۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها

• کانون مدافعان حقوق بشر: فعالان جهانی حقوق بشر در اعتراض به رفتار خشونت آمیز نسبت به نرگس محمدی و عبدالرضا تاجیک یکصدا شدند ...

اخبار روز:

سایت کانون مدافعان حقوق بشر: گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که فعالان جهانی حقوق بشر در اعتراض به برخورد با زندانیان سیاسی در ایران معترض هستند و ا ز نهادهای بین‌المللی خواسته‌اند تا در مقابل خشونت برعلیه زندانیان سیاسی در ایران ایستادگی کنند. در دو ماه گذشته بیش از هر وقت دیگری روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر در ایران از سوی مامورین امنیتی و دستگاه اطلاعاتی دولت مورد تهدید و ارعاب قرا می‌گیرند. نرگس محمدی و عبدالرضا تاجیک، از فعالان سیاسی، مدافعین حقوق بشر و روزنامه‌نگار در آخرین روزهای خرداد ماه امسال در ایران بازداشت شدند و به شدت مورد ضرب و شتم و فخاشی قرار گرفته‌اند. گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که نرگس محمدی بعد از آن که با خشونت در مقابل فرزندان خردسال خود بازداشت شد در همان شب نخست مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و همچنین به اعمال شکنجه‌های غیر اخلاقی نیز تهدید شده است. عبدالرضا تاجیک نیز همان‌طور که به خانواده خود خبر داده است در هنگام بازجویی و در حضور معاون دادستان مورد هتک حرمت قرار گرفته است. همین مسایل باعث شده است تا فعالان جهانی حقوق بشر یکبار دیگر زندان‌های ایران را مورد اشاره قرار دهند و خواهان پایان رفتارهای غیر انسانی در زندان‌های ایران شوند. در همین رابطه‍ی شیرین عبادی برنده صلح نوبل اتفاقات اخیر را نشانه مرگ قوه قضاییه در ایران دانسته است ولی هنوز مسئولین ایرانی واکنشی به این اعتراض‌های جهانی نشان نداده‌اند و حتی حاضر نشده‌اند تا با آسیب‌دیدگان زندان‌های ایران ملاقات کنند. در حال حاضر بیش یک هفته از خبر هتک حرمت به عبدالرضا تاجیک می‌گذرد و بیش از یک هفته است که خانواده این روزنامه‌نگار زندانی از تقاضای تاجیک برای ملاقات با دادستان تهران خبر داده‌اند اما همچنان این روزنامه‌نگار زندانی در اوین به سر می‌برد بدون آن که مسئولین نسبت به هتک حرمت او واکنش نشان داده‌اند. وضعیت نرگش محمدی نیز شرایط بحرانی را تجربه می‌کند. او روز به روز بیشتر گرفتار فلج عضلانی می‌شود. خبرهای موجود می‌گویند که حتی پزشکان نیز از درمان او در مدت زمان کوتاه به کلی نا امید شده‌اند. نرگس محمدی وقتی بازداشت شد در سلامت به سر می‌برد اما از زمان آزادی گرفتار فلج عضلانی شده است. به نظر می‌رسد او مورد هجوم و برخورد شدید فیزیکی قرا گرفته باشد. به تازگی گزارش‌گران بدون مرز نیز با جدیت نسبت به این برخوردها اعتراض کرده‌اند. در بیانیه این گروه آمده است:

عبدالرضا تاجیک روزنامه‌نگار و عضو کانون مدافعان حقوق بشر در زندان قربانی بدرفتاری و تعرض شده است. این روزنامه نگار زندانی در ملاقات روز ۲۳ تیرماه در زندان اوین به اعضای خانواده خود اعلام کرده است که در نخستین شب بازداشت در حضور معاون دادستان تهران مورد بدرفتاری و " هتک حرمت" قرار گرفته است. محمد شریف وکیل وی در این باره گفته است که این اصطلاح در پرونده های قضایی می‌تواند " آزار جسمی و جنسی " معنا شود.    با توجه به اینکه در سالن ملاقات اظهارات زندانی با خانواده از سوی مسئولان زندان برای کنترل و ممانعت از انتقال اطلاعات ضبط می شود، عبدالرضا تاجیک نتوانسته است آزادانه در باره چگونگی " هتک حرمت" به خود توضیح دهد. در تاریخ ٩ مرداد ماه ۱۳۸۸ مهدی کروبی یکی از نامزدان انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در نامه‌ای سرگشاده وجود شکنجه، بدرفتاری و تجاوز به زندانیان در زندان‌های جمهوری اسلامی را تائید کرد. وی در این نامه که انتشارش منجر به توقیف روزنامه اعتماد ملی شد، نوشته بود : " عده‌ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی تجاوز نموده اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده‌است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند " علیرغم تکذیب‌های مکرر مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران و اعمال فشار بر زندانیان و خانواده‌های آنها برای بازپس گیری شکایت و اظهارات خود، اما برخی از زندانیان پس از خروج از کشور آزار های جنسی علیه خود را تائید کردند. دست کم چهار تن از حرفه‌کاران رسانه‌ها و فعالان سیاسی شواهدی در تائید این امر را در اختیار گزارش‌گران بدون مرز قرار داده‌اند. گزارش‌گران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند : " از یک سال پیش به جامعه جهانی از آنچه که در سکوت زندان‌های ایران می‌گذرد، هشدار داده شده است. چند جنایت دیگر باید انجام گیرد که نهادهای بین‌المللی واکنش مناسب نشان دهند؟ زمان آن فرا رسیده که خانم ناوانتم پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، مقامات جمهوری اسلامی ایران را وادار به پذیرش گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در امر شکنجه کند تا وی بتواند در باره بد رفتاری با زندانیان در زندان‌های ایران تحقیق و بررسی کند." گزارش‌گران بدون مرز یاد آور می شود که عبدالرضا تاجیک در تاریخ ٢٢ خرداد دستگیر شد اما نزدیک به یک ماه مقامات قضایی ایران علت و محل بازداشت وی را اعلام نکردند. بازداشت و نگاهداری مخفیانه زندانی شکلی از " ناپدید کردن اجباری" و نقض حقوق بین‌المللی است و می‌تواند از مصادیق جنایت علیه بشریت بشمار آید. محمد شریف وکیل عبدالرضا تاجیک تاکنون نه به پرونده موکل خود دسترسی داشته است و نه توانسته است وی را ملاقات کند.
این گزارش‌ها نشان می‌دهد که موج تازه‌ای بر علیه رفتارهای غیر انسانی مامورین امنیتی ایران شکل گرفته است. آیا باز هم مسئولین ایرانی به برخورد غیر مدنی با زندانیان سیاسی اقدام می‌کنند؟

 

 

از آزار و اذيت محمد مصطفايی دست بردارید

خبرگزاری هرانا - سازمان عفو بين‌الملل با انتشار بيانيه‌ای از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست از آزار و اذيت محمد مصطفايی و خانواده‌اش دست بردارند.

در اين بيانيه که روز چهارشنبه منتشر شد، آمده است که آقای مصطفايی پس از بازجويی توسط مقام‌های امنيتی و قضايی، محل را ترک کرده و از آن زمان اطلاعی از وی در دست نيست. اين در حالی است که همسر و برادر همسر محمد مصطفايی شنبه شب توسط ماموران دستگير شده‌اند. سازمان عفو بين‌الملل در ادامه‌ی بيانيه‌ی خود ابراز نگرانی کرده است که بازداشت اين دو تنها به دليل فشار بر آقای مصطفايی صورت گرفته است.

 

نامه شيرين عبادی به گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل متحد

متعاقب اطلاع از وضعیت وخیم آقای عبدالرضا تاجیک و با عنایت به این که از ناحیه مسئولین قضائی تا کنون اقدام موثری صورت نگرفته است خانم دکتر شیرین عبادی اقدام به ارسال شکوا ئیه ای خطاب به گزارشگران حقوق بشر نموده است. متن نامه خانم عبادی به شرح زير است. گزارشگر محترم سازمان ملل متحد در امور شکنجه
گزارشگر محترم سازمان ملل متحد در مورد بازداشت‌های خود سرانه
گزارشگر محترم سازمان ملل متحد در مورد حمایت از مدافعان حقوق بشر

عالی‌جنابان، احترامأ به استحضار می‌‌رساند:
آقای عبدالرضا تاجیک خبرنگار با سابقه و همکار مطبوعاتی اینجانب در کانون مدافعان حقوق بشر، برای سومین بار- پس از انتخابات ریاست جمهوری- توسط مأمورین امنیتی و بر خلاف ضوابط قانونی در تاریخ ۱۳۸۹/۳/۲۲ دستگیر می‌‌شود. نامبرده در تمامی مدت در سلول انفرادی نگهداری شده و تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار می‌‌گیرد تا به گناه ناکرده اقرار کند- تا حدی که طی‌نامه ای خانواده او خطاب به رئیس قوه قضائیه، عنوان کرده اند که تاجیک در زندان و در حضور معاون دادستان تهران مورد سخت‌ترین و کثیف‌ترین شکنجه‌ها قرار گرفته و "هتک حرمت" شده است و با وجودی که کتباً مراتب به دادستان تهران اطلاع داده شده بود اما وی ترتیب اثر نداده و متاسفانه رئیس قوه قضائیه نیز تا این تاریخ اعتنائی به این موضوع نمی کند.
آقای عبدالرضا تاجیک تا کنون حق ملاقات با وکیل خود را نداشته و فقط یک بار به او اجازه ملاقات کابینی با خانواده ا‌ش را می‌‌دهند که ضمن آن مراتب فوق را صراحتاً با خانواده‌اش در میان می‌‌گذارد.

گزارشگران محترم،
نظر به این که بازداشت آقای عبدالرضا تاجیک نه تنها بر خلاف ضوابط حقوق بشر بلکه مغایر با قوانین داخلی‌جمهوری اسلامی ایران نیز می‌‌باشد،
و با عنایت به این که کلیه فعالیت‌های آقای تاجیک در راستای دفاع از حقوق بشر و هم چنین اطلاع رسانی بوده و سال‌ها در این زمینه با صداقت انجام وظیفه می‌‌کرد،
و با توجه به این که هیچ یک از مقامات قضائی و مسئولین زندان حاضر نیستند اقدامی موثر در جهت رسیدگی به شکایت نامبرده و دفع ستم از وی به عمل آورند،
بنابر این خواهشمند است به هر صورت مقتضی و ممکن نسبت به آزادی آقای تاجیک و رسیدگی به شکایت وی اقدام نمائید و این نامه نیز در پرونده دولت ایران ضبط شده تا هنگام ضرورت و اخذ تصمیم مورد عنایت قرار گیرد.

با تقدیم احترام
شیرین عبادی - مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل
۲۰۰۳

 

 حکم اعدام جعفر کاظمی تائید شد

خبرگزاری هرانا -  حکم اعدام جعفرکاظمی از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید و درخواست اعاده دارسی وی نیز توسط شعبه ۳۱ دیوان عالی رد شده است. این حکم توسط دادگاه تجدید نظر شعبه ۳۶ استان تهران به ریاست حجت الاسلام زرگر تایید شده است.
خانم غنوی وکیل وی در گفتگو با یک وب سایت حامی حقوق بشر گفت که موکلش مدتها درزندان انفرادی بوده ولی از اینکه انواع دیگری فشار بر وی یا خانواده اش آمده باشد مطلع نیست. جعفر کاظمی، ۴۶ ساله، لیتوگراف کتب درسی و جزوات دانشگاه امیر کبیر، روز ۲۷ شهریور در میدان هفت تیر دستگیر و به سلول انفرادی بند ۲۰۹ منتقل و پس از ۷۴ روز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. جعفر کاظمی پیش از این نیز  از سال ۱۳۶۰ تا اواخر سال ۱۳۶۹  زندانی بوده است.
رودابه اکبری،همسر جعفر کاظمی، طی نامه‌ای از دبیر کل سازمان ملل برای متوقف کردن حکم اعدام همسرش کمک خواسته است. وی ابتدا در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه شده بود.
خانم غنوی پیرامون اتهام موکل اش گفت: «جعفر کاظمی، متهم به محاربه از طریق هواداری گروه مجاهدین است اگرچه هیچ یک از بازجویی¬ها اتهامات وارده را نپذیرفته است.»
وی افزود: « اتهام محاربه از جمله جرائمی است که قانونگذار باید شرایط فقهی را به سبب این که ریشه فقهی دارد لحاظ کند؛ از جمله این که اقدام مسلحانه هست که اکثر علمای شیعه معتقدند محارب به کسی می گویند که دست به سلاح ببرد. در مورد موکل من این طور نبوده، ایشان صرفا در اجتماعات بعد از انتخابات حضور داشته است و احتمال دارد شعارهایی هم داده باشد اما به عنوان وکیل معتقد هستم بحث محاربه در مورد ایشان اصلا مصداق پیدا نمی کند.»
نسیم غنوی در خصوص دفاعیات مطرح شده در دادگاه گفت: «متأسفانه نه دادگاه بدوی به دفاعیات ما توجه کرد نه تجدید نظر و دیوان هم همین طور و بحث محاربه را در مورد ایشان صادق دانستند.» به گفته وکیل این پرونده، حکم جعفر کاظمی در اجرای احکام است و  از نظر قانونی هیچ اقدامی برای نجات جان جعفر کاظمی در حال حاضر، میسری نیست.»



اخبار روز: 

 اخبار روز - گزارش دریافتی: یکی از دوستان آزیتامیزبان دانشجوی دانشگاه بیرجندکه هفته گذشته خبر خودکشی وی منتشرشده بود در مصاحبه ای با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با شرح آنچه منجر به مرگ وی شد از مسمومیت وی و عدم دسترسی به داروی لازم در زمان اندک برای نجاتش خبرداد. او به کمپین گفت: « چهارشنبه شب هفته گذشته آزیتا در کارگاه تولید قارچ به خاطر خوردن نوشیدن مقداری سم مسموم می شود و بعد از چند بار تعوض بیمارستان در مشهد و به علت اینکه آمپولی که برای سمزدایی از بدنش باید بهش تزریق میشد ، در هیچ داروخانه شهر مشهد پیدا نشد ، نهایتا در بامداد روز پنجشنبه فوت کرد‬…. مسلما اگر آمپول مورد نظر پیدا می‌شد ، آزیتا الان زنده بود.‬» این دوست نزدیک مرحوم آزیتامیزبان در این مصاحبه درخصوص فعالیت های وی نیز توضیحاتی داده است.

آزیتا دانشجوی رشته مهندسی کشاورزی شاخه زراعت در دادنشگت بیرجند بود و از بدو ورود به دانشگاه با انجمن اسلامی دانشجویان دانشکاه بیرجند همکاری می‌کرد و در فعالیت های اجتماعی و سیاسی دانشجویان در شهر مشهد هم حضور فعالانه ای داشت. همچنین همراه خواهر بزرگترش الهام میزبان ، عضو کمپین یک میلیون امضا هم بود‬. وی همچنین مدیرمسوول نشریه دانشجویی سکوت که توسط انجمن اسلامی دانشگاه بیرجند منتشر می‌شود بود.

‫او درخصوص وقوع این اتفاق که به ازدست رفتن جان وی منجرشد گفت: « آزیتا در محل کار بود. در یک کارگاه تولید قارچ در اطراف مشهد. بلافاصله از اینکه اطرافیان آزیتا از مسموم شدنش مطلع شدن اون رو به بیمارستان منتقل کردن و بعد از چند بار تعویض میبارستان نهایتا پزشکان به خانواده میزبان میکن که یک امپول خاص فقط میتونه آزیتا رو نجات بده و از اونها میخوان که این آمپول رو خیلی سریع پیدا کنن. اما متاسفانه در تمام داروخانه های کلانشهر دوم ایران ، مشهد ، این آمپول پیدا نمی شود و به خانواده آزیتا گفته می شود که این دارو فقط در تهران پیدا می شود . خانواده همان نیمه های شب به همه دوستان و فامیل در تهران تماس می گیرند و از آنها می خواهند که این دارو رو از داروخانه های تهران یا خیابان ناصرخسرو پیدا کنند ، که متاسفانه آزیتا طی چند ساعت تمام می کند و فوت می شود.»

‫این منبع به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: « آزیتا دختر خیلی سرزنده و شادی بود و عمومن با دوستاش شوخی میکرد ، اما بر خلاف ظاهرش خیلی دختر زود رنجی بود. در این یک سال اخیر خیلی مشکلات از طرف دانشگاه و مسئولان امنیتی بیرجند براش و برای دوستان نزدیک وی به وجود آمده بود. و اتفاقات و حوادث یکسال اخیر هم از همیشه بیشتر آسیب پذیرش کرده بود. تازه فارغ التحصیل شده بود. علی رغم همه اینها و تا جایی که من می دانم مرحوم آزیتا میزبان هیچ مشکل شخصی یا خانوادگی نداشت.»

به گفته دوست نزدیک مرحوم میزبان « فوت آزیتا برای خانواده اش، دوستانش و دانشجویان دانشگاه بیرجند و خصوصا اعضای انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه ضایعه جبران ناپذیری هست.: « خواهر، برادر ها و از همه بیشتر پدر و مادر آزیتا در بدترین وضعیت روحی هستن‬د. … در یک سال گذشته چندین بار دوستان نزدیک آزیتا در دانشگاه بیرجند بازداشت شدند و یا از دانشگاه اخراج شده بودند.


یک مرد در قزوین اعدام شد

خبرگزاری هرانا - بامداد امروز یک مرد در قزوین که به اتهام تجاوز به عنف به اعدام محکوم شد بود، اعدام شد.

به گزارش فارس، يوسف - خ فردي است كه آبان ماه سال گذشته در پي تجاوز به عنف دستگير شد و پس از بررسي قضايي به اعدام محكوم شد. اتهامات این فرد از سوی دستگاه قضایی تجاوز به عنف، اقدام به قتل و سرقت اعلام شده است، این در حالی است که منابع مستقل این اتهامات را تا کنون تائید نکرده اند.
به گزارش واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جمهوری اسلامی ایران در سه ماه نخست سال جاری بیش از 100 نفر را به صورت رسمی اعدام کرده است.
لازم به ذکر است که آمار ارائه شده تنها از اعلام در جراید و روزنامه ها جمع آوری شده است و آمار واقعی اعدام در ایران بیش از رقم اعلام شده است.


انتقال یک زندانی کرد به زندان سنندج و بازداشت یک فعال فرهنگی

خبرگزاری هرانا – نعمت اسدی، معلم اخراجی و فعال مدنی بازداشتی روز دوشنبه نهم تیرماه به زندان مرکزی سنندج منتقل شد، از سوی دیگر یک فعال فرهنگی به نام یحیی صمدی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، نعمت اسدی پس از گذشت 35 روز بی خبری مطلق از محل بازداشت و نگهداریش روز دوشنبه نهم تیر ماه به زندان مرکزی سنندج منتقل شد با این وجود خانواده وی تاکنون موفق به ملاقات با وی نشده اند.
شایان ذکر است نعمت اسدی، دبیر اخراجی آموزش و پرورش، فعال مدنی و همکار نشریه "ژیوار" که همزمان مسئولیت روابط عمومی آن نشریه را نیز دارست.
هم چنین در ادامه بازداشت فعالین کرد، روز دوشنبه یحیی صمدی، فعال فرهنگی و روزنامه نگار کرد مقیم سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.



شانزده زندانی سیاسی اوین اعتصاب غذا کردند

خبرگزاری هرانا - اسامی شانزده زندانی سیاسی که سه روز پیش و هم زمان با سالروز میلاد امام زمان (عج ) از بندعمومی ۳۵۰ به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شده بودند ، مشخص شد.همه این زندانی ها در اعتراض به انتقال شان به سلول انفرادی اعتصاب غذای خود را آغاز کردند.

بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی نخستین زندانی هایی بودند که ظهر دوشنبه به سلول انفرادی منتقل شدند .بقیه زندانی های ساعت سه بامداد روز سه شنبه از سلول های خود در بند ۳۵۰ به سلول های انفرادی در بند ۲۴۰ منتقل شدند. براساس گزارش های رسیده به کلمه ،اسامی این زندانی ها که به خاطر اعتراض یه رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان و همچنین شرایط نامناسب بند ۳۵۰ ،سه روز پیش به سلول انفرادی منتقل شده اند ،عبارت است از:علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت ، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار ،حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم ،علی پرویز فعال دانشجویی ،حمیدرضا محمدی فعال سیاسی ،جعفراقدامی فعال مدنی ،بابک بردبار عکاس خبری ،ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل ،ابراهیم(نادر)بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق ،کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجید دری فعال دانشجویی ، مجید توکلی فعال دانشجویی ، کیوان صمیمی روزنامه نگار ،غلامحسین عرشی ،پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا از میان این زندانیان بهمن احمدی امویی از سه روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است و روز بعد از آن پنج نفر دیگر از جمله مجید توکلی ، عبدالله مومنی و کوهیار گودرزی به این اعتصاب غذا پیوستند . سایر این زندانی ها در حمایت از اعتصاب غذای یاران خود ،از امروز( چهارشنبه) اعتصاب غذا کرده و گفته اند که تا تحقق خواسته هایشان دست از اعتصاب بر نمی دارند.

درخواست زندانیان پوزش ماموران و مسوولان زندان از زندانیان به خاطر رفتار نامناسب و همچنین بازگرداندن تمامی این شانزده زندانی به بند عمومی است.


بهمن احمدی امویی از سه روز پیش در اعتصاب غذا به سر می برد

خبرگزاری هرانا - بهمن احمدی امویی ،روزنامه نگار از سه روز پیش در اعتصاب غذا به سر می برد و شرایط جسمانی وی نامناسب گزارش شده است.

به گزارش خبرنگار کلمه به نقل از خانواده بهمن احمدی امویی ،وی ظهردوشنبه گذشته در پی اعتراض به برخورد نامناسب ماموران و مسوولان بند۳۵۰ و همچنین لغو ملاقاتش با همسرش به سلول انفرادی بند ۲۴۰منتقل شد.در همان روز کیوان صمیمی ،روزنامه نگار نیز به سلول انفرادی بند ۲۴۰ اوین منتقل شده است. با ادامه اعتراض زندانیان بند ۳۵۰ بیش از پانزده نفر از زندانیان این بند به سلول های انفرادی ۲۴۰ منتقل شده اند که به جز کیوان صمیمی ،عبدالله مومنی و بهمن احمدی امویی از اسامی سایر افراد اطلاعی دردست نیست .

براساس گزارش های رسیده ،در پی اعتصاب غذای بهمن احمدی امویی ،شش نفر از زندانیانی که به سلول انفرادی منتقل شده اند ، از جمله عبدالله مومنی از دیروز دست به اعتصاب غذا زده اند.

پانزده زندانی سیاسی منتقل شده به انفرادی های ۲۴۰اعلام کرده اند در صورتی که به خواسته هایشان رسیدگی نشود و همگی به بندعمومی بازگردانده نشوند ،همگی دست به اعتصاب غذا خواهند زد.



دستگیری ۱۵۹ نفر در یک میهمانی در کرج

خبرگزاری هرانا - ۱۵۹ دختر و پسر در یک پارتی شبانه در باغی در منطقه ی مشکین دشت کرج توسط ماموران انتظامی دستگیر شدند.
سایت مشرق که این خبر را اعلام کرده مدعی شده است این ۱۵۹ دختر و پسر "نیمه برهنه" بوده اند.
در ادامه ی این گزارش آمده است: پس از تحقیقات به عمل آمده توسط پلیس امنیت مبنی بر برگزاری پارتی های شبانه در باغی در منطقه مشکین دشت کرج، عوامل پلیس امنیت طی هماهنگی های انجام شده با مرجع قضایی در محل پارتی مذکور حاضر شده و افراد حاضر در آن مکان را که تعداد ٨۰ نفر مرد و ۷۹ نفر زن، به صورت نیمه عریان و در حال مصرف مشروبات و اعمال منافی عفت دستگیر کردند.
این سایت ابراز نگرانی کرده است که برگزاری پارتی های شبانه در باغ های حاشیه شهرها افزایش یافته و برگزار کنندگان این پارتی ها در اینگونه باغ ها احساس امنیت بیشتری دارند. به همین دلیل پارتی های شبانه از شهرها در حال انتقال به باغ های حاشیه ای است.
مشرق می نویسد اخیرا برگزاری پارتی های مختلط از سوی شرکت های هرمی برای عضوگیری، افزایش یافته است هم چنین از چندی پیش نیز برگزاری پارتی های مختلط دانشجویی نیز وارد فاز جدیدی شده که در چند مورد برخی اساتید نیز در این پارتی ها شرکت داشتند.




گزارشی از زندان رجائی شهر/ به هر آنکس که گوش شنوایی دارد...

خبرگزاری هرانا - دکتر سعید ماسوری زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد که هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج بسر می برد گزارشی از زندان رجایی شهر تهیه تموده است .
متن این گزارش که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
اگر چه ممکن است در خارج از زندان زندگی‌ به ظاهر در جریان باشد ولی‌ قطعاً در همین کرج کسی‌ نمی‌تواند باور کند که چند متر آنطرفتر یعنی‌ پشت دیوار زندانی که از کنار آن عبور می‌کند چه جهنّم و فاجعه انسانی‌ در حال وقوع است،همانطور که خیلی‌ها در اطراف اردوگاههای داخو و آشویتس هم در حال زندگی‌ بودند و شاید به درستی‌ نمی‌‌دانستند درداخل آن چه می‌گذرد.

میخواهم تنها در یک پلان شمایی از زندان رجائی شهر که نزد اهالی کرج بسیار بزرگ مینماید ولی‌ در واقع به دلیل ازدحام جمعیت بسیار کوچک است را به تصویر بکشم . اینجا گویی که دنیایی دیگر است ،چیزی شبیه جهنّم در فیلمهای تخیلی‌،آکنده از آتش و دود و چهرههای سیاه سوخته و ژولیده ، بدنهأی لخت و عرق کرده و سراسر قرمز و آبله ای‌ بر اثر زخم نیش شپش ، شلوار هایی با لنگ پاره شده آن که به عنوان کمربند استفاده شده ، پاهای برهنه و کثیف لباسهای پشت و رو پوشیده شده به خاطر شپش، دمپایی های پاره و لنگه به لنگه، هوای کثیف و آلوده، بوی زباله‌های متعفن شده، گنداب توالت های  سر ریز شده، استفراغ‌های خشک ناشی‌ از مسمومیت‌ها ،خلتهای سینه عفونی‌ شده که همهٔ محوطه را فراگرفته،بوی عرق بدن هایی که در این فضای بسته و گرم و آلوده به ندرت امکان حمام کردن می‌‌یابند...همه و همه با بوی زخم ادرار افرادی که نمیتوانند خود را کنترل کنند به اوج  می‌‌رسد و این همه با فریاد و همهمهٔ سرسام آور زندانیانی که با بطری‌های پلاستیکی سیاه شده به عنوان لیوان چای در صفهای انبوه،دو صف ایستاده و یا پشت سر هم در صفهای چند ردیفه و فشرده در نوبت توالت و حمام و غیره صف کشیده‌اند ، رخ میدهد .

چهره‌های تکیده شده ناشی‌ از سو تغذیه ولی‌ پنهان در پشت انبوه ریش و موهای ژولیده ، سرفه‌های دلخراش ناشی‌ از مشکلات ریوی به خاطر فضای بسته آلوده، بدنهای غیر متعارف که کودکان قحطی زده آفریقا را تداعی می‌‌کند ، انبوه زندانیان ولو شده در وسط راهروها که یا به خوابی‌ مرگ مانند فرو  رفته اند  و یا به شکل گرما زده شده وا رفته و با چشمانی بی‌ روح به نقطه ایی از دیوار و سقف خیره مانده و یا چمباتمه به دیوار تکیه داده، لخت شده، شپشها را در درز لباس‌هایشان می‌‌جویند که در حین عبور انبوه نفرات به آنها میخورند ، تقریبا عادت کرده اند.

انبوهی دیگر که تنها به خاطر اینکه امکان قدم زدن در این ازدحام را نمی‌‌یابند تنها و یا دو نفره ایستاده  دیگران را تماشا میکنند و یا با بخیه‌های روی مچ و یا گردنشان که ناشی‌ از خود زنی‌ است بازی میکنند و عموما هم تکه پارچه یا حوله ای‌ در دست دارند که هم برای خشک کردن عرق  سر و صورت هر چند دقیقه به سرو صورت می‌‌کشند  و هم به عنوان ماسکی  جلوی دماغ و دهنشان می‌‌گیرند تا بوی گند و آلودگی هوا را به میزانی‌ کنترل و تحمل کنند و با همه اینها در هیاهوی کر  کننده بلندگو و یا فریادها یی‌ با فحش‌های رکیک دیگران را به سکوت و  رعایت  نوبت توالت و حمام  و غیره دعوت می‌کند همراه است واین همه را وقتی‌ میتوانیم بفهمیم که بدانیم در جائی‌  که حد اکثر ۹۰ نفر گنجایش استاندارد آن است ، ۱۱۰۰ نفر محبوس است، برای هر ۲۵۰ نفر ۱ حمام ، هر ۵۰۰ نفر یک شیر صابون یا مایع دستشویی هر ۱۷۰ نفر یک توالت ( آن هم اغلب پر و سر ریز کرده است) هر ۵ نفر یک متر مربع جا(به همین خاطر از فضای راهرو و راه پله‌ها هم استفاده میشود) و هر ۵ یا ۶ نفر روی ۱ پتو می‌خوابند و مجبورند از ۷ صبح تا ۷ شب هم بیرون از سلولها و در محوطه هواخوری و جلوی  آفتاب باشند  چون در سلولها و زیر سقف مطلقاً جا نمی‌‌شوند، حتی در محوطه هواخوری هم به ندرت جائی‌ برای ایستادن گیر می‌‌آید و وقتی‌ غذا برای خیلی‌ها تنها روی تکه ایی روزنامه ریخته میشود به جز داخل هواخوری جائی‌ برای نشستن و خوردن آن نمی‌‌یابند و این اوضاع حتی زندانبانان را هم به سطوح آورده چون حتی امکان شمارش و آمارگیری را هم در این ازدحام جمعیت نمی‌‌یابند و خود نیز در معرض انواع بیماریهایند...

و عجب اینکه تلویزیون از بوق سگ‌ تا پاسی از شب از کرامت انسانی‌، جایگاه انسان و حتی مدیریت جهانی‌ صحبت می‌کند ولی‌ از این اوضاع سخنی به میان نمی اید چرا که صحبت از بهداشت و حمام  و توالت با امنیت ملی‌ گره خورده و طرح آن جرمی‌ در ردیف اقدام علیه امنیت و نشر اکاذیب است و اگر کسی‌ هم مثل رضا جوشن جوان ۲۲ ساله ایی که در وقایع انتخابات دستگیر شد به این وضع اعتراض و آنرا بیان کند بلافاصله به سلول انفرادی منتقل می‌‌شود، البته من هم انتظاری غیر از  این ندارم ولی‌ اوضاع رجائی شهر ( و البته بقیه زندانها) بسیار اسفناکتر از آن است که سلول انفرادی راه حل آن باشد و بیخود نیست که برای زندانیان در ایران گوانتانامو و ابو غریب رویایی است دست نیافتنی و امید اعدام  شدن راه خلاصی سهل الوصول تر و بسیار متداول تر است و دست یافتنی تر...
سعید ماسوری
زندان رجائی شهر
مرداد ۱۳۸۹
خبرگزاری هرانا




عدم تمدید قرارداد فعالین فرهنگی شهرداری تهران به دلیل سابقه بازداشت

خبرگزاری هرانا – مسئولین شهرداری تهران در پی اعمال فشار دولت بر این نهاد از تمدید قرارداد با فعالین فرهنگی در شهرداری که سابقه بازداشت در وقایع اخیر داشته اند سر باز میزند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، میلاد فدایی اصل فعال دانشجویی دانشگاه تهران جنوب و فعال حقوق بشر که در وقایع اخیر بازداشت و به یکسال زندان محکوم شده است پس از آزادی جهت تمدید قرار داد با سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران مراجعه نموده بود که به دلیل وجود سابقه بازداشت در وقایع اخیر از ادامه فعالیت در این سازمان منع شد.

مسئولین شهرداری هم چنین از تمدید قرارداد با سایر فعالین به دلیل وجود سابقه بازداشت در پرونده خودداری نموده است، آنها در توجیح اقدام خود اعلام کردند که دولت با اعمال فشار بر شهرداری از تمدید قرارداد با فعالین فرهنگی ممانعت به عمل آورده است.
لازم به ذکر است میلاد فدایی اصل پیش از این 3 سال سابقه فعالیت فرهنگی در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران داشته است.




بازداشت سردبیر پیشین هفته نامه سوران در سنندج

خبرگزاری هرانا - یحیی صمدی نویسنده و سردبیر پیشین هفته نامه سوران  روز گذشته از طرف نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت شد.
به گزارش آژانس خبری موکریان، آگاه ماموران هنگام بازداشت یحیی صمدی ، منزل وی را نیز بازرسی کرده اند، تا لحظه تنظیم خبر از اتهام یا اتهامات احتمالی این نویسنده اطلاعی در دست نیست.






ادامه بازداشت فعالان کارگری و معلمان در بند 209 زندان اوین

خبرگزاری هرانا - با گذشت نزدیک به یک ماه از بازداشت محمود باقری و مختار اسدی، دو عضو کانون صنفی معلمان ایران، هنوز خانواده‌ی آنها نتوانستند با آنها دیداری داشته باشند و از اتهام آنها نیز هیچ اطلاعی در دست نیست.

به گزارش بامداد خبر، در این میان مختار اسدی، عضو کانون صنفی معلمان کرج، در تماس کوتاهی که روز دوشنبه با خانواده‌ی خود داشته از سلامت خود خبر داده است. وی از روز هشتم تیرماه در بازداشت به سر می‌برد. محمود باقری نیز که روز نهم تیرماه و در پی احضار به حراست آموزش و پرورش منطقه‌ی چهار تهران، بازداشت شد، تاکنون دوبار با خانواده‌ی خود گفتگو کرده است. وی عضو هیات مدیره‌ی عضو کانون صنفی معلمان ایران می‌باشد.

از سوی دیگر به گزارش تارنمای کلمه، از رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد که از تاریخ ۲۲ خرداد در زندان اوین به سر می‌برد، از حدود دو هفته پیش خبری در دست نیست.

این بی‌خبری پس از ان صورت گرفته که وی در آخرین تماس تلفنی از درد شدید در ناحیه گردن و کمر شکایت داشته که این مساله موجب تشدید نگرانی خانواده وی شده است.







خلاصه گزارش قاضی جفری رابرتسون - بیست و دومین سالروز صدور «فتوای مرگ»

اخبار روز:

بیست و دو سال پیش، در ششم مرداد ماه ١٣٦٧ ، آیت الله روح الله خمینی فتوای قتل هزاران زندانی سیاسی را صادر کرد : "کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سرموضع نفاق خود پافشاری کرده و می ‎کنند محارب و محکوم به اعدام می ‎باشند." این حکم به بهانه ی حمله ی "ارتش آزادی بخش ایران" وابسته به سازمان مجاهدین خلق که از خاک عراق به ایران وارد شده بود (دوم مرداد ماه ١٣٦٧) صادر شد. در پی صدور این فتوا ناگهان ارتباط زندان هایی که از مخالفان دولت لبریز شده بودند با دنیای خارج بریده شد. حق ورود به این زندان ها در انحصار یک هیئت بازپرسی قرار گرفت، یک قاضی شرع، دادستان انقلاب و یک افسر عالیرتبه ی اطلاعاتی اعضای این هیئت بودند.

هیئت بازجویان تنها یک پرسش از زنان و مردان جوانی داشت - که بیشترشان در اوایل دهه ی١٣٦٠، فقط به اتهام شرکت در تظاهرات خیابانی یا اجتماعات سیاسی، و یا داشتن نوشته‌های "سیاسی" بازداشت و به زندان محکوم شده بودند. زندانیان نمی‌دانستند که مرگ یا زندگی‌شان بسته به پاسخی است که به پرسش بازجویان می‌دهند. چشم زندانیانی را که بر عقاید سیاسی و مذهبی خود پافشاری می کردند می بستند و گروه گروه به سمت چوبه های دار می فرستادند و سپس پنهانی اجساد آنان را در گورهای جمعی دفن می کردند.

رهبران جمهوری اسلامی، امّا، به کشتار اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق اکتفا نکردند. این کشتارها، پس از وقفه ی کوتاهی، در ایام عزاداری ماه محرم، از سر گرفته شد. این بار هیئت مرگ (نامی که زندانیان به هیئت بازجویان داده بودند) به احضار اعضای سایر سازمان های چپگرا پرداخت که از نظر این هیئت، عقاید و آرایشان با ایده‌ئولوژی نظام اسلامی سازگاری نداشت. بسیاری از زندانیان چپ گرا نیز تنها به جرم باورهای مذهبی شان، یا به گفته ی دیگر، عدم اعتقاد به دین، اعدام شدند.

از پاییز سال ٦٧، مدت‌ها پس از این کشتار، مقامات امنیتی به خانواده‌های زندانیان که تشنه ی شنیدن خبری از عزیزان خود بودند، همراه با خبر اعدام کیسه ای از وسایل متعلق به عزیزانشان را تحویل می دادند. ولّی هیچ اطلاعی از محل خاکسپاری آنان داده نمی شد. آنان حتی از حق برگزاری مراسم سوگواری نیز محروم شدند.

این کشتار هولناک مخفیانه انجام شد و مقامات جمهوری اسلامی هرگز رسماً مسئولیت آن را به عهده نگرفتند.

بیست سال پس از کشتار زندانیان، دولت جمهوری اسلامی برای حذف کامل آثار جرم اقدام به انهدام گورهای جمعی نمود و در ٢٠ و ٢٧ دیماه ١٣٨٧ بولدوزرهای دولتی در گورستان خاوران به تخریب قبرهایی پرداختند که خانواده های قربانیان بر اساس حدس و گمان برای عزیزان خود ساخته بودند. تخریب گورهای جمعی اگر چناچه ادامه پیدا کند، از سویی بازماندگان قربانیان را برای همیشه از بازشناسی اجساد عزیزانشان و تدفین آنها، که حق مسلم خانواده است، محروم خواهد کرد، و از سوی دیگر، جامعه را از کشف حقیقت و شناخت ابعاد این جنایت دولتی باز خواهد داشت.

بنیاد عبدالرحمن برومند، که هدف و وظیفه ی اصلی اش حفظ خاطره ی قربانیان، اعاده ی حیثیت از آن ها و دفاع از حقوق بازماندگانشان است، البته از بدو تشکیل و تا آنجا که میسر بوده، سرگذشت قربانیان کشتار ٦٧ را در امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر، مستند نموده و این کار را پیوسته ادامه داده است. امّا با تخریب گورستان ها این کوشش دیگر به تنهایی بسنده نبود و لازم بود که حرکتی در مقابل سیاست سرپوش گذاشتن بر این کشتار و به فراموشی سپردن آن که توسط رژیم جمهوری اسلامی به جامعه تحمیل می شود انجام گیرد.

با آگاهی از اینکه به مرور زمان، نسلی که شاهد و قربانی این کشتار بوده دیگر نخواهد بود که گواهی دهد، بنیاد برآن شد که از قاضی جفری رابرتسون، یکی از حقوقدانان برجسته و کارشناس عالیرتبه جنایت علیه بشریت بخواهد تا از منظر حقوق بین الملل این جنایت فجیع را تعریف کرده و راه های موجود برای دادخواهی را پیش پای قربانیان و خانواده‌های آنان بگذارد. برای تسریع کار تحقیق، همه ی نیروی تحقیقی و آرشیوهای بنیاد در اختیار آقای رابرتسون قرار گرفت، و اسناد و مدارک مورد نیاز وی به دو زبان انگلیسی و فارسی آماده و در دسترس وی قرار گرفت. بنیاد همچنین تماس گواهان را با قاضی رابرتسون تسهیل نمود. پس از تکمیل تحقیقات و شنود اظهارات گواهان، قاضی رابرتسون نظر خود را در یک گزارش ١٤٥ صفحه ای ارائه داد و مسئولان وقت را متهم به ارتکاب جنایت علیه بشریت و نسل کشی نمود و سازمان ملل را دعوت به پیگرد قضایی مسئولان این جنایت کرد.

تدوین این گزارش را مدیون شجاعت و پیگیری خستگی ناپذیر زندانیان سیاسی هستیم که، چون منیره برادران، ایرج مصداقی و دیگر گواهان این فاجعه، با بزرگ منشی و از خود گذشتگی، رنج بازگشت به خاطره ها را در راه عدالت و به یاد یاران از دست رفته به جان خریدند. گزارش قاضی رابرتسون در دست ترجمه است و همراه با مجموعه ی اظهارت گواهان و مقامات مسئول در دو جلد به دو زبان انگلیسی و فارسی در چند ماه آینده منتشر و در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.

نسخه ی الکترونیکی و انگلیسی این گزارش، به مناسبت سالروز سرکوب تظاهرات مردمی علیه نتایج انتخابات، منتشر شد. انتخاب این تاریخ به مثابه هشداری بود به مسئولان رژیم اسلامی که از سرکوب تظاهرات و اعمال خشونت خودداری کنند و به یاد داشته باشند که جنایت علیه بشریت شامل مرور زمان نمی‌شود و پیامدهای اعمال امروز، فردا گریبانگیرشان خواهد شد. امّا از آنجا که تنی چند از شخصیت های اصلاح طلب امروز، چون آقای موسوی، در زمان کشتار ٦٧ صاحب منصب بوده و طبعاً باید در مورد کشتار ٦٧ توضیح بدهند، انتشار این گزارش بحث مهم "انتخاب بین مصلحت و حقیقت" را درحوزه ی عمومی دامن زد. و بعضی در مورد تاریخ انتشار این گزارش به بنیاد خرده گرفتند و حتی بنیاد را متهم به غرض ورزی سیاسی کردند.

اینکه انتشار این گزارش فارغ از موضوع اصلی آن، یعنی جنایت یک دولت علیه بشریت، بحث مهم "انتخاب بین مصلحت و حقیقت" را در میان هواداران دموکراسی در ایران دامن زده، خود نتیجه ی مثبتی است. مسئولان بنیاد به دقّت این بحث را دنبال کرده و متوجه شدند که اکثریت کسانی که در این باره نظر داده اند، از محتوای گزارش اطلاعی ندارند و آن را نخوانده اند. برای روشن کردن اذهان و به امید تشویق عموم به ادامه ی این بحث، بنیاد برومند سالگرد صدور فتوای کشتار ٦٧ را وقت مناسبی برای انتشار ترجمه ی فارسی فشرده ی گزارش قاضی رابرتسون دانسته و به این مناسبت، با ادای احترام به یاد قربانیان این جنایت فجیع، متن مذکور را، در ضمیمه ی این خبرنامه، در اختیار عموم قرار می دهد.

بنیاد عبدالرحمن برومند در پیروی از این اصل تشکیل شده است که حقیقت بزرگترین مصلحت در سیاست است و تفکیک حقیقت از مصلحت در مقاطع مهم تاریخ سیاسی جهان و تاریخ سیاسی ایران حاصلی جز پیروزی شرّ بر حق نداشته است. و همین امروز که دوستانی برای دفاع از حقوق قربانیان کشتار ٦٧ به بنیاد خرده می گیرند، افراد دیگری آقایان موسوی و کروبی را آماج حمله های خود قرار می دهند که چرا با زیر پا گذاشتن مصلحت، حقایق را در باره ی کشتار و شکنجه در بازداشتگاه کهریزک بر ملا کرده اند. و همین امروز به نام مصلحت است که دادگاه های فرمایشی برای قربانیان کهریزک، مسئولیت آمران این جنایات را لوث کرده و تنها چند مأمور دون پایه را پشت درهای بسته و در خفا به پاسخگویی می خوانند.

باشد که گشایش این بحث، زمینه ساز پیروزی اصل حقیقت بر مصلحت در فرهنگ اخلاقی و سیاسی کشورمان گردد.

بنیاد عبدالرحمن برومند

متن گزارش جفری رابرتسون را اینجا بخوانید
www.iranrights.org

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها


اخبار روز: 

میزان: شورای فعالان ملی مذهبی در بیانیه ای نسبت به وضعیت عبدالرضا تاجیک و ربایش هدی صابر اعتراض کردند.
این بیانیه که نسخه ای از ان در اختیار «میزان خبر» قرار گرفته به شرح زیر است:
نگرانی شدید از وضع آقایان هدی صابر و عبدالرضا تاجیک با وجود تمامی انذارها و هشدارهای دلسوزان ایران، گروه حاکم، همچنان سیاست «النصر بالرعب» (پیروزی با ایجاد ترس) را با روش‌های غیرقانونی وغیراخلاقی، از طریق دستگیری و زندان نمودن منتقدان و مخالفان پی ‌می‌گیرند.در یکی از جدیدترین نمونه‌ها، آقای عبدالرضا تاجیک، از فعالان ملی_مذهبیو روزنامه‌نگار پیگیر حقوق بشر، که در یک سال گذشته سه بار دستگیر شده، اکنون حدود ۴۵ روز است که در حبس غیرقانونی به‌سر می‌برد. با کمال تاسف،بازداشت این روزنامه‌نگار آزاده با اخبار بس نگران‌کننده درباره‌ی رفتارهای غیرانسانی و غیراخلاقی مجریان امنیت با ایشان توأم شده است، تا آنجا که وی در ملاقات با خانواده‌اش از «هتک حرمت» خود در نخستین شب بازداشت، آن‌هم در حضور بازپرس و معاون دادستان، خبر داده است - حال سوال ما این است که در آنجا چه برخوردی صورت گرفته که آقای تاجیک چنین تعبیری را به‌کار برده است؟
دریغا که صاحبان قدرت، در حکومتی که مدعی دین‌مداری است، نه تنها ابتدایی‌ترین اصول و تاکیدات قانون اساسی را پاس نمی‌دارند، بلکه حرمت اخلاق و انسانیت را نیز فرومی‌نهند. افزون بر این، و با افسوس تمام، بایدگفت، حکومت بجای تکریم فعالان حقوق بشر و تجلیل از پیگیران حقوق اساسی و مدنی شهروندان، صادق‌ترین بازوان «رکن چهارم دموکراسی»، یعنی روزنامه‌نگاران مستقل و وطن‌دوست را به حبس و بند می‌کشد. در حالی که پایمال‌ کنندگان حقوق انسانی و قانونی شهروندان، همچنان رها و در کمال امنیت، به تعقیب کردارهای ناصواب خویش مشغولند.
شورای فعالان ملی_مذهبی ضمن اعتراض شدید نسبت به تداوم حبس تمامی کنشگران مدنی و فعالان سیاسی که در پی حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد بازداشت شده‌اند، نگرانی عمیق خود را از وضع آقای تاجیک ابراز کرده، خواهان رعایت حقوق قانونی ایشان (ازجمله دیدار با وکیل)، و پیگیری قانونی بدرفتاری‌های صورت گرفته با وی در زندان اوین است.
همچنین با خبر شدیم آقای هدی صابر از فعالان ملی- مذهبی بیش از دو روزاست که مفقود شده است. وی قبلاً به صورت شفاهی و از طریق تلفن به همسرشانبرای تحمل حبس به دادگاه انقلاب فراخوانده شده بود. هنگام مراجعه دکترمحمد شریف (وکیل آقای صابر) و در خواست ارائه حکم به صورت کتبی، مسوولان مربوطه گفته بودند که حکم به صورت کتبی ابلاغ خواهد شد. دو هفته پس ازاین گفتگو، چند نفر ناشناس که ظاهراً مأمور امنیتی بوده‌اند، به محل کار ایشان مراجعه می‌کنند. اما وی در آن موقع در آنجا حضور نداشته است. بدینترتیب در حالیکه آقای صابر در دسترس قانون بوده و بنا به گفته مسوولان قرار بوده حکم ایشان به صورت کتبی ابلاغ شود، اما وی از دو روز پیش، پساز خروج از محل کار ناپدید شده است. در این فاصله مسوولان اجرای احکام دادگاه انقلاب به وکیل ایشان اعلام نموده‌اند که آقای صابر توسط آنهابازداشت نشده، همین مطلب از سوی مقامات امنیتی نیز به خانواده وی اعلام شده است.
حال سوال این است که آقای صابر کجاست، چه بر سر وی آمده و بازداشت احتمالی وی توسط چه افراد یا ارگانی بوده است؟ ما به همراه خانواده‌ی آقای صابر به شدت نگران وضعیت وی و سلامتی‌اش هستیم و مقامات و نهادهایانتظامی و امنیتی را مسوول حفظ امنیت کلیه شهروندان می‌دانیم و از مسوولان و مقامات حکومت به جد می‌خواهیم هر چه زودتر وضعیت آقای صابر ومحل نگهداری ایشان را مشخص نمایند و ایشان را از بازداشت احتمالی آزاد نمایند.

شورای فعالان ملی ـ مذهبی
۴ مرداد ۱٣٨۹
 
 
 
 
بازنشستگی و اخراج؛ بهایی که اساتید منتقد می پردازند
جرس: موج جدید اخراج، بازنشستگی اجباری و تسویه اساتید مبرز و برجسته دانشگاهها که از پشتوانه های جامعه علمی کشور محسوب می شوند از زمان روی کار آمدن دولت نهم آغاز شد اما طی سال گذشته، بعد از انتخابات پرمسئله ریاست جمهوری ابعاد تازه ای به خود گرفت بطوریکه همزمان با اعتراضات گسترده دانشجویی در شانزدهم آذر، کمیته های ویژه ای با همکاری وزارت علوم و دولت برای خانه نشین کردن اساتید برجسته منتقد سیاست های مسئولان حکومتی تشکیل شد.  

گفتنی است آیین نامه جدیدی از سوی مسوولان دانشگاه تهران صادر شده به این مضمون که آن دسته از اساتیدی كه سن آنها 70 سال یا بیشتر است، باید بازنشسته شوند این در حالی است که روند بازنشستگی‌ها اساتید كمتر از 70 سال را نیز در بر گرفته است و این بار به "بهانه" رکود علمی بسیاری از اساتید در شرف بازنشستگی قرار دارند.

رکود علمی یا ناهمسویی با نظام؟

اما بسیاری از نمایندگان مجلس و صاحبنظران بر این باورند که در فرآيند بازنشستگي تبعيض صورت گرفته است و برخي اساتيد كه هم سن بيشتري دارند و هم سابقه اي كمتر هنوز بر سر کرسی دانشگاهها هستند و برخی دیگر با سن کمتر و توانایی علمی بیشتر از کار بر کنار شده اند.

سعدالله نصيري عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با تاكيد بر اينكه رئيس كميسيون و اعضا بر اين نكته تاكيد دارند كه بازنشستگي‌هاي اخير به شكل تبعيض‌آميزي شكل گرفته‌ است، گفت: "آنچه كه در حال حاضر مشاهده مي‌كنيم اين است كه اساتيدي كه به شكلي به قول وزيرعلوم سكولار باشند و با نگرش‌هاي فكري و سياست‌هاي دولت مخالفت و دگرانديشي داشته باشند، بازنشسته مي‌شوند كه اين مسئله تبعيض‌آميز است."

افزایش تعداد اساتید بازنشسته در شرایطی اتفاق افتاده است که وزیر علوم پیش‌تر گفته بود: "استادان ناهمسو با نظام از دانشگاه‌ها اخراج می‌شوند و وزارت علوم از اخراج آنها شرمنده نخواهد بود."

پیشتر نیز محمدرضا رحیمی، معاون اول احمدی نژاد تاکید کرده بود که باید وزارت علوم در انتخاب اساتید دقت بیشتری داشته باشد تا از ورود اساتید غیرمتعهد به‌دانشگاه‌ها جلوگیری کند.

بسیاری از آگاهان سیاسی معتقدند که نامه های منتقدان استادان دانشگاهها به سیاستهای دولت و گردانندگان یکی از دلایل ممنوع التدریس شدن و بازنشستگی اجباری تعدادی از استادان دانشگاه است.

اساتید حامی دولت مستثنی از قانون بازنشستگی!

بسیاری از تحلیلگران علت اصلی بازنشستگی و برکناری اساتید دانشگاه را نه رکود علمی بلکه ترس حکومت از تفکرات روشنگرانه و تاثیر گذار اساتید منتقد حکومت در حوزه های علمی و دانشگاهی دانسته اند.

پیشتر علی عباسپورتهرانی، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس از صدرالدین شریعتی رئیس دانشگاه علامه طباطبایی خواسته بود که درباره روند بازنشستگی استادان این دانشگاه گزارش کتبی بدهد.

این نماینده مجلس با نام بردن از اساتیدی چون دکتر محمد قریب و دکتر محمود حسابی که تا آخرین لحظه عمرشان تدریس کرده اند اظهار داشت: "اصلاح قانون بازنشستگی ضروری است. اگراستادی از نظر جسمی سالم باشد و استاد ارزنده ای باشد چه اشکالی دارد که بعد از هفتاد سالگی هم تدریس کند."

ناگفته نماند که آیین نامه های بازنشستگی، اساتید حامی دولت را در برنمی گیرد که از جمله می توان معافیت عباس علی عمید زنجانی از بازنشستگی با 71 سال سن در كرسی تدریس اندیشه سیاسی اسلام، فقه و حقوق اسلامی نام برد.

سید محمد مقیمی، معاون دانشگاه تهران ضمن تشریح روند بازنشستگی در دانشگاه تهران در سال 88 از بازنشستگی 81 عضو هیئت علمی این دانشگاه خبر داده و گفته بود: "بازنشسته‌ها ظرفیت بالقوه ای هستند که کشور نتوانسته به خوبی از آن‌ها استفاده کند این در حالیست که در کشورهای دیگر برای استفاده از تجربیات مدیران، کارکنان و اعضای هیئت علمی بازنشسته به عنوان اتاق فکر در حوزه‌های مختلف فضاسازی می‌شود."

صادق زیباکلام، استاد دانشگاه در خصوص معضل بازنشستگی استادان می نویسد:" اگرجامعه ای به لحاظ سیاسی و اجتماعی و رشد جامعه مدنی به یک درجه ای از توسعه رسیده باشد، در آن صورت به مساله بازنشستگی استادانش به مثابه یک نبرد سیاسی میان نخبگان فکری و فرهنگی اش از یکسو و حاکمیت از سویی دیگر نمی نگرد."

موج بازنشستگی های اجباری اساتید

در ادامه پروژه خانه نشین کردن اساتید مبرز و منتقد سیاستهای افراطی دستگاه حکومتی، موجی از بازنشستگی های اجباری اساتید دانشگاهها به اجرا در آمده است.

در همین ارتباط عبدالرضا سیف، مدیرکل دفتر ریاست دانشگاه تهران از صدور احکام بازنشستگی 30 عضو هیئت علمی دانشگاه تهران تا نیمه شهریور ماه خبر داد و گفت: "اسامی این اعضای هیئت علمی در آینده نزدیک در نشریات و سایت دانشگاه تهران اعلام می شود."

قابل ذکر است، موج بازنشستگی اساتید دانشگاه از دوره نخست ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد تشدید یافت بطوریکه 81 عضو هیات علمی دانشگاه تهران در شرایطی که بیشتر آنها توانایی تدریس دارند، در سال گذشته بازنشسته شدند.همچنین 173 عضو هیات علمی و کارمند دانشگاه در سال 86 و 183 عضو هیات علمی و کارمند در سال 87 از دانشگاه تهران بازنشسته شدند.

دكتر ایرج گلدوزیان، دكتر امیرناصر كاتوزیان، دكتر محمود عرفانی اساتید برجسته قانون جزا، حقوق مدنی و قانون تجارت، دكتر ابوالقاسم گرجی استاد حقوق اسلامی، دكتر محمد آشوری استاد آیین دادرسی كیفری، دكتر جمشید ممتاز استاد حقوق بین الملل، دكترعزت الله عراقی استاد حقوق كار و دكتر نجات علی الماسی استاد حقوق بین الملل خصوصی بازنشسته شدند.

تعدادی از اعضای هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران همچون دکتر ظریفیان با وجود اینکه به پایان دوره خدمت خود در دانشگاه تهران نرسیده‌ نیز بازنشسته شده اند.

همچنین دکتر سیدعلی آزمایش، دکتر حسین شریفی طرازکوهی و دکتر محمدرضا ضیایی بیگدلی سه استاد مطرح و نام آشنای حقوق در دانشگاه علامه طباطبایی بازنشسته شده اند.

گفتنی است دکتر علی آزمایش از اساتید سرشناس حقوق است که پس از افشای موضوع تجاوز به بازداشت شدگان، در نامه‌ای از احساس مسئولیت و شجاعت مهدی کروبی قدردانی کرده است.

از سوی دیگر برخی از اساتید دانشکده‌های الهیات، ادبیات، حقوق و علوم سیاسی به اجبار بازنشسته شدند.محمد مجتهدشبستری، عالم‌‌زاده، علی‌آبادی، حسن‏علی درودیان، حسین بشیریه، هادی سمتی، احمد ساعی‌صفایی، میرجلال‌الدین کزازی و رضا رییس‌طوسی از جمله این اساتید بودند.

اواخر سال گذشته نیز حميدرضا برادران شركا، محمد ستاري‌فر رئيس سازمان منحل شده مديريت و برنامه ريزي، علي صادق تهراني، بهروز هادي زنوز، محمود ختايي، صادق بختياري، رضا عاصي و دكتر جهرمي از اعضاي هيات علمي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه بازنشسته شدند.در کنار اين اقدام برخي از اساتيد گروه فلسفه اين دانشگاه، همچون دکتر يثربي و دکتر مرتضي مردي‌ها نيز به دلايل مختلف کنار گذاشته شدند.

سیدعلی‌اصغر بهشتی و محمد شهری، دوتن از استادان دانشگاه علم وصنعت حکم اخراج از دانشگاه را دریافت کرده اند.

پیشتر نیز چند استاد دانشگاه تربیت مدرس از جمله سعید حجاریان، محمدتقی احمدی، محسن کدیور، ابوالفضل شکوری، هاشم آقاجری، مسعود غفاری و حاتم قادری از تدریس منع یا به مراکز دیگر منتقل شده اند.

در تداوم فرایند بازنشستگی اجباری، محمد تقی بطحایی رئیس دانشگاه صنعتی خواجه نصیر‌الدین طوسی از اخطار به پنج عضو هیئت علمی آن دانشگاه که دارای رکود علمی هستند خبر داده و گفت: "اخراج یا انتقال به دانشگاه‌های دیگر از جمله وضعیت‌هایی است که برای این اعضای هیئت علمی متصور است."

همزمان محبوبه مباشری رئیس دانشگاه الزهرا از تصمیم‌گیری برای اخراج 13 عضو هیئت علمی این دانشگاه که دچار رکود علمی شده‌اند خبر داده و گفته است: "آن دسته از اعضای هیئت علمی نیز که در سنوات طولانی تدریس همچنان استادیار باقی مانده نیز اخراج می شوند."

هجوم رهبر و دولت به علوم انسانی

اگرچه موضوع کنار گذاشتن اساتید مبرز و برجسته امر تازه ای نیست و اساتید و روشنفکران برجسته همواره در تیررس حذف و برکناری قرار داشته اند. بسیاری از صاحبنظران، حذف اساتید  را در تداوم نگرش های تمامیت خواهانه دانسته اند. اما این سناریو طی سالهای ریاست احمدی نژاد "شدت" بیشتری به خود گرفت تا جاییکه وی در دوره نخست ریاست‌جمهوری اش در جمع دانشجویان ابعاد تازه‌ای از برنامه‌هایش در دانشگاه‌ها را اعلام کرده و گفت: "دانشجو باید امروز در دانشگاه بر سر رییس‌جمهوری فریاد بزند که چرا استاد لیبرال و سکولار در دانشگاه‏ها حضور دارد."

این اظهارات با سخنان آقای خامنه ای مبنی بر ضرورت بازنگری در علوم انسانی در دانشگاهها با "پشتوانه" امنیتی به اجرا در آمد و موج جدیدی از اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید در حوزه علوم انسانی آغاز گردید و دهها تن از استادان دانشگاه‌های کشور با عناوین بازنشستگی اجباری ، اخراج یا ممنوع التدریسی از حوزه های دانشگاهی بیرون رانده شدند.

آقای خامنه ای با تاکید براینکه استادان دانشگاه باید فرماندهان جنگ نرم باشند، گفته بود: "فرماندهان این جبهه باید با شناخت مسائل کلان، شناسایی دشمن و کشف اهداف او، طراحی کلان انجام دهند و براساس این طراحی حرکت کنند و استادی که بتواند، این نقش را ایفا کند، استادی شایسته برای حال و آینده نظام جمهوری اسلامی خواهد بود."

برکناری گسترده اساتید صاحب نام حوزه علوم انسانی در حالی صورت می گیرد که روز گذشته نبی‌الله احمدیان، معاون علمی پژوهشی سازمان بسیج دانشجویی با بیان اینکه رویکرد علمی پژوهش‌های دانشجویی بسیج در سال جاری به سمت علوم انسانی تغییر می‌کند ، گفت: "سعی می‌شود با به‌کارگیری اساتید توانمند در عرصه علوم انسانی اقدامات مطلوبی در سال جاری شکل بگیرد."

از سوی دیگر، کامران دانشجو وزير علوم با اشاره به نياز دانشگاه‌هاي كشور به 22 هزار عضو هيئت علمي در رشته‌هاي علوم انساني، از جذب سالانه 1000 عضو هيئت علمي براي دانشگاه‌هاي كشور خبر داد.

عدم امکان عملی کردن دوباره انقلاب فرهنگی در جامعه امروز

مساله علوم انسانی و ضرورت بازنگری در آن طی سالهای اخیر به دغدغه اصلی مسئولان حکومتی برای کنترل جامعه دانشگاهی بدل شده است. حذف علوم انسانی، کاهش پذیرش دانشجویان در این رشته، اصلاح متون و کتب رشته های علوم انسانی، اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید این حوزه که منتقد سیاستهای مسئولین هستند، آغاز بازنگری در صلاحیت‌اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌ها و بالاخره تربیت اساتید مطابق با معیارهای ایدئولوژیک حکومت با شدت بیشتری در دستور کار دولت قرار گرفته است. بطوریکه بسیاری از افراطیون خواهان برخوردی شدید همچون سالهای "اوایل" انقلاب و تعطیلی دانشکده های علوم انسانی شده اند و شرط ادامه تدریس در این رشته را تایید اساتید توسط حوزه علمیه دانسته اند. این در حالی است که تحلیلگران بر این باورند که پیامدهای انقلاب فرهنگی، آسیب های غیرقابل جبرانی را به بدنه علمی کشور وارد کرده و زمینه های پدیده فرار مغزها را فراهم می سازد.

سعید پیوندی، جامعه شناس معتقد است که شواهد نشان مى دهد که اراده روشنى به دنبال حذف تدریجى و منزوى کردن دانشگاهیان "غیر خودى" است. این در حالی است که در همه دنیا، دانشگاه هایى که به کیفیت آموزش و پژوهش و اعتبار علمى توجه دارند همه تلاش خود را براى حفظ استادان با تجربه و صاحب نام خود به کار مى گیرند. استاد کارآمد و صاحب نام بخشى از اعتبار و سرمایه علمى هر دانشگاه است. ولى در ایران به نظر مى رسد دغدغه اصلى دست اندرکاران سیاسى، ایدئولوژیک و یا امنیتى است.
  


این جامعه شناس با "ناموفق" خواندن اینگونه برخوردها با اساتید برجسته کشور خاطر نشان می کند: " سیاست هاى امنیتى و ایدئولوژیک دولت امروز بطور مستقیم جوهر وجودى دانشگاه یعنى استقلال این نهاد را نشانه رفته است. مصونیت دانشگاه براى پرسشگرى، نقد و مجادله فکرى آزادانه که ابزارى هاى اولیه و اصلى کار دانشگاهى و پژوهش و آفرینش به شمار مى رود در فضاى امروز ایران معناى خود را از دست داده است. اما اگر در شرایط انقلاب فرهنگى سال هاى ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ دولت توانست در دانشگاه ها را ببندد و با کنار گذاشتن حدود ۴۰ درصد کادر علمى آن زمان (نزدیک به ۶ هزار دانشگاهى) طرح اسلامى کردن را پیاده کند، امروز روى آوردن به چنین شیوه هایى نه در توان این دولت است و نه امکان عملى کردن آن با شرایط حساس کنونى دانشگاه ها وجود دارد.
 
 
 
 

جرس: کارمندان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در فرودگاه مهرآباد هنگام انتقال دست به اعتراض زدند.

به گزارش صراط، صبح روز یکشنبه كارمندان سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری که مجبور به ترک شهر خود و انتقال به استانی دیگر شده اند، مجددا دست به اعتراض زدند.

بسياری از اين مسافرين كه با لباس‌های نسبتا رسمی در فرودگاه حضور يافته بودند نسبت به انتقال خود به استانی ديگر به شدت ناراضی بودند.

در اين ميان خانمی ميانسال با صدای بلند ضمن بيان اينكه همسرش با ادامه كار وی در استانی ديگر مخالف است و او مجبور است از كار خود استعفا دهد، مسئولان را مورد خطاب قرار داد.

اعتراض كارمندان اين سازمان كه انتقال آنان به استان‌های ديگر زندگی روزمره آنها را با مشكل مواجه كرده است، باعث اعتراض عده‌ای به دولت شده است.

سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری به عنوان اولين دستگاه دولتی تصميم به خروج از تهران گرفته که این تصمیم با نارضایتی شدید کارمندانش مواجه است.

پيش از اين برخي از كارمندان اين سازمان در اعتراض به تصميم ناگهانی انتقال از تهران مقابل مجلس شورای اسلامی، تجمع کرده بودند.

پس از این تجمع بقائي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در واکنش به اعتراض این کارمندان گفت: هر کس دوست دارد بیاید و هر کس دوست ندارد نه.

این تصمیم سازمان میراث فرهنگی بسیاری از کارمندان به ویژه بانوان را مجبور به استعفا و رها کردن فعالیت اجتماعی شان کرده است.

 

دلنوشته دختر داوود سلیمانی به مناسبت تولدش

 کلمه:

سوده سلیمانی، دختر داوود سلیمانی دلنوشته ای به مناسبت تولد این زندانی سیاسی نوشته است. داوود سلیمانی ، قائم مقام ستاد انتخاباتی استان تهران میرحسین موسوی از جمله زندانیان سیاسی است که در روزهای نخستین پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده و تاکنون بدون مرخصی در زندان به سر می برد.
متن دلنوشته دخترداوود سلیمانی بدین شرح است:
به نام خدا
پدرم به چه جرمی؟ به چه اتهامی؟
واقعاً زندان جایگاه چه کسانی است؟…
من سوده هستم فرزنده اول خانواده ، دختر لوس بابا
طی این مدت با واژه ها و کلمات زیادی در ذهنم بازی کرده ام ، که چه بگویم و چه بنویسم اصلاً برای چه برای که …
آیا درست است
پدر من ، پدر خداشناس و صبور و دلسوز من ، پدری که عمر با عزت خود را در راه دین و مملکت اسلامی جز خدمت و زحمت نگذاشته ، آیا واقعاً این حق و جایگاهشان است؟
آیا شخصی که برای دفاع از کشورش آماده رزم با دشمن می شود ، همسر و فرزند یک و نیم ساله اش را با تمام علایق و دلبستگی برای دفاع از میهنش تنها می گذارد متهم است آخر به کدامین گناه؟
باباداوود نه ، نه ، باور نمی کنم که در مملکت اسلامی همچنین برخوردی با خانواده شهید ، با برادری که پیکر پاک برادر شهیدش را بر روی شانه می گذارد و با خود می آورد ، اینگونه برخورد شود آیا اینگونه «خانواده معظم شهدا چشم و چراغ این مملکت هستند»؟
پدر قربون دستای نوازشگر و نگاه های پر مهر و محبتت که یک سال و چهل روز است از ما دریغ کردن
پدر قربون پهلوهاتون برم که هر روز و هر شب درد یادگار جبهه را برای شما زنده می کند آن زمان ها که من یک و نیم ساله بودم (جبهه و جنگ) همه ی هم و غم و درد شما و امثال شما (وظیفه ملی) دفاع از میهن اسلامی مان در برابر شرک و ظلم بود ، آیا الان که شما درد پهلو و نیاز به دوا و درمان دارید کسی به این مسئله همانند آن موقع توجهی دارد ، ناراحتی قندتون اون در چه وضعیتیه؟
آه … «خدا قوت پدر گلم ، خداقوت»
پدرم بابایی داودم ، عشقم ، عمرم ، عزیزم ، دوست دارم . «گرچه از دوری این فاصله ها مأیوسم ، از همین فاصله دور تو را می بوسم»
با امروز دو سال می شود که گرمای حضور سبزتونو ، در تولد ۲۷ سالگیم حس نمی کنم
همیشه غافلگیرم می کردین کیک ، شمع و هدیه می خریدین ، تازه… کیکم می پختین ، وای خدا چقدر دلم برای کیکاتونو دست پختتون تنگ شده ، یک کیک شکلاتی خوشمزه ، خوشمزه تر از همه کیکای دنیا
بابا ولی امروزم مثل پارسال تنهائم ، هر ثانیه و دقیقه تنهاتر از همیشه بی هیچ دلیل منطقی و قانع کننده ای
«بهترین کادوی تولدم ، دیدن دو بارتونه ، اونم توی خونمون برای همیشه ، کنار تک تکمون ، کنار خانوادتون» ،
اینه آرزوی من ، کادوی من ، خوشی ما ، اون چیزی که توی این شب عزیز می تونم از امام عصرمون«حضرت مهدی (عج)» از اعماق وجودم بخوام
یا مهدی
بیا و با آمدنت دنیا را پر از عدل الهی کن،
بیا و دنیا را از غبار ظلم و استکبار پاک و مطهر گردان
بیا که دنیا محو تماشای توست
بیا… بیا…
یا مهدی
«آزادی همه ی زندانیان ، علی خصوص زندانیان سیاسی بی گناه»
شفای همه ی مردضا شفای پدر گلمون
حاجت همه ی حاجت مندان آزادی بابا
طلب آمورزش هم برای ما هم برای اسیرای خاک و گذشتگان
روزیکه تقویم رو نگاه کردم ، واقعا باور نمی کردم و نمی کنم که این چنین سعادتی نصیبم بشه که روز تولد من حقیر ۱۳۶۲/۵/۵ مصادف بشه با ولادت حضرت مهدی موعود(عج) ۱۳۸۹/۵/۵
نیمه شعبان ، تولد امام عصرمان حضرت مهدی موعود(عج) را بر خانواده معظم شهدا و جانبازان ، پدر گلم و دوستانشان ، خانواده زندانیان سیاسی بی گناه ، همه ی دوستاران ، محبان و منتظران عاشق و دلباخته آن حضرت والا مقام ، از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می نمایم
شاید این جمعه بیاید
شاید ….
سوده سلیمانی

 

 جمع‌آوري كودكان‌كار تلاش براي پاك‌كردن صورت مساله است

خبرگزاری هرانا - عضو هيات‌مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان با اشاره به لزوم آسيب‌شناسي دقيق مسائل و مشكلات كودكان خياباني گفت: اقداماتي كه تحت عنوان فرايند خدمت‌رساني به كودكان خياباني از سوي نهادي مانند بهزيستي، شهرداري تهران و ساير نهاد ها مطرح بوده از ابتدا روند معيوبي داشته و ريشه مشكلات آنها بررسي و حل نمي‌شود. به گزارش ایلنا، جاويد سبحاني با اشاره به موضع‌گيري بهزيستي در مورد كودكان كار و اظهاراتي از قبيل اينكه بهزيستي با حمايت از كودكان خياباني وظايفي در قبال كودكان كار ندارد تاكيد كرد: اکثر کودکانی که تحت عنوان کودکان خیابانی سامان‌دهی می‌شوند "کودکان کار خیابانی" هستند كه براي تامين معاش و زنده ماندن تن به هر كاري از جمله دست‌فروشي و كار در كارگاه‌هاي توليدي مي‌دهند؛ بنابراین بهزیستی نباید صرفا با این دید که این کودکان بی سرپرست هستند یا بد سرپرست هستند در این موضوع وارد شود.


او ادامه داد: وقتي يكي از جمعيت هدف و تحت پوشش بهزيستي، كودكان خياباني بوده، به طور طبيعي، با پديده كار اين كودكان نيز مواجه مي‌شود و تفكيك كودك كار با خياباني نيز به سختي امكان پذير است.

به گفته عضو هيات‌مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان گاهي آسيب و خطرات پيش روي كودكان كار شديدتر بوده و احتمال سوءاستفاده از كودكان كار در كارگاه‌هاي غيرقانوني نيز بيشتر وجود دارد در عين حال بخش گسترده‌اي از كودكان كار در معرض خياباني شدن هستند.

سبحاني با اشاره به اجراي مقطعي طرح هايي از سوي برخي سازمان‌ها براي ساماندهي كودكان خياباني تصريح كرد: سازمان‌هايي كه مسوول انجام اقدامات مربوط به كودكان خياباني بودند مشكلات را به چه نحو و تا چه حد آسيب‌شناسي كردند؟ غير از آن است كه با به كار بردن عناويني مانند "جمع‌آوري" و القاء نگاه جرم‌شناسانه و زيبايي شهري به اين معضل تنها صورت مساله را پاك كرده‌اند؟

عضو هيات‌مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان به لزوم آسيب‌شناسي دقيق مسائل و مشكلات كودكان خياباني پرداخت و گفت: نوع اقداماتي كه تحت عنوان فرايند خدمت‌رساني به كودكان خياباني مطرح بوده از ابتدا روند معيوبي داشته و ريشه مشكلات آنها بررسي و حل نمي‌شود.


او افزود: به جاي اعمال برنامه‌هايي با ديدگاه جرم‌شناسانه بايد به مقوله كودكان كار و خيابان با ديدگاه اجتماع و خانواده محور نگاه كرد و علت اصلي حضور آنها در خيابان‌ها بررسي شود.


سبحاني با اشاره به اينكه معضلات و مسائل كودكان كار و خيابان با ساماندهي حل نمي‌شود يادآور شد: بهزيستي طي سال‌هاي اخير بارها طرح‌هاي مربوط به كودكان خياباني را اجرا كرد و آمارهاي ناقصي ارائه داده و شهرداري يا نيروي انتظامي و حتي ساير نهادها نيز در اين زمينه با يكديگر تعاملاتي داشتند اما با بررسي آمارهاي اين دستگاه‌ها مشخص مي‌شود كه نظام ارزيابي درستي در طرح‌هاي آنها وجود ندارد.


به گفته عضو هيات‌مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان يك نظارت جامع بر اجراي اقدامات متوليان مربوط به كودكان خياباني وجود ندارد و وزارت رفاه نيز به عنوان سياست‌گذار برنامه‌ي نهادهاي زيرمجموعه خود اقدامي براي نظارت بر روند اجراي مسائل كودكان انجام نمي‌دهند؛ در حال حاضر نيز با تغيير و تحولات رخ داده در مديريت سازمان بهزيستي برنامه‌‌ها در مورد سياست‌هاي گذشته عوض شده و متوليان جديد سياست‌هاي ديگري را در پيش مي‌گيرند.

سبحاني ادامه داد: با موازي‌كاري و ناهماهنگي شهرداري، بهزيستي و نيروي انتظامي در زمينه كودكان آسبيب‌ديده، معضلات بيشتر شده و تنها كودكان در معرض آسيب و آسيب ديده ضرر مي‌كنند.

 

تداوم بازداشت افشین حیرتیان، فعال حقوق کودکان کار و شهروند بهایی

خبرگزاری هرانا - افشین حیرتیان، فعال حقوق کودکان کار و شهروند بهایی ساکن تهران، از ۱۳ خردادماه در بازداشت به سر می‌برد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر،  بازداشت این فعال مدنی در پارک مقابل خانه هنرمندان صورت پذیرفته و سپس، نهادهای امنیتی بدون داشتن حکم، وارد منزل وی شده‌اند. افشین حیرتیان، در یک گروه در زمینه کودکان کار فعال بوده که به نظر می‌رسد چندتن از دیگر اعضای این گروه نیز بازداشت شده باشند اما از اسامی دیگر بازداشت‌شدگان اطلاعی در دست نیست.

پس از گذشت نزدیک به دوماه از بازداشت، افشین حیرتیان تنها یک بار با منزل تماسی تلفنی داشته و خانواده وی دوبار موفق به ملاقات با او شده‌اند. ملاقات اول، ۲۸ روز پس از بازداشت و ملاقات دوم ۳۱ تیرماه انجام شده است.

افشین حیرتیان، فعال حقوق کودک و شهروند بهایی، در حال حاضر در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شود.

 

ابوالفضل عابدینی دچار بیماری آنفولانزا شده است

خبرگزاری هرانا – ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در زندان کارون اهواز دچار بیماری آنفولانزا شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ابوالفضل عابدینی نصر روزنامه نگار خوزستانی و از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که از 11 اسفند ماه سال گذشته در زندان بسر می برد در طی روزهای اخیر به بیماری آنفولانزا مبتلا شده است.
وضعیت جسمی این زندانی که با تب و لرز و حالت تهوع به شدت وخیم گزارش شده است، بهداری زندان کارون اهواز رسیدگی پزشکی مناسبی را برای رفع نیازهای زندانیان فراهم نمی کند.
آقای عابدینی پیشتر در نامه ای درخواست انتقال به زندان اوین را به مسئولین ارائه داده است که تا کنون پاسخی بدان داده نشده است.
این روزنامه نگار هم اکنون در بند 6 زندان کارون اهواز و در بین زندانیانی با اتهامات سنگینی چون قتل و سرقت مسلحانه نگهداری می شود، وی به مدت 3 هفته ممنوع الملاقات شده است.

 

 

دادستان زاهدام مدعی شد: دستگیری ۷ مظنون و ۲ متهم در رابطه با انفجار زاهدان

خبرگزاری هرانا - دادستان زاهدان از دستگیری ۷ مظنون و ۲ متهم در رابطه با انفجارهای مقابل مسجد جامع زاهدان خبر داد.
به گزارش ایسنا، محمد مرزیه درباره آخرین وضعیت پرونده دو انفجار اخیر در مقابل مسجد جامع زاهدان اظهار کرد:‌ در رابطه با این پرونده ۷ مظنون و ۲ متهم دستگیر شده‌اند. این دو متهم عواملی هستند که باید بیشتر به اتهاماتشان رسیدگی شود.
دادستان زاهدان همچنین از برگزاری جلسه دادگاه متهمان پرونده به شهادت رساندن ماموران پلیس در سال ۸۸ خبر داد و گفت:‌ جلسه دادگاه این ۴ متهم به عضویت در گروه جندالله و به قتل رساندن ماموران نیروی انتظامی روز یک‌شنبه برگزار شد اما هنوز رای این پرونده صادر نشده است.
۲۴ تیرماه بر اثر دو انفجار در مقابل مسجد جامع زاهدان ـ که مراسم دعای کمیل به مناسبت میلاد امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) در آن بر پا بود ـ تعداد ۳۰۶ نفر از هموطنان‌مان مجروح و ۲۷ نفر شهید شدند.

 

اعتصاب غذای حسین رونقی، وبلاگ نویس زندانی در بند دو الف

خبرگزاری هرانا - حسین رونقی ،وبلاگ نویس اعتصاب غذا کرد. وی که از ۲۲ آذر ماه سال گذشته دستگیر شده ،همچنان در بند ۲ الف سپاه در سلول انفرادی به سر می برد.

به گزارش خبرنگار کلمه، وی در اعتراض به نگهداری طولانی مدتش در سلول انفرادی و همچنین فشار برای مصاحبه تلویزیونی دست به اعتصاب غذا زد ه است . زلیخا موسوی مادر حسین رونقی نیز در این باره تاکید کرده است :” حسین تحت فشارهای شدید برای اعتراف تلویزیونی قرار دارد .”

او همچنین از نگه داشتن فرزندش در سلول انفرادی به مدت هشت ماه ابراز نگرانی می کند و می پرسد چرا باید فرزندش این همه وقت بلاتکلیف در بند ۲ الف سپاه زندان اوین نگهداری شود .

مادر رونقی که برای ملاقات با فرزندش و پی گیری پرونده او از شهرستان ملکان به تهران رفت و آمد می کند اضافه کرد :حسین زنگ زد و گفت که «شب چشمانم را بستند و گفتند باید مصاحبه کنی. من واقعا نگران او هستم. پسرم همچنان برای مصاحبه تلویزیونی تحت فشار است. من واقعا نمیدانم چکاری باید انجام دهم. به همه نامه نوشته ایم از رئیس قوه قضائیه تا دادستان و… همه جا رفته ایم اما حسین همچنان تحت فشار است .

 

ده سال حبس برهان بقایی و مهران کوشا تائید شد

خبرگزاری هرانا - احکام قضایی دو دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب، برهان بقایی و مهران کوشا که در احکام اولیه دادگاه انقلاب مشهد هر کدام به 5 سال حبس تعزیری که به مدت 5 سال تعلیق شده بود، مورد تایید قرار گرفت.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این دو فعال دانشجویی در تابستان 87 توسط ماموران وزارت اطلاعات در مشهد دستگیر شدند و پس از تحمل یک ماه بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد با قرار وثیقه آزاد شدند.
دادگاه بدوی این دو دانشجو پس از بارها به تاخیر افتادن در شهریور ماه 88 در شعبه 5 دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی کاووسی برگزار شد.

 

سه مرد در زندان کارون اهواز اعدام شدند

خبرگزاری هرانا - حکم اعدام سه تن از زندانیان زندان کارون اهواز به اتهام قاچاق مواد مخدر صبح  دیروز در شهرستان اهواز اجرا شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در تاریخ 4 مرداد 89، حکم اعدام سه تن از زندانیان محبوس در زندان کارون اهواز که اجرا شد. این افراد به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر بازداشت و  از سوي دادگاه انقلاب اهواز به اعدام محکوم شدند و حکم صادره درخصوص آنان از سوي دادستاني کشور تاييد شده بود.
بنا به آمار ارائه شده از سوی واحد آمار،نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در سه ماهه نخست سالجاری بیش از 100 نفر در ایران اعدام شدند.

 

سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران خواستار آزادی رضا شهابی، عضو زندانی خود، شد

خبرگزاری هرانا - سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با انتشار بيانيه ای،  خواستار آزادی بی قيد و شرط رضا شهابی، عضو زندانی هيئت مديره اين تشکل کارگری، شد.

در اين بيانيه با اشاره به بازداشت آقای شهابی در روز ۲۲ خرداد، آمده است که اين فعال کارگر زندانی از آن هنگام تا اوايل تيرماه، سه بار با خانواده خود تماس تلفنی داشته، ولی از حدود دو هفته پيش، هيچ خبری از او  نشده است. سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه همچنين خبر داده است که پيگيری های مکرر خانواده و وکيل رضا شهابی در دادستانی، دادگاه حقوق شهروندی و دادسرای انقلاب تاکنون هيچ نتيجه ای در بر نداشته و بی خبری از وضعيت او موجب نگرانی خانواده اش و نيز اعضای سنديکا شده است.

۱۳۸۹ مرداد ۴, دوشنبه

آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها

  توقیف نشریه دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد

خبرگزاری هرانا - نشریه "سیمیا" قدیمی ترین نشریه دانشجویی  دانشگاه فردوسی مشهد به صاحب امتیازی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی توقیف شد.
به گزارش دانشجونیوز، این نشریه طی حکمی از سوی کمیته ناظر بر نشریات دانشگاه، به مدت ۹ ماه توقیف شده است. همچنین به دنبال صدور این حکم توقیف، مدیر مسئول این نشریه نیز به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده است.

گفتنی است، این حکم در حالی صادر شده است که در اسفند ماه گذشته هم این نشریه با حکم ۳ ماه توقیف مواجه شده بود. دو نشریه منتقد دیگر دانشگاه فردوسی مشهدی یعنی نشریات "ژاژ" و "شب تاب" نیز به ترتیب لغو مجوز و ۹ ماه توقیف شده اند.

اتهام نشریه سیمیا در جلسه کمیته ناظر بر نشریات دانشگاه، تبلیغ علیه نظام عنوان شده است. همچنین دیگر اتهاماتی که در این حکم آمده عبارتند از: "نشر صور خلاف عفت"، "تحریک زنان به ایستادگی در برابر احکام شرع به خاطر درج مقاله ی «حجاب، اعتقاد یا اجبار»"، "نشر مطالب خلاف اسلام به خاطر درج مقاله ی «زنان، دست به دامان قوانین وارونه» ، نشر اکاذیب به خاطر درج خبر «حکم اعدام عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان تایید شد» ، تبلیغ به نفع بهاییت به خاطر معرفی «قره العين» بهایی به عنوان زن کامل.

صدور این احکام در حالی صورت می گیرد که در اغلب موارد بدیهی ترین حقوق متهم از جمله حق دفاع حضوری رعایت نمی شود و اکثر احکام غیابی صادر می شوند.

 

جمعی از مسیحیان در مشهد بازداشت شدند

خبرگزاری هرانا - جمعی از مسیحیان ساكن مشهد در یك برنامه ریزی از پیش تعیین شده توسط نیروهای امنیتی اطلاعات مشهد  بازداشت شدند كه از سرنوشت دو تن از آنان تاكنون خبری در دست نیست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، از شهرستان مشهد مركز استان خراسان رضوی ، در روز پنج شنبه ۱۷ تیرماه تعداد ۱۵ تن از نوكیشان مسیحی آن شهر كه در حال عزیمت به شهرستان بجنورد از توابع استان به منظور دیدار و مشاركت با برخی مسیحیان  آن شهر  بودند در یك برنامه ریزی از پیش تعیین شده توسط نیروهای امنیتی اداره كل اطلاعات خراسان بازداشت شدند .

به گفته منابع مطلع، گویا ماموران اطلاعات در مورد  این سفر از قبل آگاه بوده اند بطوری كه وقتی  این افراد در یك اتوبوس سوار شدند  و حركت كردند ، دقایقی بعد در بین راه ماموران امنیتی ضمن دستور توقف به راننده اتوبوس كلیه سرنشینان مسیحی آنرا كه از قبل  شناسایی كرده بودند را بازداشت نمودند.
این گزارش همچنین می افزاید، كلیه این ۱۵ نفر  پس از دستگیری به بازداشتگاه اداره كل اطلاعات خراسان منتقل میشوند . در آنجا به بطور مداوم و به مدت یك هفته تحت بازجوئی شدیدی بوده اند و فشار زیادی به آنها وارد شده است . پس از گذشت یك هفته سرانجام ۱۳نفر از آنان با امضای تعهد نامه و سایر فرمهائی كه در اینگونه موارد به اجبار باید آنها را امضاء كنند بطور موقت آزاد میشوند .
۲ نفر دیگر از بازداشت شدگان مسیحی به اسامی رضا ( استیفان) ۴۸ ساله و احسان بهروز ۲۳ ساله كه حاضر به امضای تعهد نامه و فرمهای مذكور نشدند  همچنان در بازداشت باقی مانده اند .
گزارشات حاكی از آن است كه "احسان بهروز" در همان روز بازداشت حوالی ساعت ۸ شب بهمراه سه تن از ماموران اطلاعات به محل سكونتش در خیابان نخ ریسی مشهد مراجعه میكنند و ماموران امنیتی پس از بازرسی و تفتیش منزل وی كلیه لوازم شخصی ، كامپیوتر ، كتب و نشریات ایشان را ضبط و با خود می برند. از زمانی كه آقای بهروز به همراه ماموران و وسایل ضبط شده از منزل خارج شده است خانواده وی تا كنون اطلاع دقیقی از آنچه بر او گذشته است ندارند . در طی این مدت او فقط دوبار در تماسهای تلفنی كوتاهی كه با خانواده اش گرفته است اعلام كرده كه سالم میباشد . احسان بهروز دانشجو و از اعضای كلیساهای خانگی مشهد میباشد .
این منابع گزارش دادند  كه رضا ( استیفان ) متاهل و دارای ۲ فرزند می باشد و خانواده های این بازداشت شدگان مسیحی به شدت نگران وضعیت آنها هستند . این در حالی است كه گفته می شود هر دو آنان همچنان در بازداشتگاه اطلاعات مشهد بسر می برند  و برای آنان در شعبه ۹۰۱ دادگاه انقلاب واقع در خیابان كوهسنگی تشكیل پرونده شده است . تاكنون  هیچ گونه خبری از تفهیم اتهام و انتخاب وكیل برای آنان نیست و مشخص نشده تا چه زمانی باید در بازداشت و بلا تكلیفی بسر ببرند .
این بازداشت ها و فشار ها بر مسیحیان در مشهد در حالی صورت میگیرد كه "علی گلچین"  زندانی مسیحی ساكن  ورامین كه همچنان  پس از گذشت قریب ۸۰ روز در زندان انفرادی اوین بسر می برد.
لازم به ذكر است  بازداشت شدگان مسیحی در سالجاری كه عموما از نومسیحیان  هستند و تاكنون بطور موقت در شهرهای مختلف كشور تا زمان تشكیل دادگاه با وثیقه آزاد شده اند، همچنان در انتظار روز محاكمه بسر می برند .

 

گروکشی همسر و برادر همسر محمد مصطفایی برای بازداشت وی

خبرگزاری هرانا - دو روز پس از بازداشت فرشته حلیمی و فرهاد حلیمی، همسر و برادر همسر محمد مصطفایی، وکیل این دو به رادیو فردا می‌گوید به خانواده موکلانش اعلام شده که برای آزادی آنها باید محمد مصطفایی تحویل شود.

به گزارش رادیو فردا، محمد مصطفایی، وکیل دادگستری برخی از پرونده‌های حقوق بشری، از جمله پرونده بهنود شجاعی و سکینه محمدی است و آن طور که وکیل همسر وی به رادیو فردا گفته است، دستگیری همسر و برادر همسر وی چندین ساعت پس از بازجویی آقای مصطفایی در روز شنبه صورت گرفته است. حسن آقاخانی، که به گفته خود تا کنون موفق نشده است وکالت‌نامه را به امضای فرشته و فرهاد حلیمی برساند، در توضیح روند بازداشت موکلانش گفته است: پس از آنکه روز شنبه آقای مصطفایی جهت ارائه توضیحاتی احضار و بازجویی شد، همسر و برادر همسرش شنبه شب هنگام مراجعه به خودروی خود که در مقابل دفتر وکالت آقای مصطفایی پارک بود، با مأموران امنیتی مواجه می‌شوند.

آقای آقاخانی افزوده است که موکلانش پس از آن بازداشت و به بازپرسی امنیت منتقل می‌شوند و با توجه به تماسی که با آنها داشته است اکنون هر دو در بازداشتگاه امنیت به سر می‌برند.

محمد مصطفایی در حال حاضر پرونده سکینه محمدی آشتیانی را در دست دارد
وی با اعلام اینکه اتهام «تلاش برای فراری دادن محمد مصطفایی» متوجه موکلانش شده است، این موضوع را منتفی می‌داند چرا که به گفته وی، موکلانش در آن روز آقای مصطفایی را ندیده‌اند.

وی در عین حال می‌گوید: به پدر همسر آقای مصطفایی اعلام شده است که فرزندانش در صورت تحویل آقای مصطفایی آزاد خواهند شد.

آقای آقاخانی همچنین به رادیو فردا گفته است: «متأسفانه بنده به همراه خانم کیان‌ارثی قرار بود وکالت خانم حلیمی و آقای حلیمی را برعهده بگیریم، ولی با توجه به اعلام بازپرس، سرپرست دادسرا اجازه نمی‌دهد که وکالت‌نامه‌ای امضا شود».

وی با ابراز بی‌اطلاعی از صدور احضاریه احتمالی برای محمد مصطفایی، ابراز امیدواری کرده است در صورتی که دادستان تهران و رئیس قوه قضائیه از موضوع بازداشت موکلانش مطلع شوند، سریعاً نسبت به این موضوع «غیر قانونی» وارد عمل شوند.

محمد مصطفایی، در سال‌های اخیر وکالت برخی از پرونده‌های حقوق بشری را برعهده داشته است که از جمله جنجالی‌ترین این پرونده‌ها، پرونده بهنود شجاعی، و سکینه محمدی آشتیانی است.

بهنود شجاعی جوانی است که به اتهام ارتکاب قتل در سنین نوجوانی به اعدام محکوم شده بود و حکم اعدامش پس از چندین بار تعویق سرانجام در مهرماه ۸۷ به اجرا درآمد.

سکینه محمدی آشتیانی نیز، زن ۴۳ ساله تبریزی است که در هفته‌های اخیر موضوع احتمال اجرای سنگسار وی مطرح شد و کارزاری بین‌المللی را در مخالفت با اجرای این حکم در پی داشت.

برخی از سایت‌های خبری، موضوع احضار محمد مصطفایی در روز شنبه دوم مرداد را که همزمان با راهپیمایی‌های اعتراضی در مورد حکم سکینه محمدی در شهرهای مختلف جهان صورت گرفت، مرتبط با فعالیت‌های وی در زمینه این پرونده و دیگر فعالیت‌های حقوق بشری ارزیابی کرده‌اند.

با این حال یک منبع مطلع از روند احضار و بازپرسی آقای مصطفایی به رادیو فردا گفت که احضار وی به بهانه تحصیل مال نامشروع در پرونده بهنود شجاعی صورت گرفته است گرچه در بازپرسی‌ها هیچ اتهامی در این زمینه به وی وارد نشده است.

موضوع تحصیل مال نامشروع به دلیل گشایش یک حساب بانکی برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای نوجوانان در آستانه اعدام مطرح شده است.

در همین حال شیرین عبادی، حقوقدان و برنده ایرانی جایزه صلح نوبل در گفت ‌و گو با رادیو فردا، بازداشت همسر و برادر همسر آقای مصطفایی را کاملاً مغایر با ضوابط آیین دادرسی کیفری و شیوه جلب و دستگیری متهمان خواند و از آن به عنوان «گروگانگیری» یاد کرد.

خانم عبادی ابراز امیدواری کرد که محمد مصطفایی خود را معرفی نکند تا در مقابل این حرکت غیر قانونی بایستد و اعلام کند که همسرش به گروگان گرفته شده و حاضر نیست تن به خواسته گروگان‌گیران دهد.

خانم عبادی تأکید کرد که همسر و برادر همسر آقای مصطفایی باید آزاد شوند و پس از آن طبق تشریفات قانونی در مورد اتهامی که احتمالاً متوجه آقای مصطفایی است اقدام کنند.

وی همچنین افزود که متأسفانه شیوه بازجویان امنیتی آن است که هیچ گاه اتهام واقعی فرد را بیان نمی‌کنند و مسائل دیگری را مطرح می‌کنند که حقیقت ندارد.

خانم عبادی گناه واقعی آقای مصطفایی را آن ارزیابی کرد که معتقد است مجازات‌هایی مثل سنگسار و اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال درست نیست و افزود که بازجویان امنیتی برای خراب کردن وجهه اجتماعی ایشان متوسل به بهانه‌های عجیب غریب دیگری شده‌اند که طبیعتاً خریدار ندارد.

 

وضعیت وخیم دو زندانی در پی اعتصاب غذا

خبرگزاری هرانا - دو زندانی سیاسی که در اعتراض به عدم توجه مسئولین به خواسته هایشان دست به اعتصاب غذا زده اند در وضعیت مبهم و وخیم بسر می برند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، رضا جوشن در ششمین روز اعتصاب غذای خود دچار افت فشار خون شده و بهداری زندان منتقل شده است این زندانی شش روز پیش در اعتراض به بلاتکلیفی و عدم رعایت حقوقش به عنوان یک زندانی دست به اعتصاب غذا زده است.

از سوی دیگر از وضعیت خالد حردانی زندانی امنیتی محبوس در سلول انفرادی نیز اطلاعی در دست نیست وی نیز در اعتراض به انتقالش به انفرادی دست به اعتصاب غذا زده و در پنجمین روز اعتصاب و در وضعیت نامعلوم بسر می برد.

 

برگزاری جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات اعضای تشکل دانشجویی آرمان

خبرگزاری هرانا - جلسه رسیدگی به اتهامات قادر نوروزی دبیر تشکل دانشجویی توقیف شده آرمان دانشگاه آزاد تبریز برگزار شد.

به گزارش ساوالان سسی، این فعال دانشجویی آذربایجانی صبح روز شنبه ۲ مرداد ۸۹ به همراه وکیلش نقی محمودی در شعبه یکم دادگاه انقلاب تبریز حاضر و به سوالات قاضی حملبر پاسخ گفته است. اتهام نوروزی تبلیغ علیه نظام از طریق چاپ ویژه نامه منتسب به تشکل دانشجویی آرمان عنوان شده است.

ماموران امنیتی ایران اسفند ۸۸ نشریه منتسب به تشکل دانشجویی آرمان٬ ویژه نامه سمینار «نقش زنان در جنبشهای اجتماعی آذربایجان» را در یکی از چاپخانه های شهر مرند توقیف کردند. این سمینار قرار بود به مناسبت روز جهانی زن از سوی این تشکل دانشجویی آذربایجانی در دانشگاه آزاد تبریز برگزار گردد.

منابع موثق همچنین از برگزاری دادگاه فاطمه نصیرپور از اعضای تشکل دانشجویی توقیف شده آرمان و سیاوش و بابک پناهی صاحبان چاپخانه٬ از دیگر متهمان این پرونده در دادگاه انقلاب مرند به اتهام تبلیغ علیه نطام خبر می دهند.

فشار بر تشکلهای دانشجویی آذربایجانی در سالهای اخیر افزایش یافته است به گونه ای عموما تمامی تشکلها و نشریات دانشجویی دانشجویان آذربایجانی توقیف شده است.

 

حسین رونقی ملکی نابغه است، او را دریابید

خانواده حسین رونقی ملکی در گفتگو با "روز" اعلام کردند فرزندشان بعد از گذشت 8 ماه از بازداشت، همچنان در بند 2 الف سپاه و در سلول انفرادی به سر می برد. همزمان محمدعلی دادخواه، وکیل حسین رونقی ملکی هم که هفته گذشته موفق به ملاقات با موکلش شده، به روزگفت: "موکلم باید به عنوان یک نابغه که دارای توانایی های خاص است مورد احترام و توجه قرار گیرد و با آینده نگری از توانایی های او برای پیشرفت کشور استفاده شود نه اینکه 8 ماه در زندان و در شرایط خاصی نگهداری شود." حسین رونقی ملکی معروف به بابک خرمدین، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر از 22 آذر سال گذشته در شهرستان ملکان بازداشت شده و از آن تاریخ تاکنون در بند 2 الف سپاه زندانی است. خانواده او، محمدعلی دادخواه را به عنوان وکیل پسرشان انتخاب کردند اما علیرغم پی گیری های فراوان، وی تنها هفته گذشته موفق به ملاقات با موکل خود و امضای وکالت نامه از سوی او شد.


نابغه ای در زندان

این وکیل دادگستری به "روز" می گوید هنوز زمان برگزاری دادگاه موکلش مشخص نیست و چیزی به او ابلاغ نشده و او هنوز موفق به مطالعه پرونده موکلش نشده است.

آقای دادخواه توضیح میدهد: "من هفته گذشته موکلم را در زندان اوین دیدم اما در طول سی سال خدمت ام به عنوان وکیل، این بار اول بود که اجازه ندادند متهم به سالن ملاقات با وکلا بیاید. یعنی او را نیاوردند و در مقابل ما را به بند زندان بردند و ملاقات در بند صورت گرفت."

وکیل حسین رونقی ملکی در پاسخ به این سئوال که آیا در بند 2 الف سپاه، موکلش را ملاقات کرده است؟ می گوید: "نه ایشان را به سالن ملاقات وکلا نیاوردند و ما را به بند 209 زندان اوین بردند و در این بند ایشان را ملاقات کردیم و وکالت نامه را امضا کردند. من هنوز نتوانسته ام علتی برای این قضیه پیدا کنم و در تمام عمر وکالتم چنین موضوعی را ندیده بودم."

وی در خصوص وضعیت روحی و جسمی موکلش می گوید: "حال روحی اش خوب بود اما می گفت با او رفتار خوبی نشده است. در حال حاضر هم در سلول انفرادی است؛ یعنی این مدت غیر از مقطعی کوتاه که با فرد دیگری هم سلول بوده، در انفرادی به سر برده است. در حالیکه بازجویی های او به پایان رسیده و مطابق قانون باید به بند عمومی منتقل شود. از طرفی اکثر کسانی که همزمان با موکل من بازداشت شده بودند آزاد شده اند و قاعده این است که قرار مناسبی برای ایشان هم صادر و از زندان آزاد شود. من امیدوارم رئیس دادگاه توجه کند که یک نابغه در زندان است."

آقای دادخواه می افزاید: "جمهوری اسلامی باید به موکل من با توانایی های افزونی که در سن کم توانسته در بهره برداری از رایانه کسب کند، به عنوان نابغه بنگرد. من به قاضی پرونده او نیز گفته ام که خردمندی، فرزانگی و آینده نگری ایجاب می کند از آقای رونقی ملکی برای بهینه سازی آینده کشور استفاده شود. باید از تجارب دیگران استفاده کنیم به طور مثال در سال 2004 یک جوان آلمانی توانست به سایت سیا راه پیدا کند آنها هم رفتند با او دیدار کردند و از او دعوت کردند با بهترین مزایا با آنها همکاری کند. باید از این موارد پند بگیریم و از افراد نابغه و متبحر کشورمان استفاده کنیم. اگر نوابغی در کشور داریم از تخصص شان استفاده کنیم نه اینکه ماهها در زندان و در شرایط خاصی آنها را نگهداریم. حتی اگر به نظر مسئولان راه خطا هم رفته باشند باز باید کمکشان کنیم و برای آینده کشورمان از آنها بهره جوییم."

وکیل حسین رونقی ملکی در خصوص اتهامات موکلش چنین توضیح میدهد: "من پرونده را هنوز نخوانده ام اما خود آقای رونقی ملکی می گفت که تبلیغ علیه نظام و همکاری با برخی رسانه ها از جمله اتهامات او است. در حالیکه این موارد را نمی توان در فعالیت های رایانه ای گنجاند و موکلم تبحری داشته و در امر رایانه کارآمد و متبحر بوده و توانسته ادعاهایی بکند و باید به این ادعاها به دیده مثبت نگریست."



اتهامات و تهمت های دروغ

خانواده حسین رونقی ملکی نیز روز 22 تیر و بعد از ملاقات دادخواه با فرزندشان موفق شدند برای بار چهارم در طی 8 ماه با او ملاقات کنند.

آنها به "روز" می گویند حال جسمی فرزندشان بسیار بد بوده و همچنان در بند 2 الف سپاه و در سلول انفرادی نگهداری می شود.

احمد رونقی ملکی، پدر حسین رونقی ملکی که روز شنبه و برای پی گیری پرونده پسرش به شعبه 26 دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود به "روز" می گوید: "هم به آقای دادخواه که مراجعه کرده بود و هم به ما، گفتند پرونده اینجا نیست و در نهایت گفتند که پرونده به دادستانی فرستاده شده است. ما نیز نامه ای برای دادستانی نوشته و ارائه دادیم و فعلا منتظریم تا ببینم چه اقدامی صورت خواهند داد."

وی می افزاید: "پسر من از 22 آذر سال گذشته در بازداشت است و با بدترین شرایط او را تحت فشار قرار داده اند تا علیه خود اعتراف کرده و مصاحبه تلویزیونی کند. به او اتهامات بی اساس زده اند، تهمت و افترا زده اند و هیچ کسی هم پاسخ نمی دهد که با دستور چه کسی چنین رفتارهایی با حسین انجام میدهند. پرونده او ابتدا دست بازپرس موسوی در شعبه اول ناحیه 31 تهران بود و این بازپرس خیلی مشکلات برای حسین ایجاد کرد؛ حسین را خیلی اذیت کرد و پرونده سازی کرد. بعد از آن پرونده از دست او خارج و به آقای کیامنش سپرده شد و ایشان پرونده را تکمیل کرده و به شعبه 26 دادگاه انقلاب، یعنی قاضی پیرعباسی فرستاده، اما در این شعبه به ما گفتند پرونده در دادستانی است."

آقای رونقی ملکی سپس به اتهاماتی که رسانه های حکومتی و به طور مشخص روزنامه کیهان به فرزندش نسبت داده اند اشاره می کند و می گوید: "حسین 8 ماه است در زندان سپاه است، تاکنون حتی امکان وکیل هم نداشته و تازه هفته گذشته برای اولین بار با او ملاقات کرده است، پرونده اش تازه تکمیل شده و هنوز هیچ دادگاهی برای او برگزار نشده است، چطور این رسانه ها چنین تهمت هایی می زنند؟ از دریافت دلار تا فراری دادن سیاسیون و... گفتند و نوشتند اما همه اینها دروغ است. بگویند دلارها به کدام حساب واریز شده و چه کسی واریز و چه کسی دریافت کرده است؟ کدام فرد سیاسی را پسر من فراری داده است؟ نوشته اند سرکرده باند بوده، کدام باند؟ سرگروه چه کسانی بوده؟ بیایند جواب دهند. اگر پسر من افراد سیاسی را فراری میداده و شما جلوی فرار آن افراد را نمی گرفتید پس در صورت صحت ادعایات که کذب است، شما هم مقصرید."

پدر حسین رونقی ملکی می افزاید: "صدای ما را به همه جهان برسانید و بگویید که جان پسر من در خطر است و تهمت ها و اتهاماتی که زده اند دروغ محض است. پسر من یک بچه 24 ساله است و خرج دانشگاهش را هم من میدادم از کجا آدم استخدام کرده بود؟"

آقای رونقی ملکی سپس خواستار آزادی فرزندش می شود و می گوید: "از دادستان تهران که تا به حال به ما کمک کرده و برای ملاقات با حسین نامه داده، درخواست میکنم حسین را آزاد کنند. من واقعا نگران امنیت جانی فرزندم هستم و از همه مجامع حقوق بشری می خواهم کمک کنند و به داد حسین که 8 ماه است در سلول انفرادی است برسند."



تحت فشار برای مصاحبه تلویزیونی

زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی ملکی نیز که برای ملاقات فرزندش و پی گیری پرونده او به اتفاق همسرش از شهرستان ملکان به تهران رفت و آمد می کند از تماس شنبه شب حسین خبر می دهد و به "روز" می گوید: "حسین زنگ زد و گفت که «شب چشمانم را بسته و بیرون بردند و گفتند باید مصاحبه کنی». من واقعا نگران او هستم. پسرم همچنان برای مصاحبه تلویزیونی تحت فشار است. من واقعا نمیدانم چکاری باید انجام دهم. به همه نامه نوشته ایم از رئیس قوه قضائیه تا دادستان و... همه جا رفته ایم اما حسین همچنان تحت فشار است و ما هم نگران."

خانم موسوی می افزاید: "هفته گذشته هم که حسین را دیدیم حالش خوب نبود. کلیه هایش درد میکرد و وضعیت جسمی خوبی نداشت و اعصابش هم به هم ریخته بود، می گفت دردش خیلی زیاد بوده و به او دو بار مرفین و مسکن زده اند. خیلی ناراحت شدیم. چنین حقی ندارند. مگر بچه من چکار کرده که چنین رفتاری با او می کنند. به او گفتم این همه زندانی نامه می نویسند به مسئولان و دادخواهی می کنند تو هم بنویس که گفت چنین اجازه ای به او نمی دهند؛ در انفرادی است و نمی گذارند نامه ای بنویسد. به ما هم اجازه نمی دهند چیزی برای او ببریم. چند روز بعد از ملاقات هم زنگ زد گفت که بعد از ملاقات 5 روزاست غذا نخورده و 5 روز تمام گرسنه مانده است، چون غذای خیلی نامناسبی به او داده بودند. به او گفتم تو را به خدا به سلامت خودت فکر کن ما که دستمان بسته است و کاری نمی توانیم بکنیم تو غذا بخور تا سالم بمانی. گفت غذایشان خیلی بد بوده و نمی توانسته بخورد. اما شب قبل که زنگ زد گفت غذا خورده است و کمی خیالم راحت شد. تازه حسین زیاد هم حرفی نمی تواند به ما بزند و ما در اصل زیاد نمیدانیم با او چه میکنند. نمی گذارند زیاد حرف بزند و من به شدت نگران هستم."

از مادر حسین می پرسم که آیا فرزندش دست به اعتصاب غذای مجدد زده بود؟ می گوید: "به من که گفت بعد از ملاقات با آقای دادخواه و ما، غذاهایی که به او داده اند قابل خوردن نبوده و نتوانسته بخورد و 5 روز گرسنه مانده است."

مادر حسین رونقی ملکی سپس در پاسخ به این سوال که باتوجه به فعالیت های فرزندش آیا تصور بازداشت او و برخوردهای بعدی را میکرد؟ می گوید: "نه هرگز تصور نمیکردم. حسین چند ترم بود که خانه نشین شده بود و در اصل در خانه زندانی بود و حالا هم که در زندان اوین است. خدا میداند چقدر عذاب کشیده ایم این مدت. من یک مادرم. روز 22 آذر پسر بزرگم را بیرون بازداشت کرده بودند و ریختند خانه و حسین را بردند. پسر بزرگم را که 30 سال دارد اینقدر زده بودند که دندانش شکسته بود و مهره های کمرش آسیب دیده و باید جراحی شود. یک ماه او را نگهداشته و اینقدر زده بودند که صورتش داغون شده و بعد هم با وثیقه آزادش کردند. حسین را هم که 8 ماه است در بدترین شرایط نگهداشته اند و تا به حال فقط 4 بار او را دیده ایم."

خانم موسوی می افزاید: "پسر بزرگم هر شب کابوس می بیند و نمی تواند بخوابد. حسین هم آنجا و در آن شرایط است. من به خدانمیدانم چکار باید بکنم. من یک مادرم؛ حتی حرف زدنم هم یادم میرود. آنطور که ریختند خانه و حسین را با یک رکابی و شلوارک بردند، هر شب کابوس آن شب را می بینم که به آنها التماس میکردم دست و پایشان را می بوسیدم تا حداقل بگذارند پسرم لباس بپوشد. آذر ماه بود و آذربایجان میدانید که در آن ماه خیلی سرد است. گفتم اینجوری نبرید پسرم را هوا سرد است بگذارید لباس بپوشد اما نگذاشتند گفتند ولش نکنی به تو هم دستبند می زنیم. گفتم بزنید اما کشیدند و همانطور بردند و آن روز کابوس بود برای ما و هنوز هم آزارم میدهد."

مادر حسین رونقی ملکی سپس می گوید: "از رئیس قوه قضائیه، دادستان و همه مسولان خواهش میکنم پسرم را دریابند. 8 ماه است او را خرد کرده اند در سلولهای انفرادی و زیر بدترین فشارها، حسین هم انسان است و براساس قانون، حقوقی دارد. او را از دست بازجویانی که قانون را زیر پا می گذارند نجات دهید. همین جا می گویم که مسئولیت جان پسرم و هر اتفاقی برای او بیفتد با شما است با رئیس قوه قضائیه، دادستان تهران و مسئولان دیگر. پسر من سالم بود وقتی او را گرفتند و باید از زندان هم سالم بیرون بیاید."

 

 

یکسال حبس تعزیری برای مرتضی گلیزاده

خبرگزاری هرانا - مرتضی گلیزاده فعال سیاسی در دادگاه بدوی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مرتضی گلیزاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت استان مرکزی که پیش از این یکبار پس از وقایع روز عاشورا و یکبار در آستانه 22 بهمن ماه سال گذشته  در اراک بازداشت گردیده بود ، با حکم دادگاه انقلاب این شهرستان به تحمل یکسال حبس تعزیری محکوم گردید.
مرتضی گلیزاده همچنین از اعضای ستاد مهندس موسوی در شهر اراک بوده است . در همین رابطه پرونده چندین تن از فعالین سیاسی شهر اراک همچنان مفتوح می باشد و ایشان در انتظار صدور احکام خود به سر می برند.

لازم به ذکر است که این حکم توسط دادگاه بدوی صادر گردیده است و تا این لحظه توسط دادگاه تجدید نظر تایید نشده است

 

تایید حکم دو سال حبس تعزیری برای مسعود باباپور

خبرگزاری هرانا - مسعود باباپور، دانشجوی دانشگاه آزاد گرمسار، از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به دو سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، پیش از این، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، وی را به دو سال حبس محکوم کرده بود که دادگاه تجدیدنظر، حکم وی را عینا تایید کرد. باباپور، دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه آزاد گرمسار، از ششم آذرماه سال گذشته در بازداشت به سر می‌برد.

در چند روز گذشته، احکام حبس تعدادی دیگر از فعالان دانشجویی از جمله ارسلان ابدی، بهاره هدایت، میلاد اسدی، پیمان عارف و مهدیه گلرو نیز تایید شده است.

 

 

بازداشت اعضای خانواده محمد مصطفایی و بی‌خبری از وی

خبرگزاری هرانا - فرشته حلیمی، همسر محمد مصطفایی و برادرش فرهاد حلیمی، شب گذشته در حدود ساعت ۱۱ شب، بازداشت شده‌اند و از محمد مصطفایی نیز هیچ اطلاع دقیقی در دست نیست.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، روز گذشته، شنبه دوم مردادماه، محمد مصطفایی برای اخذ پاره‌ای توضیحات به دادسرای مستقر در زندان اوین مراجعه کرد و مدت چهار ساعت مورد بازجویی قرار گرفت. پس از آن، عصر دیروز، نهادهای امنیتی با مراجعه به دفتر مصطفایی، درحالی که حکم جلب وی را به‌همراه داشتند،‌ برای بازداشتش اقدام کردند اما به دلیل عدم حضور این وکیل دادگستری در محل، موفق به بازداشتش نشدند.

در نهایت، شب گذشته در حدود ساعت ۱۱، فرشته حلیمی و برادرش فرهاد حلیمی، در حوالی دفتر کار محمد مصطفایی بازداشت شده‌اند و تا این لحظه هیچ اطلاعی از محل نگهداری آنان در دست نیست.

در چند روز گذشته، محمد مصطفایی، دوبار به صورت تلفنی به دادسرای مستقر در زندان اوین احضار شده بود.

 

 

عماد باقی به یک سال حبس تعزیری و ۵ سال ممنوعیت از فعالیتهای سیاسی و رسانه ای محکوم شد

خبرگزاری هرانا - عمادالدین باقی، در پرونده مربوط به انجمن دفاع از حقوق زندانیان پس از گذشت دوسال از محاکمه اش به یک سال حبس تعزیری و 5سال ممنوعیت از فعالیت در امور احزاب و رسانه ها و انجمن ها محکوم شد.
این در حالی که باقی در انتظار دادگاه دیگری برای رسیدگی به پرونده شکایت وزارت اطلاعات از او بخاطر مصاحبه منتشر شده با آیت الله منتظری در بی بی سی است. باقی در پی فوت آیت الله منتظری و پخش مصاحبه اش با آن مرحوم  از7 دی 1388 به مدت 6 ماه در بازداشت بود که 5 ماه از این مدت را در سلول های انفرادی یا بسته بازداشتگاه 240 بسر برد. طرح مسایلی درباره زندانیان و اعدام  ازجمله موارد مشکل ساز در این مصاحبه بوده است.


این نویسنده، پژوهشگر و فعال حقوق بشر، پس از اولین جلسه دادگاه او با تودیع  دویست میلیون تومان وثیقه در تاریخ دوم تیر89 از زندان آزاد شد و در انتظار جلسه بعدی دادگاه در 26 مرداد1389 است.


به گزارش رسیده به جرس،حکمی که اکنون برای وی صادر گردیده توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی است که دوسال پیش باقی را در پرونده مربوط به فعالیت های انجمن دفاع از حقوق زندانیان محاکمه کرده بود. این در حالی است که دفتر این انجمن در سال88 و پس از وقایع انتخابات سال گذشته پلمپ شد.
گفتنی است که باقی در سال های اخیر  تاکنون سه بار و مجموعا چهار سال و نیم از عمر خود را بخاطر اتهامات وارده نسبت به مقالات و کتاب هایش در زندان بسر برده است.

در رای صادره جدید اتهامات وی عبارتند از :

1-اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران

2- -افشاء اسناد طبقه بندی شده {درباره زندانیان} (که در این مورد قاضی قرار عدم صلاحیت به شایستگی رسیدگی دادگاه عمومی تهران صادر کرده و نسبت به اتهام اول، وی را به اشد مجازات آن اتهام، که یک سال حبس تعزیری است محکوم و به عنوان مجازات تکمیلی حکم محرومیت از فعالیت نیز صادر کرده است.)

 

 

صدور حکم برای علی ملیحی و تائید حکم امیر خسرو دلیر ثانی

خبرگزاری هرانا - دادگاه انقلاب علی ملیحی عضو شورای سیاستگذاری و مسئول روابط عمومی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم) به چهار سال حبس تعزیری و جزای نقدی معادل یک میلیون ریال محکوم کرد و همچنین امروز حکم دادگاه تجدید نظر امیر خسرو دلیر ثانی نیز از سوی شعبه 54 تائید و نامبرده به 4 سال حبس تعزیری محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به ریاست مقیسه علی ملیحی را به استناد ماده 610 و 609 مجرم شناخت و حکم 4 سال حبس و یک میلیون ریال به اتهام توهین به رئیس جمهور، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی را به وی ابلاغ نمود.

از سوی دیگرشعبه 54 دادگاه تجدید نظر تهران،  امیر خسرو دلیر ثانی که پیشتر به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام به 4 سال حبس تعزیری محکوم شده بود را مورد تائید قرار داد.
امیرخسرو دلیرثانی از اعضای جنبش مسلمانان مبارز است که در دی ماه سال گذشته بازداشت شده است.