۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

متن کامل گزارش شيرين عبادی به اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو در باره وضعيت حقوق بشر در ايران

شنبه 19 بهمن 1388

اطلاعيه
روز پانزدهم فوريه (۲۶ بهمن ماه) برای رسيدگی به وضعيت حقوق بشر در ايران، جلسه ای‌ در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، مستقر در شهر ژنو، برگزار خواهد شد- نماينده جمهوری اسلامی ايران به مدت يک ساعت گزارشی را قرائت کرده و سپس نوبت به نمايندگان کشورهای عضو شورا می‌‌رسد تا نسبت به آن اظهار نظر نمايند.
نظر به اين که گزارش دولت ايران در برگيرنده تمامی حقايق نيست لذا دکتر شيرين عبادی نيز گزارش مختصری- در حد حوصله و وقت نمايندگان فوق الذکر- تهيه کرده و برای همه آنها و همچنين کميسر عالی‌ حقوق بشر ارسال نموده است- به ضميمه اين اطلاعيه، متن کامل گزارش را ملاحظه خواهيد فرمود.

دفتر دکتر شيرين عبادی
مورخ ۱۹ بهمن ماه ۱۳۸۸
۸ فوريه ۲۰۱۰
خانم پيلای کميسر عالی‌ محترم حقوق بشر
اعضای محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
هر چند قبلا نيز به دفعات کتباً و حضوراً وضعيت رو به وخامت حقوق بشر در ايران را متذکر شده بودم، ولی‌ لازم می‌‌دانم که در آستانه رسيدگی به گزارش دولت جمهوری اسلامی ايران در پانزدهم فوريه ۲۰۱۰ مجددا توجه سرکار و هم چنين اعضای محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را به موارد زير جلب کنم:
هموطنان من روزهای سختی را پشت سر گذاشته اند، پاسخ اعتراضات مسالمت آميز خود را با گلوله و زندان دريافت می کنند- فيلم ها، عکس‌ها و شاهدان فراوانی بر خشونت‌های دولتی تاکيد می‌‌نمايند و حتی در چند مورد قاتلين با دليل و مدرک کافی‌ شناسائی و به مقامات دولتی و مردم معرفی‌ شده اند ولی متاسفانه هيچ اقدامی در جهت دستگيری قاتلين و حتی کاهش خشونت‌ها از سوی قوه قضائيه و ساير مسئولين حکومتی انجام نگرفته است.
تعداد کثيری از فعالين سياسی، مدنی و حتی فرهنگی‌ با دلايل واهی دستگير شده و برخی‌ از آنان را با محاکمه ای‌ چند ساعته و پشت درهای بسته محکوم به اعدام نموده اند - طبق اعلام رسمی‌ دولت جمهوری اسلامی ايران، تا کنون چهار تن‌ از آنان اعدام شده اند و بيش از ۲۵ نفر ديگر در انتظار لحظه موعود هستند.
با زندانيان سياسی بسيار بد رفتاری می‌‌شود تا حدی که چند نفر از آنان نيز در زندان و زير شکنجه جان سپرده اند. زندانيان سياسی حتی از حقوق اندکی که قانون برای زندانيان عادی و مجرمين خطرناک در نظر گرفته است، نيز محروم هستند. برخی‌ از آنان به علت کهولت و يا بيماری در معرض خطر جدی قرار دارند که از آن جمله می‌‌توان به دکتر ابراهيم يزدی و دکتر محمد ملکی‌ و مهندس بهزاد نبوی اشاره کرد که دو نفر اول با سنی‌ قريب به هشتاد سال و بيماری سرطان و سومی با بيماری قلبی در شرايط غير بهداشتی زندان بسر ميبرند. آنان محروم از درمان بوده و هر لحظه بيم از دست رفتنشان می‌‌رود و دردناک تر آن که زندانيان سياسی بيمار که نيازمند معالجات هستند منحصر به اين سه تن‌ نبوده و بيش از ۶۰ نفر آنها بايد در بيمارستان بستری شوند.
ايران تبديل به زندان بزرگ روزنامه نگارانی شده که گناهی جز اطلاع رسانی ندارند و در حال حاضر ۳ ۶ نفر روزنامه نگار و عکاس خبری در زندان هستند.
دانشجويان ايرانی با کوچکترين انتقاد روانه زندان شده و يا از تحصيل محروم می‌‌گردند.
زنان ايران که خواهان تساوی حقوق هستند متهم به براندازی نظام جمهوری اسلامی شده و برای بيش از يکصد نفر از آنان پرونده کيفری ايجاد شده است.
کارگران و معلمين به علت شرکت در اتحاديه‌های صنفی و اعتراض به کمبود دستمزد متهم به ماجراجوئی و اغتشاش شده و تعدادی از آنان در زندان بسر ميبرند و تعداد کثيری نيز شغل خود را از دست داده اند.
نه تنها با غير مسلمانان بدرفتاری می‌‌شود از جمله بهائيان ايران از ابتدای تاسيس حکومت جمهوری اسلامی ايران حتی اجازه تحصيل در دانشگاه را نداشته اند، بلکه حتی پيروان تشيع که مذهب رسمی‌ ايران است، نيز از خشونت‌های دولتی در امان نيستند، از جمله می‌‌توان به ضرب و شتم و بازداشت دراويش گنابادی اشاره کرد.
و دردناک تر آن که اخيرا برای تحت فشار قرار دادن فعالين سياسی و اجتماعی، يک يا چند تن‌ از بستگان آنان را گروگان می‌‌گيرند تا با ايجاد فشار روانی‌ بر فعالين به اهداف غير قانونی خود دست يابند که در اين ارتباط می‌‌توان به دستگيری دو دختر آقای توسلی - يکی‌ از فعالين سياسی ايران- اشاره کرد و متاسفانه تا کنون هشت خانواده به اين سرنوشت دچار شده اند.
و در اين ميان وضعيت مدافعان حقوق بشر از همه بدتر است زيرا مسئولين حکومتی تحت هيچ شرايطی مايل نيستند اخبار نقض حقوق بشر به خارج از ايران درز کند و به همين دليل است که اکثر مدافعين حقوق بشر شناخته شده ايران يا در زندان هستند يا ممنوع الخروج شده يا مجبور شده اند به طريق مخفی‌ و زير زمينی‌ زندگی کنند و متاسفانه برای چند نفر از آنان نيز به اتهام محاربه کيفر خواست صادر شده است که جزای چنين جرمی‌ اعدام است.
در چنين شرايطی مردم بی پناه ايران، با برخورداری از بلوغ سياسی خود ، بطور مسالمت آميز بر خواست‌های بر حق خويش که همانا دموکراسی و حقوق بشر است پای فشرده و استقامت می‌‌کنند.
سئوال من از شما نمايندگان کشورهائی که عضو شورای حقوق بشر هستيد آن است که تا چه زمان می‌‌توان جوانان را به آرامش دعوت کرد؟ صبر و حوصله مردم ايران هر چند زياد ولی‌ بی‌ انتها نيست. در صورت تکرار وقايعی که در چند ماه گذشته اتفاق افتاد و ادامه سياست های سرکوب گرانه و کشتار مردم بی دفاع هر لحظه بيم آن می رود که فاجعه ای به بار آيد که نه تنها آرامش ايران بلکه منطقه را بر هم زند- بنا براين برای چندمين بار درخواست می‌‌کنم به هر شيوه ممکن دولت جمهوری اسلامی ايران را وادار سازيد تا قطع نامه‌های مجمع عمومی‌ سازمان ملل متحد را که در مورد نقض حقوق بشر در ايران صادر شده است خصوصاً قطع نامه مورخ دسامبر ۲۰۰۹، را اجرا کرده و گزارشگران حقوق بشر به ويژه در زمينه بازداشت‌های خودسرانه، آزادی بيان، آزادی اديان و حقوق زن را به ايران راه داده و با آنان همکاری کنند.
همچنين تقاضا مندم برای بررسی وضعيت حقوق بشر در ايران گزارش گر ويژه ای‌ تعيين کنيد تا بطور مرتب رفتار حکومت را رصد کرده و با تذکرات به موقع و راه کار هايی که توصيه می‌‌کند به خاتمه بحران سياسی و خشونت‌های رو به تزايد دولتی کمک کند.
همکاران ارجمند توجه داشته باشيد که هر يک از ما در قبال تاريخ پاسخ گو و مسئول هستيم، مبادا که فردا در قبال ملتی بی‌ پناه شرمنده زد و بند‌های سياسی خود باشيم.
شيرين عبادی
مدافع حقوق بشر و برنده جايزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳
۱۹ بهمن سال ۱۳۸۸

تظاهرات دولتی در حصار میدان آزادی

تهدید فعالان : تهران باشید بازداشت می شوید

فرشته قاضی
روزآنلاین- سه روز مانده  به 22 بهمن ایجاد ناامنی برای فعالان و روزنامه نگاران به ترتیبی که همه آن ها از ماندن در محل سکونت خود احساس ناامنی کنند،  پخش مدام مصاحبه های ضد و نقیض تهدید کننده برای ایجاد ترس در مردم و انصراف معترضان از شرکت در مراسم و تظاهرات موضوع اصلی بحث و گفتگو ها در خیابان و تاکسی ها و پارک هاست. به نظر می رسد دولت همه ابزار و توان خود رابرای کنترل راهپیمایی سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و مقابله با هواداران جنبش سبز به کار گرفته است.
این در حالیست که  سران جنبش سبز و گروه های اصلاح طلب از مردم دعوت کرده اند تا با هویت خود  در این راهپیمایی شرکت کنند.
 گزارش ها و اخبار ارسالی خبرنگاران "روز" از تهران و سایر شهرهای ایران حاکی از آن است که اقشار مختلف مردم قصد دارند از 22 بهمن به عنوان فرصتی دیگر جهت اعلام اعتراض های خود بهره گیرند. همین اطلاع مراکز امنیتی و اطلاعاتی را واداشته که با استفاده از رسانه های حکومتی به ایجاد وحشت درمردم بپردازند.
یک کارشناس مسائل سیاسی اظهار عقیده کرده حکومت که امیدوار بود با برخوردهای خشن صورت گرفته در عاشورای خونین تهران، بازداشت های فله ای و اعدام آرش رحمانی پور و محمدرضا علیزمانی، شکست جنبش سبز و معترضان مردمی را در 22 بهمن جشن بگیرد و در این راستا خبر از دعوت بیش از سیصد خبرنگار خارجی برای پوشش خبری مراسم 22 بهمن داده بود، اکنون در هراس از گزارش واقعیات این روز، مجوز چند خبرنگار خارجی را نیز لغو کرده است.
گزارش ها حاکی است به برخی از خبرنگاران نشریات و رسانه های خارجی به طور غیررسمی گفته شده مجوز فعالیت آنها در ایران از 18 بهمن معلق شده است. از سوی دیگر قرائن چنین نمایان می کند که با پیش بینی یک سکو معین در میدان آزادی وزارت ارشاد قصد دارد خبرنگاران را به داخل این محوطه راهنمائی کند تا از گزارش و فیلمبرداری و عکسبرداری از خارج از میدان محصور محروم شوند.

حکومت در صدد بایکوت خبری 22 بهمن
همزمان بسیاری از مراکز خبری جهانی ادعای خبرگزاری فارس را مبنی بر حضور سیصد روزنامه نگار برای پوشش خبری 22 بهمن، با دیده تردید می نگرند. چنان که گزارش ها نشان می دهد هیچ یک از خبرنگاران سرشناس بین المللی در شرایط فعلی در ایران نیستند.
این در حالیست که از یک هفته مانده به 22 بهمن، خطوط اینترنت در ایران به شدت مختل شده، سرعت اینترنت کاهش یافته و دسترسی به بسیاری از سایت ها و سرویس ایمیل ها دشوار شده است. از سوی دیگر سرویس انتقال پیام کوتاه (اس ام اس) نیز دچار اختلال شده است.
موج بازداشت فله ای روزنامه نگاران و فعالین عرصه رسانه نیز طی روزهای گذشته چنان تشدید شده که به گفته ناظران، حکومت تمام تلاش خود را به کار بسته تا با انسداد رسانه ای از روند اطلاع رسانی جلوگیری و اگر 22 بهمن برخلاف میل و تصور گردانندگان دولت پیش رفت، اخبار این روز را کاملا بایکوت کند.

تهدید فعالان؛ تهران باشید بازداشت می شوید!
در همین راستا طی روزهای گذشته علاوه بر بازداشت گسترده روزنامه نگاران و احضار روزنامه نگاران آزاد شده به وزارت اطلاعات، مسولان امنیتی در تماس با فعالان سیاسی و مطبوعاتی، آنها را تهدید کرده اند که اگر شب 22 بهمن منزل باشند قطعا بازداشت خواهند شد. یکی از این فعالان که مورد تهدید قرار گرفته به "روز" گفت: به من گفته اند که 22 بهمن به نفع من است که از تهران خارج شوم و در تهران نباشم در غیر این صورت بازداشت خواهم شد.
با وکلای دادگستری و حقوقدانان سرشناس نیز تماس گرفته و به آنها گفته اند حق هیچ گونه مصاحبه ای در چند روزآینده ندارند و در غیر این صورت بازداشت خواهند شد.
فردی که با فعالان شناخته شده و همچنین وکلا و حقوقدانان سرشناس تماس گرفته، خود را «هادوی» معرفی کرده است.

پخش اعترافات در 21 بهمن؟!
همزمان برخی اخبار از تحت فشار بودن اعضای دفتر تحکیم وحدت برای حضور در تلویزیون و اعترافات تلویزیونی درروزهای 20 و 21 بهمن حکایت دارد. به گزارش خبرنگار "روز" مقامات امنیتی تصور میکنند با پخش اعترافات تلویزیونی چهره های شناخته شده دفتر تحکیم وحدت، جو ترس و ارعاب ایجاد و دانشجویان را از حضور در 22 بهمن منصرف میکنند.

تدارکات عجیب و بی سابقه
برخی گزارش ها نیزاز تدارکات بی سابقه حکومت برای روز 22 بهمن حکایت دارد. بر اساس این گزارش ها کسانی که طی روزهای اخیر از خیابان ازادی عبور کرده اند، متوجه نصب داربست هایی در مسیر ویژه اتوبوس های تندرو، از میدان آزادی تا انقلاب و به فاصله هر 50 متر شده اند. از روز شنبه، بر روی این داربست ها بلندگوهایی نصب شده است. به این ترتیب مسیر طولانی مذکور مجهز به سیستم صوتی شده است.
سایت امروز گزارش داده  این اقدام در طول 30 سال گذشته و در جشن های پیروزی انقلاب بی سابقه بوده است. در سالهای گذشته پوشش صوتی مراسم راهپیمایی 22 بهمن در تهران، سطح میدان آزادی و چند ده متر از ابتدای خیابانهای آزادی و محمدعلی جناح از سمت میدان آزادی را شامل می شد. این اقدام به همراه اخبار منتشر شده اخیر مبنی بر برنامه ریزی برای انتقال نیرو از استانهای مختلف کشور در روز 22 بهمن به تهران و تقسیم بندی و توزیع مناطق مختلف در مسیر راهپیمایی تهران بین گروههای اعزامی از استان ها، حاکی از آن است که دولت با هزینه هنگفت، تدارک وسیعی برای کنترل جمعیت راهپیمایی کننده روز 22 بهمن دیده است.
نصب بلندگو در مسیر طولانی راهپیمایی، به منظور پخش هماهنگ شعار و سایر اصوات با صدای بلند در طول راهپیمایی است به گونه ای که امکان دادن شعار از سوی مردم و شنیده شدن آن را ندهند.

حصار کشی آزادی
همچنین طی روزهای اخیر سطح میدان آزادی، به طرز عجیب و بی سابقه ای در حال حصارکشی و محدود شدن است. به گونه ای که تا حال حاضر، کل محوطه چمن وسط میدان آزادی بوسیله داربست محصور شده و قسمت هایی از پیاده روهای میدان نیز به وسیله داربست درحال محصور شدن است. هنوز مشخص نیست محدوده های محصور شده مذکور، برای استقرار گروههایی خاص تعبیه شده یا قرار است مردم امکان استقرار در این مناطق را نداشته باشند و عملاً جای محدودی در سطح میدان برای حضور راهپیمایان دولتی وجود داشته باشد.

شرکت حامیان مادران عزادار ایران در لوس آنجلس در تظاهرات 22 بهمن،11 فوریه و نیز گردهمایی ویژه آنان روز شنبه 13 فوریه در اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران

حامیان مادران عزادار ایران در لوس آنجلس برآنند تا در کنار سایر هم میهنان خود در این شهر روز پنجشنبه 22 بهمن مقارن با 11 فوریه ساعت 7-4 در مقابل ساختمان فدرال گرد هم آمده ، همصدا با ملت استوار ایران از هر رنگ و نشانی فریاد آزادی خواهی سر دهند.
 همچنین همزمان با اجلاس بررسی ادواری جهانی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو،که بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران را در دستور کار خود دارد، حامیان مادران عزادار نیز برای نشان دادن اعتراض خود به کشتارها، شکنجه ها، اعدام زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر در ایران ، بر آنند تا روز شنبه 13 فوریه ساعت 6-4 در محل گرد همایی های هفتگی خود   برنامه ویژه ای برگزار نمایند.
این برنامه شامل راهپیمایی، موزیک زنده، نمایش فیلم وشعر خوانی خواهد بود و از کلیه علاقمندان دعوت می شود  در این برنامه آزاد شرکت نموده با هنر نمایی داوطلبانه خود به غنای آن بیفزایند . 
 هم میهن عزیز، مادران عزادار ایران به سوی من و تو دست دراز کرده اند تا برای آزادی جگر گوشه های خود ، مادران صلح  و سایر زندانیان سیاسی که بسیاری از آنان در معرض خطر اعدام هستند کمکهای جهانی را طلب کنیم
بیایید تا همزمان با تسلیم دادخواست آنان به دبیر کل سازمان ملل متحد  این صدا را هر چه رساتر به گوش جهانیان برسانیم.

تجمع و شروع راهپیمایی : ساعت 4:00 زمان
 محل آغاز و پایان راهپیمایی:  تقاطع خیابان کلردو و اوشن ، ورودی سانتامونیکا پیر(محل گرد همایی های هفتگی)
 مسیر راهپیمایی: خیابان اوشن، خیابان سانتامونیکا، خیابان سوم، خیابان  برادوی ( مسیری دایره وار تا محل گردهمایی) 

پروانه راد آزاد شد

همزمان با تجمع شبانه ی خانواده ها در برابر اوین، یکشنبه شب گروه دیگری از زندانیان سیاسی آزاد شدند

اخبار روز: یکشنبه شب گروه دیگری از زندانیان سیاسی همزمان با تجمع خانواده ها در برابر اوین آزاد شدند. بنا بر گزارش ها خانم پروانه ی راد از حامیان مادران عزادار جزو آزادشدگان شب گذشته بوده است.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، خانواده های زندانیان سیاسی و مردم تهران برای چندمین شب متوالی یکشنبه شب در مقابل زندان اوین تجمع کردند و خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی و پایان دادن به صدور و اجرای احکام اعدام شدند.
این تجمع از ساعت نوزده آغاز شد و هر لحظه بر تعداد شرکت کنندگان در آن افزوده می شد. این گزارش تعداد تجمع کنندگان را صدها نفر تخمین زده است.
همزمان با این تجمع تعداد دیگری از زندانیان سیاسی آزاد شدند. در میان آزادشدگان شب گذشته خانم پروانه مداح راد از حامیان مادران عزادار که بیش از ۴۰ روز در بازداشت بسر برد، به چشم می خورد

مادران صلح / دورتموند 17 بهمن

امروز تعداد زیادی از مادران ، پدران و جوانان حامیان مادران عزادار در ایران با شور و هیجان به ما پیوستند ،
و دراین باران و سرما ، با گرمای قلب خود ، همبستگی خود را با هموطنان و مادران مبارز و خستگی نا پذیر
اعلام کرده و با گرفتن عکس و پلاکارد های مختلف در دست ، خواستار توقف اعدامها ، آزادی زندانیان سیاسی
و مجازات عاملان این جنایات شدند .
در این گردهمایی تعداد زیادی هم اعلامیه به زبان آلمانی ، در رابطه با کشتاررژیم جمهوری اسلامی در ایران ، پخش گردید .

با یقین به پیروزی
حامیان مادران عزادار در ایران
مادران صلح -دورتموند

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

سميه مومنی بازداشت شد

کمیته ی گزارشگران حقوق بشر - سمیه مومنی روزنامه نگار و فعال کمپین یک میلیون امضا بامداد روز 18 بهمن در منزل خود بازداشت شد.
بر اساس گزارش های رسیده وي ساعت 3 صبح در منزل خود به بازداشت نیروهای امنیتی در آمد. از محل نگهداری این روزنامه نگار اطلاع دقیقی در دست نیست.
در روزهای گذشته موج جدیدی از بازداشت روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی با نزدیک شدن به 22 بهمن ماه آغاز شده است.

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

حضور منوچهر متکی در کنفرانس مونیخ مطابق با خواست مردم ایران نیست

اطلاعیه مطبوعاتی
حضور منوچهر متکی در کنفرانس مونیخ مطابق با خواست مردم ایران نیست

وزیر امور خارجه دولت کودتا ، منوچهر متکی، بطورناگهانی حضور خود را در کنفرانس امنیتی مونیخ اعلام نمود.
حضورمنوچهر متکی  دراین  کنفرانس اگر چه آشکارا موفقیتی برای مسئول کنفرانس به حساب می آید، اما بسان یک ضربه ای  بر جنبش دموکراتیک ایران وارد می شود. رژیمی که دستانش به خون فرزندان ایرانی آغشته است، نباید در مجامع بین المللی حضور یابد.
درست در این زمان که منوچهر متکی دراین کنفرانس شرکت می کند، صدها نفر از فرزندان ایران به خاطر آزادی بیان و حضور در تظاهرات مسالمت آمیز اخیردر زندانهای مخوف بسر می برند و تعدادی از آنان نیز در انتظار اعدام به دست اهریمنان می باشند.
راستی شرکت کنندگان در کنفرانس امنیتی مونیخ چه انتظاری جز وعده های توخالی  از رژیم ایران می توانند داشته باشند؟
سالهاست که جامعه بین المللی معطل زمامدارن ایران شده است. هربار که احتمال تحریم های بیشتر، جدی می شود،   وعده هایی از جانب دولت ایران مطرح می شوند که هیچ نتیجه ای را به دنبال ندارند.
کاملا غیر قابل درک است که مسئله سلاح هسته ای در مقایسه با مسئله حقوق بشر این چنان با اهمیت ترتلقی می شود. از یونی 2009 تا کنون مردم ایران تقریبا هر روزبا تظاهرات خود در خیابان ها خواستار رعایت حقوق بشر و آزادی انتخابات هستند. پاسخ زمامداران حکومتی به مردم معترض،  خشونت، شکنجه و کشتار بوده است.
از تقلب انتخاباتی تا کنون صدها نفر کشته و هزاران نفر زندانی شدند. حقوق بشر برای اطرافیان احمدی نژاد هیچگونه اهمیتی ندارد.
با توجه به نقض سیستماتیک حقوق بشردر ایران، اتحاد برای ایران در آلمان از برگزارکنندگان این کنفرانس خواستار است که به جای آنکه تریبونی را در اختیار نمایندگان رژیم کودتا بگذارند، موضع خود را در ارتباط با جنایات حکومتگران ایران به طور قاطع و آشکار اعلام نمایند.
ما از جامعه بین المللی می خواهیم که مسئله حقوق بشر در ایران را نه به عنوان مسئله ای درجه دوم ، بلکه به عنوان مسئله ای با اهمیتی یکسان با مسئله هسته ای در نظر داشته و مناسبات خود را با حکومت ایران بر این پایه بنا نمایند.
اتحاد برای ایران (آلمان) 
Mail: post@united4iran.de

دوخبر رسیده از ایران

خبر اوّل
دیروز 16بهمن 88 نیروهای سرکوبگر رژیم حاکم بر ایران از ساعات اولیه صبح و قبل از باز شدن درهای بهشت زهرا در محلهای مشخص شده ای که جانباختگان وقایع اخیر در آنها آرمیده اند گسیل شده و بر سر هر مزار تعداد 4تا 5نفر لباس شخصی ایستاده بودند که اجازه نمی دادند کسی به انها نزدیک شود. چند زن به مزار سهراب اشکانی رفته و در نبود ماموران چند شاخه گل سفید و قرمز بر روی سنگ قبر سیاه او گذاشتند که ماموران با دیدن گلها به رفتگر دستور دادند که با جارو گلها را از روی مزار او به پایین بریزد و جمع کند. تعداد بسیاری اتوبوس و ماشین های ون نیروی انتظامی و سازمان امنیت تمامی 4قطعه ای را که از قبل اعلام شده بود محاصره کرده بودند و حتی اگر کسی به مزار بچه های جان باخته نزدیک می شد با گوش ایستادن به حرفهایشان آنها را تهدید به خروج از بهشت زهرا می کردند. در قطعه 302 بالای مزار شهیدی که مادرش گوینده رادیو می باشد چند زن جمع شده بودند و دو نفر لباس شخصی تازه وارد را گذاشته که خبر ببرند. پسرها مشغول حرف زدن با هم بودند که ماموران آنها را صدا کرده و گفتند؟ آن چند زن در چه موردی صحبت می کردند؟ پسرهااظهار  بی اطلاعی کرده و فرمانده با توهین به آنها گفت شما وظیفه دارید حرفهای را که مردم می زنند گوش داده و به ما گزارش دهید یالا برگردید اینها رو متفرق کنید. در ضمن لازم به یادآوری است که تعدادی از مادران عزادار روز قبل بر مزار جان باختگان وقایع اخیر حضور بهم رسانده و در میان و امنیتی بهشت زهرا توانستند گلهای نثار قبور پاک عزیزان از دست رفته بنمایند
خبر دوم
شب 16بهمن ساعت 8شب با قرار قبلی که توسط سایت بالاترین پخش شده بود تعداد بسیاری زیادی ون های نیروی انتظامی در پارکینگ عمومی مقابل اوین با نیرو ایستاده بودند. پارکینگ عمومی از ساعاتهای اولیه عصر توسط نیروی انتظامی بروی مردم بسته شده بود. دو ون مخصوص حمل سگهای شکاری در زیر پارکینگ پارک شده بود. سربازی نمی دانم از روی شیطنت یا اطلاع رسانی به ون سگها نزدیک شد و صدای پارس سگها بلند شد که فرمانده عملیات شب قبل با تعدادی سرباز مسلح سربازی را که باعث تحریک سگها شده بود دوره کرده و با یک ون به محل مستقر در خیابان پایین اوین برده که توسط موتورسوارها محاصره شده بود. ماشینهای پژو سازمان امنیت با نیروهای پلیس امنیت اجتماعی ماشینهای پارک شده در مسیر پایین اوین را وادار به تخلیه کرده و مردم را پراکنده کردند. در ساعت 10شب کلیه نیروها نظامی محل را ترک کرده بودند. لازم به تذکر است که دوستانی که برای اعتراض می آیند حداقل دو ساعتی در اطراف محل پراکنده باشند و وقتی که نیروهای سرکوبگر محل را تخلیه کرده و رفتند آنها بیایند و به منظور نظر خود برسنند

محاکمه ی ۴ زن معترض به جرم محاربه

 اخبار روز: فعالین حقوق بشر در ایران از محاکمه ی چهار زن معترض در دادگاه های جمهوری اسلامی به جرم محاربه خبر داده اند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران خانم ها آقائی، کاظمی، معصومی و زهرا جباری متهم های ردیف اول تا چهارم دادگاهی بوده اند که روز یازدهم بهمن برگزار شده. آن ها اتهامات خود را رد کرده و گفته اند در زندان مورد شکنجه قرار گرفته اند. این زنان معترض در شعبه ی ۲٨ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه ای محاکمه شده اند.
بنابر این گزارش، خانم معصومی نسبت به اتهامات وارده اعتراض کرده و هیچ کدام از آنها را نپذیرفته است. او در دادگاه اعلام کرده که اعترافات گرفته شده تحت شکنجه صورت گرفته و غیر واقعی می باشد. مقیسه ای در واکنش به اعتراض خانم معصومی اعلام کرده است که از بازجویان وزارت اطلاعات نسبت به ادعای او استعلام خواهد کرد.
خانم زهرا جباری به اتهامات نسبت داده شده اعتراض کرده و به مقیسه ای گفته است بازجویان او را مورد شکنجه قرار داده اند و ناخن های وی را کشیده اند. وی اثرات کشیدن ناخن خود را در دادگاه به مقیسه ای نشان داده است، قاضی دادگاه اما مدعی شده که این زندانی سیاسی خودش ناخن های خود را کشیده تا کارشناس (بازجو) را متهم کند! صحبت های مقیسه ای باعث شگفتی وکلا و حاضرین در دادگاه شده است. نهایتا مقیسه ای به خانم جباری گفته است که از بازجوی وی تقاضای استعلام خواهد کرد و در دادگاهی که بعد از عید نوروز بر گزار خواهد شد به این ادعا رسیدگی خواهد شد.
خانم زهرا جباری در ۲۷ شهریور ماه دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او به مدت ۲ ماه در سلولهای انفرادی تحت بازجوئی و شکنجه بسر برد و سپس به بند زنان زندان اوین منتقل شد. او بدلیل داشتن ارتباط خانوادگی با خواهر و ۲ برادرش در قرارگاه اشرف در عراق در زندان بسر می برد.
گزارش فوق می افزادیک خانم ها آقایی و کاظمی نیز بر مبنای قانون محاربه مورد محاکمه قرار گرفته اند. رئیس دادگاه به آن ها گفته است که حکم آنها در هفته های آینده ابلاغ خواهد شد.
محمد مقیسه ای معروف به ناصریان با رفتاری غیرانسانی با زندانیان سیاسی و وکلای آنها برخورد کرده و بارها زندانیان را مورد اهانت قرار داده است. او همچنین از حضور خانواده های زندانیان سیاسی در دادگاه ممانعت کرده و دستور داده است که خانواده ها را از راهروی دادگاه بیرون کنند.

اتحادیه اروپا: ایران اعدام ها را متوقف کند

بی بی سی: اتحادیه اروپا با صدور بیانیه ای از ایران خواسته است هر چه سریعتر اجرای احکام اعدام زندانیان را صرفنظر از جرایم آنها متوقف کند.
کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا روز جمعه در این بیانیه اظهار داشت مقام های ایران روز دوم فوریه اعلام کردند نه نفر در دادگاه های دسته جمعی اخیر به جرایمی از جمله محاربه با خدا محکوم و بزودی اعدام می کنند.
وی افزود این اظهارات بخشی از روند نگران کننده ارعاب معترضین و مخالفین است.
در ادامه این بیانیه آمده است اتحادیه اروپا با مجازات اعدام تحت هر شرایطی مخالف است و از ایران می خواهد اعدام ها را به سرعت به حال تعلیق در آورد.
اتحادیه اروپا از بیانیه اخیر ایران "عمیقا اظهار نگرانی" کرده و خواستار "احترام به حداقل معیارها" از جمله حق محاکمه عادلانه و درخواست عفو بر طبق قوانین و تعهدات بین المللی این کشور است.
حکومت ایران هفته پیش محمد علی زمانی و آرش رحمانی پور را که در دادگاه های بعد از انتخابات محاکمه و به اعدام محکوم شده بودند، در زندان اوین اعدام کرد.
این اعدام ها و احکام اعدام نه نفر دیگری که اخیرا صادر شده موجی از نگرانی ها در داخل و خارج از ایران ایجاد کرده است.
رهبران اصلاح طلبان این اعدام ها را محکوم کردند و جبهه مشارکت ایران، از بزرگترین احزاب اصلاح طلب کشور، در نامه ای به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، اعدام این اقدام را مایه "حیرت و تعجب" شهروندان ایرانی دانسته و هشدار داد "قوه قضاییه تحت تاثیر تریبون هایی که هر روز و شب فرمان خونریزی و اعدام بیشتر صادر می کنند قرار گیرد."
اما احمد جنتی دبیر شورای نگهبان از صادق لاریجانی تقدیر کرد و گفت اگر ضعف نشان داده شود "آینده بدتری در انتظار" است.
در خارج از ایران نیز سازمان های حقوق بشر و برخی دولت های غربی موج جدید اعدام ها را محکوم
کردند.

برای پایان دادن به نقض حقوق بشر سازمان‌های بین المللی خواستار فشار اروپا بر جمهوری اسلامی شدند


فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری و سازمان عفو بین‌الملل در این نشست مشترک که در محل پارلمان اروپا برگزار شد همچنین از دولت ایران خواستند به ارعاب مدافعان حقوق بشر پایان دهد.
این سازمان‌ها همچنین از جمهوری اسلامی خواستار آزادی ده‌ها روزنامه‌نگار، نویسنده، اعضای اتحادیه‌های کارگری و مخالفان حکومت شده‌اند.
ایدان وایت، دبیرکل فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، ضمن آن که خواستار آزادی ۴۷ روزنامه‌نگاری شد که هم اکنون در ایران محبوس هستند گفت: «دولت‌ها باید با اعمال فشار از مقامات ایران بخواهند به حقوق روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر احترام بگذارند.»
«کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران» که مقر آن در نیویورک است روز چهارشنبه با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که هم‌اکنون ۴۷ روزنامه‌نگار در زندان‌های ایران به سر می‌برند که این میزان دستگیری از سال ۱۹۹۶ تاکنون در هیچ کشوری سابقه نداشته و ایران در این زمینه هم‌اکنون از چین هم پیشی گرفته است.
بنا بر اعلام این سازمان، این آمار تنها به روزنامه‌نگارانی که تا روز دوشنبه یکم فوریه (۱۲ بهمن) در زندان بوده‌اند اشاره دارد و شامل بیش از ۵۰ روزنامه‌نگاری که در ماه‌های گذشته دستگیر و با ضمانت آزاد شده‌اند نمی‌شود.
در بیانیه‌ای که فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران پس از نشست مشترک این سه سازمان در مقر اتحادیه اروپا منتشر ساخت آمده است که از زمان آغاز اعتراضات مخالفان دولت در ایران در خردادماه، «نقض حقوق بشر در ایران که مدت‌هاست وجود داشته از جمله محدودیت در زمینه آزادی بیان و آزادی تجمعات» تشدید شده است.
به گفته دبیرکل فدراسیون روزنامه‌نگاران، «اگر ایران می‌خواهد به انزوای خود پایان دهد، لازم است که درها را به روی گفت‌وگو و نقد باز کند و به ایرانیان معترض اجازه دهد که حرف بزنند.»
از روز عاشورا در اوایل دی‌ماه که به صحنه «شدیدترین مواجهه نیروهای امنیتی و دولتی با معترضان» تبدیل شد، موج تازه‌ای از دستگیری‌ها در ایران آغاز شده که با نزدیک شدن به روز ۲۲ بهمن، سالگرد انقلاب سال ۵۷، بر شدت آن افزوده شده است.
پیشتر اغلب تحلیل‌گران امور ایران هدف از این دستگیری‌ها و برگزاری دادگاه‌های نمایشی در ایران را ترساندن مردم مخالف دولت و جلوگیری از شرکت آنها در راه‌پیمایی روز ۲۲ بهمن عنوان کرده‌اند که بنا بر سنت سالانه برای بزرگداشت پیروزی انقلاب سال ۵۷ برگزار می‌شود.
از هشت ماه پیش که موج اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و سیاست‌های دولت جمهوری اسلامی در تهران و دیگر شهرها به راه افتاد، مخالفان حکومت که از برگزاری هر گونه تجمع اعتراضی محروم بوده‌اند مناسبت‌های مختلف همچون ۱۶ آذر، روز قدس و روز عاشورا را به نفع خود مصادره کرده‌اند رادیو فردا: سه سازمان بزرگ روزنامه‌نگاران، کارگران، و حقوق بشر روز چهارشنبه در نشستی مشترک که در بروکسل، پایتخت بلژیک، برگزار شد از رهبران اروپا و جهان خواستند تا بار دیگر با اعمال فشارهای تازه بر جمهوری اسلامی، این حکومت را به احترام به حقوق بشر و آزادی بیان وادار سازند

نامه خانواده مهرداد رحیمی خطاب به دادستان تهران

کمیته گزارشگران حقوق بشر- مهرداد رحیمی، 27 ساله و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد حقوق بین الملل است. وی در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر قائم مقام کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی بود. در تاریخ 11 دی‌ماه، وی پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات به همراه پریسا کاکایی به محل مراجعه نمود و بازداشت گردید.
متن زیر نامه پدر و مادر اين فعال سياسی- م
دنی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر خطاب به دادستان تهران است:

بسمه تعالی
دادستان محترم عمومی و انقلاب استان تهران
جناب آقای جعفری دولت آبادی

سلام علیکم
با احترام، به استحضار می رساند فرزند ما مهرداد رحیمی در تاریخ یازدهم دی ماه به صورت تلفنی به دفتری با عنوان دفتر پیگیری که حسب اطلاع متعلق به وزارت اطلاعات است، احضار شده بود و ایشان چون هیچگونه فعالیت خارج از قانون اساسی و خارج از چارچوب نظام جمهوری اسلامی انجام نداده بودند،شخصا به آن دفتر مراجعه و خود را معرفی کرده اند. مع الاسف از آن مکان به زندان اوین منتقل شده و تاکنون نیز با قرار بازداشت موقت در زندان بسر می برد؛ ما به عنوان پدر و مادر مهرداد معتقدیم که فرزندمان مظلوم واقع شده و از همین رو بر خود لازم دیدیم که نکاتی درباره بازداشت ایشان و روند رسیدگی به پرونده و اتهامات ناحقی که به فرزندمان زده اند را مختصراً به حضور جنابعالی به عنوان ستاننده داد مظلومان عرض نموده و امیدواریم رسیدگی عاجل مبذول فرمائید.
دادستان محترم تهران
فرزند ما مهرداد رحیمی در شرایطی که تحصیلات کارشناسی حقوق و کارشناسی ارشد حقوق بین الملل را به اتمام رسانده بود در انتخابات اخیر ریاست جمهوری به عنوان قائم مقام کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد انتخاباتی حجت الاسلام مهدی کروبی مردم را به حضور پر شور در انتخابات دعوت می نمود و در راستای برگزاری انتخاباتی با حضور حداکثری مردم تلاشی وافر نمودند، و در روزهای اعتراضات پس از انتخابات، مهرداد ما جهت انجام خدمت مقدس سربازی از تاریخ اول تیرماه به پادگان آموزشی اعزام شده و خدمت سربازی خود را آغاز نمود و متأسفانه در تاریخ بازداشتش نیز در حال گذراندن دوران خدمت سربازی خود در ارتش جمهوری اسلامی بودند، این همه را به تفصیل آوردیم تا گفته باشیم هرگونه اتهامی به فرزند ما مبنی بر داشتن نقشی در مسائل پیش آمده بعد از انتخابات با توجه به آنچه آمد، بی پایه و اساس است.
آقای جعفری دولت آبادی
ما هنوز هم از اتهام فرزندمان اطلاع دقیقی نداریم و متأسفانه وکلای ایشان نیز تاکنون نتوانسته اند اطلاعی از اتهامات موکلشان به دست آورند، اما بنا بر شنیده هایمان فرزند ما را به جرم عضویت در نهادی مدنی با عنوان کمیته گزارشگران حقوق بشر بازداشت نموده اند. در این باره شایان ذکر است که:
نخست اینکه، ما به عنوان پدر و مادر مهرداد در جریان بودیم که فعالیت های فرزندمان در این کمیته نوشتن مقالاتی درباره حقوق کودکان وکارگران است که در سایت مربوط به این کمیته منتشر می گردید و اکنون نیز این مقالات با یک جستجوی ساده قابل مشاهده و بررسی هستند و چنانکه در اصول متعدد قانون اساسی تصریح شده است نوشتن و انتشار مقاله درباره موضوعاتی این چنینی آزاد است و جرم محسوب نمی شود. درثانی، حسب اطلاع موثق ما، فرزندمان مهرداد رحیمی پیش از شروع دوران خدمت سربازی بنا بر ملاحظاتی که در طی دوران خدمت مقدس سربازی وجود دارد، از عضویت در این کمیته استعفا نموده و فعالیتهای ایشان در کمیته مذکور مربوط به دورانی کوتاه قبل از دوران خدمت مقدس سربازی می باشد.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
به ما حق دهید که با توجه به موارد پیش گفته، از اندوه و حیرت آکنده شویم آنگاه که می شنویم فرزندمان مهرداد را به ارتباط با منافقین متهم نموده اند، آن روزی که مهرداد در تماس با ما که ساکن شهر تبریزیم موضوع احضار تلفنی به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات را در میان گذاشت، ما نیز همچون خود مهرداد قاطعانه بر پذیرش آن احضار و رفتن به آن دفتر تأکید نمودیم، زیرا هم ما و هم مهردادمان نیک می دانستیم که اقدام کننده علیه امنیت را سرکار با وزارت اطلاعات است نه مهرداد ما که دغدغه اش ایران و امنیت آن است، وبر آن بودیم که این احضار ناشی از سوءتفاهمی است و با ساعتی گفتگو قابل حل، اما دریغا و دردا که غلط پنداشتیم، و از آن روز تاکنون داغ دوری و به زنجیر بودن مهردادمان به کنار، باید داغ بزرگتری همچون شنیدن اتهام ناجوانمردانه ی اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با منافقین به فرزندمان را نیز تحمل نمائیم.
جناب آقای دادستان
مهرداد فرزند پدر و مادری است که سی سال با افتخار و سربلندی به تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک و خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی پرداخته اند و با نان معلمی سه فرزند تحصیل کرده را تقدیم به جامعه کرده اند که هیچ کدام حتی یک مورد سابقه کیفری یا امنیتی نداشته اند.همچنین هیچ یک از اعضای خانواده ما و منسوبین و منتسبین و دوستان خانوادگی عضویت یا ارتباطی با هیچ یک از گروه ها و سازمانهای غیر قانونی و مخالف نظام ازجمله منافقین کور دل نداشته اند و افکار و اندیشه های مهرداد نیز در تقابل کامل با برداشتهای التقاطی این گروهک تروریستی قرار داشته و این مورد ورد زبان خانواده و دوستان مهرداد بوده است و رفتار و گفتار وی حتی ذره ای رنگ و بوی اندیشه های این جریان را نداشته و انگ ارتباط غیر مستقیم و...با این جریان با هزاران من چسب و سریش به مهرداد ما نچسبیده و نخواهد چسبید.
آقای جعفری دولت آبادی عزیز
دادستان محترم تهران
ما شما را در جایگاهی می بینیم که باید ستاننده داد مظلومان باشید و کیفر دهنده ظالمان و از این رو شما را مخاطب این درد دلها نموده ایم، اما اکنون و برای لحظه ای می خواهیم شما را به عنوان یک پدر مورد خطاب قرار دهیم، و از این رو این مورد را نه به آقای جعفری دادستان بلکه به آقای جعفری که پدر فرزندانی است می گوئیم که:
آقای جعفری دولت آبادی که خود فرزندانی دارید و مقام والای پدری برای آنها دارید لحظه ای کوتاه خود را به جای ما بگذارید، فرزندی دارید که در میان خویشان و دوستان به لطافت طبع و رقت قلب مشهور است ، مقاطع مختلف تحصیلی را بی آنکه هزینه ای بر دوش بیت المال بگذارد پشت سر نهاده است و اکنون نیز درحال انجام خدمت وظیفه سربازی است، او را به وزارت اطلاعات احضار می کنند و به زندان اوین می اندازند، پس از سه هفته از او خبری می گیری و می گذارند او را ببینی، متوجه می شوی در این مدت ده روز او را در سلول انفرادی نگه داشته اند، می شنوی او را متهم به ارتباط با سازمان مرده ای نموده اند که هم او و هم خانوداه اش از آن سازمان متنفرند، یک ماه می گذرد از اسارت او و برای بار دوم او را باز هم از پشت دو لایه شیشه قطور می بینی و با گوشی تلفن با او صحبت می کنی ....رنگ به رخسار ندارد و چهره اش تکیده و خسته است، این بار به تو می گوید: "پدر...مادر....برادر... بازجویانم از من می خواهند رو به دوربین تصویربرداری مصاحبه وبه ارتباط ناخواسته و غیرمستقیم اعتراف کنم. من این کار را نمی کنم. پدرم....مادرم ....برادرم... به فریادم برسید....آن ها برای انجام این کار مرا شدیدا تحت فشار گذاشته اند، و بدانیدکه من زیر بار این زور نمی روم."
جناب آقای جعفری دولت آبادی
این شرح کوتاه از خون جگری بود که پدر و مادر یک زندانی بی گناه می کشند و مختصری از ستمی که بر فرزندشان می رود، و باور داریم که شما دادستان محترم دردی که یک پدر و ماد ر از دیدن فرزندشان در چنین موقعیتی می کشند را به خوبی درک می نمائید، از رو ضمن عذر خواهی از تضییع وقت جنابعالی، انتظار رسیدگی عاجل را از شما داریم.
لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
رحیم رحیمی ممقانی – مهین جواهری پور
پدر و مادر مهرداد رحیمی

۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

دیدار جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با مهدی کروبی

کمیته گزارشگران حقوق بشر 
روز گذشته جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی پس از انتخابات به دیدار 
دبیر کل حزب اعتماد ملی حجت الاسلام مهدی کروبی رفته و ایشان را در جریان آخرین وضعیت عزیزان خود دربند و مظالم صورت گرفته نسبت به آنان قرار دادند. در این دیدار که خانواده برخی از فعالین ستاد انتخاباتب مهدی کروبی پس از انتخابات بازداشت شده بودند حضور داشتند حجت الاسلام مهدی کروبی ساعاتی را شنوای درد دلهای خانواده های این زندانیان و سخنان آنان درباره درباره اتهامات بی اساس دستگاه امنیتی و قضایی که به آنها وارد شده بود.
بنابر گزارش های دریافتی سعید محمدی وکیل "مهرداد رحیمی"قائم مقام کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر که به مدت ۲۳ روز است در بازداشت به سر میبرد. با اشاره به عدم همکاری دادگاه انقلاب در مورد مطالعه پرونده این زندانی سیاسی با وکیل و ملاقات با وی و نیز فشارهای سنگین بازجویان پرونده به موکل خود جهت انجام مصاحبه تلویزیونی پرداخت و بر غیر قانونی بودن اینگونه اقدامات دستگاه امنیتی درباره زندانیان سیاسی تاکید نمود.
در ادامه این دیدار دو برادر "مهرداد بزرگ"فعال دانشجویی دانشگاه تهران که بیش از ۸۰ روز است در بازداشت به سر میبرد،اظهار داشتند برادر دربندشان در دو روز اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و این برادران با اشاره به اتهام بی اساس ارتباط با یکی از گروهکهای خارج از کشور(منافقین یا سازمان مجاهدين)اذعان نمودند که با توجه به سوابق فکری مهرداد بزرگ و فعالیتهای مسالمت آمیز و در چهارچوب قانون اساسی این زندانی سیاسی،اتهام نهادهای امنیتی به وی کذب بوده و مبتنی بر هیچگونه دلائل و مستندات قانونی نمیباشد.
مرضیه گلرو خواهر "مهدیه گلرو" عضو بازداشتی کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی و از فعالین دانشجویی دانشگاه علامه که به همراه همسرش "وحید لعلی پور" به مدت بیش از ۶۰ روز است در بازداشت به سر میبرد،به بیان وضعیت این دو عضو خانواده اش پرداخته و با اشاره به عدم فعالیت سیاسی آقای لعلی پور خاطر نشان کرد خواهر دربندش در آخرین ملاقاتی که با خانواده اش داشته تاکید نمود که به گفته بازجویش نگهداری همسر وی در زندان تنها با نیت فشار بر وی جهت انجام اعتراف به برخی اتهامات بی اساس بوده،خواهر مهدیه گلرو در این دیدار نسبت به این رویه غیر انسانی وزارت اطلاعات در برخورد با فعالین سیاسی دانشجویی اظهار تاسف نمود.
نسیم چالاکی خواهر "پیمان چالاکی" فعال سیاسی که ۲۷ دی ماه به همراه همسرش"سمیه عالمی پسند" در شهر ساوه بازداشت شدند و به زندان اوین منتقل شده بودند ،با اشاره به بازداشت کردن این زوج فعال سیاسی در حضور دختربچه ۴ ساله ایشان و نگهداری چند ساعته این کودک در اداره اطلاعات شهرستان ساوه ،وضعیت روحی فرزند خردسال ایشان را نا مطلوب توصیف نمود.به گفته خانم چالاکی اتهامات این زوج دربند که از مسئولین ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در شهر ساوه نیز بوده اند،مواردی از قبیل ارسال اس ام اس به برنامه تلویزیونی ۹۰،نگهداری کتابهای مارکسیستی اعلام شده،وی با اشاره به نامربوط بودن اتهامات،اینگونه برخورد با جوانان فعال سیاسی توسط دستگاه قضایی و امنیتی را محکوم نمود.
در ادامه این دیدار شهرزاد کریمان "مادر شیوانظرآهاری" فعال سیاسی مدنی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر،به نگهداری فرزندش به مدت ۴۵ روز در سلول انفرادی و فشارهای وارده از سوی بازجویان از قبیل ممنوع الملاقات شدن و ممنوع تماس شدن در طی دوهفته اخیر در جهت وادار نمودن فرزندش به اعتراف به اتهامات واهی و بی اساس دانست.
در ادامه برادر "احسان دولتشاه"فعال دانشجویی دانشگاه تهران که بیش از ۸۰ روز است در بازداشت به سر میبرد نیز در این دیدار به فشارهای وارد بر برادرش توسط بازجویان جهت انجام مصاحبه تلویزیونی اشاره نمود و اینگونه برخوردهای غیر قانونی بازجویان را ناشی از فقدان ادله درباره اتهامات وارده به برادرش و دیگر زندانیان سیاسی ارزیابی کرد.
سجاد حائری برادر "سعید حائری" عضو دربند کمیته کمیته گزارشگران حقوق بشر و دبیر شاخه حقوق بشر کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی ،به بیان وضعیت برادرش در زندان پرداخت.وی اظهار داشت برادرش ۴۵ روز پیش در حین عزیمت به شهر قم جهت حضور در مراسم ختم آقای منتظری به همراه کوهیار گودرزی و شیوا نظر آهای بازداشت شد و در طی ایام بازداشتش تا کنون تنها دوبار با منزل تماس گرفته و ۲ بار ملاقات کابینی داشته،به گفته برادر سعید حائری ،سعید نیز همانند دیگر اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر در معرض اتهام بی اساس و ناجوانمردانه ارتباط با یکی از گروهکهای خارج نشین بوده و با اشاره به فعالیتهای سیاسی و حقوق بشری مسالمت آمیز و در چهار چوب قانون اساسی برادرش و دیگر اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر اینگونه اتهام پراکنی نهادهای قضایی و امنیتی را در چهار چوب پروژه تخریب وجهه انسان دوستانه و قانونی فعالیتهای ،فعالین مدنی- سیاسی دانست و آن را پروژه ای از پیش شکست خورده ارزیابی نمود.
گفتنی است پیش از سخنان مهدی کروبی برخی از فعالین ستاد انتخاباتی وی در جلسه حضور داشتند گزارشی از وضعیت وخیم برخی از اعضای بازداشتی ستاد انتخاباتی این نامزد پیشین،ارائه نمودند.از جمله سلمان سیما،رشید اسماعیلی،علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی.
حجت الاسلام مهدی کروبی،کاندیدای معترض انتخابات اخیر که صبورانه شنوای درد دلهای خانواده های زندانیان سیاسی بود در ادامه این دیدار،ضمن محکوم نمودن بازداشتهای غیر قانونی و بی رویه فعالین سیاسی-مدنی در ماههای پس از انتخابات اظهار داشت اینگونه برخوردهای غیر عقلانی نسبت به فعالین سیاسی و بی تدبیری صورت پذیرفته در اداره امور کشور همگان را در بهت و حیرت فرو برده.تداوم اینگونه برخوردهای غیر عقلانی همچون سیاست خارجی،اقتصاد و غیره را در نهایت به ضرر نظام ارزیابی نمود و خواستار توقف اینگونه برخورد ها و حاکم شدن عقلانیتی مدبرانه بر اوضاع کشور شده.
دبیر کل حزب اعتماد ملی در این دیدار با اشاره به اتهامات بی اساسی که مبنی بر ارتباط با گروهکهای خارج از کشور به فعالین سیاسی مدنی داخل وارد میشود ، عامل اینگونه اتهام پراکنی ها را تنها زنده نمودن این گروهکهای به تاریخ پیوسته و مرده بیان نمود.
وی در این دیدار تاکید نمود که علی رغم تنگناهای روبه تزایدی که برای او و همکارانش به وجود آورده اند همه تلاش خود را جهت احقاق حق زندانیان سیاسی دربند و آزادی هرچه سریعتر آنان انجام خواهد داد.
مهدی کروبی در این دیدار همه خانواده های زندانیان سیاسی -مدنی را به در پیش گرفتن صبر و بردباری دعوت نمود و تاکید نمود شرایط بحرانی کنونی قطعا تداوم نخواهد یافت با توجه به زنده بودن ملت ایران و استعانت خداوند آینده ای روشن را برای همه جامعه نوید داد.

نُه پرونده در انتظار؛ متهمان معترض یا محارب؟

یلدا آراسته
شبکه جنبش راه سبز (جرس) :دادستان تهران امروز اعلام کرد که هنوز نظر قطعی دادگاه تجدیدنظر در مورد پرونده ۹ نفر به اتهام محاربه صادر نشده است. عباس جعفری دولت‌آبادی اظهار کرد: به محض این‌که نظر قطعی دادگاه تجدیدنظر اعلام شود آن را اعلام می‌کنیم
این در حالی است دو روز پیش سید ابراهیم رئیسی معاون اول قضائیه اعلام کرده بود که 9 نفر دیگر به زودی اعدام می شوند.
8 بهمن "محمدرضا علي‌زماني " و "آرش رحماني‌پور " به حکم دادگاه جمهوری اسلامی و به جرم محاربه به دار آویخته شدند.
اتهام محاربه و تلاش براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و عضويت در گروهك مسلح ضد انقلابي انجمن پادشاهي ايران و گروهك تروريستي منافقين از جمله اتهامات اين محكومان بود و 9 نفر دیگر هم با همین اتهامات در انتظار حکم نهایی هستند .
محاربه چیست ؟
طبق ماده‏ی ١٨٣ قانون مجازات اسلامی، اگر فرد یا افرادی برای ارعاب، ترساندن، اخافه‏ و سلب امنیت و آزادی از مردم دست به اسلحه ببرند، محارب و مفسد هستند و مجازات آن‏ها اعدام، به دار آویختن یا نفی بلد یا قطع دست و پای راست و یا چپ خواهد بود.
محاربه با اقرار شخص متهم در حالی که بالغ، عاقل، مختار و قاصد بر اقرارش باشد و یا با شهادت دو شاهد عادل ثابت می‏شود. (مقصود از عادل کسی است که هرگز گناه کبیره مرتکب نشده باشد و هرگز بر گناه صغیره اصرار نداشته باشد.)
در شرع و بر مبنای اطلاق مجتهدین و مراجع تقلید، محاربه در مورد دست به اسلحه بردن برای اخافه و ترس مردم به کار برده شده است. اعم از این که اسلحه سرد یا گرم باشد و کسی کشته شود یا کسی کشته نشود.
در مصداق‏‌هایی که مراجع بزرگ آورده‏اند، این مورد را منطبق با قطاع‏الطریق و دزدهای سرگردنه و راه‏‏بندان مسلح ذکر کرده‏اند.
آیت الله بیات زنجانی در خصوص حکم محاربه اعلام کرد : با تعریف فقهی که همه فقها هم روی آن اتفاق نظر دارند، آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد.
آیت‌الله سید حسین موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه قم نیز در خصوص حکم محاربه می گوید :" محاربه در جایی است كه عده‌ای دست به اسلحه ببرند و حتی پس از رفع شبهات توسط حاكم شرع عناد بورزند و آن‌گاه همه وظیفه دارند با آنان مبارزه كنند "
" اگر كسی برای دفاع از خودش و یا از روی عصبانیت به خاطر رفتار مامور دولت اقدام تندی انجام داد هم مامور باید محاكمه شود و هم به تخلف او رسیدگی شود و همچنین مشخص شود كه عامل آغاز خشونت كدامیك از طرفین بوده است "
همه محاربان
مصطفی نجار وزیر کشور15 دی ماه اعلام کرد بعد از روز عاشورا اگر کسي در اغتشاشات شرکت کند حکم محارب و اقدام کننده عليه امنيت کشور را دارد.
وی تصريح کرد: با توجه به پاسخي که مردم بعد از روز عاشورا به اغتشاشگران دادند اگر کسي در اغتشاشات شرکت کند حکم محارب و اقدام کننده عليه امنيت کشور را دارد و نيروهاي پليس طبق قانون با آنها برخورد قاطعي خواهند کرد.
پیش از این قاسم روانبخش مشاور سیاسی استاندار قم چند روزی بعد از آغاز نا آرامی های بعد از انتخابات اعلام کرده بود :" بيانيه‌هايي كه موسوي، خاتمي و سازمان نامشروع مجاهدين صادر مي‌كنند در حكم محاربه با خدا و حكومت اسلامي است".

سید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد نیز معترضان روز عاشورا را به حکم امام خمینی برای منافقین، محارب دانست و در نامه ای در پاسخ به میر حسین موسوی اورد :ً محارب بودن اغتشاشگران روز عاشورا مستند به حکم امام رحمت الله عليه درباره منافقين در هنگام عمليات مرصاد بوده است،
دیروز نیز در دادگاه چهارم دستگیر شدگان روز عاشورا مدعی العموم اعلام کرد متهمین چنین اتهاماتی در پرونده دارند : اتهاماتي همچون محاربه و افساد في‌الارض، اجتماع و تباني عليه امنيت كشور، فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به مسئولان نظام .
امید منتظری ،روزنامه نگار نیز که در تاریخ ٧ دی ماه بازداشت شده بود، بنا بر کیفر خواست صادر شده برای فعالیت‌های مطبوعاتی و مصاحبه با رسانه‌های بین‌المللی به محاربه متهم شده است.
جهانی نگران
شاید به دنبال این برداشت های متفاوت از محاربه و اعدام دو نفر به این جرم بود که محافل جهانی نگرانی خود را نسبت به وضعیت زندانیان اعلام کردند.
پس از اعدام دونفر از مجرمان علاوه بر رهبران جنبش سبز ،میر حسین موسوی و کروبی ، جبهه مشارکت وبسیاری از گروه های داخلی دیگر جامعه جهانی نیز اعتراض و نگرانی خود را اعلام کرد.
211نفر از اعضای پارلمان اروپا، با امضای بیانیه ای، از شورای امنیت سازمان ملل، شورای اروپا و اتحادیه اروپا خواستند تا اقداماتی فوری برای آزادی زندانیان سیاسی انجام بدهند و از سرکوب معترضین جلوگیری کنند.
همچنین کمیته ایتالیایی پارلمانترها و شهروندان برای ایران آزاد، کمیته ”دوستان ایران آزاد” در دانمارک و کمیته استرالیائیهای حامی دموکراسی در ایران، اعدام محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور را محکوم کردند.
وزیر خارجه کانادا نیز اظهار داشت : "کانادا عمیقا از این که دولت ایران روز ۲۸ ژانویه ۲۰۱۰ محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور را اعدام کرده است متاسف است.ً
سازمان گزارشگران بدون مرز نیز با صدور اطلاعیه ای هشدار داد که روزنامه‌نگاران و وب نگاران را به “اتهام محاربه” تهدید به اعدام می کنند.
با این همه دیروز و در دادگاه چهارم باز هم اتهام محاربه برای متهمان عنوان شد وهرجند که دادستان قوه قضائیه خبر قطعی از اعدام 9 نفر دیگر نمی دهد اما در دادگاه دیروز شرکت در سنگ پرانی های روز عاشورا ،تهیه عکس و فیلم ،فرستادن اس ام اس و رابطه با دفتر تحکیم وحدت جزو مواردی بودکه جرم متهمان محسوب می شد و مدعی العموم پس از شنیدن دفاعیات باز هم انان را معاند دانست ونه معترض. پس سایه مرگ هم چنان سنگین است که امروز مادرا ن عزادار نیز که فرزندانشان در زندان هستند با صدور بیانیه ای نگرانی خود را نسبت به جان فرزندانشان اعلام کردند و خواستارآن شدند که بار دیگر تاریخ سال 60 ورق نخورد

دشمنان نامشخص - احمد باطبی

برگرفته از سایت روز آنلاین
در تمام چالش های سیاسی و غیر سیاسی سی سال اخیر حکومت، وجود دشمنی نامشخص که در تمام سطوح و لایه های اجتماعی، حتی در ساختار حکومت دست داشته، مشترک  بوده است.
در تمام این حوادث نیز روال داستانی بر این شکل بوده که عواملی وابسته به گروهک های ضد انقلاب، مانند مجاهدین، سلطنت طلب ها، بهائیان، گروه های کرد های آزادی خواه و... با پشتیانی مادی و معنوی آمریکا و اسرائیل و... دست به اقداماتی زده اند اما با اقتدار و هوشیاری نظام حاکم، اینک همه چیز در کنترل است.
این بار نیز ایده درگیر کردن بهاییان در این سناریوها از آنجا به ذهن نویسندگان آن خطور کرد که جامعه بهایی همانند بقیه اقلیت های مذهبی ایران شاهد موج عظیم متواریان از اسلام ولایی و جویندگان آرامش در ادیان دیگر  است. از سوی دیگر نزدیک به یک سال است که یک گروه هفت نفره از رهبران جامعه بهائیت در زندان هستند. حکومت ابتدا با هدف مجاب کردن این گروه برای کناره گیری از اداره جامعه بهائیان اقدام به دستگیری آنان نمود تا دست کم با جایگزینی تیمی ضعیف تر و کم تجربه تر، احاطه و کنترل لازم را بر آنها داشته باشد. اما عدم همکاری دستگیرشدگان و فراگیر شدن خبر مظلومیتشان و عکس العمل داخلی و خارجی نسبت به این ماجرا، و حتی موضع گیری روشنفکران و علمای دینی نظیر آقای اشکوری و مرحوم آیت الله منتظری در خصوص حقوق شهروندی این گروه از ایرانیان، کنترل پروژه را از دست طراحان آن خارج کرد و عملا پروژه بهائیان شکست خورد.
اما سازمان مجاهدین خلق ایران؛این گروه  نیز بعد از جدایی از سلاح ـ توسط نیروهای آمریکایی ـ عملا تلاش خود را در خارج از ایران منطبق بر الگو های غیر خشونت آمیر و مدنی قرار داده اند؛ تاجایی که حتی موفق شدند از لیست سازمان های تروریستی اروپا خارج شوند.  همزمان تلاش حکومت اسلامی برای برچیدن پایگاه اشرف درعراق، بی ثمر ماند. انتشار گستره فیلم های ارسالی  از ضرب و شتم و کشتار ساکنان اشرف توسط نیروهای حکومت عراق، نه تنها باعث تیره شدن چهره این گروه اپوزیسون نشد، بلکه باعث گردید که بسیاری از دولت ها، سازمانها وفعالین سیاسی و اجتماعی خصوصاَ غیر ایرانی، به این گروه به عنوان قربانیان نقض حقوق بشر نگاه کنند، نه بازماندگان گروهی تروریستی. این شرایط و نتیجه نامطلوب آن باعث گردید که این پروژه نیز شکست بخورد.
ریزش نیروهای وابسته، مرتبط و داخل حکومت ( روشنفکران دینی و... ) نیز دو مشکل اصلی را به همراه داشت. ابتدا افشای اسراردرون دستگاه قدرت که با وجود بحران مشروعیت کنونی، افکار عمومی استعداد بیش از پیشی برای پذیرش آن دارد؛ و دوم رویارویی با عناصری که با ادبیات و زبان حکومت آشنا هستند و با ابزار خودشان به نبرد می آیند. گفتگوی  این شخصیت ها با جهان آزاد و رساندن پیام مردم  به گوش جهانیان، به معنای آن است که این حکومت نماینده مردمش نیست. 
نکته اساسی دیگر، رصد زنی اشتباه حکومت از کنش های سیاسی و اجتماعی جامعه  بود که باعث تصمیم گیری غلط آنها در مورد انتخابات شد. اعمال فشار بر اکثریت مردم برای پذیرش نتیجه انتخابات، با مقاومت بلند مدت مواجه و باعث تحمیل هزینه های سنگینی به لحاظ مشروعیت حکومت در داخل و خارج کشور گردید. بحران اقتصادی، ریزش نیرو های وابسته به قدرت، عدم تمایل جامعه جهانی به همکاری مورد نیاز با دولت و... این نیاز را در دستگاه قدرت ایجاد کرد که با سناریویی فراگیر، در حل و فصل سریع مشکلات فوق الذکر، نارضایی عمومی را حتی برای کوتاه مدت کنترل کند. با این تصور که در این فرصت میتوان با رایزنی و جلب رضایت برخی از ناراضیان و توافقات پنهانی بین حکومت و دیگر کشور ها، زمام از دست رفته امور را مجددا به دست گرفت.
با این اوصاف سناریو باید آنقدر فراگیر باشد که تمامی مشکلات را در بر گیرد. در این سناریو  بهائیان قصد دارند با طرحی آمریکایی و اسرائیلی، اسلام را در کشور از بین ببرند و اداره کشور و مردم را در اختیار گیرند. آنها از هر فرصتی حتی عاشورا استفاده میکنند. سازمان مجاهدین خلق ایران نیز به عنوان دشمن سنتی حکومت در کنار بهائیان در روز عاشورا به معارضه با اسلام و نظام اسلامی و حسین میپردازد.
برای متهم بودن همه، در آن سو نیز باید سایت جرس ( به عنوان ارگان جنبش سبز، به تلقی حکومتیان ) با بهائیان مرتبط باشد.
اما برای سرکوب همه جانبه بهائیان، بهتر است که هیچ مانعی  در پیش رو نباشد؛پس باید فتوای تاریخی آقای منتظری مربوط به حقوق شهروندان بهایی، نامعتبر گردد. و دلیل بی اعتباری آن نیز سادگی حضرت ایت الله عنوان شود.
نقد خرافه های مذهبی توسط آقایان گنجی و سروش هم بهترین دلیل برای انکار نبویت و مهدویت توسط آنان است. با اجماع این روشنفکران دینی  با آقایان کدیور و مهاجرانی  برای صدور یک بیانیه میتوان  آنها را رهبران و صاحبان اتاق فکر جنبش سبز معرفی کرد. بدین ترتیب میتوان از فراگیری جنبش سبز کاست و آن را در حصار فکری چند روشن فکر دینی محدود کرد.
بهایی بودن بستگان آقای کدیور ( به ادعای کیهان )  نیز دلیل سمپاتی  ایشان به این جریان است ؛ و در آخر حضور بزرگترین مرکز بهائیان (بیت العدل اعظم ) در اسرائیل سکانس آخر این سناریو، یعنی وابستگی همه عناصر سناریو به اسرائیل است.
شاید این سناریو در ابتدا مضحک به نظر بیاید، اما با تمام حماقتی که در آن است، واقعیت این است که دستگاه امنیتی برای کنترل امور و ایجاد رعب و وحشت، پیاده سازی این سناریو در جامعه را در پیش گرفته است. در واقع بررسی روزانه اخبار سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران نمایانگر چینش صحنه به صحنه این سناریو است.
بهائیان به عنوان بزرگترین اقلیت مذهبی تنها گروهی  هستند که پیامبر اسلام را پیامبر راستین خدا دانسته و دین اسلام را دین خدایی میدانند و به آن احترام میگذارند. در کتاب های دینی این جماعت آمده :"این حزب در مملکت هر دولتی ساکن شوند باید به امانت و صدق و صفا با آن دولت رفتار نمایند." (بهاءالله در لوح بشارات)
رعایت اخلاق  و قوانین اجتماعی جامعه از اصلی ترین اصول دینی بهاییان محسوب میشود. میزان ارتکاب به جرم، خلاف، اعتیاد و... در بین آنها تقریباَ صفر است. نگارنده به عنوان کسی که تقریباَ یک دهه در زندان بوده ام، به جز بهائیانی که به جرم دیانت بهائیت در زندان بوده اند حتی در یک مورد هم شاهد نبوده ام که از اعضای این جامعه، به جرم دیگری در زندان بوده باشد.
اما در پیش فرض حکومت بهائیان و مجاهدین و... از همان ابتدا  آلوده، سیاه و مستحق مجازات هستند. این آلودگی بالذات دلیلی است که حکومت به خاطر آن هر کسی را میتواند به مجازات برساند. مهم نیست که یک بهایی، یک شهروند محترم درجه یک است یا نه. همین که به عنوان یک بهائی مشتری چاه جمکران باقی نمانده و راه خودش را پیش گرفته، کافیست تا مجازات بشود. پدر و مادر، اعضای خانواده، اقوام، آشنایان و همسایه مجاهدین بودن نیز کافیست تا ثابت شود، فرد محارب و مستحق معدوم شدن است.
در پیش فرض حکومت، اصل محکومیت است نه برآئت.همه متهم اند و موظفند خلاف آن را ثابت کنند. مسئولین سایت جرس با بهائیان مرتبطند چون  با محسن کدیور مرتبط اند. و محسن کدیور در بین اقوام خود ( البته بدون ارائه سند و مدرک به توسط ورزنامه کیهان ) بهائی مذهب دارند پس کدیور با جامعه بهایی در ارتباط است.
در پیش فرض حکومت هر چیز که شکلی به غیر از خواست حکومت داشته باشد نامعتبر و مردود است. حتی فتوای تاریخی مرحوم منتظری در خصوص حقوق شهروندی ایرانیان بهائی. شخصی که حتی آیت الله خمینی داشتن مرجعیتش را مدیون اوست.
اما تنها نکته مبتنی بر عقلانیت این سناریو اینجاست که حکومت در یک تحلیل دو دو تا چهار تا، ترجیح داده تا ویژگی منحصر به فرد این جنبش، یعنی فراگیری و تکثر افکار و آراء آن را نادیده گرفته و فقط یک بخش آن یعنی روشنفران دینی ( آقایان مهاجرانی، گنجی، کدیور و... ) را به عنوان عضو فعال، رهبر و یا...جنبش سبز به رسمیت بشمارد.چرا که ویژگی افراطی  این جماعت، یعنی اعتقادشان  به مقوله خودی و غیر خودی، که همانند دیوار آنها را از باقی جریان جدا ساخته، ویژگی مورد علاقه نهادهای سرکوبگرحکومت است. تفکرات همه مردودهستند به غیر از ما ( خودی و غیر خودی ) بهترین عامل برای شکاف در بین جنبش سبز است. نهاد های امنیتی با استفاده از این بازی قدیمی بحث رهبری این جماعت را به وسط میکشند و به قصد، این توهم  را دامن میزنند، تا این روشنفکران نیز به این باور برسند که واقعاَ عناصر جهت ده و تئوری پرداز جنبش سبز هستند. آنها هستند که موتور جنبش را روشن نگاه میدارند و هرانچه در پیرامون است چیزی نیست به جز حاشیه. در پایان با تسلط توهم و دلگیری طیف های دیگر جنبش از بخش روشنفکری دینی و بروز اختلاف، نهاد های سرکوبگر با توسل به شیوه های غیر اخلاقی معمولشان، اقدام به حمله میکنند.
 به عنوان مثال بحث خویشاوندی و ارتباط  آقای کدیور با بهائیان، اتهام اسرائیلی بودن بهائیان به دلیل وجود بیت العدل اعظم در آنجا (البته مقامات مذهبی جامعه بهائیت سالها قبل از تشکیل کشور اسرائیل توسط حکومت قاجار وروحانیت شیعه وقت به آن سرزمین تبعید شده بودند ) یکی از این شیوه ها است. به این ترتیب هم زمینه را برای اعدام رهبران زندانی جامعه بهایی به اتهام جاسوسی فراهم میکنند و هم جنبش سبز را متهم به همکاری با اسرائیل و عوامل آن خواهند کرد.
اما این سطح قضیه است. نمونه های این سناریو ها را قبلا هم در ماجرا هایی نظیر بمب گذاری حرم امام رضا، قتل های زنجیره ای و... دیدیم؛ حتی اگر  همه این پیش بینی ها هم به وقوع بپیوندد هم فرق خاصی نمیکند، چرا که این مردم هستند که موتور جنبش سبز را روشن نگه داشته اند. آنها هستند که هزینه میپردازند.
قطعاَ حکومت بدش نمی آید که تمامی مخالفان را در فضایی مشابه تابستان شصت و هفت در زندانها اعدام کند. هر چند منطقاَ امکان این کار را ندارد اما با توجه به عملکرد گذشته اش، برای تحقق این هدف از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.بی جهت نبود که ده روز پس از اعدام دو نفر به اتهام شرکت در ناآرامی‌های پس از انتخابات، حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی، معاون اول قوه قضاییه، دوشنبه شب اعلام کرد که9  نفر دیگر نیز به زودی اعدام خواهند شد. وبسایت سهام نیوز ارگان حزب اعتماد ملی نیز نوشت: احکام اولین گروه از متهمان حوادث عاشورا که شامل ۵ نفر می‌باشد، از سوی قاضی صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب صادر شده و این ۵ نفر به اشد مجازات محکوم شده‌اند.در بین این ۵ نفر علاوه بر ۳ نفری که بخشی از محاکمات آنها از صداوسیما در زمینه رفتن به اردوگاه اشرف و فیلمبرداری از اعتراضات پخش شد، دو مرد و زن بالای ۵۰ سال هم حضور دارند.
گویا فرزند این زن و شوهر در اردوگاه اشرف اقامت داشته و برادران مرد نیز در ابتدای انقلاب به دلیل عضویت در گروه تروریستی مجاهدین خلق اعدام شده‌اند.گفته می‌شود تلاشهایی در جریان است تا اجرای اعدام این ۵ نفر قبل از ۲۲ بهمن در سطح شهر تهران، به ویژه مسیر خیابان انقلاب و آزادی انجام شود که موافقت یا مخالفت با این امر بر عهده رییس قوه قضائیه است.
یعنی حکومت تلاش میکندبا تقویت تفکر خودی و غیر خودی، فضایی ایجاد کند که افراد و جریانات مختلف، نقطه اشتراکی نداشته باشند، خصوصاَ در حوزه حقوق بشر. اگر کسی را به اعدام محکوم کردند، پاسخ این باشد که از مجاهدین است، سلطنت طلب است، بهایی است و.... نباید به او نزدیک شد.
متهم و مستحق مجازات پنداشتن آدها، به دلیل هواداری یا عضویت در هر جریانی ( حتی در صورت اثبات ) و بی تفاوتی به سرنوشت او، همان اشتباهی است که بسیاری از اصلاح طلبان در هشت سال دوره آقای خاتمی انجام دادند و نتیجه آن شکست سیاسی و فرصت سوزی تاریخی آنها بود.
جامعه ای مترقی و به معنای واقعی دمکرات خواهد بود که دست کم در مورد حقوق بشر و دفاع از آن، هیچ خط قرمزی نداشته باشد. دفاع از حقوق انسانی شهروندان متهم به ارتباط با مجاهدین، سلطنت طلب ها، بهائیان و... ( حتی در صورت اثبات ) دلیل گرایش و یا تعلق به جریانات آنان نیست.
حکومت در حال محک زدن عکس العمل جنبش سبز است. تمام عناصر این جنبش، از هر طیف و جریان در آزمونی سخت و جدی قرار دارند؛در چنین شرایطی عکس العمل دمکراتیک و مبتنی بر احترام به تکثر آراء و حقوق انسانی، تنها راه پیش روی انهاست. چه برای نامزد های معترض به انتخابات و چه فعالین شناخته شده و ناشناس جنبش. اگر در این زمان کوتاه موضع گیری مناسبی در برابر اعدام ها اتخاذ نشود و حکومت موفق به اعدام این افراد به این اتهامات واهی شود، دیگر مانع اعدام های بعدی شدن، کاری تقریبا غیر ممکن است.

بازداشت بهار تراکمه، خواهر اردوان تراکمه، دانشجوی در بند و دختر یونس تراکمه نویسنده و منتقد ادبی

کلمه- بهار تراکمه فرزند یونس تراکمه نویسنده و منتقد ادبی پیشکسوت و یکی از امضاکنندگان نامه‌ی اعتراضی به رییس قوه قضاییه بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، پیش از این پسر این نویسنده دستگیر شده بود.
اردوان تراکمه پسر یونس تراکمه در رشته سینما تحصیل می‌کند و چند فیلم مستند ساخته که بعد از عاشورا به منزل مهین فهیمی، از مادران صلح، و مادر دوست و هم دانشگاهی خود، امید منتظری رفته بود، همراه با خانم فهیمی و امید منتظری بازداشت شد.
بهار تراکمه که شب گذشته دستگیر شد بیست و پنج سال دارد.
یونس می‌گفت سال‌ها هرچی سعی کردیم به این بچه‌ها تعریف درستی از کشور بدیم، موفق نشدیم، حالا بذار خودشون بفهمند و تصمیم بگیرند.
یونس حتا این دو کلمه حرف را هم با هق هقی می‌گفت که سوزاننده بود.
اگر با او ارتباطی دارید، تلفن بزنید. این پدر به تماس هر یک از ما عجیب نیاز دارد تا سرپا بماند.

قطع ارتباط، شدت يافتن بازجوئی ها و شکنجه دستگيرشدگان روز عاشورا در بند ۲۰۹ زندان اوين

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران- بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،در روزهای اخير تماس تعدادی از زندانيان سياسی با خانواده های خود قطع شده است و بازجوئی از آنها دوباره از سر گرفته شده است و همچنين فشارها و تهديدات عليه خانواده های آنها افزايش يافته است
از چند روز گذشته تعداد زيادی از دستگير شدگان روز عاشورا که با خانواده های خود هر از چندگاهی ارتباط داشتند قطع شده است و خانواده های آنها از وضعيت و شرايط عزيزانشان بی خبر شدند.بنابه اظهارات تعدادی از آزاد شدگان اخير، بازداشت شدگان روز عاشورا را که اخيرا از بند ۲۰۹ به بند ۷ منتقل کرده بودند و بنظر می رسيد که دوران بازجوئی و شکنجه آنها در بند ۲۰۹ پايان يافته بود از ۵ روزپيش مجددا تعدادی ازآنها را برای بازجوئی و شکنجه به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل کردند.اين بازجوئيها گاها درطی تمامی ساعات روز ادامه می يابد .
از طرفی ديگر بازجويان وزارت اطلاعات فشارها و تهديدات و بازجوئی از تعدادی از خانواده های دستگير شدگان روز عاشورا را شدت بحشيدند. بازجويان به خانه های آنها مراجعه می کنند و گاها در خانه دستگير شدگان خانواده آنها را بازجوئی می کنند و بعضا خانواده ها را به ستاد پيگيری وزارت اطلاعات فرا می خوانند و آنها را تحت فشار و مورد تهديد قرار می دهند و به آنها می گويند که ما پرينت ۴ سال مکالمات تلفنی شما را در دست داريم و می دانيم با چه کسانی در تماس بوده ايد.
تعدادی از کسانی که اخيرا آزاد شدند می گويند که ۲ روز اول دستگيری را در بازداشتگاههای مخفی بسر بردند.هنگام ورود به اين بازداشتگاهها با تونلی از مامورين باتون بدست مواجه می شدند که بايد از آن عبور می کردند. زمانيکه از اين تونلها عبور می کردند آماج باتونهای برقی مامورين سرکوبگر قرار می گرفتند و هر کسی بر روی زمين می افتاد تا بيهوش شدن مورد شکنجه قرار می گرفت. اکثر دستگير شدگان در اثر ضربات باتون زخمی و دچار خونريزی می شدند و يا بدن آنها کبود می شد.همچنين در اين بازداشتگاهها به حدی زندانی سياسی در آن جای داده بودند که امکان تحرک برای آنها وجود نداشت و اعتراضات آنها با باتون پاسخ داده می شد.امکان استفاده از سرويسها از زندانيانيان سياسی سلب می شد و به آنها غذا داده نمی شد.
فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، تشديد فشار،تهديد ،بازجوئی و شکنجه زندانيان سياسی ،احضار ،بازجوی و تهديد خانواده های آنها را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار تشکيل جلسه اصطرار شورای امنيت سازمان ملل متحد برای پايان دادن به جنايت عليه بشريت که بطور سازمان يافته و مستمر توسط رژيم ولی فقيه عليه مردم ايران بکار برده می شود.
فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران