۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

پیام زندانیان سیاسی اوین در آستانه ی تجمع مردمی


شبکه جنبش راه سبز (جرس): زندانیان سیاسی زندان اوین در آستانه تجمع اعتراضی مردم که فردا -جمعه -ساعت هشت شب مقابل در اصلی اوین برگزار می شود، پیامی را خطاب به ملت ایران ارسال کرده اند و ضمن ابزار نگرانی نسبت به نقل و انتقال های صورت گرفته در اوین، خواستار حضور سبز مردم در راهپمایی ۲۲ بهمن شده اند. آنها همچنین خواستار بیداری مردم نسبت به نکاتی شدند که میر حسین موسوی در خصوص وضعیت قوه قضائیه در سخنان خود به ان اشاره کرده است.
متن کامل این پیام که توسط زندانیان سیاسی به بیرون راه یافته است به این شرح است: 
 مردم شریف ایران
ما زندانیان سیاسی همچون لکه سیاهی بر صورت رژیم هستم. باید این سیاهی بیشتر دیده شود. گردهمایی خانواده های زندانیان، حمایت نهادهای حقوق بشری و انتشار گسترده اخبار مربوط به زندانیان در رسانه ها این سیاهی را بیشتر نمایان خواهد کرد.
این ننگ بزرگی برای حکومت است که در سی و یکمین سالگرد تاسیس خود این همه زندانی عقیده و اندیشه دارد. زمانه در حال تغییر است. همزاد پنداری با رژیمی که پس از سی سال در تک تک سلول های جامعه و مردم نفوذ کرده بود، در حال فروپاشی است.
اگر در نخستین روزهای پس از انتخابات مردم هراسان، بلاتکلیف و ناامید وارد خیابان های تهران شده بودند، اینک پس از گذشت چند ماه این اعتراض ها گسترده تر، عمیق تر و سازمان یافته تر به شهرهای دیگر کشور هم کشیده شده است. انتقاد نسبت به جکومت و رفتارهای ولی فقیه اکنون علنی تر شده است. هاله ای از تقدس که رژیم در همه این سالها برای خود و رهبری ایجاد کرده بود اکنون شکسته شده است. آنهایی که نماد خشونت، خیانت، دروغ و تزویر رژیم اند، هر روز بیشتر به حاشیه می روند و کمتر کسی این روزها حاضر به حمایت تمام قد از این دولت است.
گاه و بی گاه برخی از زندانیان سیاسی را از بندی به بند دیگر و یا از زندانی به زندانی دیگر منتقل می کنند. گرچه دلایل آن می تواند بازجویی های مجدد و پرونده سازی های تازه باشد، اما تجربه زندان های دهه شصت و همچینن تجربیات کشورهای دیکتاتوری در امریکای لاتین نشان می دهد که پیامد این نقل و انتقال ها می تواند از بین بردن زندانیان سیاسی هم باشد.
فشار بر زندانیان، از بین بردن شاهدان جنایت، ناپدید شدن برخی از فعالان اجتماعی و سیاسی همه روش هایی است که جهان در دهه های ۶۰ ،۷۰ و اوایل دهه ٨۰ با آن مواجه بوده است. این شگردهای بی حاصل را دیکتاتوری ایران هم به خوبی می شناسد و سعی می کند از آن در آزار و اذیت زندانی های سیاسی و خانواده هایشان استفاده کند. ما ایمان داریم استفاده از این شگردها در نهایت دستاوردی جز بی آبرویی بیشتر برای حکومت ایران ندارد. اگر جز این بود حالا باید شاهد حکومت نرون در آرژانتین، پینوشه در شیلی، سرهنگ ها در یونان، فرانکو در اسپانیا، پهلوی در ایران و صدام حسین در عراق باشیم.
ما از اینکه در زندان های حکومت تبدیل به شهدای جنبش سبز شویم ترسی نداریم. با این همه برای بی اعتبار کردن هرچه بیشتر حکومت و جلوگیری از شکل گیری یک فاجعه مشابه با اعدام های سال ۶۷، خواستار حضور ناظران بین اللملی و نمایندگان سارمان های مستقل حقوق بشری در زندان های ایران برای اطمینان از سلامتی همه زندانیان سیاسی هستیم.
نکته مهم دیگری که می خواهیم با شما مردم شریف ایران در میان بگذاریم همان است که میرحسین موسوی در تازه ترین سخنان خود به آن اشاره کرده است: نحوه ارتباط قوه قضاییه با به اصطلاح ضابطین خودش است.
ما زندانیان سیاسی بارها از بازجوهای خود شنیده ایم که با افتخار می گویند ما به قاضی پرونده دستور می دهیم. بازجوها در ابتدای بازجویی ها به برخی از زندانی ها حکم زندان آنها را اعلام کرده و گفته اند ما از قاضی پرونده برای شما چنین حکمی درخواست خواهیم کرد و شگفتا که همان حکم چند ماه بعد توسط قاضی صادر شده است. میرحسین موسوی در سخنان خود گفته است: "باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟"
ما به عنوان زندانیانی که نزدیک به هشت ماه است گروگان سیستم نظامی و امنیتی هستیم پاسخ سوال مهندس موسوی را چنین می دهیم: "تردید نکنید که سیستم قضایی به صورت مترسکی در دست سیستم نظامی –امنیتی بویژه سپاه پاسداران عمل می کند. وضع به جایی رسیده که حتی برخی از قضات به هنگام ابلاغ حکم به برخی از زندانی ها می گویند: "این حکم را ما به درخواست بازجوهای پرونده برای شما صادر کرده ایم."
ما در پایان ضمن استقبال از سخنان اخیر آقایان موسوی و کروبی، از مردم ایران دعوت می کنیم در روز بیست و دوم بهمن حضوری سبز درهمه شهرها داشته باشند.

۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه


بازداشت یکی از مدافعان پیشگام حقوق بشر در ایران
فشار بر جامعه مدنی پیشاپیش سالگرد انقلاب در 22 بهمن
14 بهمن ماه 1388- کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز ضمن اعلام خبر بازداشت کاوه قاسمی کرمانشاهی؛ از فعالان پیشگام حقوق بشر، عضو شورای مرکزی سازمان حقوق بشر کردستان و روزنامه نگار، این بازداشت را محکوم کرد.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد کاوه گفت :"کاوه کرمانشاهی یکی ازفعالان مهم  و تحلیلگر حقوق بشر و یکی از معدود مدافعان حقوق بشری است که هنوز با شجاعت تمام به مستند سازی نقض حقوق بشر به روشی علمی می پردازد."
هادی قائمی تاکید کرد که "کاوه مرتکب هیچ جرمی نشده و بازداشت او  ظاهرایک اقدام پیشگیرانه است که مقامات در ایران برای جلوگیری از زیر دره بین بردن اقدامات احتمالی آنها علیه اعتراضاتی که بنظر می رسد در 22 بهمن به جریان خواهد افتاد، در پیش گرفته اند."  
کاوه در شهر کرمانشاه در غرب ایران بازداشت شد. بر اساس اطلاعات رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، 7 نفر از نیروهای امنیتی صبح روز 14 بهمن ماه به منزل کاوه رفته و ضمن تفتیش خانه، وسایل شخصی او، از جمله کامپیوتر و دستنوشته هایش را ضبط کردند و کاوه را نیز به مکان نامعلومی بردند. بازداشت کاوه بر اساس حکم جلبی صورت گرفت که نام دستگاه صادرکننده آن نامشخص بود. در مورد محل نگهداری کاوه، به خانواده او هیچ اطلاعاتی داده نشده است.
کاوه کرمانشاهی  25 سال دارد و دانش آموخته حقوق است. فعالیت های کاوه بعنوان مدافع حقوق بشر، بخاطر کیفیت،  دقت و توجه شخصی او به زندانیان سیاسی و خانواده های آنها، در سطح وسیعی بخوبی شناخته شده است و بسیار مورد توجه قرار می گیرد. کاوه کرمانشاهی همچنین عضو سازمان دانش آموختگان ادوار و کمپین یک میلیون امضا برای برابری است.
اجلال قوامی؛ سخنگوی سازمان حقوق بشر کردستان به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که به اعضای این سازمان فشارهای بسیار زیادی وارد می شود که سازمان حقوق بشر کردستان را منحل کنند. اجلال قوامی فقط در ماه گذشته سه بار توسط نیروهای امنیتی احضار شده و از او خواستند که این سازمان را منحل کنند. محمد صدیق کبودوند؛ از موسسان سازمان حقوق بشر کردستان از خرداد ماه 1386 تاکنون در زندان است و تنها بخاطر فعالیت های حقوق بشری خود به 10 سال و شش ماه زندان محکوم شده است.
سایر سازمان های حقوق بشر در ایران از جمله کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز تحت فشار روز افزون مقامات دولتی و دادستانی ها هستند. طبق گزارش رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایرا ن، اعضای بازداشت شده کمیته گزارشگران حقوق بشر تحت فشار شدید برای اعتراف های اجباری به ادعاهای واهی از جمله وابستگی به سازمان مجاهدین خلق هستند که  این اتهام می تواند منجر به محاربه و اعدام بشود.
در چند هفته گذشته مدافعان شناخته شده حقوق بشر بازداشت شدند و هیچ اطلاعی در مورد آنها توسط مقامات ارائه نشده است. عمادالدین باقی؛ از موسسان انجمن دفاع از حقوق زندانیان، و همچنین هفت نفر از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر؛ شیوا نظر آهاری، پریسا کاکایی، مهرداد رحیمی، کوهیار گودرزی، سعید حائری، سعید کلانکی و سعید جلالی فر از جمله این مدافعان حقوق بشر هستند.
هادی قائمی  در مورد وضعیت مدافعان حقوق بشر در ایران گفت:" جمهوری اسلامی ایران به طرز اسف باری الزامات بین المللی خود را برای حفاظت از مدافعان حقوق بشر نقض می کند و نهادهای جامعه مدنی و دولتی در سطح بین المللی باید خواستار آزادی فوری کاوه قاسمی و همه مدافعان حقوق بشری باشند که خودسرانه در ایران بازداشت شده اند."

اعدام را بس كنيد



ما مادران امروز، دختران ديروز ايران ايم كه در روزها و ماه هاي انقلاب 57 فعالانه شركت داشتيم. آيا سزاوار است كه پس از گذشت سي و يك سال از انقلاب، همچنان شاهد اعدام فرزندان خود باشيم؟ اين سوال همه ما مادران ايراني است.
 ما مادران عزادار كه به صورت خودجوش در طول 7ماه گذشته شنبه ها در پارك لاله و ساير پارك ها و اماكن عمومي ديگر با حضور فعال خود كشتارها و بازداشت ها را محكوم كرده و خواستار پايان بخشيدن به اين اعمال غير انساني و غير قانوني بوده ايم، امروز با اعدام فرزندان خود روبرو هستيم.
آيا سزاوار است ما مادران در همه عرصه هاي تاريخي شاهد فنا شدن فرزندان خود باشيم؟
چه كساني ما مادران را محكوم به اين مرگ تدريجي كرده است كه هميشه در سوگ عزيزان خود بنشينيم؟
مگر خواست فرزندان ما در طول سي و يك سال گذشته چه بوده است؟
آيا مشاركت فرزندان ما در انتخابات بايستي به بازداشت، شكنجه، تجاوز، كشتار و اعدام شان منجر شود؟
ما مادران عزادار ايراني، كليه اعمال غير انساني و غير قانوني  فوق را محكوم مي كنيم و هشدار مي دهيم اگر مسئولان به خواست مادران ايران زمين توجه نكنند و همچنان به اين اعمال خشونت بار ادامه دهند، با اقدامات اعتراضي گسترده تري روبرو خواهند شد.
ما مادران عزادار ضمن تكرار خواسته هاي خود، "آزادي زندانيان عقيدتي" و "محاكمه آمران و عاملان كشتار فرزندانمان"، از تمام مردم ايران و جهان مي خواهيم كه از جوانان ما به صورت گسترده حمايت و از انجام اين چنين اعمال بيرحمانه به هر طريق ممكن جلوگيري كنند.
 زندگي ما به حيات فرزندانمان بستگي دارد. نگذاريم فجايع تاريخي دهه 60 دوباره تكرار شود.
مادران عزادار
 13 بهمن 1388

۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

یکی از حامیان مادران عزادار ربوده شد

یکی از حامیان مادران عزادار بیش از 4 هفته است که ربوده شده و در بازداشت بسر می برد
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، خانم فرزانه زینالی یکی از حامیان مادران عزادار بیش از چهار هفته است که توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شده و از وضعیت وشرایط او هیچ خبری در دست نیست.
خانم فرزانه زینالی 53 ساله متاهل و دارای 2 فرزند و از حامیان مادران عزادار می باشد .او روز 19 دی ماه از منزل خارج و به قصد شرکت در مراسم اعتراضی مادران عزادار عازم پارک لاله می شود ولی در مسیر مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار می گیرد و ربوده شد و به نقطه نامعلومی منتقل می شود. از آن زمان تاکنون هیچ خبری از وضعیت و شرایط و حتی مکان بازداشت او خبری در دست نیست.
خانواده او از زمان دستگیری تا به حال بارها به دادگاه انقلاب و زندان اوین برای پیگیری وضعیت و شرایط و محل نگهداری او بطور مستمر مراجعه می کنند اما از دادن هرگونه جوابی به این خانواده خوداری می کنند. آنها فقط یکبار به این خانواده گفته اند که او در بازداشتگاهی نزدیک قم در زندان بسر می برد. آنها از گفتن محل دقیق و یا دادن آدرس این محل به خانواده زینالی خوداری کردند. این خانواده تحت فشار روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارند که از بازداشت و بی اطلاع بودن آنها از وضعیت خانم زینالی را نباید با فعالین حقوق بشر و رسانه ها در میان بگذارند در غیر اینصورت خانم زینالی و خانواده اش عواقب بد آن را خواهند دید.
تهدید جدی وجود دارد که زندانیان سیاسی زن که در اعتراضات اخیر دستگیر شده اند به بازداشتگاههای مخفی در نزدیکی قم جهت شکنجه های غیر انسانی منتقل شده باشند. همچنین خطر جدی وجود دارد که او تحت شکنجه های وحشیانه برای گرفتن اعترافات دروغین جهت پرونده سازی و صدور حکم سنگین قرار گیرد.
درچند روز اخیر مامورین وزارت اطلاعات به منزل خانواده زینالی یورش بردند . پس از بازرسی طولانی از تمامی نقاط منزل آنها لپ تاپ برادرش و کامپیوتر، آلبوم های عکس و سایر وسائل شخصی او را با خود برده اند.
همچنین از سرنوشت مادر دیگری از حامیان مادران عزادار از پس از روز عاشورا که توسط بازجویان وزارت اطلاعات ربوده شده است خبری در دست نیست.اطلاعات تکمیلی در این باره متعاقبا اعلام خواهد شد.
در حال حاضر علاوه بر 2 مادر فوق ، خانم پروانه مداح راد از حامیان مادران عزادر مدتهاست که در بند مخوف 209 زندانی است اخیرا او را به بند زنان زندان اوین منتقل کرده اند ولی او همچنان در بازداشت بسر می برد .هدف از ربودن و بازداشت حامیان مادران عزادار برای ایجاد رعب و وحشت و ممانعت از انجام اعتراضات هفتگی آنها و تن ندادن به خواسته های به حق مادران که همانا دستگیری و مجازات آمران و عاملین کشتارهای مردم ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ربودن حامیان مادران عزادار و انتقال آنها به بازداشتگاههای مخفی در اطراف قم و یا ادامه بازداشت سایر مادران اهانتی بزرگ به تمامی مادران می داند و آن را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگران ویژه زنان سازمان ملل خواستار اقدام فوری برای آزادی حامیان مادران عزادار از زندانهای این رژیم است.
14 بهمن 1388 برابر با 03 فوریه 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

هفدهم بهمن؛ روز حمایت از گزارشگران حقوق بشر


روزآنلاین- سارا مقدم- جمعی از کنشگران کمیته گزارشگران حقوق بشر به همراه عده ای از فعالان مدنی، در پی زندانی شدن برخی از اعضای این کمیته و همچنین افزایش فشار برآنها در زندان برای گرفتن اعترافهای تلویزیونی و وارد کردن اتهامهایی نظیر محاربه، با انتشار بیانیه ای از مردم دعوت کردند که روز 17 بهمن را روز همبستگی با کمیته گزارشکران حقوق بشر بنامند.
نیلوفر گلکار یکی از کنشگران این کمیته در گفت و گو با روز از فعالیتهای کمیته گزارشگران حقوق بشر و شرایط فعلی اعضای آن سخن گفته است.
خانم گلکار اگر چه نام کمیته، این روزها نام آشنایی است و در مورد کنشگران این گروه در زندان و برخورد با آنها خبرهای زیادی منتشر می شود اما هنوز بسیاری از مردم خود کمیته را نمی شناسند. لطفا از این گروه و فعالیتهایتان بگویید.
کمیته گزارشگران حقوق بشر از حدود 5 سال پیش با همکاری تعدادی از دانشجویان تشکیل شد. آن موقع نامش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر بود که بعد از مدتی با فارغ التحصیل شدن و یا ستاره دار شدن و محروم از تحصیل شدن اعضا، نام دانشجویی از اسم کمیته حذف شد. ابتدا کار کمیته بیشتر روی موضوع حقوق زندانیان و اخبار زندانیان سیاسی بود که به مرور در حوزه های دیگر گسترش یافت. حوزه هایی مثل اعدام کودکان، کودکان کار و خیابان، حقوق اقلیت های مذهبی، زنان، دانشجویان و غیره.
از اعضای زندانی این کمیته بگویید.
در حال حاضر 7 عضو کمیته یعنی شیوا نظر آهاری، پریسا کاکائی، کوهیار گودرزی، مهرداد رحیمی، سعید کلانکی، سعید حائری و سعید جلالی فر بازداشت هستند. شیوا نظر آهاری در تابستان 88، صد روز در بازداشت بود. درواقع برخورد جدی و سیستماتیک با کمیته از 10 آذر و با بازداشت سعید جلالی فر و سعید کلانکی و همچنین بازداشت شیوا شروع شد و با بازداشت کوهیار گودرزی و سعید حائری در 29 آذر و سپس پریسا کاکائی و مهرداد رحیمی ادامه پیدا کرد.
فکر می کنید علت این برخورد ها چیست؟
برخورد با این شدت با بچه های کمیته به علت فشار برای محدود کردن اطلاع رسانی در حوزه حقوق بشر و بستن سایت است. الان در یک دوره ای هستیم که نقض حقوق بشر به شدت افزایش یافته و فشار بر سایت هم که سایتی حقوق بشری و فعالیتش در راستای اطلاع رسانی از موارد نقض حقوق بشر است در همین دوره افزایش یافته است. وقتی دیدند با بازداشت اعضا، سایت متوقف نشد، حالا سعی دارند با طرح اتهامات واهی و ربط کمیته که نهادی کاملا مستقل است با مجاهدین خلق آن را زیر ضرب ببرند تا از طرفی فعالیت سایت را متوقف کنند و از طرف دیگر اعضای بازداشت شده، تحت فشار زیادی برای اعتراف و مصاحبه قرار بگیرند که منجر به دادن حکم سنگین خواهد شد. یعنی به گونه ای می خواهند فعالیت حقوق بشر در کشور تعطیل شود. از طرف دیگر فشار بر اعضای باقیمانده کمیته نیز افزایش یافته و تعدادی از آنها پس از تهدید های فراوان اجبارا مخفی شده اند.
از آخرین وضعیت آنها خبری دارید؟
آخرین وضعیت بازداشت شده ها به این شکل است که شیوا نظر آهاری نزدیک به 50 روز است در انفرادی به سر می بر؛ این فشار شدید برای گرفتن اعتراف دروغین است. کوهیار گودرزی و مهرداد رحیمی نیز تحت فشار زیادند. مهرداد تحت فشار برای مصاحبه اجباری نیز هست. سعید حائری و پریسا کاکائی هم در سلول های سه یا چهار نفره بند 209 هستند و سعید جلالی فر و سعید کلانکی بعد گذشت دو ماه همچنان بلاتکلیف در بند عمومی زندان اوین هستند. اما الان تلاش های جدیدی برای حمایت از اعضای در بند کمیته شکل گرفته. یک کمپینی دارد شکل می گیرد که روز 17 بهمن را روز همبستگی با کمیته گزارشگران نامگذاری کنیم و بیانیه آن نوشته شده.
برنامه های این کمپین چیست؟
برنامه ها برای این روز به این شکل است که از همه مردم می خواهیم به هر شیوه که خود می دانند از فعالان حقوق بشر دربند کمیته حمایت کنند. روزنامه نگاران و وب نگاران مطالب، خبرها و گزارشهای آنان را پوشش بدهند و بلاگرها اگر می توانند نام وبلاگ خود را در حمایت از کمیته تغییر دهند. به طور کلی هر نوع ابتکار عملی که خودشان به ذهنشان می رسد قطعا کمک کننده است.
کمیته گزارشگران حقوق بشر پیش از این به دلیل اتهاماتی که به اعضای این کمیته در زندان وارد شد و خبرهایی که از افزایش فشار دستگاه امنیتی- قضایی برآنها حکایت می کرد، ضمن بیانیه ای از اتهامات وارد شده تبری جست.
در این بیانیه که انتشار عمومی یافت آمده بود: طرح ياوه اي چون ارتباط کميته با سازمان مجاهدين خلق از سوي کارشناسان اطلاعات چيزي جز زمينه سازي براي حذف فيزيکي مجموعه اي خوشنام که از بدو تاسيس صرفا در عرصه حقوق بشر فعاليت کرده است، ارزيابي نمي شود. براي ما و همگي فعالان حقوق بشر دفاع از حقوق انساني تک تک افراد، فارغ از گرايشات سياسي، مذهبي، قومي و... اصل بوده است و به صراحت نيز اعلام ميداريم در کنار فعاليت در کليه عرصه هاي حقوق بشر اعم از حقوق زنان، کودکان، کارگران، اقليتهاي قومي، مذهبي جنسي و... از حقوق همه زندانيان سياسي و عقيدتي بدون در نظر گرفتن گرايش آنان و حتي بدون در نظر گرفتن مجرم بودن يا نبودن آنان دفاع نموده و ذره اي از اين آرمان انساني عقب نشيني نخواهيم نمود.
این کمیته همچنین برخورد جدید با فعالان حقوق بشر را شیوه ای خطرناک دانسته و اعلام کرده بود: طرح اين ادعاي گزاف از سوي وزارت اطلاعات زنگ خطر ديگري است براي کليه فعالان حقوق بشر در ايران که به سادگي از کنار اين بازي سخيف نگذرند. برخورد امروز اطلاعات با کميته گزارشگران حقوق بشر اولين مورد نيست و آخرين مورد هم نخواهد بود اما اين بدعت نا مبارک انتساب فعاليت مستقل حقوق بشري به اين يا آن گروه سياسي و تفهيم اتهام محاربه به فعالين حقوق بشر بدون کوچکترين سند و حتي نشانه اي بايد در همين قدم نخست عقيم گردد. از همين روست که ضمن تاکيد مجدد بر استقلال خويش از همه نهادهاي حقوق بشري ملي و بين المللي انتظار حمايت، همراهي و اعتراض به اين برخورد ظالمانه داشته و حق خويش را در شکايت به مجامع بين المللي در قبال برخورد وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي محفوظ مي دانيم.

اعتراض همگاني براي جلوگيري از فاجعه قتل عام زندانيان سياسي در ايران

 
بدنبال اعتراضات مردم به تقلب گسترده در انتخابات رياست جمهوري و متعاقب آن دستگيري، زنداني، شکنجه و تجاوز و کشتار مردم توسط حاکمين ايران؛ اخيراً نيز دو تن از زندانيان سياسي اين وقايع به نامهاي محمد علي زماني و آرش رحماني پور به اتهام محاربه و اقدام عليه امنيت ملي به جوخه هاي اعدام سپرده شدند و عده اي ديگر نيز با همين اتهامات در خطر اجراي حکم اعدام هستند.
همانگونه که در اطلاعيه هاي قبلي هشدار داده بوديم ؛ حاکمين ايران، براي ايجاد جو رعب و وحشت در ميان مردم، در صدد وادار کردن زندانيان سياسي به اعتراف تحت فشار و شکنجه و بدنبال آن به راه انداختن موجي از اعدام زندانيان سياسي هستند تا بدينوسيله مردم را از پيگيري خواستها و مطالباتشان، بخصوص در اعتراضات احتمالي 22 بهمن، منصرف سازند.
با توجه به کارنامه نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزي شده حقوق بشر در ايران، حاکمين ايران در جواب به خواستها و اعتراضات مردم همواره سرکوب را به عنوان تنها ابزار انتخاب کرده اند و بدين خاطر اينبار نيز از به راه انداختن موج اعدام زندانيان سياسي ، همانند سالهاي ۶۰ و ۶۷، ابايي نخواهد داشت.
ما، بعنوان جمعي از نهادهاي حقوق بشر ايراني، اعدام اين دو زنداني سياسي را بشدت محکوم مي کنيم و از تمامي نهادهاي مدني و حقوق بشر ايراني و بين المللي و فعالين اجتماعي و سياسي تقاضا مي کنيم عليه اين فاجعه حقوق بشري در ايران هر آنچه در توان دارند بکار گيرند.
ضمناً مهمترين راه جلوگيري از گسترش موج اعدام زندانيان سياسي و جلوگيري از ادامه دستگيريها، شکنجه ها و محدوديتهاي بيشمار اجتماعي، سياسي و فرهنگي از سوي حاکمين ، اعتراض گسترده و همگاني مردم به اين فاجعه حقوق بشري در ايران و پيگيري سرسختانه ي خواستها و مطالبات مبتني بر اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاقهاي الحاقي آن و تقاضاي آزادي کليه زندانيان سياسي و بازداشت شده گان وقايع اخير از سوي مردم و تمامي فعالين اجتماعي، سياسي، حقوق بشري و ... در داخل و خارج ايران است.
سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ برابر با ۲ فوريه ۲۰۱۰
فعالين ايراني دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکاي شمالي
کميته دفاع از زندانيان سياسي
کميته گزارشگران حقوق بشر

تجمع مردم و خانواده های زندانیان سیاسی در چهارمین شب مقابل زندان اوین


حدود بیست نفر دیگر امروز آزاد شدند.
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، خانواده های زندانیان سیاسی و تعداد زیادی از مردم از غروب در مقابل درب اصلی زندان اوین تجمع کردند و خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی و پایان دادن به صدور و اجرای احکام اعدام شدند.
سه شنبه غروب 13 بهمن ماه بیش از 900 نفر از خانواده های زندانیان سیاسی و تعداد زیادی از مردم تهران از ساعت 19:00 در مقابل درب اصلی زندان اوین تجمع کردند و بر آزادی عزیزان خود پافشاری می کردند.زمانی که تجمع خانواده های زندانیان سیاسی و مردم گسترش یافت و پافشاری آنها مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی شدت گرفت خانواده و مردم مردم علاوه بر پایین پله ها بر روی پله ها و تا نزدیگی درب ورودی زندان اوین تجمع کردند.
لحظاتی بعد زندانیان سیاسی بتدریج آزاد می شدند و تا ساعت 23:00 در حدود 20 نفر آزاد شدند که 2 آنها زندانیان سیاسی زن بودند. خانواده ها و مردم با آزادی هر زندانی سیاسی شروع به دست وسوت زدن و هورا کشیدن می کردند و تعدادی هم صلوات می فرستادند. زندانیان سیاسی رها شده از بند ولی فقیه با روحیه ای بالا و شاداب در آغوش خانواده و دوستانشان قرار می گرفتند و به حاضرین دست تکان می دادند لبخند می زدند و تشکر می کردند. خانواده های که عزیزانشان از بند رها شده بودند خوشحال و اشگ شوق از چشمانشان جاری بود.
از طرفی خانواده های زندانیان سیاسی که از عزیزانشان بی خبر بودند از آزادشدگان سئوال می کردند و نگرانی در چشمان آنها موج می زد آزاد شدگان به آنها دلداری می دادند و نوید آزادی عزیزانشان و یا اگر اطلاعی از آنها داشتند به خانواده های آنها می گفتند. فضای شورو شادمانی حاکم بر خانواده ها و بهت و تعجب آزاد شدگان از حضور گسترده و استقبال گرمی که از آنها می شد غیر قابل توصیف است.
شب گذشته نزدیک به 60 نفر بر اثر پافشاری خانواده ها ی زندانیان سیاسی و مردم از بند ولی فقیه رهایی یافتند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

رخشان بنی اعتماد پس از دريافت جايزه جشنواره جهانی ونسن فرانسه: اين جايزه را تقديم می کنم به تمام مادران عزادار وطنم


پنجمين دوره جشنواره جهانی «حفظ ميراث سينما» که به يادبود پدر سينما تک فرانسه «هانری لانگ لوا» نامگذاری شده است، در شهر ونسن فرانسه با حضور بزرگان سينمای جهان روز گذشته اول فوريه به کار خود پايان داد.
بزرگانی از عالم سينما هم چون کلوديا کارديناله و ماريزا برونسون و کارگردانان شناخته شده ای چون جان پيير موکه، کلود پينوتو و ولاديمير کوسما آهنگساز برجسته در اين جشنواره معتبر حضور داشتند. رخشان بنی اعتماد کارگردان نامدار و برجسته سينمای ايران برای مجموعه آثار سينمايی اش توانست جايزه معتبر «هانری لانگ لوا» را از آن خود کند. او هنگام دريافت جايزه خود از رئيس جشنواره ونسن اعلام کرد: «من اين جايزه را تقديم می کنم به تمام مادران عزادار وطنم».
طی پنج سال گذشته اين دومين بار است که چنين جايزه ای به يک کارگردان سينما تعلق می گيرد.

تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در ژنو در اعتراض به نقض حقوق بشر در ايران




در هفتمین اجلاس بررسی ادواری جهانی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، در روزهای 15 تا ۱۷ فوریه 2010 در مقر سازمان ملل متحد در ژنو، وضعیت حقوق بشر ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
در اعتراض به روند گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده نقض حقوق بشر در ايران و به مناسبت نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، " کمیته یو پی آر- ایران 2010" -- شبکه ایی از نهادهای حقوق بشر داخلی و خارجی و ديگر تلاشگران حقوق بشر-- تجمعی اعتراضی در تاريخ 15 تا ۱۷ فوریه 2010 در مقابل مقر سازمان ملل در ژنو بر گزار می کنند.
با توجه به شدت یافتن خشونت های دولتی و تهدید روزافزون فعالین اجتماعی به اعدام، از تمامی مدافعين حقوق بشر و قربانيان نقض حقوق بشر در ايران دعوت بعمل می آوريم، از خواستهای اين تجمعات حمايت و در آنها شرکت نمايند .


درخواستهای ما ازشورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به شرح زیر است :


1.
محکومیت خشونت دولتی، شکنجه، تجاوز، اعدام و دیگر موارد نقض حقوق بشر در ایران
2.
آزادی بی قید و شرط کلیه ی زندانیان سیاسی
3.
آزادی بیان، تجمعات و رسانه ها
4.
اعزام هیئتی برای بررسی وضعیت زندان ها و زندانیان ایران
5.
شناسایی و مجازات تمامی عاملین و آمرین جنايت عليه بشريت و مسببين نقض حقوق بشر در ایران
6.
برقراری نظارت مجدد و ويژه بر وضعيت حقوق بشر در ايران

 
حمایت کنندگان
اتحادیه دانشجویان اروپا
انجمن ایرانی حقوق بشردانشگاه یورک (کانادا
ایران آزاد - کانون دفاع از مبارزات مردم ایران برای آزادی، حقوق بشر و دموکراسی (آلمان
حامیان "مادران عزادار ایران" در لس آنجلس (آمریکا
جمعیت ایرانی حقوق بشر کالیفرنیا شمالی (آمریکا
جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران - جنوب کالیفرنیا (آمریکا
جوانان پیشروی ایرانی (هلند
جامعه ی دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ایران (سوئد
دوچرخه سواری برای حقوق بشر (کانادا
سازمان دگرباشان جنسی ایران (کانادا
شبکه فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی (بین المللی
شهروند (کانادا
صدای زنان کانادا برای صلح (کانادا
کمیته همبستگی با ملت ایران (کانادا
کمیته آمریکائیان و ایرانیان پیشرو (آمریکا
کمپین مبارزه با خشونت برای صلح، مرکز تحقیقات بین المللی بهداشت و طب پیشگیری (آمریکا
فدراسیون یوروپرس (اروپا
مادران ایرانی هامبورگ (آلمان
مرکز اسناد حقوق بشر ایران ( آمریکا
ندای مادران( بلژیک
ندای صلح و آزادی (کانادا
برای حمایت از این چالش جمعی لطفا با این آدرس تماس بگیرید
upriran2010@gmail.com

«نامه سرگشاده شیرین عبادی خطاب به مردم ایران»


شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح و رئیس کانون مدافعان حقوق بشر ایران، صبح امروز (دوشنبه) با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به مردم ایران تداوم سیاست جاری در ایران را «برادر کشی ایرانیان» توصیف کرد. در بخشی از این نامه آمده است:«ما مدافعان حقوق بشر مخالف تداوم هر گونه خشونت در جامعه ایران و خواهان مقابله همگانی وملی در برابر خشونت هستیم و مصرانه توقف خشونت را می‌خواهیم
به گزارش کانون مدافعان حقوق بشر متن کامل این نامه به شرح زیر است:
ملت سربلند و عزیز ایران
بی‌شک ایران روزهای سخت و سرنوشت سازی را می‌گذراند و از همین روی هر اظهار نظر، بیانیه ، تصمیم و اقدامی از سوی همگان چه آنها که در حکومت هستند و چه آنان که مورد خشم حکومت واقع شده اند وچه از سوی هر انسان وطن پرست و آزاده ای که دل در گرو میهن عزیزمان دارد، مهم و مسئولیت آور است.
آنچه در روز عاشورا شاهد آن بودیم ، آزار دهنده و تکان دهنده تر از آن است که بتوان توصیف کرد.
خون جوانان برومند این سرزمین یکبار دیگر سنگ فرش خیابان ها را سرخ و گلگون کرد، یکی از ما ایرانیان زیر چرخ های ماشین ندای آزادی خواهی سر داد و دیگری در عزای حسین ، سالار عدالت جویی از بالای پل به زمین افکنده شد و آن دیگری ترورشد. و باز صدای ناله و شیون از سینه های سوخته برخاست . به راستی بای ذنب قتلت.
ایرانیان همواره از جنگ و خشونت بیزار بوده اند. آزادیخواهان ایران که همواره خواهان برقراری صلح در سراسر جهان بوده اند، اکنون ناباورانه خشونت و آتش را در خانه خویش و در بین برادران و خواهرانشان می بینند.
مگر نه آنکه راننده ماشین وافراد تروریست و مامورین مسلحی که جان هموطنان خود را گرفتند، ایرانی بودند؟ متاسفانه برادران و خواهران هموطن ما طی ماههای اخیر نه به دست اجنبی بلکه به دست برادران هموطن خود جان باختند.
خواهران و برادران هموطن
چه روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم . زمانی صدام جنگ علیه ایران را آغاز کرد و صدها هزار ایرانی را به خاک و خون کشید و میلیون ها مادر ایرانی را به سوگ نشاند، اما سخت تر از آن کشته شدن جوانان سرزمینمان توسط اقلیتی از هموطنانمان است و بی شک ملت ایران ناباورانه این خشونت و آتش جنگ را به نظاره نشسته اند.
برای ما ایرانیان تحمل ناپذیر بود که ببینیم جوان فلسطینی که هموطن خود را غرق در خون میدید سنگی را به نشان نفرت به سوی دشمن پرتاب کند، اما چه مرگ آور است ببینیم جوانان ایرانی از به خون غلطیدن یاران معترض و مسالمت جوی خود سنگ در مشت گره کنند.
بی شک همگان میدانند که از انتخابات تا کنون اعتراض ملت ایران ، اعتراضی مسالمت آمیز، مدنی و قانونی بوده که به هیچ ترتیبی نمی توان آن را وارونه جلوه داد و آنچه دامنه اعتراضات مردم را گسترده و مردم را مصمم تر نموده ، اقدامات یک سویه و به دور از عدالت و انصاف برخی مسولان حکومت بوده است. تداوم بازداشتهای گسترده مردم، موج محرومیت از تحصیل و اخراج جوانان دانشجو، افزایش اخراج فعالان اجتماعی، توقیف بی رویه و غیر قانونی مطبوعات، تحدید روز افزون آزادی بیان، حذف جریانات سیاسی – فرهنگیاجتماعی، برخورد غیر قانونی با نهادهای مدنی، به کار گیری خشونت ، ضرب و شتم، کشتار، هتاکی و به کار گیری الفاظ رکیک و شرم آور با شرکت کنندگان در راهبیمایی حتی با مادران عزادار، کشته شدن جوانان در زندان های غیر قانونی و عدم مجازات عاملان و آمران این جنایت ها، یکسویه نگری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، فشار بر رهروان جنبش سبز و مردمی و سایر فعالان سیاسی- اجتماعی – فرهنگی – هنری – مطبوعاتی – دانشجویی- زنان- اقلیت های مذهبی و قومی و… از جمله اقداماتی است که موجب گسترش نارضایتی در بین مردم شده و البته به فشارهای اقتصادی و معیشتی مردم مزید گشته است.
برسش این است که آیا در مقابل نارضایتی ملت ایران که صبورانه و کاملا مدنی و مسالمت آمیز اعلام نارضایتی می کنند، می بایست تفنگ و گلوله در دست گرفت و از تریبون های حکومت معترضان را تهدید و تحریک نمود؟ و آیا به کار گیری چنین شیوه ای از ۲۵ خرداد تا روز عاشورای خونین نتیجه و ثمری داده است که برخی همچنان بر طبل خشونت می کوبند؟
برخی از بزرگان چه از سوی نظام و چه معترضان ، منتقدان و مخالفان راههای منطقی و مسالمت آمیز با ملت را پیش روی حکومت قرار داده اند تا بحران ویرانگر کنونی را خاتمه دهند، اما متاسفانه گویی صدای صلح طلبان و مسالمت جویان در هیا هوی بوق و کرنای جنگ طلبان و خشونت خواهان شنیده نمی شود.
تداوم این سیاست آنچه شده است که نباید می شد. یعنی برادر کشی ایرانیان. و این امر اگر نگوییم ناشی از خشونت طلبی و مردم ستیزی عده قلیلی از حاکمان قطعا از بی تدبیری ، بی کفایتی و بی لیاقتی برخی از ایشان است که تردید های جدی در افکار عمومی ایجاد کرده است ودر آینده نه چندان دور تاریخ این تردید ها را روشن خواهد ساخت.
هموطنان عزیز
همه ما ایرانیان مسئولیت بسیار سنگینی بر دوش داریم. بیایید همگان با هم هم قسم شویم که هر کس در هر جایگاهی که نقش ایفا میکند، در راستای خشونت زدایی و صلح طلبی گام بردارد.
ما ملتی صلح طلب هستیم که اکنون می بایست نارضایتی، انتقاد ، مخالفت و اعتراض را با راهکار های مدنی و با پرهیز کامل از هر گونه خشونتی بی گیریم و در دام گسترده شده خشونت خواهان گرفتار نشویم.
باید باور داشته باشیم که مطالبات ملت حق است و ملت ایران برای به دست آوردن حق خود نیازی به استفاده از اهرمهای خشونت آمیز ندارند و تنها کسانی دست به خشونت و عملیات کور کورانه میزنند که خود می دانند ناحق هستند.
جوانان آگاه وطنم
باید ممارست و مقاومت کرد و حتی در مقابل توپ و تانگ و گلوله ، سنگ هم در دست نگرفت.راه رسیدن به عدالت و آزادی و دموکراسی و حقوق بشر راه گل گون می طلبد نه راه پرخون.
از همین روی کانون مدافعان حقوق بشر با ایمان به خواسته های مدنی و به حق ملت ایران اعلام میدارد :
ما مدافعان حقوق بشر مخالف تداوم هر گونه خشونت در جامعه ایران و خواهان مقابله همگانی وملی در برابر خشونت هستیم و مصرانه توقف خشونت را می خواهیم.
بنا بر این در پیشگاه ملت سرافراز ایران و در این بیانیه میخواهیم:
نمایندگان و مسوولان محترم نظام جمهوری اسلامی ایران
بی شک جایگاه و نقش مسوولان در شکل گیری فردای ایران تردید ناپذیر است. آنچه از شما به عنوان حاکمان انتظار می رود تامین حقوق اساسی ملت ایران و رعایت عدالت است. اکنون نه تنها ملت ایران بلکه بسیاری در سراسر جهان چشم به کردار و گفتار شما دارند تا فردا به قضاوت بنشینند.
اصلاح سیاست های نادرست گذشته و حال و تمکین به اراده و خواست ملت از جمله وظایف قانونی شماست که اولین آن توقف خشونت علیه ملت است و در صورت تداوم سیاست های خشونت آمیز درمقابله با هموطنان خود و افکار عمومی بین المللی قرار خواهید گرفت.
برادران سپاه پاسداران و بسیج
در چنین شرایطی با شما سخن گفتن بسیار دشوار است. آنچه این روزهای سخت شاهد بودیم، دلیل این دشواری است. ملت ایران نیک به خاطر دارند که بسیاری از برادران سپاه و بسیج مدافع حقوق ملت در برابر زیاده خواهی و تهاجم دشمنان این سرزمین بودند. اما اکنون ناباورانه و چه سخت و سوگوارانه شاهدند که عده قلیلی از آن نیروی مردمی ، آتش و تیر به روی ملت و هموطنان خود می گشایند و با شلیک هر گلوله ای جمعی از هموطنانشان را به عزا می نشانند.
ما مدافعان حقوق بشر از شما برادران سپاهی و بسیجی مردمی میخواهیم که برادران و خواهران خود را که سوگند به پاسداری آنها خورده اید، بی گناه و بی دفاع به خاک نیفکنید و مادران خود را رخت ماتم نپوشانید و بر سر مزار شهدایی دیگر ننشانید.
در خاتمه
کانون مدافعان حقوق بشربا تاکید بر امر خشونت زدایی از عرصه اجتماعی ایران اعلام می کند هر اقدامی از سوی هر گروهی می بایست در راستای تامین و نهادینه کردن موازین جهانی حقوق بشردر کشور ایران باشد، چرا که در غیر این صورت ناکارآمد و غیر قابل قبول در بیشگاه ملت ایران خواهد بود.
شیرین عبادی
رییس کانون مدافعان حقوق بشر