۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

باز هم تهدید و ارعاب برای رفتن به خاوران



منصوره ی بهکیش: برخی از خانواده ها تصمیم گرفتیم یک جمعه جلوتر از جمعه آخر سال به خاوران برویم و آنجا را مانند خانه هامان تمیز و برای نوروز آماده کنیم. این برنامه قرار بود مانند هر سال با لاله و سنبل، سبزه و گل و شیرینی همراه باشد. آخر خاوران دوباره به بیابانی بی آب و علف تبدیل شده است. درختهایی بی رمق و مرده را که شبانه و به زور کاشته اند، خشک شده و سروها نیز کمر خم کرده و زرد و زارند. آخر این سروهای بیچاره، مورد سوء استفاده قرار گرفته و به دست نامحرمان کاشته شده اند برای همین با دل گرمی آب یاری نشدند. سروها و درختانی که با عشق به دست مادران و پدران کاشته شده بود، هفته ها و ماه ها با عشق آبیاری شده بود و حالا جایشان خالی است.   
دیشب که به خانه بازگشتم، مطلع شدم به تعداد زیادی از خانواده ها زنگ زده و تهدیدشان کرده بودند که نبایستی به خاوران بروند. گفته بودند جمعه خاوران در محاصره نیروهای امنیتی قرار خواهد گرفت و با کسانی که به آنجا بروند برخورد خواهد شد. مادران که ماهها انتظار کشیده بودند تا آخر اسفند از راه برسد و بتواند برای نوروز آنجا را آب و جارو کنند و درختچه یا گلی بر مزار فرزند خود بکارند، با قلبی مملو از درد و با خشمی دوچندان، تصمیم گرفتند که باز هم تحمل کنند و به آنجا نروند. من دلیلی بر نرفتن نمی دیدم چون رفتن به خاوران را حداقل حق طبیعی خود می دانم و اعتقاد عمیق دارم که هیچ کس نمی تواند این حق را از ما بگیرد و ما بایستی هر زمان و به هر شکلی که دلمان می خواهد بتوانیم به آنجا برویم و کسی برای ما مزاحمتی ایجاد نکند. ما به اندازه کافی دل خون هستیم. تصمیم خود را گرفتم که حتی به تنهایی شده، به آنجا بروم. تا انتهای شب برخی از دوستان و همراهان آنقدر با من کلنجار رفتند تا بالاخره من را نیز از رفتن بازداشتند. من بسیار ناراحت و شاکی و دلتنگ از اینکه چرا ما به راحتی از این حق طبیعی خود می گذریم. آخر تا به کی بایستی این وضع را تحمل کنیم؟!
امروز پس از گذشت ۲٨ سال از سال ۶۰ و بیست و یک سال از سال ۶۷، همچنان برای رفتن به خاوران، برای برگزاری مراسم، برای دور هم جمع شدن، برای برگزاری روز زن، برای سفر کردن، برای حرف زدن، برای نفس کشیدن، دچار مشکل می شویم! فکر نمی کنند که این فریادهای در گلو خفه شده ما روزی گریبان شان را خواهد گرفت؟!
نزدیکی های ظهر خبردار شدم که تنی چند از خانواده ها به آنجا رفته و آنجا را گلباران کرده اند. برخی نیز صبح زود به آنجا رفته بودند. کمی دلم آرام شد ولی از طرف دیگر از دست خودم و سایرین عصبانی شدم که چرا اینقدر زود جا خالی دادیم. نیروهای امنیتی مانند دفعات قبل آنجا را مسدود نکرده ولی به صورت مخفی حضور یافته بودند. وقتی خانواده ها به آنجا می رسند از آنها می خواهند که به قسمت بهایی ها بروند و آنها نسبت به این برخورد نیروهای امنیتی معترض شده و می گویند ما که بهایی نیستیم و می خواهیم به دیدن عزیزانمان برویم. آنها دوربین به دست جلو می آیند و شروع به فیلم برداری می کنند. یکی می گوید شما به اندازه کافی از ما فیلم و عکس دارید خودتان را خسته نکنید من می خواهم دخترم را عروس کنم و آمده ام با برادرم مشورت کنم، دیگری می گوید من آمده ام شاخه گلی برای همسرم بگذارم. مادری فریاد می زند و می گوید چرا دست از سر ما بر نمی دارید تا به کی می خواهید ما را اینقدر اذیت و آزار برسانید؟ به چه حقی ما را از آمدن به سر خاک عزیزانمان منع می کنید؟! آنها کوتاه آمده و می گویند زودتر گلهایتان را بگذارید و بروید. راستی تا به کی؟ تا چند؟!
حضور نیروهای امنیتی چیز تازه ای نیست. از شهریورماه شیوه کارشان همین است. به محض اینکه به آنجا می رسیم و چرخی می زنیم و گل هایمان را می گذاریم، سر و کله نیروی انتظامی و گاه لباس شخصی پیدا می شود و چند مأمور از روی نرده ها به داخل می آیند و یا از بیرون ما را صدا می زنند و می خواهند که زودتر آنجا را ترک کنیم. همانطور که در یک حکومت نظامی، مردم به ناچار به نظامیان در کنارشان خو می گیرند، ما نیز به حضورشان عادت کرده ایم. برخی از آنها که تعداد کشته شدگان ما را می بینند با ما ابراز همدردی می کنند و می گویند ما هم از این وضعیت ناراحت و خسته شده ایم ولی مأموریم و معذور، اگر نروید از اطلاعات می آیند و ما را نیز توبیخ می کنند.   
واقعاً جای بسی تأسف است که پس از بیست و چند سال، همچنان برای رفتن به سر خاک عزیزانمان با مشکلات زیادی روبرو هستیم. راستی علت چیست؟! چرا از چند نفر مادر و پدر پیر و خانواده ها اینقدر هراس دارند؟!       چون   می دانند، "این ذره ذره گرمی خاموش وار ما/ یک روز بی گمان/ سر می زند ز جایی و خورشید می شود".

۲۱ اسفند ۱٣٨٨     

مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران: در مقابل هجمه دستگاه امنیتی عقب نخواهیم نشست

اخبار روز: روز گذشته دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور اطلاعیه ای از انهدام «شبکه ی سایبری آمریکا» و دستگیری ٣۰ نفر در این ارتباط خبر داد. مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران از جمله تشکل هایی هستند که مورد یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته و چندین نفر از اعضایش بازدداشت شده اند. دبیرخانه ی این مجموعه روز یکشنبه اعلامیه ای انتشار داده و ضمن رد قاطعانه ی اتهامات و ادعاهای دادسرای تهران، تاکید کرده است این دستگیری ها تاثیری در فعالیت های آن نداشته و از ادامه ی فعالیت های خود در راه حقوق بشر در ایران، منصرف نخواهد شد:

اطلاعیه مطبوعاتی / دستگیریهای گسترده، شماره ۱
مورخ ۲۲ اسفند ماه، دادستانی عمومی و انقلاب تهران در اطلاعیه ای اعلام نمود با همکاری نیروهای امنیتی، وزارت اطلاعات و تیم خرابکاری سایبری سپاه پاسداران اقدام به بازداشت گسترده شهروندان عادی و فعالان حقوق بشر تحت عنوان همکاری با مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و کمیته ایران پروکسی نموده است.
در اطلاعیه منتشره زوایای مختلفی از یک سناریو مسبوق به سابقه و قابل پیش بینی به چشم می خورد که ساختار آن به لحاظ رابطه منطقی روایی و استدلال عقلانی و خصوصاَ وجاهت قانونی، دارای نقصان فراوان است.
از نظر مجموعه، این هجمه از آنجا شکل می گیرد که تمامی فشارها، خاصه بازداشت های گسترده بهمن ماه و ۱۱ اسفند که قاطبه آن را همکاران سابق یا حتی افراد بی ارتباط با مجموعه تشکیل می دهند و همینطور توسل نهادهای امنیتی به گروگانگیری اعضای بیگناه خانواده ها و تلاش برای متوقف کردن فعالیت های مجموعه باعث انصراف مجموعه از حضور در نشست ژنو نشد.
این تشکل درتاریخ هشتم مارس ۲۰۰۹ ، در نشست ژنو حاضر و نسبت به افشای نقض حقوق بشر در ایران اقدام کرد و از جامعه بین الملل خواستار پایان دادن به مماشات با دولت ایران و لزوم هزینه سازی برای ناقضان حقوق بشر شد. نماینده مجموعه در نشست در سخنرانی خود نسبت به اقدامات تلاقی جویانه دستگاه امنیتی به دلیل حضور در این نشست هشدار داده بود.
دادستانی تهران و نشریات نزدیک و وابسته به دولت با تیتر نمودن عنوان "انهدام شبکه بزرگ جاسوسی"، بدون ارائه هیچ سند و مدرک قابل قبول، بنا به تحلیل فوق و صرفاَ با بیان اطلاعات کذب و تحلیلهای مغرضانه به جهت باورمند کردن سناریو با سوء تفسیر و قلب واقعیت از تصویر افراد مختلفی نیز استفاده کرده اند .
طرح اتهاماتی همچون شناسایی دانشمندان هسته ای! جذب نیرو و اعزام افراد به عراق، ارتباط یا وابستگی با سازمانهای اپوزیسیون و مسائلی همچون برنامه ریزی برای اختلال در سیستم مدیریت شهری، ایجاد پوشش امنیتی برای ورود به فاز اقدام مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی! و ... که بی بهره از هرگونه مستندات و عقلانیت تلاش نموده تا ارتباط مجرمانه ای را بین افراد و گروهای مختلف دستگیر شده پس از انتخابات ایجاد کند.
دستگاه امنیتی ایران پس از این بازداشت ها به قصد ایجاد رعب و هراس در فضای وب فارسی اقدام به خرابکاری در تارنماهای این تشکل نیز نموده است، موضوعی که بررسی تیم فنی مجموعه نشان میدهد که نوع خرابکاری تیم گرداب، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به هیچ وجه مبتنی بر کار علمی نبوده و این نوع خرابکاری با بازداشت برخی از اعضای شرکت خدمات دهنده فنی به این مجموعه در داخل کشور و سپس شکنجه آنها و دریافت اطلاعات صورت گرفته است.
جعل تاریخچه مجموعه، اشاره به افرادی که اساساً هیچ نقشی در این تشکل از بدو تاسیس تا کنون نداشته اند و یا اشاره به اسامی اختصاری افرادی که اساساً از سوی مجموعه قابل شناسایی نیستند، چشم پوشی بر واقعیت چهارسال فعالیت غیر سیاسی و علنی این تشکل گواهی است از سناریویی خونین، که سکانس اول آن در آستانه اعتراضات احتمالی در چهارشنبه آخر سال کلید خواهد خود.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن رد قاطعانه تمامی اتهامات بی اساس مندرج در اطلاعیه دادستانی و با هشدار نسبت به سناریوی خونینی که با قربانی کردن مدافعان حقوق بشری در جریان است، اعلام می کند که این اقدام حکومت ایران سرفصلی جدیدی است در برخورد با فعالان مدنی، و ضرورت حضور، حمایت و اتحاد تمامی نیروهای مدنی در این باب امری است ضروری و اجتناب ناپذیر.
همچنین در این اطلاعیه برخی از اعضای تبعیدی مجموعه که در خارج کشور ساکن هستند نیز به دستگیری توسط پلیس اینترپل تهدید شده اند. که طی این اطلاعیه افراد فوق الذکر آمادگی و علاقه خود را برای روبه رو شدن با نمایندگان حقوقی حکومت ایران در هر دادگاه صالحه ای اعلام می کنند.
شایان ذکر است این تشکل با زیر نظر گرفتن تحرکات نهاد امنیتی در ماه های گذشته ، پیش بینی چنین اقدامی را از ناحیه آنان نموده و ماه پیش با ایجاد تغییراتی در ساختار خود، کلیت مجموعه را از آسیب جریانات قانون گریز خارج نموده بود. از این رو دستگیری ها و حمله به تارنماهای این تشکل آسیب خاص یا مانعی در فعالیتهای مجموعه محسوب نمیشود.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعلام می کند، این هجمه و سناریوی جدید، سرسوزنی تردید و کُندی در فعالیت های حقوق بشری مجموعه ایجاد نخواهد کرد. این تشکل همانند گذشته با تمام قوا از امکانات و ظرفیت های خود در جهت دفاع از اعضاء، فعالین و قربانیان نقض حقوق بشر استفاده خواهد کرد.
اطلاعات تکمیلی و سایر توضحیات در اطلاعیه های آتی از سوی این تشکل به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید.


دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
۲٣ اسفندماه ۱٣٨٨

۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

مادران عزادار و روز جهانی زن - اعظم اشراقی


یکی از دستاوردهای جنبش سبز شکستن سکوت مادران بعد از سی و یک سال است . مادرانی که فرزندان آنان فقط برای شرکت در یک راهپیمایی میلیونی مسالمت آمیز در خیابان ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند ، بازداشت شدند ، بی محاکمه قانونی حکم های سنگین گرفتند  ،حتی حکم اعدام ، مادرانی که فرزندان شان در کهریزک ها ، شکنجه شدند ، مورد تجاوز جنسی و آزار جنسی قرار گرفتند . مادرانی که پس از 8 ماه هنوز فرزندان شان بلاتکلیف در زندان ها هستند .
مادرانی که سال ها ست فرزند ان شان مفقود شده  ، جوانان انها  را حتی در مقابل چشمان مادر و پدر از خانه  به بازداشتگاه برداه اند ولی بیش از ده سال است که خانواده ها هیچ اطلاعی از فرزند ندارند.
مادرانی که فرزندان شان در دهه شصت به صورتی غیر انسانی و غیر قانونی بازداشت و شکنجه و اعدام شدند . مادرانی که فرزندان شان به صورت دسته جمعی اعدام و در گورهای دسته جمعی دفن شدند .
و مادرانی که نه زندانی دارند و نه شهید و اعدامی ولی خود را مادر همه جوانان ایران  می دانند و خود ، مادر عزادارند   نه حتی حامی مادر عزادارو تمامی سعی و تلاش شان این است که تاریخ تکرار نشود  و مردم ایران روزی  کنار هم در صلح و آرامش و امنیت زندگی کنند .
این مادران  مانند همه زنان ایرانی با تبعیض بزرگ شده اند و ضمن آگاهی از بی حقی خود  از حق خود و فرزندان شان نیز دفاع می کنند .
روز جهانی زن بهانه ای بود تا ، ازنمونه هایی از این مادران تجلیل به عمل آید . مادران عزادار در دسته های مختلف یک هفته  مقام زن را گرامی داشتند .
-  شنبه 15 اسفند – 6 مارس  : دیدار تعدادی از مادران عزادار با مادر ندا آقا سطان سمبل زنان جوان آزاده ایران و مادرشهید مصطفی کریم بیگی  شهید مظلوم عاشورا و همزمان دیدار با مادر فاطمه سمسار پور در بابل . فاطمه خود مادری 48 ساله بوده  که در حوادث پس از انتخابات در 30 خرداد 88 در خیابان خوش تهران به گلوله بسته شده  و هیچ نام و نشانی از او گزارش نشده است .
-  یکشنبه 16 اسفند – دیدار با مادر وطن خواه مادر اسماعیل وطن خواه از جان باختگان سال شصت و هفت و تجلیل از مادر وطن خواه .
-  دوشنبه 17 اسفند – 8 مارس – گردهمایی مادران عزادار و گرامیداشت روز زن ، صدور بیانیه به مناسبت روز جهانی زن  ،  جمع آوری امضا برای آزادی زندانیان عقیدتی و مادران در بند وهمراهی با خانواده های زندانی و پخش گل و شیرینی مقابل زندان اوین
سه شنبه – 18 اسفند – دیدار با مادر یک زندانی  گمنام و غیر سیاسی ( کف خیابانی ) ، مادر حسام ترمسی و همدردی با مادر و آرزوی آزادی این جوان بیگناه در آستانه سال نو . دیدار با پروین فهیمی  مادر سهراب اعرابی  همرا با هاجر رستمی مادر ندا .
چهارشنبه- 19 اسفند  – دیدار با مادر میلانی از مادران خاوران و تجلیل از ایشان
پنج شنبه 20 اسفند – دیدار با مادر سعید زینالی که مدت یازده سال است  در انتظارحتی  شنیدن صدای فرزندش  می باشد . سعید زینالی از بازداشت شدگان 18 تیرسال
 1378 است  که مدت 11 سال است مفقود شده .
جمعه 21 اسفند – حضور بر مزار عزیزان در خاوران و بهشت زهرا
لازم به یادآوری همه شب در هفته گذشته تعدادی از مادران عزادار  با خانواده های زندانیان مقابل زندان به ویژه خانواده های مادران در بند همراه بوده اند .
درد مشترک مادران ، آنان را به هم پیوند زده است و این پیوند ناگسستنی است .
مادران از تکرار خواسته هایشان خسته نمی شوند .
1-    اعدام را بس کنید .
2-    زندانیان عقیدتی را آزاد کنید .
3-    آمران و عاملان کشتار های سی و یک ساله را محاکمه کنید .


                                                                                  از وبلاگ مادران عزادار







۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

خانواده پزشک فجایع کهریزک خواستار محاکمه قاتل فرزندشان شدند

خبرگزاری هرانا - خانواده پزشک وظیفه ای که دو روز قبل از جان باختن قربانیان کهریزک آنها را مورد معاینه قرار داده بود و به نحوی مشکوک کشته شد خواستار محاکمه عاملان قتل فرزندشان شدند.
به گزارش سایت روز، خانواده رامین پوراندرجانی در اولین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک که پشت درهای بسته و به دور از نظارت افکار عمومی برگزار شد،خواستار شناسایی و محاکمه فرزندشان هستند. بر اساس این گزارش ، متهمان اصلی فجایع کهریزک در پست های دولتی، نظامی و قضایی همچنان مشغول به کار هستند.
روابط عمومی نیروهای مسلح در نمابری اعلام کرده است: "کیفرخواست برای تمام متهمان این پرونده که تعداد آنها ۱۲ نفر اعلام شده است، خوانده شد و موضوع اتهام ها و دلایل آن به وسیله رئیس دادگاه به کلیه متهمان تفهیم شد".
پیشتر سایت تابناک که متعلق به محسن رضایی است متهمان پرونده کهریزک را، چند مامور ارشد نیروی انتظامی معرفی کرده بود. با توجه به اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح هم کلیه متهمان پرونده، همان 12 نفری هستند که دیروز در دادگاه حضور داشتند و سعید مرتضوی که از سوی کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی به عنوان متهم اصلی پرونده کهریزک معرفی شده بود، جزو متهمان پرونده کهریزک نیست.
سردار رادان و سردار احمدی مقدم، دیگر مسئولانی هستند که از سوی افکار عمومی به عنوان متهمان پرونده کهریزک شناخته می شوند. برخی از آزاد شدگان از این بازداشتگاه مخوف اعلام کرده اند که سردار رادان در برخی موارد از شکنجه ها در این بازداشتگاه حضور داشته و نقش مستقیمی در فجایع رخ داده در این بازداشتگاه داشته است؛ اما این دو سردار نظامی نیز در سمت های نظامی خود مشغول به خدمت به جمهوری اسلامی هستند و نامی از آنها در پرونده متهمان کهریزک نیست.
حیدری فرد ، بازپرس شعبه سوم دادسرای امنیت دادگاه انقلاب نیز همچنان در سمت خود مشغول به کار است و نام او نیز در پرونده متهمان کهریزک نیست. این در حالیست که بسیاری از بازداشت شدگان بعد از انتخابات با دستور او به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بودند. چنین است که افکار عمومی نگران آن است که نتیجه پرونده کهریزک نیز همانند پرونده کوی دانشگاه تهران شود که فقط یک سرباز به دلیل سرقت یک ریش تراش در آن مجرم شناخته شد!

افزایش فشارهای مراکز امنیتی شهر قروه بر خانواده یک روزنامه نگار کرد

خبرگزاری هرانا - خانواده ی عارف نادری، روزنامه نگار کرد، برای تحویل وی تحت فشار قرار دارند.
به گزارش هرانا، نیروهای امنیتی سپاه پاسداران و اطلاعات شهر قروه در این راستا به غیر از مراجعات و بازدیدهای مکرر از منزل مادر ایشان، دیگر اقوام وی را احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار داده اند و از ایشان خواسته اند که هرچه سریعتر نسبت به تحویل و تسلیم عارف به نهادهای امنیتی اقدام نمایند.
عارف نادری، از فعالین مدنی کردستان و شهرهای قروه و دهگلان می باشد که طی سالهای 82 تا 86 نیز با آرای 85% مردم شهر قروه به عنوان نفر نخست انتخابات شورای دور دوم برگزیده شد. نامبرده از همکاران هفته نامه های " سیروان"، "آبیدر"، "آشتی"، " پیام مردم " و از جمله موسسان سازمانهای غیردولتی و انجمن های فرهنگی در منطقه مذکور بوده است که دارای پرونده های متعددی در شعبه نخست دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی بابایی و دادستانی قروه به ریاست قاضی کریمی می باشد.
شایان ذکر است مراکز امنیتی تهدید کرده اند که تنها راه زنده ماندن عارف نادری تسلیم داوطلبانه می باشد.

بی خبری مطلق از زن مبارز کرد - فراخوان فوری برای نجات جان زینب جلالیان

• زینب جلالیان، زندانی کرد محکوم به اعدام از یکماه پیش توسط ماموران اداره ی آگاهی کرمانشاه بدون حکم قاضی از زندان زنان کانون اصلاح و تربیت این شهر خارج شده و تاکنون هیچ خبری از وی در دست نیست. این بی خبری باعث نگرانی فعالین حقوق بشر در مورد احتمال قریب الوقوع اجرای حکم اعدام وی شده است. کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کرد با انتشار یک فراخوان فوری برای نجات جان زینب جلالیان درخواست کمک کرده است ... 
اخبار روز: زینب جلالیان زندانی کرد محکوم به اعدام به یک محل نامعلوم منتقل شده و هیج اطلاعی از او در دست نیست. در همین حال فراخوانی برای نجات جان او منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان؛ زینب جلالیان، زندانی کرد محکوم به اعدام از یکماه پیش توسط ماموران اداره ی آگاهی کرمانشاه بدون حکم قاضی از زندان زنان کانون اصلاح و تربیت این شهر خارج شده و تاکنون هیچ خبری از وی در دست نیست.   
خلیل بهرامیان، وکیل دادگستری امروز چهارشنبه 19 اسفند ماه در گفتگویی با خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان ضمن اعلام خبر فوق اظهار داشت: بنده روز دوشنبه 17 اسفند به کرمانشاه رفتم تا وکالت خانم جلالیان را به عهده بگیرم. برای وکالت، بنده می بایستی حتماً با ایشان ملاقات می کردم و وکالت نامه امضا شده از خانم جلالیان می گرفتم اما متاسفانه موفق به این کار نشدم چون نتوانستم با ایشان ملاقات داشته باشم. هر چند بنده برای دفاع از ایشان رفتم اما هنوز وکالت من مسجل نیست.
بهرامیان اضافه کرد: روز دوشنبه که به کرمانشاه رفتم، معاون دادستان و دادسرای کرمانشاه هماهنگی های لازم را انجام دادند. آنها هیچ گونه مشکلی با بنده نداشتند. سپس برای ملاقات با خانم جلالیان به زندان دیزل آباد کرمانشاه رفتم. در آنجا به من گفتند که زندان دیزل آباد مردانه است و هیچ زندانی زنی در آنجا نگهداری نمی شود. آنها گفتند برای ملاقات با خانم جلالیان باید به زندان زنان کانون اصلاح و تربیت بروید که در مسیر جاده کرمانشاه به سنندج است. لذا بنده هم به کانون مراجعه کردم اما در آنجا نیز یک سرباز جلوی در از طرف مدیریت کانون اطلاع داد که خانم جلالیان را یکماه پیش ماموران آگاهی کرمانشاه بدون حکم قاضی از اینجا برده اند و ما هیچ اطلاعی از ایشان نداریم. هر چه هم اصرار کردم و پرسیدم «آخه کدام قسمت؟!»، «کدام سازمان؟!»، آن سرباز در مقابل تعجب و سوالهای بنده از طرف مدیریت کانون فقط گفت که «ما هیچی نمی دانیم».
این وکیل دادگستری با ابراز نگرانی از وضعیت و سرنوشت زینب جلالیان در ادامه سخنانش افزود: در حال حاضر سوالی که بنده از مسئولان دارم این است، «خانم جلالیان دادگاهی شده اند و حکم اعدامشان هم صادر شده بنابراین چه لزومی دارد که ایشان را از زندان خارج و به مکان نامعلومی منتقل کنند؟!!»
خلیل بهرامیان، وکیل دادگستری در پایان سخنانش گفت: الان برای بنده فقط یک راه باقی مانده که جهت اعتراض به دادسرای کل کشور، قوه قضائیه و دفتر مقام معظم رهبری مراجعه کنم.
گفتنی است؛ خروج زینب جلالیان از محل زندانش و انتقال ایشان به مکانی نامعلوم باعث نگرانی بسیاری از فعالان حقوق بشر شده است. برخی از آنان معتقدند احتمال اجرای حکم اعدام خانم زینب جلالیان با این انتقال می تواند قوت بگیرد.


فراخوان فوری برای نجات جان زینب جلالیان

همزمان با انتشار خبرهای نگران کننده، کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کرد فراخوان فوری ای برای نجات جان زینب جلالیان منتشر کرده است. در این فراخوان فوری آمده است:

امروز در حالی بیشتر زنان آزادیخواه هشت مارس روز جهانی زن را با برپایی جشنها گرامی می دارند، که در ایران هدیه نظام اقتدارگرا و خودکامه به زنان دگراندیش و آزادیخواه چیزی جز زندان، تجاوز و اعدام نیست.
امروز در حالی زنان جهان با برپایی گرامیداشت صدمین سال روز جهانی زن مطالبات دمکراتیک و برابری طلبانه خویش را مطرح می کنند، که در ایران یک دختر فعال سیاسی کرد به جرم درخواست احقاق حقوق اولیه خویش در سلولهای تاریک و سرد اداره اطلاعات کرمانشاه در انتظار اجرای حکم اعدام است.
زینب جلالیان فعال سیاسی کرد که به اتهام عضویت در گروه های اپوزسیون کرد و محاربه به اعدام محکوم شده است و در حالی که حکم وی از سوی دیوان عالی کشور تایید شده است، از حدود یک ماهه پیش در یک اقدام غیرقانونی از سوی نیروهای امنیتی به سلول های انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات کرمانشاه منتقل شده است و در این مدت هیچگونه تماسی با خانواده اش نداشته است و به دلیل قطعی بودن حکم وی و همزمان انتقال وی به بازداشت اداره اطلاعات، شائبه ی احتمال اجرای حکم اعدام این دختر کرد را به همراه داشته است و این سبب نگرانی شدید خانواده وی و فعالین حقوق بشری در ایران شده است.
ما امضا کنندگان زیر بر این اعتقاد هستیم که رژیم می خواهد بار دیگر از کردستان به عنوان جولانگاه یکه تازی در جهت ایجاد فضای رعب و وحشت در ایران استفاده بکند و هچنین رفتار دوگانه بیشتر نهادها و کشورهای به نام مدافع حقوق بشر در قبال وضعیت حقوق بشر در کردستان فرصت و زمینه لازم برای رژیم در جهت نیل به اهداف غیرانسانی خویش فراهم ساخته است، بر این اساس ما ضمن محکوم کردن فشار بر فعالین زن ایرانی در صدمین سال روز جهانی زن، خواهان توقف فوری اجرای حکم اعدام زینب جلالیان هستیم و از تمام نهادهای داخلی و بین المللی مدافع حقوق بشر می خواهیم از تمام ظرفیت های دمکراتیک خویش برای توقف اجرای سناریوی دوباره اعدامهای سیاسی در ایران و به خصوص کردستان استفاده بنمایند.

برای امضا به این آدرس مراجعه کنید:
kempein.blogfa.com

ملاقات بعد از فشارهای بین المللی

عده ای از حامیان زندانی مادران عزادار با خانواده های خود ملاقات کردند

اخبار روز: عده ای از حامیان زندانی مادران عزادار با خانواده های خود ملاقات کردند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، این ملاقات ها به دنبال اعتراضات اعتراضات گسترده بین المللی و از جمله اعتراض مادران آرژانتینی «میدان مه» صبح امروز و بعد از یک ماه اسارت تعدادی از حامیان مادران در بند صورت گرفته است.
بنابر این گزارش، صبح روز پنجشنبه ۲۰ اسفند ماه خانواده های حامیان مادران در بند توانستند با زندانیان خود ملاقات کنند. حامیان زندانی مادران در بند از روحیه بالائی برخوردار بودند و نسبت به بازداشت غیرانسانی و غیرقانونی خود اعتراض داشتند.
حامیان مادران در بند در طی مدت اسارت خود در بند ۲۰۹ زندان اوین با شرایط سخت و طاقت فرسائی مواجه بوده اند. بازجوئی های طولانی و مستمر شبانه، شکنجه های روحی شدید، نسبت دادن اتهامات دروغین و غیرواقعی برای ترساندن و تخریب روحیه آنها، گذراندان دوران بازداشت در سلول هایی که چند برابر ظرفیت زندانی در آن جای داده اند، دروغ پراکنی علیه مادران دربند در برابر سایر زندانیان از جمله ی این موارد است.
بازجویان به کرات با طرح سوال در مورد زندگی خصوصی حامیان مادران عزادار آن ها را تحت فشارهای مستمر روحی قرار می دهند و حتی از آن ها خواسته اند از همسران خود جدا شوند.
مادران عزدار در بند تمامی اتهامات نسبت داده شده را رد کرده اند و دستگیری و ادامه بازداشت خود را غیرانسانی اعلام کرده اند. آن ها علیرغم گذشت بیش از یک ماه هنوز در شرایط سخت و بازجوئی طولانی و بلاتکلیفی بسر می برند. در طی این مدت بارها به خانواده های آنها وعده داده شده است ولی تا به حال به هیچ کدام از وعده ها عملی نشده است.
بازجویان وزارت اطلاعات پرونده ای علیه حامیان مادران عزدار ساخته اند و به شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب به ریاست محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای کمسیون مرگ زندانیان سیاسی در سال ۱٣۶۷ ارجاع داده اند.
در حال حاضر پرونده ٨ نفر از حامیان مادران عزدار در شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب می باشد که اسامی تعدادی از آن ها به قرار زیر می باشد:
خانم ام بنین ابراهیمی، خانم الهام احسنی، خانم ژیلا کرم زاده مکوندی، دکتر لیلا سیف الهی، خانم فاطمه رستگاری، منیژه طاهری و خانم فرزانه زینالی.
لازم به یادآوری است تا به حال سازمانهای حقوق بشری جهانی مانند؛ عفو بین المللی، دیده بان حقوق بشر، برنامه نظارت حقوق بشر و مادران آرژنتینی میدان ماه مه خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط حامیان مادران عزادار شده اند. همچنین کمیسر عالی حقوق بشر، گزارشگران ویژه زنان و دستگیری های خودسرانه و سایر مراکز حقوق بشری سازمان ملل در جریان دستگیری آن ها قرار گرفته و اقداماتی را برای آزادی آنها نموده اند.

۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

گزارش یک مادر عزدار از شب های اوین

  • قاضی گفت: گریه کن تا آزادت کنم! دختر گفت: هرگز گریه نمی کنم. قاضی گفت: بگو غلط کردم وگرنه برایت ۷ سال زندان می برم، دختر گفت: ۷ سال زندانی می کشم ...

 دوشنبه ۱۷/۱۲/٨٨ مادران عزادار به مناسبت روز زن جلوی زندان اوین گرد هم آمدند تا این روز را کنار خانواده زندانیان و همراه با خانواده مادران دربند جشن بگیرند، تعداد مادران از هر شب بیشتر بود.
همسر یکی از مادران چندین شاخه گل سرخ و یک جعبه شیرینی آورده بود که گلهای سرخ را دخترش بین مادران عزادار و زنان دیگر و شیرینی را بین تمام مردم پخش کرند، هنگام دادن شاخه گل، روز زن را به زنان جلوی زندان تبریک می گفتند، زنان از این کار شاد شدند و هریک برای دختر جوان آرزوی بهترین ها را می کردند و از این کار با ارزش تشکر کردند.
در این شب حدود ۱۰ نفر آزاد شدند ولی حتی یک زن هم در میان آزاد شدگان نبود تا زنان احیانا دچار توهم نشوند!
چند تن از جوانانی که آزاد شده بودند دستانشان را به نشانه V بالا برده بودند که باز هم با استقبال گسترده مردم روبرو شدند، جوانی با کتاب و جزوه هایش آزاد شد و آخرین جوانی که آزاد شده بود از سوی یکی از هم بندی هایش که شب قبل آزاد شده بود و مردی تقریبا سالمند بود، مورد استقبال قرار گرفت.
او که روز ۲۲ بهمن بازداشت شده بود می گفت تنها دلیل بازداشتم ایرانی بودنم بود، پدربزرگ و مادربزرگ پیرش به استقبالش آمده بودند و از مردم برای حضورشان تشکر می کردند و مادربزرگش برای آزادی همه زندانیان دعا می کرد و مادری تسبیح سبز به مادربزرگ تقدیم کرد.

یکشنبه ۱۶/۱۲/٨٨ ما باز هم جلوی اوین بسر می بریم. حوالی ساعت ٨:٣۰ آقای عبدالله مومنی با وثیقه ٨۰۰ میلیونی برای ۵ شب از زندان خلاص شدند تا در کنار خانواده شان باشند. مردم با شادی از او استقبال کردند علاوه بر آن حدود ۱۵۰ نفر از دوستانش برای استقبال از او آمده بودند و لحظات پر شوری آفریده شد.
جوانی دیگر آزاد شد که وقتی پایین آمد برای لحظاتی دستش را به علامت V بالا برده بود که با تشویق بی امان مردم روبرو شد. وقتی به پایین پله ها رسید گفت خانواده ام از آزادیم اطلاع ندارند؛ موبایلی بدهید تا به آنها خبر دهم. یکی از مادران موبایلش را داد تا تماس بگیرد. مادرش از آن طرف جواب داد و او گفت: مامان شام چی داری؟ من شام خونه ام، من آزاد شدم بیاید دنبالم. و یکبار دیگر مردم برای روحیه بالایش تشویقش کردند و بعد تعریف کرد عصر با خانواده اش صحبت کرده بود و گفته بوده است: من دارم مقاومت می کنم شما هم مقاوم باشید بنابراین خود و خانواده اش انتظار آزادیش را نداشتند. وقتی مادر و خانواده سراسیمه و خوشحال رسیدند، مادر مدت ها او را در آغوش گرفته و گریه می کرد، مردم برای شادباش به مادر یکبار دیگر آنها را تشویق کردند و دوستی گفت: پسرت یک قهرمانه. دوستی دیگر گفت: آدم یا بچه نداشته باشه یا اگه

شنبه ۱۵/۱۲/٨٨ به اتفاق تعدادی از مادران عزادار دیگر از خانه ندا مستقیما به سمت زندان اوین رفتیم تا به مردم و خانواده زندانیان ملحق شویم. ما شاهد آزادی تعدادی از زندانیان بودیم و همراه با بقیه خانواده ها با آزادیشان شاد شدیم و به گرمی از آنان استقبال کردیم. در آن شب از تماس یکی از دوستان زندانیمان با خانواده مطلع شدیم که اظهار امیدواری می کرد تا پایان این هفته آزاد می شوند و ما هم بی صبرانه آرزوی دیدار دوباره شان را داریم.
در این شب جوانی آزاد شد که مورد استقبال مردم قرار گرفت. همسر و پدر همسرش شبهای متوالی انتظار آزادیش را کشیده بودند، پس از آزادیش پدر همسرش طی سخنرانی چند دقیقه ای از مردم و خانواده ها برای همراهی و همدردیشان بسیار تشکر کرد و گفت در تمام این شبها شما نگذاشتید لحظه ای احساس تنهایی کنیم، از تک تک مردم تشکر کرد و گفت از این پس هم ما شما را تنها نمی گذاریم.
چهارشنبه ۱۲/۱۲/٨٨ تعدادی از مادران عزادار مثل تمام شبهای دیگر برای حمایت از زندانیان در جلوی اوین حضور داریم.
امشب حدود ٣۰ تا ۴۰ نفر از زن و مرد و پیر و جوان از زندان آزاد شدند که تعدادی از آنها از روز عاشورا در اوین بسر می بردند. یکی از آزاد شدگان دختری بسیار کوچک جثه بود که دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شریف بود. او به همراه ۴ یا ۵ دختر دیگر آزاد شده بود. اعضای خانواده او به سرعت و با اشتیاق تمام به استقبالش رفتند و تعدادی از دوستانش نیز که چهره های آشنای هر شبه جمع جلوی اوین بودند بشدت همراه با بقیه مردم تشویقش می کردند. یکی از اقوامش تعریف می کرد در دادگاه قاضی به او گفت: گریه کن تا حکم آزادیت را بدهم! دختر گفت: من هرگز گریه نمی کنم. به او گفت بگو غلط کردم، اشتباه کردم تا آزادت کنم! گفت: من هیچ اشتباهی نکردم و هرگز نمی گویم غلط کردم . قاضی تهدید کرد برات ۷ سال زندان می برم و او گفت: ۷ سال زندانی می کشم. قاضی گفت برو باید ۷ سال اون تو بمونی. ولی بعد از یک ربع صدایش کرد و گفت: مرا از رو بردی، حالا برو وثیقه صد میلیونی تهیه کن تا آزاد شوی و خانواده اش بلافاصله وثیقه را آماده کردند و او آزاد شد. به همین دلیل همکلاسی های او مانند یک قهرمان از او استقبال کردند و سایر مردم جلوی اوین نیز با شنیدن این حکایت از جثه ای چنین ظریف، یکبار دیگر به داشتن چنین فرزندانی افتخار کردند و چندین و چند بار این دختر قهرمان مورد تشویق مردم، خانواده و دوستانش قرار گرفت.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

شادی صدر جایزه اش را به شیوا نظرآهاری داد - شجاعت اوست که استثنایی و در خور تحسین است

اخبار روز - گزارش دریافتی: صبح امروز، در مراسم معرفی برندگان جایزه امسال، شادی صدر طی پیامی اعلام کرد که جایزه خود را به شیوا نظرآهاری، فعال جنبش زنان و مدافع حقوق بشر که هم اکنون در زندان است تقدیم می کند. وی برای ابراز همبستگی با شیوا نظرآهاری اعلام کرد که به واشنگتن، برای شرکت در مراسم اهدای جایزه به واشنگتن نخواهد رفت "تا جای خالی شیوا، در آن مراسم و تمام جلسه ها و کنفرانس های رسمی پس از آن به چشم بیاید. تا همه جهانیان ببینند و بدانند که چه بر شیوا و بر سایر مدافعان حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و روزنامه نگاران دربند می رود.

قرار بود پیام ویدئویی شادی صدر که در آن دلایل تقدیم جایزه خود به شیوا نظرآهاری را اعلام کرده بود، فردا، 10 مارس طی مراسم اهدای جایزه به وی و 9 برنده دیگر این جایزه که با حضور هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا و میشل اوباما، بانوی اول آمریکا برگزار می شود پخش شود اما شبکه زنان تحت قوانین مسلمانان (WLUML) که شادی صدر عضو هیات مشاوران آن است، امروز با خبر شد وزارت خارجه آمریکا تصمیم گرفته است این پیام را پخش نکند. این شبکه فمینیستی فراملیتی در اطلاعیه مطبوعاتی خود این اقدام را "خاموش کردن صدای اعتراض و همبستگی زنان" خواند.

متن پیام شادی صدر به شرح زیر است:
"بسیار مفتخرم که به عنوان یکی از ده برنده جایزه سالانه شجاعت زنان برگزیده شده ام که بار دیگر فرصتی است برای به رسمیت شناخته شدن فعالیتها و مقاومتهای زنان ایرانی در عرصه جهانی و همینطور، مریی شدن تقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، به خصوص، سرکوب وسیع فعالان جامعه مدنی، بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88.
این جایزه، همانگونه که از نامش پیداست، هر سال، به زنانی در سراسر جهان داده می شود که شجاعت استثنایی در دفاع از حقوق زنان، عدالت اجتماعی و حقوق بشر از خود نشان داده اند. درست به همین دلیل، من مایلم جایزه خود را به شیوا نظرآهاری، دختر جوانی که به دلیل دفاع از حقوق زنان و حقوق بشر، هم اکنون در ایران زندانی است، تقدیم کنم زیرا فکر می کنم شجاعت اوست که استثنایی و در خور تحسین است. شیوا، که در تمام دوران جوانی اش، یعنی از5 سال پیش به این طرف، با ایجاد کمیته گزارشگران حقوق بشر، که یک گروه دانشجویی است که گزارشهای معتبری از نقض حقوق بشر در ایران منتشر می کند، و نیز با شرکت فعالانه در فعالیتهای جنبش زنان، دقیقه ای از مبارزه برای آزادی و دموکراسی دست برنداشته بود، چند روز پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد و ماهها در سلول انفرادی و تحت فشار بازجویی های سنگین قرار داشت. شیوا که پس از 100 روز حبس در بخش امنیتی زندان اوین، با تودیع 200 میلیون تومان (200 هزاردلار) وثیقه آزاد شده بود، تنها توانست سه ماه را در کنار خانواده و دوستان خود به سر برد. شیوا که به محض خروج از زندان فعالیتهای خود را از سر گرفته بود، مجددا در 5 دی ماه 88، در پی بازداشت گسترده اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر، دستگیر شد. از آن زمان تاکنون، مقامات امنیتی، شیوا را تحت فشارهای شدید قرار داده اند تا وادارش کنند اتهام محاربه را که مجازات مرگ دارد بپذیرد. آنها برای مدتی شیوا را در سلول بسیار کوچکی که مانند قفس بوده و او حتی نمی توانسته دست و پای خود را تکان دهد نگه داشته بودند. شیوا، تاکنون حاضر نشده بپذیرد فعالیتهای مسالمت جویانه و حقوق بشری اش، جنبه تروریستی داشته است و به همین دلیل، همچنان تحت شدیدترین فشارها قرار دارد. شیوا، یکی از شجاع ترین زنان جهان، کسی که جسورانه از حقوق زندانیان سیاسی دفاع می کرد، هم اکنون در گوشه یک سلول، محروم از داشتن حتی یک خودکار و کاغذ، یا ملاقات با وکیل و یا حتی رفتن به دستشویی بدون چشم بند و بدون اجازه زندانبان است.
راستش از آنجایی که جمهوری اسلامی که همه فعالان حقوق بشر و مبارزان مدنی را، جاسوسان و عروسکهای کشورهای غربی به خصوص آمریکا می خواند، ساعتها با خود کلنجار رفتم که آیا بهتر نیست به جای تقدیم این جایزه به شیوا، که ممکن است فشار بازجویان و مقامات قضایی را بر او افزایش دهد، جایزه را به تمامی زنان دربند تقدیم کنم؟ اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که دولت ایران، همانطور که پس از انتشار اسامی برندگان امسال، این جایزه را جایزه نوکری من برای آمریکا خوانده بود، حتی بدون تقدیم این جایزه به شیوا نیز چنین اتهامی را به او وارد خواهد کرد.
بنابراین، من به واشنگتن، برای شرکت در مراسم اهدای جایزه نخواهم آمد تا جای خالی شیوا، در آن مراسم و تمام جلسه ها و کنفرانس های رسمی پس از آن به چشم بیاید. تا همه جهانیان ببینند و بدانند آنچه بر شیوا و بر سایر مدافعان حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و روزنامه نگاران دربند می رود. شاید که این، آبی باشد در خوابگه مورچگان!"

متن انگلیسی اطلاعیه مطبوعاتی شبکه زنان تحت قوانین مسلمانان (ولوم) را اینجا ببینید:
www.wluml.org
www.youtube.com
" ویدئو کلیپ پیام شادی صدر را اینجا ببینید:

اعتراض به ادامه ی بازداشت مادران عزادار - بیانیه ی ۳۰۰ تن از حامیان مادران عزادار

خبار روز - گزارش دریافتی: جمعی از مادران عزادار و حامیان آن ها در اعتراض به ادامه بازداشت چند تن از مادران بیانیه ای منتشر کردند. متن این بیانیه به شرح زیر است:
نزدیک به یک ماه است که تعدادی از حامیان مادران عزادار به اسامی زیر، بدون دلیل و عدم رعایت حقوق شهروندی (روشن نکردن علت دستگیری برای خود و خانواده، نبود دسترسی به وکیل، نبود امکان ملاقات، عدم پاسخگویی مسئولین و بی خبری کامل از وضعیت روحی و جسمی آنان)، در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برند و قرار بازداشت آنان تمدید شده است.
یکی از نامبردگان فوق را در ۱۷ بهمن و چهار نفر دیگر را در ۱۹ بهمن با یورش به منازل شخصی شان در ساعت های پایانی شب دستگیر کرده اند. همچنین یکی دیگر از حامیان مادران عزادار به نام خانم فرزانه زینالی از روز ۱۹ دیماه در راه بازگشت از پارک لاله مفقود شده است و از او بی خبریم.
بهار نزدیک است و زمستان می گذرد ولی عزیزان ما همچنان دربندند و خانواده های آنان و تمامی همراهان چشم انتظار. در کجای دنیا با حامیان مادرانی که بر آنان بدترین خشونت ها رفته است این چنین برخورد می شود؟! روزی نو در راه است و ما زنان چه مادر باشیم چه نباشیم، مادران تمامی فرزندان این سرزمین ایم و از تمامی مردم آزاده و مدافعان آزادی و حقوق بشر خواهان حمایت و جلوگیری از فشار بیشتر بر این عزیزان و از دست اندر کاران قضایی خواهان آزادی هر چه سریعتر و بدون قید و شرط آنان و سایر زندانیان سیاسی هستیم.
ما امضا کنندگان زیر خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و بخصوص مادران دربند هستیم!
مادران عزادار و حامیان

آرزو مسیبی، آرش رئیسی، آرش نصیری اقبالی، آرمان رئیسی، آزاده ارفع، آزاده بیابالی، آزاده خسروشاهی، آزاده اسدی، آزاده فرامرزیها، آزیتا رستمی، آذر گیلانی، آسیه امینی، آمنه نصر رمزی، آهو خانم نتاج، آیدا سعادت، ابوالقاسم ایرانی، احمد نوین، احمد سعیدی، اختر تابناک، اردشیر نظری، اردوان هاشمی، ارژنگ بامشاد، افسانه یعقوبی، افسر کریمی، افسون ابراهیمی، اقدس میرزایی، اکرم مصطفی نژاد، اکرم نقابی (زینالی)، البرز دماوندی، الناز احمدی، الناز انصاری، الهام قیطانچی، الهه امانی، امیر اصغرنیا، امیر جواهری لنگرودی، امیر رشیدی، اولیا خانداری، ایران اسکندری نژاد، ایرج پیرنیا، ایرج شکری، بابک شکری، بهار شکری، بهروز نظری، بهروز سورن، بهناز محمود، بیژن شکری، پانته آ رسولی، پروانه راد، پگاه رسولی، پرویز بابایی، پروین آصفی، پروین اردلان، پروین واقعی، پریچهر نعمانی، پریسا آزادیان، پریسا کاکایی، پوراندخت مختاری، پوران کاکاپور، پویا عزیزی، پیام حسابی، پیران آزاد، تونیا ولی اوغلی، ثریا فلاح، جعفر بهکیش، جلوه جواهری، جمشید آئین دار، جمشید جمشیدی، جمیله صفایی، جواد جعفری، جواد صفوی، حامد بهادر، حسین تاراز، حسین زراسوند، حسین عسگری، حسین مسافری، حکیمه شکری، حمید آذر، خدیجه مقدم، خلیل محمدی؛ داریوش اسفاری، داوود موزوی، دلارام علی، دنا بابا احمدی، دریا اکبری، راحله بکتاش، ربابه مقیمی (مادر ام البنین ابراهیمی – مادر در بند)، ربابه موسوی، ربی هاشمی، رخشان بنی اعتماد، روبن گیلانی، رضا چیت ساز، رضا سپید رودی، رضا رئیس دانا ، رضا عابد، رضا مقصودی، رضوان مقدم، رفعت محمودی، رفعت لنگرودی، رقیه مرادی، روحی لنکرانی، روشنک کربلایی، روشنک مرادی، رویا آزاد ، رویا دنیاروند، رها عسگری زاده، زرفشان محمدی، زلیخا کیقبادی، زرین پاک نژاد، زهرا ابراهیمی، زهرا حسن نژاد، زهرا عالی خانی، زهره اسد پور، زهره حسن نژاد، زهره عبدالهی، زینب پیغمبر زاده، زینب طوسی، ژاله معینی، ساره شکری، سپیده ماه زادی، سحر شکری، سروژ قازاریان،سعید اشکان، سعید حبیبی، سعید شجاعی ،سکینه طیبی، سکینه نونهالی فروش،سلماز مقدم، سولماز ایپکچی، سوفیا صدیق پور، سونیا مکری، سوسن مجیدی، سوسن ایزدی، سوسن فرخ نیا، سوسن والا ، سودابه فروغ نیا ، سیمین بهبهانی ، سیمین دها ، سیمین کریمی، سهیلا باقری، سهراب رئیسی، سهیلا مسافر، سهیلا وحدتی، سیامک موید زاده، سیران مرادیان، سیما نقاش، شادی صدر، شکوفه سخی، شمس ولی پور، شهناز اکملی (مادر شهید عاشورا – مصطفی کریم بیگی) ؛ شهناز پارسا، شهین دوستدار، شهین خرم ، شیرین راد، شیرین عبادی، شیرین فامیلی ، شهاب شکوهی، شهلا بهار دوست،شهلا مسافر؛ صادق افروز، صبا انصاری، صبری نجفی، صدیقه ابراهیمی، صدیقه شکری، صدیقه مقدم ، صفورا تدین، صمد زارعی، طیبه مومنی، عباس هاشمی،عبداله خلفی، عزت شکری، عزیزه موسوی، عسگر شیرین، عشا مومنی، عشرت ستجانی،عفت ماهباز، عفت دشتی پور ،عفت معینی (مادر معینی)، علی ابراهیمی، عطا بهادر، علی اشرف درویشیان، علی اکبر خسروشاهی، علی عبدی، علی رحیمی، علی گودرزی،علیرضا هادیان، علی هاشمی، غلامعلی مسافری فاطمه ابراهیمی، فاطمه بیات، فاطمه داوود آبادی، فاطمه تبریزی، فاطمه زاغی، فاطمه سلیمانی، فاطمه شکری، فاطمه عسگری، فاطمه گل گزی (مادر منصور اسانلو – زندانی)، فاطمه عدالت (مادر وطن خواه) ،فاطمه مقدم، فرهاد نعمانی، فائزه باقری، فرخ عباسی، فرخنده جبارزادگان، فروغ قره داغی، فریبا نائینی، فریده غائب، فریبا علوی، فروغ تاجبخش (مادر لطفی)، فرامرز کاشمری، فرشته بهاری، فرناز کمالی، فروغ سمیع نیا ،فروغ قره داغی، فیروزه خلفی، فرید فرهان، قمر خدا بنده؛ کامران ایراندوست، کاوه مظفری، کبری ابراهیمی، گوهر بیات، گیلدا ابراهیمی، گیلدا رضانپور ، لیلا نظری ، مجتبی نظری، محبوبه عباسقلی زاده، محسن خوشبین، محسن ضیا، مریم زمانی راد، مریم زندی، مریم عظیمی،مریم مالک، مریم میرزا، محمد بلوچ، محمد شوراب، محمد تجلی جو ، محمد دهقان، محمد تقی سید احمدی، محمد تقی عرفانپور، مجید امید، محمد زندی، محمود فاضلی، محمود بابایی، مسعود بهنود، معصومه بهادر، منصوره بهکیش، منیژه شهسوارای، منیژه مقدم، منیره بابایی، مینو پدرام فر، میترا اعتضاد، میترا سرانی اصل،ملکه خانم نور محمدی، معصومه مسعودی، منصوره برادران خسروشاهی، ملوک زمانی،میلاد مسافر، مینا راشدی، مهرانگیز دابویی، مهدی یوسفی، مهرنوش اعتمادی،مهشید راستی، مولود شیدایی؛ نازلی فرخی، ناهید صادقی، ناهید میر حاج، نجف روحی، نرگس امرالهی، نرگس فیض آبادی، نسرین علوی، نسیم خسروی مقدم، نفیسه آزاد، نگار فکری،نوشابه امیری، نوید محبی،نیلوفر فرخ، نیلوفر مسافری، نیره جلالی (مادر بهکیش) نوشین کشاورزنیا، نیلوفر فرخ، وجیهه مقدم، ویدا باقری، هاجر رستمی مطلق (مادر ندا آقا سلطان)، هادی لنگرودی، هایده تابش، هایده مقیسی، هدا امینیان، هستی بهرامپور، هنگامه بهادر، هما رمضانپور، هما روحی،هوشنگ دنیا روند، یاسر محمدی، یاور خسروشاهی

جمع آوری امضا ادامه دارد. برای اعلام حمایت از مادران دربند امضای خود را به ایمیل زیر بفرستید:
 ۱. خانم ام بنین ابراهیمی ۲. خانم الهام احسنی ٣. خانم فاطمه رستگاری ۴. خانم لیلا سیف اللهی ۵. خانم ژیلا کرم زاده مکوندی ۱۰ اسفند ۱٣٨٨ 

چند خبر تكميلي از: تجمع مادران و خانواده بازداشت شدگان درمقابل زندان اوين امشب 17 اسفند ماه

تجمع مادران و خانواده بازداشت شدگان درمقابل زندان اوين

بنا به گزارشات دريافتي حدود 500 تا 600 نفر از خانواده هاي بازداشت شدگان و مادران عزادار براي حمايت از زندانيان زن به مناسبت هشت مارس روز جهاني زن هم اكنون در جلو درب اوين تجمع كرده اند و هر لحظه نيز به تعداد آنان اضافه ميشود.مادران بدنبال آزادي فرزندان خود هستند و در اين رابطه به سركردگان و عوامل حكومتي اعتراض ميكنند.تا ساعت 20 ,نظام قصد آزادي زندانيان را نداشت,اما با توجه به جو فشار و اعتراضات خانواده ها از ساعت 2030 تعدادي از نفرات را تك به تك آزاد كرده و جمعيت نيز از آنان استقبال مينمودند.
تعدادي از خانواده ها معترض بوده و اعلام داشتند عليرغم اينكه وثيقه هاي سنگيني نيز براي آزادي فرزندانشان سپرده اند,اما تا كنون فرزندان آنان آزاد نگرديده اند.
نيروهاي حكومتي براي ممانعت از تهيه عكس و فيلم توسط مردم و تجمع كنندگان پرژكتورهاي جلوي زندان را خاموش كرده اند و مردم درتاريكي در انتظار عزيزان خود هستند.
هم چنين تعداد 15 عدد ون نيروي انتظامي نيز در محل تجمع مردم حاضر شده است .
در حال حاضر هر لحظه به تعداد جمعيت افزوده ميشود .
كانون حمايت از خانوده هاي جانباختگان و بازداشتي ها
88.12.17
------------------------------
جمعيت تجمع كنندگان در مقابل اوين درحال افزايش است

بنا بر گزارشات رسيده هم اكنون تعداد جمعيت روي به افزايش است و تعداد جمعيت هم اكنون به بيش از600 نفر رسيده است.حكومت , تمامي پروژكتورهاي جلو درب اوين و حتي روي پله هاي درب ورودي را خاموش كرده است كه مانع تهيه فيلم و عكس و... از طرف خانواده هاي زندانيان گردد.بيش از 15 دستگاه ون از نيروهاي انتظامي در جلو اوين مستقر هستند و جمعيت را تحت كنترل قرار ميدهند.نيروهاي لباس شخصي نيز سعي در كنترل تجمع كنندگان دارند,زندانيان آزاد شده با استقبال خانواده ها و مادران عزادار مواجه ميشوند,خانواده هاي بازداشتي ها ميگفتند كه فرزندانشان را قبل از 22 بهمن براي ايجاد جو رعب و وحشت بين مردم دستگيركرده بودند.
خانواده ها بر بيگناهي فرزندانشان تاكيد كرده و خواستار آزادي آنها هستند , ازجمله خانواده يكي از بازداشت شدگان بنام محمد تاجيك كه دانشجوي رتبه دار دانشگاه ورامين است ميگويند كه فرزندشان بدون هيچ دليلي بازداشت گرديده و شش روز قبل نيز وثيقه براي آزادي وي گذاشته اند,اما تا كنون آزاد نشده و منتظر آزادي وي هستند,تعدادي از خانواده ها نيز بدليل سردي هوا و شرايط جوي در داخل خودروهاي خود هستند و يا در مسير منتهي به درب و پله ها در حالت انتظار نشسته اند.
كانون حمايت از خانوده هاي جانباختگان و بازداشتي ها 88.12.17
-------------------------------
افزايش جمعيت مادران و خانواده ها مقابل اوين /نظام مجبور به آزادي تعداد بيشتري از زندانيان شده است

بنا بر گزارشات رسيده جمعيت مادران و خانواده هاي زندانيان و بازداشتي ها و همچنين مادران عزادار در جلو درب اوين به بيش از 800 نفر رسيده ,تعدادي از بازداشتي ها را آزاد كرده اند كه بر اساس شواهد موجود تا كنون 9 نفر آزاد گرديدند,مادران از شرايط و وضعيت فرزندان خود براي يكديگر و جمعيت تجمع كننده صحبت ميكنند,نيروهاي انتظامي نيز هراسان جمعيت حاضر را تحت نظر دارند.مادران بي مهابا در ميان جمعيت افشاگري ميكنند.
كانون حمايت از خانوده هاي جانباختگان و بازداشتي ها 88.12.17
------------------------------
تمهيدات امنيتي نظام براي مقابله با انعكاس تجمع مادران و خانواده ها در داخل زندان و بين بازداشت شدگان اوين

بر اساس گزارشات رسيده به هنگام تجمعات مادران و خانواده ها در جلو زندان اوين , صداي شعار و شور و نشاط آنها درهنگام آزادي زندانيان وفرزندانشان به داخل زندان رفته و زندانيان متوجه اين تجمعات ميگردند , به همين دليل , حكومت براي فشار بيشتر بر خانواده هاي بازداشتي ها و ممانعت از برگزاري تجمعات در مقابل زندان اوين و تاثيرات آن در داخل زندان ,كيوسك مراجعين را به پايين پله ها انتقال داده است ,همچنين ماموران از ورود افراد و مراجعه كنندگان به قسمت جلو درب اصلي جلوگيري بعمل آورده و مانع تردد و تجمع افراد در قسمت بالايي درب اوين ميگردند.

كانون حمايت از خانوده هاي جانباختگان و بازداشتي ها 88.12.17

۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

سعید کلانکی آزاد شد

همچنین خانواده مهرداد رحیمی، از تعیین قرار وثیقه 70 میلیون تومانی برای وی خبر داده اند. خانواده وی امیدوارند در روزهای آینده با تودیع وثیقه او را آزاد کنند.
در روزهای گذشته برای سعید جلالی فر نیز قرار وثیقه 100 میلیون تومانی تعیین شده بود اما هنوز او آزاد نشده است.
سعید کلانکی در 9 آذرماه در محل کارش بازداشت شده بود. با آزادی سعید کلانکی تعداد اعضای دربند کمیته گزارشگران حقوق بشر به 6 تن رسید. شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی، نوید خانجانی، سعید جلالی فر، سعید حائری و مهرداد رحیمی این افراد هستند.

روز زن مبارک باد

بیش از 150 سال از آغاز مبارزات زنان علیه خشونت و تبعیض در جهان می گذرد ، در این مدت دستاوردهای زنان درپی اعتراضات پیگیر و مداوم با اینکه بسیار و در نقاط مختلف متفاوت بوده ولی همچنان تا رسیدن به مطلوب امکانات کاملا برابر و فرصت هایی برابر که پیشرفت های برابر را با خود به همراه خواهد داشت فاصله زیادی وجود دارد .
در این میان اما شرح این خشونت و تبعیض ها در ایران ما بسی غمبار تر است و اکنون پس از 31 سال از انقلابی که زنان نقش غیرقابل انکار در به ثمر رسیدن آن داشتند به جایی رسیدیم که نه تنها در بسیاری از موارد حقوق زنان بیش از قبل پایمال و یا فراموش شده بلکه مادر بودن و دادخواه حقوق ضایع شده فرزندان این سرزمین بودن نیز جرم محسوب می شود .
تا کنون بیش از 80 تن از مادران عزادار و حامیانشان به دلیل پیگیری خواسته هایشان به بند کشیده شدند و اینک که در آستانه روز زن قرار داریم بار دیگر 5 تن از حامیان مادران عزادار درحالی در بند 209 زندان اوین بسر می برند که از دسترسی به وکیل و یا ملاقات حضوری با خانواده های خود محروم می باشند .
ما مادران عزادار و حامیان آن در ایران ضمن گرامیداشت روز زن همراه با زنان ایران و جهان ، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط دوستانمان می باشیم و بار دیگر اعلام می کنیم تا زمان تحقق کامل خواسته هایمان یک لحظه از فعالیت های برحق و قانونیمان دست نخواهیم کشید و از حاکمان می خواهیم به جای توهین ، تهدید و آزارمان فریادهای خاموش ما را بشنوند :
1)      احکام اعدام لغو شود .
2)      آمران و عاملان جنایات 31 ساله در دادگاه های عادلانه و علنی محاکمه شوند .
3)      تمامی زندانیان عقیدتی بدون هیچ قید و شرط آزاد شوند .
مادران عزادار    12/12/88


۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای سعید کلانکی

کمیته گزارشگران حقوق بشر- خانواده سعید کلانکی، فعال حقوق بشر از تعیین قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای وی خبر داده‌اند.
خانواده این عضو دربند کمیته گزارشگران حقوق بشر امیدوارند با تودیع وثیقه بتوانند پس از حدود صدروز فرزندشان را آزاد کنند.
سعید کلانکی، دبیر سابق کمیته دفاع از زندانیان سیاسی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر است. وی نهم آذرماه در محل کارش بازداشت شد.
پیش از این، مسئولان دادگاه انقلاب از تعیین قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای سعید جلالی‌فر دیگر عضو دربند کمیته گزارشگران حقوق بشر خبر داده بودند.
درحال حاضر ۷ تن از اعضای این نهاد مدنی در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می‌برند. شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی، نوید خانجانی، سعید کلانکی، سعید جلالی‌فر، سعید حائری و مهرداد رحیمی این افراد هستند.

درسا سبحانی بازداشت شد


کمیته گزارشگران حقوق بشر- درسا سبحانی، فعال کمپین یک‌میلیون امضا و فعال حق تحصیل، حدود ساعت ۱۰ صبح امروز، ۱۶ اسفند در منزلش در ساری بازداشت شد.
بنابرگزارش‌های دریافتی تعداد ماموران ۱۲ نفر بوده است که دوتن از آنان فیلم‌برداری می‌کردند و تعداد زیادی نیز در بیرون از منزل حضور داشتند.
گفتنی است شام‌گاه ۱۱ اسفندماه، نیروهای امنیتی با حضور در منزل این فعال مدنی ۲۰ ساله، به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی او اقدام نمودند اما به دلیل عدم حضور او در منزل موفق به بازداشت وی نشدند.
روز ۱۳ اسفند نیز پدر درسا سبحانی، زمانی که قصد خروج از منزلش را داشت طی هجوم ۶ نیروی امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس وی را با دست‌بند و چشم‌بند بازداشت نموده و به مدت ۴ ساعت مورد بازجویی و تهدید قرار دادند.
نیروهای امنیتی اعلام داشتند اگر وی، دخترش درسا سبحانی را روز شنبه به وزارت اطلاعات تحویل ندهد وی را به همراه همسر و دختر کوچکش بازداشت خواهند نمود و منزل شخصی آنها را نیز مصادره خواهند کرد.
در بازداشت‌های گسترده ۱۱ و ۱۲ اسفندماه عده زیادی از فعالان مدنی و حقوق بشر بازداشت شدند. نوید خانجانی، بهزاد مهرانی، محبوبه کرمی، ابوالفضل عابدینی، حسام فیروزی و نصور نقی‌پور از جمله بازداشت‌شدگان هستند.

دادستان تهران: حکم محمد امین ولیان در مرحله ی ابلاغ است

برای ۲۵۰ نفر از متهمان حوادث عاشورا کیفرخواست صادر شده است

اخبار روز: دادستان عمومی و انقلاب تهران، خبر اجرای حکم محمدامین ولیان دانشجوی محکوم به اعدام را تکذیب کرد و گفت وی هنوز فرصت اعتراض دارد. دادستان تهران همچنین از صدور کیفرخواست برای ۲۵۰ نفر از دستگیر شدگان حوادث روز عاشورا خبر داد.
به گزارش روز یکشنبه خبرنگار حقوقی و قضایی ایرنا، "عباس جعفری دولت آبادی" در حاشیه مراسم تودیع و معارفه سرپرست شعبه ۲۷ دادسرای جنایی تهران در جمع خبرنگاران با تکذیب اخبار رسانه ها افزود: ولیان، یکی از متهمان دادگاههای حوادث روز عاشوراست که حکم وی صادر و در مرحله ابلاغ است.
این مقام قضایی در عین حال تصریح کرد: این متهم تا ۲۲ اسفند فرصت اعتراض دارد و طبیعتا دستگاه قضایی نیز براساس حق اعتراض، به این پرونده رسیدگی می‌کند.
دادستان عمومی و انقلاب تهران اضافه کرد: اولا وی با حضور وکیل محاکمه شده است و ثانیا حق اعتراض دارد که حتما به اعتراض وی توجه می‌شود.
جعفری دولت آبادی اظهار داشت: ‌این متهم، حتما اعتراض کرده و قضات عالی رتبه ما در مراجع بالا‌تر به این حکم رسیدگی دوباره خواهند کرد.
وی از رسانه های داخلی درخواست کرد هر گونه اطلاع رسانی در این زمینه از مسیر دادستانی تهران صورت گیرد.
صدور کیفرخواست برای ۲۵۰ نفر از متهمان حوادث عاشورا
بنابر این گزارش دادستان تهران همچنین در پاسخ به این پرسش که به چه تعداد از پرونده های دستگیرشدگان حوادث روز عاشورا رسیدگی شده است؟ گفت: تحقیقات ۲۵۰ فقره پرونده روز عاشورا تکمیل و کیفرخواست صادر شده است.
این مقام قضایی تصریح کرد: در صورتی که دلایل برای اتهام آنان کم باشد ، موجبات آزادی آنان به تدریج فراهم خواهد شد.
جعفری دولت آبادی اضافه کرد: دوستان ما در دادسرای انقلاب شبانه روزی فعالیت می‌کنند تا تکلیف این پرونده‌ها زودتر مشخص شود و امیدواریم با سرعتی که در رسیدگی به این پرونده‌ها انجام گرفته تا پایان سال با همین شتاب پیش رفته و دستگیر شدگان به حداقل تعدادی برسند که دارای جرایم سنگین هستند و امکان آزادی آنها نیست.
دادستان تهران درباره آخرین تحولات پرونده کهریزک نیز گفت: این پرونده در دادسرای نظامی مطرح است و باید موضوع را از آنها جویا شد.

روز جهانی زن بر تمام آزادگان جهان مبارک باد

و اکنون ، زمان ، زمان زنان است
در برنامه اکسیون ایستاده این هفته حامیان مادران عزادار ایران در دورتموند
با وجود هوای خیلی سرد تعدادی از هموطنان عزیز مان، به ما پیوستند و با آوردن دسته های گل
و قلبهای گرمشان، بار دیگر حمایت خود را از هم میهنان و زنان و مادران مبارز اعلام کردند
در این برنامه تعداد زیادی اعلامیه به مناسبت روز جهانی زن و همبستگی زنان جهان با جنبش زنان
در ایران به همراه گل پخش گردید ، که مورد استقبال فراوان قرار گرفت
روز جهانی زن بر تمام آزادگان جهان مبارک باد

حامیان مادران عزادار در ایران
مادران صلح - دورتموند

دیده بان حقوق بشر : طرفداران «مادران عزادار» را آزاد کنید - حداقل شش نفر بدون اتهام بازداشت شده اند

(نیویورک، 5 مارس 2010) – دیده بان حقوق بشر امروز گفت قوه قضائیه ایران باید به سرعت شش زنی را که در ژانویه و اوایل فوریه 2010 ظاهرا در ارتباط با فعالیت های صلح آمیز خود در حمایت از مادران عزادار دستگیر شده اند، آزاد کند.
مادران عزادار یک گروه جامعه مدنی هستند که در ژوئن 2009 توسط مادرانی که فرزندانشان را در خشونتهای دولتی پس از انتخابات جنجالی 12 ژوئن از دست دادند ایجاد شد. طی ماه های اخیر بسیاری از ایرانیان از این گروه حمایت کرده اند.
جو استورک معاون بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر می گوید: «طرفداران مادران عزادار همچون سایر طرفداران جامعه مدنی ایران به نظر می رسد به دلیل حمایت هبستگی علنی از این گروه دربند هستند». وی می افزاید: «این زنان اکنون هفته هاست که بدون امکان ملاقات با خانواده و یا دسترسی به وکلای خود محبوسند».
در دستگیری های اخیر، مامورین وزارت اطلاعات پنج تن از طرفداران این گروه را در منازلشان در شب و یا اولین ساعات بامداد 6 و 8 فوریه بازداشت کردند. دستگیر شدگان عبارتند از: ام البنین ابراهیمی، الهام احسنی، ژیلا کرم زاده مکوندی، فاطمه رستگاری و لیلا سیف اللهی.
نفر ششم فرزانه زینالی است که جزء 32 تن از طرفداران مادران عزادار دستگیر شده در 9 ژانویه است. آنها قصد داشتند در پارک لاله محل تجمعات مسالمت آمیز این گروه اجتماع کنند. مسئولین به تدریج و طی چند روز 31 تن از آنان را آزاد کردند، اما زینالی حدود دو ماه است که همچنان در بازداشت به سر می برد.
دیده بان حقوق بشر می گوید هنوز روشن نیست آیا این زنان از علت دستگیری خود مطلع شده اند یا نه و هیچ یک از آنها رسما متهم به ارتکاب هیچ جرمی نشده است.
مادر احسنی به دیده بان حقوق بشر گفت شش مامور وزارت اطلاعات در 8 فوریه وارد منزل آنها شده و پس از جستجو برخی از لوازم شخصی دخترش را توقیف کردند. آنها سپس به احسنی گفتند که با آنها برود. اما وقتی مادر احسنی علت را پرسید، مامورین بازداشت گفتند «سؤالاتی از او درباره وقایع پس از انتخابات» دارند. آنها همچنین گفتند که او را به زندان اوین می برند.
مادر احسنی گفت که دخترش در یک سازمان جامعه مدنی ثبت شده فعال بوده است که خدمات اجتماعی به مادران محروم و فرزندانشان در تهران ارائه می کند. او همچنین در یک و یا دو مورد از تجمعات مادران عزادار شرکت کرده بود. خانواده احسنی مدتی بعد متوجه شدند که شرکت دخترشان در این تجمعات موجب دستگیری او شده است.
عضو خانواده یکی دیگر از بازداشت شدگان طرفدار مادران عزادار به دیده بان حقوق بشر گفت مامورین وزارت اطلاعات با یک مجوز کلی بازرسی وارد منزل آنها شدند. این مجوز به مامورین اجازه می داد برای بازرسی به منزل هر فردی که مشکوک به شرکت در فعالیت های غیرقانونی چند ماه گذشته بود وارد شوند.
آنها این منزل را مورد تفتیش قرار داده و لوازم شخصی از جمله کامپیوتر، چند سی دی و دفترچه یادداشت را توقیف کردند. مامورین از توضیح اینکه چرا این زن را بازداشت می کردند خودداری کردند و تنها گفتند که او به زندان اوین منتقل می شود.
بر اساس بیانیه مادران عزادار که در 21 فوریه منتشر شد، این شش نفر در بند 209 زندان اوین که زیر نظر وزارت اطلاعات ارائه می شود به سر می برند. خانواده این زنان هر شب از ساعت 8 تا 11 همراه با خانواده بسیاری دیگر از افرادی که طی هشت ماه گذشته زندانی شده اند در مقابل اوین جمع می شوند.
اعضای خانواده برخی از این شش زن دستگیر شده توانسته اند تلفنی با عزیزان خود تماس بگیرند. عضو یکی از این خانواده ها به دیده بان حقوق بشر گفت مکالمات تلفنی بسیار کوتاه و تحت نظارت شدید مامورین است. وی اظهار داشت: «او فقط گفت من خوبم، نگران نباشید». وی افزود: «صحبت معمولا یک یا دو دقیقه طول می کشد ... گاهی از او سؤالاتی می پرسم و او فقط با بله یا نه جوابم را می دهد».
خانواده ها اغلب مجبورند در جستجوی اطلاعاتی از عزیزان خود بین زندان اوین و شعبه های دادگاه انقلاب رفت و آمد کنند. عضو یکی از این خانواده ها گفت مسئولین زندان به وکلایی که توسط آنها استخدام شده اند اجازه نمی دهند برای امضای وکالتنامه ها با این زنان ملاقات کنند. این در حالیست که مطابق قوانین ایران این حق همه زندانیان است.
اصل 9 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران نیز عضو آن است حبس خودسرانه را ممنوع می کند. اصل 9 همچنین تاکید می کند هر فردی که دستگیر می شود باید در هنگام دستگیری از علت حبس خود مطلع و «به سرعت» از اتهام های کیفری خود مطلع، و برای بررسی حبس خود «به سرعت» در برابر قاضی حاضر شود. این کنوانسیون همچنین ایران را ملزم به احترام به حق آزادی انجمن ها و تجمع های مسالمت آمیز می کند.
برای اطلاعات بیشتر، لطفا با این اشخاص تماس بگیرید:
در واشنگتن دی سی، جو استورک (انگلیسی): 
  موبایل   1-202-209-2945
 در نیویورک، فراز صانعی (انگلیسی، فارسی):
1-212-216-1290

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

بازداشت تعداد بیشتری از فعالین حقوق بشر

• در دو روز گذشته تعداد بیشتری از فعالین حقوق بشر بازداشت شده اند. کمیته ی گزارشگران حقوق بشر تاکنون از ۲۷ مورد دستگیری در روزهای اخیر گزارش داده است ...

 اخبار روز: در دو روز گذشته تعداد بیشتری از فعالین حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی و انتظامی حکومت جمهوری اسلامی بازداشت شده اند. یورش به فعالین حقوق بشر از شب یازدهم اسفند ماه آغاز شده و تا به حال منجر به بازداشت تعداد کثیری از فعالین مدنی و مدافعان حقوق بشر در ایران گردیده است. از دلایل بازداشت گسترده فعالان حقوق بشر و عرصه فرهنگی و مطبوعاتی اطلاع دقیقی در دست نیست. کمیته ی گزارشگران حقوق بشر در ایران که بسیاری از همکارانش در جریان این بازداشت ها دستگیر شده اند، تاکنون از ۲۷ مورد دستگیری در روزهای اخیر گزارش داده است.

بازداشت مجتبی گهستونی
مجتبی گهستونی، مسئول سابق کمیته میراث فرهنگی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روزنامه نگار ، عضو فدراسیون بین‏المللی روزنامه ‏نگاران، سخنگوی سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی (تاریانا) مورخ ۱۲ اسفندماه توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در شهر اهواز بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد.

بازداشت میلاد ابراهیمیان
میلاد ابراهیمیان از جمله فعالین دیگری است که در جریان این یورش ها دستگیر شده است. نیروهای امنیتی در نیمه شب ۱۱ اسفندماه همزمان با موج گسترده بازداشت فعالان حقوق بشر، به بازداشت میلاد ابراهیمیان، فعال دانشجویی و مسئول سابق واحد تامین و اجرای مجموعه فعالین حقوق بشر در ایران اقدام کردند.
نیروهای امنیتی با حضور در منزل آقای ابراهیمیان و ضبط لوازم شخصی وی، بدون ارائه توضیح در خصوص دلایل بازداشت وی را با خود به نقطه نامعلومی منتقل کردند.

بازداشت مجدد محمدرضا لطفی در مشهد
بنابر همین گزارش، محمد رضا لطفی یزدی دانشجوی دانشگاه آزاد واحد مشهد شب گذشته به طرز وحشیانه ای توسط نیروهای لباس شخصی از منزل ربوده شد.
در ساعات پایانی شب ۱۱ اسفندماه، عده ای از نیرو های لباس شخصی با ارائه حکم بازداشت به نیابت از دادگستری تهران و بدون ارائه کارت شناسایی با یورش به منزل وی ضمن درگیری با اعضای خانواده، او را به همراه لوازم و وسایل شخصی خویش از جمله کامپیوتر، موبایل شخصی وی و خانواده اش به مکان نا معلومی منتقل کرده اند.
قابل ذکر است که ستاد خبری اطلاعات مشهد و نیروی انتظامی خراسان رضوی از دستگیری وی اظهار بی اطلاعی نموده و تا کنون هیچ ارگان امنیتی مسئولیت این بازداشت را بر عهده نگرفته و جوابگو نبوده است.
لازم به توضیح است وی پیشتر به مدت بیست روز توسط اطلاعات مشهد بازداشت شده و پرونده وی نیز با اتهام تشویش اذهان عمومی در دادگاه در حال بررسی بوده و پس از برگزاری ۳ جلسه از دادگاه او، احتمال تبرئه وجود داشت.

تهدید به بازداشت پدر به جای دختر
روز ۱۳ اسفندماه زمانی که پدر درسا سبحانی، قصد خروج از منزلش را داشت طی هجوم ۶ نیروی امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس وی را با دست‌بند و چشم‌بند بازداشت نموده و به مدت ۴ ساعت مورد بازجویی و تهدید قرار دادند.
نیروهای امنیتی اعلام داشتند اگر وی، دخترش درسا سبحانی را روز شنبه به وزارت اطلاعات تحویل ندهد وی را به همراه همسر و دختر کوچکش بازداشت خواهند نمود و منزل شخصی آنها را نیز مصادره خواهند کرد.
این‌درحالی است که نیمه‌شب ۱۱ اسفند نیز ۶ تن از نیروهای امنیتی با یورش به منزل این خانواده، اقدام به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی کرده بودند.
درسا سبحانی، از فعالان کمپین یک میلیون امضا و فعال در زمینه حق تحصیل است. وی به دلیل اعتقاد به آیین بهایی از تحصیل در دانشگاه محروم شده است.

بی خبری از دو فعال حقوق بشر
از سرنوشت دو فعال حقوق بشر پس از آغاز یورش های گسترده به فعالان حقوق بشر، اطلاعی در دست نیست.
به گزارش هرانا، از سرنوشت نیلوفر محرابی، مسئول سابق واحد اندیشه و بیان و همینطور عبدالرضا احمدی، مسئول سابق کمیته دراویش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پس از یورش های گسترده ۱۱ اسفندماه که بازداشت تعدادی زیادی از فعالان حقوق بشر را در پی داشت اطلاعی در دست نیست. منابع مطلع بازداشت این افراد را محتمل می دانند.
لازم به ذکر است، تاکنون دست کم ۲۷ مورد بازداشت یا اقدام به بازداشت در طی یورش ۱۱ اسفندماه به فعالان حقوق بشر و خاصه همکاران این مجموعه گزارش شده است.

بی خبری از وضعیت مهدی خدایی
از سرنوشت مهدی خدایی، فعال حقوق بشر پس از یورش های ۱۱ اسفندماه خبری در دست نیست، مطلعان از احتمال بازداشت وی خبر می دهند.
سید مهدی خدایی، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد و مسئول سابق واحد دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پس از یورش های گسترده ۱۱ اسفندماه به همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ناپدید شده است.
آقای خدایی اخیراً از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

همبستگی مادران میدان مایو، با مادران عزادار ایرانی


• مادران میدان مایو (مه)، مادران ناپدیدشدگان آرژانتینی که معروفیت جهانی دارند، با مادران عزادار ایرانی اعلام همبستگی کرده اند. در پیامی که رئیس انجمن مادران ماه مه منتشر کرده آمده است: شب ۸ فوریه نیروهای مسلح به منزل بسیاری از این مادران رفتند و آنان را دستگیر کردند. ما مادران میدان مه خواستار آزادی فوری آنان هستیم. و همراه با آنان خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی و محاکمه و مجازات سرکوبگران هستیم. مبارزهء خلق های جهان مبارزهء خود ماست ...

 اخبار روز: مادران میدان مایو (مه)، مادران ناپدیدشدگان آرژانتینی که معروفیت جهانی دارند، با مادران عزادار ایرانی اعلام همبستگی کرده اند.
در پیامی که رئیس انجمن مادران ماه مه منتشر کرده و توسط آقای بهرام قدیمی ترجمه شده چنین آمده است:

انجمن مادران میدان مه (مایو) با مادران عزادار در ایران همبستگی می کند. این تشکل با سرکوب دولت احمدی نژاد مواجه است، دولتی که جان ۵۷ نفر را گرفته و بیش از چهار هزار نفر را زندانی کرده است. مادران ایرانی که برای نخستین بار در ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۹ در تهران گرد هم آمده اند، شنبه ها، لباس سیاه بر تن، با مطالبهء آزادی تمام زندانیان سیاسی و خواست محاکمه تمام کسانی که مسئول سرکوب هستند تظاهرات می کنند.
شب ۸ فوریه نیروهای مسلح به منزل بسیاری از این مادران رفتند و آنان را دستگیر کردند. ما مادران میدان مه خواستار آزادی فوری آنان هستیم. و همراه با آنان خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی و محاکمه و مجازات سرکوبگران هستیم.
مبارزهء خلق های جهان مبارزهء خود ماست
ابه د بونافینی
رئیس انجمن مادران میدان مه

مادران میدان مایو چه کسانی هستند؟

نخستین راهپیمائی علنی آنها یک سال پس از کودتای نظامی صورت گرفت. پیش از آن، آنها در کلیسائی در مرکز شهر جمع می‌شدند. بنا به پیشنهاد خانم آزوسنا ویلافلور، که خود نیز بعدها به جرگه ”ناپدیدشدگان“ پیوست، مادران محل تجمع شان را به میدان مایو، میدان اصلی شهر انتقال دادند. در نخستین راهپیمائی تنها ١٤ مادر شرکت داشتند. اما پس از مدت کوتاهی بر تعداد آنها افزوده شد.
آنها سالهای زیادی، روزهای پنجشنبه هر هفته، ساعت پانزده و سی دقیقه راهپیمائی خود را دور این میدان ادامه دادند. در شرایطی که ارعاب ناشی از کودتا همه جا حکمفرما بود و هیچ مطبوعات آزادی وجود نداشت که مفقودالاثر شدن آدمها را انعکاس دهد، حرکت مادران در ملا عام، که در نفس خود اعتراض و فریاد دادخواهی بود، اقدامی بسیار شجاعانه محسوب می‌شد. خشم و درد ناشی از دست دادن فرزند چنان سنگین بود که آنها در حرکت خود درنگ و پروا نکردند. بیشتر این مادران، زنان خانه دار و عامی بودند که پیشترها علاقه چندانی به سیاست نداشتند. اما همین مادران ”غیر سیاسی“ یکی از بزرگترین حرکات سیاسی آمریکای لاتین را در دو دهه آخر قرن بیستم به راه انداختند.
سربند سفید، سمبل مادران
آنها در ادارات دولتی و مقرهای پلیس همدیگر را شناخته‌ و از سرگذشت مشترک یکدیگر آگاه شده ‌بودند. در راهپیمائی‌ها سربند سفید را برای خود برگزیدند که ابتدا چیزی نبود جز مانده‌هائی از قنداق کودکی فرزندان گمشده‌شان. بعدها این سربندهای سفید سمبل صلح، زندگی، رابطه مادرانه و ضدیت با خشونت شد.
بزودی بر تعداد آنها افزوده شد و آوازه‌شان به مطبوعات خارجی هم کشید. اما در روزنامه‌های آرژانتین در باره آنها همچنان سکوت حاکم بود. تجمع منظم آنها در مرکز شهر، خود برای جلب توجه دیگران کفایت می‌کرد. حرکت آنها ضمنا مقابله با سکوتی بود که حاکمان نظامی بر همه جا حاکم کرده بودند.
”ما چیزی نمی‌خواهیم جز حقیقت"
در اواخر سال ١٩٧٧ حدود ١٥٠ تن از مادران در محلی خارج شهر بوئنوس آیرس نشستی برگذار کردند تا بر سر گامهای بعدی تصمیم‌گیری کنند. آنها نیاز به یک تشکل را برای گسترش حرکتشان احساس می‌کردند و می‌خواستند موجودیت‌شان را رسما اعلام کنند. پس بیانیه‌ای نوشتند که با این عنوان شروع می‌شد ”ما چیزی نمی‌خواهیم جز حقیقت“، و آن را به یکی از روزنامه‌های پرتیراژ آرژانتین فرستادند.
عکس العمل نظامیان در مقابل این حرکت جسورانه به شیوه همیشگی بود. سه تن از بنیادگزاران مادران میدان مایو، آزوسنا ویلا فلورا، یک راهبه فرانسوی الاصل و یک زن هنرمند جوان ناپدید شدند و هیچگاه اثری از آنها بدست نیامد. قتل این سه نفر ضربه بزرگی بر پیکر ”مادران“ بود. تعدادی خود را کنار کشیدند و ادامه دهندگان باید خود را برای خطرهای بزرگ آماده می‌ساختند. خوش خیالی بود این فرض، که تیغ نظامیان گلوی مادران سالخورده و دردمند را نگیرد. بعدها خانم هبه بونافینی، جانشین ویلا فلورا در باره ادامه حرکتشان چنین نوشت:
”نیرویی که به ما توان داد تا حرکتمان را همچنان ادامه دهیم، بچه‌هایمان بودند. ما نخستین مادرانی بودیم که از فرزندانمان زاده شدیم. ما نمی‌خواستیم خون آنها بیهوده هدر رود.“
در سال ١٩٧٨ که مسابقات جهانی فوتبال در آرژانتین برگزار می‌شد، این کشور میزبان هزاران میهمان خارجی و در بین آنها صدها خبرنگار از چهار گوشه جهان بود. به رغم تدابیر امنیتی که در سراسر کشور پدید آمده بود، مادران کوشیدند از موقعیتی که پیش آمده بود، بهره جسته و صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. آنها صدها کارت و نامه به سیاستمداران و خبرنگاران خارجی فرستادند. این تلاشها ثمر زیادی بهمراه نداشت. این بار علاقه‌ها به تمامی متوجه فوتبال بود. آرژانتین عنوان قهرمانی را از آن خود ساخته‌ بود و این پیروزی برای مدتی هر چند کوتاه بیشتر مردم را در رویائی شیرین فرو برد.
بازتاب صدای مادران در هلند
به زودی اما صدای مادران را گوش های شنوا در کشور دوردست هلند شنیدند. با حمایت خانم دن اویل، همسر نخست وزیر هلند، گروه حمایت از مادران مایو تشکیل گردید و به دنبال آن سفرهای تبلیغاتی خانم هبه بنافینی، نماینده مادران، به کشورهای خارج آغاز شد. او در نخستین سفر خود به آمریکای شمالی و اروپا با سیاستمداران و خبرنگاران ملاقات کرد و از آدم‌ربائی‌ها توسط نظامیان کشورش سخن گفت. در سال ١٩٧٩ بنافینی موفق به دیدار پاپ و همچنین رئیس جمهور ایتالیا گردید. این توجه و حمایت بین‌المللی، مادران را در حرکتشان امیدوارتر و مصم تر ساخت و نیز باعث شد تا حاکمان نظامی آرژانتین دیگر نتوانند به راحتی آنها را سر به نیست کنند. آنها ”انجمن مادران میدان مایو“ را به ثبت رساندند و یک کمیسیون یازده نفره از بین خود به ریاست انجمن برگزیدند. شدت یافتن حرکت مادران تشدید فشار نظامیان را به همراه داشت. نظامیان می‌خواستند با ایجاد موانع مختلف مانع راهپیمائی هفتگی در میدان مایو شوند.
در سال ١٩٨٠ جایزه صلح نوبل به آدولفو پرز، فعال و مبارز در راه احقاق حقوق بشر، تعلق گرفت. این حادثه توجه جهانیان را متوجه آرژانتین ساخت. مادران به همراه آدولفو پرز راهی اسلو شدند تا دنیا را متوجه ناپدیدشدگان در آرژانتین قرار دهند. در همین سال آنها نخستین بولتن خود را با عنوان ”عدالت، عشق و صلح“ منتشر کردند. اولین بولتن نه در چاپخانه، بلکه در منزل هبه بنافینی به چاپ رسید و توزیع آن حتی به خیابانهای کشور همسایه، اروگوئه، هم کشیده شد. در تمام این کارها مادران از پشتیبانی گروه هلندی ”حمایت از مادران میدان مایو“ برخوردار بودند.

راهپیمایی مقاومت
در سال ١٩٨١ مادران حرکت خود را تشدید کردند. در دسامبر آن سال ٨٠ تن از مادران یک راهپیمائی ٢٤ ساعته را در میدان مایو ترتیب دادند و آن را ”راهپیمائی مقاومت“ نامیدند و آن را در دسامبر هر سال تکرار کردند. آنها شعار می‌دادند:
ناپدیدشدگان به زندگی باز گردانده شوند/ عاملان و مقصران مجازات گردند/ فاتلان مردم زندانی شوند/ مقاومت ادامه دارد/ عقب نشینی نمی‌کنیم/ نه فراموشی و نه عفو/ پایدار باد مبارزه، عقب نشینی هرگز/ اتحاد و مبارزه یا گرسنگی و سرکوب/ فکر روشن، قلب متحد، مشت مبارز/ مقاومت و مبارزه برای پیروزی فردا / پرچم ما برافراشته خواهد ماند در دستان فرزندان امروز.
با شروع جنگ مالویناس در مارس ١٩٨٢ موجی از ناسیونالیسم کشور را فرا گرفت. مادران از شرکت در تظاهرات ”وحدت ملی“ خوداری کردند. هبه بنافینی در این باره به صراحت اعلام داشت: ”جزیره مالویناس متعلق به آرژانتین است، همینطور هم ناپدیدشدگان“ تسلیم بی قید و شرط نظامیان در مقابل دولت انگلیس زنگ خطری برای نظامیان بود. موجی از حرکت های مخالف دولت، کشور را فرا گرفت. نظامیان از ترس محاکمه و مجازات که قابل پیش بینی بود، پیشاپیش برای خود قانون عفو گذراندند. دهها هزار نفر به دعوت مادران در اعتراض به این قانون راهپیمائی کردند. نظامیان ناچار شدند به انتخابات آزاد تن دهند.
یک سال بعد، شب پیش از واگذاری قدرت به رائول آلفونسین، اولین رئیس جمهور منتخب بعد از حکومت نظامیان، مادران آخرین راهپیمائی خود را در حیات نظامیان با حمل اسامی ٣٠٠٠٠ زن و مرد ”ناپدید شده“ برگذار کردند. آلفونسین رسما از مادران میدان مایو برای شرکت در مراسم تودیع ریاست جمهوری دعوت به عمل آورد. موجودیت آنها به خاطر شجاعت و پایداری‌شان چه در سطح کشور و چه در سطح بین المللی قابل انکار نبود.
مادران مرگ فرزندانشان را به رسمیت نمی‌شناسند
نظامیان، زمانی که هنوز بر سر کار بودند، اعلام کرده بودند که مفقودشدگان در مبارزه کشته شده‌اند و برای اثبات مدعای خود اجسادی را برای شناسائی خانواده‌هاشان از گورهای دسته جمعی بیرون کشیده بودند. چه در آن وقت و چه بعدها مادران با اعلامیه‌های خشک و خالی و نیز نبش قبرها به مقابله برخاستند و حتی از پذیرش غرامت مالی برای وابستگان خودداری ورزیدند و همچنان بر خواست بازگرداندن فرزندان‌شان به زندگی پای فشردند. از نگاه بسیاری، این کار خارج از منطق و یک لجاجت تلقی می‌شد. از جنبه روانشناسانه می‌توان گفت که شاید تب و تاب‌های ناشی از ابهام و ناروشن بودن سرنوشت فرزندانشان و نیز عدم قبول از دست دادن آنها به مادران نیروی تحرک می‌بخشید و آنها برای حفظ موجودیت خود به این باورها نیاز داشتند. برخلاف تعدادی از خانواده‌ها که امیدشان را از دست دادند و مرگ فرزندشان را پذیرفتند، مادران مایو هیچوقت مرگ فرزندانشان را به رسمیت نشناختند و همچنان بر خواست خویش پای فشردند. آنها نمی‌خواستند که مسئله تنها در اشکال جنائی و آدم‌کشی خلاصه شود.
می‌خواستند که ریشه‌های سیاسی ناپدید کردن انسان‌ها روشن شود و مسئولان آن محاکمه و مجازات شوند. آنها با هر نوع مصالحه‌ای در این راه مخالف بودند و به حرکت خود ادامه دادند. آنها حتی از برگزاری مراسم یادبود و بزرگداشت برای عزیزان ناپدیدشده خودداری می‌کردند. آنها با اقدام دانشجویانی که می‌خواستند به احترام دختر هم دانشکده‌شان، که توسط نظامی‌ها سر به نیست شده بود، سالنی را به اسم او نام گذاری کنند، مخالفت کردند. به نظر مادران این گونه مراسم و یادبودها بی ارزش و به معنای پذیرش مرگ عزیزانشان بود. می‌گفتند ”هیچ دردی وجود ندارد که بی ثمر بماند.“ به بیان دیگر درد اجتماعی باید ثمری برای تغییر حال و آینده داشته باشد.
در سال ١٩٨٧، دهمین سالگرد شروع حرکتشان، مادران بار دیگر موجودیت و حضور خود را به نمایش گذاشتند و شدیدا به سیاست‌های کارلوس منم در آزاد کردن جنایتکاران نظامی اعتراض کردند.
مادران میدان مایو؛ نیروی مدافع حقوق بشر، برابری و صلح جهانی
امروز مادران میدان مایو حرکت خود را از مسئله ناپدیدشدگان و قربانیان دیکتاتوری نظامیان فراتر برده‌اند. آنها از طریق نشریه و رادیو به انتقاد از وضع زندان ها، شکنجه، بدرفتاری توسط پلیس و سانسور مطبوعات می‌پردازند و خواستار رعایت تمامی جنبه‌های حقوق بشر و اجرای عدالت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستند. به حقوق کودکان و به سیاست‌های آموزشی توجه ویژه‌ای دارند. صلح جهانی نیز یکی دیگر از محورهای مهم توجه مادران بوده و هست.
امروز مادران مایو حضور خود را در ترکیب گسترده تری به نمایش می‌گذارند. مادرانی هم که فرزندانشان در حوادث خشونت بار به قتل رسیده‌اند مثلا در برگذاری بازی‌های فوتبال، در دیسکوتک ها و یا در خدمت سربازی، خود را در حرکت مادران سهیم می‌دانند. آرژانتین در زمره جوامعی قرار دارد که در آن آمار جنایت و خشونت بسیار بالاست. تجربه نشان داده است که در کنار فقر و بیکاری این مسئله یکی از عوارض و میراث دیکتاتوری‌ها است. در سال ١٩٩٧ انجمن مادران مایو حدود ٢٥٠٠ نفر عضو داشت. انجمن با چندین ”زیرگروه“ و گروه‌های موازی در سراسر آرژانتین نماینده دارد از جمله آنها:
- گروه ”مادربزرگ ها“ که در تلاشهای مشترکشان برای جستجوی نوه‌های گم شده، که پدر و مادرشان بدست نظامیان به قتل رسیده‌اند، دور هم جمع شده‌اند . نظامیان کودکانی را که در زندان به دنیا آمده بودند یا هنگام دستگیری والدین شان، خردسال بودند، پنهانی به خانواده‌هائی از بین خود می‌سپردند. ” مادربزرگ ها“ خواستار باز گرداندن این افراد- البته در صورت تمایل خویش- به خانواده‌های واقعی شان هستند.
- سازمان خودیاری وابستگان قربانیان دیکتاتوری نظامیان.
مادران از پشتیبانی گروه‌های مختلفی برخوردارند. مثلا در مجله مادران آنها گروه‌هائی از پزشکان، روانشناسان، وکلا، هنرمندان و غیره هر کدام در حوزه تخصص خود مقاله و مطلب می‌نویسند.
تاثیر مادران آرژانتین در دیگر کشورها
تاثیر حرکت مادران مایو از مرزهای آرژانتین فراتر رفته ‌است. حرکت آنها الگوئی شد برای مادرانی از دیگر کشورهای آمریکای لاتین مثل شیلی و اروگوئه و غیره، که سرنوشتی مشابه داشتند. بعدها تاثیر اقدامات آنها از مرزهای آمریکای لاتین هم فراتر رفت. بیست سال بعد از شروع تجمع مادران آرژانتیتی در میدان مایو، مادران مفقودشدگان ترکیه حرکت مشابهی را آغاز کردند. آنها هر شنبه در زمان و مکانی معین در استانبول بر روی سنگفرش خیابان می‌نشستند و عکس فرزاندان‌شان را به دست می‌گرفتند. روی پلاکاردی که معرف آنها برای رهگذران بود، نوشته شده بود: ما اینجا هستیم برای انسانهای مفقود شده/ ما فرزندان خود را می‌خواهیم.
در چین هم مادران کشته‌شدگان میدان تیان من گردهم آمده‌اند و تلاش می‌کنند که دولت چین به آمار رسمی قربانیان اعتراف کند و جای دفن آنها را به خانواده‌ها اطلاع دهد. حرکت دیگر که در زمان خود تاثیر گذار بود، تجمع مادران سیاهپوش صرب علیه جنگ بود.
شبکه جهانی انجمن مادران ناپدیدشدگان
انجمن مادران ناپدیدشدگان از کشورهای مختلف با هم ارتباط دارند و شبکه‌ای را تشکیل می‌دهند. این انجمن ها همراه با سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر خواستار تصویب کنوانسیونی از طرف سازمان ملل علیه سربه‌نیست کردن انسانها هستند و خواستار آنند که عاملان این جنایتها در هر گوشه جهان، که باشند، محاکمه و ‌مجازات شوند. این انجمن‌ها گردهم‌آئی‌های سالانه دارند. در یکی از این گردهم‌آئی‌ها، که در نوامبر ٢٠٠٤ در برلین برگذار شد، آنها از دولت آلمان خواستند که از تصویب کنوانسیون علیه ناپدید کردن انسان ها حمایت کند.
* در تهیه ی این متن از وبلاگ «جوانیم» استفاده شده است.
۵ مارس ۲۰۱۰ ٣۰ آوریل امسال مادران میدان مایو ٣٣ ساله می شوند. آنها مادران ناپدید شدگانی هستند که سی و سه سال پیش، اولین راهپیمائی خود را دور میدان مایو آغاز ‌کردند. این میدان که بعدها نام مادران، آن را به شهرت جهانی رساند، مرکز سیاسی شهر بوئنوس آیرس و مشرف به مقر روسای جمهور آرژانتین است. در همین میدان بود که در مه سال ١٨١٠ مردم آرژانتین استقلال خود را از اسپانیا جشن گرفتند .