۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه

آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها

   

ناگفته های مادر کوهنورد آمریکایی: یک سال انفرادی یعنی شکنجه

"دخترم نزدیک به یک سال است که در سلول انفرادی به سر می برد، هیچ هم سخنی ندارد. دردناک است که به من به عنوان یک مادر اجازه دادند بعد از ده ماه فقط یک بار یک مکالمه کوتاه تلفنی با او داشته باشم و تنها دو بار هم موفق به دیدار فرزندم شده ام، چه می توانستم بکنم؟ در تمام این مدت تنها راهی که داشتم این بود تا هر روز یک نامه برایش بنوسیم که همه نامه های مرا هم به او نرسانده اند، باورم نمی شود به همین راحتی یک دختر جوان را در یک سلول یک نفره از داشتن یک هم صحبت محروم نگه داشته اند و یک مادر را نیز از شنیدن صدای دخترش محروم می کنند."
جرس در طول یک سال گذشته با مادران زیادی گفتگو کرده است که فرزندانشان به عنوان زندانیان بی ملاقاتی و دربندان بی مرخصی، از ابتدایی ترین حقوق قانونی خود در اوین محروم بوده اند اما این نخستین بار است که یک مادر از رنج دیگری سخن می گوید که تقریبا هیچ یک از زندانیان در ایران این امر را تجربه نکرده اند و حداقل از مکالمات تلفنی با دربندان خود بی بهره نمانده اند.

این گفته های مادر سارا شرود همان کوهنورد زندانی است که مقامات جمهوری اسلامی با تدارک یک ملاقات ویژه، در یکی از هتل های مجلل ایران و پخش آن از شبکه های سراسری و به خصوص شبکه انگلیسی زبان پرس تی وی بکرات سعی داشتند نشان دهند که رفتار ایران با خانواده های زندانیان کاملا مهروزانه و مثبت است.

شین باور، جاشوا فتال و سارا شرود مرداد سال گذشته  به منطقه مرزی کردستان عراق رفته بودند که پس از ورود به خاک ایران بازداشت شدند و در طی این یک سال تنها تماس خانواده های این زندانیان، یک مکالمه تلفنی کوتاه و دیدار دو روزه آنها با فرزندان شان در تهران بوده است.

با نورا شرود، مادر سارا در یکی از کافه های لندن قرار مصاحبه گذاشته ام که در تمام طول مصاحبه هرگاه نام سارا را به زبان می آورد از او به عنوان یک « دختر کوچولو» یاد می کند که قربانی روابط تیره و تار ایران و آمریکا شده است و اینک هر دو کشور به او و دو دوست دیگرش که در ایران زندانی هستند به عنوان ابزارهای سیاسی برای پیشبرد اهداف خود نگاه می کنند.

او آمریکایی بودن را برای دختر دربند خود هیچ امتیازی نمی داند و می گوید ای کاش من هم مثل مادران ایرانی که حداقل صدای فرزندان در بند خودشان را در هفته چند بار از خطوط تلفنی می شنوند، می توانستم از همین حقوق ساده برخوردار می شدم. و این جمله ای است که وقتی نمایش ملاقات وی‍ژه مادران کوهنوردان آمریکایی با این سه آمریکایی دربند از تلوزیون ایران پخش شده بود برخی از مادران زندانیان ایرانی نیز آرزو کرده بودند که ای کاش آنها نیز همانند مادران آمریکایی می توانستند با فرزندان خود بعد از چندین ماه ملاقات داشته باشند.

گفتگوی کامل جرس با نورا شرود، پیرامون شرایط سفر دو روزه مادران آمریکایی به ایران و دشواری های یک سال انفرادی دختر ۳۱ ساله وی سارا شرود در پی می آید:

خانم شرود، اولین بار خبر بازداشت سارا و دوستانش را چه کسی به شما داد و چه حالی داشتید وقتی نام ایران را به عنوان کشور بازداشت کننده دخترتان شنیدید؟

برای پیاده روی رفته بودم کنار رودخانه اوکلند که از طریق تلفن وقتی خبر را شنیدم، چنان شوک آور بود که اصلا آن لحظه نمی دانستم باید چکار بکنم. وقتی شنیدم در ایران بازداشت شد، هی به خودم می گفتم باید بروم از نزدیک ترین آژانس هواپیمایی بلیط پرواز به ایران را تهیه کنم. باید بروم بچه ام را نجات دهم. هر مادری می داند که این خبر چقدر می تواند تکان دهنده باشد خصوصا وقتی یک کشور دیگری دخترت را دستگیر کرده باشد. آن روز خیلی شرایط سختی داشتم که هیچ وقت فراموش نمی کنم. تنها چیزی که به عنوان یک مادر فکر می کردم همین بود که به ایران بروم ولی خب، نمی شد، نگران بودم.

در ایران معمولا تا مدتی به خانواده ها خبر نمی دهند که زندانی کجا نگهداری می شود و جرمش چیست شما کی مطلع شدید جرم سارا و دوستانش چیست و در کجا نگهداری می شوند؟

ما هم بعد از چندین روز که به همه جا زنگ زدیم تازه مطلع شدیم که آنها را در تهران نگهداری می کنند اما هنوز هم مشخص نیست که واقعا جرم شان چیست، چون وقتی بچه ها را در تهران دیدیم، شان دوست پسر سارا که قرار است داماد آینده من هم باشد، می گفت: وقتی دستگیرشان کردند، آنها اصلا در خاک ایران نبودند.

پیش از آنکه در مورد سفرتان به ایران بپرسم ممکن است توضیح دهید پیش از سفر، بی خبری از دخترتان بر شما چگونه گذشت؟

فکر می کردم این خیلی طبیعی است که اجازه دهند حداقل من با دخترم حرف بزنم اما تا ده ماه این اجازه را ندادند و بعد از ده ماه من فقط یک مکالمه کوتاه تلفنی داشتم. خیلی سخت بود خیلی سخت. تصمیم گرفته بودم هر روز یک نامه برایش بنویسم. یعنی حتی یک روز هم نبود که من برایش ایمیل نفرستم.

ولی زندانیان در ایران امکان دسترسی به اینترنت را ندارند.

برای همین من ایمیل ها را به سفارت سوییس در ایران می فرستادم و از آنها می خواستم که نامه هایم را به دخترم برسانند.

می توانم بپرسم از چه چیزهایی برای دخترتان می نوشتید و آیا اساسا نامه ها و حرف های شما را به سارا می رساندند؟

از سیصد و پنجاه و یک نامه ای که هر روزه برایش نوشته بودم فقط شصت تا را به دستش رساندند. من به عنوان یک مادر از همه اتفاقاتی که بر من می گذشت برایش می نوشتم، بارها نوشتم که مردم و دوستانش فراموشش نکردند، نوشتم حتی ایرانیان زیادی را هم دیده ایم که با ما ابراز همدردی کردند و از زندانی بودن او ناراحت هستند. از بس برایش نوشتم به زودی آزاد خواهی شد، دیگر از این کلمه « به زودی» خسته شدم و کم کم سعی کردم از اتفاقات روزمره برای دخترم بنویسم. از اینکه وقتی هر روز کنار رودخانه راه می روم، به یاد او هستم. این حق دخترم بود که در تمام دوران انفرادی حداقل بداند که مادرش او را فراموش نکرده است.

آیا در طول همین مدت سارا هم توانست جوابی برای نامه های شما ارسال کند؟

سارا می گفت به نامه هایم جواب داده است اما کسی جواب های او را به من نرساند. بچه ها می گفتند در زندان زیاد برای خانواده ها نامه نوشتند ولی نامه هیچ کدام از آنها به دست ما نرسید.

حالا اگر مایل هستید در مورد سفرتان به ایران در اردیبهشت ماه سال جاری بپرسم که چگونه شکل گرفت و آیا با هیچ یک از مقامات ایرانی هم موفق به دیدار شده اید؟

همه دیدار های ما از طریق وزارت خارجه ایران هماهنگ شد و ما خیلی مایل بودیم که با آقای احمدی نژاد و آقای لاریجانی رییس قوه قضایی دیدار کنیم اما به ما این فرصت را ندادند و تنها کسانی که اجازه دادند تا با آنها دیدار داشته باشیم دو نفر تحت عنوان «کارشناس پرونده» (بازجو) بوده اند.

چرا می خواستید با احمدی نژاد دیدار کنید؟

فکر می کنم فعلا تنها کسی است که این قدرت را دارد که بچه های ما را آزاد کند. احمدی نژاد گفته بود بیشترین تخفیف را در مورد بچه های ما قائل خواهند شد. خود آقای احمدی نژاد بچه دارد و حتما می داند ما چه رنجی می کشیم. وعده داده بود بچه های ما از شفقت اسلامی در زندان های جمهوری اسلامی بهره مند خواهند شد ولی الان یک سال است که ما شفقت و رحمتی ندیده ایم .

اشاره کردید که هماهنگی های شما از طریق وزارت خارجه بود. آیا موفق شدید با خود آقای متکی که وضعیت سه کوهنورد آمریکایی را در زندان های ایران خیلی خوب توصیف کرده بود، از نزدیک دیداری داشته باشید؟

هم آقای متکی و هم آقای لاریجانی ، رییس قوه قضاییه گفته بودند وضعیت بچه های ما در زندان خیلی خوب است ولی واقعیت چیز دیگری است که ما موفق هم نشدیم تا با آنها دیدار کنیم تا از نزدیک به آنها بگوییم وضعیت بچه های ما چقدر سخت است. فکر می کنم دختر من تنها کسی است همه دوران بازداشت یک ساله اش را در یک سلول انفرادی به سر می برد و هنوز تکلیف پرونده او و دوستانش هم معلوم نیست. یعنی از شهریور تا کنون حتی یک بار هم بازجویی نشده اند و دادگاه شان را هم تشکیل نداده اند.

در تمام این یک سال که دختر شما در سلول انفرادی است آیا از طریق وکیل ایشان هم پیگیر این وضعیت بوده اید؟

بله. از طریق آقای شفیعی، وکیلی که خودشان برای بچه ها در نظر گرفته اند پیگیر بوده ایم ولی پاسخی نگرفته ایم. دخترم به آنها التماس کرده است که حداقل یک هم صحبت برای او در سلول در نظر گرفته شود تا از تنهایی در بیاید. یک سال تنها در یک سلول حبس کشیدن خیلی سخت است و بر اساس کنوانسیون حقوق بشر سازمان ملل سلول انفرادی به معنی شکنجه زندانی محسوب می شود. دلیلی که می آورند این است که کسی انگلیسی بلند نیست و نمی تواند هم صحبت سارا باشد ولی همه می دانند که الان در ایران دانشجویانی در زندان هستند که انگلیسی بلد هستند. با این همه دخترم به آنها گفت اگر رضایت دهند او را از انفرادی خارج کنند با زبان اشاره هم می شود با آدم های دیگر حرف زد.

شما وقتی وارد فرودگاه ایران شدید دو نکته جلب توجه کرد. اشکالی ندارد در مورد نحوه حجاب شما و چگونگی مصاحبه پرس تی وی از شما بپرسم که ظاهرا در تمام مدت حضورتان در ایران، خبرنگاران این شبکه شما را همراهی می کردند؟

نحوه حجاب ما ( استفاده از مقنعه و چادر) حتی خبرنگار پرس تی وی را هم خیلی عصبانی کرده بود و به ما گفتند چرا این شکلی آمدید. ما هم گفتیم می خواستیم به قوانین جمهوری اسلامی احترام بگذاریم. نگران بچه های مان بودیم و هیچ بهانه ای هم نمی خواستیم وجود داشته باشد.

پس از قبل در مورد نحوه پوشش زنان ایران مطلع بودید؟

بله ولی مغازه ایرانی در شهر ما نبود. برای همین از یک مغازه اسلامی آن چادر ها و مقنعه ها را تهیه کرده بودیم. نکته جالب این بود که خبرنگار پرس تی وی وقتی ما را دید گفت چرا این شکلی لباس پوشیدید. هرچند وقتی خودشان در یک جلسه دیگری که برای ما تدارک دیده بودند، حضور داشت و شاهد بودند که زنان ایرانی دیگری هم درست عین ما تمام بدن خود را به همان شکل پوشانده بودند.

این زنان  چه کسانی بودند؟

مقامات ایرانی جلسه ای را تدارک دیدند تا ما زنان و خانواده پنج دیپلمات ایرانی که در اربیل دستگیر شده اند را ملاقات کنیم آنها وقتی وارد اتاق شدند، سر تا پای شان را درست مثل لباس های لحظه ورود ما به ایران، پوشانده بودند، اما خبرنگار پرس تی وی در مورد آنها چیزی نگفت و از ما سوال کرد شما با شنیدن دردهای این خانواده ها چه حسی دارید. ما با آنها احساس همدردی کردیم و آنها هم حتی نسبت به زندانی بودن بچه های ما ابراز همدردی کردند.

اما احیانا پیش نیامد که خانواده های ایرانیانی که در خود ایران زندانی هستند را در طول اقامت تان ببینید ، یا بعنوان مثال آیا زندان اوین، محل بازداشت دخترتان را از نزدیک دیده اید؟

نه . اصلا. فکر می کنم نمی خواستند ما خیلی چیزها را ببینیم و تصویر بدی داشته باشیم. ما دلمان می خواست جای نگهداری بچه هایمان را ببینیم اما دولت ایران نمی خواست تصویر بدی نشان دهد و برای همین در یک هتل قرار ملاقات تنظیم کرده بودند که میز های پر از میوه و گل به چشم می آمد و ما در حالی جدا شدیم که می دانستیم بچه های ما به زندان بر می گردند.

خبرنگاران دیگری را هم در مدت اقامت تان ملاقات نکردید؟

به ایران که رسیدیم به ما گفتند پیش از هر گونه کار خبری اول باید با پرس تی وی گفتگوی اختصاصی انجام دهید. ما هرجا می رفتیم خبرنگار پرس تی وی هم با ما می آمد. حتی در ملاقات چهار ساعته روز اول ما، باز هم همان خبرنگار همیشه در اتاق بود و بعد فردای آن روز که ملاقات آخری را به ما داده بودند باز هم خبرنگار پرس تی وی حضور داشت و ما هیچگاه نتوانستیم با بچه های مان ملاقات خصوصی داشته باشیم. برای ما همان ملاقات دو روزه هم سخت ترین روزها بود به این دلیل که ترک کردن بچه ها برای مان اصلا راحت نبود.

آیا سارا به شما نگفت که اوقات خود را در سلول انفرادی چگونه می گذراند؟

بیست و سه ساعت در شبانه روز تنها است و روزی یک ساعت به او اجازه می دهند «شان» دوست پسرش و «جاش» دوست دیگرش را ببیند. حتی کتاب هایی که برایش فرستادیم را به او نمی دهند و او نمی داند باید چگونه خودش را سرگرم کند. بچه های ما خوره کتاب بودند . می گفتند به آنها قرآن به زبان انگلیسی و ده تا کتاب در مورد اسلام هم به آنها داده اند. سارا می گفت یک گوشه کوچکی در سلول درست کرده است که عکس هایی که از اعضای خانواده با خود برده بود را روی آن گذاشته است و گاهی وقتی از پنجره برگی به سلول بیاید و یا در هواخوری برگی از روی زمین پیدا کند می برد همان گوشه می چیند.

وضعیت سلامتی سارا چگونه است؟

سارا چندین سال است تحت مداوای پزشکی قرار دارد به این دلیل که احتمال ابتلا به سرطان رحم در او بالا است برای همین هر سه ماه باید تست سرطان می داد اما در طول یک سال فقط یک بار این تست را انجام داد که جوابش را نه به خود او گفته بودند و نه به ما. یعنی ما حتی به عنوان خانواده اصلا نمی دانیم که الان وضعیت سلامتی بچه های ما چگونه است. شاید مادران ایرانی حداقل باخبر می شوند که مثلا فرزندان شان بیمار هستند یا نیاز به مراقبت های پزشکی در زندان دارند اما ما همین را هم نمی دانیم.

شاید به جز پرس تی وی تا کنون با هیچ رسانه ایرانی مصاحبه نکرده اید چه حرفی برای مردم ایران و مخاطبان فارسی زبانی که این مصاحبه را می خوانند دارید؟

دخترم دلش می خواست مردم ایران بدانند که او و دوستانش مخالف سیاست های جنگ طلبانه علیه ایران بودند و همیشه ایران و کشورهای دیگر خاورمیانه را عاشقانه دوست داشتند. سارا و دوستانش ده سال بود که از فعالان سرسخت مخالف سیاست جنگ طلبانه آمریکا در خاورمیانه بودند و همچنین سارا و شان جز مخالفین تبعیض نژادی در اسراییل نیز بوده و مدت های زیادی را در اردوگاه های فلسطینی در سوریه و لبنان به سر برده اند و سارا به بچه ها آموزش زبان می داد. از دوستان نزدیک راشل کوری بودند که چندین سال پیش توسط بولدوزرهای ارتش اسراییل کشته شده بود و پرونده های آنها کاملا برای دنیا شفاف است. بچه های ما هرگز فکر نمی کردند روزی در کشوری که این همه عاشق مردمش بودند، زندانی شوند تنها به این دلیل که دولتمردان ایران و آمریکا به بچه های ما فقط به عنوان سکه های با ارزشی نگاه می کنند تا معادلات سیاسی خودشان را با آنها رقم بزنند. من هم یک مادر هستم مثل همه مادران دیگر دلم برای به آغوش کشیدن دخترم تنگ می شود، دلم برای دیدن صورتش تنگ می شود، دلم برای شنیدن صدای دخترم تنگ می شود، من اصلا توقع ندارم قوانین آمریکا در مورد بچه های ما که در ایران زندانی هستند، رعایت شود اما توقع دارم همان قوانین جمهوری اسلامی در مورد یک دختر جوان بیگناه رعایت شود تا حداقل از حق تلفن و حق نامه دادن به خانواده اش محروم نماند.

به عنوان آخرین سوال اگر سارا آزاد شود آیا با این خاطره بدی که از جمهوری اسلامی در ذهن دارد ممکن است بخواهد روزی به ایران سفر کند؟

سارا می گفت اگر آزاد شود، دلش می خواهد در شرایط متفاوت دیگری، آزادانه به ایران سفر کند.

 


تلخ و شیرین های زندگی منصور اسانلو از زبان همسرش

منصور اسانلو، رییس سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران بارها و بارها بازداشت و زندانی شده است. او هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج به سر می برد. این زندانی سیاسی این روزها  صبر و استقامتش زبانزد همه شده است. او از آن نوع زندانی هاست که انگار همه فشارها را تاب می آورد اما از خواسته های قانونی اش پا عقب نمی گذارد . شاید به همین خاطر بود که بعد از خروج از کشور و با وجود آنکه می دانست دوباره به زندان خواهد رفت، باز هم  ترجیح داد به وطنش بازگردد .سختی های زندگی اسانلو فقط مخصوص به خودش نیست و این روزها ماجرای ربودن  عروسش  نیز نقل محافل شده است . بعد از این ماجرا همه می پرسیدند  خانواده این زندانی مگر چه گناهی کرده اند که باید این چنین تحت فشار باشند. درباره این ماجرا و سختی های زندگی این خانواده با همسرش پروانه اسانلو به گفت و گو نشسته ایم، زنی که همچون همسر مقاومش صبر و مقاومت پیشه کرده تا به قول خودش خانواده کوچکش را حفظ کند او چشم به راه آزادی منصور است و از سختی های زندگی همسر یک زندانی سیاسی سخن می گوید :

خانم اسانلو ! در ده سال گذشته، همسر شما بارها بازداشت و زندانی  شده است  می خواهم بدانم این چند سال سخت و طاقت فرسا بر شما و فرزندان تان چگونه گذشته است ؟
مشکلات خانواده که خیلی زیاد بوده و هست. همیشه جای ایشان به عنوان همسر و پدر در خانه خالی بوده است . مواقعی بوده که واقعا به حضور ایشان در منزل احتیاج داشته ایم و کمبود او  را حس کرده ام .پسر کوچکم در زمان بازداشت آقای اسانلو کم سن و سال  بود و در نبود او دوران  کودکی سختی   را گذراند .  در این سالها یی که دور از پدر بر او گذشته خیلی از نظر روحی برایش مشکل به وجود آمده است . در شب عروسی پسر بزرگم هم  پدرش حضور نداشت. در حالی که با پی گیری های ما دادستان قول آزادی اش را داده بود تا حداقل بتواند  در جشن عروسی پسرش حضور یابد . اما این اتفاق هرگز رخ نداد   و مراسم بدون حضور منصور برگزار شد . هر چند جشن مان هم به همین دلیل تبدیل به مهمانی خیلی مختصری شد . این  موضوع برای همیشه در دل پسرم  باقی مانده است و برایش  تبدیل به خاطره ای تلخ شده است . عروس مان هم از روزی که قدم به خانه ما گذاشته  مدام تلفنی و غیر تلفنی تهدید می شود .چند وقت پیش هم که او را دزدیدند و ما چهارساعت از ایشان بی خبر بودیم. هرچه تماس می گرفتیم تلفن اش خاموش بود. او را در مترو کتک می زنند و با چشم بسته به محلی که خودش هم هنوز  نمی داند  کجا بوده ، می برند بعد  هم آنجا دوباره به شدت کتک اش می زنند.

مگر عروس شما فعالیت سیاسی دارد که چنین برخوردهایی  با او می کنند  ؟
اصلا . به هیچ عنوان این را بارها گفته ام.  ایشان آقای اسانلو را فقط یکبار آن هم در شب نامزدی اش دیده است .او در عمرش به هیچ عنوان فعالیت سیاسی نداشته است و کاملا  یک زندگی عادی و معمولی دارد . طفلک، از صبح  تا غروب سرکار می رود . به هیچ کاری، هم کار ندارد . آنجا رو به او می گویند  باید قول بدهید وقتی اسانلو از زندان  آزاد شد خانوادگی  از این مملکت بروید، یا اینکه فعالیتی نکنید.عروسم هم  که دهانش و چشمش بسته بوده  نتوانسته چیزی بگوید . گذشته از این  اصلا مگر مسایل خانواده من به او ارتباطی دارد  .آقای اسانلو  مگر به حرف من که زنش هستم گوش می کند ؟ به هرحال عروسم الان دچار مشکلات روحی شده است بعد از این حادثه  خنده از لبش افتاده است . عروس من آدمی بود که دائم می خندید. جزو انسان های شاد محسوب می شد  ولی الان واقعا دچار مشکلات روحی و عصبی شده است .

خانم اسانلو شما  ضمن صحبت هایتان اشاره کردید که از عروس تان خواسته اند که شما و همسرتان از ایران بروید.همسر شما چندسال پیش سفری به خارج از کشور داشتند که برخی تصور می کردند با وجود رنج های زیادی که ایشان تحمل کرده اند ،پس از این سفر دیگر به ایران بازنگردند. توصیه  خود شما در این باره به ایشان چه بود؟ و به نظر خودتان چرا با وجود تحمل این همه رنج ایشان  دوباره به ایران بازگشتند ؟
من با توجه به بلاهایی که سرش آمده بود می دانستم چه خطراتی در انتظارش است . طبیعی است  که من زندگی ام ، همسرم و بچه هایم برایم در اولویت هستند بنابراین  خیلی اصرار کردم که دیگر برنگردد چون می دانستم اگر برگردد دوباره بازداشت و زندانی میشود .
ولی ایشان در جواب اصرارهای من گفتتند  من نماینده کارگرها هستم. من برای مسائل کاری می روم  و باید برگردم . اگر برنگردم به خودم و همه کارگرها  خیانت کرده ام.  من خیلی اصرار کردم. حتی شب قبل از پروازش ، واقعا به  التماس افتادم که تو رو خدا برنگرد . گفتم حاضرم دوری  از تو را تحمل کنم  ولی آنقدر در اینجا رنج نکشی ولی گوش نکرد .

به عنوان خانواده یک زندانی سیاسی که سالهاست همسرش در زندان به سر می برد اکنون با چه مشکلاتی دست به گریبان هستید ؟
بعد از ۲۶ سال  سابقه کار در شرکت واحد الان حقوق و مزایای همسرم را قطع کرده اند.  یعنی اخراجش کرده اند. به هرحال وضعیت مادی خانواده تحت تاثیر این مسئله قرار گرفته است . همسر من به هر دلیلی الان دوران محکومیت اش را میگذراند  اما چرا باید حقوق زن و بچه اش قطع شود ! در واقع آقای اسانلوبه تنهایی  تنبیه نمی شود خانواده اش هم  تنبیه می شود.
موضوع دیگری  که خیلی برای ما اهمیت دارد، احساس عدم امنیت است. این احساس از خود عدم امنیت بدتر است. این احساس واقعا از زمانی که آن مشکل برای عروسم پیش آمد دامن مان را گرفته است و لحظه ای رهایمان نمی کند چه تضمینی وجود دارد که چنین اتفاقی دوباره رخ ندهد ؟

بعد از ماجرا یی که برای عروس تان رخ داد  هیچ اقدام قانونی کرده اید ؟ منظورم  شکایت یا دادخواهی یا مراجعه به مراکز قضایی است ؟
بله. ما به ۹ مرکز  قضایی نامه نوشته و درخواست کرده ایم که  به وضعیت مان  رسیدگی شود. ولی متاسفانه تا الان جوابی دریافت نکرده ایم .

خانم اسانلو می خواهم سوالی صریح از شما بپرسم اینکه شما به عنوان یک همسر زندانی سیاسی که انواع  فشارها ،تهدیدها و سختی ها را تحمل کرده  ،تا به حال شده که  از این نوع زندگی خسته شده باشید و آرزو کرده باشید کاش شوهری عادی داشتید ؟
هر انسانی به هرحال دوست دارد کانون خانواده اش حفظ بشود.اما گاه چیزهایی به انسان تحمیل می شود که باید تحمل کند . من هم تمام مشکلات را با صبوری  تحمل می کنم. برای اینکه می دانم  همسرم بی گناه است  .او تنها در چارچوب قانون از حق و حقوق خودش و همکارانش دفاع کرده است. و هرگز فکر نمی کرد این اقدامهای قانونی  جوابش زندان و این همه سحتی برای خود و خانواده اش باشد به خاطر همین چون مید انم این عواقب ناخواسته بوده، برای حفظ زندگی ام می کوشم .

ایا امکان استفاده از آزادی مشروط برای آقای اسانلو وجود دارد ؟

طبق قوانین ایشان الان سه چهارم مدت حبس اش را گذرانده است و  باید از آزادی مشروط برخوردار شود یا از مرخصی استفاده کند.اما  متاسفانه تاکنون هیچ یک از این موارد پذیرفته نشده است .الان یک سال از محکومیت اش هم باقی مانده است

چه مقام یا نهادی از آزادی مشروط ایشان  جلوگیری می کند ؟
دادستان  تهران  دو هفته پیش خودش در زندان با آقای اسانلو صحبت کرده  و گفته اند که برای  آزادی مشروط و مرخصی تان در خواست داده ام اما تاکنون  پاسخی نیامده است . یعنی منظورشان این بوده که کاری از دست شان  ساخته نیست. اتفاقا یک بار هم که خودم به ایشان مراجعه کردم  به من گفتند که “اگر  با من باشد  می تواند بیرون بیاید “  یعنی عین همین جمله را گفتند.

یعنی قدرتی فراتر از قانون و دادستان تهران  از آزادی ایشان جلوگیری می کند؟
احتمالا همینطور است .  وقتی دادستان با  مرخصی یا استفاده از حق آزادی مشروط ایشان موافقت می کند . لابد قدرتی بالاتر جلویش را می گیرد . مگر  در قوه قضاییه بالاتر از  مقام دادستان هم  کسی را داریم.

نظر وکلای آقای اسانلو  درباره پرونده شان چیست ؟
وکلا یش  خیلی تلاش کرده اند اما انگار وکلا در پرونده زندانیان سیاسی  خیلی کاری از دست شان بر نمی اید و خیلی محدود شان کرده اند .

از مشکلات تان شنیدیم خانم اسانلو . اما آیا در زندگی شما به عنوان همسر یک  زندانی سیاسی لحظات شیرینی هم وجود دارد ؟
لحظات شیرین !(می خندد) چه بگویم ؟ نمی توانم بگویم اصلا لحظات شیرین نداشته ام اما  به هرحال بیشتر زندگی خصوصی مان تحت تاثیر این مسایل نگران کننده قرار گرفته است .

طبق گفته خانواده های زندانیان سیاسی  اکنون شرایط نامناسبی از نظر وضعیت بهداشتی و و رفاهی بر  زندانها حاکم است . آقای اسانلو از کدام وضعیت و شرایط بیشتر از همه گلایه دارند ؟
آقای اسانلو خوشبختانه همیشه  خودش را با سختی ها انطباق می دهد .  همیشه هم صبور است و معمولا گلایه ای نمی کند خودش از بیماری رنج می برد. کمر درد سختی دارد اما سعی میکند روحیه اش را حفظ کند . تنها با  نرمش هایی که انجام میدهد  کمی دردش را کنترل می کند. باید از کمرش ام آر آی گرفته شود باید قلب اش آنژیوگرافی شود و چندماه  مدام تحت کنترل باشد . همه اینها دستورهای  پزشکی قانونی است اما به هیچکدام اش رسیدگی نشده است .
گذشته از همه این ها پرونده جدیدی هم برایش باز کرده اند که واقعا بابت اش نگرانیم .

چه پرونده ای ؟ مگر ایشان تمام این مدت در زندان نبوده اند ؟
پرونده ای در بازپرسی شعبه شش کرج برایش باز شده است  . می خواهند تلاش کنند برایش مدارک غیرواقعی توسط زندانی های دیگر درست کنند مثلا بگویند ما شاهد داشته ایم که آقای اسانلو در زندان  شلوغ کاری کرده است . در صورتی که آقای اسانلو آدم قانون گرایی است . با شناختی که از همسرم دارم می دانم  او دنبال هرج و مرج نیست. در زندان هم طبیعتا همین طور هست ولی متاسفانه باز هم قصد دارند  برایش پرونده سازی کنند تا باز هم زندانی اش کنند .

حرف آخر ؟
فقط  آرزو دارم هر چه زودتر روز  آزادی اش را ببینم . البته هم آزادی همسرم هم همه زندانی های دیگر.

 

دادخواهی سید احمد رضا احمد پور از دبیر کل سازمان ملل متحد

خبرگزاری هرانا - حجه الاسلام سید احمد رضا احمد پور ،محقق حوزه و وبلاگ نویس که به یک سال حبس تعزیری و خلع لباس محکوم شده است در نامه ای به دبیر کل سازمان ملل تظلم خواهی خود را ارائه نموده است
متن نامه ایشان بدین شرح است: دبیر کل محترم سازمان ملل متحد و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان


(( درود بر شما ))
اینجانب سید احمد رضا احمد پور زندانی بند ویژه روحانیت در زندان مرکزی قم ، به اطلاع میرساند در ایران تحت نام دین و تشییع آشکارا (( حقوق بشر)) توسط عّمال و دست اندرکاران حکومتی نقض میگردد ، به مراجع محترم تقلید دینی اهانت میشود و بیوت و دفاتر مراجع محترم تقلید دینی اهانت میشود و بیوت و دفاتر مراجع تراز اول تقلید شیعه چون مرحوم حضرت آیت الله العظمی منتظری (ره ) که در حیات مبارک خویش انواع فشارها و جفاها را متحمل شد وهمچنان جفاها بر خانواده ، بیت و شاگردان محترمش ادامه دارد و نیز به دفتر و بیت حضرت آیت الله العظمی صانعی که خدا او را از کینه ها ، پلیدیها ، نیرنگها و حسادتها محفوظ بدارد ، حمله ور میشوند و با تخریب محل مراجعه مقلدین و پیروان دینی مراجع محترم مذکور و ایجاد رعب و وحشت و ترساندن و تهدید مراجعین محترم به دفاتر مراجع تقلید ، عملا آزادی عقیده را نادیده و نقض کرده و از اجرای احکام و مراسم دینی ممانعت بعمل آورده اند ! از سویی با حکومتی کردن حوزه های علمیه و وجود غیر قانونی دادگاه و داد سرای ویژه روحانیت که همچون تیغ گیوتینی بر سر روحانیت مستقل ، منتقد و دگر اندیش عمل میکنند و آنانرا بخاطر تفکر ، بیان و قلم محکوم و محبوس و تبعیید میکنند ، مانع رشد و بالندگی علمی ، سیاسی و عقیدتی روحانیون شده اند .
امروزه دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت به اتاق (( تفتیش عقاید )) تبدیل گشته و موجب سلب آزادیهای همه جانبه و علمی روحانیون شده و هیچ روحانی منتقد و مستقل از دست آن در امان نیست ، و از کوچکترین حقوق قانونی و حقوق بشری برخوردار نمی باشد ، متهم روحانی از داشتن وکیل قانونی مورد تایید خویش در تمامی مراحل بازداشتی ، بازجویی ، دادرسی و دادگاه محروم است و بدون حضور وکیل مدافع ، او را به اتهامات واهی و غیر واقعی نظیر نشر اکاذیب ، اقدام علیه امنیت ملی ، توهین به رهبر و مسئولان و تبلیغ علیه نظام محکوم میکنند و در بند ویژه روحانیت محبوس میکنند .
آقای دبیر کل محترم سازمان ملل متحد و نهاد های حقوق بشر جهان ، خود نیز یکی از همان روحانیون منتقد و مخالف هستم که بخاطر گفته هایم ، نوشته هایم ، شعرهایم بخصوص آن شعری که در خصوص ندای آقا سلطان همان دختر بی گناهی که مظلومانه در خیابانهای تهران و در بین مردم معترض ، خونش پای درخت جنبش سبز ملت ایران ریخته شد وشهید گشت ، با عناوین واهی یاد شده به یک سال حبس محکوم شده ام وبیش از سه ماه است که در بازداشتگاه اطلاعات قم و  در زندان مرکزی قم (بند ویژه روحانیت) شاهد نقض آشکارحقوق بشر ونادیده گرفتن حقوق قانونی و انسانی زندانیان و خویش بوده ام و همچنان حبس وبی قانونی و بی عدالتی ادامه دارد .
در زندان تفتیش عقاید میکنند ، از پوشیدن لباس به رنگ سبز توسط زندانی ( اینجانب ) ممانعت میکنند و بارها من ودیگران مورد تفتیش بدنی غیر انسانی ، غیر شرعی و غیر قانونی واقع شده ایم و با این کار مرا تحقیر و به شخصیت و کرامت انسانی ام اهانت کرده اند . جناب دبیر کل اینجانب بارها شاهد کتک کاری زندانیان توسط ماموران زندان در سالن ((زیر هشت )) بوده ام . زندان از حیث امکانات و امور بهداشتی در حد صفر است و به مکانی برای رشد و گسترش انواع بیماریها مبدل گشته است و تا کنون هیچ اقدامی پیشگیرانه و اساسی از سوی مسئولان صورت نپذیرفته است .
جناب دبیر کل محترم سازمان ملل متحد و همه دست اندکاران نهاد های حقوق بشری در سراسر جهان ، اینجانب بدون دلیل موجه و قانونی در کوچه 39 خیابان صفائیه قم مورد ضرب و جرح چندین نفر ارازل و اوباش حکومتی قرار گرفته و غیر قانونی بازداشت شدم ، در بازداشتگاه اطلاعات قم در سلولهای انفرادی زیر زمینی نگه داشته شدم که نمی دانستم کی شب است و کی روز !؟ در آن بازداشتگاه اهانتها ، تحقیرها و تهدیدها را نسبت به خود و خانواده ام دیدم و شنیدم و الان که خویش در زندان هستم برای آواره کردن خانواده و فشار بر آنها از هیچ کوششی دریغ نکرده اند و حکم تخلیه خانه ای که خانواده ام در آن زندگی میکنند صادر کرده اند !؟ همانطور که ذکر گردید فشار روحی و شکنجه روحی بر خودم نیز در زندان همچنان ادامه دارد ، لذا با توجه به جمیع جهات مذکور و با توجه به نقض آشکار (( حقوق بشر)) بخاطر هتک حیثیت انسانی ام بواسطه تفتیش بدنی غیر انسانی و غیر اخلاقی و غیر شرعی و بخاطر تفتیش عقاید قرون وسطایی و نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن حقوق زندانی به محضر شما و نهادهای مدافع (( حقوق بشر)) از مسئولان و بخصوص مسئولان مستقیم سازمان زندانهای ایران وقم و بالاخص دادسرای ویژه روحانیت شکایت میکنم و خواهان حضور نماینده یا نمایندگان شما در سازمان زندانها بخصوص در زندان مرکزی قم بند ویژه روحانیت و بندهای دیگر که حتی سقفی برای خوابیدن در زیر آن ندارند هستم .
آقای دبیر کل محترم سازمان ملل متحد و نهادهای مدافع حقوق بشر در سراسر جهان امروز 30 تیرماه هشتادو نه هجری شمسی مصادف با 21 جولای 2010 میلادی ، دوازدهمین روز اعتصاب غذای مطلق من است و حال و روز خوبی هم ندارم اما تا حضور و روئیت نماینده قانونی شما در زندان مرکزی قم و رسیدگی به شکایت من توسط آن سازمان یا توسط مسئولان مربوط به این اعتصاب . غذا ادامه خواهم داد . بدیهی است در صورت عدم اقدام شما و عدم رسیدگی به شکایت من و عدم تامین خواسته های قانونی ، انسانی و حقوق بشری ، توسط مسئولان نظام که از آن نه جمهوری گذاشته اند و نه اسلامی ، این اعتصاب غذا به مرگ منجر خواهد شد که در اینصورت نه تنها مسئولان اصلی جمهوری اسلامی قاتل من خواهند بود بلکه شما را هم بخاطر تعلل در عدم تحقق حقوق بشر در ایران مقصر میدانمم و باید پاسخگوی خانواده ،هموطنان شریف من وافکار عمومی جهان باشند و باشید .
به امید پیروزی نهایی جنبش سبز ملت ایران و به امید تحقق حقوق بشر در ایران
سید احمد رضا احمد پور زندانی سیاسی بند6 (ویژه روحانیت )  زندان مرکزی قم


 

 

سکینه محمدی آشتیانی در زندان تحت فشار است

خبرگزاری هرانا - در حالی که پس از تلاش‌های فعالان حقوق بشر و برگزاری کمپین‌های مختلف به منظور لغو حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی، اجرای حکم وی به طور موقت متوقف شده است، روزنامه گاردین می‌نویسد که خانم محمدی در یک ماه گذشته توسط مسئولین زندان تحت فشار بوده است تا این فعالان حقوق بشر را معرفی کند.
به گزارش روزنامه بریتانیایی گاردین، این مادر ۴۳ ساله که اکنون در زندان تبریز به سر می‌برد در طول یک ماه گذشته بارها مورد بازجویی قرار گرفته تا در مورد چگونگی درز اخبار مربوط به وی به خارج از زندان و همچنین نحوه انتشار عکس او در رسانه‌ها توضیح داده و افرادی را که به انتشار این اخبار کمک کرده اند معرفی کند.

روزنامه گاردین به نقل از یکی از نزدیکان خانم محمدی آشتیانی که نخواسته است نامش فاش شود می‌نویسد که اخیراً خانم آشتیانی تحت بازجویی بوده و به او گفته شده است که به فرزندانش توصیه کند تا در مورد وضعیت مادرشان با رسانه‌ها گفت‌وگو نکنند که در غیر این صورت، بازداشت خواهند شد.
این روزنامه می‌نویسد که سجاد، پسر ۲۲ ساله خانم آشتیانی، که پیش از این نیز در نامه سرگشاده‌ای خواستار آزادی مادرش شده بود، در هفته گذشته دو بار توسط وزارت اطلاعات احضار شده و مقامات جمهوری اسلامی به او گفته‌اند که تلفن همراه خود را خاموش کند و هیچ گونه اطلاعاتی در مورد مادرش در اختیار رسانه‌ها قرار ندهد.
همچنین محمد مصطفایی، وکیل خانم آشتیانی، نیز به تازگی توسط وزارت اطلاعات احضار شده است تا برای «روشن شدن برخی مسائل» به زندان اوین مراجعه کند.
روزنامه گاردین همچنین می‌افزاید که جمهوری اسلامی در هفته گذشته انتشار هرگونه خبر در مورد خانم آشتیانی در رسانه‌های داخلی را ممنوع اعلام کرده است.
با این اوصاف تلاش برای جلوگیری از اعدام خانم آشتیانی کماکان در داخل ایران و همچنین در سطح جهانی ادامه دارد.
بیانیه‌ای که به منظور آزادی خانم سکینه محمدی آشتیانی تهیه شده و در وب‌سایت کمپین آزادی خانم محمدی آشتیانی قرار دارد تاکنون به امضای بیش از ۱۲۴ هزار نفر رسیده است که در میان آن‌ها می‌توان به نام شیرین عبادی، حقوقدان و برنده نوبل صلح، برنار هانری لوی، فیلسوف فرانسوی، پیتر گابریل، خواننده بریتانیایی، و مایکل داگلاس، بازیگر هالیوود، اشاره کرد.
علاوه بر این ۹۰ شخصیت سیاسی و هنری نظیر کاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریکا، کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه  اروپا و ژولیت بینوش، بازیگر نام‌آور فرانسوی، نیز با امضای نامه‌ای خواستار لغو حکم سنگسار خانم محمدی آشتیانی شدند.
خانم سکینه محمدی آشتیانی به اتهام زنای محصنه از سال ۱۳۸۴ در زندان به سر می‌برد. وی پیش از این برای این اتهام به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده بود که این حکم در مورد وی اجرا شده، اما بار دیگر با باز شدن پرونده قتل همسرش، پرونده پیشین خانم آشتیانی بار دیگر به جریان افتاد.
در این دادگاه خانم محمدی آشتیانی به اتهام زنای محصنه به سنگسار و به اتهام قتل همسرش به اعدام به وسیله دار محکوم شد.
در حال حاضر حکم سنگسار خانم محمدی آشتیانی متوقف شده است، اما به دار آویختن وی کماکان قابل اجراست.
محمد مصطفایی در بیانیه‌ای در اعتراض به حکم اعدام توسط دار وی اظهار کرده است که خانم محمدی آشتیانی پیش از این از اتهام قتل همسرش تبرئه شده و در حکم رسمی نهایی وی نیز سخنی از به دار آویختن وی به میان نیامده بود.
پیش از این نیز، سازمان عفو بین‌الملل از مقامات دولت جمهوری اسلامی ایران خواست تا سکینه محمدی آشتیانی را اعدام نکنند و اعلام کرد که تغییر در روش اعدام، مشکل خانم محمدی آشتیانی را حل نمی‌کند.
قرار بر این است که طی ۲۰ روز آینده، پرونده خانم محمدی آشتیانی در دادگاه عالی مورد تجدید نظر قرار گیرد.

 

 

اجرای حکم قطع دست 5 شهروند در زندان همدان

خبرگزاری هرانا - دادستانی همدان از اجرای حکم قطع دست 5 شهروند به اتهام سرقت در زندان مرکزی همدان خبر داد
وی در خصوص مشخصات سارقین و جرایم آنها به خبرگزاری ایلنا گفت: 5 سارقی که حکم قطع ید آنها امروز در زندان مرکزی همدان اجراشد میانگین سنیشان بالای 25 سال بوده است و سرقت های کلانی را مرتکب شده اند که خوشبختانه تعداد کمی از آنها همدانی هستند.
وی سرقت حدی را سرقتی دانست که سارق مرتکب بیش از 100 مورد سرقت شده باشد.
بیگلری هدف از اجرای حد سرقت را متنبه شدن خود سارق و همچنین عبرت آموزی افراد دیگر بیان کرد.
وی در خصوص اجرا نشدن حکم در ملاء عام اظهار داشت: در طول تاریخ ملت شیعه مظلوم واقع شده و استکبار جهانی از اجرای این حکم سو استفاده می کند و ادعا دارد که ایران حقوق بشر را رعایت نمی کند.

 

منتظر دادگاه قاضی و آمران کهریزک هستیم

خانواده امیر جوادی فر، یکی از قربانیان بازداشتگاه کهریزک، به حکم صادره از سوی سازمان قضایی نیروی مسلح اعتراض کرده و گفته اند: "باید مشخص شود چرا بچه ها را به بازداشتگاهی فرستاده اند که خارج از نظارت سازمان زندان ها بوده و آیا مقامات بالاتر خبر داشتند و بودجه کهریزک توسط کدام نهاد تامین می شده است".
براساس حکمی که ازسوی شعبه اول دادگاه نظامی سازمان قضایی نیروهای مسلح صادر شده، دو متهم پرونده کهریزک به اعدام و 9 متهم دیگر به حبس، شلاق، انفصال از خدمت و پرداخت دیه محکوم شده اند و سردار رجب زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران در سال 88 نیز تبرئه شده است.
بابک جوادی فر، برادر امیرجوادی فر به "روز" می گوید که خانواده او خواهان محاکمه آمران پرونده کهریزک و قاضی ای هستند که دستور انتقال امیر را به بازداشتگاه کهریزک داده است.
پیش از این، صالح نیکبخت، وکیل خانواده امیر جوادی فر هم گفته بود که حکم صادره دارای تعارض اساسی است و طبق کیفرخواست تنها ضربات و صدمات وارده به تنهایی موجب قتل مقتولین نشده بلکه آنچه موجب قتل شده وضعیتی بوده که برای بازداشت شدگان به وجود آمده بود و آنان را در آن شرایط چنان ضعیف کرده بود که نمی توانستند آن ضربات را متحمل شوند. لذا محکومیت دو درجه دار که هر دو استوار دوم هستند به عنوان افسر نگهبان، بدون توجه به مسئولیت کیفری کسانی که آن وضعیت را ایجاد کرده بودند، به دور از عدالت است و چنین حکمی در ذات خود دارای تناقض می باشد.
او همچنین خبر داده بود که به عنوان وکیل خانواده جوادی فر، به حکم صادره برای برخی از متهمان پرونده نیز اعتراض خواهد کرد.
خانواده محسن روح الامینی، دیگر جان باخته بازداشتگاه کهریزک نیز در گفتگو با هفته نامه مثلث، چاپ تهران، خواستار محاکمه سعید مرتضوی، معاون او و دادیاری شده بودند که به دستور مرتضوی، احکام انتقال بازداشت شدگان به بازداشتگاه کهریزک را نوشته بود.
عبدالحسین روح الامینی، پدر محسن روح الامینی گفته بود که "درباره بخشی از پرونده کهریزک که مربوط به دادستان سابق تهران و معاون او به عنوان قضات دستور دهنده اعزام بازداشت شدگان به کهریزک بوده، اقدامی انجام نشده است."
حکمی براساس کیفرخواست
بابک جوادی فر، حکم صادره را در چارچوب کیفرخواست تنظیم شده از سوی دادستان نظامی ارزیابی می کند و می گوید: "از همان جلسه اول دادگاه، هم خانواده ها و هم وکلا نسبت به بخش هایی از کیفرخواست اعتراض کردند که بخشی از این اعتراض ها مورد توجه قرار گرفت و بخش هایی مورد قبول واقع نشد و حکم صادره براساس همان کیفرخواست تنظیم شده از سوی دادستان نظامی صادر شده است."
وی می افزاید: "مساله اصلی این است که اعلام شده علت مرگ بچه ها، مجموع ضربات وارده به آنها بر اثر شرایط بد بازداشتگاه بوده است.اما سئوال اساسی این است که اگر امیر و بقیه بچه ها در محیطی بودند که در آن شرایط مناسب برای زندگی اولیه مهیا بود وامکان تنفس داشتندو آب و غذای مناسب به آنها داده می شد و پزشک و درمانگاه مناسب وجود داشت و داروی مورد نیاز در اختیار آنها قرار داده می شد، آیا ضرب و شتم های صورت گرفته باز هم باعث شهادت آنها می شد یا نه؟"
آیا مقامات بالاتر خبر داشتند؟
برادر امیر جوادی فر تاکید می کند: "اعلام کرده اند که همزمان با ضرب و شتم، شرایط نگهداری هم در شهادت بچه ها دخیل بوده است پس باید به این پرداخته شود که چرا بازداشتگاهی وجود داشته که زیر نظرسازمان زندان ها نبوده و بگویند بودجه این بازداشتگاه، توسط کدام نهاد تامین می شده است و اگر غذایی به بچه ها می دادند از کجا تامین می شد؟ آیا مقامات بالاتر خبر داشتند؟ چرا بازداشت شدگان بعد از انتخابات به این بازداشتگاه منتقل شدند؟ همه این مسائل باید در دادگاه انتظامی قضات بررسی شود و ما بی صبرانه منتظر برگزاری این دادگاه هستیم."
برادر امیر جوادی فر تصریح می کند: "مساله اساسی این است که اگر دستور قضایی وجود نداشت که بچه ها را به کهریزک منتقل کنند، عملا سایر اتفاقات نمی افتاد و اگر این بچه ها به اوین یا بازداشتگاه دیگری که زیر نظر سازمان زندان ها اداره می شد منتقل می شدند این اتفاقات نمی افتاد. لذا باید هر چه زودتر دادگاه قضات برگزار شود."
بابک جوادی فر، سپس به نقص کیفرخواست صادره در دادگاه نظامی اشاره می کند: "به اعتقاد ما، در شهادت امیر، محسن و محمد، به همان اندازه که ضرب و شتم ها دخیل بود، شرایط نگهداری هم دخیل بود و متاسفانه این قضیه در کیفرخواست مورد توجه واقع نشده و ما صد در صد به این مساله اعتراض می کنیم."
وی با اشاره به حکم صادره برای رئیس بازداشتگاه کهریزک می گوید: "طبق قرائن و شواهد و شهادت بچه هایی که از بازداشتگاه کهریزک آزاد شده اند و در دادگاه نیز شهادت دادند، رئیس بازداشتگاه کهریزک در روز آخر چندین ضربه به امیر زده است، در نتیجه یکی از اتهاماتی که در مورد ایشان مطرح است مشارکت در قتل است اما متاسفانه از این اتهام تبرئه شده و ما به این مساله اعتراض داریم."
برادر امیر جوادی فردرباره صدور حکم اعدام برای دو تن از افسر نگهبانان بازداشتگاه کهریزک می گوید: "واقعیت این است که طبق ضوابط و قوانینی که در داخل زندان وجود دارد، تنها کسانی که مستقیما با زندانیان ارتباط دارند افسر نگهبان ها هستند و در چند روزی که بچه ها در کهریزک بودند، دو نفری که برایشان حکم قصاص صادر شده، مستقیما با بچه ها در ارتباط بودند و به شدت بدرفتاری و ضرب و شتم کرده اند. در روز دیگری افسر نگهبان دیگری هم بوده که برخورد بسیار خوبی با بچه ها داشته و حتی آنها را به هواخوری هم برده است. یعنی اینطور نبوده که این افراد مجبور بوده باشند با بچه ها بدرفتاری کنند و این دو نفر هم می توانستند جور دیگری برخورد کنند که متاسفانه نکردند."
سردار رجب زاده، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بر اساس حکم صادره از همه اتهامات تبرئه شده است، از بابک جوادی فر می پرسم آیا نسبت به تبرئه او نیز اعتراضی دارید؟
او پاسخ می دهد: "مساله این است که سردار رجب زاده در کنفرانس رسانه ای اعلام کرده بود که کسی در بازداشتگاه کهریزک کشته نشده و این مساله در دادگاه نیز مطرح شد اما او تکذیب کرد و گفت من چنین حرفی نزده ام. دادگاه هم به این نتیجه رسید که او نقشی در قضایا نداشته و او را تبرئه کرد. اما اگر وکیل ما که تمام پرونده 3 هزار صفحه ای را خوانده به این نتیجه برسد که نمی بایست سردار رجب زاده تبرئه می شد، به حکم صادره نسبت به او نیز اعتراض خواهد کرد."
بابک جوادی فر در پایان برگزاری دادگاه کهریزک را گامی رو به جلو ارزیابی می کند: "این دادگاه قدمی رو به جلو است از این جهت که قانون برای همه افراد مملکت یکسان باشد و من تشکر می کنم ازسازمان قضایی نیروهای مسلح و همه کسانی که در برگزاری این دادگاه دخیل بودند و انشاالله دادگاه قضات نیز هر چه سریع تر برگزار شود."

 

وضعیت فاجعه بارسلامت کودکان کار خیابانی

خبرگزاری هرانا - تحقیقی که توسط پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی دانشگاه بهشتی بر روی کودکان خیابانی انجام گرفته است، نشان می‌دهد که این کودکان از نظر سلامت جسمی و روانی، میزان سواد، مشکلات گفتاری، رشد عاطفی هیجانی و رشد اجتماعی وضعیت فاجعه‌باری دارند.
بنابراین تحقیق، 73 درصد این كودكان به بیماریهای چشمی ، 61 درصد به بیماریهای تنفسی،64 درصد به بیماریهای قلبی، 69 درصد به اختلالات شنوایی، 82 درصد نیز به بیماریهای پوستی مبتلا هستند. از نظر رشد جسمی حرکتی بین 60 تا 84 درصد کودکان خیابانی با مشکلاتی مانند کم خونی کاهش قد و وزن بیمارهای مربوط به دهان چشم قلب گوارشی پوست و سوء تغذیه روبرو هستند .
به گزارش شهرزاد نیوز، 56 درصد کودکان خیابانی بی سوادند و در مجموع 86 درصد آنها فاقد هر گونه مهارت شغلی‌اند. بر اساس همین تحقیقات؛ كودكان كار، ضریب هوشی بالایی دارند و در صورت دستیابی به حداقل امكانات خدماتی و آموزشی، می‌توانند به مدارج بالای تحصیلی و شغلی دست یابند.
از نظر رشد ذهنی بین ۱۷ تا ۵۶ درصد آنان دارای مشکلاتی مانند بیسوادی مشکلات گفتاری کمبود توجه و تمرکز مشکلات یادگیری و کمبود شناخت محیط پیرامون خود هستند. بین 40 تا 89 درصد آنان از مشکلاتی مانند احساس کم ارزشی، بی قراری و ناآرامی انتقام‌جویی، بدبینی، افسردگی، ترس و ناامنی، بحران هویت و اضطراب رنج می‌برند.
هم چنین اغلب این کودکان مشکلاتی مانند پرخاشگری خشونت ناسازگاری سرقت سوءاستفاده جنسی تخریب تمایل به بزهکاری اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر و مشکل در برقراری ارتباط مناسب با دیگران را دارا هستند.

 

تعطیلی کوی دانشگاه تهران و انتقال دانشجویان به خوابگاه های سطح شهر

خبرگزاری هرانا - بر اساس شنیدها قرار است که ساختمان های 18 و 19 کوی دانشگاه در تعطیلات تابستان و در مرحله ی بعد، پس از ثبت نام دانشجویان خوابگاهی در مرداد ماه بسته شود و دانشجویان ساکن به خوابگاه های سطح شهر فرستاده شوند.
ساختمان های تعطیل شده قرار است مانند ساختمان های 23، 20 و 21 که سال گذشته بعد از حمله به کوی دانشگاه به طور کامل تخلیه شد، به متأهلین اختصاص داده شود و باقی ساختمان ها برای اسکان به دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا  تعلق یابد.

به گزارش دانشجونیوز، پیش از این فرهاد رهبر، رئیس انشگاه تهران اعلام کرده بود که خوابگاه کوی دانشگاه به دانشجویان ارشد و دکترا اختصاص خواهد یافت. به گفته دانشجویان، سیاست در پیش گرفته شده از سوی دانشگاه تهران جهت تخلیه ساکنین کوی و پراکنده ساختن دانشجویان به دلیل ممانعت از شکل گیری اعتراضات و تمرکز زدایی است.
از سال 1387 پس از ثبت نام دانشجویان ورودی 87 و 88 خوابگاه های سطح شهر به آنان اختصاص می یابد و از حضور دانشجویان در کوی دانشگاه جلوگیری به عمل آمده است.
گفتنی است خوابگاه های قرار گرفته در سطح شهر تهران دارای حداقل امکانات رفاهی بوده و جهت اسکان دانشجویان مناسب نیستند.
هم چنین اخیرا به دانشجویان ابلاغ شده است که به دانشجویان ترم 10 کارشناسی و ترم 6 کارشناسی ارشد نیز خوابگاهی تعلق نمی گیرد.

 

حکم لغو مجوز انجمن اسلامی دانشگاه کاشان از سوی وزارت علوم تائید شد

خبرگزاری هرانا - دبیر انجمن اسلامی دانشگاه کاشان از تائید حکم لغو مجوز انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان که اول اسفندماه سال گذشته از سوی هیات نظارت بر تشکل‌های اسلامی دانشگاه صادر شده بود از سوی وزارت علوم خبر داد.

به گزارش پارلمان‌نیوز، سعید رجبی در مورد دلیل صدور چنین حکمی گفت: این تصمیم به دلیل آنچه که تخلف از اصل 3 اساسنامه اعلام شده، اتخاذ شده است.

وی سیاست شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه کاشان را همواره حفظ اعتدال در منش و رفتار خود بیان کرد و حضور و فعالیت سیاسی این انجمن تا زمان حاضر را موید این نکته دانست.

دبیر انجمن اسلامی دانشگاه کاشان در مورد اتفاقاتی که منجر به صدور این حکم شد، افزود: در سال گذشته 2 تن از اعضای سابق انجمن به همراه دبیر سابق به اتهام شعار نویسی در دانشگاه، دستگیر شدند. با توجه به اعلام موضع رسمی انجمن اسلامی در این خصوص و به دلایلی کاملا ناموجه، از این اتفاق بهره برداری لازم صورت گرفت و محدودیت‌های ما به چندین برابر افزایش یافت. در بهمن ماه هم با تشکیل جلسه به اصطلاح هیئت منصفه و بررسی بیانیه‌ها و مواضع انجمن که بخش های بسیاری از آن مربوط به سال های گذشته بود، حکم لغو مجوز این انجمن از سوی هیئت نظارت دانشگاه صادر شد. ما با پیگیری‌های لازم و تدوین دفاعیه و ارسال مدارک به هیئت مرکزی نظارت، نسبت به صدور این حکم اعتراض کردیم. نکته مهم این که در ماه گذشته حدود 50 عضو هیئت علمی این دانشگاه با اعلام حمایت از انجمن، از وزیر علوم خواستند که نسبت به این حکم تجدید نظر کند و با یادآوری فضای دانشگاه کاشان از وی خواسته بودند که  تعادل این دانشگاه را به آن بازگرداند. اما صدور این حکم نشان داد که در وزارت علوم چه می گذرد.
گفتنی است بر اساس اصل 3 اساسنامه، انجمن اسلامی یك تشكل غیرانتفاعی است كه به قانون اساسی، ولایت مطلقه فقیه، قوانین موضوعه كشور و آیین‌نامه‌های مصوب التزام دارد و به عدم سوء استفاده از امكانات مالی دانشگاه و نام تشكل متعهد می‌باشد.

 

محکومیت ارسلان ابدی به شش سال حبس قطعی

خبرگزاری هرانا - ارسلان ابدی، دانشجوی دانشگاه بین‌المللی قزوین که 6 دی ماه (عاشورا) سال گذشته بازداشت شده بود به 6 سال حبس تعزیری در شبه 54 دادگاه تجدید نظر محکوم شد.
به گزارش دانشجونیوز، ارسلان ابدی در حکم بدوی به 9 و نیم سال حبس تعزیری محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدید نظر، به 6 سال تقلیل یافت.
لازم به ذکر است که خواهر و نامزد این دانشجو نیز به مدت 30 روز در بازداشت بوده اند. علت بازداشت نزدیکان این دانشجو فشار به او عنوان شده است.


ملاقات مجید توکلی با خانواده اش پس از سه ماه

خبرگزاری هرانا - مجید توکلی، فعال سرشناس دانشجویی، پس از بیش از سه ماه موفق به ملاقات با خانواده ی خود شد.
علی توکلی در گفتگو با گزارشگر هرانا اعلام کرد که روز دوشنبه 28 تیرماه تنها 10 دقیقه توانست برادر خود را، آن هم به صورت کابینی، ببیند.
وی وضعیت جسمی مجید توکلی را بهتر از قبل توصیف کرد و روحیه ی وی را پس از تحمل بیش از هفت ماه زندان، عالی دانست.
به دلیل اینکه پدر و مادر این زندانی سیاسی در شرایط جسمی مساعدی نیستند و بایستی مسافت طولانی تهران تا شیراز تنها در 10 دقیقه طی کنند، تنها علی توکلی، توانسته با برادرش ملاقات کند.
مجید توکلی از 16 آذرماه سال گذشته تاکنون در زندان به سر می برد و با حکمی هشت و نیم ساله مواجه است.
وی چند هفته پیش به دلیل نارسایی ریوی و شرایط نامناسب بند امنیتی 350 زندان اوین(بند کارگری) دچار خونریزی و به بهداری منتقل شده بود.
گفتنی است خانواده و وکیل آقای توکلی کماکان منتظر برگزاری دادگاه تجدید نظر در رابطه با حکم صادره هستند.

۱۳۸۹ تیر ۳۰, چهارشنبه

گزارش خانواده آیت الله بروجردی از وضعیت وخیم ایشان



اخبار روز: 

 آیت الله بروجردی هم اکنون شرایط بسیار سختی را در زندان اوین سپری می کند. چشمان این دگر اندیش زندانی در آستانه نابینائی قرار گرفته و قادر به حفظ تعادل خود در هنگام ایستادن و حرکت نمی باشد و پاهایش رو به فلجی می رود؛ با این وجود، مسئولین قضائی در اقدامی غیر انسانی ، مانع از بستری شدن ایشان در بیمارستانی مجهز می شوند. بدیهی است، تداوم چنین وضعیتی برای کسی که از انواع بیماریهای جدی و دردناک رنج می برد از مصادیق بارز شکنجه بوده و تداوم آن، منجر به مرگ تدریجی خواهد شد.
حکومت عملا نشان داده است که قصد حذف فیزیکی آقای بروجردی را دارد و به همین منظور، با اعمال انواع شکنجه های روحی و جسمی ، هر بار سوء قصدهای جدیدی را بر علیه ایشان طرح ریزی می کند. بدین وسیله بار دیگر از همه مجامع بین المللی و مدافعین حقوق بشر درخواست می کنیم تا برای نجات جان ایشان که طی ۴ سال بدون هیچ گونه مرخصی در زندان بوده، اقدامی فوری به عمل آورند.

خانواده و بستگان زندانی عقیدتی سیاسی، سید حسین کاظمینی بروجردی

آرامگاه جانباختگان ۶۷ به فروش می رسد!

در رشت نشانه های کشتار زندانیان را از بین می برند


اخبار روز:
گزارش های تازه تر از ادامه ی تخریب آرامگاه جان باختگان سال ۶۷ در قبرستان تازه آباد رشت حکایت دارد.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، قطعه‍ی معروف به گورهای دسته جمعی قتل عام زندانیان سیاسی ۶۷ تازه آباد رشت بطور کامل تخریب شده است و در حال فروش آرامگاه های آن می باشند.
گزارشات تکمیلی حاکی از آن است قطعه ای که بنام گورهای دسته جمعی معروف است و در انتهای قطعه‍ی هنرمندان قرار دارد، محلی است که زندانیان سیاسی قتل عام شده سال ۱٣۶۷ در آن به خاک آرمیده اند. این قطعه در آرامگاه تازه آباد رشت قرار دارد.
قطعه گورهای دسته جمعی آرامگاه تازه آباد رشت بدستور وزارت اطلاعات کاملا تخریب شده است و در حال فروش آن هستند و هر قبر به مبلغی بین ۱ الی ۱.٨ میلیون تومان بفروش می رسد. عملیات تخریب و فروش توسط مامورین وزارت اطلاعات صورت می گیرد.
خانواده های زندانیان سیاسی قتل عام شده در مقابل ویرانی آرامگاه های عزیزانشان معترض هستند و خواهان متوقف شدن این عمل جنایتکاران می باشند.
بنابر این گزارش، قطعه گورهای دسته جمعی بین مردم شهر رشت از احترام خاصی برخوردار است و مردم برای ادای احترام بخصوص در روزهای سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در آنجا حضور می یابند و نسبت به آنها ادای احترام می کنند.

میدان "زن تهرانی" در جنوا

 دویچه وله:صحنه‌ای از 
گردهمایی اعتراضی زنان در تهران

شهردار و اعضای شورای شهر جنوا در ایتالیا یکی از میادین اصلی این شهر را به نام "زن تهرانی" نام‌گذاری کردند. شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه صلح نوبل این میدان و نام جدید آن را افتتاح کرد.

 

به پاس احترام و بزرگداشت زنانی که در جریان اعتراضات مسالمت آمیز در یک سال گذشته در شهر تهران کشته شدند، به پیشنهاد شهردار و با تصویب شورای شهر جنوا در ایتالیا، یکی‌از مهمترین میادین این شهر به نام "زن تهرانی" نام گذاری شد.

دکتر شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل روز ۲۱ جولای (۳۰ تیر ماه) تابلوی میدان "زن تهرانی" شهر جنوا را افتتاح و از نماد یادبود آن پرده برداری کرد.

خانم عبادی در سخنانی که در این مراسم ایراد کرد، از زنان کشته‌شده در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران یاد کرده و گفت: «با یاد ندا دختر جوانی‌که به دست عمال حکومتی در خیابان کشته شد. با یاد  شبنم سهرابی که هنگام عزاداری در روز عاشورا پلیس با ماشین او را زیر گرفت و در مقابل هزاران چشم حیرت زده از روی جسد له شده او گذشت .با یاد دو دختر دانشجو به اسامی فاطمه و مبینا  که ساعت سه نیمه‌شب و به هنگام حمله پلیس به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران در تاریخ ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸ با شلیک گلوله به قتل رسیدند و با یاد تمام زنان آزاده کرد، بلوچ، عرب زبان و فارس که در یک سال گذشته در خیابان‌های تهران به خاطر مبارزات آزادی خواهانه خود، با گلوله‌هایی که از محل مالیات مردم خریداری شده بود به قتل رسیدند».

دکتر عبادی همچنین از شیرین علم‌هولی دختر کردی که در روز ۱۹ اردیبهشت اعدام شد نیز یاد کرد.
وی هچنین به زنانی که هم‌اکنون به دلیل اعتراضات مدنی در زندان هستند اشاره کرد و گفت :«تعدادی از زنان نیز هم اکنون به علت فعالیت‌های حقوق بشری و یا اطلاع رسانی و  خبرنگاری در شرایط بسیار بد در زندان‌های تهران در بند هستند که از آن جمله می‌توان به محبوبه کرمی و شیوا نظر آهاری اشاره کرد. تعداد کثیری از زنان نیز در یکسال گذشته زندان را تجربه کرده و با وثیقه‌های سنگین موقتا بیرون از زندان هستند که از آن جمله میتوان به ژیلا بنی‌یعقوب و بدر السادت مفیدی اشاره کرد».

وی سپس اشاره کوتاهی به وضعیت کنونی ایران کرد و اینکه به هیچیک از خانواده‌های جان‌باختگان حوادث پس از انتخابات اجازه برگزاری مراسم داده نشد و حتی خانواده برخی از آنان نیز بازداشت و بازجویی شدند.

شیرین عبادی سپس از شهردار جنوا و اعضای شورای این شهر تشکر کرد که میدانی را به نام و یاد زنان ایرانی نامگذاری کرده‌اند.

وی در پایان گفت: « ظلم به زن ایرانی همان قدر شما را آزرده خاطر می‌‌سازد که ستم بر همشهریان خود و این است مفهوم واقعی‌جهانی‌شدن. ما باید قلب‌های خود را جهانی‌کنیم و فقط در این صورت است که می توانیم شاهد جهانی‌بهتر و عادلانه تر باشیم».


 

اوضاع در سیستان و بلوچستان ملتهب است

خبرگزاری هرانا - بعد از گذشت یک هفته از انفجارهای زاهدان، برخی منابع خبری از ملتهب بودن اوضاع بلوچستان و کشیده شدن سطح درگیری میان نیروهای جندالله و حکومتی به سطح شهرها خبر داده اند. به گفته ی منابع مطلع در بلوچستان "طی روزهای بعد از انفجار گروهای لباس شخصی با چاقو و باتوم  در کوچه و پس کوچه های شهر به شهروندان بلوچ حمله کرده اند." این درحالیست که به گزارش رسانه های رسمی، دادگاه علنی هشت نفر اعضای گروه جندالله در ارتباط با انفجار مسجد علی بن ابیطالب و کشته شدگان نیروی انتظامی در منطقه میرجاوه برگزارشد  و  سه نماینده استان سیستان و بلوچستان نیز که در اعتراض به بی‎توجهی نسبت به مشکلات امنیتی در این شهر، استعفاکرده بودند، روز گذشته استعفای خود را پس گرفتند.

در حالیکه احمدرضا رادان، جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، بازداشت 40 شهروند بلوچ را که پس از وقوع انفجارها در زاهدان تائید کرده بود، منابع مطلع در بلوچستان از ادامه ی این بازداشت ها و وقوع برخی درگیری ها در سطح شهر زاهدان خبر می دهند.

به گفته یک منبع مطلع در زاهدان "زاهدان دیروز شرایط آرامتری نسبت به روزهای قبل سپری کرده است، اما طی روزهای بعد از انفجار گروهای لباس شخصی با چاقو و باتوم  در کوچه و پس کوچه های شهر به شهروندان عادی بلوچ حمله کرده و درگیری هایی نیز میان نیروهای جندالله و حکومتی در سطح شهرها رخ داده است."

این منبع با اشاره به زخمی شدن شماری از شهروندان بلوچ طی روزها گذشته به روز می گوید: "نزدیک 100 نفر بدلیل شدت جراحات به بیمارستان ها رجوع کرده اند و بیمارستان ها با کمبود خون مواجه هستند."

به گفته­ی این منبع مطلع، بیشتر شهرهای این استان، به ویژه شهر زاهدان در شرایطی امنیتی به سر می برند و نیروهای زیادی از دیگر شهرهای ایران به این منطقه منتقل شده اند که شمار زیادی از نیروهای لباس شخصی در میان آنها دیده می شود.

یکی از شاهدان عینی این درگیریها در زاهدان در گفتگوی تلفنی با روز، برخورد نیروهای لباس شخصی را این گونه بیان می کند: "آنها به هیچ فردی رحم نمی کنند، آزادنه در سطح شهر می چرخند و بدون بهانه افرادی را که به آنها مظنون هستند مورد ضرب و شتم قرار می دهند. نیروهای لباس شخصی به ماشین خودمن هجوم آوردند و خسارت زیادی به اتومبیلم وارد ساختند. آنها به هیچ کس رحم نمی کنند، گویا همه مردم بلوچ قاتلند."

به گفته این شاهد عینی  "این روزها شهر  زاهدان به یک زندان تبدیل شده است".

او در ادامه می گوید: "گفته می شود تعدادی از کسانی که با چاقوی لباس شخصی ها زخمی شده اند، جان خود را از دست داده اند."

یک منبع مطلع محلی نیز به روز می گوید: "طبق معمول نیروهای انتظامی، اداره اطلاعات، و سپاه پاسداران مرزها را بسته اند و تردد را برای مردمی که برای امرار معاش خود وابسته به تجارت بین ایران و پاکستان هستند در موقعیت بدی قرار داده اند.  فقط با پرداخت پول هنگفت می توان در بین دو کشور ایران و پاکستان از طریق زمینی رفت و آمد کرد."

او می گوید: "قبلا اگر تجار محلی دویست هزار تومان برای عبور مرز پرداخت می کردند، اکنون باید 5 تا ده برابر این پول را پرداخت بکنند".

اظهارات این افراد در حالی است که روز گذشته علی محمد آزاد، استاندار سيستان و بلوچستان درخصوص وضعیت امنیتی این استان گفت: "هم‌اكنون استان سیستان و بلوچستان در امنیت كامل به سر می‌برد و نیروهای نظامی و انتظامی آمادگی كامل برای تامین امنیت در استان سیستان و بلوچستان را دارند، همانگونه كه در مراسم تشییع پیكر شهدا با حضور عموم مردم شامل شیعیان و اهل سنت هیچگونه اتفاق غیرعادی رخ نداد."



آتش زدن مغازها و تعطیلی بازار

درگیری ها  در زاهدان در حالی ادامه دارد که بنا به گزارشات ارسالی از سوی فعالان بلوچ به روز، همزمان با تشیع جنازه جانباختگان انفجار هفته گذشته، شماری از افراد تندرو و لباس شخصی ها به بازارهای شهر حمله و اقدام به آتش سوزی برخی از مغازه ها کرده اند.

بر پایه ی این گزارش در پی حمله نیروهای افراطی که شماری از لباس شخصی ها هم در میان آنها دیده می شود به مغازه شهروندان بلوچ، بازارهای شهر و به طور مشخص  بازارهای سلیمانی و رسولی همچنان تعطیل است.

در گزارش ها آمده  است تعدادی از شهروندان اهل تشیع در زاهدان طی روزهای گذشته مقابل استانداری تجمع کرده و علیه مقامات و حتی استاندار و از طرفی اهل تسنن و مولوی عبدالحمید رهبر معنوی اهل تسنن بلوچستان شعار سرداده اند.

تجمع کنندگان در حمایت از حبيب‌الله دهمرده استاندار سابق سیستان و بلوچستان و علیه استاندار کنونی شعارهایی سرداده اند.

حبيب‌الله دهمرده یکی از همکلاسی های سابق محمود احمدی نژاد است که 5 سال پیش به عنوان استاندار سیستان و بلوچستان منصوب شده بود.به گفته ی منابع محلی حبيب‌الله دهمرده همراه افرادی نظیر شهریاری نماینده کنونی زاهدان در مجلس شورای اسلامی در سالهای گذشته تاثیرات مخربی در جهت تفرقه اندازی بین اهل تسنن و اهل تشیع داشته اند.، به گونه ای که حتی صدای اعتراض طرفداران حکومت هم بلند شد و سرانجام احمدی نژاد حبيب‌الله دهمرده را از استانداری سیستان و بلوچستان عزل و به سمت استانداری لرستان منصوب کرد.



کشف سرنخ ها

اما چهار روز پس از انفجارهای زاهدان، مصطفی محمد نجار وزیر کشور، در جمع خبرنگاران در بوشهر از کشف سرنخ هایی در ارتباط با حملات ترورستی روز پنج شنبه گذشته خبر داد.

به گزارش کیهان وزیر کشور روز دوشنبه با بیان این مطلب افزود: "برای ما عوامل این اقدام مشخص هستند ضمن آنكه در درگیری با این افراد 6 نفر از اشرار به هلاكت رسیده اند."

مصطفی محمد نجار با بیان اینکه "نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به زودی با كسانی كه تروریست ها را حمایت، كمك و یا تجهیز می كنند برخورد خواهد كرد"، افزود: "به زودی اقدامات جدیدی برای مقابله جدی با تروریست ها و افراد شرور آغاز خواهد شد. تروریست ها بدانند كه از نظر اعمال تاكتیكی، رفتارهای آنان هیچ ارزشی ندارد و با هوشمندی و هوشیاری، فعالیت های آنان رصد می شود و كاملاً بر اوضاع مسلط هستیم."

محمد نجار ادامه داد: "طرح جامع ساماندهی مرز در وزارت كشور تهیه شده است و این طرح به زودی به استانداران، بخصوص در شمال غرب، جنوب شرق و شرق كشور برای حفاظت بیشتر ابلاغ خواهد شد."
کهیان دربخشی از گزارش خود به نقل از وزیر کشور آورده است: "طرح انسداد مرز، توجه به معیشت مرزنشینان و فعال كردن بازارچه های مرزی نیز كه در طرح جامع دیده شده مجموعه ای از اقدامات امنیتی مكمل كارهای قبلی است كه در وزارت كشور در حال طراحی است و به دست نیروهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و مرزبانان اجرا خواهد شد."

محمد نجار در پایان در حالی به ورود "تروریست ها از کشورهای همسایه برای اعمال ننگین و كارهای شرارت آمیز به داخل كشور با حمایت سرویس های جاسوسی موساد و سیا" اشاره کرده که فرمانده مرزبانی كشور تاکید کرده: "شیوه‌های تهدید در مناطق مرزی از بعد نظامی اثر خود را از دست داده است."

به دنبال اظهارات وزیر کشور در مورد ارتباط حوادث بلوچستان با "آنسوی مرزها"، معاون وی، جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، رئیس مجلس اسلامی و رئیس كل سابق دادگستری استان سیستان و برخی دیگر از مقامات جمهوری اسلامی در واکنش به این حوادث یکی پس از دیگری کشورهای خارجی از جمله آمریکا و اسرائیل را به عنوان مسئول این حمله تروریستی نشانه گرفتند.

از سوی دیگر همزمان با اعلام این سرنخ ها پیمان فروزش، نماینده مردم زاهدان در مجلس درخواست کرده است که "كمیته‌ای ویژه در دولت و مجلس تشكیل شود تا ابعاد مختلف حادثه اخیر تروریستی اخبر زاهدان در آن بررسی شود تا شاهد جلوگیری از تكرار وقوع اینگونه حوادث باشیم."



بازگشایی پرونده های گذشته

در حالیکه هنوز اوضاع بلوچستان در نتیجه ی انفجارهای اخیر  ملتهب گزارش می شود و روند بازداشت ها همچنان ادامه دارد،  خبرگزاری های رسمی از بازگشایی پرونده و برگزاری علنی دادگاه برخی از متهمان دیگر حوادث بلوچستان خبر داده اند.

در این زمینه خبرگزاری فارس، وابسته به نهادهای امنیتی نظامی  از برگزاری دادگاه علنی 8 نفر از اعضای جندالله که از آن به عنوان "گروهک جندالشیطان" نام برده در سالن شهید بهشتی دادگستری سیستان و بلوچستان خبر داده است.

بر پایه­ی گزارش فارس عصر روز گذشته با حضور تعدادی از خانواده‌‌های شهدای انفجار مسجد علی‌بن ابیطالب، شهدای نیروی انتظامی در منطقه لار میرجاوه و دیگر حوادث دادگاه علنی متهمان به محاربه و افساد فی‌الارض برگزار شد.

در این جلسه كیفرخواست پرونده بمب‌گذاری مسجد علی‌ بن ابی‌طالب و كیفرخواست عملیات تروریستی لار میرجاوه و كوه‌سفید سراوان توسط دادستان عمومی و انقلاب زاهدان قرائت شد.

عضویت در "گروهك معدوم عبدالمالك ریگی" و تلاش مؤثر برای پیشبرد اهداف این گروه و شركت در عملیات‌های بمب‌گذاری در استان، قسمتی از "اتهام محرز" این متهمان بوده که در گزارش به آنها اشاره شده است.

به گفته­ی این خبرگزاری در جلسه دادگاه كه "با آه و فغان پدران و مادران شهدای این حوادث تروریستی در استان همراه بود" هر یك از متهمان به اعتراف عملكرد خود پرداخته و "چگونگی پیوستن به گروهك تروریستی جندالشیطان به سركردگی معدوم عبدالمالك ریگی را تشریح كردند و در ادامه تمامی متهمان از نظام درخواست عفو و بخشش كردند."

در این جلسه همچنین نماینده حقوقی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز به تشریح چگونگی کشته شدن 12 تن از پرسنل نیروی انتظامی در منطقه لار میرجاوه توسط افراد وابسته به گروه جندالله پرداخته و از دادگاه تقاضای اشد مجازات را برای متهمان كرده است.

دادگاه زمان ابلاغ احكام را ظرف یك هفته آینده اعلام كرد.

خبرگزاری فارس در گزارشی دیگر به نقل از روابط عمومی اداره كل اطلاعات سیستان و بلوچستان به درخواست 328 عضو گروه جندالله برای دریافت امان نامه خبر داده است.

بر پایه این گزارش "مدیر كل اطلاعات و دبیر كمیسیون اعطای امان نامه استان، لیست تعداد 328 نفر از افراد متقاضی تأمین در استان سیستان و بلوچستان كه با تأمین آنها در جلسات كمیسیون امان‌نامه ‌موافقت شده را بدین شرح ‌اعلام كرده و بدین وسیله به عناصر متقاضی اعلام میگردد، برای اخذ امان‌نامه به مبادی مربوطه تحویل درخواست تأمین، مراجعه كنند."



پس گرفتن استعفاها

روز گذشته در حالی سه نماینده استان سیستان و بلوچستان استعفاهای خود پس خود را پس گرفتند که پیشتر کارشناسان و فعالان منطقه این امر را پیش بینی کرده بودند.

به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی- ایرنا ـ محمد حسن ابوترابی فرد نایب رییس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز سه شنبه  پس از نطق شهریاری نماینده زاهدان اعلام کرد: "نمایندگان زاهدان و زابل با توجه به پیام و رهنمودهایی که دریافت کردند استعفای خود را پس گرفتند."

ابوترابی فرد در ارتباط با این استعفا گفته است: "نمایندگان استان سیستان و بلوچستان به عنوان همکار و نماینده این استان در خدمت ملت انجام وظیفه می‌کنند."

این نمایندگان در حالی استعفاهای خود را پس گرفتند که پیشتر کارشناسان مسائل سیستان و بلوچستان در مصاحبه با روز این استعفاها را "مانورهای تبلیغاتی" نامیده  و تاکید کرده بودند این حرکت "ممکن است به هر انگیزه ای صورت گرفته باشد جز دلسوزی واقعی برای مردم بلوچستان و بازگشت امنیت به منطقه".


واکنش به سکوت

در ادامه واکنش ها به حوادث هفته گذشته زاهدان، "جمعیت مسلمانان ایرانی‌ مقیم آمریكا" طی بیانیه سكوت "مدعیان دفاع از حقوق بشر" در قبال حادثه تروریستی زاهدان را محكوم كرد.

در ابتدای بیانیه این گروه آمده است: "حادثه تأسف‌بار و تروریستی زاهدان كه منجر به شهادت و زخمی شدن عده زیادی از هموطنان عزیز و مومنمان شد را قویا محكوم می‌كنیم و به حضور خانواده‌های محترم شهدای این حادثه ننگین، و ملت مسلمان ایران و رهبر فرزانه تبریك و تسلیت عرض می‌كنیم. امروز پرده از نقاب طرفداران باصطلاح حقوق بشر برداشته شد."

در بخشی دیگر از بیانیه "جمعیت مسلمانان ایرانی‌ مقیم آمریكا" با انتقاد از آندسته از فعالان حقوق بشری که از آنها به عنوان "رهبران فراری حقوق بشری" اسم برده، آمده است: "امروز، همه شاهد آن هستیم كه رهبران حقوق بشری كه به خارج فرار كرده و كشورهایی كه ژست طرفداران حقوق بشر می‌گیرند، و به این بهانه به زندگی خود مشغول هستند هیچ بویی از انسانیت نبرده‌اند. حال باید پرسید مگر مردم زاهدان در ایران در چارچوب بشری كه شما تعریف می‌كنید نمی‌گنجند؟ پس چرا این جنایت را محكوم نمی‌كنید؟ مگر مردم بی‌دفاع استان سیستان و بلوچستان انسان نیستند؟ مگر ایرانی نیستند، پس چرا خود را به خواب خرگوشی زده‌اید و صدایی از شما شنیده نمی‌شود؟ آیا این جز این نیست كه اربابان شما دستشان به این جنایت آغشته است؟ و شما غلامان جیره‌خوار آنها، اهداف آنها را به پیش می‌برید؟"

اعتراض این گروه به سکوت فعالان حقوق بشر در حالیست که در پی انفجارهای انتحاری شهر زاهدان بسیاری از سازمان ها، شخصیت ها و مدافعان حقوق بشر ایرانی و خارجی در بیانیه ها و اظهار نظرهایی جداگانه حملات تروریستی هفته گذشته زاهدان را محکوم کرده اند، آن هم در حالیکه سانسور خبری مانع از انعکاس حوادث این منطقه شده است.
کاوه قریشی - روز آنلاین

آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها

صدور حکم قصاص و بیست و سه سال حبس به اتهام قتل

خبرگزاری هرانا - 3 شهروند تهرانی با حکم دادگاه شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدسلطان همت‌یار جنایی به قصاص و تحمل 23 سال حبس محکوم شدند.
به گزارش فارس، "فرزاد"، "جعفر" و "محمدرضا" به اتهام قتل یک کارمند بانک رد سال 1382 به اعدام محکوم شده اند.
گفتنی است که این سه متهم در دادگاه اتهامات وارده به خود را رد کردند.
در جلسه ی دادگاه ایشان سیدرضایی، نماینده دادستان نیز حضور داشت و در جایگاه قرار گرفت و با اشاره به مدارک موجود در پرونده، خواستار مجازات متهمان شد. اولیای‌دم نیز با اعلام شکایت مجدد از متهمان، درخواست خود را قصاص قاتل عنوان کردند.
قاضی همت‌یار بعد از مشورت با مستشاران دادگاه حکم پرونده را این گونه اعلام کرد: فرزاد به اتهام معاونت در قتل به تحمل 8 سال حبس، جعفر به اتهام معاونت در قتل به 15 سال حبس و محمدرضا نیز به اتهام مباشرت در قتل به قصاص محکوم شدند.

 

هرانا؛ وضعیت حاد جسمانی آیت الله حسین کاظمینی بروجردی

خبرگزاری هرانا -  وضعیت جسمانی آیت الله حسین کاظمینی بروجردی در معرض خطر جدی قرار گرفته و وی هم اکنون شرایط بسیار سختی را در زندان اوین سپری می کند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، با توجه به اختلالات جدی در چشمان و پاهای آقای بروجردی مسئولان مانع از درمان این زندانی سیاسی می شوند.
به گفته ی خانواده ی این زندانی سیاسی، چشمان وی در آستانه ی نابینائی قرار گرفته و قادر به حفظ تعادل خود در هنگام ایستادن و حرکت نمی باشد و پاهایش رو به فلجی می رود.
آیت الله حسین کاظمینی بروجردی از روحانیون مخالف نظام در سال 1385 بازداشت و به 11 سال زندان به انضمام مصادره اموال محکوم شد.

 

آیت الله سبحانی: تفتیش اعقاید در دین ممنوع است

خبرگزاری هرانا - آيت‌الله سبحاني تاكيد كرد: باید توجه داشت که بین تفتیش عقاید و ارتداد تفاوت وجود دارد؛ زیرا اصل اصالة الصحه در فقه اسلام، اصلی محکم و متقن می‌باشد و بر همین اساس تفتیش عقاید در دین ممنوع است. به گزارش ايلنا ، آيت الله سبحاني در چهارمین نشست از سلسله جلسات کلام اسلامی در مشهد ضمن تاكيد بر عدم تفتیش عقاید در دین اظهار داشت : دشمن برای ایجاد هسته‌های مخالف در جامعه، از ابزارهای مختلفی مثل ارتداد ، استفاده می‌کند کاری به اسلامی یا مسیحی شدن ندارد.
وي در ادامه درباره حکم ارتداد در اسلام، تصریح كرد: امروزه برخی از ارتدادها و گرایش‌ها به مذاهب دیگر ، ارتداد ریالی و دلاری است و ارتداد واقعی نمی باشد.
این مرجع تقلید با بیان این که فقه اسلامی، آزادی‌های کامل و فراوانی دارد، گفت: برخی محدودیت‌ها به خاطر لطمه زدن به زندگی و آزادی افراد دیگر می‌باشد.
آيت‌الله سبحاني با اشاره به این که امور اعتقادی تسلیم پذیر نیست ، اظهارداشت: پذیرش دین، بر اساس عقیده و تصدیق است که این تصدیق با مقدماتی همراه است.
اين مرجع تقليد در ادامه تصريح كرد: باید توجه داشت که بین تفتیش عقاید و ارتداد تفاوت وجود دارد؛ زیرا اصل اصالة الصحه در فقه اسلام، اصلی محکم و متقن می‌باشد و بر همین اساس تفتیش عقاید در دین ممنوع است.

  

حکم اعدام یک زندانی در زندان کارون اهواز اجرا شد

خبرگزاری هرانا – صبح امروز حکم اعدام س.ح که به اتهام خرید و فروش مواد مخدر بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود اجرا شد.

به گزارش روابط عمومي دادگستري استان خوزستان، صبح امروز حكم اعدام «س. ح» كه به ارتكاب خريد، فروش، حمل و نگهداري مواد مخدر از سوي دادگاه انقلاب اهواز به اعدام محكوم شده بود، در زندان كارون اجرا شد. حكم صادره پس از تائيد از سوي دادستاني كشور، با توجه به اصل فوريت اجراي احكام كيفري و در راستاي مبارزه قاطع با سوداگران مرگ، پس از طي مراحل قانوني و شرعي اجرا شد.

گفتنی است، دو روز پيش نيز در منطقه آخر آسفالت اهواز يك متهم به حمل و خريد و فروش مواد مخدر در ملا عام اعدام شد.
طبق آمار ارائه شده از سوی واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر پیش از این 20 تن از شهروندان در سایر زندانهای در ماه جاری اعدام شدند.

 

صدور حکم 9 سال حبس برای هفت نفر از فعالان انتخاباتی و سیاسی گرگان

خبرگزاری هرانا - در پي محاكمه جمعي از فعالان انتخاباتي و سياسي گرگان در روز پانزدهم تير ماه، راي شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي گرگان در باره هفت نفر از آنان صادر شد.
به گزارش جرس، این افراد كه در دادگاه مذبور با اتهاماتي چون اقدام عليه امنيت داخلي با شركت در تجمعات غير قانوني پس از انتخابات، چهلم كشته شدگان، روز قدس، ايام محرم و در يك مورد فعاليت تبليغي از طريق سخنراني عليه نظام جمهوري اسلامي در حسينيه محمديه شريف موسوي و شبهاي محرم مورد محاكمه قرار گرفتند در مجموع به 9 سال حبس تعزيري محكوم شدند. احكام صادره از سه تا پنج سال مشمول تعليق اعلام شده است. بر اين اساس حسين رفعتي، محمد حسن كيقبادي و ابراهيم بيگانه هر كدام به دو سال حبس محكوم شدند كه حكم صادره به مدت 5 سال مورد تعليق خواهد بود و همچنين محمد رفعتي و مهدي قلي تبار هر كدام به 6 ماه حبس محكوم شدند كه حكم آنان براي مدت سه سال مشمول تعليق است و نيزعلي قلي تبار و احسان اعلايي فر هر كدام به يك سال حبس محكوم شدند كه حكمشان به مدت 5 سال مورد تعليق قرار دارد.


گفتنی است حسين رفعتي فرماندارسابق گرگان و عضو شوراي مركزي حزب مشاركت شاخه گلستان، علي قلي تبار عضو مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه گلستان و بقيه محكوم شدگان نيز از اعضاي فعال ستاد 88 هستند.

 

علی اصغر جمالی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد

خبرگزاری هرانا -  دکتر علی اصغر جمالی،‌ از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب شهر قزوین، مجموعا به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، اتهامات وی در دادگاه، «توهين به رهبری و تبليغ عليه نظام» عنوان شده است. همچنین نامبرده به مدت سه سال، از کار در مطب خصوصی محروم شده است. اين حكم ظرف مدت ۲۰ روز در دادگاه تجديدنظر قابل تجديد نظرخواهی است. دكتر جمالی مرداد ماه سال گذشته بازداشت شده و بيش از دو ماه را در زندان اداره اطلاعات قزوين به سر برده و با قرار وثيقه ۱۶۰ ميليون تومانی، موقتا آزاد شده بود.

همچنين ۱۵ تن ديگر نيز در ارتباط با همين پرونده، به اتهام «تبليغ عليه نظام از طريق پخش اعلاميه‌های حزب كمونيست كارگری ايران» به یک‌‌ سال حبس محكوم شده‌اند كه اين مجازات به مدت دو سال به حالت تعليق درآمده است.

 

بیش از 80 درصد كارگران دارای قرارداد موقت هستند

خبرگزاری هرانا - بررسی طرح بهسازی قراردادهای موقت كار یک‌ساعت‌و نیم در جلسه امروز مجلس به طول انجامید كه طی آن نمایندگانی چون توكلی، محجوب، فولادگر، لاهوتی و... صحبت كردند.

در جلسه علنی امروز بررسی طرح بهسازی قراردادهای موقت كار و شركت‌های پیمانكار نیروی انسانی در دستور كار مجلس قرار گرفت كه نمایندگان پس از استماع اظهارات مخالفین و موافقین به آن رای منفی دادند. ابتدا پیشنهاد مسكوت ماندن این طرح به مدت 6 ماه مطرح شد كه نمایندگان با 64 رای موافق، 99 رای مخالف و 16 رای ممتنع با آن مخالفت كردند.

مهرداد لاهوتی نماینده لنگرود كه این پیشنهاد را ارائه داده بود، گفت: وزارت كار در حال حاضر در حال تدوین طرح جامعی در مورد همین دغدغه‌های نمایندگان است كه بهتر است 6 ماه به وزارت كار فرصت دهیم تا این لایحه را به مجلس تحویل دهد.

موسی‌الرضا ثروتی نماینده بجنورد در مخالفت با این پیشنهاد، اظهار داشت: این طرح 3 بار به صحن علنی آمده است و دوبار به مدت 6 ماه عقب افتاده است و به بیانی دیگر 4 سال است كه در نوبت طرح قراردارد.
به گفته وی در حال حاضر كارگرانی
وجود دارند كه با 15 سال سابقه كار هر سال باید قرارداد بندند و با وجودی كه وزارت كار باید مشاغلی را كه جنبه دائمی دارند اعلام كند، كاری نكرده است.
پس از آنكه نمایندگان با تویق در بررسی این طرح مخالفت كردند، مجلس وارد بررسی كلیات این لایحه شد.

حیدری: این طرح موجب اختلاف روابط كارگر و كارفرما می‌شود

نورالله حیدری نماینده اردل و فارسان در مخالفت با كلیات طرح بهسازی قراردادهای موقت كار و شركت‌های پیمانكاری نیروی انسانی، گفت: من مخالفتی با پرهیز از استثمار كارگران ندارم و باید امنیت شغلی كارگران تضمین شود. اما این طرح این دو ایده مطلوب را تحقق نمی‌بخشد.

وی ادامه داد: اهداف متعالی مد‌نظر طراحان را تحقق نمی‌بخشد و در قانون كار كه انتقادهایی به آن وجود دارد بسیار جامع‌تر، آنچه را كه طراحان در این مطرح دنبال می‌كنند عنوان كرده است.

این عضوكمیسیون آموزش و تحقیقات یادآور شد: در تبصره یک ماده 7 قانون كار به خوبی مصادیق مشاغل مستقل عنوان شده است و ابهامات متعددی در این طرح وجود دارد و مشخص نیست منظور از تشكیلات كارگری و كارفرمایی چیست؟

به گفته وی منظور از 10 سال سابقه مشخص نیست و معلوم نیست كه آیا باید همه 10سال سابقه در یک كار باشد یا نه؟

حیدری ادامه داد: این طرح موجب اختلاف روابط كار گروه و كارفرما خواهد شد. اگر هم فردی با روابط بر سر كار آمده باشد با تصویب این قانون به آنها مشروعیت بخشیده می‌شود.

قاضی‌پور: 8 میلیون كارگر موقت دلهره اخراج شدن دارند

نادر قاضی‌پور نماینده ارومیه در موافقت با این طرح، تاكید كرد: همه این طرح یكی از آرزوهای دیرینه خانه ملت است كه متاسفانه به علت عدم توجه به اهمیت آن مورد عنایت جدی قرار گرفته است.
به گفته وی یكی از شعارهای عدالت اجتماعی، تامین امنیت شغلی است كه محقق نشده است. بی‌توجهی به كار شایسته و عدم بهسازی قراردادهای
كار موجب دلهره 8 میلیون كارگر از اخراج شده است.
قاضی‌پور ادامه داد: بیش از 80 درصد كارگران دارای قرارداد موقت هستند. چگونه این را عدالت بنامیم كه كارگری با 20 سال سابقه كار بدون دلیل اخراج شود؟

ور در ادامه خاطرنشان كرد: نیروهای قرارداد موقت كار در ابتدای اجرای این قانون 6 درصد نیروی كار كشور را تشكیل می‌داد و 94 درصد نیروی دائمی بودند. اما در سال‌های اخیر تعداد كارگران موقت به 60 درصد رسیده است. این طرح همان اشتباه را ادامه می‌دهد. طبق قانون كار موجود هنگامی كه كارگری موقت باشد، اخراج آن بسیار آسان است و هیچ حمایتی هم از وی نمی‌شود.

توكلی: با قراردادهای پیمانكاری مخالفم
توكلی معتقد است كه در صورت تصویب این قانون و تا زمان ابلاغ این قانون مطمئن باشید كارگران دارای بیش از 10 سال سابقه كار با قرارداد موقت كار همگی اخراج می‌شوند و كارگرانی كه سابقه آنها به 10 سال نزدیک می‌شوند نیز اخراج خواهند شد.

این عضو كمیسیون برنامه و بودجه یادآور شد: من با پیمانكاری مخالف هستم و در سال‌های اولی كه مسئولیت مركز پژوهش‌ها را برعهده گرفتم، قراردادهای پیمانكاری‌ها را لغو كردم و كسانی را كه صلاحیت داشتند را استخدام كردم. این در صورتی بود كه 6 میلیون تومان كاهش هزینه داشتم.
این نماینده مجلس افزود: با تصویب این قانون دل میلیون‌ها كارگر شاد می‌شود.
احمد توكلی نماینده تهران در مخالفت
با این طرح، یادآور شد: سال 1368 كه این قانون تصویب شد. من ملاقاتی با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی داشتم و به ایشان گفتم این قانون برخلاف ظاهرش ضد نیروی كار و جویندگان كار است و به گونه‌ای حصار قوی به دور شاغلین كشانده است. همانطور كه نمی‌توان بیرون كرد به درون آن هم نمی‌توان رفت.

وی ادامه داد: تاكید كردم كه این قانون موجب كاهش نرخ اشتغال می‌شود و كارفرماها كه دارای پول هستند، مشاور حقوقی می‌گیرند و سوراخ‌های قانون را پیدا می‌كنند و كارگران را تحت فشار قرار می‌دهند.

این نماینده مجلس تاكید كرد: متاسفم كه با وجود پذیرش این سخنان از سوی آقای هاشمی، در عمل به علت جو، اصراری در این مورد نكردند و حتی در زمان آقای خاتمی در طرح ساماندهی اقتصادی یک فصل، مفصل در مورد اشكالات قانون كار بود كه در انتشار طرح آن فصل را از ترس جوسازی‌هایی كه در جامعه وجود داشت، حذف كردند.

توكلی تصریح كرد: با تصویب این طرح، افرادی كه میزان صلاحیت آنها مشخص نبود و با زد‌و بند و رفاقت‌های فامیلی در شركت‌های پیمانكاری مشغول شده‌اند ناچار به استخدام آنها خواهیم شد كه با ماده 42 قانون مدیریت خدمات كشوری مغایر است.

به گفته وی، در این صورت دولت باید یك‌باره چندین هزار نفر كه صلاحیت آنها مشخص نیست را استخدام كند و خواهش می‌كنم كه اسیر ظاهر نشوید.

این عضو فراكسیون اصول‌گرایان چاره كار را در شرایط فعلی اصلاح قانون كار عنوان كرد و گفت: قانون كار باید اصلاح شود و تلاش شود از این ركود اقتصادی خارج شویم.
” بیش از 80 درصد كارگران دارای قرارداد موقت هستند. چگونه این را عدالت بنامیم كه كارگری با 20 سال سابقه كار بدون دلیل اخراج شود؟ “
تا وقتی كه ركود حاكم است و بی‌صلاحیت‌ها وزارت می‌كنند و تا وقتی كه نظارت مجلس خوب اعمال نمی‌شود، با تولید انبوه قانون مشكل حل نمی‌شود.

وی افزود: از اول انقلاب تا به الآن كه من با این عرصه تماس داشتم و دارم هیچ‌وقت نیروی كار ما به اندازه امروز كرامتش آسیب ندیده و منافع مادی آن زیر فشار نبوده و تحت فشار كارفرمای بعضا بی‌اعتقاد، بی‌دین نبوده است، اما چاره كار صدور حكمی كه می‌دانیم نتیجه آن چیست نخواهد بود.

توكلی تصریح كرد: این طرح دولت را فربه‌تر می‌كند و كیفیت كارمندان دولت را پایین می‌آورد و قانون مدیریت خدمات كشوری را ملغی‌الاثر می‌كند و این همه زحمت كه مجلس هفتم و دولت برای اجرای قانون مدیریت خدمات كشوری كشید بر باد خواهد رفت.

رئیس مركز پژوهش‌های مجلس معتقد است كه این طرح بر ضد اصل 44 است و بیكار شدن شاغلین سابقه‌داری كه تعهد زندگی دارند خطر اجتماعی-سیاسی بیشتری از بیكاری جوانان جویای كار دارد.

وی تصریح كرد: چاره كار كمک به دولت برای اصلاح قانون كار با كنار گذاشتن رودربایستی‌ها و عدم بالا رفتن جوسازی‌ها است و نباید فراموش كنیم كه وضع كارگران بسیار بد است و با این طرح بدتر هم خواهد شد.

محجوب: مگر می‌شود از ترس اخراج، كارگر را وادار به كار با كیفیت كرد

علیرضا محجوب نماینده تهران در موافقت با این طرح گفت: برخی گفتند كه این طرح برخلاف عدالت است و من تعجب می‌كنم كه چرا دعوت به عدالت را اینگونه تلقی می‌كنید.

وی خطاب به نمایندگان گفت: شما كه در این مجلس نشسته‌اید دارای یک امنیت شغلی 4 ساله هستید، ولی كارگران در ناامنی مطلق كار می‌كنند.

دبیركل خانه كارگر
یادآور شد: با اصلاحاتی كه بعدا مجلس روی قانون انجام داده می‌توان به راحتی كارگر را اخراج كرد و با قراردادهای 3 ماهه و 6 ماهه، پیمانكاری كه منعقد می‌شود می‌توان قید كرد كه كارگر از فردا بر سر كار نیاید.

به گفته وی امروز به گونه‌ای صحبت شد كه گویا كارگران عامل بی‌عدالتی هستند.

محجوب در مورد مخالفت‌های برخی مخالفین كه این طرح را مغایر با قانون اساسی عنوان كرده بودند، ادامه داد: در تبصره یک ماده 7 قانون كار دولت مكلف به این بوده است كه حداكثر مدت موقت را مشخص كند و اگر امروز تكلیف در این طرح آمده است، تكلیفی در مورد قانون تصویب شده قبلی بوده است.

رئیس فراكسیون كارگری مجلس معتقد است كه بارها با دعوت از گروه‌های مختلف كارگری و كارفرمایی نظرات آنها را جویا شده‌اند و حدود یك‌سال رسیدگی به این طرح به درازا كشیده است و بنابراین به اندازه كافی در این مورد بررسی شده است.

این نماینده مجلس افزود: ما برای كارگری كه 10 سال سابقه كار دارد امنیت شغلی درخواست كردیم و این در حالی است كه عرف آن در دنیا 6 ماه و 2 سال است. بنابراین ما حتی مخالفتی با حذف 10 سال نداریم و كمیسیون اجتماعی براساس بررسی‌های كامل این كار را انجام داده است.

به گفته وی این طرح امیدبخش است و امید به آینده را افزایش می‌دهد. قانون كار در حال تخصصی شدن است. مگر می‌شود با حكومت زور كارخانه‌ها اداره كرد و از ترس اخراج كارگر را وادار به كار با كیفیت كرد.
آفتاب

 

 

هرانا؛ یورش نیروی انتظامی برای جمع اوری ماهواره های خانگی به منازل اهالی شهرستان بیستون کرمانشاه

خبرگزاری هرانا - عصر امروز نیروی انتظامی با یورش به منازل شهروندان در شهرستان بیستون  به جمع اوری ماهواره های انان پرداخت.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، نیروی انتظامی با در دست داشتن تجهیزات ردیاب سیگنال ماهواره و با پشتیبانی نیروهای خود به منازل مردم وارد شده و دستگاه های ماهواره را به همراه خود میبردند.

شهرستان تاریخی  بیستون در 30 کیلومتری  کرمانشاه و در  مجاورت کوه باستانی و راه شاهی بیستون قرار دارد مساحت این شهرستان160 هکتار است و  بیش  از 7000 نفر جمعیت را در خود جا داده است.
در چند هفته گذشته اعمال فشار بر شهروندان این منطقه افزایش یافته است و شاهد لغو  کنسرت حسام الدین سراج و ممانعت از برگزاری کنسرت های دانش اموزی در این شهرستان  از سوی نیروهای حزب الله بوده ایم.


محکوميت بختيار خوشنام، فعال کُرد به زندان و تبعيد

خبرگزاری هرانا - يک فعال کرد اهل سقز به نام بختيار خوشنام به تحمل يک سال زندان و دو سال اقامت اجباری در سيرجان کرمان محکوم شد.

به گزارش موکریان، نامبرده که دانش آموخته علوم سياسی دانشگاه زنجان می باشد چندی پيش از سوی نيروهای امنيتی در سقز بازداشت و پس از محاکمه توسط دادگاه انقلاب اين شهر، به اتهام فعاليت تبليغی عليه نظام براساس ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به يک سال زندان و براساس ماده ۲۰ قانون مجازات به ۲ سال اقامت اجباری در شهر سيرجان کرمان محکوم گرديد.
گفتنی است اخيراً با مرخصی بختيار خوشنام که هم اکنون در زندان مرکزی سقز تحمل حبس می نمايد مخالفت شده است.

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها

 دومین تماس محمدرضا جلایی پور از اوین بعد از ۳۸ روز

کلمه:

در حالی که نزدیک به چهل روز از سومین بازداشت محمدرضا جلایی پور طی یک سال اخیر می گذرد او برای دومین بار با خانواده خود از اوین تماس گرفت.
به گزارش خبرنگار کلمه، محمدرضا جلایی پور، رئیس و سخنگوی پویش موج سوم که نزدیک به چهل روز پیش در خانه پدری‌اش بازداشت شده بود روز دوشنبه بعداز ظهر برای بار دوم با خانواده خود تماس گرفت. او در این تماس گفته است که همچنان در سلول انفرادی به سر می‌برد و هنوز از اتهامات احتمالی خود بی‌اطلاع است.
جلایی پور در این تماس کوتاه گفته است که اجازه و امکان تماس با همسرش را ندارد.
خانواده شمس و جلایی پور می گویند که  مقامات قضایی تهران از دلایل احتمالی این بازداشت اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند و مقامات قضایی مشهد نیز که به دستور آنان حکم بازداشت صادر شده بود از پاسخ‌گویی به این دو خانواده  سر باز می‌زنند.
خانواده جلایی پور روحیه فرزندشان در آخرین تماس تلفنی را خوب اعلام کرده‌اند و گفته‌اند که وی در انفرادی روزهای خود را به ورزش و تلاوت قرآن می‌گذراند.
بر اساس این گزارش تا کنون پدر جلایی پور امکان ملاقات با وی را نداشته است و ماموران از پذیرفتن کتاب نیز خودداری کرده‌اند.
گفتنی است که جلایی پور بعد از تحمل ۸۸ روز انفرادی در تابستان گذشته از اتهامات وارده تبرئه شده بود و در حالی که برای تحویل گرفتن پاسپورت خود به وعده بازجویان به مسجد ضرابخانه تهران مراجعه کرده بود بازداشت و محل اقامت او مورد تفتیش قرار گرفت. در طول چهل روز گذشته او دو بار حق تماس با مادر و برادر خود و یک بار حق ملاقات با مادرش را داشته است.

 

حمزه کرمی،مدیر سایت جمهوریت به مرخصی آمد


کلمه: حمزه کرمی ،از مدیران ارشد دانشگاه ازاد اسلامی و مدیر سایت جمهوریت دیروز با موافقت دادستان تهران برای معالجه به مرخصی پنج روزه آمد.
به گزارش خبرنگار کلمه، حمزه کرمی که  از یکسال پیش در زندان به سر می برد، با وجود مشکلات قلبی -عروقی به پزشک متخصص دسترسی نداشت.
براساس این گزارش ، پس از بارها در خواست خانواده کرمی از مسولان قضایی، با مرخصی درمانی این زندانی سیاسی موافقت شد.
یادآوری می شود، مدیر سایت جمهوریت و از مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات محسوب می شود و پیش از این نیز موفق به استفاده از یک مرخصی پنج روزه شده بود.
وی در دادگاه بدوی توسط رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب ،قاضی صلواتی به ۱۶سال زندان محکوم شده بودو که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۱۱ سال تبدیل شد
کرمی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴، فرماندار ورامین و از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰، مدیرکل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بود و در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، مسئول ستاد مطبوعات هاشمی رفسنجانی بود و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مدیریت وب‌سایت جمهوریت را بر عهده داشت

 

نامه کبودوند به دادستان عمومی انقلاب تهران

خبرگزاری هرانا - محمدصدیق کبودوند طی نامه ای خطاب به جعفر دولت آبادی دادستان عمومی انقلاب تهران پس از یادآوری سوابق بیماری قلبی- عروقی و کلیه و پروستات و سابقه 2 بار سکته قلبی در زندان از احتمال ابتلاء به بیماری مغزی و عصبی خود خبر داده و تقاضای اعزام به مراکز درمانی معتبر جهت معالجه خود نموده است. متن نامه به قرار ذیل است:
این جانب محمدصدیق کبودوند که از 38ماه پیش به اتهام تشکیل جمعیت مردم نهاد دفاع از حقوق بشر کردستان دستگیر و هم اکنون در حبس به سر می برم. اخیراً دچار ناراحتی _احتمالاً بیماری_ مغزی و عصبی شده ام بطوری که در بعدازظهر روز چهارشنبه 24/4/89 بیهوش گردیده و پس از انتقال به درمانگاه زندان توسط پزشک عمومی بخش زنان مورد معاینه و پزشک مزبور علت بیهوشی را احتمال افت و خیز شدید فشار خون اعلام کرد اما از آنجاکه طی چند روز گذشته با سرگیجه های شدید و درگیری بخشی از مغز و اعصاب و اختلالات حسی، حرکتی و بینایی مواجه بودم و این موضوع احتمالاً ناشی از بیماری مغزی و عصبی است و با گردآوری سوابق بیماری قلبی- عروقی و کلیه و پروستات مطابق مدارک پزشکی موجود در درمانگاه بند 8 زندان اوین و هم چنین سابقه 2 بار سکته قلبی در سال های 86 و 87 درخواست رسیدگی درمانی فوری و تقاضای اعزام به مراکز تخصصی درمانی معتبر و معالجه را دارم.
محمدصدیق کبودوند
29 تیرماه
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

 

دو سال از بازداشت برادران علائی می گذرد

پزشکان مدافع حقوق بشر با انتشار يک بيانيه مطبوعاتی گذشت بيش از دو سال از بازداشت آرش و کاميار علائی پزشکان فعال در مبارزه با بيماری ايدز را يادآور شده و خواهان آزادی اين دو برادر شده اند.

پزشکان مدافع حقوق بشر در مقدمه اين بيانيه که روز دوشنبه در وين انتشار يافت می نويسند که همزمان با گشايش هجدهمين کنفرانس بين المللی ايدز در وين دو صدای رسا و مهم از کارزار بين المللی مقابله با ايدز هنوز ساکت اند.
در ماه ژوئن ۲۰۰۸ آرش و کاميار علائی که به خاطر خدمات شايان خود در مقابله با شيوع ايدز در سراسر جهان شهرت فراوانی دارند توسط حکومت جمهوری اسلامی در تهران بازداشت شدند. آنها درست قبل از سفر برای شرکت در هفدمين کنفرانس بين المللی ايدز که در شهر مکزيکوسيتی برگزار شد دستگير شده و پس از بيش از دو سال هنوز در زندان به سر می برند.

در شش ماهه اول آرش و کاميار علائی بدون هيچ تفهيم اتهام و يا محاکمه ای در زندان نگاه داشته شده و در نهايت به جرم «تلاش برای سازماندهی يک انقلاب مخملی» متهم شدند. آنها د رجريان يک محاکمه فرمايشی در دسامبر سال ۲۰۰۸ «به تماس با دولتهای دشمن» محکوم شده ، آرش به سه سال و کاميار به شش سال حبس محکوم شدند.

فرانک دوناهو دبيرکل پزشکان مدافع حقوق بشر گفت :« سفر برای شرکت در کنفرانس بين المللی ايدز برای مقابله با گسترش اين بيماری نبايد و نمی تواند دليلی برای بازداشت و وزندان باشد. اپيدمی ايدز مرز نمی شناسد و تلاش های پزشکان و دلسوزان برای رفاه تمام بشريت از جمله مردم ايران است. پزشکان مدافع حقوق بشر و تمام جامعه فعالين و دست اندرکاران مبارزه با ايدز از حکومت ايران می خواهند که هر چه زودتر کاميار و آرش علائی را آزاد کنند.»

دبيرکل پزشکان مدافع حقوق بشر می افزايد که بازداشت و نحوه محاکمه اين دو پزشک نشان دهنده ضديت حکومت ايران با داد و ستدهای پزشکی و علمی است. محاکمه برادران علائی که چند ساعت بيشتر طول نکشيد به شيوه ای ناعادلانه برگزار شده و اتهامات و شواهد پنهانی قوه قضايی ايران حتی در اختيار وکيل مدافع اين دو نفر قرار نگرفته است.

پزشکان مدافع حقوق بشر در ادامه بيانيه خود خاطر نشان می کند که از زمان بازداشت برادران علائی نهادهای مهم علمی و پزشکی مثل جامعه بين المللی پزشکی، جامعه پزشکی آمريکا، اتحاديه اروپا، جامعه بين المللی مبارزه با ايدز خواستار آزادی اين دو نفر شده اند. نشريات علمی و پزشکی معتبر مثل مجله نيچر، مجله علمی لانست ، جورنال پزشکی بريتانيا بازداشت برادران علائی را محکوم کرده و اين اقدام را نقض صريح آزادی علوم دانسته اند.

هزاران نفر از دانشوران و کارکنان بخش های پزشکی از سراسر جهان با امضای طوماری خواهان آزادی آنها شده و در جريان کنفرانس بين المللی ايدز که امسال در ژنو برگزار می شود حمايت از برادران علائی و تلاش برای آزادی آنها يکی از موضوعات مهم خواهد بود.

کاميار علائی به هنگام بازداشت در ميانه تحصيلات خود برای اخذ دکترای ارشد در بهداشت عمومی از دانشگاه آلبانی در شهر نيويورک بود. وی قرار بود در پاييز آن سال برای تکميل و پايان تحصيلات به آمريکا بازگردد. او در سال ۲۰۰۷ تحصيلات خود در رشته کارشناسی ارشد بهداشت جمعيت را در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد به پايان رسانده بود. دانشجويان و استادان هر دو مرکز آموزش عالی تلاش فراوانی برای آزادی کاميار انجام داده اند.

دکتر آرش علائی مدير سابق مرکز بين المللی آموزش و تحقيقات بيماری های تنفسی و نسل در تهران است. از سال ۱۹۹۸ او يکی از پيشگامان اصلی مبارزه با ايدز و ترويج برنامه های پيشگيرانه برای مقابله با اين بيماری در ايران بوده است.

برادران علائی علاوه بر فعاليت های خود در ايران دوره های آموزشی متعددی را برای پزشکان و مددياران تاجيک و افغان نيز برگزار کرده و در زمينه گسترش همکاری بين ۱۸ کشور خاورميانه و آسيای ميانه برای مقابله با ايدز بسيار فعال بودند.

در سپتامبر سال ۲۰۰۹ جيزه هاينزپاگل برای پزشکان مدافع حقوق بشر که از سوی آکادمی علوم نيويورک اعطا می شود به برادران علائی تعلق گرفت.

 

 

امیدوارم فضایی فراهم گردد تا آنچه در بازداشتگاه ها بر مردم گذشته روشن گردد

خبرگزاری هرانا - مهدی کروبی به مادر محمد داوری عضو حزب اعتماد ملی و سردبیر سایت سحام نیوز، گفت: امیدوارم که هر چه زودتر فضایی فراهم شود تا آنچه در بازداشتگاه ها بر مردم و جوان های این کشور گذشته است روشن شود.
به گزارش سحام نیوز، در این دیدار مادر محمد داوری ضمن ابراز ناراحتی از شرایطی که برای فرزندش پیش آمده به آقای کروبی گفت: نزدیک به یکسال است که فرزندم را بازداشت کرده اند و وی را در شرایط بد روحی و روانی قرار داده اند اما به حمدالله شرایط روحی وی بسیار خوب است. من محمد را در شرایطی که پدرش را در کودکی از دست داده بود به سختی بزرگ کردم.

مادر این فعال مدنی در ادامه افزود: .به چه جرمی و بر چه اساس برای فرزندم 5 سال حبس تعیین کرده اند؟ اکنون برای دیدار با وی باید با این شرایط سخت از بجنورد به تهران بیایم که این تازه اول ماجراست.از آنها خواستم تا بگذارند در تهران بمانم تا بتوانم هفته آینده با فرزندم ملاقات کنم اما موافقت نکردند.

مهدی کروبی نیز در این دیدار ضمن تاکید مجدد بر این نکته که آقای داوری کارمند حزب می باشد افزود: بارها و البته در نامه به دادستانی نیز گفته ام که همه مسئولیت ها به عهده من بوده و محمد داوری در این میان به عنوان کارمند حزب صرفا اجرای دستور کرده است. کروبی افزود: محمد داوری به دستور من مسئول فیلم برداری و تهیه گزارش از افرادی بود که به حزب مراجعه می کردند.

آقای کروبی به ذکر دلایل این گونه رفتار و فشار بر محمد داوری پرداخت و یادآور شد: طی این یکسال تلاش کردند تا به زور از محمد داوری اعتراف نمایشی بگیرند که موفق نشدند.

 

 

انتقال غیرقانونی نادر کریمی جونی، جانباز جنگ تحمیلی به بند ۲۰۹ اوین

خبرگزاری هرانا - نادر کریمی جونی ،روزنامه نگار زندانی که از جانبازان جنگ تحمیلی نیز هست ، روز گذشته از بند ۳۵۰ زندان اوین به بند امنیتی ۲۰۹ که تحت نظر وزارت اطلاعات اداره می شود ،منتقل شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، این انتقال در حالی اتفاق افتاده که از حبس وی بیش از دو سال و نیم می گذرد و بازگرداندن وی به بند امنیتی وزارت اطلاعات که به احتمال زیاد با هدف از سرگیری دورجدیدی از بازجویی ها و فشارها انجام شده ،غیرقانونی است.
نادر کریمی جونی سردبیر و روزنامه نگار نشریاتی چون “گزارش، فکر، جهان صنعت، و سیاست روز” در ابتدای آذرماه سال ۸۷ به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. این روزنامه‌نگار به دلیل درصد بالای جانبازی در جنگ نیازمند رسید‌گی مداوم پزشکی است.شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب کریمی جونی را به اتهام اقدام علیه امنیت کشور، تبانی و جاسوسی به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم کرده است.

 

حجت الله نیکویی، نویسنده و مترجم بازداشت شد

خبرگزاری هرانا – حجت الله نیکوئی نویسنده و مترجم ایرانی روز یک شنبه توسط افراد لباس شخصی در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، حجت الله نیکویی نویسنده و مترجم که به دلیل مناظره با علما از کار خود اخراج شده بود روز یکشنبه توسط ماموران لباس شخصی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
یکی از دوستان وی اعلام کرد به نظر مي‌آيد كه دليل اين بازداشت غيرقانوني، انتشار مقالات اخير وي در سايت‌ها و به خصوص نگاه انتقادي او به برخي مفاهيم ديني باشد.
لازم به ذکر است، آقاي نيكوئي به خاطر عقايد مخالف شيعه، از كارش اخراج شد و بعداً هم به زندان رفت، و از زندان با تعهد كتبي آزاد شد.

 

ممنوعیت از تحصیل برای دانشجویان شرکت کننده در مراسم شهید کیانوش آسا

خبرگزاری هرانا - اخیرا در دانشگاه علم و صنعت تهران بعد از برگزاری باشکوه مراسم سالگرد شهید کیانوش آسا، دانشجویان شرکت کننده در این مراسم با ممنوعیت از تحصیل تا سقف ۲ ترم مواجه شده اند.
به گزارش دانشجونیوز، یکی از دانشجویان این دانشگاه که به دلیل مسائل امنیتی خواست نامش فاش نشود به دانشجونیوز گفت" بنده دانشجوی دانشگاه علم و صنعت هستم و دو روز قبل در حالی که در شهرستان بودم  برای بار دوم به کمیته انضباطی احضار شدم و با حکم یک ترم ممنوعیت از تحصیل مواجه شدم و بعد متوجه شدم که این احکام انضباطی برای ۲۰  تا ۳۰ نفر دیگر و تا سقف دو ترم ممنوعیت از تحصیل هم صادر شده است."
این دانشجو می افزاید "احکام صادره به خاطر برگذاری مراسکم یادبود کیانوش آسا می باشد‎."
لازم به ذکر است که در حکم صادر شده برای این دانشجویان از طرف شورای انضباطی، علت ممنوعیت از تحصیل "اخلال یا ایجاد وقفه در برنامه ها یا نظم دانشگاه و عدم رعایت مقررات دانشگاه" عنوان شده است.

 

 

كارفرما نمي‌تواند كارگري را به تخليه‌خانه سازماني وادار كند

خبرگزاری هرانا - درحالي كه كارگران نيشكرهفت تپه از تلاش‌هاي كارفرما براي واداركردن فعالان كارگري به تخليه خانه‌هاي سازماني خبر مي‌دهند يك فعال كارگري مي‌گويد هيچ كارفرمايي نمي‌تواند در خارج از قانون موجود مستاجركارگري را به تخليه‌خانه سازماني وادار كند. حسن صادقي درگفت‌وگو با خبرنگار ايلنا گفت: واگذاري خانه‌هاي سازماني به كارگران در قالب قانون موجود مستاجر انجام ميشود و هيچ كارفرمايي نمي‌تواند اخراج كارگر را بهانه‌اي براي تخليه ملك مورد اجاره قرار دهد.
در چند روز گذشته فعالان كارگري در سنديكاي نيشكر هفت تپه گفته‌اند كه كارفرما پس از اخراج يكي از فعالان كارگري ساكن درخانه‌هاي سازماني اين شركت او را به تخليه مكلف كرده‌اند.
لازم به ذکر است پیشتر خبرگزاری هرانا در خبری اعلام کرد که حراست شرکت نیشکر هفت تپه با تهدید آقای فریدون نیکوفر از ایشان خواسته بود تا خانه خود را تخلیه نماید.

 

 

نامه سعید حبری به دادستان تهران

خبرگزاری هرانا - سعید حبری از همکاران سعید حدادیان و اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر احمدی نژاد که هم اکنون در زندان اوین حبس دو ساله خود را تحمل میکند در نامه ای به جعفری دولت آبادی از عدم توجه دادستانی به خواسته های بحق اش شکایت کرده است.
آقای حبری از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به 4 سال حبس تعزیری محکوم شده است که این حکم در دادگاه تجدید نظر به 2 سال حبس تقلیل یافته است.

نامبرده از مشکلات عدیده جسمی و روحی رنج می برد و در هفته گذشته بیش از 4 بار جهت معالجه به بهداری زندان اوین منتقل شده است.
متن نامه این زندانی به جعفری دولت آبادی دادستان تهران که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
ریاست محترم دادستانی انقلاب اسلامی تهران ضمن عرض سلام و ادب و احترام هر چند که می دانم این نامه هم همچون نامه های دیگر یا به دستتان نمی رسد و یا هیچ اثری نخواهد داشت اما برای احقاق حقوق خودم این نامه را می نویسم.
طبق حقوق زندانی و هر زندانی حق دارد که چه شفاهی و چه کتبی با قاضی ناظر یا دادستان ملاقات داشته باشد هر چند بی تاثیر باشد.
ولی این قصه نیست که همسرم با فرزند خردسالم ماه ها و هفته ها و بارها و ساعت ها به انتظار دیدن شما پشت درب اتاق شما بی صبرانه نشسته اند و شاید شما را امین خود می دانستند و برای مشکلات پیش آمده و وضعیت زندگی ام که بعد از دستگیری بوجود آمده آگاه سازند ولی هیچ وقت میسر نشد، و بعد از این همه معطلی و دیوار بسته خوردن به ایشان ملاقات حضوری می دهند غافل از اینکه کانون در حال فروپاشی خانواده ام نیازی به ده دقیقه ملاقات را هم حق قانونی من است، ندارم. بلکه نیاز به پاسخ بی عدالتی دارد که در دادگاه ها به من گذشته است.
در هیچ دادگاهی نه بدوی نه تجدید نظر اجازه حضور وکیل مدافع که حق قانونی من است را به من ندادند شما چه پاسخی دادید به عنوان دادستان چرا اجازه یک خط دفاعیه به من داده نشده است چرا نامه ای که به دادگاه به عنوان دفاعیه نوشتم هیچ وقت نرسید و گم شد و چه کسی به چراهای بی پاسخ خانواده ام باید جواب دهد.
اگر اشتباهی رخ داده من باید به این اشتباه پاسخ بدهم، چرا وقتی کسی به من و ماشین من حمله ور شده و خسارات جانی و مالی به من زده من باید به دو سال حبس محکوم شوم هر چند گویا خود بهترین قصه ها را می دانید من شما را برای ستاندن داد از طرف حق از دست رفته می دانستم شاید شما به نامه های من جواب بدهید ولی باز هم نشد.
جناب دادستان هر کس که باعث و بانی فروپاشی زندگانی ام باشد باید به پیشگاه خداوند و ملت پاسخگو باشد و سخن آخر اینکه کسانی که کاری نکرده را به من منتصب کردند آیا این کار را برای اجرای عدالت به اجرا در آورده اند یا من را دعوت میکنند که از زندان به تماشای فروپاشی زندگی ام که سالها کار و تلاش و مشقت بوده بنشینم و آیا فکر کردند زندان از من و امثال من این چنین در معرض بازی قرار گرفته ایم چه خواهد ساخت، امیداورم که لحظه ای خود را در جای من قرار دهید و آرزو دارم که حکم داده شده بی نقض و عدالت بوده باشد و یادمان باشد هر کس در هر مقامی هر چند کوچک مرتکب اشتباه یا خطا قرار گیرد فقط خداوند دادگستری بی همتا است.
سعید حبری
28/4/89

 

ابراز امیدواری وکیل عیسی سحرخیز به تبرئه او

خبرگزاری هرانا - نسرین ستوده، یکی از وکلای عیسی سحرخیز، از چهره های زندانی اصلاح طلب، ابراز امیدواری کرد که موکلش از اتهام توهین به رهبر جمهوری اسلامی ایران تبرئه شود.
آقای سحرخیز، مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، روز یکشنبه ۲۷ تیر در یکی از شعبه های دادگاه انقلاب تهران حاضر شد.
نسرین ستوده به بی بی سی فارسی گفت که موکلش را با دستبند و پابند به دادگاه آوردند و او در این خصوص علیه ماموران و مقام هایی که به موکلش پابند زده بودند، به دادگاه "اعلام جرم" کرد.
نخستین دادگاه عیسی سحرخیز که عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات نیز بوده، دوشنبه ۱۱ آبان ماه برگزار شد.
متن دفاعیات آقای سحرخیز در شماری از وب سایت های مخالفان دولت ایران منتشر شده است.
او می نویسد: "مرا به‌عنوان یک روزنامه‌نگار شناخته شده، در شرایطی كه هیچ‌گونه جرم ‌امنیتی انجام نداده بودم و پس از آن كه مورد شكنجه جسمی ‌‌و ضرب و جرح قرار گرفتم، به بازداشتگاه 209 اوین انتقال دادند."
عیسی سحرخیز همچنین متهمان اصلی را کسانی دانسته که "با نقض حقوق بشر و آزادی‌های قانونی به‌جای اسلام مترقی مورد نظر مردم و بنیانگذار فقید انقلاب‌، اسلام طالبانی را ترویج و تبلیغ ‌می‌نمایند و برای حفظ و تداوم قدرت، شیوه‌های شیوخ عرب و حاكمان پیشین عراق و افغانستان را دنبال ‌می‌كنند."
آقای سحرخیز یکی از دها فعالی بود که در تیرماه سال گذشته و پس از انتخابات ریاست جمهوری مناقشه برانگیز ایران بازداشت شدند.
مقام های قضایی ایران اتهام توهین به رهبر و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی را علیه او مطرح کرده اند.
خانم ستوده گفت که موکلش در ماه اسفند ۱۳۸۸ از اتهام تبلیغ علیه نظام تبرئه شد و ابراز امیدواری کرد که او از اتهام دیگر که توهین به آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی است نیز تبرئه شود.
وی در عین حال گفت به دلیل روزنامه نگار بودن آقای سحرخیز، او باید در دادگاه مطبوعاتی محاکمه می شد.
نسرین ستوده حضور موکلش در جلسه غیرعلنی دادگاه انقلاب را مغایر با اصل ۱۶۸ قانون اساسی دانست، "زیرا به موجب این اصل رسیدگی به اتهامات سیاسی و مطبوعاتی اساسا در دادگاه علنی با حضور هیات منصفه و در محاکم عمومی صورت می گیرد."
وکیل عیسی سحرخیز وضعیت روحی او را بسیار عالی توصیف کرد، اما گفت که از لحاظ جسمی هر بار که او را دیده نسبت به دفعه قبل ضعیف تر شده است.

 

پنج عضو هیئت علمی دانشگاه خواجه نصیر در آستانه اخراج

خبرگزاری هرانا - رئیس دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی از اخطار به پنج عضو هیئت علمی دارای رکود علمی این دانشگاه خبر داد و گفت: اخراج یا انتقال به دانشگاههای دیگر از جمله وضعیت هایی است که برای این اعضای هیئت علمی متصور است.
به گزارش مهر، محمد تقی بطحایی گفت: در بین ۲۵۰ عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی ۵ عضو هیئت علمی دچار رکود علمی هستند که به آنها در مرحله اول اخطار داده شد. همچنین به این اعضای هیئت علمی فرصت داده شده تا ارتقاهای لازم را به دست آورند.
رئیس دانشگاه خواجه نصیر افزود: در صورتی که اعضای هیئت علمی دچار رکود علمی نتوانند در مدت زمانی که به آنها فرصت داده شده است ارتقای لازم را کسب کنند به دانشگاههای دیگری که می توانند خود را در آنها تطبیق دهند منتقل می شوند و در شرایطی که واقعا آمادگی برای ارتقا ندارند دیگر از آنها عذرخواهی می خواهیم و حکم به اخراج آنها از دانشگاه صادر می شود.
بطحایی با بیان اینکه شناسایی اعضای هیئت علمی دچار رکود علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی طی سال ۸۸ صورت گرفته است  گفت: تصمیم نهایی برای این اعضای هیئت علمی در سال ۸۹ اعمال خواهد شد.



سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران خواستار آزادی چهار عضو زندانی خود شد

خبرگزاری هرانا - سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با انتشار بيانيه ای خواستار آزادی بی قيد و شرط و فوری چهار عضو خود، به نام سعيد ترابيان، رضا شهابی، ابراهيم مددی، منصور اسانلو، و همچنين ساير کارگران زندانی شد.

اين تشکل مستقل کارگری همچنين از وضعيت آقايان ترابيان و شهابی ابراز نگرانی کرد.
اين دو عضو هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در خرداد سال جاری توسط ماموران امنيتی در تهران بازداشت شدند.

آقای ترابیان هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج محبوس است و از وضعیت رضا شهابی اطلاعی در دست نیست.

منصور اسانلو و ابراهيم مددی، رئيس و نايب رئيس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، نيز که در ساليان قبل بازداشت شدند، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و تبليغ عليه نظام زندانی هستند.

سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه همچنين به اخراج مجدد دو عضو اين تشکل کارگری به نام های عبدالله حسينی و رضا نعمتی پور اعتراض کرد.

۱۳۸۹ تیر ۲۸, دوشنبه

پاسخ احمد منتظری به جهان نیوز در مورد قائم مقامی آیت الله منتظری

 

اخبار روز:

مدیریت محترم سایت جهان نیوز

پس از سلام، پیرو درج خبری با کد: ۱۲۴۹۱۶ مورخ ۲۴/۴/٨۹ در آن سایت با عنوان «ماجرای رد قائم مقامی مرحوم منتظری توسط آیت الله بهاءالدینی» چنانچه خود را ملزم به رعایت قانون می‌دانید طبق ماده ۲٣ و تبصره ٣ ماده ۱ قانون مطبوعات دستور فرمایید جوابیه ذیل در آن سایت درج گردد:

۱- مسأله تقاضای مرحوم آیت الله منتظری از مرحوم آیت الله بهاءالدینی جهت تأیید قائم مقامی رهبری ایشان کذب محض است.
علی رغم اعلام مخالفت آیت الله منتظری، مسئولیت قائم مقامی رهبری با اصرار اکثریت قریب به اتفاق مجلس خبرگان رهبری من جمله حضرات آقایان خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی، به عهده ایشان گذاشته شد که معظم‌له طی نامه‌ای به آیت الله مشکینی، رئیس وقت مجلس خبرگان، یک بار دیگررسماً مخالفت خود را اعلام کردند.
مطلب مورد ادعای سایت شما با هیچ مبنایی سازگار نیست چون بنا نبوده که مصوبات خبرگان به تأئید حضرات مراجع و علما برسد.
مرحوم آیت الله منتظری در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سه بار با استاد خود مرحوم آیت الله بهاءالدینی ملاقات داشته‌اند و در هیچیک از این موارد مسائل مذکور در سایت شما اصلاً مطرح نشده است.
جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای سید رضا برقعی که در آخرین ملاقات حضور داشته‌اند و از حسن اخلاق و تواضع مرحوم آیت الله بهاءالدینی تحت تأثیر قرار گرفته اند نقل می‌کنند: «آیت الله بهاءالدینی فرمود در بین طلبه‌ها آقای منتظری و آقای مطهری من را به زحمت می‌انداختند چون خوب مطالعه می‌کردند و من هم مجبور بودم زیاد مطالعه کنم تا از عهده آنان برآیم.»

۲- در مقاله مذکور مرحوم آیت الله بهاءالدینی یک آدم مدعی غیب گویی معرفی شده است که خودش با نخوت و به کار بردن ضمیر جمع مثل:“ شما از ما قبول نمی‌کنید، ولی این دید ما نیست، نزد ما محرز است” این غیب‌گویی را ابراز می‌کرده است. اولاً: با توجه به آیه شریفه: "وعنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو" این ادعا از عالم وارسته ای چون آیت الله بهاءالدینی غیر ممکن است، ثانیاً: اینجانب مشروح ملاقاتی را که با آن عارف وارسته داشتم نقل می‌کنم تا این تهمت سایت جهان نیوز به ایشان بی جواب نماند.
در سال ۱٣۶۶ خانم مهندس جباری که همشاگردی دوران دانشگاه اینجانب بود به من تلفن زد که همسرش عضو واحد اطلاعات سپاه پاسداران بوده و حدود ۵ سال است در خاک عراق مفقودالاثر است و تقاضا نمود من به خدمت آیت الله بهاءالدینی بروم و با گفتن مشخصات او لااقل معلوم شود که همسرش زنده است یا شهید شده است.
اینجانب به اتفاق آقای سید احمد بلندنظر که با مرحوم آیت الله بهاءالدینی رفت وآمد زیاد داشت خدمت ایشان رسیدیم. معظم له با گفتن خاطراتی از پدر بزرگوارم و مرحوم شهید آیت الله مطهری بسیار لطف فرمودند و اینجانب را شرمنده بزرگواری‌های خود نمودند. سپس مسأله مورد نظر خانم مهندس جباری را مطرح نمودم. ناگهان متوجه شدم که رنگ چهره آیت الله بهاءالدینی عوض شد و به صورت عصبانی و ناراحت فرمودند:« هر کس هر چه در مورد من گفته دروغ گفته. من فقط توسل به خمسه طیبه را بلدم. آن هم چرا من متوسل شوم، خودش متوسل شود اگر مصلحت باشد خبر شوهرش را پیدا می‌کند.»
من هم ناراحت بودم که چرا ناخودآگاه آقا را عصبانی کردم و هم ناراحت از اینکه جوابی برای خانم مهندس جباری پیدا نکردم و هم بسیار احساس افتخار می‌کردم که خدمت شخصیت بزرگی رسیده‌ام که آنقدر پاک است و حاضر نیست با تصورات نادرست امثال من آلوده گردد. اکنون که این سطور را می‌نویسم اشک در چشمانم حلقه زده که چقدر در حق آن بزرگوار ظلم شده و می‌شود و دوستان نادان و یا دشمنان آگاه، شأن و منزلتش را در حدّ یک مدّعی گزافه‌گو پایین می‌آورند.
امیدوارم همگی بتوانیم در هر حال طرفدار حق باشیم و در این راه هراسی نداشته باشیم.

والسلام علی عباد الله الصالحین و رحمه الله و برکاته
قم -   ۲٨/۴/٨۹ - احمد منتظری