظیر فرهنگ آشتی و خبر تاکنون انتشار یافته است.

۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

شادی صدر برنده ی جایزه ی «پروانه ی طلایی» شد


پنجهزار یورو جایزه ی نقدی به گروه یا شخصی اهدا خواهد شد که پروژه ای را برای مستند کردن خاطرات زنان از آزارها و سرکوب و زندان در سالهای ۵۷-۶۷ پیشنهاد کند

اخبار روز: شادی صدر، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان در ایران، برنده ی جایزه ی جهانی «پروانه ی طلایی» شد. خانم صدر در متنی در سایت شخصی خود در مورد برنده شدن این جایزه چنین نوشته است:

جایزه پروانه طلایی؛ تقدیم به خاطره رنج زنان
دیشب که خسته و خرد و خاکشیر رسیدم خانه، دیدم روی موبایلم که طبق معمول جا گذاشته بودم صد تا پیام و میس کال (راستی فارسی اش چی می شه؟) هست. ای میلم را که باز کردم، معنی آن همه تماس بی پاسخ را فهمیدم: در مراسم اختتامیه جشنواره فیلمهای حقوق بشری عفو بین الملل، هیات داوران این جشنواره، جایزه پروانه طلایی را به دلیل امیدبخش ترین و با ابهت ترین فعالیت، که در فیلم “زنان در کفن” به نمایش گذاشته شده بود، به من اعطا کرده است. کاندیداهای دیگر، سومالی مام، از کامبوج و ربیعا خدیر، از الجزایر بودند که نه از باب تعارف، که از ته دل می گویم، هر دوی آنها بیش از من مستحق دریافت این جایزه بودند. سومالی مام، فمینیست کامبوجی، زندگی چندین دختر خردسال را از چنگ قاچاقچیان تجارت سکس و پورنوگرافی و فحشا نجات داده است و ربیعا خدیر، مادر فعال سیاسی که سالهاست ناپدید شده، جنبش مادران و دادخواهی را در الجزایر رهبری کرده است. با هر دوی اینها، هفته پیش آشنا شدم، وقتی در دو روز از جشنواره شرکت کرده بودم. اما متاسفانه در مراسم اختتامیه نبودم و اصلا فکرش را هم نمی کردم که این جایزه را به من بدهند. جایزه ای که نه به من، که باید به تک تک فعالان کمپین قانون بی سنگسار، چه آنهایی که زندگی، فعالیتها وتصویرشان در فیلم نمایش داده می شود، به خصوص محبوبه عباسقلی زاده، آسیه امینی و اعضای شبکه وکلای داوطلب و چه آنهایی که به هر دلیل، در آن فیلم نیستند داده می شد. در واقع جایزه باید به “کمپین قانون بی سنگسار” داده می شد که من تنها جزیی از آن بودم. افتخار این جایزه، از آن این کمپین است و اگر روزی، موزه جنبش زنان درست شود، جایزه باید به بخش مربوط به کمپین قانون بی سنگسار منتقل شود.

اما 5000 یورو، وجه نقدی این جایزه را می خواهم تقدیم کنم به “خاطره”. به باور من، ما تاریخ رنج و درد و خشونت را تکرار می کنیم، چون هیچگاه خاطراتمان، مستند نشده، بازگو نشده و درد و رنج قربانیان خشونت، به رسمیت شناخته نشده است. از این رو، می خواهم این مبلغ را تقدیم کنم به پروژه ای که بتواند درد و رنج زنان سرزمینم را در یکی از تاریک ترین دورانها از نظر نقض حقوق بشر، یعنی دهه 57-67 را مستند کند. می دانم که این مبلغ، در مقابل حجم عظیم کاری که باید صورت بگیرد بسیار ناچیز است اما می تواند شروعی باشد برای نوشتن بخشی از تاریخ ما زنان. و امیدوارم که ادای دین و احترامی باشد به همه آنهایی که آزادی، رهایی، جوانی، وطن، خانواده و دوستانشان را در سالهای 57 تا 67، از دست دادند. همه آنهایی که نسل من، هیچگاه نتوانست صدایشان را بشنود و تجربه شان را زیست کند. بنابراین، این مبلغ به گروه یا شخصی داده خواهد شد که پروژه ای را برای مستند کردن خاطرات زنان از تهدید، آزار و اذیت، سرکوب، زندان، شکنجه و تبعید در سالهای 57-67 پیشنهاد کنند.

shadisadr.wordpress.com

لینک خبر مربوط به جایزه در وب سایت جشنواره:
www.moviesthatmatterfestival.nl

گزارشگران بدون مرز: مقامات ایران مسئول جان روزنامه نگاران دربند هستند


پنجشنبه 12 فروردين 1389 ساعت 11:53 |
خبرگزاری هرانا - سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای، «نگرانی عمیق» خود را از شرایط بازداشت «غیرانسانی» روزنامه نگاران مخالف دولت در ایران اعلام کرد.
این بیانیه ، مقام‌های جمهوری اسلامی را مسئول سلامتی روزنامه‌نگاران بیمار دانسته و از آنها خواسته‌ است که برای نجات جان این افراد، اقدامی انجام دهند.
بر اساس این بیانیه‌ که در پایگاه اطلاع‌رسانی گزارشگران بدون مرز منتشر شده، بسیاری از روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی، پس از ماه‌ها بازداشت «خودسرانه» و نگهداری در سلول‌های انفرادی، از نظر روحی و جسمی «شدیدا آسیب دیده‌اند
این سازمان مدافع آزادی بیان، می‌گوید که برخی روزنامه‌نگاران همچون عمادالدین باقی، بدرالسادات مفیدی، مهدی محمودیان و محمدصدیق کبودوند «بیمار» هستنند و نیاز «فوری» به درمان دارند.
فاطمه کمالی احمدسرایی، همسر عمادالدین باقی پس از دیداری که در روز ۹ فرورین با همسرش داشت، گفت که آقای باقی در شب عید دچار عارضه تنفسی شده و از سوی مسئولان زندان، به بیمارستان انتقال یافته‌ است.
«بسیاری از روزنامه‌نگاران زندانی پس از ماه‌ها بازداشت خودسرانه و نگهداری در سلول‌های انفرادی از نظر روحی و جسمی شدیدا آسیب دیده‌اند»
باقی، هفتم دی ماه سال گذشته از سوی ماموران امنیتی بازداشت شد. وی در سال‌های گذشته چندین بار بازداشت شده و بیش از ۸۰ بار از سوی دادگاه و مقامات امنیتی برای بازجویی احضار شده‌ است.
خانواده بدرالسادات مفیدی، نیز پس از ملاقات با وی از وضعیت جسمی این روزنامه‌نگار ابراز نگرانی کرده‌اند.
به گفته فرزندان دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، «وی بیش از ۲۰ روز است که به دلیل ناراحتی قلبی از قرص‌های آرام بخش قوی استفاده می‌کند، صبح‌ها به سختی از خواب بیدار می‌شود و بیشتر اوقات حالت گیجی دارد
خانم مفیدی از هفتم دی ماه سال گذشته تا کنون در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می‌برد.
گزارشگران، مقام‌های جمهوری اسلامی را مسئول سلامتی روزنامه‌نگاران بیمار دانسته و از آنها خواسته‌ است که برای نجات جان این افراد، اقدامی انجام دهند
مهدی محمودیان، روزنامه‌نگاری که از بیش از هفت ماه از بازداشت وی می‌گذرد نیز به بیماری شدید تنفسی مبتلا است. وی به خانواده‌اش گفته که چندین بار در سلول خود «بیهوش» شده‌ است.
گزارشگران بدون مرز با ابراز نگرانی از وضعیت جسمانی محمدصادق کبودوند، می‌گوید که این روزنامه‌نگار زندانی بارها در زندان دچار «عارضه‌های مختلف» شده و مقامات قضایی- امنیتی با مرخصی وی موافقت نمیکنند.
آقای کبودوند، از تیر ماه سال ۱۳۸۶ در زندان است و از سوی دادگاه تجدیدنظر به ۱۱ سال حبس محکوم شده‌ است.
این بیانیه، هنگامه شهیدی، عیسی سحرخیز، نادر کریمی جونی و مجتبی لطفی را از دیگر روزنامه‌نگاران زندانی بیمار معرفی کرده و خواستار آزادی «بدون قید و شرط» روزنامه‌نگاران زندانی شده است.
در ۱۰ ماه گذشته، شمار زیادی از روزنامه‌نگاران منتقد، بازداشت و با احکام سنگین حبس و تبعید مواجه شده‌اند. گزارشگران بدون مرز، ایران را بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان معرفی کرده‌ است

هرانا؛ یک ماه بی خبری از سرنوشت مهدی خدایی

شنبه 14 فروردين 1389 ساعت 14:07 |
خبرگزاری هرانا - از سرنوشت مهدی خدایی، فعال حقوق بشر و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری، هیچ اطلاعی در دست نیست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، از سرنوشت مهدی خدایی، همکار سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که در پی یورش های سازمان یافته ی 11 اسفندماه و سناریو سازی بر علیه فعالان حقوق بشر در ایران بازداشت شده است، علیرغم پیگیری مستمر خانواده هیچ گونه اطلاعی در دست نیست.
این فعال سابق دانشجویی که در زمان دستگیری در حال گذران دوران مرخصی سربازی خود بوده است اخیراً از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به تحمل 4 سال حبس تعزیری محکوم شده بود، نامبرده در این پرونده حداقل 3 روز را به دلیل شکنجه و جراحات وارده در بیمارستان قمر بنی هاشم وزارت اطلاعات بستری شده بود.
لازم به ذکر است در راستای سناریوی دستگاه امنیتی برای فعالین حقوق بشری خواسته همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در طی دو ماه گذشته دست کم 41 تن در ایران بازداشت شدند.

هرانا؛ مرجان صفری همچنان در سلول انفرادی


شنبه 14 فروردين 1389 ساعت 08:46 |
خبرگزاری هرانا - مرجان صفری فعال حقوق بشر در بند همچنان در سلول انفرادی اطلاعات سپاه پاسداران نگهداری می شود.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مرجان صفری فعال حقوق بشر که در یورش سازمان یافته به فعالین حقوق بشری در 11 اسفند ماه سال گذشته بازداشت و روانه بند 2 الف سپاه پاسداران شده است با گذشت بیش از یک ماه همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شود.
اتهام خانم صفری از سوی دادستان تهران تحت عنوان جرایم اینترنتی اعلام شده است و نامبرده تا کنون یکبار حق ملاقات با خانواده را یافته است.
اکثر فعالین حقوق بشری بازداشت شده پس از یازدهم اسفند ماه از حق دسترسی به وکیل مستقل محروم هستند و پیگیری های خانواده بازداشت شدگان تا کنون بی نتیجه بوده است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیشتر نسبت به رفتاری های فرا قانونی با فعالین بازداشت شده طی اطلاعیه مطبوعاتی ابراز نگرانی کرده بود.

وضعیت نگران کننده خانواده ها و قربانیان سناریوی دستگاه امنیتی بر علیه فعالان حقوق بشر


پنجشنبه 12 فروردين 1389 ساعت 12:06 |
اطلاعیه مطبوعاتی - دستگیریهای گسترده / شماره چهار
دستگاه امنیتی حکومت ایران به مدیریت اطلاعات سپاه پاسداران تلاش مضاعفی برای تداوم نمایش های تلویزیونی و استفاده از فعالان حقوق بشر دربند برای پیشبرد سناریویی که در طی روزهای اخیر با عناوین پرطمطراقی در حوزه های حقوق بشر و سایبری از آن یاد کرده است؛ دارد.
این سناریو در حالی در جریان است که به غیر از تعداد انگشت شماری از بازداشت شدگان از سرنوشت قاطبه فعالان حقوق بشر دربند اطلاعی در دست نیست. اندک افرادی که امکان تماس یا ملاقات یافته اند نیز از وضعیت نامناسب جسمی و روحی برخوردار بوده اند و در تنها موردی که امکان رویت مناسب زندانی وجود داشته آثار ضرب و شتم بوسیله باتوم، چوب و شوکر در سر و بدن کاملا مشخص ارزیابی شده است.
اکثر بازداشت شدگان که بدون امکان تلفن و ملاقات و در سلول انفرادی به سر می برند، همچنان فاقد وکیل مدافع و محروم از حقوق قانونی و انسانی خود هستند و مضاف به این موضوع مفتوح بودن پرونده ها در دادسرای مستقر در زندان اوین عملا امکان دسترسی خانواده و یا وکیل به پرونده را منتفی کرده است.
مجموع اقدامات غیرقانونی نیروهای امنیتی باعث افزایش نگرانی خانواده ها و بالطبع تلاش بیشتر آنها برای پیگیری وضعیت فرزندان دربندشان شده است. خانواده ها در حالی که تلاش می کنند با استفاده از وکلا و پیگیریهای روزمره از حداقل فضای قانون برخوردار باشند مورد تهدید نیروهای امنیتی قرار گرفته اند.
نیروهای امنیتی در چند مورد زندانی را به پای تلفن آورده و از او خواسته اند از خانواده خود بخواهد وکیلی برای او نگیرند. این فشارها بعضا در حدی بوده که زندانی تحت فشار برای منصرف کردن خانواده از پیگیری وضعیت خود به رفتار و گفتار غیرمعمول روی آورده است. هم چنین با دیکته کردن گفتار به زندانیانی که امکان تماس تلفنی داشته اند از آنان خواسته شده که حتی علیرغم وجود مشکل در تکلم و گفتار، فقط به خانواده خود از خوب بودن محل نگهداری و بدون مشکل بودن خود بگویند.
در مواردی نیروهای امنیتی با تماس مستقیم با چند تن از خانواده های بازداشت شدگان، خواهان عدم پیگیری پرونده و سکوت خبری در مورد ایشان شده اند. این نیروها بی هیچ واهمه ای به تهدید خانواده ها مبنی بر بازداشت سایر اعضای خانواده پرداخته اند. همینطور برای برخی از همکاران فعال مجموعه، خاصه در فضای نت، از سوی نهادهای وابسته به سپاه پاسداران ایمیل های رسمی برای پایان دادن به فعالیتشان ارسال شده که در آن بی محابا به تهدید خانواده های افراد فعال پرداخته شده است.
تهدیدات نیروهای امنیتی و اقدامات بی محابا و غیرانسانی آنان در حدی است که اطلاع رسانی و پیگیری وضعیت فعالان حقوق بشر دربند که طی آخرین اطلاعیه مجموعه بالغ بر ۴۱ تن اعلام شده بودند را با محدودیت و مشکلات جدی روبه رو ساخته است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با اعلام اطلاعات موثقی که از اقدامات جاری در بند ۲ الف سپاه پاسداران در زندان اوین برای تهیه یک مستند چند قسمتی با استفاده از فعالان حقوق بشر دربند با موضوع وابسته بودن اندیشه و فعالیت مدافعان حقوق بشر در سطح کلان دارد شرح آن را به اطلاعیه های آتی موکول می کند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی این اطلاعیه، مجدداْ هشدار می دهد که این سناریو همانطور که از این مجموعه آغاز نشد در سطح این تشکل هم باقی نخواهد ماند و عملا کلیت جامعه مدنی را نشانه گرفته است، از این رو حمایت و حضور کلیه مدافعان حقوق انسانی و دفاع از دهها فعال حقوق بشر قربانی در این سناریو امری است ضروری و اجتناب ناپذیر.
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
۱۲ فروردین ماه ۱۳۸۹