۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه

دیده بان حقوق بشر: سرکوب علیه گروه های حقوق بشر

• دیده بان حقوق بشر در اطلاعیه ای مطبوعاتی اعلام کرد طی چند هفته گذشته رسانه های دولتی، قوه قضائیه و نیروهای امنیتی ایران حملات هماهنگ شده ای علیه گروه های حقوق بشر تحت عنوان دفاع از کشور در برابر «جنگ سایبری» آغاز کرده اند ...

اخبار روز:

(نیویورک، ۲٣ مارس ۲۰۱۰) – دیده بان حقوق بشر امروز گفت طی چند هفته گذشته رسانه های دولتی، قوه قضائیه و نیروهای امنیتی ایران حملات هماهنگ شده ای علیه گروه های حقوق بشر تحت عنوان دفاع از کشور در برابر «جنگ سایبری» آغاز کرده اند.
مقامات دولتی به طور خودسرانه مدافعان حقوق بشر را بازداشت کرده، سایت های گروه های حقوق بشر را مسدود نموده، و اقدامات مطبوعاتی جهت اتهام زنی به گروه های جامعه مدنی و همدست خواندن آنها با سازمانهای امنیتی خارجی و گروه های تروریستی کرده اند.
جو استورک معاون بخش خاورمیانه حقوق بشر می گوید: «حکومت برای توجیه ساکت کردن معدود صداهای منتقد باقی مانده در کشور مجددا از روش قدیمی جاسوسی خارجی و تئوری های توطئه بهره می گیرد». او می افزاید: «اما کاملا واضح است که این اقدام چیزی بیش از بهانه ای دیگر برای سرکوب فعالان حقوق بشر نیست».
در ۱٣ مارس یعنی یک هفته پیش از آغاز سال نو ایرانی، دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد ٣۰ نفر در ارتباط با پروژه ای دستگیر شده اند که با حمایت مالی سازمان سیا و از طریق «جنگ سایبری» درصدد بی ثبات کردن حکومت بوده اند.
به گفته دفتر دادستان شبکه ای از گروه های مخالف پروژه ای را با کد «ایران پراکسی» اجرا کردند که تحت پوشش سازمان های حقوق بشر محلی از جمله کمیته گزارشگران حقوق بشر، کانون مدافعان حقوق بشر و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بود. دفتر دادستان تا به امروز از افشای هویت بازداشت شدگن و شرایط بازداشت آنها خودداری کرده است.
دولت ایران به طور علنی به این گروه ها حمله کرده و وبسایت های گوناگون مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران را مسدود کرده است. قوه قضائیه که شامل دفتر دادستان می باشد این شبکه را متهم به جرائم گوناگونی از جمله هک کردن سایت های دولتی، سازماندهی و حمایت از مخالفین خارجی و گروه های تروریستی (مانند مجاهدین خلق که گروهی غیرقانونی در ایران شمرده می شوند)، اجرای تجمعات غیرقانونی، انتشار اکاذیب، «جنگ روانی» و جاسوسی کرده است. با وجود این هیچ مدرکی جهت اثبات این اتهامات ارائه نشده است.
گرچه حکومت هیچ بیانیه رسمی درباره هویت این ٣۰ فرد بازداشت شده منتشر نکرده، اما گروه های حقوق بشر داخلی نگرانند که برخی از همکاران آنها که در جریان یورش های چند هفته گذشته نیروهای امنیتی بازداشت شده اند جزء این گروه باشند. در یک سلسله مقالاتی که بلافاصله پس از بیانیه دادستانی توسط رسانه های دولتی از جمله خبرگزاری «فارس»، «کیهان» و «گرداب» (وبسایتی که گرداننده آن سپاه پاسداران است) منتشر شد، دفتر دادستانی کمیته گزارشگران حقوق بشر را متهم به ایفای نقشی اساسی در طرح ریزی و اجرای پروژه «ایران پراکسی» کرد. این کمیته خود را سازمانی مستقل و غیرحزبی معرفی می کند که فعالیت های آن معطوف به جمع آوری مدارک و گزارش های مربوط به نقض حقوق بشر در کشور با هدف بهبود زندگی همه ایرانیان است.
یک سخنگوی کمیته گزارشگران حقوق بشر به دیده بان حقوق بشر گفته است: «به گفته خود خانواده ها در حکمی که [دستگیر کنندگان به دست داشتند] دقیقا واژه سایبری ... ذکر شده بود. حالا که این اتهامات مطرح شده خانواده ها تازه فهمیدند معنی سایبری چیست».
حکومت هفته هاست که سه نفر از ده عضو کمیته مرکزی این گروه را از جمله شیوا نظر آهاری، کوهیار گودرزی و نوید خانجانی بدون هیچ اتهامی در زندان اوین تهران بازداشت کرده است. نظر آهاری و گودرزی در ماه دسامبر بازداشت شده و خانجانی اوایل مارس ۲۰۱۰ دستگیر شد.
دو گروه دیگری که متهم به دست داشتن در «جنگ سایبری» شده اند کانون مدافعان حقوق بشر تحت رهبری شیرین عبادی برنده جایزه نوبل و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران هستند. هر دو گروه خود را سازمان های حقوق بشر غیرسیاسی می دانند که وقف بهبود وضع حقوق بشر در داخل ایران نموده اند.
گروه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مورد حملات ویژه ای قرار گرفته است. این سازمان طی بیانیه ای که در اختیار دیده بان حقوق بشر قرار داده اظهار داشت در ۲ مارس امسال «نیروهای امنیتی عملیات وسیع و هماهنگی برای دستگیری اعضا و همکاران» آن آغاز کردند. بر اساس این بیانیه عملیات یاد شده شامل تلاش برای دستگیری ۲۹ نفر بود که سرانجام به دستگیری ۱۵ تن از اعضا و هواداران این سازمان انجامید. هیچ کدام از این بازداشت شدگان به طور رسمی متهم نشده اند. یکی از آنان فریده رفیعی خواهر کیوان رفیعی مدیر اجرائی سابق این سازمان است که هم اکنون در خارج از ایران به سر می برد. این گروه تاکید می کند که خانم رفیعی عضو مجموعه فعالان حقوق بشر نیست.
در ۱۴ مارس یعنی دو هفته پس از دستگیری اعضا و هواداران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وبسایت گرداب اعلام کرد سپاه پاسداران موفق به انهدام «۲۹ سایت متعلق به شبکه جاسوسی ... که با پوشش دروغین فعالین حقوق بشر فعالیت می کردند» شده اند. سه روز پس از آنکه حکومت وبسایت های فارسی و انگلیسی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران را مسدود کرد، این سازمان مامورین امنیتی ایران را متهم به دسترسی به وبسایت های گروه از طریق شکنجه یکی از اداره کنندگان سایت و وادار کردن او به افشای کدهای ورودی کرد.
در عین حال تلویزیون دولتی ایران بعنوان یکی از ابزار مبارزه با این گروه های حقوق بشر، اسامی، عکس ها و اطلاعات شخصی افرادی را که گفته می شود عضو این گروه ها هستند پخش کرده است. مدافعان حقوق بشر بر این باورند که بعضی از این اطلاعات از کامپیوترهای بازداشت شدگان در جریان دستگیری آنان توسط نیوروهای امنیتی به دست آورده شده اند. حکومت عکس ها و سایر اطلاعات شخصی را برای اتهام زنی اعضای بلند پایه بعضی از این گروه ها و ارتباط دادن آنها به گروه های تروریستی مخالف استفاده کرده است.
استورک می گوید: «اگر قرار باشد کسی در «جنگ سایبری» مجرم باشد، این خود حکومت است که حملات تبلیغاتی تمام عیاری علیه گروه های حقوق بشر داخلی به راه انداخته و اظهار نظر در فضای اینترنت را به انحصار خود در آورده است».
طی چند هفته گذشته هر سه گروه حقوق بشر یاد شده بیانیه هایی صادر و هرگونه دست داشتن در پروژه «ایران پراکسی» را رد کرده، بر استقلال خود از حکومت های خارجی تاکید کرده و حکومت را متهم به کمپین خطرناک دروغ و افترا کرده اند. کانون مدافعان حقوق بشر که دسامبر ۲۰۰٨ مجبور به تعطیلی دفتر خود شده اما وبسایتش همچنان فعال بوده، این حملات را تنها به منظور «پرونده سازی علیه فعالان حقوق بشر و نهادهای مدنی» خوانده است.
احمد باطبی سخنگوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و فعال دانشجویی سابق که اکنون در آمریکا اقامت دارد در مصاحبه ۲۱ مارس خود با «روز آنلاین» (وبسایتی فارسی زبان) اتهام های حکومت ایران را مبنی همکاری سازمان او با حکومتهای خارجی رد کرده و گفته است: «تا به امروز هیچ نوع کمکی [مالی] از هیچ سازمان و دولتی دریافت» نکرده ایم.

۱۳۸۹ فروردین ۴, چهارشنبه

مادران دربندیان و داغداران درهنگام نوشدن سال در برابر زندان کرمانشاه


همه باید در کنار مادران دِلاور ایرانزمین باشیم. مادر هر ایرانی پاکنهاد، مادر همه ی ایرانیان پاکنهاد است!
 ای کسانی که با بی شرمی و بی آزرمی، با دستان خونبارتان پایه های این رژیم اشغالگر و تبهکار را نگه داشته اید......ننگ برشما باد!



۱۳۸۹ فروردین ۳, سه‌شنبه

یک مادر داغدار


بهار آمد و گل و نسرین نیاورد

نسیمی بوی فروردین نیاورد

پرستو آمد و از گل خبر نیست

چرا گل با پرستو همسفر نیست

چه افتاد این گلستان را ، چه افتاد ؟

که آئین بهاران رفتش از یاد


بار دیگر نیروهای ضد آزادی نگذاشتند مادران عزادار در 5شنبه آخر سال آن چنان که خود می خواستند گرد هم آیند و یاد عزیزان شان را گرامی دارند . مادران در حلقه نیروهای پلیس و لباس شخصی در فضای وحشت و تهدید و ارعاب ، مزار ندا ، سهراب ، اشکان و علیرضا مختاری و همه شهدای سبز گمنام قطعه 302 را گلباران کردند.

مادرانی که فرزندان شان مفقود شده و بیش از ده سال است از آنان بیخبرند  فریاد می زدند ندا، سهراب ، اشکان به ما بگویید آیا پسران ما را دیده اید آیا آنان هم در کنار شما هستند ؟ و صدای هق هق گریه و فریاد مادران دیگر ، مادرانی که فرزند ان شان در بندند و نگران . درگیری لفظی ماموران و..لعن و نفرین مادران ...پراکنده کردن مردمی که دسته دسته گل بر مزارشهدای ملت می گذاشتند و زیر پا له کردن گل ها توسط نیروهایی که از همبستگی مردم وحشی می شدند .

شنبه شب نزدیک تحویل سال ، مادران هر یک به سلیقه خود هفت سین های زیبایی آماده کرده اند ، یکی با تور سبز ، یکی سنتی و یکی مدرن ولی همگی ساده و در انتظار فرصت اند که پشت دیوار زندان اوین بنشینند و کمی نزدیک به عزیزان شان سال را نو کنند .  وای خدای من نکند اسرائیل حمله کرده و ما خبر نداریم یا رهبری می خواهد سان ببینید !  بدون فاصله ، ماموران خبردار،  ایستاده اند . تعداد آنقدر زیاد است که فکر می کنی  اینجا میدان جنگ است یا پادگان  . عداه ای لباس شخصی هم به دنبال شکارند و چند نفراز آنها  مشغول عکاسی و فیلم براداری . ماموران لباس شخصی پارک لاله را  هم آورده اند که مادران را شناسایی کنند همان مامورانی که تا کنون 86 نفر از مادران را دستگیر کرده  به جرم اینکه اعلام کرده اند : مادران زنده اند  و خاموش نخواهند شد . یکی از مادران سینی هفت سین را از ماشین بیرون می آورد ، گردن کلفتی لباس شخصی سینی را از دستش می گیرد و به سمت پل پرتاب می کند . سینی های هفت سین  در دست مادران  مانداه اند ، نمی گذارند کسی از ماشین پیاده شود . به دختر جوانی که از ماشین پیاده می شود حمله می کنند دختر سیلی محکمی به گوش مامور می زند 7 نفری به جان دختر افتاده اند و می برندش با چند نفر  تلاش می کنیم نزدیک شویم دنبالمان می کنند چند نفر از مادران و زنان جوان خودشان را به آنها می رسانند .همه را مثل اسرای جنگی می کشند به سمت  ماشین های ون . نمی دانم بازداشتشان کردند یا پس از مدتی آزاد شدند . یک نفر می گوید در خیابان آزادشان کردند ولی من مطمئن نیستم . ای کاش خانواده های شان  اطلاع بدهند که چه بلایی برسرشان آمده.هیچ نشانه ای جز درد مشترک مان از هم نداریم .به طور وحشیانه ای به جان مردم افتاده اند . برای چه ؟برای  اجرای یک رسم و آیین ایرانی که مردم مسلمان همراه کتاب حافظ ، کتاب قران کریم  هم در سفره می گذارند و سال هاست یک آیین ایرانی اسلامی شده است. ترس آقایان از چیست ؟همبستگی مادران داغدار و عزادار و مادرانی که فرزند در زندان دارند یا فرزندان شان مفقود شده چنان ترس و وحشت به جان این پسران و دختران بی خرد انداخته که هر دستوری را کور کورانه اجرا می کنند .

در اغاز سال نو دلم می خواهد به همه مامورانی که به حقوق مردم تجاوز می کنند بگویم که :

 هیچ حکومتی ماندگار نیست از تاریخ درس بگیرید و خودتان را قربانی نکنید .

و با" سایه" همراه شویم که می گوید :

بهارا، شاد بنشین ، شاد بخرام

بده کام گل و بستان ز گل کام

اگر خود عمر باشد ، سر بر آریم

دل و جان در هوای هم گماریم

میان خون و آتش ره گشاییم

ازین موج و ازین طوفان برآییم

دگر بارت چو بینم ، شاد بینم

سرت سبز و دلت آباد بینم

به نوروز دگر، هنگام دیدار

به آئین دگر ، آیی پدیدار...                                   یک مادر داغدار

۱۳۸۹ فروردین ۲, دوشنبه

در آستانه نوروز، دشت خاوران را پادگانی کردند

جمعه صبح برای برپاداشتن نوروز و گرامی داشت یاد و خاطره جان باختگان دهه 60 به همراه دوستانمان به خاوران رفتیم. پس از خرید گل های رنگارنگ و سبزه و سنبل، به سمت خاوران به راه افتادیم. خیابان لپه زنک پر از نیروهای امنیتی بود و ماشین های ون و سواری به فاصله کمی در خیابان منتهی به خاوران قطار کشیده بودند. امسال برخلاف چند سال گذشته راه را نبسته بودند و به نظر می رسید که تصمیم ندارند جلوی مردم را در خیابان اصلی بگیرند و بیشتر برای ایجاد رعب و وحشت بدین شکل حضور یافته بودند. به سمت درب پشتی خاوران رفتیم. آنجا نیز تعداد زیادی ماشین نیروی انتظامی مستقر شده بودند. با وجود جو به شدت پلیسی، تعداد ماشین های مردم نیز زیاد بود و این نشان از عزم مصمم خانواده ها برای رفتن به خاوران داشت. تعدادی از خانواده ها گل به دست در حال بازگشت بودند و شاکی از اینکه اجازه حضور بر مزار عزیزانشان را نیافته اند. ما نیز گل هایمان را برداشته و داخل شدیم، کسی جلویمان را نگرفت و ظاهراً فکر کرده بودند بهایی هستیم. به محض اینکه به سمت قطعه پایینی رفتیم، دو مأمور لباس شخصی جلویمان را گرفته و گفتند کجا می روید؟ وقتی فهمیدند برای یادبود کشته شدگان آمده ایم با حالتی توهین آمیز ما را برگرداندند. ما شاکی شده و علت را جویا شدیم ولی پاسخی ندادند و در نهایت گفتند: شماها با خود پلاکارد می آورید! یکی از مادران که بسیار خشمگین و عصبانی شده بود، عکس یکی از خانواده هایی را که چند شهید داده بودند را نشان داد و گفت این پلاکارد است؟! دیگری گفت: آیا شب می توانید سرتان را به راحتی بر بالین بگذارید؟ مأمور شرمنده شد و هیچ نگفت! او با چشمانی خون گرفته و با تعجب ما را نگاه می کرد. آری برایشان خیلی عجیب بود که چطور با جو پلیسی حاکم، باز هم خانواده ها دسته دسته بدون ترس و واهمه از جلویشان رد می شوند و مصمم قصد رفتن به گورستان خاوران را دارند.
با قلبی پردرد بازگشتیم ولی خوشحال ایم که هنوز خانواده ها و همراهان زیادی هستند که حاضرند حتی در یک فضای پادگانی، یاد جان باختگان را زنده نگاه دارند. آری سال های زیادی از کشته شدن عزیزانمان می گذرد، ولی می دانیم که هنوز خونشان تازه است و آمرین و عاملین کشتار دهه 60 و بخصوص کشتار گروهی تابستان 67، آنقدر از ما و کشته شده ها هراس دارند که مبادا برای دادخواهی برخیزیم و شهادت دهیم. راهی بهشت زهرا شدیم تا به خانواده های کشته شدگان اخیر بپیوندیم. در راه بازگشت بخشی از گل ها را به دست باد سپردیم که به نزد عزیزانمان ببرد. خانواده ها همچنان به سمت خاوران در حرکت بودند.
پس از گذشتن از ترافیک زیادی به بهشت زهرا رسیدیم. خانواده های بسیاری نیز روز قبل(پنج شنبه) به آنجا رفته بودند. در بهشت زهرا عزیزان زیادی داشتیم که به دیدارشان رفتیم. پس از دیدار با آنها، به سمت قطعه های جدید راهی شدیم. قطعه های جدید بر خلاف قطعه های قدیمی، خشک و بی آب و علف بود تا اینکه به قطعه 257 رسیدیم. نیروهای امنیتی به صورت آشکار و نهان حضور داشتند. این قطعه پر از گل و گیاه بود و روی هر سنگی گلدانی گذاشته بودند و فضای خاصی ایجاد شده بود. به سراغ ندا رفتیم، خاکش گلباران شده بود. عکس سوراخ سوراخ شده ندا را پاک کردم و گل های شب بو را پرپر کرده و دور صورتش چیدم. چندین لباس شخصی دور گور او جمع شده بودند و حرکات ما را زیر نظر داشتند. پس از دقایقی به خوابگاه اشکان رفتیم، سنگ او نیز پر گل بود. گرد صورت جوانش حلقه ای گل درست کردیم. بر سنگش نوشته بودند: آفریده 1368، آرمیده 1388. سپس به سراغ سهراب رفتیم. دور گور او چندین مرد لباس شخصی ایستاده بودند و بر گورش هیچ گلی نبود. معلوم بود که تازه گل ها را پاک کرده بودند. روی سنگش شعر زیبایی حک شده بود. گل هایمان را به گرد صورت زیبایش چیدیم و پس از دقایقی مکث و تأسف بلند شدیم. مردی از آن طرف با اشاره گفت: اینها مأمورند، مراقب باشید؛ گفتم مهم نیست کاملاً مشخص است. همانطور که راه می رفتیم حس آشنا و غریبی داشتیم. از یک طرف حضور مأموران را کاملاً حس می کردیم و از طرف دیگر خانواده هایی را که به دنبال گور ندا و اشکان و سهراب می گشتند و برای ادای احترام به این فرزندان آزادی خواه و جسور آمده بودند. با قلبی پر درد و دلی امیدوار به آینده به خانه بازگشتیم. یادشان همواره گرامی و راهشان پر رهرو باد!
متأسفانه امسال نیز نتوانستیم آنطور که دلمان می خواست دور هم جمع شویم، بهار را به خاوران ببریم، بر مزارشان گل بکاریم، آنجا را بیاراییم و یادشان را گرامی بداریم. ولی اطمینان داریم که زمستان می گذرد و بهار در راه است. تا نفس داریم به خاوران می رویم و برای رسیدن به خواسته هایمان از پای نخواهیم نشست. برای گرامی داشت یاد و خاطره آنها که کشته شده اند و در خاوران ها آرمیده اند، و همچنین به یاد مادران و پدرانی که در میان ما نیستند و همواره سرود زیبای خاوران را عاشقانه زمزمه می کردند، هر کجا هستیم با هم بخوانیم.
خاوران، خاوران، دشت عاشقان/ خفته در دامنت طوفان زمان
رفته از خاطرت شادمانی ها/ داری در نام خود درد و تلخی ها (2)
خسته ای خاوران، خسته خاوران/ خار ستم به دل، بسته خاوران
زنگ غم از رخت ما می زداییم/ خاک پاک تو را ما می ستاییم (2)
گلگون نام تو در یاد دورانها / رسته جان تو از قید طوفانها
آب صد چشمه در چشم پاک تو / آب صد برکه در زیر خاک تو (2)
قهرمان، قهرمان دشت عاشقان/ رسته از نام تو یاد ارغوان
لاله در لاله ای دشت خاوران/ روح آلاله ای دشت خاوران (2)
یک مادر داغدار
بیست و نهم اسفند 1388

۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

آزادی مادری دیگر

خانم ام البنین ابراهیمی چهارمین نفر از حامیان مادران عزادار ساعت 6 بعد از ظهر امروز چهارشنبه آزاد شد . به امید آزادی کلیه زندانیا ن عقیدتی .

تکذیب دیدار جهانگیر کوثری و رخشان بنی اعتماد با رحیم مشایی


روز ۲۵ اسفند ماه، خبری در رسانه‌ها منتشر شده مبنی براین که  جهانگیر کوثری و رخشان بنی اعتماد  با رحیم مشایی دیدار کرده اند
در دوران هتک حریم و حرمت‌ها ،و توهم و دروغ ، چنین بی‌ اخلاقی‌ رسانه ای امری عادی تلقی‌ میشود؛ اما از آن جا که پخش این
خبر جعلی بی‌ دلیل نمی تواند باشد و پیگیری آن در شرایط موجود بی‌ نتیجه است ، به صرف احترام به اذهان عمومی این خبر را از
اساس تکذیب می‌‌کنیم.

رخشان بنی اعتماد- جهانگیر کوثری
۱۳۸۸/۱۲/۲۵
                                                                                                                                                                          

دادسرای تهران: ۸۶ حکم زندان قطعی شد

  احکام ۸۶ نفر از معترضین پس از انتخابات قطعی و پرونده‌های آنان برای اجرا به اجرای احکام ارسال شده است
به گزارش ایسنا روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران روز سه شنبه اعلام کرد این احکام که عمدتا شامل حبس تعزیری است برای اجرا به اجرای احکام دادسرای انقلاب اسلامی تهران ارسال شده است.
این گزارش می افزاید: اجتماع و تبانی علیه امنیت، تبلیغ علیه نظام، عضویت در گروهای معاند و ضدانقلاب، شرکت در تجمع‌های غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی از جمله اتهامات محکومان است.
جزئیات این احکام، مشخصات محکوم شدگان و میزان حبس آن ها اعلام نشده است
اخبار روز: احکام ٨۶ نفر از معترضین پس از انتخابات قطعی و پرونده‌های آنان برای اجرا به اجرای احکام ارسال شده است. .

مادر کاوه کرمانشاهی: «هفت‌سین را در مقابل بازداشتگاه برپا خواهم کرد»




کمیته گزارشگران حقوق بشر - فرنگیس داوودی، مادر کاوه کرمانشاهی پس از اطلاع از مخالفت بازپرس پرونده با آزادی فرزندش پیش از ایام نوروز اعلام کرد سفره هفت‌سین را در مقابل بازداشتگاه برپا خواهد کرد تا بتواند تحویل سال را در کنار فرزند دربندش جشن بگیرد.
امروز چهارشنبه ۲۶ اسفندماه، مادر کاوه کرمانشاهی برای چندمین بار در روزهای گذشته جهت آزادی موقت یا ملاقات با فرزندش به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه مراجعه کرد اما بازهم تلاش وی بی نتیجه ماند.
در روزهای گذشته نیز شیرزادی بازپرس پرونده‌ این فعال حقوق بشر، رسیدگی به پرونده او را تا پیش از ۱۵ فروردین بعید دانسته بود.
با گذشت بیش از ۴۰ روز از بازداشت کاوه قاسمی کرمانشاهی، از علت بازداشت و اتهامات وی اطلاعی در دست نیست و مادرش تنها یک ملاقات کوتاه با او داشته است.
این در حالی است که بسیاری از زندانیان سیاسی در روزهای منتهی به عید نوروز آزاد شدند.
کاوه قاسمی کرمانشاهی روز ۱۴ بهمن‌ماه طی یورش ۷ نیروی امنیتی به منزلش در کرمانشاه بازداشت شد.
وی روزنامه نگار، فعال حقوق بشر و سخنگوی سازمان دیده‌بان حقوق بشر کردستان است. او همچنین از اعضای کمپین یک میلیون امضا در کرمانشاه، عضو انجمن منحل شده ژیار و نیز از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت است.

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

وثیقه تامین شده، زندانی را آزاد نمی کنند

بازجویان وزارت اطلاعات از آزادی مریم ضیا فعال حقوق کودک خودداری می کنند
اخبار روز: خانم مریم ضیاء از فعالین حقوق کودک علیرغم تامین قرار وثیقه همچنان در زندان به سر می برد.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، نزدیک به دو هفته پیش و پس از ۶۰ روز بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوین به همسر خانم مریم ضیا، آقای منصور حیات غیبی اطلاع داده شده که با سپردن وثیقه ٣۰ میلیون تومانی می تواند همسرش را آزاد کند. آقای حیات غیبی سند منزل خود را که ارزش آن چند برابر بیش از مبلغ وثیقه تعیین شده می باشد در بازداشت دادگاه انقلاب قرار داد و دادگاه انقلاب نامه ای به آقای حیات غیبی مبنی بر بازداشت سند جهت ارائه به بازپرسی شعبه ۱۱ شهرری تسلیم کرد.
آقای حیات غیبی نامه بازداشت سند منزل را به فردی بنام نو فرصتی رئیس شعبه ۱۱ بازپرسی شهر ری ارائه داد ولی این فرد با آوردن بهانه های واهی سعی دارد که خانم مریم ضیاء را در ایام عید در بازداشت نگه دارد تا از فرزندانش بدور باشد و اینگونه فشار روحی و عاطفی را بر خانواده و خانم ضیاء را افزایش دهد. این در حالی است که علیزاده رئیس دادگاه شهر ری کار بازپرس نوفرصتی را غیرقانونی می داند.
پیگیری های مستمر آقای حیات غیبی برای آزادی همسرش تاکنون بی نتیجه بوده و نوفرصتی بازپرس شعبه ۱۱ به این خانواده گفته است که تحت فشار است که حکم آزادی خانم ضیاء را صادر نکند. این فشارها از طرف بازجوی وزارت اطلاعات در بند ۲۰۹ زندان اوین علیه بازپرس اعمال می شود تا از آزادی خانم ضیاء ممانعت بعمل آید.
لازم به یادآوری است که خانم مریم ضیاء ۴۰ ساله متاهل و دارای ۲ فرزند و از فعالین حقوق کودک می باشد. وی در تاریخ ۱۰ دی ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند مخوف ۲۰۹ منتقل شد و پس از ۲ ماه بازداشت در بند ۲۰۹ به بند زنان زندان اوین منتقل شد. او در کنار زندانیان عادی و خطرناک قرار داده شده است. خانم ضیاء چندین هفته از داشتن هرگونه تماس با خانواده و فرزندانش محروم بوده است. در این مدت فرزندان او در شرایط سخت عاطفی بسر می بردند
. 

در آستانه ی عید در برابر دادگاه انقلاب اعتراض و تجمع خانواده ها به ادامه ی بازداشت ها ادامه دارد

صبح امروز نزدیک به ۲۰۰ نفر از خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده و خواستار تعین تکلیف و آزادی عزیزان خود شدند.
به گزارش فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران، روز سه شنبه ۲۵ اسفند ماه خانواده های دستگیر شدگان از ساعت ۰٨:۰۰ صبح تجمع خود را در مقابل دادگاه انقلاب شروع کردند و رفته رفته بر تعداد آنها افزوده شد و تا ساعت ۱۱:۰۰ تعداد آنها نزدیک به ۲۰۰ نفر رسید.
از روز گذشته تعیین کفالت و وثیقه را متوقف کرده اند و این بدین معنی است که صدها نفر از حامیان مادران عزادار، دانشجویان، فعالین حقوق بشری و فعالین زنان و سایر اقشار جامعه باید ایام عید را در شکنجه گاه های بندهای ۲۰۹،۲۴۰ ،٣۵۰ و یا در زندان های دیگر بگذراند.
به یکی از مادران که فرزند او دانشجو است و برای چند روز ایام عید به مرخصی آمدن فرزندش ۶۰۰ میلیون وثیقه قرار داده بود گفته شد که دیگر دیر شده است و کاری را انجام نخواهند داد. در پاسخ به اعتراض این مادر، یکی از افراد دادگاه انقلاب با عربده کشی گفت: او کمونیست است و حقش است که در زندان بماند.
خانواده ها خشمگین هستند که در ایام عید عزیزانش بجرم آزادی خواهی در زندان باقی بمانند. امروز چندین مورد درگیری لفظی بین خانواده ها با کارکنان دادگاه انقلاب پیش آمد و طبق معمول خانواده ها با تهدید به بازداشت مواجه شدند.
از طرفی دیگر خانواده ها خواهان مشخص کردن وضعیت عزیزان خود هستند اما جواب مشخصی به آنها داده نمی شود. مامورین دادگاه انقلاب برای تحت فشار قرار دادن خانواده ها از پاسخ دادن خوداری می کنند و آن ها را از این اداره به آن اداره می فرستند و در آن جا خانواده ها با درب های بسته مواجه می شوند.
بازجویان وزارت اطلاعات همان شکنجه گرانی که زندانیان سیاسی را در طی دوران بازداشت تحت بازجوئی و شکنجه های وحشیانه روحی و جسمی قرار میدهند تعیین می کنند که زندانی در بازداشت باقی بماند و اینگونه در آستانه ایام عید قصد انتقام گیری از خانواده ها را دارند.

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

دانلود مجله سبز یعنی وطن



  مجلات شماره ا و 2 سبز یعنی وطن را در لینکهای زیر می توانید دانلود کنید

شماره دو

شماره یک

ضرب و شتم علی ملیحی تایید شد/ نامه پدر علی ملیحی به دادستان: سی سال پیش قرار نبود فرزندانمان را در سلول انفرادی زیر مشت و لگد بگیرند

دوارنیوز- جواد ملیحی، پدر علی ملیحی روزنامه نگار و عضو شورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران که بیش از یک ماه را در انفرادی بند 240 اوین در بازداشت است در نامه ای به دادستان تهران از تحت فشار بودن، ضرب و شتم شدید و اعتصاب غذای فرزندش در روزهای نخست بازجویی خبر داده و خواستار آزادی فوری وی تا پیش از سال نو شده است.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم تهران
با سلام و تحیات
شاید اگر به روزهای جوانیمان بازگردیم هردوی ما روزهایی را به خاطر بیاوریم که یا برای بدرقه و یا استقبال دوستانمان در برابر دیوارهای سترگ و درب سنگین اوین جمع می شدیم. هرگاه در آن زمان از برابر آن دیوار سرد و سخت می گذشتیم آرزویمان بود که روزی را شاهد باشیم تا آوار شوند و فرو ریزند بر سر استبداد و آزادی از پس آن پدیدار گردد و پایدار.
شاید یادتان باشد که با چه شور و نشاطی آزادی همرزمانمان را جشن می گرفتیم و با چه خشم و عصیانی شکنجه و شهادت یارانمان را دادخواهی می کردیم. نمی دانم به یاد دارید روزهایی را رژیم شاهنشاهی در اوج اقتدار دسته دسته بهترین فرزندان این مرز و بوم را به همین زندان اوین می برد و با هر ستمی که به ملت روا می داشت ضربه ای کاری به ریشه های استبدادیش فرو می آورد.
اگر این همه و بسیاری دیگر را به یاد ندارید که می دانم بهتر از من در خاطرتان موج می زند این را حتما می دانید که آن دیوارهای سترگ و نام مخوف اوین هیچگاه نتوانست بقای رژیم شاهنشاهی را تضمین نماید. اگر چه ویرانی این زندان مخوف هیچگاه محقق نشد اما نتوانست خللی در اراده انقلابی بنده و شما و میلیونها نفر دیگر وارد کند.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
خوب به یاد دارید روزی را که در اندیشه بودیم اوین را تماشاگه همه مستبدین کنیم و استبداد کریه را در آن به نمایش گذاریم و به جهانیان نشان دهیم این است سزا و سرانجام دیکتاتوری.
با خود می اندیشیدیم که روزی به همراهفرزندانمان از میان راهروها و بندها و سلولهای تاریک و نمور اوین عبور کنیم و از پس این دیوارهای پوسیده به ظاهر استوار ارزش آزادی و آزادگی را به رخ فرزندانمان بکشیم. اکنون که بنده و حضرتعالی سی زمستان از آن روزها را از سر گذرانده ایم در دو جایگاه متفاوت هستیم که بی شک در آن روزها هیچکدام فکرش را نیز نمی کردیم در این دو جای قرار بگیریم.
شما در پس همه این سالها دادستان باشید و من دادخواه، با حکم شما فرزندم در همان اوین باشد و من برای آزادیش در پای همان دیوارهای سرد و بی روح. هیچ نمی دانستم که پس از سی سال باز هم باید در پای همان دیوارها و همان در باشم، روزی برای آزادی همرزم امروز برای آزادی فرزندم.
جناب آقای دولت آبادی
اگر شما فقط چند بار نام فرزندم علی ملیحی فرزند جواد ساکن بند 240 سلول انفرادی را شنیده اید من 27 سال است که او را می شناسم اندیشه اش در دامان مادری آموزگار و پدری شاید انقلابی پرورده شده است اندیشه ای که نه من و نه شما نمی توانیم بر رد آن حتی واژه ای بیان نمایم. 27 سال است که نظام جمهوری اسلامی تربیت فرزندم را بر عهده داشته است او میراث دار اندیشه های نسل بنده و شماست. گواهی می دهم دغدغه های او همان است که بسیاری از دوستان و خویشانمان را در آن سالها در پس همین دیوارها و دری که اکنون با حکم شما باز و بسته می شود را به سبب آن چشم در راه بودیم. گواهی می دهم دغدغه های فرزندم علی همان است که بسیاری را مردانه در سالهای کودکی فرزندم مفتخر به نام شهید و جانباز و رزمنده و آزاده و ایثارگر کرد و خوشا آنکه حضرتعالی نیز در این رهگذر در راه اعتلای وطن و صیانت از آزادی ملت به صفت جانبازی مفتخر گشتید.
دادستان محترم تهران
سی سال پیش قرارمان این نبود که در چنین روزی فرزندانمان را به بند بکشیم و زیر ضربات مشت و لگد بازجو ببریم و پدران و مادران کهنسال را گریان و نالان در پای دیوارهای لرزان اوین به نظاره نشینیم، دسته دسته دانشجویان را از سر کلاس درس به سلول انفرادی ببریم و وکلای ایشان را از پشت در زندان برانیم و بازجو آن کند که می خواهد آن گوید ککه دیوار از شرم فرو ریزد و برای فرزندانمان که دربند وامانده اند راهی نماند جز اعتصاب غذا. و خود نیک می دانید این نیست همه آنچه که هست و نباید باشد.
و اگر نمی دانید قاطعانه می گویم بیش از یک ماه فرزندم علی در انفرادی بند 240 در بند است در روزهای نخست بازجویی در برابر اصرار غیرقانونی بازجو جهت قبول اتهامات واهی قانونا مقاومت می کند و به همین علت توسط بازجویش به شدت ضرب و شتم می شود و در جهت تظلم و اعتراض چهار روز را دست به اعتصاب غذا می زند. ناباورانه می بینیم همه آنچه را که نبایست ببینیم. حالیه اشک در چشم و خشم در دل و آه بر لب در برابر این سی سال نشسته ام و سرانجام کار را می نگرم. نمی دانم آنگاه که بر حسب وظیفه انسانی خود با فرزند دربندم ملاقات نمودید در وجود نحیف و چشمان کم سوی او چه دیدید؟ مجرمی خطرناک و جانی بالفطره که شرارت سرتاپای او را فراگرفته و دهها و صدها نفر را به خاک سیاه نشانده و یا اینکه مادران بسیاری را داغدار کرده و پدران بیشماری را سیاه پوش، و یا اینکه صدها قبضه سلاح سرد و گرم و اسناد طبقه بندی شده و محرمانه و اسناد جعلی از او کشف شده و زخم خوردگان از ترس او شهامت شکایت ندارند؟ و این چنین است که می بایست او در سلول نمور انفرادی بماند تا شاکیانش شهامت شکایت یابند و جرایمش یکی پس از دیگری کشف و افشا شوند.
اما آنچه را که خود شما به ایشان تفهیم کردید غیر از این همه است. علی دانشجویی است با جسمی رنجور و اندیشه ایی سترگ و آرمانی پویا به زیبایی آزادی، سلاح و ادوات جرمش همین یک قلم است که امروز از آن دور افتاده است و آثار جرمش همه در صفحات روزنامه ها و تارنماها با نام زیبایش هویدا که نه پنهان شدنی است و نه اراده ایی برای پنهان ماندن آن وجود دارد. از قرار معلوم بازجویی اش نیز تمام شده است، چشمان خانواده اکنون در آستانه نوروز حضور او را مشتاقانه انتظار می کشد، حال که با درایت و سیاست جنابعالی بسیاری از همبندان و هم وندان علی یا آزاد شده اند و یا در شرف آزادی هستند از شما نه به عنوان یک همرزم که به عنوان یک دادخواه و از باب تظلم تقاضا دارم همه چشمان نگران درپای دیوارهای اوین را شاد نموده و آنچه را که حقمان است به ما برگردانید. بی شک خود بهتر از هر کس دیگری می دانید مطالبه آزادی فرزندانمان حقی است که دیر یا زود ستانده می شود چه نیکوست که این امر به ید حضرتعالی و در آستانه نوروز باشد.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
در پایان لازم می دانم در کمال صحت عقل و آزادی و اختیار اقرار کنم که به قول مشهور اقرار العقلاء علی انفسهم جایز بل نافذ اینجانب جواد ملیحی پدر علی ملیحی اقرار می کنم من نیز در جرم فرزندم شریک هستم و همان را می اندیشم که او می اندیشد و اگر او را به این جرم بازداشت نموده اید شایسته و بایسته است به استناد وظیفه شرعی و قانونی مستندا به این اقرار من را نیز همراه او به بند بکشید. باشد تا راه سی سال پیش رفته را دوباره روم با این تفاوت که اینبار من در همان راهم و شما .... .
با تجدید احترام
جواد ملیحی
24/12/88
پای دیوار زندان اوین

اعتصاب غذای زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین



کمیته گزارشگران حقوق بشر - بنابر گزارش‌های دریافتی، در دو روز گذشته زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در اعتراض به بلاتکلیفی و عدم رسیدگی به پرونده‌هایشان در آستانه‌ عید نوروز دست به اعتصاب غذای نامحدود زده‌اند.
گفتنی است در دو روز اخیر، تماس تلفنی زندانیان این بند با خانواده‌هایشان قطع شده است. در حالی که تنها چند روز به عید نوروز باقی مانده بسیاری از زندانیان سیاسی که در ماه‌های اخیر بازداشت شده‌اند، همچنان در بلاتکلیفی به سر می‌برند و از تبدیل قرار بازداشت آنان به قرار کفالت یا وثیقه جلوگیری می‌شود و به همین دلیل زندانیان این بند در اعتراض به بلاتکلیفی خود، دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند و از دریافت غذا خودداری کردند.
پیش از این،‌ گزارش‌هایی مبنی بر وضعیت نامناسب بند ۳۵۰ زندان اوین به دلیل تراکم زندانیان و عدم رسیدگی پزشکی و بهداشتی منتشر شده بود.
در حالی که دادستان تهران،‌ در اظهاراتی نسبت به آزادی بازداشت‌شدگان پیش از عید نوروز ابراز امیدواری کرده بود هنوز تعداد زیادی از زندانیان سیاسی آزاد نشده‌اند و با وجود آزادی تعدادی، همچنان جمع کثیری از فعالان سیاسی، مدنی و بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات در زندان به سر می‌برند.

ارسال پرونده مهدیه گلرو به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب



کمیته گزارشگران حقوق بشر - همسر مهدیه گلرو، فعال مدنی دربند از ارسال پرونده همسرش به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب خبر داد.
وحید لعلی‌پور، همسر مهدیه گلرو که خود به تازگی (۲اسفند) از زندان آزاد شده است، روز گذشته پس از مراجعه به دادگاه باخبر شد که پرونده همسرش به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به قضاوت پیرعباسی ارسال شده است اما تاریخ دقیق دادگاه مشخص نیست.
شعبه ۲۶، شعبه‌ای است که پیش از این دو عضو دیگر شورای دفاع از حق تحصیل،‌ ضیاء نبوی و مجید دری را به ترتیب به ۱۵ و ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم کرده بود و این امر نگرانی در مورد وضعیت مهدیه گلرو را افزایش داده است.
این فعال دانشجویی، در طول مدت بازداشت، برای پذیرفتن اتهاماتی همچون «ارتباط با منافقین» (سازمان مجاهدین) تحت فشار قرار داشته اما هیچ‌یک از اتهامات مطرح‌شده را نپذیرفته است.
همچنین در ماه اخیر، خانواده گلرو نسبت به وضعیت وخیم جسمانی مهدیه در زندان اوین ابراز نگرانی کرده بودند. گلرو در زندان به عفونت روده مبتلا شد و نسبت به سرمای شدید زندان اعتراض داشت.
مهدیه گلرو، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، در تاریخ ۱۲ آذرماه به همراه همسرش در منزل شخصی‌شان بازداشت شدند. وی در سال گذشته نیز پس از تحصن چهار روزه در اعتراض به محرومیت از تحصیل، در دانشگاه علامه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.
این فعال مدنی همچنین از اعضای فعال کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود. در حال حاضر ضیاء نبوی، مجید دری، شیوا نظرآهاری، سعید جلالی‌فر و مهدیه گلرو اعضای دربند شورای دفاع از حق تحصیل هستند.

دادستان تهران در قم: ۶ نفر از متهمین عاشورا به اعدام محکوم شدند


 اخبار روز: دادستان تهران اعلام کرد شش تن از متهمین حوادث عاشورا به اعدام محکوم شده اند و پرونده ی آن ها در مرحله ی تجدیدنظر قرار دارد.

به گزارش خبرگزاری فارس عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران یکشنبه شب در دیدار قضات دادسرا و محاکم انقلاب تهران با ‌آیت‌‌الله نوری همدانی این خبر را اعلام کرد.
وی ابراز داشت: کسانی که به اشتباه خود پی‌بردند و از این اشتباه ابراز ندامت کردند و ما نیز احساس کردیم این افراد در فضای جو زده‌ای اقدام به برخی رفتارها کردند به آنها کمک و آزادشان کردیم. وی با اشاره به حضور هواداران حکومت در روز ۹ دی و راهپیمایی ۲۲ بهمن گفت: وقتی مردم عشق و ارادت خود را به نظام اسلامی نشان دادند، ما نیز سعی کردیم با کسانی که از اشتباهات خود ابراز پشیمانی کردند رفتار ملایمت‌آمیزی داشته باشیم.
جعفری دولت‌آبادی همچنین تأکید کرد: در مقابل کسانی را که عضو گروهک‌ها‌ و سازمان‌های ضدانقلاب بودند و با طرح و برنامه‌ریزی سعی کردند اساس و ارکان نظام جمهوری اسلامی را مورد تعرض قرار دهند، محاکمه کردیم.
وی تصریح کرد: امروز نظام اسلامی در کمال قدرت و اقتدار مخالفان و معارضان را بر جای خودشان نشانده است و مردم دیگر اجازه نمی‌دهند این حوادث در کشور تکرار شود.
دادستان تهران تعداد محکوم به اعدام شدگان در حوادث روز عاشورا را شش نفر اعلام کرد و گفت: هم‌اکنون احکام این شش نفر در دادگاه تجدید نظر است و طبیعتا بعد از قطعیت درباره آنها تصمیم‌گیری می‌شود.
عباس جعفری دولت‌آبادی به ارائه گزارشی از نحوه رسیدگی به اتهامات بازداشت شدگان روز عاشورا پرداخت و با اشاره به صدور ۲۵۰ کیفرخواست برای متهمان حوادث عاشورا اظهار داشت: با سرعت بخشیدن به فعالیت‌های دادگاه‌ها بسیاری از افراد مرتبط با حوادث روز عاشورا سریعا محاکمه شدند.
وی خاطرنشان کرد: امروز تنها ۱۰۰ نفر در دادسراهای ما منتظر رسیدگی به پرونده‌های‌شان و صدور کیفرخواست هستند که امیدواریم برای این تعداد نیز هرچه زودتر تعیین تکلیف شود.
جعفری دولت‌آبادی افزود: احکام زیادی در ارتباط با کسانی که دستگیر شدند صادر و طبق قانون اعلام شده است که البته این افراد نیز طبق قانون می‌توانند در دادگاه‌های بالاتر اعتراض کنند.

کارزار حمایت از یک زن مبارز - آیا زینب جلالیان هنوز زنده است؟


اخبار روز: از زینب جلالیان زن مبارز کرد محکوم به اعدام یک ماه است، خبری نیست. کارزاری که به منظور نجات جان او به راه افتاده است، با انتشار اطلاعیه ای این پرسش را مطرح کرده است که آیا او هنوز زنده است؟
فراخوان این کارزار را که از همگان خواستار تشدید مبارزه برای نجات جان زینب جلالیان شده است، در زیر می خوانید:

جان زینب در خطر است


در پی ِ روز ِ زنان
و در آستانهء نوروز
خواهرمان
از زندان به سیاهچال
و از سیاهچال به ناکجا
کشیده می‌شود

این عیدی ضحاک است


هفده سال پیش دختر ده ساله ای در یکی از روستاهای کردستان بدلیل این که خانواده اش از مدرسه رفتنش جلو گیری می‌کردند از خانه گریخت. در آن روزها و در روستای وی تنها مدرسه ای که می‌توانست دختری یاغی را قبول کند مدرسه ای بود که توسط یک گروه سیاسی کُرد مخالف دولت مرکزی اداره می‌شد.

نام دخترک که امروز ۲۷ سال دارد زینب جلالیان است. او امروز در راهرو مرگ در کنار سایر عزیزان در انتظار اجرای حکم اعدام خود است.
دو روز پس از روز جهانی زنان، خبر از هدیه دولت جمهوری اسلامی به این خواهر می‌شویم.

دیروز از طریق وکیل زینب در کردستان با خبر شدیم که یک ماه است که او را از زندان به اداره اطلاعات برای بازجویی مجدد و احتمالن تدارک "مراسم" اعدام برده اند. زندان بانان جمهوری اسلامی در طی یک ماه پس از این انتقال به هیچ کس ازین امر سخن نگفته بودند، نه خانواده و نه وکیل او. اینک از دست رسی وکیل و خانواده به او، حتی از طریق تلفن، خود داری می‌کنند.
ما امروز نمی‌دانیم آیا زینب هنوز زنده است.
با توجه به سابقه جان باختن تعداد فراوانی از زندانیان زیر شکنجه در سیاهچال های ایران، از جمله خانم زهرا کاظمی، خبرنگار و عکاس کانادایی-ایرانی، این یک هراس واهی نیست.

کسی نمی‌داند آیا در زیر شکنجه جانی برایش باقی مانده. یا در چنان وضعی قرارش داده باشند که نمی‌توانند اجازه ملاقات به کسی بدهند.
ما شرکت کنندگان درین کارزار مصرن می‌خواهیم که:

از تمام آزادیخواهان جهان که در دشوارترین لحظات نبرد این ماه های اخیر مردم ایران را تنها نگذاشته اند، صدای خود را بلند کنند و نگذارند که پس از انجام جنایت بگوییم دیر اقدام کردیم.
از همه عزیزان می‌ خواهیم که پتیسیون زیر را به امضا برسانند.

www.gopetition.com

با هم می‌توانیم جان عزیزانمان را نجات دهیم!
کنشگران کارزار

آدرس سایت کارزار
save-iran-from-executions.blogspot.com
۱- حکم اعدام خواهرمان فورن متوقف گردد ۲- هر چه زودتر اجازه دستیابی خانواده و وکیل او به زینب داده شود ۳ - به یک هیات پزشکی مستقل از طرف سازمان های حقوق بشری بین المللی اجازه معاینه و رسیدگی به سلامت جسمی و روحی خواهرمان داده شود

باز هم تهدید و ارعاب برای رفتن به خاوران



منصوره ی بهکیش: برخی از خانواده ها تصمیم گرفتیم یک جمعه جلوتر از جمعه آخر سال به خاوران برویم و آنجا را مانند خانه هامان تمیز و برای نوروز آماده کنیم. این برنامه قرار بود مانند هر سال با لاله و سنبل، سبزه و گل و شیرینی همراه باشد. آخر خاوران دوباره به بیابانی بی آب و علف تبدیل شده است. درختهایی بی رمق و مرده را که شبانه و به زور کاشته اند، خشک شده و سروها نیز کمر خم کرده و زرد و زارند. آخر این سروهای بیچاره، مورد سوء استفاده قرار گرفته و به دست نامحرمان کاشته شده اند برای همین با دل گرمی آب یاری نشدند. سروها و درختانی که با عشق به دست مادران و پدران کاشته شده بود، هفته ها و ماه ها با عشق آبیاری شده بود و حالا جایشان خالی است.   
دیشب که به خانه بازگشتم، مطلع شدم به تعداد زیادی از خانواده ها زنگ زده و تهدیدشان کرده بودند که نبایستی به خاوران بروند. گفته بودند جمعه خاوران در محاصره نیروهای امنیتی قرار خواهد گرفت و با کسانی که به آنجا بروند برخورد خواهد شد. مادران که ماهها انتظار کشیده بودند تا آخر اسفند از راه برسد و بتواند برای نوروز آنجا را آب و جارو کنند و درختچه یا گلی بر مزار فرزند خود بکارند، با قلبی مملو از درد و با خشمی دوچندان، تصمیم گرفتند که باز هم تحمل کنند و به آنجا نروند. من دلیلی بر نرفتن نمی دیدم چون رفتن به خاوران را حداقل حق طبیعی خود می دانم و اعتقاد عمیق دارم که هیچ کس نمی تواند این حق را از ما بگیرد و ما بایستی هر زمان و به هر شکلی که دلمان می خواهد بتوانیم به آنجا برویم و کسی برای ما مزاحمتی ایجاد نکند. ما به اندازه کافی دل خون هستیم. تصمیم خود را گرفتم که حتی به تنهایی شده، به آنجا بروم. تا انتهای شب برخی از دوستان و همراهان آنقدر با من کلنجار رفتند تا بالاخره من را نیز از رفتن بازداشتند. من بسیار ناراحت و شاکی و دلتنگ از اینکه چرا ما به راحتی از این حق طبیعی خود می گذریم. آخر تا به کی بایستی این وضع را تحمل کنیم؟!
امروز پس از گذشت ۲٨ سال از سال ۶۰ و بیست و یک سال از سال ۶۷، همچنان برای رفتن به خاوران، برای برگزاری مراسم، برای دور هم جمع شدن، برای برگزاری روز زن، برای سفر کردن، برای حرف زدن، برای نفس کشیدن، دچار مشکل می شویم! فکر نمی کنند که این فریادهای در گلو خفه شده ما روزی گریبان شان را خواهد گرفت؟!
نزدیکی های ظهر خبردار شدم که تنی چند از خانواده ها به آنجا رفته و آنجا را گلباران کرده اند. برخی نیز صبح زود به آنجا رفته بودند. کمی دلم آرام شد ولی از طرف دیگر از دست خودم و سایرین عصبانی شدم که چرا اینقدر زود جا خالی دادیم. نیروهای امنیتی مانند دفعات قبل آنجا را مسدود نکرده ولی به صورت مخفی حضور یافته بودند. وقتی خانواده ها به آنجا می رسند از آنها می خواهند که به قسمت بهایی ها بروند و آنها نسبت به این برخورد نیروهای امنیتی معترض شده و می گویند ما که بهایی نیستیم و می خواهیم به دیدن عزیزانمان برویم. آنها دوربین به دست جلو می آیند و شروع به فیلم برداری می کنند. یکی می گوید شما به اندازه کافی از ما فیلم و عکس دارید خودتان را خسته نکنید من می خواهم دخترم را عروس کنم و آمده ام با برادرم مشورت کنم، دیگری می گوید من آمده ام شاخه گلی برای همسرم بگذارم. مادری فریاد می زند و می گوید چرا دست از سر ما بر نمی دارید تا به کی می خواهید ما را اینقدر اذیت و آزار برسانید؟ به چه حقی ما را از آمدن به سر خاک عزیزانمان منع می کنید؟! آنها کوتاه آمده و می گویند زودتر گلهایتان را بگذارید و بروید. راستی تا به کی؟ تا چند؟!
حضور نیروهای امنیتی چیز تازه ای نیست. از شهریورماه شیوه کارشان همین است. به محض اینکه به آنجا می رسیم و چرخی می زنیم و گل هایمان را می گذاریم، سر و کله نیروی انتظامی و گاه لباس شخصی پیدا می شود و چند مأمور از روی نرده ها به داخل می آیند و یا از بیرون ما را صدا می زنند و می خواهند که زودتر آنجا را ترک کنیم. همانطور که در یک حکومت نظامی، مردم به ناچار به نظامیان در کنارشان خو می گیرند، ما نیز به حضورشان عادت کرده ایم. برخی از آنها که تعداد کشته شدگان ما را می بینند با ما ابراز همدردی می کنند و می گویند ما هم از این وضعیت ناراحت و خسته شده ایم ولی مأموریم و معذور، اگر نروید از اطلاعات می آیند و ما را نیز توبیخ می کنند.   
واقعاً جای بسی تأسف است که پس از بیست و چند سال، همچنان برای رفتن به سر خاک عزیزانمان با مشکلات زیادی روبرو هستیم. راستی علت چیست؟! چرا از چند نفر مادر و پدر پیر و خانواده ها اینقدر هراس دارند؟!       چون   می دانند، "این ذره ذره گرمی خاموش وار ما/ یک روز بی گمان/ سر می زند ز جایی و خورشید می شود".

۲۱ اسفند ۱٣٨٨     

مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران: در مقابل هجمه دستگاه امنیتی عقب نخواهیم نشست

اخبار روز: روز گذشته دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور اطلاعیه ای از انهدام «شبکه ی سایبری آمریکا» و دستگیری ٣۰ نفر در این ارتباط خبر داد. مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران از جمله تشکل هایی هستند که مورد یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته و چندین نفر از اعضایش بازدداشت شده اند. دبیرخانه ی این مجموعه روز یکشنبه اعلامیه ای انتشار داده و ضمن رد قاطعانه ی اتهامات و ادعاهای دادسرای تهران، تاکید کرده است این دستگیری ها تاثیری در فعالیت های آن نداشته و از ادامه ی فعالیت های خود در راه حقوق بشر در ایران، منصرف نخواهد شد:

اطلاعیه مطبوعاتی / دستگیریهای گسترده، شماره ۱
مورخ ۲۲ اسفند ماه، دادستانی عمومی و انقلاب تهران در اطلاعیه ای اعلام نمود با همکاری نیروهای امنیتی، وزارت اطلاعات و تیم خرابکاری سایبری سپاه پاسداران اقدام به بازداشت گسترده شهروندان عادی و فعالان حقوق بشر تحت عنوان همکاری با مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و کمیته ایران پروکسی نموده است.
در اطلاعیه منتشره زوایای مختلفی از یک سناریو مسبوق به سابقه و قابل پیش بینی به چشم می خورد که ساختار آن به لحاظ رابطه منطقی روایی و استدلال عقلانی و خصوصاَ وجاهت قانونی، دارای نقصان فراوان است.
از نظر مجموعه، این هجمه از آنجا شکل می گیرد که تمامی فشارها، خاصه بازداشت های گسترده بهمن ماه و ۱۱ اسفند که قاطبه آن را همکاران سابق یا حتی افراد بی ارتباط با مجموعه تشکیل می دهند و همینطور توسل نهادهای امنیتی به گروگانگیری اعضای بیگناه خانواده ها و تلاش برای متوقف کردن فعالیت های مجموعه باعث انصراف مجموعه از حضور در نشست ژنو نشد.
این تشکل درتاریخ هشتم مارس ۲۰۰۹ ، در نشست ژنو حاضر و نسبت به افشای نقض حقوق بشر در ایران اقدام کرد و از جامعه بین الملل خواستار پایان دادن به مماشات با دولت ایران و لزوم هزینه سازی برای ناقضان حقوق بشر شد. نماینده مجموعه در نشست در سخنرانی خود نسبت به اقدامات تلاقی جویانه دستگاه امنیتی به دلیل حضور در این نشست هشدار داده بود.
دادستانی تهران و نشریات نزدیک و وابسته به دولت با تیتر نمودن عنوان "انهدام شبکه بزرگ جاسوسی"، بدون ارائه هیچ سند و مدرک قابل قبول، بنا به تحلیل فوق و صرفاَ با بیان اطلاعات کذب و تحلیلهای مغرضانه به جهت باورمند کردن سناریو با سوء تفسیر و قلب واقعیت از تصویر افراد مختلفی نیز استفاده کرده اند .
طرح اتهاماتی همچون شناسایی دانشمندان هسته ای! جذب نیرو و اعزام افراد به عراق، ارتباط یا وابستگی با سازمانهای اپوزیسیون و مسائلی همچون برنامه ریزی برای اختلال در سیستم مدیریت شهری، ایجاد پوشش امنیتی برای ورود به فاز اقدام مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی! و ... که بی بهره از هرگونه مستندات و عقلانیت تلاش نموده تا ارتباط مجرمانه ای را بین افراد و گروهای مختلف دستگیر شده پس از انتخابات ایجاد کند.
دستگاه امنیتی ایران پس از این بازداشت ها به قصد ایجاد رعب و هراس در فضای وب فارسی اقدام به خرابکاری در تارنماهای این تشکل نیز نموده است، موضوعی که بررسی تیم فنی مجموعه نشان میدهد که نوع خرابکاری تیم گرداب، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به هیچ وجه مبتنی بر کار علمی نبوده و این نوع خرابکاری با بازداشت برخی از اعضای شرکت خدمات دهنده فنی به این مجموعه در داخل کشور و سپس شکنجه آنها و دریافت اطلاعات صورت گرفته است.
جعل تاریخچه مجموعه، اشاره به افرادی که اساساً هیچ نقشی در این تشکل از بدو تاسیس تا کنون نداشته اند و یا اشاره به اسامی اختصاری افرادی که اساساً از سوی مجموعه قابل شناسایی نیستند، چشم پوشی بر واقعیت چهارسال فعالیت غیر سیاسی و علنی این تشکل گواهی است از سناریویی خونین، که سکانس اول آن در آستانه اعتراضات احتمالی در چهارشنبه آخر سال کلید خواهد خود.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن رد قاطعانه تمامی اتهامات بی اساس مندرج در اطلاعیه دادستانی و با هشدار نسبت به سناریوی خونینی که با قربانی کردن مدافعان حقوق بشری در جریان است، اعلام می کند که این اقدام حکومت ایران سرفصلی جدیدی است در برخورد با فعالان مدنی، و ضرورت حضور، حمایت و اتحاد تمامی نیروهای مدنی در این باب امری است ضروری و اجتناب ناپذیر.
همچنین در این اطلاعیه برخی از اعضای تبعیدی مجموعه که در خارج کشور ساکن هستند نیز به دستگیری توسط پلیس اینترپل تهدید شده اند. که طی این اطلاعیه افراد فوق الذکر آمادگی و علاقه خود را برای روبه رو شدن با نمایندگان حقوقی حکومت ایران در هر دادگاه صالحه ای اعلام می کنند.
شایان ذکر است این تشکل با زیر نظر گرفتن تحرکات نهاد امنیتی در ماه های گذشته ، پیش بینی چنین اقدامی را از ناحیه آنان نموده و ماه پیش با ایجاد تغییراتی در ساختار خود، کلیت مجموعه را از آسیب جریانات قانون گریز خارج نموده بود. از این رو دستگیری ها و حمله به تارنماهای این تشکل آسیب خاص یا مانعی در فعالیتهای مجموعه محسوب نمیشود.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعلام می کند، این هجمه و سناریوی جدید، سرسوزنی تردید و کُندی در فعالیت های حقوق بشری مجموعه ایجاد نخواهد کرد. این تشکل همانند گذشته با تمام قوا از امکانات و ظرفیت های خود در جهت دفاع از اعضاء، فعالین و قربانیان نقض حقوق بشر استفاده خواهد کرد.
اطلاعات تکمیلی و سایر توضحیات در اطلاعیه های آتی از سوی این تشکل به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید.


دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
۲٣ اسفندماه ۱٣٨٨

۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

مادران عزادار و روز جهانی زن - اعظم اشراقی


یکی از دستاوردهای جنبش سبز شکستن سکوت مادران بعد از سی و یک سال است . مادرانی که فرزندان آنان فقط برای شرکت در یک راهپیمایی میلیونی مسالمت آمیز در خیابان ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند ، بازداشت شدند ، بی محاکمه قانونی حکم های سنگین گرفتند  ،حتی حکم اعدام ، مادرانی که فرزندان شان در کهریزک ها ، شکنجه شدند ، مورد تجاوز جنسی و آزار جنسی قرار گرفتند . مادرانی که پس از 8 ماه هنوز فرزندان شان بلاتکلیف در زندان ها هستند .
مادرانی که سال ها ست فرزند ان شان مفقود شده  ، جوانان انها  را حتی در مقابل چشمان مادر و پدر از خانه  به بازداشتگاه برداه اند ولی بیش از ده سال است که خانواده ها هیچ اطلاعی از فرزند ندارند.
مادرانی که فرزندان شان در دهه شصت به صورتی غیر انسانی و غیر قانونی بازداشت و شکنجه و اعدام شدند . مادرانی که فرزندان شان به صورت دسته جمعی اعدام و در گورهای دسته جمعی دفن شدند .
و مادرانی که نه زندانی دارند و نه شهید و اعدامی ولی خود را مادر همه جوانان ایران  می دانند و خود ، مادر عزادارند   نه حتی حامی مادر عزادارو تمامی سعی و تلاش شان این است که تاریخ تکرار نشود  و مردم ایران روزی  کنار هم در صلح و آرامش و امنیت زندگی کنند .
این مادران  مانند همه زنان ایرانی با تبعیض بزرگ شده اند و ضمن آگاهی از بی حقی خود  از حق خود و فرزندان شان نیز دفاع می کنند .
روز جهانی زن بهانه ای بود تا ، ازنمونه هایی از این مادران تجلیل به عمل آید . مادران عزادار در دسته های مختلف یک هفته  مقام زن را گرامی داشتند .
-  شنبه 15 اسفند – 6 مارس  : دیدار تعدادی از مادران عزادار با مادر ندا آقا سطان سمبل زنان جوان آزاده ایران و مادرشهید مصطفی کریم بیگی  شهید مظلوم عاشورا و همزمان دیدار با مادر فاطمه سمسار پور در بابل . فاطمه خود مادری 48 ساله بوده  که در حوادث پس از انتخابات در 30 خرداد 88 در خیابان خوش تهران به گلوله بسته شده  و هیچ نام و نشانی از او گزارش نشده است .
-  یکشنبه 16 اسفند – دیدار با مادر وطن خواه مادر اسماعیل وطن خواه از جان باختگان سال شصت و هفت و تجلیل از مادر وطن خواه .
-  دوشنبه 17 اسفند – 8 مارس – گردهمایی مادران عزادار و گرامیداشت روز زن ، صدور بیانیه به مناسبت روز جهانی زن  ،  جمع آوری امضا برای آزادی زندانیان عقیدتی و مادران در بند وهمراهی با خانواده های زندانی و پخش گل و شیرینی مقابل زندان اوین
سه شنبه – 18 اسفند – دیدار با مادر یک زندانی  گمنام و غیر سیاسی ( کف خیابانی ) ، مادر حسام ترمسی و همدردی با مادر و آرزوی آزادی این جوان بیگناه در آستانه سال نو . دیدار با پروین فهیمی  مادر سهراب اعرابی  همرا با هاجر رستمی مادر ندا .
چهارشنبه- 19 اسفند  – دیدار با مادر میلانی از مادران خاوران و تجلیل از ایشان
پنج شنبه 20 اسفند – دیدار با مادر سعید زینالی که مدت یازده سال است  در انتظارحتی  شنیدن صدای فرزندش  می باشد . سعید زینالی از بازداشت شدگان 18 تیرسال
 1378 است  که مدت 11 سال است مفقود شده .
جمعه 21 اسفند – حضور بر مزار عزیزان در خاوران و بهشت زهرا
لازم به یادآوری همه شب در هفته گذشته تعدادی از مادران عزادار  با خانواده های زندانیان مقابل زندان به ویژه خانواده های مادران در بند همراه بوده اند .
درد مشترک مادران ، آنان را به هم پیوند زده است و این پیوند ناگسستنی است .
مادران از تکرار خواسته هایشان خسته نمی شوند .
1-    اعدام را بس کنید .
2-    زندانیان عقیدتی را آزاد کنید .
3-    آمران و عاملان کشتار های سی و یک ساله را محاکمه کنید .


                                                                                  از وبلاگ مادران عزادار







۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

خانواده پزشک فجایع کهریزک خواستار محاکمه قاتل فرزندشان شدند

خبرگزاری هرانا - خانواده پزشک وظیفه ای که دو روز قبل از جان باختن قربانیان کهریزک آنها را مورد معاینه قرار داده بود و به نحوی مشکوک کشته شد خواستار محاکمه عاملان قتل فرزندشان شدند.
به گزارش سایت روز، خانواده رامین پوراندرجانی در اولین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک که پشت درهای بسته و به دور از نظارت افکار عمومی برگزار شد،خواستار شناسایی و محاکمه فرزندشان هستند. بر اساس این گزارش ، متهمان اصلی فجایع کهریزک در پست های دولتی، نظامی و قضایی همچنان مشغول به کار هستند.
روابط عمومی نیروهای مسلح در نمابری اعلام کرده است: "کیفرخواست برای تمام متهمان این پرونده که تعداد آنها ۱۲ نفر اعلام شده است، خوانده شد و موضوع اتهام ها و دلایل آن به وسیله رئیس دادگاه به کلیه متهمان تفهیم شد".
پیشتر سایت تابناک که متعلق به محسن رضایی است متهمان پرونده کهریزک را، چند مامور ارشد نیروی انتظامی معرفی کرده بود. با توجه به اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح هم کلیه متهمان پرونده، همان 12 نفری هستند که دیروز در دادگاه حضور داشتند و سعید مرتضوی که از سوی کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی به عنوان متهم اصلی پرونده کهریزک معرفی شده بود، جزو متهمان پرونده کهریزک نیست.
سردار رادان و سردار احمدی مقدم، دیگر مسئولانی هستند که از سوی افکار عمومی به عنوان متهمان پرونده کهریزک شناخته می شوند. برخی از آزاد شدگان از این بازداشتگاه مخوف اعلام کرده اند که سردار رادان در برخی موارد از شکنجه ها در این بازداشتگاه حضور داشته و نقش مستقیمی در فجایع رخ داده در این بازداشتگاه داشته است؛ اما این دو سردار نظامی نیز در سمت های نظامی خود مشغول به خدمت به جمهوری اسلامی هستند و نامی از آنها در پرونده متهمان کهریزک نیست.
حیدری فرد ، بازپرس شعبه سوم دادسرای امنیت دادگاه انقلاب نیز همچنان در سمت خود مشغول به کار است و نام او نیز در پرونده متهمان کهریزک نیست. این در حالیست که بسیاری از بازداشت شدگان بعد از انتخابات با دستور او به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بودند. چنین است که افکار عمومی نگران آن است که نتیجه پرونده کهریزک نیز همانند پرونده کوی دانشگاه تهران شود که فقط یک سرباز به دلیل سرقت یک ریش تراش در آن مجرم شناخته شد!