۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

مادر و فرزند در اعتصاب -غذا افزایش نگرانی ها نسبت به وضعیت مجید توکلی

• مجید توکلی از روز یکشنبه به انفرادی منتقل شده و دست به اعتصاب غذا زده است. همزمان با او مادر وی نیز اعلام اعتصاب غذا کرده است. در خارج از کشور، فعالین سیاسی و دانشجویی برای اعتصاب غذا به حمایت از مجید توکلی آماده می شوند ...

اخبار روز: در پی ادامه اعتصاب غذای مجید توکلی در زندان اوین نگرانی ها نسبت به وضعیت سلامت وی افزایش یافته است.
به گزارش دانشجونیوز مجید توکلی که از صبح روز یکشنبه به سلول انفرادی منتقل شده است، دست به اعتصاب غذای خشک زده و با گذشت زمان وضعیت سلامتی وی به شدت نگران کننده شده است.
دستور انتقال مجید توکلی به سلول انفرادی توسط داستانی تهران صادر شده است. بنابر اطلاع دریافتی مجید توکلی در انتهای هفته گذشته نامه ای تفصیلی پیرامون وضعیت کنونی ایران نوشته است که این مساله باعث واکنش شدید ماموران امنیتی شده است. ماموران وزارت پس از اطلاع از نوشته شدن این نامه مجید توکلی را تهدید به قتل کرده اند. همچنین در پی حضور نماینده دادستانی در زندان اوین در روز یکشنبه و بحث و جدل مجید توکلی با وی، دستور انتقال توکلی به سلول انفرادی صادر شده است.
مجید توکلی عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر از ۱۶ آذر ماه گذشته و پس از سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر به مناسبت روز دانشجو، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی پیش از این نیز ۲ بار در سال های ۸۶ و ۸۷ بازداشت شده و تاکنون نزدیک به دو سال و نیم در زندان محبوس بوده است.
در پی ادامه یافتن وضعیت وخیم مجید توکلی بسیاری از فعالین دانشجویی، حقوق بشر و سیاسی اعلام کرده اند که فردا چهارشنبه ۵ خردادماه برابر با ۲۶ می در شهرهای کشورهای مختلف جهان در همبستگی با مجید توکلی دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

اعتصاب مادر در حمایت از فرزند
در همین حال مادر مجید توکلی در گفتگو با دویچه وله ضمن ابراز نگرانی شدید نسبت به وضعیت سلامت فرزند خود، گفته است او هم همراه با فرزندش اعتصاب غذا کرده است:


دویچه وله: خانم توکلی آخرین تماس آقای توکلی با منزل چه زمانی بود و وضعیت عمومی‌شان چطور بود؟

روز یک‌شنبه صبح ساعت هشت و ربع با من تماس گرفت. پرسیدم چطوری خوب شدی؟ چون بیمار بود. گفت نه هنوز ، روز به روز بدتر می‌شوم که بهتر نمی‌شوم. همین. چند دقیقه بیش‌تر صحبت نکرد. چون مریض بود خیلی ناراحتش بودم. گفتم برو درمانگاه. گفت رفتم، دارو می‌خورم ببینم چطور می‌شود. شب ساعت حدوداَ هشت بود تماس گرفتند و گفتند که مجید را برده‌اند به انفرادی. وقتی داشتند می‌بردند او را گفته بود به خانواده‌ام بگویید من تا وقتی مشکل‌ام حل نشود و از انفرادی بیرون نیایم اعتصاب غذا هستم. خیلی ناراحت شدم. اعصابم بهم ریخت. گفتم آخر برای چی بردندش انفرادی. چون قبلاَ چهار ماه و نیم انفرادی کشیده بود و تازه اول اردیبهشت آورده بودندش عمومی. نباید خانواده بداند دلیل این‌که بردند او را انفرادی چیست؟ نباید وکیل بداند؟


تماسی با مقام‌های مسئول نداشتید؟ به جایی مراجعه نکردید؟

جواب نمی‌دهند. هر چی زنگ می‌زنیم جواب نمی‌دهند. اصلاَ جوابگو نیستند که جواب ما را بدهند. نمی‌دانم کجا مراجعه کنم. از کی شکایت کنم. به کی درد و دلم را بگویم؟ مجید بیمار بود. باید حتماَ یک اتفاقی بیفتد تا رسیدگی کنند. بعد هم به ما می‌گویند که با رسانه‌ها صحبت نکنید. پس صدای ما را از چه طریقی می‌خواهند بشنوند چون خودشان که هیچ وقت جواب ما را نداده‌اند. پدرش با برادرش رفتند تهران که آقای دولت‌آبادی را ببینند جواب‌شان را ندادند، گفتند وقت ملاقات نمی‌دهیم. یک دانشجو مگر چه کار کرده؟ ربع ساعت سخنرانی کرده. برای ربع ساعت سخنرانی هم که هشت سال و نیم حکم زندان برایش بریدند. چرا بعد از چهار ماه و نیم انفرادی، دوباره برگرداندنش به انفرادی؟


چه بیماری خاصی دارند که گفتید حال‌شان خوب نبود؟

می‌گفت ناراحت می‌شوی و برای همین نمی‌گفت بیماری‌اش را دقیق. همیشه می‌گفت خوب هستم تا به من روحیه بدهد. اما من از صدایش می‌فهمیدم که خیلی مریضی‌اش بد است. چون هر وقت حالش خوب بود، از صدایش می‌فهمیدم، هر وقت هم که بد، باز از صدایش می‌فهمیدم. می‌گفتم تو مریضی، می‌گفت نه مادر تو ناراحت نباش، من خوب هستم. فقط گلو و ریه‌ام چرک کرده، دارم دارو می‌خورم، درمان می‌شوم. می‌گفت ناراحت نباش. ولی من خیلی ناراحت‌اش هستم. من از خدا شکایت دارم. از خدا جواب می‌خواهم. مگر این جوان چه کار کرده که بدون وکیل دادگاه‌اش را برگزار کرده‌اند. حکم‌اش را داده‌اند. وکیل را هم هیچ جایی راه نمی‌دهند. من خودم از وقتی شنیدم مجید اعتصاب غذا کرده، لب به غذا نزدم. من هم دو روزه در اعتصاب غذا هستم بخاطر مجید، بخاطر این‌که بیمار بوده، بخاطر این‌که نمی‌دانیم به چه دلیلی او را به انفرادی برگردانده‌اند.

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

زهرا رهنورد: توافق تهران از قراردادهای ترکمن چای و گلستان بدتر است

• اگر نوسازی پیش می رفت کار به اینجا نمی رسید که بعد از ۲۰۰ سال یک ترکمنچای دیگر امضا کنیم و آن را فتح الفتوح و فتح المبین بگوییم ...

اخبار روز: خانم زهرا رهنورد، در سخنانی به مناسبت سالگرد آزادی خرمشهر در جنگ هشت ساله، به مقایسه عملکرد دولت در آن دوران و دوره ی فعلی پرداخت و توافق نامه ی هسته ای هفته ی گذشته در تهران را توافقنامه ای ننگین نامید که از قراردادهای ترکمن چای و گلستان بدتر است.
به گزارش سایت کلمه جمعی از خانواده های جان باختگان جنگ با زهرا رهنورد و میرحسین موسوی دیدار کردند.
دکتر زهرا رهنورد در این دیدار ضمن تشکر و خوش آمد گویی از حضوراین جمع، بزرگداشت سالروز فتح خرمشهر را به خاندان شهادت و ایثار و رزمندگی تبریک گفت و افزود: روز فتح خرمشهر، روز بزرگی است که بر تارک حفظ تمامیت ارضی ما مثل خورشید می درخشد. من در ایام حصر آبادان و فتح خرمشهر با همسران اعضای کابینه مهندس موسوی در خرمشهر و آبادان بودیم و شاهد ایثارگری ها، فداکاری ها و شهادت ها از نزدیک بودیم. رهنورد افزود: واقعا از آنچه می دیدیم، نیرو گرفتیم و قسم خوردیم که همیشه پاسدار این همه ایثار و فداکاری باشیم و فکر نمی کنم سایه نورانی آن رویدادها بر زندگی ام هیچ وقت حذف شود. همیشه مثل حضرت موسی که می فرمود من هیچ وقت ظهیراللکافرین نخواهم شد، انجا قسم خوردم که هیچ وقت یار کافرین چه بی دینان و چه کسانی که حق، زیبایی، عدالت و آزادگی را پایمال می کنند نباشم.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: بر تارک تمامیت ارضی ما فتح خرمشهر و آبادان می درخشد. وقتی بیشتر درخشش این پیروزی ها درک خواهد شد که آن را با برخی از توافقنامه های امروزی مقایسه کنیم. توافقنامه هایی که از قرار دادهای ننگین ترکمنچای و گلستان بدتر است و آخرین نمونه اش همین معاهده هسته ای هفته گذشته است.
وی با یاد آوری این که در زمان قاجار هم ما با این معاهدات روبه رو بودیم، گفت: فقط شاید فرق آن قراردادها با الان این باشد که قاجارها وقتی این شکست ها را خوردند شخصی مثل عباس میرزا بود که تمام دلایل شکست را احصا کرد و اقداماتی برای نوسازی کشور انجام داد.
رهنورد ادامه داد: شاید اگر حیات پربرکت امیرکبیر ادامه می یافت، نوسازی ای که در زمان عباس میرزا آغاز شد، خوب پیش می رفت و کار به اینجا نمی رسید که بعد از ۲۰۰ سال یک ترکمنچای دیگر امضا کنیم و آن را فتح الفتوح و فتح المبین بگوییم.
رهنورد با اشاره به این که ایثارها و رزمندگی ها و شهادت های ایام جنگ تحمیلی نهایتا به شکوه و حفظ تمامیت ارضی انجامید، گفت: جنبش سبز به نوعی دیگر به همان دوره متصل است و تمامیت و هویت شکوهمند ملی را حفظ می کند. جنبش سبز امروز در جهت احیای آن ارزش های متعالی است که انقلاب اسلامی با آن ارزش ها شکل گرفت و شهدای عزیز، رزمندگان و جانبازان یه خاطر آن ارزش ها زندگی خودشان را تقدیم کردند.
رهنورد همچنین یادآور شد: امروز هم جنبش سبز به دنبال همان ارزش های متعالی و در امتداد اهداف انقلاب و دفاع مقدس است و شهدای جنبش سبز و رزمندگان و جانبازان این جنبش، رهروان همان شهدای هشت سال دفاع مقدس و بویژه فتح آبادان و خرمشهر هستند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت:
“شهدای جنبش سبز امروز همان پرچم شهدای دفاع مقدس را بلند کرده اند و خاطره فداکاری مادرانی را زنده می کنند که گهواره های فرزندان شهیدان، رزمندگان و جانبازان را به حرکت در می آوردند. امروز آن فرزندان از گهواره ها برخاسته و هرکدام به یک سلحشور و ایثارگر تبدیل شده اند. اینجاست که نقش بانوان، دختران و همسران بیت شهدا به عنوان پرچمداران پاکی، عدالت و آزادگی واقعا فراموش نشدنی است و فرا روی همه ما خواهد بود.
دکتر رهنورد در ادامه با تشریح معنای اصلاحات افزود: “اصلاحات همیشه در جهان اسلام بوده و چیز تازه ای هم نیست. بیداری، احیا و اصلاح همواره همراه هم بوده اند و این سه مقوله در امور سیاسی تئوریزه شده اند. جنبش سبز نیز همین پدیده ها را دنبال می کند، احیا ارزش ها، اصلاح کجی ها، بیداری و دردمندی ای که براساس آن به مظالم حکومت ها و دولت ها تن ندهیم. مظالمی که در هر حکومتی ممکن است مثل یک اژدها به جان مردم بیفتد.”
وی خطاب به خانواده های شهدا گفت: ”مایلم در حضور شما که هر کدام شاهدانی ارزشمند بر ارزش های شهدایتان بوده و هستید بگویم که این نظام اگر در پی درخواست ها و مطالبات متعالی و ارزشی جنبش سبز نباشد قطعا خودش، خودش را شکست خواهد داد. حاکمیت باید بداند که طبع اصلاحات ”اصلاح“ است و برانداز نیست. اما ممکن است این نظام با روشی که در پیش گرفته، خودش را براندازد. حکومت امروز نه ۹۰ درجه که ۱۸۰ درجه ازارزش های متعالی اسلام و انقلاب و جنگ تحمیلی انحراف پیدا کرده است.”
رهنورد در پایان سخنانش خطاب به دولتمردان امروز ایران گفت: ”جنبش سبز نمی خواهد شما سقوط کنید، انقلاب کبیر اسلامی ما به ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی خاتمه داد و به نهضت انبیا پیوست. این انقلاب هیچ وقت سقوط نمی کند ولی این حاکمیت فعلی اگر خودش را اصلاح نکند و به مطالبات مردم پاسخ ندهد، جنبش سبز آن را بر نمی اندازد، بلکه این حاکمیت خودش، خودش را بر می اندازد. ما امیدواریم که این گونه نشود. ما دلمان می خواهد که همه چیز به بهترین وجه اصلاح شود. امیدواریم خود نظام پیشوایی این مطالبات را بر عهده بگیرد و آن را به انجام برساند. اگر هم به مطالبات مردم بی توجه باقی بماند، تیشه به ریشه خود زده و امیدواریم اینطور نشود.

اعتراض به سرکوب در برلین


• روز شنبه ۲۲ مای به دعوت ۵ نهاد ابرانی و سه نهاد کرد ترکیه، تظاهراتی در اعتراض به اعدام و سرکوب گسترده و اعدام ۵ زندانی سیاسی برگزار شد ...

 اخبار روز - گزارش دریافتی: روز شنبه ٢٢ مای به دعوت ٥ نهاد ابرانی و سه نهاد کرد ترکیه، یک تظاهرات در اعتراض به اعدام و سرکوب گسترده وجتایت اخیر رژیم در رابطه با اعدام ٥ زندانی سیاسی ، فرزاد کمانگر، شیرین الم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی ، چهار مبارز کرد و مهدی اسلامیان با شرکت بیش از٥٠٠ نفر برگزار شد. حواسته های تظاهرکنندگان لغو مجازات اعدام، توقف هر نوع شکنجه و آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی - عقیدتی، جلب همبستگی بین المللی برای توقف سرکوب و اعدام در ایران و محکوم کردن رژیم بود که در قالب شعار و پلاکارت بیان می شد.
مسیر این تظاهرات از خیابان های اصلی شهر برلن شروع و در محل لوح یابود قربانیان ترور دولتی رژیم اسلامی ایران در رستوران میکونوس برلن (که دکتر صادق شرفکندی، دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران به همراه سه تن از یارانش توسط کوماندوی مرگ رژیم در ١۷ سپتامبر ١٩٩٢ به قتل رسیدند) خاتمه یافت.
شرکت کنندگان در تظاهرات با شعارهای "قطع فوری احکام اعدام" زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، "جمهوری اسلامی نابود باید گردد، " مرگ بر دیکتاتوری" نه به جمهوری اسلامی"، "قتل ترور و آعدام، ماهیت جمهوری اسلامی" به آلمانی اعتراض خود را نسبت به این جنایت و جنایات ٣١ ساله رژیم اسلامی ایران ابراز نمودند.
در بین راه برگزار کنندگان با توضیح علت حضور خود در خیابان به افشای جنایات رژیم پرداختند.
درمیتیگ پایانی تظاهرات ، بعد از اعلام یک دقیقه سکوت، نماینده حزب دمکرات کردستان ایران و کمیته همبستگی کردستان (ترکیه)، کانون فرهنگی افغانستان پیام خواندند و این جنایت را محکوم کردند.

خبراین تظاهرات در رادیو هائیی که در داخل ایران انعکاس می یابند، در تلویزیون برلن و تلویزیون ایرانیان برلن و Info Radio انعکاس یافت.   
سه نهاد همگامی کانون ها و نهادهای ایرانی در همبستگی و پشتیبانی از مبارزات مردم ایران در خارج از کشور از برلن و هانوفر از برگزارکنند گان این تظاهرات بودند.

بازداشت بهمن نصیرزاده معلم و شاعر آذربایجانی در ماکو

اخبار روز: 

ساوالان سسی: بهمن نصیرزاده معلم و شاعر آذربایجانی شنبه ۱ خرداد ۸۹ توسط ماموران امنیتی ماکو در منزلش بازداشت شد.
ماموران امنیتی ساعت ۲ بامداد شنبه ۱ خرداد ۸۹ بدون در دست داشتن حکم به منزل این معلم آذربایجانی مراجعه و وی را بازداشت کرده اند. ماموران پس از بازداشت نصیرزاده اقدام به تفتیش منزل نموده و دوربین فیلمبرداری، سی دی ها، کتابها و اشعار و دست نوشته های او را با خود بردند.
به گفته نزدیکان خانواده نصیرزاده مسئولین قضایی و امنیتی از پذیرفتن مسئولیت بازداشت این فعال مدنی آذربایجانی امتناع می کنند و از محل نگهداری وی ابراز بی اطلاعی می نمایند.
منابع محلی احتمال می دهند بازداشت این معلم و شاعر آذربایجانی بدنبال پخش گسترده اعلامیه هایی در رابطه با ۱ خرداد سالروز قیام آذربایجانیها پس از چاپ کاریکاتور توهین آمیز در روزنامه ایران و دستگیری گروهی از فعالان مدنی باسابقه در شهرهای مختلف آذربایجان صورت گرفته باشد.
نصیرزاده پیش از این نیز در جریان اعتراضات گسترده آذربایجانیها در سال ۸۵ بازداشت و پس از نزدیک به یک ماه بازداشت موقت از زندان آزاد شده بودند.
بازداشت فعالین آذربایجانی در روزهای منتهی به ۱ خرداد سیر صعودی به خود گرفته است و در طی هفته های گذشته بیش از ۱۴ فعال مدنی آذربایجانی بازداشت شده اند.

سپاه پاسداران به سناریو سازی خود بر علیه فعالان حقوق بشر ادامه می دهد

اطلاعیه مطبوعاتی ‪/‬ دستگیریهای گسترده شماره پنجخبرگزاری هرانا - مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران امروز اعلام کرد سپاه پاسداران به عنوان مجری سناریویی که علیه فعالان حقوق بشر در ایران از اسفندماه سال گذشته با بازداشت تعداد زیادی از مدافعان حقوق بشر جاری شده است، کماکان به تلاش های خود برای پیش بردن این سناریو ادامه می دهد. این نیروهای امنیتی که سابقه طولانی در فعالیت های خودسرانه و برخلاف قانون دارند علیرغم واکنش منفی جامعه به سناریوسازی آنان بر علیه مدافعان حقوق بشر همچنان در تلاش هستند با سوء استفاده از قدرت خود و بی توجهی به قانون از آخرین ظرفیتهای راهبری این سناریو اعم از ساخت فیلم، پخش اعترافات تلویزیونی و برگزاری دادگاهها استفاده کنند. سناریو سازی که در کلیت آن اندیشه حقوق بشر را هدف گرفته است، هرچند مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیشتر این اقدامات را تسلسل باطلی خوانده است که تنها به تضعیف جریان قانون و بی اعتمادی بیشتر نسبت به مجریان عدالت در ایران دامن می زند.
در این سناریو و مجموع بازداشتهای چهارماه پایانی سال گذشته مدافعان حقوق بشر بالغ بر ۴۶ بازداشت گزارش شده است که از این تعداد ۳۷ بازداشت آن تنها مربوط به اسفندماه بوده است، از فعالان حقوق بشر بازداشت شده در حال حاضر سید مهدی خدایی، لاله حسن پور، محبوبه کرمی، نصور نقی پور، میلاد ابراهیمیان، عبدالرضا احمدی، شعله منصوری، سما بهمنی(زندان مهاباد)، پوپک ناظمی، مجتبی بیات، امیر احسان تهرانی سخاوت، نیما گلزاری، حسام فیروزی و ابوالفضل عابدینی نصر ( زندان کارون اهواز)  همچنان در بند ۲ الف سپاه پاسداران مستقر در زندان اوین در بازداشت به سر می برند.
سایر بازداشت شدگان این سناریوسازی در فاصله زمانی ۱۴ فروردین ماه تا کنون با تودیع وثیقه های سنگین ۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومانی تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شده اند، در حال حاضر مجتبی بیات، شعله منصوری و پوپک ناظمی علیرغم صدور وثیقه به دلیل عدم توان تودیع وثیقه های سنگین خواسته شده در بازداشت هستند و قرار بازداشت سایر افراد نیز همچنان بدون تغییر باقی است.
از آغاز سناریوی پرطمطراق نهادهای امنیتی، علیرغم گسترده بودن پرونده و تعدد بازداشت شدگان و زمان سپری شده تاکنون به هیچیک از وکلای بازداشت شدگان برخلاف قانون اجازه ملاقات با موکلان یا دسترسی به پرونده آنان که عمدتاْ در شعبه ۳ دادسرای غیرقانونی مستقر در زندان اوین به ریاست قاضی کیان منش مفتوح و در جریان است داده نشده است. همچنین مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعلام کرد‪،‬ گزارشات متعددی از ضرب و شتم، شکنجه جسمی و روحی بازداشت شدگان دریافت کرده است که با آزادی تعدادی از متهمان پرونده زوایای بیشتری از آن مشخص شده، شاهدین و قربانیان عنوان می کنند برای قبول اعترافات غیرواقعی که نیروهای امنیتی از آنان خواسته اند به شدت تحت فشار و بدرفتاری روحی و جسمی قرار گرفته اند.
بسیاری از بازداشت شدگان به وسیله چوب، باتوم، کابل، بیدار نگه داشتن بلند مدت، ضرب و شتم مستمر، آسیب جسمی دیده اند و همچنین از طریق اتهام سازی، منع تماس و ملاقات با خانواده و وکیل، تهدید و نگهداری بلند مدت در سلول انفرادی از لحاظ روانی نیز در فشار بوده اند.
بنا به اطلاع مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از بسیاری از بازداشت شدگان اعترافات تلویزیونی به صورت قراءت متن یا پرسش و پاسخ با زمان بندی های ۷ دقیقه الی ۲ ساعته گرفته شده است بدین صورت که افراد بازداشتی در مقابل دوربین به بیان خواسته های تیم بازجویی سپاه پاسداران مبنی بر ارتباط با رسانه های خارج کشور خصوصاْ تلویزیونها، استفاده گسترده از سرویس های اینترنتی، فعالیت در شبکه های اجتماعی و فعالیت های تبلیغی هدفمند و سازمان یافته بر علیه حکومت ایران و موارد مشابه دیگر پرداخته اند.
از میان افراد همچنان در بازداشت، آقای ابوالفضل عابدینی در همین ایام در پرونده مربوط پیشین خود به تحمل ۱۱ سال حبس توسط دادگاه انقلاب اهواز که ۵ سال آن مربوط به عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران است محکوم شده است و بصورت غیرقانونی مجدداْ به همین اتهام هم اکنون در بازداشت سپاه پاسداران به سر می برد، همینطور خانم سما بهمنی که سال گذشته به اتهام عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و تبلیغ علیه نظام به تحمل ۳ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود مجدد با همین تفهیم اتهام بازداشت و به یکسال زندان و اجرایی شدن حکم سه ساله تعلیقی سابق محکوم شد و هم اکنون نیز در زندان مهاباد به سر می برد، همینطور لازم است اشاره شود سید مهدی خدایی نیز کماکان در سلول انفرادی و محروم از تماس با خانواده در وضعیت بسیار نگران کننده ای به سر می برد و خانمها لاله حسن پور و محبوبه کرمی نیز به دلیل شرایط بد جاری از وضعیت بسیار بد جسمی و روحی برخوردار هستند.
تمامی رفتارهای غیرانسانی با بازداشت شدگان از سویی و از سوی دیگر فشار بر خانواده فعالان حقوق بشر از قبیل اخراج دختر نوجوان سما بهمنی از مدرسه، شعارنویسی بردیوار منزل چند تن از اعضای سابق مجموعه منجمله آقای عابدینی و همینطور بازداشت اعضای خانواده بعضی از مسولان و نیز تهدید سایر اعضا از طریق ارسال ایمیل قسمتهای دیگری از پشت پرده های این سناریوسازی و فعالیت نیروهای قانون گریز را تشکیل می دهد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم کردن یکه تازی و اقدامات غیرقانونی و غیرانسانی دستگاه امنیتی حکومت ایران، تاسف عمیق خود را از عملکرد دستگاه قضایی اعلام کرد، این مجموعه معتقد است عملکرد دستگاه قضایی در این سناریو ناقض استقلال قوا و نفس قانون و وظیفه آن قوه بوده است، به طوریکه این تشکل باور دارد دستگاه قضایی چشم خود را بر روی تضییع حقوق شهروندان ایرانی بازداشت شده که تنها به فعالیت های مدنی و قانونی پرداخته بودند بست و از این طریق به نیروهای خودسر برای پیش برد سناریوی غیرانسانی جاری کمک کرد. تمامی شکنجه ها و بدرفتاری ها و اساس سناریوی سراسر کذب و جعل دستگاه امنیتی ایران در حالی است که دولت ایران همواره منکر وجود نقض حقوق بشر در ایران می شود.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مجدد تاکید کرد که این مجموعه و تمامی بازداشت شدگان فعالان مدنی با سوابقی روشن هستند و سناریو سازی دستگاه امنیتی با استفاده از حنای بی رنگ رسانه های دولتی به هیچ عنوان اعتباری در نزد این تشکل و همینطور وجدان های بیدار نخواهد داشت، این مجموعه جامعه بین الملل را به توجه جدی تر به وضعیت فعالان حقوق بشر دربند و کلیت وضعیت حقوق بشر در ایران فرا می خواند.


دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
یکشنبه - ۲ خرداد ماه ۱۳۸۹

هرانا؛ انتقال رضا ملک به سلول انفرادی

خبرگزاری هرانا –  معاون سابق تحقیق و بررسی وزارت اطلاعات روز گذشته به دلیل نامعلومی به بند 240 زندان اوین منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، رضا ملک معاون سابق تحقیق و بررسی وزارت اطلاعات در دوره تصدی گری علی فلاحیان که پس از افشای قتل های زنجیره ای در زندان بسر می برد روز گذشته به دلیل نامعلومی از اندرزگاه 8 زندان اوین به سلول انفرادی بند 240 منتقل شد.
آقای رضا ملک پیشتر در بند 350 زندان اوین تحمل حبس می نمود و در پی انحلال بند 350 به اندرزگاه 8 زندان اوین منتقل شد.

بر پایه ی طرح "مقابله با مزاحمان نوامیس" جلوی خودروی افراد "بدحجاب" گرفته شد

خبرگزاری هرانا - ماموران یگان امداد و پلیس امنیت اخلاقی بر پایه ی طرحی موسوم "مقابله با مزاحمان نوامیس" با دختران بدحجاب و پسرهای بدپوشش در خودروها برخورد کردند.
در این طرح که به تازگی و در شرق تهران (خیابان گلبرگ) به اجرا درآمده است، ماموران با ضبط مدارک خودرو این افراد و دادن یک رسید، به آن ها می‌گفتند که برای دریافت مدارک به یگان امداد مراجعه کنند.
به گزارش ایلنا، در حالیکه تعداد زیادی مامور در محل مستقر بود و سرنشینان بیش تر خودروها متوجه حضور ماموران می‌شدند، ماموران اقدام به متوقف کردن خودروهایی می‌کردند که سرنشینان آنها به عقیده ماموران "بدحجاب" و یا "بدپوشش"بودند.
نیروهای پلیس در بعضی موارد خودروها هم را توقیف کرده و در برخی موارد به ضبط مدارک بسنده می‌کردند.
گفته می شود حضور تعداد زیادی خوردو و مامور پلیس در محل باعث شده بود، اهالی محل در خیابان جمع شوند که ماموران از مردم می خواستند محل را ترک کنند.
این طرح با حضور معاون عملیات پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ به اجرا گذاشته شد و هم اکنون نیز در حال اجرا است.
بر اساس این گزارش، تاکنون ده ها خودرو از سوی پلیس توقیف شده است.

یک نفر در ملا عام در شهر اهواز به دار آویخته شد

خبرگزاری هرانا - ظهر جمعه مورخ 31/2/89 یک تن در اهواز و در ملا عام از سوی دستگاه قضایی به دار آویخته شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، محل اجرای این حکم اعدام ابتداي جاده ی کوت عبدالله، جنب ترمينال آبادان، بود.
دادگاه انقلاب اهواز جرم نامبرده را قاچاق مواد مخدر عنوان کرده است.
گفته می شود حکم اعدام صادره از سوي ديوان عالي کشور نیز تایید شده بود.

بازداشت بهمن نصیرزاده، معلم و شاعر آذربایجانی

خبرگزاری هرانا - بهمن نصیرزاده معلم و شاعر آذربایجانی روز شنبه مورخ اول خرداد ماه، توسط ماموران امنیتی ماکو در منزلش بازداشت شد.

ماموران امنیتی ساعت 2 بامداد شنبه بدون در دست داشتن حکم به منزل این معلم آذربایجانی مراجعه و وی را بازداشت کرده اند. ماموران پس از بازداشت نصیرزاده اقدام به تفتیش منزل نموده و دوربین فیلمبرداری، سی دی ها، کتابها و اشعار و دست نوشته های او را با خود بردند.
به گزارش ساوالان سسی، مسئولین قضایی و امنیتی از پذیرفتن مسئولیت بازداشت آقای نصیر زاده، امتناع کرده و از محل نگهداری وی ابراز بی اطلاعی می نمایند.

نصیرزاده پیش از این نیز در جریان اعتراضات گسترده آذربایجانی ها در سال 85 بازداشت و پس از نزدیک به یک ماه بازداشت موقت از زندان آزاد شده بودند.
منابع محلی احتمال می دهند بازداشت این معلم و فعال مدنی بدنبال پخش گسترده اعلامیه هایی در رابطه با ۱ خرداد سالروز قیام آذربایجانیها پس از چاپ کاریکاتور توهین آمیز در روزنامه ایران و دستگیری گروهی از فعالان مدنی باسابقه در شهرهای مختلف آذربایجان صورت گرفته باشد.

دادستان قزوین از پیگیری قانون قطع دست برای کاهش سرقت در قزوین خبر داد

خبرگزاری هرانا - صادقی نیارکی، دادستان قزوین، با بیان این‌که برخی جرایم در قزوین در حال افزایش است، اظهار کرد: مواد مخدر، سرقت و ضرب و جرح عمدی به ترتیب بیش ترین جرایم را به خود اختصاص داده است که با احکام سنگین تر نظیر قطع دست و اجرای فوری آنها مطابق با قانون، درصدد کنترل این جرایم هستیم.
صادقی با تاکید بر این‌که اجرای احکام با جدیت و حتمیت پیگیری می‌شود، گفت: در اجرای احکام در حال حاضر 15 هزار رای در جریان است که 7 هزار مربوط به اجرای احکام انقلاب و بقیه در حوزه مواد مخدر است.
به گزارش ایسنا، دادستان قزوین به آمار بازداشت شده‌های سال گذشته اشاره کرد و گفت: در دو ماهه سال گذشته 802 نفر بازداشت و روانه زندان شده‌اند که این رقم در مدت مشابه سال جاری هزار و 819 نفر است.
به گفته وی، در زمینه مبارزه با بزهکاری و مجرمان 126 درصد رشد وجود داشته است و برای کنترل آن احکام سنگین تری اجرا می‌شود و قرار است اجرای احکام سرقت بر مبنای قطع دست پیگیری شود.
وی تاکید کرد: در اجرای احکام در همه جرایم با شدت و حتمیت بالاتری عمل خواهد شد.

۱۳۸۹ خرداد ۱, شنبه

گزارش اکسیون دسته جمعی حامیان مادران عزادار ایران در شهر بوخوم - آلمان در اعترا ض به اعدام ها در ایران

از روز دوشنبه تا پنجشنبه ۲۷ تا ۳۰ اردیبهشت برای اعترا ض به اعدام  شیرین علم‌هولی، فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی،
علی حیدریان و مهدی اسلامیان در ایران و برای همبستگی با مادران و خانواده های این عزیزان قربانی برای پس گرفتن
پیکر عزیزانشان  و برای افشاگری اعدام های احتمالی در ایران ,گروه های مختلفی به صورت جمعی دست به یک اکسیون
اعترا ضی خبر رسانی و تحصن زدیم  ، که این حرکت  با موفقیت کامل اجرا گردید.
در این چند روز ما موفق به جمع کردن مقدار زیادی امضا بر علیه اعدام و رسیدگی به پرونده  زندانیان سیاسی در ایران شدیم ،
که همه امضا ها برای بان کی مون دبیر اول سازمان ملل متحد ارسال گردید  .
حمایت گروه های مختلف از این اکسیون در حد فوق العاده خوبی پیش رفت .
برخورد ها و ارتباط و همبستگی  مردم  با ما و احساسات آنها در رابطه با اعدام ها در ایران به حدی همدلانه بود ،
که گاه ، فراموش می کردیم ، که دور از وطن به سر می بریم .
 گروهای غیر ایرانی هم  از ما در این حمایت کردند ، که از جمله گروه دانشجویان کرد دانشگاه بوخوم بودند و همچنین سازمان عفو بین الملل از شهر بوخوم و اسن ، که دبیر اول  سازمان عفو بین الملل از شهراسن ، در روز آخر به ما ملحق گشت  و همبستگی خود را با ما بصورت حضوری اعلام 
گردید .
با تشکر فراوان از همه عزیزان ، که ما را در پیشبرد این برنامه یاری رساندند ، و با تشکر از همه عزیزان ،
که با همراهی خود ، قدم های ما را استوارتر کردند .
 به امید آزادی
گروه حامیان مادران عزادار ایران - آلمان

* در لینک زیر ، نام همه گروه های هماهنگ کننده  و پشتیبانان ذکر گردیده است  ، به جز چند گروه
  که پیغام آنها دیرتر به دست ما رسید .
http://news.gooya.com/politics/archives/2010/05/105067.php
 
DSC07062.JPG


 
DSC07066.JPG 
DSC07077.JPG
DSC07079.JPG
DSC07033.JPG        
DSC07026.JPG     
DSC07070-1.JPG
  
DSC07024.JPG

مادر بهکیش، همچنان استوار است

هر وقت یاد مادرانی می افتم که چند نفر از فرزندان شان اعدام شده اند، تنم می لرزد و فکر میکنم چطور طاقت آورده اند، چگونه زندگی می کنند و در مقابل شان احساس حقارت می کنم که خودم با بازداشت پسرم چطور پریشان بودم و نمی توانستم حتی درست فکر کنم و دست از خودم و همسر و خانه و زندگی شسته بودم و مجنون وار در خیابان ها می چرخیدم . 
با مادرانی داغدار، چشم انتظار و عزادار وارد منزل مادر بهکیش می شویم. شنیده و خوانده بودیم که 5 تن از فرزندان و دامادش، یعنی 6 نفر از اعضای این خانواده را در سالهای مختلف دهه شصت اعدام کرده اند ولی نمی دانیم که این سالها چطور براین مادر گذشته. برای ادای احترام خدمت ایشان می رویم . 

مثل تندیسی زیبا روی مبل، کنار واکر مخصوص راه رفتن اش نشسته است. خانه اش از عکس های بچه های جان باخته اش و گلدان های سبز و سرحال پوشیده شده، چای و شیرینی و میوه حاضر و آماده است و منصوره اش، پروانه ای شده بر گردش .
دلمان نمی آید از گذشته صحبت کنیم از هر دری می گوییم . مادری از میان جمع از دلتنگی هایش از رنج هایی که کشیده و هنوز چشم انتظار فرزندش، شب و روز ندارد می گوید. مادران  از بی رحمی ها، از ظلم، از زندان، از بهشت زهرا، از خاوران، از مادر ندا، مادر مسعود، مادر کیانوش و از سفر رشت و کرمانشاه، از اعدام های اخیر و از بی قانونی های موجود سخن می گویند.
مادر بهکیش، اینگونه آغاز می کند: این دل که طاقت حرف زدن نداره، یکی، دو تا، سه تا، 5 تا از بچه هامو ازم گرفتند، 5 جوان تحصیلکرده و انسان، از کدامشان بگویم. همه خوب بودند، دلسوز و مهربون، می تونستند زندگی خوبی داشته باشن.
بچه بزرگم که کشته شده زهرا بود، فوق لیسانس فیزیک و دبیر بود. خودش مشکلی نداشت و برای مردم خودش را به کشتن داد. شوهرش سیامک اسدیان را هم کشتند و هر دو خیلی انسان و دلسوز مردم بودند. سیامک(اسکندر) را در سال 60 در یک درگیری کشتند. او پسری بسیار نازنین و مهربان بود. او حتی آزارش به یک مورچه هم نمی رسید. برای او مراسم با شکوهی در خرم آباد گرفته بودن که بی نظیر بود. همه لرها به صورتشان چنگ می انداختند و مویه می کردند. خانه و خیابان پر از جمعیت بود.
زهرا اول سال از همه شاگردانش می پرسید" شغل پدرت چیست؟ " بعد بیشتر حقوق اش را صرف شاگردهایی می کرد که فقیر بودند. می گفتم: زهرا جان، قدری هم برای خودت نگه دار. می گفت:" مادر اینها گرسنه اند، تقصیر خودشون که نیست". سر این بود که گرفتنش. به جرم انسان بودن. نمی دونید چه جور گرفتنش و با چه وضعی کشتنش، حتی قبرش رو هم نشانمون ندادند . همیشه می گم آقایون خیلی افتخار نکنید، دختر پیغمبر هم قبرش ناپیداست، بگذار قبر زهرای من هم ناپیدا باشه.
برای اینکه بچه ها رو جمع و جور کنیم، شبانه خونه مشهد رو فروختیم و به کرج اومدیم ولی همونجا همه بچه هامو جلوی چشمان من و پدرش گرفتند.
بعدش محمود، محمد، محسن و علی ... از کدومشون بگم. هر کدومشون در کاری که بودند مسئولانه کار می کردند و گاهی به همین دلیل دچار مشکل می شدند. محمود در سال 62 مسئول کنترل کیفی کارخانه پلاسکو بود و یک بار به دلیل عدم استفاده از مواد اولیه بهداشتی، در انبار را پلمپ کرده بود و ... باز تکرار می کند: " زهرای من فوق لیسانس فیزیک و دبیر بود ." اونها زندگی شونو برای مردم دادن ولی مردم از دل ما خبر ندارند .
محمود زمان شاه هم زندان بود و حبس ابد داشت و بعد از رفتن شاه، قبل از انقلاب سال 57 روی دست های مردم به همراه سایر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد. ولی دوباره او را در سال 62 دستگیر کردن و بهش 10 سال حکم دادند. 5 سال حبس اش رو کشیده بود که در سال 67 اعدام اش کردند. یک روز که ملاقات رفته بودم، یک دفعه دیدم دندونهای جلوی محمود نیست، گفتم چی شده پسرم ؟ گفت: "هیچی مامان جان، زمین خورده ام ناراحت نباش" .
محمد نازنین که می گن جلوی خونه تیمی اش کشته شده. او هیچ اسلحه ای به همراه نداشته ولی دور خونش محاصره بود و در همانجا او را به همراه دوستش، خشایار پنجه شاهی به رگبار بستن و با هم کشته شدن. مادر پنجه شاهی هم پنج تا بچه اش کشته شدن. ما با هم خیلی دوست شده بودیم و او دایم به خانه ما، در کرج می آمد. ما دردهای مشترکی داشتیم و زبون همو خوب می فهمیدیم. او زن خیلی مقاومی بود که متاسفانه فوت کرد.

محسن نازنین و مهربان منو که 21 سال داشت و برای استقبال آقای خمینی سر و دست می شکست که از مشهد به تهران بیاید، در سال 62 گرفتن و سال 64 کشتنش. اصلاً نفهمیدیم که چرا اونو اینقدر بی سر و صدا و با سرعت کشتن.
علی کوچولوی ته تغاری منو که 19 سال بیشتر نداشت و هیچ کار خلافی نکرده بود، در شهریور سال 62 دستگیر کردند. او یک هوادار ساده سازمان فدایی بود و شاید چند اعلامیه پخش کرده بود. اونو آنقدر کتک زده بودن و با پاهای خون آلود به خونه آوردن. من مادر که قیافه او رو دیدم داشتم دیوانه می شدم. او فقط می خواست مردم فقیر نباشند و زندگی راحتی داشته باشن. با این جرم برای او 8 سال حکم بریدند و اونو هم در سال 67 با اعدام های دسته جمعی کشتنش .
همسرم، سه سال آخر عمرش دیوانه شده بود. او بچه ها، بخصوص زهرا و محمود را خیلی دوست داشت. دم خونه قالیچه می انداخت و می نشست و می گفت: "مواظبم نیان ما رو ببرن سر چها راه دار بزنن". می گفتم: " مگه ما چیکار کردیم که ما رو بکشن؟" می گفت: "هیچی، مگه بچه های ما چیکار کرده بودند" .
چی بگم، بی رحم ها، محمد رو اسفند سال 60، سیامک رو مهر ماه 60، زهرا رو شهریور 62، محسن رو اردیبهشت 64 و محمود و علی رو شهریور 67 کشتن. من بیشتر عمرم رو جلوی در زندان ها، برای گرفتن ملاقات و در گورستان ها گذروندم.
مادر بهکیش باز آهی می کشد و تکرار می کند: زهرا فوق لیسانس فیزیک و دبیر بود، شوهر داشت، می تونست زندگی خوبی داشته باشه، ولی دلش طاقت نمی آورد مردم گرسنه باشند. هم او و هم شوهرش سیامک را کشتند. 
یکی از مادران عزادار با گریه می گوید" مادر؛ حرفی، پیامی، برای ما مادران عزادار دارید. پاسخ می دهد: صبر و استقامت داشته باشید، بالاخره نتیجه می ده.
ببینید جسد هیچ کدوم از بچه هام رو به من ندادند. داغ فرزند خیلی سخته. اونهم نه یکی نه دو تا پنج تا، با دامادم میشه شش تا. آنهم چه بچه هایی، یکی از یکی نازنین تر. من به اسم همشون قسم می خورم و امید دارم که روزی دادم را بستانم.
محمود و علی رو که کشتن، بعداز سه ماه فقط ساک اونها رو دادند و حتی وصیتنامه هایشان را هم ندادند و گفتند: "پاره کرده ایم". هر چه فریاد می زدم، التماس می کردم ، بگید کجا خاکشان کرده اید؟ نگفتند. مدتهای طولانی در راه اوین و بهشت زهرا سرگردان بودم. به بهشت زهرا می رفتم می گفتند:" برید از اوین بپرسید ما نمیدانیم"، به اوین می رفتم می گفتند:" برید از بهشت زهرا بپرسید ما نمی دانیم". آخر، یکی از مامورهای بهشت زهرا دلش به حال ما سوخت و آدرس خاوران رو داد که با همسرم به خاوران رفتیم ودیدیم چه فاجعه ای اتفاق افتاده. فقط برای همه مادرا آرزوی صبر دارم و امیدوارم خون بچه های ما پایمال نشه. 
همه تحت تاثیر صحبت های مادر، در حالی که  اشک می ریختند، آرزو می کنند خون این جوانان درخت آزادی را بارور کند و دیگر هیچ مادری عزادار و داغدار نشود.
یک مادر داغدار

رنجنامه زندانی سیاسی، حسن میرزایی از زندان اورمیه


خبرگزاری هرانا – حسن میرزایی زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه که از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب ارومیه به تحمل 32 ماه حبس محکوم شده است با نگارش رنجنامه ای از شکنجه های روا شده بر خود در طول بازداشت اش در اداره اطلاعات سلماس، خوی، ارومیه و اوین خبر داد.
متن رنجنامه ی این زندانی که به خبرگزاری هرانا ارسال شده است به قرار زیر است:
اینجانب حسن میرزایی در تاریخ 3/3/88 در ایست بازرسی سپاه  در منطقه سلماس توسط ماموران امنیتی دستگیر شدم و حدود هفده روز در وزارت اطلاعات شهرستانهای سلماس و خوی بازداشت بوده و تحت بازجویی بودم در مورخ 21/3/88 از زندان شهرستان خوی به اداره اطلاعات شهرستان ارومیه منتقل شدم و حدود 47 روز تحت شکنجه های فیزیکی و روحی شدیدی قرار داشتم.
در طول  47 روز شکنجه در اداره اطلاعات شهرستان ارومیه شاهد شکنجه های فیزیکی از قبیل ضرب و شتم، شلاق زدن به پاها و کتف هایم، جوجه کباب (آویزان کردن از دست ها و پا ها ) و آویزان کردن از دو دست بودم.
از روز هفتم بازداشت در اداره اطلاعات ارومیه روزانه دو بار صبح و عصر توسط صندلی برقی شکنجه شدم و  بعد از 14 روز به  بند 209 اوین منتقل شدم و در آنجا نیز با تزریق 3 بار امپول به بدنم دچار کندی عضلات و کندی عجیب در پاسخگویی به سوالات و عدم توانایی در راه رفتن شدم و طی این مرحله حدود 7 الی 8 روز به جز آب نمیتوانستم غذا بخورم.
سپس از  بند 209 زندان اوین به زندان خوی منتقل شدم که در ایام سپری شده در این زندان به دلیل آسیب دیدگی از ناحیه سینه دچار تنگی نفس و سرفه های شدید به همراه خلط شده ام و زانوی چپم نیز به دلیل تحمل شکنجه های شدید جسمی همچنان اذیتم می کند.
در مدت یک سال که در زندان های شهرستان خوی و ارومیه هستم یعنی تحمل حبس مینمایم با توجه به پیگیری هایم و مراجعات متعدد به بهداری زندان و طبق نظر پزشک زندان خوی و زندان ارومیه در معاینات اولیه اعلام شد که شش هایم نیازی فوری به  عکس رادیو لوژی دارد و همچنین در معاینات مقدماتی در بهداری زندان اوین نیز پزشک زندان گفت بر اثر آن شکنجه ها رشته های عصبی قسمت زانوی پای چپ آسیب شدید دیده و این موضوع باعث لاغر شدن پای چپم شده است
پس از معایانات پزشکی بارها در خواست معالجه با هزینه شخص ام در بیمارستانی در خارج از زندان شدم و یا خواهان ملاقات با یک پزشک متخصص شده ام که تا کنون نتیجه ای در بر نداشته است و حال عمومی ام روز به روز به وخامت می گراید.
با مشاهده این ظلم ها و تحمل شکنجه های جسمی و روحی و عدم درمان بیماری هایم و کارشکنی های صورت گرفته از سوی مسئولین از تمامی سازمانها و نهاد های حقوق بشری در داخل کشور تقاضا دارم نسبت به انتشار شکنجه های متحمل شده ام افشاگری نموده و آنرا به گوش جهانیان برسانند.
هم چنین از کلیه هم وطنان در خارج از کشور که در فعالیت های بشر دوستانه پیش قدم هستند در خواست دارم  که به نیابت از بنده شکایتی را از رژیم منحوس حاکم بر ایران در دادگاه بین المللی لاحه طرح کنن تا بعد از آزادی از زندان مخوف رژیم جهل و ظلم از طریق محافل حقوقی پیگیر این وحشی گری ها شوم در نهایت از تلاش تمامی دوستان و مدافعان حقوق بشر تشکر مینمایم.
حسن میرزایی فرزند علی
زندان مرکزی ارومیه
1 خرداد ماه 89
منبع : خبرگزاری هرانا

نامه ای از یک دانش آموز محروم از تحصیل

خبرگزاری هرانا - نورا ثابت دانش آموز مرحوم از تحصیل بهایی با ارسال نامه ای به خبرگزاری هرانا برخورد های تبعیض آمیز سیستم آموزشی در خصوص پرونده اش به دلیل اعتقاد به آئین بهایی را بازگو نموده است.
متن این نامه که به خبرگزاری هرانا ارسال شده است به قرار زیر است:
من نورا ثابت یک دانش آموز بهایی هستم که در پایه ی سوم راهنمایی درس می خوانم به دنبال گزارش بخشنامه ی شرکت دانش آموزان  در آزمون ورودی مدرسه تیزهوشان ،بنده برای شرکت در این آزمون داوطلب شدم و متوجه شدم که برای ثبت نام در این آزمون نیازمند داشتن گواهی اشتغال به تحصیل که به مهر مدرسه ممهور باشد،هستم
بنابراین از مدرسه تقاضای دریافت این گواهی را کردم و مدرسه در ابتدا این گواهی را به من داد اما پس از چند دقیقه مرا در دفتر مدرسه خواستند و گواهی مرا از من گرفتند و گفتند که آنها باید ابتدا  از حراست منطقه کسب اجازه کنندو سپس این گواهی را به من دهند . والدین من در روز بعد به مدرسه آمدند و با مشکلات فراوان هر طور بود این گواهی را از مدرسه گرفتند. ما پس از دریافت این گواهی به محل مربوط به ثبت نام  در این آزمون رفتیم و این گواهی را به همراه اصل فیش واریزی 70000 ریال به آنجا دادیم و پس  از آن کاغذی که حاوی شماره کارت و رمز عبور بود را دریافت کردیم. سپس می بایست این رمز عبور و شماره کارت را در سایت رسمی مرکز سنجش آموزش و پرورش به همراه دیگر اطلاعات شخصی وارد  سایت می کردیم و پس از طی کردن مراحل پایانی ثبت نام در این  آزمون کد رهگیری  را از این سایت دریافت می کردیم که وجود این کد نیز بسیار ضروری است. ولی به دلیل اینکه یکی از مواردی که باید توسط ما در این سایت پر می شد،ستون دین بود و چون در بین ادیان انتخابی تنها چهار دین رسمی کشور ایران(اسلام،مسیحی،کلیمی و زرتشتی) وجود داشت لذا من نتوانستم در این آزمون ثبت نام کنم . البته والدینم در این خصوص پی گیری های زیادی را انجام دادند که در نهایت  به هیچ نتیجه نرسیدند و به ما گفته شد که ما فقط می توانیم یکی از از ادیان رسمی را در سایت انتخاب کنیم.


شایان ذکر است است که من سه سال گذشته یعنی زمانی که در کلاس پنجم دبستان هم بودم علیرغم اینکه در مرحله اول این آزمون قبول  و در مرحله دوم نیز با وجود اینکه مطمئن بودم قبول شدم ولی در مصاحبه با توجه به سوالاتی که از اعتقاد من در سن 11 سالگی شد مرا از پذیرش ممنوع و گفتند تو قبول نشدی و با ارائه یک کلید سوال متفاوت از بقیه می خواستند به ظاهر مرا متقاعد کنند که قبول نشدم  و از ورود من به این مرکز ممانعت به عمل آمد.

متاسفم از اینکه چنین تبعیضاتی با نام قانون در کشور ما بسیار دیده می شود.. برای ثبت نام در مدارس غیر انتفاعی بسیاری هم امسال و هم سه سال پیش در مقطع راهنمایی مراجعه نمودم که هیچکدام از مدارس غیر انتفاعی درجه یک مرا نپذیرفتند و اعلام نمودند ما با توجه به ضوابطی و یا بر طبق آیین نامه هیئت موسسان از پذیرش غیر مسلمان و یا بهایی معذوریم .در این صورت برای یک دانش آموز بهایی در این کشور یا رفتن به نزدیک ترین مدرسه دولتی به خانه اش امکان پذیر است آن هم اگر مدیر و مربی مسئله خاص و یا کینه ای نسبت به بهاییان نداشته باشند و الا آنجا هم برای ما سخت و مشکل خواهد بود.

با آرزوی  روزی که قلب همه انسان ها به صلح و وحدت و عدالت روشن شود.
نورا ثابت

گزارش تکمیلی حمله خشونت آمیز به تجمع دانشجویان دانشگاه آزاد تهران- مرکز

خبرگزاری هرانا - در اولین روز از خرداد ماه سال جاری دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز دست به تجمعی اعتراضی زدندکه از سوی عوامل امنیتی و نیروهای بسیجی به خشونت کشیده شد.

در پی فراخوان دانشجویان مبنی بر برگزاری تجمع در اعتراض به کودتای انتخاباتی صورت گرفته چند صد نفر از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز دست به تجمع زدند.
به گزارش ادوار نیوز، از صبح امروز فضای دانشگاه به شدت امنیتی بود به حدی که نیرو های امنیتی و بازجویان وزارت اطلاعات و نیرو های انصار حزب الله در داخل دانشگاه حضور داشتند و گارد ضد شورش خیابانهای اطراف دانشکده را به محاصره در اورده بودند و نیرو های امنیتی مانع ورود بسیاری از دانشجویان می شدند.

دانشگاه نیز از صبح امروز بیش از پنجاه نفر از دانشجویان را ممنوع الورود کرده بود.

با پایان یافتن کلاس های نوبت صبح ونزدیک شدن به زمان تجمع رفته رفته بر تعدا د دانشجویان اضافه می شود وتجمع با سر دادن شعار « یا حسین، میر حسین» آغاز می شود و شعار های «مرگ بر دیکتاتور»،«دانشجوی با غیرت حمایت»،«دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و ... از دیگر شعار های دانشجویان بود.

دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی و سخنرانی یکی از دانشجویان به تجمع خود پایان دادند. نیروهای امنیتی و بسیجی به همراه بازجویان وزارت اطلاعات که شخصا در داخل دانشکده فنی حضور داشتند قصد باز داشت تعدادی از دانشجویان را داشتند که دانشجویان موفق به فرار از دست ایشان شدند و تعدادی نیز بازداشت شده اند.كلاس هاي بعد از ظهر دانشكده فني تهران مركز در اثر شدت درگيري ها و ممانعت از ورود دانشجویان به دانشگاه تعطیل شده است.

تا لحظه تنظیم خبر چهار تن از دانشجویان در حالیکه به شدت خونریزی داشتند و توسط نیروهای بسیجی مصدوم و مضروب شده بودند در داخل دفتر انتظامات باز داشت هستند و از انتقال آنها به بیمارستان جلوگیری می شود.از حدود یک ساعت پیش از آغار تجمع تا لحظه تنظیم خبر موبایل ها قطع می باشد و به همین دلیل از تعداد بازداشتی ها و زخمی ها ی بیشتر آمار دقیقی در دسترس نیست.

این چندمین باری است که تجمعات اعتراضی دانشجویان این دانشکده به خشونت کشیده می شود و این در حالی است که دکتر گذشتی رئیس دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز پیش از این قول جلوگیری از تکرار چنین حوادثی را داده بود. دانشجویان معتقدند ورود آزادانه لباس شخصی ها و بازجویان وزارت اطلاعات و ضرب و شتم دانشجویان بدون هماهنگی با ایشان صورت نمی گیرد و صدور احکام سنگین و بی سابقه ممنوعیت از تحصیل و تبعید مکرر دانشجویان و گماردن دکتر افتخاری بر مسند ریاست دانشکده فنی جهت امنیتی تر کردن فضا را در این راستا می دانند.

گفتنی است دانشجویان دانشگاه آزاد پیش از این و در ابتدای سال تحصیلی هفت تجمع در اعتراض به دولت کودتا برگزار کرده بودند که تجمع سوم دانشجویان تهران مرکز در 21 مهر ماه سال 88 با ضرب و شتم دانشجویان و شلیک گاز اشک آور از سوی نیرو های امنیتی و بسیجی مواجه شد که منجر به بستری شدن تعدادی از دانشجویان در بیمارستان شد.

در سال تحصیلی جاری نیز بیش از پنجاه ترم حکم تعلیق و تبعید از تحصیل برای دانشجویان واحد تهران مرکز صادر شده است. اعتراض به کودتای انتخاباتی صورت گرفته و بازداشت دانشجویان و احکام گسترده ممنوعیت از تحصیل برا دانشجویان این واحد از محورهای این تجمع ذکر شده بود. نيروهاي یگان ويژه موتور سوار هم دور دانشكده فني تهران مركز در حال تردد هستند و در بعضي از موارد دانشجويان مورد ضرب و شتم قرار مي دهند.

تدوام یورش گارد زندان رجایی شهر به زندانیان بی دفاع / ضرب و شتم و تخریب اموال زندانیان

خبرگزاری هرانا – در پی یورش گارد زندان رجایی شهر به زندانیان بی دفاع این زندان عده ای به شدت مصدوم و بسیاری از وسایل زندانیان تخریب شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در تداوم یورش های سیستماتیک گارد ضد شورش زندان رجایی شهر کرج صبح امروز عده ای از زندانیان بر اثر ضرب و شتم دچار مصدومیت هایی از ناحیه سر، صورت، دست و پا شده اند و درمان این زندانیان با مخالفت مسئولین نیز تا کنون از سوی بهداری مستقر در زندان انجام نگرفته است.
در این یورش سازمان یافته که در ماه های اخیر روند سیستماتیکی به خود گرفته است دست کم 80 دستگاه یخچال که با هزینه زندانیان خریداری شده بود توسط گارد زندان تخریب شد.
زندان رجایی شهر در سالهای اخیر به تبعید گاه برخی از زندانیان سیاسی تبدیل شده است که بدون تفکیک جرایم در میان زندانیان عادی و مبتلا به بیماری های پوستی و خونی نگهداری می شوند.

بازداشت بهبود قلیزاده، از فعالین مدنی آذربایجان

خبرگزاری هرانا - بهبود قلیزاده از فعالین مدنی آذربایجان، روز جمعه 31 اردی بهشت ماه توسط ماموران امنیتی در میاندوآب بازداشت شد.

ماموران امنیتی ظهر روز جمعه با مراجعه به مغازه ی عکاسی قلیزاده درخیابان امام میاندوآب، این فعال آذربایجانی را بازداشت و اقدام به تفتیش مغازه وی نمودند و کیس های کامپیوتر، سی دی ها و سایر وسایل شخصی وی را با خود بردند.

به گزارش ساوالان سسی، مسئولین امنیتی و قضایی میاندوآب از دادن پاسخ به سوالات خانواده ی این فعال مدنی در خصوص علت بازداشت و محل نگهداری و اتهامات امتناع می کنند.

بهبود قلیزاده دبیر سازمان غیر دولتی یاشیل آذربایجان است که در ماه های اخیر توسط شورای تامین شهر میاندوآب با اتهام قومیت گرایی لغو مجوز شد.

دادگاه انقلاب مهاباد چندی پیش این فعال آذربایجانی را در رابطه با استفاده از نام ترکی و سمبل های آذربایجانی در تابلو مغازه عکاسی و فعالیت های قوم گرایانه از طریق آموزش رقص آذربایجانی در سازمان غیر دولتی یاشیل آذربایجان به دادگاه احضار نموده بود.
گفتنی است قلیزاده پیش از این نیز در جریان تظاهرات آذربایجانی ها بر علیه چاپ کاریکاتور نژادپرستانه در روزنامه دولتی ایران در سال 85 بازداشت و پس از چند ماه بازداشت موقت آزاد شده بود.

هرانا؛ لیست بازداشت شدگان ثبت شده در اردی بهشت 89

خبرگزاری هرانا - آنچه که در پی می آید مشخصات و هویت 55 شهروندی است که در رابطه با فعالیت های مذهبی، سیاسی یا اجتماعی توسط نیروهای انتظامی یا امنیتی بازداشت شده اند، این لیست افرادی را در برمی گرد که در محدوده ی اردی بهشت ماه  1389 بازداشت یا نزدیک به این تاریخ از سوی واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعلام هویت شده اند.

1   محمد تقی فلاحی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
2    ایرج جوادی- نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
3    فرقانی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
4    محمدی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
5    رئیس زاده - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
6    خانم باد پر - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
7    زینال زاده - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت:  12 ارديبهشت 89
8    سوری - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
9    شیورانی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
10  ایمان زاده - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
11  منتجبی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
12  خسروی - نوع فعالیت: سردبیر سایت هم میهن نیوز - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
13  مریم عباسی نژاد - نوع فعالیت: دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
14  حسین رئیسیان - نوع فعالیت: استاد دانشگاه بین المللی امام خمینی - تاریخ بازداشت: 13 اردبیهشت 89
15  حسين محمدي الوار - نوع فعالیت: فعال مدنی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 14 اردبیهشت 89
16  مجید اسلامی - نوع فعالیت: بهایی-  تاریخ بازداشت: 9 اردیبهشت 89
17  وحید طلایی - نوع فعالیت: عضو کمیته پیگیری حقوقی میرحسین موسوی - تاریخ بازداشت:14 اردیبهشت 89
18  سیمین گرجی - نوع فعالیت: بهایی-  تاریخ بازداشت: 15 اردیبهشت 89
19  پیمان نودینیان- نوع فعالیت: اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان- تاریخ بازداشت: 19 اردبیهشت 89
20  ملکی - نوع فعالیت: اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان - تاریخ بازداشت: 19 اردبیهشت 89
21  زارع - نوع فعالیت: اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان - تاریخ بازداشت: 19 اردبیهشت 89
22  زندی نیا - نوع فعالیت: اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان - تاریخ بازداشت: 19 اردبیهشت 89
23  آرام ویسی - نوع فعالیت: فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت:  23 اردبیهشت 89
24  فواد  مرادی - نوع فعالیت: فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت:  23 اردبیهشت 89
25  توفیق  پرتوی - نوع فعالیت: فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت: 23 اردبیهشت 89
26  دانا لنجاوایی - نوع فعالیت:  فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت: 23 اردبیهشت 89
27  سامان زندی - نوع فعالیت: فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت:  23 اردبیهشت 89
28  علیرضا شیرازی - نوع فعالیت: مدیر سرویس وبلاگ بلاگفا- تاریخ بازداشت:    23 اردبیهشت 89
29  علیرضا حسین زاده - نوع فعالیت: فعال مدنی آذربایجان  - تاریخ بازداشت: 21 اردیبهشت 89
30  رضا  عبدی - نوع فعالیت:  فعال مدنی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 21 اردیبهشت 89
31  علی نجفی-  تاریخ بازداشت: 4 اردبیهشت 89
32  محمد خانی- تاریخ بازداشت: 4 اردبیهشت 89
33  سعید جهان آرا - تاریخ بازداشت: 4 اردبیهشت 89
34  علی رضا هاشمی - نوع فعالیت: دبیر کل سازمان معلمان ایران - تاریخ بازداشت: 8 اردیبهشت 89
35  توفيق مرتضي پور - نوع فعالیت: اعضای کانون صنفی معلمان در تبریز - تاریخ بازداشت: 8 ارديبهشت 89
36  علی اکبر باغانی - تاریخ بازداشت: 8 اردی بهشت 89
37  محمد بهشتی لنگرودی  - تاریخ بازداشت: 8 اردی بهشت 89
38  مسعود حیدری - نوع فعالیت: مدیرعامل سابق خبرگزاری ایلنا - تاریخ بازداشت: 26 اردیبهشت 89
39  محسن آرمین - نوع فعالیت: سخنگو و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی- تاریخ بازداشت: 26 اردیبهشت 89
40  متین فتاحیان - نوع فعالیت: شهروند کرد - تاریخ بازداشت: 22 اردبیهشت 89
41  حاج احمد  یزدانفر - نوع فعالیت: محافظ ارشد میر حسین موسوی - تاریخ بازداشت: 27 اردیبهشت 89
42  بهمن خدادادی - نوع فعالیت: دانشجوی طیف چپ اصفهان - تاریخ بازداشت: 18 اردیبهشت 89
43  مصطفی  جمشیدی - نوع فعالیت: روزنامه نگار آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 28 اردیبهشت 89
44  رامین جباری - نوع فعالیت: روزنامه نگار آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 27 اردیبهشت 89
45  حافظ  سردارپور  - نوع فعالیت: فعال فرهنگی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 27 اردیبهشت 89
46  مهناز  کریمی  - نوع فعالیت: شاعر آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 28 اردیبهشت 89
47  نادر  عزیزی - نوع فعالیت: فعال فرهنگی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 27 اردیبهشت 89
48  مهدی  زینالی - نوع فعالیت: فعال فرهنگی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 28 اردیبهشت 89
49  زهرا شمس - نوع فعالیت: دانشجوی رشته ی حقوق دانشگاه فردوسی مشهد - تاریخ بازداشت: 16 اردیبهشت 89
50  مصطفی شعار - نوع فعالیت: استاد و مفسر قرآن - تاریخ بازداشت:  اردیبهشت 89
51  وحيد اسماعيل زادگان - نوع فعالیت: شهروند بهايي - تاریخ بازداشت: 11 اردیبهشت 88
52  محمد  فرجیان - نوع فعالیت: فعال مدنی آذربایجانی و معلم - تاریخ بازداشت:  29 اردیبهشت 89
53  اجلال قوامی - نوع فعالیت: سخنگوی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان - تاریخ بازداشت: 23 اردبیهشت 89
54  آیدین خواجه ای - نوع فعالیت:  فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت: 29 اردیبهشت 89
55  اسماعیل عبدی - نوع فعالیت: اعضای کانون صنفی معلمان - تاریخ بازداشت: 29 اردیبهشت 89

هرانا؛ محکومیت میثم رودکی به تحمل سه سال حبس تعزیری

خبرگزاری هرانا - میثم رودکی صبح شنبه اول خرداد ماه توسط شعبه ی 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، اتهام این فعال سیاسی، "اقدام علیه امنیت ملی"، "عضویت در احزاب سیاسی" و "همکاری با اپوزیسیون" عنوان شده است.
این حکم به موجب بازداشت رودکی در 18 شهریور ماه سال 86 صادر شده است. وی در آذرماه همان سال و پس از تحمل 2 و نیم ماه حبس در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین با قید وثیقه ی 50 میلیون تومانی آزاد شده بود.
هم چنین میثم رودکی، 14 مرداد ماه سال 88 نیز مجددا توسط ماموران امنیتی دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. وی در زمان دستگیری تلاش داشت تا گزارش‌هایی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را به دفتر سازمان ملل در تهران تحویل دهد. وی 28 بهمن ماه 88 با قید وثیقه ی 30 میلیون تومانی از زندان آزاد شد که پرونده ی وی همچنان مفتوح است.
گفتنی است وضعیت جسمی میثم رودکی، در زمان بازداشت به دلیل ابتلا به بیماری شدید گوارشی و زخم معده و عدم رسیدگی مسئولان زندان در این زمینه بسیار وخیم گزارش شده بود.

حمله نیروهای بسیج به تجمع امروز دانشجویان دانشگاه آزاد تهران-مرکز

 خبرگزاری هرانا - تجمعی اعتراضی ظهر امروز دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران-مرکز، با حمله نیروهای شبه‌نظامی بسیج روبرو شده است.
این تجمع در پی فراخوان روزهای گذشته فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد و در اعتراض به بازداشت، اخراج و احکام محرومیت از تحصیل این دانشگاه صورت گرفته است.
به گزارش بامدادخبر، درحالی‌که از صبح امروز حضور نیروهای امنیتی بی‌سیم به دست در داخل و خارج دانشگاه، چشمگیر بوده و انتظامات و حراست دانشگاه از ورود ده‌ها دانشجوی این دانشکده ممانعت به عمل آورد‌ه‌اند. هم‌زمان آنتن تلفن‌های همراه در دانشگاه و مناطق اطراف قطع شده است و دانشجویان هیچ ارتباطی با خارج از دانشکده ندارند.
اخبار تایید نشده از بازداشت تعدادی از دانشجویان و تعطیلی کلاس های نوبت عصر دانشگاه حکایت دارد.
اخبار تکمیلی در این رابطه متعاقبا اعلام می شود.