۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها





 

 کميته حفاظت از روزنامه‌نگاران: محکوميت بدرالسادات مفيدی را لغو کنيد

روز گذشته کميته حفاظت از روزنامه‌نگاران با انتشار اطلاعيه‌ای بر روی تارنمای خود از مقامات ايرانی خواست تا محکوميت بدرالسادات مفيدی، روزنامه‌نگار ايرانی را لغو کنند.

اين کميته در اطلاعيه خود آورده است که خانم مفيدی در گذشته دبير انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران بود. اين نهاد در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) توسط روزنامه‌نگاران برجسته ايران بنيان گذاشته شد و در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) منحل گرديد. اين نهاد مدافع حقوق روزنامه‌نگاران، نوشته است که در سوم اوت، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی در تهران، خانم مفيدی را به شش سال حبس و ۵ سال محروميت از حرفه خبرنگاری محکوم کرده است.

بر اساس تحقيقات کميته حفاظت از روزنامه‌نگاران، بسياری از روزنامه‌نگاران زندانی و زندانيان سياسی در ايران، در طول سال گذشته در همين شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به احکام سنگين محکوم شده‌اند.

نايب رئيس اين کميته گفت: ما از حکم بدرالسادات مفيدی شگفت‌زده شديم
محمد شريف وکيل خانم مفيدی گفته که وی به جرم «تجمع و تبانی برای ارتکاب جرم و جنايت» و «تبليغ عليه حکومت» محکوم شده است.

رابرت مَهانی، نايب رئيس کميته حفاظت از روزنامه‌نگاران در اين باره گفت: «ما از حکم بدرالسادات مفيدی شگفت‌زده شديم. اين حکم شاهد ديگری بر عزم تهران برای خاموش ساختن نشريات منتقد و مستقل است.»

وی ادامه داد: «ما مقامات ايران را فرامی‌خوانيم تا حکم زندان و ممنوعيت از روزنامه‌نگاری مفيدی را لغو کنند.»

تارنمای اين کميته آورده است که محمد شريف به کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران، که ارگانی غيردولتی در آمريکا است، گفته که اتهامات خانم مفيدی هيچ پايه قانونی ندارد. وی اشاره کرد که موکل‌اش مدير ارگانی با مجوز فعاليت قانونی بوده است.

محمد شريف گفت که وی قصد دارد تا درخواست تجديد نظر در رای دادگاه را ارائه دهد اما «نمی توان بيش از حد به حکم دادگاه تجديد نظر اميدوار بود.»

کميته حفاظت از روزنامه‌نگاران می‌افزايد در قوانين ايران متهم ۲۱ روز پس از صدور حکم حق درخواست تجديد نظر دارد.

اين کميته نوشته است خانم مفيدی در ۲۹ دسامبر (دی ماه) سال گذشته تنها پس از گذشت پنج روز از مصاحبه وی با بخش فارسی راديو دويچه‌وله، بازداشت گرديد. او سپس به زندان اوين، جايی که پس از انتخابات رياست جمهوری ايران ده‌ها روزنامه‌نگار ديگر در بازداشت به‌سر می‌بردند، منتقل گرديد.

بدرالسادات مفيدی در ماه ژوئن گذشته (خردادماه ۸۹) به طور موقت آزاد شد و در انتظار حکم قطعی خود است.

اين کميته در انتهای اطلاعيه خود آورده است که مطابق آخرين سرشماری اين نهاد در اول ژوئن امسال، به جز خانم مفيدی، ۳۷ روزنامه‌نگار در زندان‌های ايران زندانی هستند.

کميته حفاظت از روزنامه‌نگاران جزو سازمان‌های غير دولتی و غير انتفاعی است که در سال ۱۹۸۱ تاسيس شده است. هدف اين کميته ترويج آزادی مطبوعات در سراسر جهان و دفاع از حقوق روزنامه‌نگاران است.

رادیو زمانه



اتحاديه آزاد کارگران ايران خواستار آزادی تمامی فعالان کارگر زندانی شد

اتحاديه آزاد کارگران ايران با انتشار بيانيه يی خواستار آزادی تمامی فعالان مدافع حقوق کارگران زندانی  در آن کشورشد.

در اين بيانيه، با ابراز نگرانی از بی خبری از وضعيت بهنام ابرهيم زاده، فعال کارگری و مدافع حقوق کودکان، که روز ۲۲ خردادماه گذشته بازداشت شد، آمده است که وی نزديک به دو ماه است که هيچ تماسی با خانواده خود نداشته است.
اتحاديه آزاد کارگران ايران، همچنين، دو ماه تمديد بازداشت رضا شهابی، عضو هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه را که روز ۲۲ خرداد بازداشت شد، محکوم کرد.

اين تشکل کارگری، همزمان، از صدور حکم يک سال ديگر زندان برای منصور اسانلو، رئيس زندانی هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، انتقاد کرد.


توقيف مطبوعات و محکوميت سنگين برای روزنامه نگاران اقدامی روزمره در ايران

گزارشگران بدون مرز ادامه سياست توقيف مطبوعات و صدور احکام محکوميت برای روزنامه‌نگاران را محکوم می‌کند. از سوی هيات نظارت بر مطبوعات، ارگان سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روزنامه‌ی اقتصادی آسيا توقيف و مجوز انتشار دو نشريه سپيدار و پرستو لغو شده است. در همين حال صدور احکام زندان برای روزنامه‌نگاران ادامه دارد. بدرالسادات مفيدی همکار بسياری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب و دبير انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران به شش سال زندان محکوم شده است.
٢٥ مرداد ماه محمد علی رامين معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد که هيات نظارت بر مطبوعات در آخرين جلسه خود روزنامه آسيا را به دليل "انتشار عکس‌ها و تصاوير خلاف عفت عمومی" توقيف و پرونده اين روزنامه "جهت پيگرد قانونی به مراجع قضايی ارسال شده است." در اصل اين روزنامه برای انتشار مقالاتی در انتقاد از سياست اقتصادی دولت احمدی نژاد و دخالت قدرتمند سپاه پاسداران در اقتصاد ايران توقيف شده است. از بدو تاسيس اين سومين بار است که اين نشريه توقيف می‌شود. در طی اين مدت نيز چندين روزنامه‌نگار و همکار اين نشريه اقتصادی بازداشت شده‌اند. يکشنبه ١٥ تير ماه ١٣٨٢ روزنامه آسيا، برای انتشار عکس و مطلبی در باره ی مريم رجوی توقيف و مديرمسئول سردبير روزنامه، ساقی باقری نيا و ايرج جمشيدی بازداشت شدند. دوشنبه ١٦ تير ساقی باقری نيا با سپردن وثيقه آزاد اما ايرج جمشيدی تا سال بعد در بسر زندان برد. در تاريخ ٢٨ مرداد ١٣٨٥ ساقی باقری نيا مدير مسئول روزنامه آسيا از سوی شعبه بيست و هفتم ديوان عالی کشور به شش ماه زندان محکوم شد. يکی ديگر از همکاران روزنامه عليرضا احمدی از ٧ مرداد تا ١٨ دی ١٣٨٢ را در زندان بسر برد.
مجوز انتشار سپيدار و پرستو نيز از سوی هيات نظارت " به دليل «انتشار عکس‌ها،‌تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومی و عدم پای‌بندی به رسالت مطبوعاتی» و «اصرار بر تخلفات يادشدهاعلام شده است. سپيدار نشريه بسيج دانشجوی دانشگاه تهران و علوم پزشکی است. اين نشريه نزديک به محافل تندرو بسيح دانشجويی، مقالاتی در انتقاد به اسفنديار رحيم مشايی معاون جنجالی احمدی نژاد منتشر کرده بود. همچنين در يکی شماره های خود مقالات و کاريکاتوری را از يکی از نزديکان اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس جمهور پيشين ايران در ارتباط با پرونده‌ی پر سر و صدای دريافت رشوه از شرکت نروژی "استات اويل" منتشر کرد که پيگرد قضايی اين نشريه را در پی داشت. به نظر می‌رسد لغو امتياز اين نشريه بيشتر به دليل تصفيه حساب‌های جناحی است." سرکوب مطبوعات در ايران با شدت ادامه دارد. از توقيف مطبوعات عملا به اقدامی روزمره برای دولت محمود احمدی نژاد تبدل شده است. محمد علی رامين معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وعده خود برای " تصفيه" مطبوعات را عملی می‌کند. به بهانه حفظ " عفت عمومی" کشور از روزنامه و روزنامه‌نگاران خالی می‌شود. يادآور می‌‌شويم که از ٢٢ خرداد ١٣٨٨ تا امروز بيش از بيست نشريه در ايران توقيف و يا مجبور به توقف انتشار خود شده‌اند."
گزارشگران بدون مرز با تاسف از خبر محکوميت به زندان بدرالسادت مفيدی مطلع شد. دبير انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران از سوی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به شش سال زندان قطعی و پنج سال محروميت از فعاليت مطبوعاتی محکوم شده است. بدرالسادت مفيدی در تاريخ ٨ دی ماه ١٣٨٨ بازداشت و ١٧ خرداد ماه ١٣٨٩ با سپردن صد ميليون وثيقه بطور موقت آزاد شد.محکوميت سنگين زندان عليه بدرالسادت مفيدی دبير انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران، يک سال پس از تعطيل کردن اين انجمن عملا حکمی عليه همه روزنامه‌نگاران و آزادی مطبوعات در ايران است.
گزارشگران بدون مرز يادآور می شود محمود احمدی نژاد رئيس جمهور و آيت الله سيد علی خامنه‌ای در ليست " دشمنان آزادی مطبوعات" گزارشگران بدون مرز قرار دارند.


نگرانی هلند و عفو بین الملل نسبت به وضعیت شهروند هلندی – ایرانی زندانی در ایران

با انتشار اخبار تائید نشده‌ای در مورد احتمال صدور حکم اعدام برای زهرا بهرامی، شهروند هلندی – ایرانی که گفته شده است در اعتراضات روز عاشورا در ایران دستگیر شده، وزارت امور خارجه هلند، نگرانی خود را از وضعیت وی اعلام کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه هلند در گفتگویی خبر دستگیری وی در ایران را تأیید کرد و گفت با این که زهرا بهرامی 8 ماه پیش دستگیر شده است، اما بستگان وی در تاریخ 23 ژوئیه سال جاری خبر دستگیری وی را به مقامات هلندی اعلام کرده‌اند. وزارت امور خارجه هلند طی ماه‌های گذشته از مقامات ایرانی خواهان توضیح در این مورد شده است، اما ایران واکنشی نشان نداده است.
چند اشکال تکنیکی مانند نامشخص بودن تاریخ تولد و عدم اطلاع از وضعیت تابعیت وی از موانعی بوده‌اند که موجب به تاخیر انداختن پروسه پی‌گیری پرونده زهرا بهرامی از طریق هلند شده‌ است.
زهرا بهرامی که مقیم هلند است، برای دیدن خانواده خود به ایران سفر کرده بود.
سازمان عفو بین‌الملل در هلند نیز نگرانی خود را از اخبار اخیر در مورد وضعیت زهرا بهرامی اعلام کرد و افزود که پرونده زهرا بهرامی، از طریق دفتر مرکزی سازمان عفو بین‌الملل در لندن، پی‌گیری می‌شود.


تجمع معلمان و آموزشياران مقابل مجلس

خبرگزاری هرانا - جمعي از معلمان و آموزشياران شاغل در آموزش و پرورش صبح امروز یکشنبه سی و یکم مردادماه در اعتراض به عدم استخدام خود، مقابل مجلس تجمع كردند.

به گزارش فارس، اين معلمان و آموزشياران اعلام كردند پس از آنكه قراردادهايشان با آموزش و پرورش تمام شده به آن ها گفته‌اند كه ديگر نيازي به آنها نيست.

اين تجمع‌كنندگان از خريد خدمتشان با وجود 2 تا 3 سال سابقه خدمت اعتراض داشتند.
معلمان از کم در آمد ترین اقشار جامعه به حساب می آیند و سالانه با مشکلات عمده ی معیشتی روبه رو هستند.


صدور حکم اعدام به دلیل شرکت در یک درگیری فیزیکی

خبرگزاری هرانا - صبح امروز شنبه مورخ سی ام مردادماه، شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی شهروند جوانی به نام "حمید" را به قصاص محکوم کرد.
به گزارش فارس، این فرد در یک درگیری به همراه شش نفر دیگر فردی به نام "امیر" را زخمی کرده و وی در بیمارستان جان خود را از دست داده است.

در این جلسه سيدرضايي، نماينده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده خواستار مجازات متهمان شد. مادر مقتول نيز به عنوان تنها ولي‌دم خواسته خود را قصاص متهم رديف اول و مجازات ديگر متهمان عنوان كرد.

حميد، متهم رديف اول پرونده در جايگاه قرار گرفت و ضمن رد اتهام قتل عمد گفت: من با او درگير شدم ولي ضربه به سينه او را من نزدم.

وي هم چنين اظهارات و شهادت ديگر متهمان پرونده عليه خود را دروغ و بي‌اساس عنوان كرد.

بعداز اظهارات متهمین، قاضي عزيزمحمدي ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، حميد، متهم اول را به قصاص و ديگر متهمان را به خاطر شركت در درگيري منجر به قتل و شرب‌خمر، به حبس و تحمل شلاق محكوم كرد.


هرانا؛ تداوم آزار و اذیت هموطنان مسیحی در تبریز

خبرگزاری هرانا – در تداوم آزار و اذیت هموطنان مسیحی در ماههای اخیر ماموران امنیتی و اطلاعاتی در استان آذربایجان شرقی، از طریق پیگرد، احضار و بازجویی اقدام به تهدید ایشان می کنند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در یكی از آخرین اقدامات روز چهارشنبه ۶ مردادماه سال جاری ساعت ۱۱ صبح ۴ نفر از ماموران امنیتی وزارت اطلاعات با نشان دادن حكم بازرسی صادره از سوی وزارتخانه خود وارد منزل مسكونی یكی از نوكیشان مسیحی به نام "جمال زرین كمری" در تبریز شدند .
آنها پس از تفتیش منزل و بازرسی وسایل نامبرده و همسرش كه به قصد سفر بسته بندی شده بود ، در غیاب آنان كه بیرون از منزل به سر میبردند ، وسایل شخصی ایشان را پس از تفتیش ضبط و با خود بردند.
ماموران در زمان ترك منزل به همراه وسایل و مدارك توقیف شده ، برگ احضاریه ای از سوی اداره اطلاعات تبریز كه فاقد هرگونه مهر و امضائی بود به جمال میدهند و برطبق آن از وی میخواهند در روز یكشنبه ۱۰ مرداد به آدرس قید شده در آن برگه احضاریه مراجعه كند .
همچنین پیش از این نیز دو تن از نوكیشان مسیحی در تبریز از سوی مقامات اطلاعاتی و قضائی تبریز به شركت در كلیساهای خانگی و همایشهای مسیحی و تعلیم آئین مسیحیت به مسلمانانی كه به مسیحیت گرویده اند و تلاش برای تعمید دادن نوكیشان مسیحی و راه اندازی و مشاركت در تشكیل كلیساهای خانگی متهم شده بودند . كه از سوی دادسرای دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان تبریز برای آزادی موقت این شهروندان آذری زبان مسیحی در ابتدا مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان قرار وثیقه صادر كرده بود كه با توجه به اینكه پرداخت چنین مبلغی در توان آنان  نبود با تقلیل وثیقه از سوی دادگاه انقلاب اسلامی این افراد بطور موقت آزاد شدند.


احکام دادگاه می توانست شامل آمرين اصلی باشد

خبرگزاری هرانا - پدر محمد کامرانی، احکامی که در دادگاه صادر شده می توانست شامل حال ديگران و در حقيقت آمرين اصلی اين ماجرا باشد.
علی کامرانی پدر يکی از کشته شدگان کهريزک گفت: می توانستيم شاهد روند بهتری در رسيدگی به پرونده کهريزک باشيم و احکامی که در دادگاه صادر شده می توانست شامل حال آمرين اصلی اين ماجرا باشد.
به گزارش کلمه، پدر محمد کامرانی که در جريان حوادث پس از انتخابات در گذشت در گفت و گو با پنجره با بيان اينکه دادگاه رسيدگی به پرونده کهريزک بسياری از خواسته های ما را برآورده کرد، افزود:اما به طور قطع می توانستيم شاهد روند بهتری در رسيدگی به اين پرونده باشيم.
به گفته کامرانی، احکامی که در دادگاه صادر شده می توانست شامل حال ديگران و در حقيقت آمرين اصلی اين ماجرا باشد.


هرانا؛ اسامی بازداشت شدگان در مرداد ماه

خبرگزاری هرانا - در طی مردادماه بیش از 65تن از فعالین سیاسی، مدنی و قومی و مذهبی بازداشت شدند که اسامی 40 تن از ایشان توسط واحد آمار و نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر می شود.

اسامی این افراد به شرح زیر می باشد:

1.    ايرج  ملك شاهي ، درويش در تاریخ 25 مرداد 89 در الشتر  بازداشت شد
2.    احسان ميرزاپور ، درويش در تاریخ 25 مرداد 89 در الشتر  بازداشت شد
3.    هیوا خضری اقدم ، شهروند مسیحی در تاریخ مرداد 89 در محل نامشخص بازداشت شد
4.    صدیق خصری اقدم ، شهروند مسیحی در تاریخ مرداد 89 در محل نامشخص بازداشت شد
5.    عبدالله خضري ، شهروند کرد در تاریخ 23 مرداد 89 در سردشت بازداشت شد
6.    جعفر  یاوری ، فعال مدنی آذربایجان در تاریخ 10 مرداد 89 در تبریز بازداشت شد
7.    لقمان احمدیان ، نامشخص در تاریخ مرداد 89 در سقز بازداشت شد
8.    دیاکو ستاری ، نامشخص در تاریخ مرداد 89 در سقز بازداشت شد
9.    امیر  جلالیان ، نامشخص در تاریخ مرداد 89 در سقز بازداشت شد
10.    امیر امانیان ، نامشخص در تاریخ مرداد 89 در سقز بازداشت شد
11.    قادر  شیری ، نامشخص در تاریخ مرداد 89 در سقز بازداشت شد
12.    افروز روحی ، شهروند بهایی در تاریخ 17 مرداد 89 در اصفهان بازداشت شد
13.    سیامک قادری ، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در تاریخ 14 مرداد 89 در تهران بازداشت شد
14.    پدر علی پرویز  ، نامشخص در تاریخ 17 مرداد 89 در تهران بازداشت شد
15.    فراز  روحی ، شهروند بهایی در تاریخ 14 مرداد 89 در ویلا‌شهر اصفهان بازداشت شد
16.    ژینوس جوشنیان ، شهروند بهایی در تاریخ 14 مرداد 89 در ویلا‌شهر اصفهان بازداشت شد
17.    نسیم  روحی ، شهروند بهایی در تاریخ 14 مرداد 89 در ویلا‌شهر اصفهان بازداشت شد
18.    حسن رحمانی ، نامشخص در تاریخ مرداد 89 در لون سادات بازداشت شد
19.    منت رحمانی ، نامشخص در تاریخ مرداد 89 در لون سادات بازداشت شد
20.    کامیل سالم ، شهروند کرد در تاریخ مرداد 89 در سارال دیواندره بازداشت شد
21.    مجید شفیعی ، شهروند کرد در تاریخ مرداد 89 در سارال دیواندره بازداشت شد
22.    جلال رنجبری ، شهروند کرد و فعال ستاد موسوی در تاریخ 12 مرداد 89 در محل نامشخص بازداشت شد
23.    هژیر رنجبری  ، شهروند کرد و فعال ستاد موسوی در تاریخ 12 مرداد 89 در محل نامشخص بازداشت شد
24.    هاوژین رنجبری  ، شهروند کرد و فعال ستاد موسوی در تاریخ 12 مرداد 89 در محل نامشخص بازداشت شد
25.    رامین پشتکوهی ، فعال سیاسی در تاریخ 9 مرداد 89 در شاهین شهر اصفهان بازداشت شد
26.    حمزه ملك شاهي ، درويش در تاریخ 12 مرداد 89 در لرستان بازداشت شد
27.    محمد ملك شاهي ، درويش در تاریخ 12 مرداد 89 در لرستان بازداشت شد
28.    حميد نادري ، درويش  در تاریخ 12 مرداد 89 در لرستان بازداشت شد
29.    پرویز ملک شاهی ، درویش در تاریخ 9 مرداد 89 در لرستان بازداشت شد
30.    حسین سرشومی ، فعال دانشجویی در تاریخ 7 مرداد 89 در اصفهان بازداشت شد
31.    قادر شیری ، فعال فرهنگی در تاریخ مرداد 89 در سقز بازداشت شد
32.    امیر امانی ، نامشخص در تاریخ مرداد 89 در سقز بازداشت شد
33.    یحی صمدی ، فعال فرهنگی و روزنامه نگار  در تاریخ مرداد 89 در سنندج  بازداشت شد
34.    یحیی صمدی ، فعال فرهنگی و روزنامه نگار کرد در تاریخ 3 مرداد 89 در سنندج بازداشت شد
35.    یحیی صمدی ، نویسنده و سردبیر پیشین هفته نامه سوران در تاریخ 5 مرداد 89 در سنندج بازداشت شد
36.    فرشته حلیمی ، همسر محمد مصطفایی در تاریخ 2 مرداد 89 در تهران بازداشت شد
37.    فرهاد حلیمی ، برادر همسر محمد مصطفایی در تاریخ 2 مرداد 89 در تهران بازداشت شد
38.    بهمن فتاح‏زاده ، شهروند کرد در تاریخ 23 مرداد 89 در مریوان بازداشت شد
39.    بریار کاوه ، شهروند کرد در تاریخ 23 مرداد 89 در مریوان بازداشت شد
40.    برهان درخشان ، شهروند کرد در تاریخ 23 مرداد 89 در مریوان بازداشت شد
41.    برهان خسروی ، شهروند کرد در تاریخ 23 مرداد 89 در مریوان بازداشت شد
42.    اخیتار کاوه ، شهروند کرد در تاریخ 23 مرداد 89 در مریوان بازداشت شد




تعطیلی 28 سینمای خوزستان/ 17 شهر سینما ندارند

خبرگزاری هرانا - در طی سال های اخیر بیست و هشت سینما در استان خوزستان تعصطیل شده و بر همین اساس دستکم هفده شهر در این استان از داشتن سینما محروم اند.
استان خوزستان به واسطه صنعتی بود و نخستین محل پیدایش نفت در کشور از اولین مناطق ایران به شمار می رود که سالن های سینما در آن اقدام به نمایش فیلم و جلب مشتاقان سینه چاک پرده نقره ای و تصاویر متحرک کردند.
به گزارش مهر، به دنبال حضور کارکنان انگلیسی برای کشف و استخراج نفت در بیش از 103 سال قبل در شهر سجد سلیمان، این افراد به دنبال احداث مکانی برای سرگرمی و رهایی از هوای گرم و طبیعیت خشک خوزستان بودند و شاید همین علت بود که این افراد بعد از کشف نفت در یکی از اولین اقدام های خود اقدام به برپایی سینما در این شهر کردند.
در بسیاری از روایات و اسناد موجود گفته می شود سینمایی که توسط انگلیسی ها در شهر مسجد سلیمان ساخته شده، اولین سینمای کشور به حساب می آید هر چند همین اولین بودن در بسیاری موارد در مورد شهرهای تبریز، آبادان و تهران نیز تکرار شده و به درستی معلوم نیست اولین سینمای کشور در کدام شهر ایران راه اندازی شده است.
معاون سینمایی حوزه هنری خوزستان در خصوص فعالیت سینماها در استان خوزستان گفت: تا قبل از سال 1356 حدود 38 سینمای عمومی در سطح استان فعالیت داشته اند که آبادان با 14 سینما از بیشترین تعداد سینما در خوزستان برخوردار بوده است. هم چنین اهواز با 9 سینما، خرمشهربا پنج سینما، دزفول، مسجد سلیمان، بهبهان و اندیمشک هرکدام با دو سینما و شهرهای شوشتر، رامهرمز و سوسنگرد نیز با یک سینما از شهرهای دارای سینما در خوزستان به شمار می رفتند.

مجتبی آقاکوچک‌زاده افزود: به غیر از این سینماها که غالبا در سطح شهرهای پیش گفته به پذیرش مردم علاقمند به پرده نقره ای می پرداختند، شرکتها و کارخانه های بزرگ استان نیز برای کارکنان خود سینماهایی اختصاصی داشتند که در مجموع می توان گفت حدود 45 سالن نمایش در خوزستان تا سال 1356 فعالیت داشتند.
اکنون بیشترین دغدغه ای که در استان خوزستان در بخش سینماها وجود دارد این است که 17 شهرستان و تعداد قابل توجهی از شهرهای بزرگ استان که هنوز به شهرستان تبدیل نشده اند فاقد سینما هستند که این موضوع این شهرستان را مشکلات عدیده ای مواجه کرده است.
در برخی موارد پیش آمده که بعضی مدارس برای نمایش فیلم برای دانش آموزان خود اقدام به اعزام آنها به سایر شهرها و تحمل مسافتی حدود 150 کیلومتری می کنند که این مسئله به هیچ وجه خوشایند نیست.

 

هرانا؛ جلسه ی رسیدگی به اتهامات مهدی خدایی فردا برگزار می شود

خبرگزاری هرانا - جلسه ی رسیدگی به اتهامات مهدی خدایی، فعال حقوق بشر و دانشجویی، روز یکشنبه سی و یکم مردادماه برگزار می شود.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، دادگاه مهدی خدایی در شعبه ی 28 دادگاه انقلاب یه ریاست قاضی مقیسه تشکیل می شود.
قرار است که در روز یکشنبه این زندانی سیاسی به همراه وکیل خود آقای آرش کیخسروی، به دفاع از خود بپردازد.
مهدی خدایی دبیر پیشین انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری و فعال حقوق بشر که یازدهم اسفندماه سال گذشته همزمان با دستگیری گسترده فعالین حقوق بشر در شهرهای مختلف کشور بازداشت و بلافاصله به سلول های انفرادی بند دو-الف سپاه پاسداران منتقل شد؛ علی رغم اتمام بازجویی ها در اواسط تیرماه، هم چنان در بازداشت به سر می برد.
وی در طی این مدت تحت فشار شدید بازجویان برای اخذ اعترافات تلوزیونی قرار داشت.
مهدي خدایی در تابستان سال 87 به مدت 40 روز در  بند 209 اوین زنداني بوده است و بر اساس رای قاضی صلواتی، رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب به اتهام  "اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی تجمعات" با حکمی چهار ساله روبه رو شده است.
وی هم چنین به خاطر فعاليت هاي دانشجويي  به چند ترم ممنوعيت از تحصيل از سوي دانشگاه آزاد شهر ري محكوم شده بود.


انتقال مختار هوشمند به زندان مریوان

خبرگزاری هرانا - مختار هوشمند، فعال فرهنگی و مسئول انجمن هنرهای تجسمی مریوان پس از هشتادوهفت روز بازداشت در اداره اطلاعات سنندج به زندان مریوان منتقل شد.

یکی از نزدیکان مختار هوشمند گفت که وی روز بیست‌وششم مردادماه، به بند عمومی زندان مریوان منتقل شده است.

به گزارش رادیو زمانه، خانواده‌ی این فعال مدنی کرد طی مدت بازداشت هیچ اطلاعی از وضعیت فرزندشان نداشتند اما احتمالاً در روزهای آینده وضعیت وی مشخص خواهد شد.

روز دوم خردادماه، ماموران امنیتی شهر مریوان با ورود به منزل شخصی مختار هوشمند، پس از تفتیش و بازرسی محل زندگی وی، او را بازداشت نموده و کیس کامپیوتر، برخی مدارک شخصی و تعداد زیادی از کتاب‌های این هنرمند را با خود بردند.

مختار هوشمند، نقاش، فعال فرهنگی، مسئول انجمن هنرهای تجسمی شهر مریوان و دبیر اجرایی جشنواره‌ی سالانه طراحی غرب کشور است که در سال‌های گذشته نمایشگاه‌های متعددی در زمینه‌ی هنرهای تجسمی در مریوان و دیگر شهرهای کردستان برپا کرده است.


هرانا؛ تلاش های امیدوار کننده برای عدم اجرای حکم نوجوان محکوم به اعدام/ به همراه گزارش تصویری

خبرگزاری هرانا - فعالان حقوق بشر برای نجات جان نوجوان محکوم به اعدام به تلاش های خود ادامه میدهند، در این رابطه چهارمین جلسه از این تلاش ها در شهر لوشان برگزار شد

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، جمعی از فعالین مدنی و حقوق بشری روز پنج شنبه 21 مردادماه در همین راستا به لوشان رفته و با اولیای دم صحبت نمودند تا از قصاص ابراهیم گودرزوند چگینی  که به هنگام قتل کمتر از 18 سال سن داشته صرف نظر کنند.
فعالان حقوق بشر که در چهارمین جلسه حضور داشته اند مذاکرات انجام شده با خانواده مقتول را امیدوار کننده ارزیابی کرده اند.

ابراهیم گودرزوند چگینی فرزند منصور ساکن گیلان شهر لوشان در سال 82 با ولی الله پیرمردوند در سن 16 سالگی در شهر لوشان و جلوی مغازه ی محل کارش درگیر شد که نهایتا منجر به قتل ولی الله پیرمردوند که از لحاظ جثه ی بدنی توانمندتر از ابراهیم گودرزوند چکینی بود، شد.

لازم به یادآوری است پیش تر جلسه هایی در تاریخ 19 شهریورماه 88 با حضور امام جمعه و اعضای شورای اسلامی شهر لوشان ، 7 آبان 88 با حضور 2 تن از مادران صلح و 25 دی ماه 88 با حضور تعدادی از وکلا و فعالان صلح برای نجات جان نوجوان محکوم به اعدام برگزار شده بود.
گزارش تصویری از این جلسه:


هرانا؛ ممانعت از مراسم مردم سنی مذهب سقز/ بازداشت دست کم چهار تن

خبرگزاری هرانا - ماموران امنیتی مانع برگزاری مراسم مذهبی هم وطنان سنی مذهب در شهر سقز شده و چندین تن از ایشان را بازداشت کردند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، نیروهای اطلاعاتی سقز روز پنج شنبه بیست و هشتم مردادماه، به منازل شخصی شهروندان سنی مذهب حمله کرده تا مانع از برگزاری مراسم مذهبی ایشان با نام "مکتب قرآن" شوند. این افراد بدون مجوز قانونی وارد حریم خصوصی و منازل شخصی افراد شده و برخی وسایل شخصی خانواده‌ها ائم از سی دی، کتاب، جزوه، عکس، سند ساختمانی، کارت ملی، دفترچه خدمات درمانی و شناسنامه را با خود بردند.

ساعت 6 عصر روز پنج شنبه نیز دو نفر از این افراد به نام های جمال الدین هبکی و ناصرزمانیان را دستگیر و به نقطه ی نامعلومی منتقل کردند.

هم چنین ابوبکر عشقی، سالار توفیق پور و چندین نفر دیگر که هنوز اطلاع دقیقی از نام و تعداد آنها در دست نیست، دستگیر و روانه اطلاعات سقز شدند و خانوادهای نامبردگان تا کنون از سرنوشت ایشان اطلاعی ندارند.

هم چنین ساعت 8 بعدازظهر صدها نفر از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی، خیابان های منتهی به محل برگزاری مراسم واقع در شهرک شهرداری، خیابان دکتر خالدی را بسته و مانع از مراجعه و حضور مردم به محل مراسم شدند که نهایتاً موجب تجمع مردم شد.


هرانا؛ مسعود باباپور از حقوق یک زندانی محروم است

خبرگزاری هرانا – خانواده مسعود باباپور دانشجوی دانشگاه گرمسار که هم اکنون در زندان اوین بسر می برد به دلیل شرایط نا مناسب روحی درخواست مرخصی در ماه رمضان را به دادستانی ارائه کردند که تا کنون پاسخی به آن داده نشده است.
مسعود بابا پور دانشجوی مهندسی صنایع و از فعالین دانشجویی دانشگاه گرمسار بوده که در ششم آذر ماه سال گذشته دستگیر شده و پس از طی چندین ماه بازداشت موقت و سپری کردن بازجویی های طاقت فرسا و سخت در نهایت در تاریخ 13/2/89 در شعبه28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه با وجود عدم مدارک مستدل و کافی به 2 سال حبس محکوم گردید.
پس از شکایت مسعود باباپور به رای صادره و عدم صدور قرار و نگهداری وی در زندان در تاریخ3/5/89  در شعبه 54دادگاه تجدید نظر حکم وی تایید گردید و مسعود باباپور باید دوران محکومیت خود را سپری کند.


هرانا؛ هدایت الله رضایی شهروند بهایی آزاد شد

خبرگزاری هرانا – یک شهروند بهایی ساکن آبادان در استان خوزستان که در 26 تیر ماه سال 89 بازداشت شده بود پس از تودیع قرار وثیقه از بازداشتگاه آزاد شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، هدایت الله رضایی ساکن آبادان در روز 16 مرداد سالجاری پس از پرداخت وثیقه 25 میلیون تومانی  از بازداشتگاه وزارت اطلاعات آزاد شد. نامبرده در روز 26 تیر ماه پس از تفتیش منزلش توسط ماموران وزارت اطلاعات این شهرستان بازداشت شده بود.

 

سه سال زندان برای استاد دانشگاه بجنورد

خبرگزاری هرانا - هادی حکیم شفایی، استاد زبان دانشگاه آزاد واجد بجنورد به سه سال حبس تعزیری محکوم شد. شعبه دوم دادگاه انقلاب بجنورد، این استاد دانشگاه را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به دو سال حبس تعزیری، به اتهام تبلیغ علیه نظام به شش ماه حبس تعزیری و به جرم توهین به رهبری به شش ماه جبس تعزیری محکوم کرده است.
به گزارش خبرنگار کلمه هادی حکیم شفایی، در روز ۲۲ بهمن سال گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات بجنورد بازداشت شد. این استاد دانشگاه ۱۵ روز را در زندان انفرادی اطلاعات بجنورد و ۱۵ روز را در بند عمومی زندان این شهر گذراند و در نهایت با تودیع وثیقه ۵۰۰ میلیون ریالی آزاد شد.
وی از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم بوده که هم اکنون با فشار نهادهای امنیتی از تدریس در دانشگاه نیز منع شده است.

 

ممانعت از انتقال عیسی سحرخیز از زندان رجایی شهر به بیمارستان

خبرگزاری هرانا - فرزند عیسی سحرخیز، با اعلام شرایط نگران کنندۀ جسمانیِ این روزنامه نگار زندانی، وضعیت گزارش شدۀ وی را با فشار خون ٢٢ روی ١٣ اعلام کرد و با بیان اینکه “فشار خونِ نرمال ١٢ روی ۸ می باشد”، از بحرانی شدن وضعیت وی و ممانعت ماموران از انتقال او به بیمارستان خبر داد.
به گزارش سایت مهدی سحرخیز، وی با تاکید بر شرایط جسمی خطیر و فشار خون بسیار بالای پدرش در زندان رجایی شهر، نگرانی مجدد و عمیق خود از سلامتی وی ابراز کـرد.
گفتنی است این عضو زندانیِ شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات که بالغ بر یکسال است که در زندانهای اوین و گوهردشت و در شرایط بسیار سخن نگهداری می شود، طی روزهای اخیر از درد شدید و ازکارافتادگی نسبی پای راست در رنج بوده، و همچنان بدون هیچ مرخصی در زندان رجایی‌شهر کرج در حبس است.
سحرخیز پس از اعلام دادستانی مبنی بر معرفی خود، در دوزادهم تیرماه دستگیر شد و به زندان اوین انتقال یافت. پس از مدتی او را به زندان رجایی شهر کرج، تبعید کردند. سلامت وی مدتی است که به دلیل شرایط جسمی نامناسب و بیماری در خطر است.

 

بی‌خبری مطلق از حسین سرشومی، فعال دانشجویی طیف چپ

خبرگزاری هرانا - از وضعیت حسین سرشومی دانشجوی آزادی‌خواه و برابری طلب که از 31 خرداد توسط ماموران اداره کل حفاظت اطلاعات استان اصفهان بازداشت شده خبری در دست نیست.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این فعال دانشجویی طیف چپ که اکنون در بازداشتگاه امنیتی الف-طا در بند حفاظت اطلاعات زندان مرکزی اصفهان نگه‌داری می‌شود، تا این لحظه از حق ملاقات و حتی تماس تلفنی با خانواده اش محروم بوده است.
وی دوبار دیگر نیز در شهریور‌ماه و اسفند‌ماه 87 توسط اطلاعات اصفهان بازداشت و نهایتا با وثیقه‌ی 50 میلیونی آزاد شده بود.
گفتنی‌ است به دلیل وضعیت نامناسب بازداشتگاه امنیتی الف-طا واقع در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) در مورد سلامتی جسمی و روحی وی نگرانی جدی وجود دارد.
هم چنین خانواده‌ی وی نیز توسط مامورین اطلاعات برای جلوگیری از انتشار خبر بازداشت سرشومی تحت فشار قرار گرفته‌اند.

 

سه سال حبس و تبعید برای تیمور رضاییان

خبرگزاری هرانا - تیمور رضاییان، از بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات به سه سال حبس تعزیری و تبعید به زندان گوهردشت محکوم شد.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، دادگاه این زندانی سیاسی، روز 18 مردادماه بدون هماهنگی و ابلاغ تاریخ دادگاه به وکیل وی برگزار شده است.
تیمور رضاییان، از زندانیان سیاسی قدیمی است که در 21 بهمن‌ماه سال گذشته و در جریان بازداشت‌های گسترده پیش از 22 بهمن بازداشت شد و از آن تاریخ در زندان به سر می‌برد.

 

 

وکیل حسن لاهونی اتهامات به شرح اتهامات موکلش پرداخت

خبرگزاری هرانا - وکیل حسن لاهوتی آخرین وضعیت پرونده موکل خود را تشریح کرد.
محمود علیزاده طباطبایی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درتشریح آخرین وضعیت پرونده حسن لاهوتی (نوه اکبر هاشمی رفسنجانی) گفت: حسن لاهوتی فرزند 20 ساله فائزه هاشمی که در خارج از کشور به تحصیل مشعول است، برای تعطیلات نوروز به ایران آمد که به خاطر گزارشی که وی را از رهبران جنبش سبز معرفی کرده بود در فرودگاه بازداشت و پس از چند روز با قرار وثیقه آزاد شد.
وکیل لاهوتی اتهامات موکل خود را در کیفرخواست صادره از سوی دادستان تهران، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، اخلال در نظم عمومی و فعالیت تبلیغی علیه نظم عنوان کرد و گفت: با صدور کبفرخواست پرونده به شعبه 28 دادگاه انقلاب ارسال شد و رییس دادگاه تنها به دلیل مصاحبه لاهوتی با شبکه بی بی سی که در رابطه با بازداشت مادر خود انجام داده بود به پرداخت 3 میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.
وی تاکید کرد: علی رغم اینکه در دادگاه اعلام شد این مصاحبه در زمانی بوده که بی‌بی‌سی درتهران دفتر داشته و هم چنین هیچ ممنوعیتی از سوی مقامات امنیتی برای مصاحبه با این رسانه وجود نداشته است، این حکم صادر شد.
علیزاده طباطبایی خاطرنشان کرد: به دليل اینکه موکلم در خارج از کشور دانشجو بوده و برای ادامه تحصیل باید از کشور خارج شود، علی رغم اینکه حکم صادره را ناعادلانه می دانستیم به آن اعتراض نکردیم. اما دادستان تهران به طور کاملا استثنایی که به هیچ یک از آرای صادره اعتراض نمی‌کند و ظاهرا به خاطر دفاع از کیفرخواست خود، به حکم صادره اعتراض می کند و پرونده به شعبه 36 دادگاه تجدیدنظر استان ارسال می‌شود.
وی با بیان اینکه دادگاه تجدیدنظر حکم دادگاه بدوی را عیننا تایید کرد، ادامه داد: چون ما به حکم دادگاه بدوی اعتراضی نکردیم حکم عینا تایید شد و چه بسا اگر ما به حکم اعتراض می‌کردیم رای مسلم برائت موکلم صادر می‌شد. اما متاسفانه برخي سايت‌ها مطالب خلاف واقعی در رابطه با این پرونده منتشرکردند.
وکیل لاهوتی اظهارداشت: به عنوان وکیل پرونده آمادگی خود را برای مناظره با هر مقامی دررابطه با این پرونده اعلام می‌کنم.
علیزاده طباطبایی با بیان اینکه هنوز لاهوتی از کشور خارج نشده است، گفت: با وجود اینکه پرونده مختومه شده منتظر ارجاع پرونده به اجرای احکام هستیم تا هرچه سریع‌تر جزای نقدی را پرداخت کرده و بتوانیم نامه رفع ممنوع الخروجی موکلم را بگیریم.

 

هرانا؛ احضار موریس و نسیبه باقری به وزارت اطلاعات

خبرگزاری هرانا - موریس باقری و نسیبه باقری از فعالان ستاد میرحسین موسوی در لاهیجان به اداره اطلاعات این شهر احضار شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این دو فعال سیاسی در شهرستان لاهیجان برای چندمین بار است که به اداره اطلاعات این شهرستان احضار شده و مورد بازجویی قرار می گیرند.
شایان ذکر است که موریس و نسیبه باقری سال گذشته در آستانه ی روز دانشجو بازداشت شدند و پس از مدتی به قید ضمانت آزاد شده اند. تا کنون هیچ حکمی برای پرونده قبلی ایشان صادر نشده است.
فشار بر فعالین شهرستانی در آستانه ی سالگرد تظاهرات های خیابانی سال گذشته افزایش یافته است.


عدم اعطای آزادی مشروط به بیگ محمدی علی رغم قول های مکرر دادستان

خبرگزاری هرانا - با گذشت قریب به هشت ماه از بازداشت میثم بیگ محمدی دانشجوی مترجمی دانشگاه علامه طباطبایی و قول های مکرر دادستانی به خانواده این دانشجوی زندانی مبنی بر اعطای آزادی مشروط به وی، این دانشجو هم چنان در بند 350 زندان اوین به سر می برد.
به گزارش دانشجونیوز، این دانشجو که در 6 دی ماه سال گذشته (عاشورا) بازداشت شده بود در دادگاه بدوی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم با اعتراض وی در شعبه 54 دادگاه های تجدیدنظر به یک سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
شایان ذکر است که طبق قانون متهمین بعد از گذراندن نیمی از محکومیت خود می توانند از آزادی مشروط که از آن به مرخصی متصل به آزادی نام برده می شود استفاده نموده و با موافقت دادستانی تا پایان دوره محکومیت خود در بیرون از زندان به سر ببرند. بسیاری از محکومین سیاسی از این قانون در بعد از انتخابات سود جسته و از زندان آزاد شده اند.
خانواده ی بیگ محمدی بسیار امیدوارند با فرا رسیدن ماه رمضان دادستانی به قول های مکرر خود مبنی بر آزادی مشروط وی موافقت نماید.


شرایط روحی نامناسب مهدی کریمیان اقبال در بند 350 اوین

خبرگزاری هرانا - اخبار مختلف از بند 350 زندان اوین حاکیست شرایط روحی مهدی کریمیان اقبال از اعضای در بند جبهه مشارکت بسیار نامناسب است.
به گزارش دانشجونیوز، مهدی اقبال که بعد از حوادث انتخابات شب های جمعه در حسینیه دارالزهرا برای آرامش خانواده های زندانیان سیاسی دعای کمیل قرائت می نمود در تاریخ 12 آبان ماه سال گذشته ( گویا به جرم نوشتن شعار مرگ بر روسیه روی دیوار سفارت روسیه ) بازداشت و بعد از مدت ها بازجویی و شکنجه روحی تا 5 خرداد ماه سال جاری در بند امنیتی 209 در شرایط بسیار دشواری به سر برده و پس از آن به بند 350 زندان اوین منتقل می شود.


شایان ذکر است که در تاریخ 30 اردی بهشت ماه 1389 حکم چهار سال حبس تعزیری برای مهدی کریمیان اقبال در دادگاه تجدیدنظر تایید نمود که دو سال از این حکم به اتهام "توهین به رهبری" برای وی صادر شده است.
هم چنین مهدی اقبال که قریب به 10 ماه است که در زندان به سر می برد هنوز نتوانسته است از شرایط مرخصی زندان استفاده نماید.

مهدی اقبال دارای دو فرزند می باشد که مدت هاست پدر خود را ندیده اند و هم چنان چشم انتظار دیدار پدر خود می باشند.



محکومیت یک زندانی به اعدام به اتهام درگیری و قتل با مامور نیروی انتظامی

خبرگزاری هرانا - امیر عباس توکلی برازجانی به اتهام درگیری و قتل با یکی از مامورین نیروی انتظامی، پس از محاکمه در شعبه 71 کیفری دادگاه تهران، محکوم به اعدام شد.
روز سه شنبه 26 مردادماه بدون اطلاع قبلی امیر عباس توکلی برازجانی که به اتهام درگیری با یکی از نیروهای انتظامی بیش از 2 سال است که در بند 6 زندان رجایی شهر  کرج محبوس می باشد، به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران منتقل شد و توسط قاضی نورالله عزيزمحمدي مورد محاکمه قرار گرفت.
به گزارش وبلاگ فعالین حقوق بشر و دموکراسی، این اتهامات به وی منتسب شده است و بر اساس آن به قصاص،‌ به خاطر قتل عمد، 10 سال حبس به خاطر سرقت مسلحانه و تحمل 74 ضربه شلاق و رد اموال سرقتي متهم شده است.
گفته می شود در دادگاه این زندانی، تعدادی شاکی خصوصی ائم از صاحبان آژانس مسافرتی، سوپر مارکت و یک سرباز که گفته می شود در درگیری زخمی شده، از وی اعلام شکایت نموده اند.
به این زندانی در حین دفاع از خود گفته شده که در حال سفسطه بافتن است.
آقای توکلی در جریان یورش به رسول بداقی، معلم زندانی، در زندان رجایی شهر کرج به دفاع از او برخواست که پس از آن به دفتر علی محمدی و اطلاعات زندان فراخونده شد و مورد تهدید آن ها قرار گرفت.



هفت نفر به جرم روزه خواری بازداشت شدند

خبرگزاری هرانا - رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی آذربایجان شرقی گفت: از اول ماه رمضان تعداد شش واحد صنفی متخلف پلمپ و هفت نفر که در ملاعام روزه خواری کردند دستگیر شدند.

به گزارش مهر، سرهنگ رحمان ایمانی نژاد افزود: این تخلفات در راستای طرح کنترل و نظارت واحدهای صنفی از سوی پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی آذربایجان شرقی کشف شده است.

وی از شهروندان خواسته که "شئونات اسلامی" را رعایت کنند چرا که با افرادیکه در ملاعام این عمل را انجام نمایند با قاطعیت برخورد خواهد شد.

رئیس پلیس امنیت عمومی استان در ادامه تصریح کرد: طرح کنترل و بازدید اصناف و کسبه استان بطور محسوس و نامحسوس از اول این ماه در حال اجرا است که در این راستا مأموران پلیس علاوه بر شناسائی و پلمپ شش واحد صنفی متخلف و دستگیری هفت نفر روزه کار، به 50 واحد صنفی نیز تذکر قانونی داده اند.

این مقام مسئول مدعی شد که این طرح تا پایان ماه رمضان ادامه دارد.




امیر محمدی پس از شش ماه حبس آزاد شد

خبرگزاری هرانا - امیر محمدی فعال سیاسی و رییس ستاد میرحسین موسوی در قیامدشت پس از تحمل شش ماه حبس آزاد شد.

به گزارش ادوار نیوز، امیر محمدی در شب 21 بهمن ماه سال گذشته به همراه برادرش در منزل مسکونیش در قیامدشت دستگیر شد و در دادگاه به 6 ماه حبس تعزیری و یک و نیم سال حبس که به مدت 5 سال تعلیق شده است محکوم شده است.

امیر محمدی 27 مرداد پس از تحمل شش ماه حبس از بند 350 زندان اوین آزاد شد.

۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

بيانيه مادران پارك لاله (مادران عزادار)ه


 



تغییر نام، اعلام خواسته‌ها و مواضع 
 
 
ما، مادران عزادار پس از يكسال عزاداري همراه با دادخواهي مصمم تر از پيش حركت خود را تا رسيدن به خواسته هاي قانونيمان ادامه خواهيم داد و در ادامه اين راه از اين پس خود را مادران پارك لاله مي ناميم چرا كه اولين ميعادگاه اين خانواده بزرگ پارك لاله تهران بوده و اولين تجمع سكوت در تاريخ 6/4/88 در همين پارك برگزار گرديد. 
مادران به رغم فشار، تهديد، توهين و بازداشت از پاي ننشسته، همچنان و همه جا بين مردم حضوري فعال دارند. 
مادران پارك لاله، مادراني هستند كه فرزندانشان بخاطر شركت در راهپيمايي اعتراضي، آرام و ميليوني پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري به صرف اعتراض به نتيجه انتخابات كشته شدند. اعتراضي كه با شليك مستقيم به سمت ميليون ها معترض پاسخ گفته شد و در نتيجه آن ده ها تن به قتل رسيدند. 
مادران پارك لاله، مادران تمامي زندانيان سياسي، عقيدتي، فعالان مدني و زندانيان گمنامي هستند كه در زندان هاي كهريزك، اوين، رجايي شهر و ... كشته شدند، شكنجه گشتند، مورد تجاوز قرار گرفتند و يا در دادگاه هاي نمايشي محاكمه و به احكام سنگين محكوم شدند.
مادران پارك لاله، مادران جانباختگان سي و يك سال گذشته هستند كه هرگز از خون فرزندانشان نخواهند گذشت و خواهان محاكمه آمران و عاملان اعدام هاي فردي و دسته جمعي، كشتارهاي قومي و ديني، زندان، شكنجه، تجاوز، ترور، شبيخون به منازل، به خاك و خون كشيدن خوابگاه ها و ... از دهه شصت تا كنون هستند. 
مادران پارك لاله، مادران تمامي جوانان اين سرزمين هستند كه توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و سپس مفقود شدند و تاكنون هيچ اثري از آنان نيست. 
مادران پارك لاله، مادران تمامي مجروحان حوادث يكسال اخير مي باشند كه با معلوليت زندگي مشقت باري را پيش روي دارند. 
مادران پارك لاله، اعدام را يك قتل سازمان يافته مي دانند و مخالف هرگونه قتلي با هر شكل و هر نامي از جمله سنگسار و قصاص مي باشند و خواهان لغو قانون مجازات اعدام هستند.
مادران پارك لاله، كه خود قرباني خشونت و تبعيض عليه زنان بوده و هستند از تمامي فعاليت هاي مخالف خشونت و برابري خواهانه حمايت مي كنند و بر همه زنان و مردان آزاده درود مي فرستند. 
 
مادران پارك لاله (مادران عزادار) - مرداد ماه 89

کروبی: در راهپیمایی روز قدس مانند هر سال شرکت می کنم

جرس:
 
جرس: مهدی کروبی از شرکت خود در راهپیمایی روز قدس امسال خبر داد و گفت: در مورد تشکيل هسته های اوليه و برنامه ريزی برای اين روز درحال مشاوره با دوستان هستيم و نتيجه را اعلام خواهيم کرد. وی با بیان این که "مردم باید برای حکومت دینی یا غیردینی تصمیم بگیرند و مي توانند هرگونه حکومتی را برای خود  تعيين کنند، گفت: اين حکومتی که امروزه مشاهده می کنيم نه بر پايه جمهوريت است نه بر پايه ديانت اين حکومت آن حکومتی نيست که رهبران به مردم وعده داده بودند. بايد جمهوريت نيرومندتر باشد. ساير حکومت ها را نفی نمي کنم مردم هرچه را بخواهند خواهم پذيرفت.

به گزارش وبسایت مهدی خزعلی، کروبی که در یک ارتباط اینترنتی به سوالات گروه های مختلفی از مردم پاسخ می گفت درباره شرکت در راهپیمایی روز قدس گفت: در خصوص راهپيمايی روز قدس بايد بگويم اين راهپيمايی هر ساله برگزار مي شود و ما هم در آن حضور خواهيم داشت و در مورد تشکيل هسته های اوليه و برنامه ريزی برای اين روز درحال مشاوره با دوستان هستيم و نتيجه را اعلام خواهيم کرد.

اکنون جریانی در راس امور است که به خواست مردم توجه نمی کند


دبیر کل حزب اعتماد ملی افزود: متاسفانه اکنون جريانی در راس امور است که ابزار در دست اوست و به خواست مردم توجه نمي کند. ما بايد سعی کنيم تا قانون اساسی را پياده کنيم و بر طبق همين قانون من اطمينان مي دهم خواست اکثريت مردم با گرايش های مختلف را به اجرا بگذاريم. هر قانون و کتابی که از مغز بشر تراوش پيدا کرده باشد طبيعی است که نقص و عيب هم داشته باشد و در يک محيط آزاد که مطبوعات آزاد و مستقل هم باشند می توان آن را بازنگری کرد اما بايد توجه داشت که مهمترين قسمت های قانون اساسی يعنی احترام به حق مردم و پذيرش خواست مردم توسط حاکميت نقض مي شود و در نظر گرفته نمی شود. بايد برای اجرای آن تلاش کنيم. بايد تفکرات مختلف در عرصه سياست باشند و اجازه بدهيم که خود را ارائه کنند حتی همين تفکر تماميت خواه که خواست مردم را در نظر نمي گيرد هم باشد اما نمي تواند سردمدار و تعيین کننده باشد.

اگر مجلس جدی و قوه قضائیه سالم داشتیم، بچه هایمان از بی عدالتی در زندان اعتصاب غذا نمی کردند


کروبی تاکید کرد: مردم سی سال پيش به نظامی رای دادند که در آن حق حاکميت با مردم بود ما اعتقاد داريم اين نظامی که مردم انتخاب کرده بودند اکنون وجود ندارد. ما در اول راه هستيم ابتدا بايد تلاش کنيم قانون اساسی را اجرا کنيم تا به وسيله آن به ديگر خواسته هايمان برسيم با احترام به نمايندگان مجلس می گويم مطمئن باشيد اگر مجلس جدی داشتيم، قوه قضاييه سالم داشتيم حتما وضع ما اين نبود که قوه مجريه ادعا کند من قانون را اجرا نمي کنم و بچه هايمان از بی عدالتی در زندان ها بنالند و اعتصاب غذا کنند و شکنجه بشوند.

وی ادامه داد: شما مطمئن باشيد يک روزی در يک حکومت آزاد که قوانين آن اجرا مي شود و طبيعی است که مطبوعات در آن کار مي کنند، بحث های ديگری هم می شود. اما امروز ما معتقديم اين قانون اساسی اجرا نمي شود به نظرم  با پرداختن به اينکه "همين قانون اساسی ناقص است، يا آيا توان پاسخگوی به مردم را دارد؟" نيروی خود را بی هدف هدر خواهيم داد. با اجرای همين قانون خواسته بسياری از مخالفان نيز برآورده خواهد شد مثلا تصور کنيد که انتخابات آزاد داشته باشيم مطبوعات آزاد داشته باشيم مجلس مستقل داشته باشيم طبيعی است که وضع مردم بهتر خواهد شد.

شورای نگهبان در قانون اساسی مرجع نظارتی است و درعمل مرجع حاکم


دبیرکل حزب اعتماد ملی همچنین تصریح کرد: مشکل ما اين است که چارچوب قانون اجرا نمي شود. مثلا همين شورای نگهبان در قانون اساسی يک مرجع نظارتی است اما در عمل می بينيد که يک مرجع حاکم هست. يعنی بر قوه مجريه هم حاکم است. من مي گويم که اين شورا باشد اما در نقش نظارتی اش. با فشار افکار عمومی مي توان حاکميت را مجبور به قانون مندی کرد. فشار، نه درگيری. اين تجمعات و آگاه سازی ها نتيجه مي دهد. بالاخره خواه و ناخواه بايد کشور را اداره کنند و برای هميشه که نمی شود با پول نفت زندگی کرد.

وی افزود: کارهای زير ساختی و توسعه لازم است جهان به سرعت درحال پيش رفت است. اگر هم پای دنيا حرکت نکنند مردم همراهيشان نمی کنند، مگر اينکه به خواسته شان عمل کنند. اينگونه مجبور به پيروی از مردم مي شوند. نخواهيم که خيلی زود پيروز شويم چون پيروزی زودرس را زود از دست مي دهيم و فراموش مي کنيم.

در روز قدس به حکومت اجازه سوء استفاده ندهید

کروبی در آخر گفت: یک سفارشی دارم و تاکيد مي کنم روز قدس در پيش است و ما هم در راهپيمايی شرکت مي کنيم مساله حقی است که از يک ملتی تضعيف شده است. خواهش مي کنم که مواظب باشيد شعاری ندهيد که حکومت از آن سوء استفاده کند. دوما ممکن است که از طرف خودشان بين شما نفوذی بفرستند تا فضا را تهييج کنند. خواهش مي کنم که سايرين را دعوت به آرامش کنيد. حرمت روزه را نگه داريد. خواهش ميکنم، عده ای قليلی که با عذر شرعی که دارند و روزه نيستند حرمت نگاه دارند تا حکومت از آن سوژه نسازد. عکس پاره امام را نشان مي دهند دستانش پيداست اما سر و کله اش پيدا نسيت. همه شما را به خدا می سپارم. موفق باشيد.

نامه فخرالسادات محتشمی پور به دادستان تهران : آقای دادستان! فشار از ناحیه شماست یاکودتاگران؟

آقای دادستان! فشار از ناحیه شماست یا کودتاگران؟

جرس: همسر مصطفی تاج زاده، یکی از زندانیان کودتای انتخاباتی در عریضه پنجم خود به دادستان تهران پرسیده است: آن چه برایم مهم است و می خواهم در موردش جواب بگیرم این است که آیا دادستان شهر ما هنوز تحت فشار است که نمی تواند یک خواسته پیش پا افتاده ما را اجابت کند؟ چرا مصطفی تاجزاده نمی تواند با خانواده اش تماس بگیرد؟ اگر شما مانع شده اید که وای به روزی که بگندد نمک. اگر فشار از ناحیه کودتاگران است که باید دستی که آن شکایت نامه را امضا کرده بوسید که مدبرانه ترین اقدام در وضعیت پس از کودتا و دوره روشنگری را انجام داده است و اگر فشار از ناحیه بالاتری است که خوش به سعادت ما و همه یاران انقلاب و فرزندان امام.
به گزارش کلمه، فخرالسادات محتشمی پور، که همسرش را به تازگی و بعد از انتشار شکایت نامه هفت نفر از سپاه، تا زندان اوین بدرقه کرده است، همچین می نویسد: سال گذشته وقتی که شما تازه مسئولیت ستاندن داد را از بی دادگران پذیرفته بودید و ما دلخوش از تغییرات روی داده در نظام قضا و با امید عمل به مرّ قانون در اسرع وقت و جبران مافات، می نشستیم پشت در اتاقتان به انتظار دادستانی که نه، لااقل برای گرفتن خبری از سلامت عزیزانمان که کودتاچیان هرگونه ارتباطی را با او حتی برای مقامات قضایی و وکلا کینه توزانه قطع کرده بودند، همکاران شما در گوشمان می گفتند کمی صبر کنید ایشان تحت فشارند باید درکشان کنید!

متن نامه پنجم فخرالسادات محتشمی پور به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم اجعل لی فیه نصیبا من رحمتک الواسعة واهدنی فیه لبراهینک الساطعة و خذ بناصیتی الی مرضاتک الجامعة. بمحبتک یا امل المشتاقین

عریضه پنجم در نهم رمضان المبارک

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان

آدینه تان خوش و خرم. امید که دیشب در میان فرازهای عالی دعای کمیل ما را هم دعا کرده باشید. کمیل. چه مرد بزرگی بود این صحابه علی(ع) و خوشا به حالش که دعایی این چنین متعالی به نام او از امام عدل گستر برای ما به یادگار مانده تا در همه مواقع به ویژه هنگام سیطره بی داد به آن پناه ببریم و آرامش بگیریم. دعای کمیل. نامش که می آید یاد کمیل خوانان زندانی می افتم. محمدرضا که به خواست خدا درست شب بازگشت عزتمندانه آزاده عزیز نوری زاد به زندان، به آغوش ما و خانواده شهیدپرورش بازگشت اما هنوز حسین نورانی نژاد و داود سلیمانی و مهدی اقبال ها دارند تاوان گزاف کمیلی بودن را پس می دهند. نمی دانم شاید آن جا صوت داودی شان کاربرد بیشتری داشته باشد تا این بیرون. یکی از زندانیان سیاسی از خاطراتش در رمضان سال پیش نوشته بود. از ذکر «امن یجیب» مستمر مهندس نبوی و صوت قرآن مهندس صفایی فراهانی که نوازشگر روح و جانش بوده در آن تنهایی هول انگیزانفرادی و از صدای الله اکبر ما خانواده ها آن بیرون که یک قسم اراده ماورایی هنگام افطار می کشیدمان به آن سو مثل قطرات آبی که به هم می پیوستیم و ناگهان غرشی و بارشی. چه سفره های بی آلایشی داشتیم رمضان گذشته و همراهی و هم بستگی این سبز مردم چه شیرین می کرد کاممان را. یادش به خیر. از همه تلخکامی های پسین این خاطرات ناب ماندنی است در لوح خاطرمان تا ابد. گفتم کمیل و امروز جمعه است و ما دلمان تنگ خطبه های مرحوم طالقانی است که همه توصیه هایش به مومنین و نمازگزاران براساس اعتقادات راستینش بود به دین محمدی(ص) و ایمان عمیقش به خدای محمد(ص) و عشقش به مردم و چه نیکو بر دل ها می نشست گفته های نغزش. نمازهای جمعه و خطبه های وحدت آفرین و آرام بخش و تذکرات راهگشا. دلمان تنگ همه آن روزهایی سپید و پاکی است که گذشت. روزهایی که مسندها هنوز توسط آدم های ناصالح و کاذب غصب نشده بود. روزهایی که به تعبیر همسرجان ما، در یادداشت پدر مادر ما باز هم متهمیم، هرکس جای خودش بود: طالقانی و بهشتی و منتظری و خاتمی و موسوی و …

جمعه است و روز طهارت جسم و روح و من از خدای روز هفتم می خواهم که در هفتمین روز غیبت همسرم از جمع خانواده و یاران و حضور اثرگذارترش در سنگر جدیدی به نام زندان، که به دلیل شکایت از خاطیان و غاصبان بدان بازفراخوانده شد و شتابان به سویش شتافت، توفیق استجابت دعای امروز را در حق مان عطایمان کند: نصیبی از رحمت واسعه اش و هدایتی بواسطه براهین ساطعه اش و رسیدن به مرضات جامعه اش. انشاء الله

آقای دادستان

سال گذشته وقتی که شما تازه مسئولیت ستاندن داد را از بی دادگران پذیرفته بودید و ما دلخوش از تغییرات روی داده در نظام قضا و با امید عمل به مرّ قانون در اسرع وقت و جبران مافات، می نشستیم پشت در اتاقتان به انتظار دادستانی که نه، لااقل برای گرفتن خبری از سلامت عزیزانمان که کودتاچیان هرگونه ارتباطی را با او حتی برای مقامات قضایی و وکلا کینه توزانه قطع کرده بودند، همکاران شما در گوشمان می گفتند کمی صبر کنید ایشان تحت فشارند باید درکشان کنید! و ما درک نمی کردیم که فشار بر دادستان یا قاضی مستقل و قاضی القضات در حکومت اسلامی چه معنایی دارد اما همکاران شما زحمت کشیدند و نشانه دادند و فهماندندمان: روزنامه کیهان و ایران را بخوانید می فهمید. باورکردنی نبود که روزنامه های دولتی و خبرگزاری های دولتی قرار باشد برای قوه قضائیه تعیین تکلیف کنند اما قصه فقط به نشانه های آشکار ختم نمی شود انگار. این دوره روزنامه های ارگان سپاه و سایت هایشان جلوتر از دیگر دروغپردازن دولتی افتاده اند و تکلیف معلوم می کنند!!!کانال دویی که آقایان به همسرجان گفته بودند خشن هستند و اهل تعامل و گفتگو نیستند را شما می شناسید آقای دادستان؟ همان ها که به کانال یکی ها گفته بودند تاجزاده دارد از شما زمان می خرد و فریبتان داده؟ ما را باش که فکر می کردیم این نابسامانی ها و ناهمگنی ها و اختلافات فقط در حوزه دولت است و همکاران کودتا با هم هم بسته و هم روشند. حالا مهم نیست کانال یک کیست وکانال دو کدام است و برای من هم مهم نیست که سیاست و سلیقه و جمع بندی به اصطلاح هوشمندانه کدامشان منجر به بازداشت مجدد همسر دلبندم شده عزیزی که انگار عشق عمیق میان ما هم این روزها از نظر آقایان جرمی بر جرایممان افزوده است.

آن چه برایم مهم است و می خواهم در موردش جواب بگیرم این است که آیا دادستان شهر ما هنوز تحت فشار است که نمی تواند یک خواسته پیش پا افتاده ما را اجابت کند؟ چرا مصطفی تاجزاده نمی تواند با خانواده اش تماس بگیرد؟ اگر شما مانع شده اید که وای به روزی که بگندد نمک. اگر فشار از ناحیه کودتاگران است که باید دستی که آن شکایت نامه را امضا کرده بوسید که مدبرانه ترین اقدام در وضعیت پس از کودتا و دوره روشنگری را انجام داده است و اگر فشار از ناحیه بالاتری است که خوش به سعادت ما و همه یاران انقلاب و فرزندان امام. راستی امام جمعه امروز چه کسی بود آقای دادستان؟ جمعه نماز جمعه و یک خطیب چند شغله که بعضی از آن ها مادام العمری هستن. آقای دادستان نکند یک شکایت قدیمی ده ساله باعث این فشار باشد و نکند این آغازی باشد برای فشارهای بعدی بر شما و ما!!! خدا نکند وگرنه من باید یک تنه در غیبت همسرم پیگیر این شکایت تاریخی باشم و لابد باید کلی مزاحمت برای وکلای ارجمندش فراهم کنم.

خداوندا این بندگان خاطی ات را که به جای پاسخ گویی صریح و روشن به یک سوال ساده، ما را به ظن و گمان وامی دارند، به حق روز هفتم این ماه عزیز، خودت به هر طریق ممکن اصلاح بفرما.

بتوفیقک یا هادی المضلین
 

نامه بهمن احمدی امویی از زندان اوین به همسرش ژیلا بنی یعقوب



کلمه :ژیلا بنی یعقوب ،روزنامه نگار در جدیدترین مطلب وبلاگش ،نامه ای را از همسرش بهمن احمدی امویی ،که این روزها بعد از تحمل ۲۳ روز انفرادی و دو هفته اعتصاب عذا در بند ۳۵۰ به سر می برد ،منتشر کرده است .وی در مقدمه ای که بر نامه بهمن احمدی امویی نوشته ،توضیح داده است : «بهمن ،چند روز قبل از اینکه به انفرادی منتقل شود در نامه ای که از داخل زندان به بیرون فرستاد، تولدم را تبریک گفت. این دومین سالروز تولدم بدون بهمن است .سال پیش شیوا نظرآهاری برایم در سلول کوچکمان در بند ۲۰۹ تولدگرفت و امسال بهمن با ارسال نامه ای از داخل اوین این روز را به من تبریک گفت»
به گزارش کلمه ، متن کامل نامه بهمن احمدی امویی روزنامه نگار دربند به ژیلا بنی یعقوب به این شرح است :
۲۸ مرداد تا ۱۳ سال پیش برای من تنها در این چند جمله خلاصه می شد :آمریکایی ها آرزوهای ما را بر باد دادند و دمکرات ترین دولت تاریخ ایران را سرنگون کردند.شعبان بی مخ خیلی ها را از کوچه پس کوچه های تهران دورخود جمع کرد و با فریادهای جاویدشاه و با کمک نیروهای خارجی و نظامی داخلی کودتا پیروز و مصدق سرنگون شد.
اما از هفدهم بهمن ماه ۱۳۷۶ که تو را در پاگردپله های روزنامه همشهری دیدم چیزهای دیگری هم به خاطرات من از ۲۸ مرداد اضافه شد.
تو از اینکه در چنین روزی متولد شده ای که یاد آور طعم تلخ ناکامی و شکست یک ملت است ،احساس خوبی نداری شاید دلت می خواست در روز دیگری متولد می شدی .
اما عزیزم!شاید ژیلای هر روز دیگر با ژیلای ۲۸ مرداد فرق می کرد.
در لحظه لحظه های زندگی رازهایی نهفته است که حتی نابغه ترین آدم ها از آن سر در نمی آورند.
چهارشنبه روزی در ۲۸ مردادماه سال پیش در سلول انفرادی ام باز شد.دو بازجوی وزارت اطلاعات بودند که بستنی سنتی و فالوده شیرازی را با قاشق های پلاستیکی یکبار مصرف می خوردند،بوی آبلیموی تازه اضافه شده به فالوده را به خوبی حس می کردم.با خنده به من گفتند:
با خانواده تماس بگیر که برای ژیلا وثیقه بیاورند.ژیلا را با تاکید خاصی گفتند.
عزیزم!همه تو را ژیلا صدا می کنند.غریبه ،آشنا ،دوست و همکار و حتی بازجوهای وزارت اطلاعات.
قرار بود همان شب با وثیقه ۲۰۰ میلون تومانی آزاد شوی .
شب چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ ،بازهم صدای کودتا توی گوشم پیچید :مرگ بر مصدق ، جاوید شاه.
دو ماهی بود که توی زندان بودم و آن شب خاطراتم را در گوشه سلول انفرادی مرور می کردم :تو دلت نمی خواست چنین روزی را به عنوان روز تولدت جشن بگیریم.می گفتی مگر می شود در چنین روزی که آرزوهای ملتی بر باد رفته و سیاه بخت شد ،جشن گرفت؟
در همه سالهای گذشته برخی از شب های ۲۸ مرداد را با اصرار من به رستورانی می رفیتم ،گاهی همان جا غذایی می خوردیم و گاهی غذا را می خریدیم و به خانه می بردیم و تو در راه اولین بچه خیابانی را که می دیدی غذایت را به او می دادی.
شنیده ام این روزها تعداد بچه ها و جوانانی که سرچهارراه ها فال حافظ ،گل یا دستمال کاغذی می فروشند ،خیلی بیشتر شده است.یادم هست بچه های کار که می خواستند چیزی به ما بفروشند ،به من می گفتی بی تفاوت از کنارشان رد نشویم ،هرکدام از اینها می توانستند« امیرمهدی» ما باشند.
مهم نبود که نیاز داشتی یا نداشتی اما از آنها خریدمی کردی :گل ،دستمال کاغذی و پاکت های فال.
صندلی عقب ماشین پر از دستمال و شاخه های گل و برگه های فال می شد.
برگه های فال را در حالی که رانندگی می کردم ، برایم می خواندی:
- ای صاحب فال !کاری را شروع کرده ای که در آن برایت خیر است
- چیزی را که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.
- بدان و آگاه باش !در این دنیا هیچ چیز پایدار نیست و هیچ کس را پیدا نمی کنی که از همه چیز راضی باشد.
یکبار از من پرسیدی بهمن !اگر بخواهی چیزی در باره من بنویسی ،چه خواهی نوشت؟
و من در بند ۳۵۰ اوین به این سوالت فکر می کنم که اگر قرار باشد چیزی در باره ات بنویسم ،چه می نویسم.
در کار خیلی جدی هستی و برایت فرق نمی کند که خواهر ،همسر ،دوست یا غریبه همکارت باشد.همه باید در کار جدی و سخت کوش و منظم باشند.کار با نقص پذیرفته نیست .آدم بی توجه و غیردقیق اعصابت را خرد می کند.اینکه روزنامه نگار حضور ذهن و ذهن پرسشگر نداشته باشد تو را به هم می ریزد.
به یاد می آورم که در عراق و افغانستان تشویقم می کردی که از زمانی که در اختیار داریم حداکثر استفاده را بکنیم و حداکثر گزارش ها را تهیه کنیم.هر روز ازساعت هفت صبح تا ۱۲ شب یکسره از این طرف به آن طرف می رفتی ،قرار پشت قرار ،مصاحبه پشت مصاحبه و بازدید پشت بازدید .
من از خودم می پرسیدم مگر ژیلای ۴۸ کیلویی چقدر توان و انرژی دارد ؟
تو تنها اینها که گفتم نیستی .زندگی مجموعه ای از اتفاقات غیرقابل پیش بینی است و در سر هر پیچ و خمی می تواند سرنوشت را تغییر دهد.تو بزرگترین اتفاق زندگی من هستی .
تولدت مبارک ژیلای عزیز
بهمن احمدی امویی
مردادماه ۱۳۸۹
زندان اوین -بند ۳۵۰

آیا دادستان شهر ما تحت فشار است؟



همسر یکی از قربانیان کودتای انتخاباتی  در عریضه پنجم خود به دادستان تهران از او پرسیده است: آن چه برایم مهم است و می خواهم در موردش جواب بگیرم این است که آیا دادستان شهر ما هنوز تحت فشار است که نمی تواند یک خواسته پیش پا افتاده ما را اجابت کند؟ چرا مصطفی تاجزاده نمی تواند با خانواده اش تماس بگیرد؟ اگر شما مانع شده اید که وای به روزی که بگندد نمک. اگر فشار از ناحیه کودتاگران است که باید دستی که آن شکایت نامه را امضا کرده بوسید که مدبرانه ترین اقدام در وضعیت پس از کودتا و دوره روشنگری را انجام داده است و اگر فشار از ناحیه بالاتری است که خوش به سعادت ما و همه یاران انقلاب و فرزندان امام.
به گزارش کلمه متن نامه پنجم فخرالسادات محتشمی پور به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم اجعل لی فیه نصیبا من رحمتک الواسعة واهدنی فیه لبراهینک الساطعة و خذ بناصیتی الی مرضاتک الجامعة. بمحبتک یا امل المشتاقین
عریضه پنجم در نهم رمضان المبارک
از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی
به : دادستان تهران
سلام آقای دادستان
آدینه تان خوش و خرم. امید که دیشب در میان فرازهای عالی دعای کمیل ما را هم دعا کرده باشید. کمیل. چه مرد بزرگی بود این صحابه علی(ع) و خوشا به حالش که دعایی این چنین متعالی به نام او از امام عدل گستر برای ما به یادگار مانده تا در همه مواقع به ویژه هنگام سیطره بی داد به آن پناه ببریم و آرامش بگیریم. دعای کمیل. نامش که می آید یاد کمیل خوانان زندانی می افتم. محمدرضا که به خواست خدا درست شب بازگشت عزتمندانه آزاده عزیز نوری زاد به زندان، به آغوش ما و خانواده شهیدپرورش بازگشت اما هنوز حسین نورانی نژاد و داود سلیمانی و مهدی اقبال ها دارند تاوان گزاف کمیلی بودن را پس می دهند. نمی دانم شاید آن جا صوت داودی شان کاربرد بیشتری داشته باشد تا این بیرون. یکی از زندانیان سیاسی از خاطراتش در رمضان سال پیش نوشته بود. از ذکر «امن یجیب» مستمر مهندس نبوی و صوت قرآن مهندس صفایی فراهانی که نوازشگر روح و جانش بوده در آن تنهایی هول انگیزانفرادی و از صدای الله اکبر ما خانواده ها آن بیرون که یک قسم اراده ماورایی هنگام افطار می کشیدمان به آن سو مثل قطرات آبی که به هم می پیوستیم و ناگهان غرشی و بارشی. چه سفره های بی آلایشی داشتیم رمضان گذشته و همراهی و هم بستگی این سبز مردم چه شیرین می کرد کاممان را. یادش به خیر. از همه تلخکامی های پسین این خاطرات ناب ماندنی است در لوح خاطرمان تا ابد. گفتم کمیل و امروز جمعه است و ما دلمان تنگ خطبه های مرحوم طالقانی است که همه توصیه هایش به مومنین و نمازگزاران براساس اعتقادات راستینش بود به دین محمدی(ص) و ایمان عمیقش به خدای محمد(ص) و عشقش به مردم و چه نیکو بر دل ها می نشست گفته های نغزش. نمازهای جمعه و خطبه های وحدت آفرین و آرام بخش و تذکرات راهگشا. دلمان تنگ همه آن روزهایی سپید و پاکی است که گذشت. روزهایی که مسندها هنوز توسط آدم های ناصالح و کاذب غصب نشده بود. روزهایی که به تعبیر همسرجان ما، در یادداشت پدر مادر ما باز هم متهمیم، هرکس جای خودش بود: طالقانی و بهشتی و منتظری و خاتمی و موسوی و …
جمعه است و روز طهارت جسم و روح و من از خدای روز هفتم می خواهم که در هفتمین روز غیبت همسرم از جمع خانواده و یاران و حضور اثرگذارترش در سنگر جدیدی به نام زندان، که به دلیل شکایت از خاطیان و غاصبان بدان بازفراخوانده شد و شتابان به سویش شتافت، توفیق استجابت دعای امروز را در حق مان عطایمان کند: نصیبی از رحمت واسعه اش و هدایتی بواسطه براهین ساطعه اش و رسیدن به مرضات جامعه اش. انشاء الله
آقای دادستان
سال گذشته وقتی که شما تازه مسئولیت ستاندن داد را از بی دادگران پذیرفته بودید و ما دلخوش از تغییرات روی داده در نظام قضا و با امید عمل به مرّ قانون در اسرع وقت و جبران مافات، می نشستیم پشت در اتاقتان به انتظار دادستانی که نه، لااقل برای گرفتن خبری از سلامت عزیزانمان که کودتاچیان هرگونه ارتباطی را با او حتی برای مقامات قضایی و وکلا کینه توزانه قطع کرده بودند، همکاران شما در گوشمان می گفتند کمی صبر کنید ایشان تحت فشارند باید درکشان کنید! و ما درک نمی کردیم که فشار بر دادستان یا قاضی مستقل و قاضی القضات در حکومت اسلامی چه معنایی دارد اما همکاران شما زحمت کشیدند و نشانه دادند و فهماندندمان: روزنامه کیهان و ایران را بخوانید می فهمید. باورکردنی نبود که روزنامه های دولتی و خبرگزاری های دولتی قرار باشد برای قوه قضائیه تعیین تکلیف کنند اما قصه فقط به نشانه های آشکار ختم نمی شود انگار. این دوره روزنامه های ارگان سپاه و سایت هایشان جلوتر از دیگر دروغپردازن دولتی افتاده اند و تکلیف معلوم می کنند!!!کانال دویی که آقایان به همسرجان گفته بودند خشن هستند و اهل تعامل و گفتگو نیستند را شما می شناسید آقای دادستان؟ همان ها که به کانال یکی ها گفته بودند تاجزاده دارد از شما زمان می خرد و فریبتان داده؟ ما را باش که فکر می کردیم این نابسامانی ها و ناهمگنی ها و اختلافات فقط در حوزه دولت است و همکاران کودتا با هم هم بسته و هم روشند. حالا مهم نیست کانال یک کیست وکانال دو کدام است و برای من هم مهم نیست که سیاست و سلیقه و جمع بندی به اصطلاح هوشمندانه کدامشان منجر به بازداشت مجدد همسر دلبندم شده عزیزی که انگار عشق عمیق میان ما هم این روزها از نظر آقایان جرمی بر جرایممان افزوده است. آن چه برایم مهم است و می خواهم در موردش جواب بگیرم این است که آیا دادستان شهر ما هنوز تحت فشار است که نمی تواند یک خواسته پیش پا افتاده ما را اجابت کند؟ چرا مصطفی تاجزاده نمی تواند با خانواده اش تماس بگیرد؟ اگر شما مانع شده اید که وای به روزی که بگندد نمک. اگر فشار از ناحیه کودتاگران است که باید دستی که آن شکایت نامه را امضا کرده بوسید که مدبرانه ترین اقدام در وضعیت پس از کودتا و دوره روشنگری را انجام داده است و اگر فشار از ناحیه بالاتری است که خوش به سعادت ما و همه یاران انقلاب و فرزندان امام. راستی امام جمعه امروز چه کسی بود آقای دادستان؟ جمعه نماز جمعه و یک خطیب چند شغله که بعضی از آن ها مادام العمری هستن. آقای دادستان نکند یک شکایت قدیمی ده ساله باعث این فشار باشد و نکند این آغازی باشد برای فشارهای بعدی بر شما و ما!!! خدا نکند وگرنه من باید یک تنه در غیبت همسرم پیگیر این شکایت تاریخی باشم و لابد باید کلی مزاحمت برای وکلای ارجمندش فراهم کنم.
خداوندا این بندگان خاطی ات را که به جای پاسخ گویی صریح و روشن به یک سوال ساده، ما را به ظن و گمان وامی دارند، به حق روز هفتم این ماه عزیز، خودت به هر طریق ممکن اصلاح بفرما.
بتوفیقک یا هادی المضلین

آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها

 

 

تفهیم اتهامات جدید به لاله حسن پور از سوی دادسرای مستقر در زندان اوین

خبرگزاری هرانا - لاله حسن پور، فعال حقوق بشر، روز چهارشنبه مورخ بیست و هفتم مرداد ماه، جهت اخذ آخرین دفاعیات به شعبه ی 3 بازپرسی دادگاه انقلاب تهران، مستقر در زندان اوین احضار شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در این دادگاه که بدون حضور وکیل ایشان برگزار شد سه اتهام جدید مبنی بر توهین به رهبری، توهین به مقدسات و توهین به رئیس جمهور مطرح و تفهیم شد.
یکی از وکلای مدافع وی در گفتگو با گزارشگر هرانا اعلام کرد متاسفانه به ما وکلا اجازه ورود به دادسرای مستقر در اوین نمی دهند به همین دلیل من نتوانستم به همراه موکلم در دادگاه حضور به عمل رسانم.
وی افزود، در تماسی که با خانم لاله حسن پور داشتم گویا اتهامات جدیدی به ایشان تفهیم شده است، اتهاماتی چون توهين به مقدسات اسلام از طریق انتشار "اسلام چه به ایران" نوشته ای از صادق هدایت در وبلاگ شخصی، توهين به رهبري از طریق انتشار یک دلنوشته در وبلاگ شخصی، توهين به احمدي نژاد از طریق انتشار یک دلنوشته در وبلاگ شخصی، به ایشان تفهم شده است.
وی هم چنین خاطر نشان کرد پیشتر اتهاماتی چون اقدام عليه امنيت ملي از طریق امضا کمپین نوجونان محکوم به اعدام، عضويت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و شركت در اغتشاشات عنوان شده بود.
حسن پور در طی مدت بازداشت تحت فشار شدید بازجویان جهت اخذ اعترافات تلوزیونی قرار داشت.
لاله حسن پور، فعال حقوق بشر روز سه شنبه بیست و پنجم اسفندماه در منزل پدری اش در تهران توسط اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و به بند 2 الف زندان اوین منتقل شد.
وی دوازدهم خردادماه با قرار وثیقه ی دویست میلیون تومانی از زندان اوین به صورت موقت آزاد شد.

 

 

هرانا؛ وضعیت نامساعد جسمی رضا شهابی فعال کارگری در بند

خبرگزاری هرانا – صبح روز پنج شنبه 28/05/1389 خانواده رضا شهابي فعال کارگري و از اعضاي سنديکاي کارگران اتوبوسراني تهران  در زندان اوين با وي ديداري حضوري داشتند .
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا؛ در اين ديدار که ربابه رضايي همسر ، شيرين شهابي دختر و برادر کوچکتر اقاي  شهابي حسن شهابي حضور داشتند اين فعال کارگري توانست دقايقي  با خانواده خود ديدار کند.
به گفته يکي از ملاقات کنندگان رضا شهابي  به شدت دچار ضعف جسماني شده، و با اشاره به ناراحتي و درد شديد در ناحيه  گردن و کمر به مبتلا شدن به بيماري گوارشي اشاره کرد  . از  وضع جسماني اين فعال کارگري کاملا مشهود بود که  وي به شدت زير فشار روحي قرار داشته  است .
یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفت، آقای شهابی به شدت دچار ضعف جسمانی شده است و از ناحیه گردن و کمر به شدت احساس ناراحتی می کند و هم چنین از بیماری گوارشی در رنج است.
قابل ذکر است  رضا شهابي پيش از بازداشتش به دليل درد شديد در ناحيه گردن و کمر خود تحت نظر پزشک بوده و در تاريخ 18/3/89 يعني کمتر از 5 روز قبل از بازداشتش در يکي از مراکز پزشکي تهران راديوگرافي و الکتروميوگرافي را انجام داده بود.

 

حکم زندان برای شش فعال آذربایجانی در تبریز

خبرگزاری هرانا - حسن عبداللهی جهانی(امیداغلو) مدرس زبان و ادبیات ترکی، محبوب بوداقی شاعر آذربایجانی، فراز زهتاب فعال دانشجویی در دانشگاه تبریز، حبیب آوریده، محمدرضا هاشمی و حسین آسیابی از شهروندان آذربایجانی در تبریز از سوی شعبه ۱۱۱ جزائی تبریز به احکام حبس از شش ماه تا یکسال محکوم گردیدند. به گزارش ساوالان سسی، بر اساس حکم صادره از سوی قاضی محمدی رئیس شعبه ۱۱۱ جزائی تبریز، حبیب آوریده به یکسال حبس تعزیری و حسن عبداللهی جهانی، محبوب بوداقی، فراز زهتاب، محمدرضا هاشمی و حسین آسیابی هر کدام به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده اند.این افراد خرداد و تیر ماه ٨٨ توسط اداره اطلاعات تبریزدستگیر و پس از تحمل نزدیک سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بودند.

اتهام این فعالین مشارکت در فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق مدیریت وبلاگ و چاپ و انتشار اعلامیه و دعوت مردم به تظاهرات عنوان شده است.

دادگاه رسیدگی به اتهامات این افراد به صورت غیر علنی برگزار شده و بازداشت شدگان در دوران بازداشت در اداره اطلاعات تبریز از حق ملاقات با خانواده و وکیل محروم بوده اند.

نقی محمودی، عباس جمالی و عظیم زاده وکلای دادگستری در تبریز وکالت این متهمین را بر عهده دارند.

 


رنجنامه رضا شریفی بوکانی زندانی کرد محبوس در زندان رجایی شهر

خبرگزاری هرانا - رضا شریفی بوکانی، یکی از زندانیان محبوس در زندان رجایی شهر کرج است که از پانزدهم اردی بهشت ماه تاکنون به صورت بلاتکلیف در زندان به سر می برد.

این زندانی رنجنامه ای را در درون زندان نگاشته و بر اساس این متن که به دست گزارشگر خبرگزاری حقوق بشر ایران(هرانا) رسیده است وی به شرح آنچه که در طی این مدت بر وی رفته پرداخته است. متن این رنجنامه به شرح زیر می باشد:

رضا شریفی بوکانی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر که از 15 اردی بهشت در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران بسر می برد اینجانب رضا شریفی بوکانی متولد شهرستان بوکان محل اقامت تهران پس از یازده سال خدمت به راه و ریشه دموکراسی و فعالیت سیاسی در ایران که تنها هدفم خدمت به ملت کرد و آزادی کردستان و دموکراسی در ایران بود 15 اردی بهشت 89 ساعت 4:30 در یک کافی نت در شهرک غرب(کافی نت دانشجو) توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شدم.
در ابتدا مرا به مکان نامعلومی بردند و تا صبح با من کاری نداشتند صبح ساعت 9 بود که مرا شکنجه جسمی کردند و بسیار آزار و اذیت نمودند بعد از 3 ساعت با فضاحت و بی عدالتی مرا به دادگاهی بردند که متوجه نشوم کدام دادگاه بود چون غیر از چشم بند یک گونی کوچک را بر سرم انداخته و از همانجا مرا روی صندلی عقب دراز کشاندند و از پشت به من دستبند زدند. من عذاب زیادی کشیدم تا وارد دادگاه شدم و متاسفانه متوجه هیچ شخصیتی در آنجا نشدم چون نتوانستم چیزی ببینم.
در حضور روئسای دادگاه در همان دقیقه از من به عنوان جاسوس و دشمن نظام نام بردند و قرار بازداشت یک ماه را محرمانه امضا کردند و بلافاصله از دادگاه من را به رجایی شهر بند بازداشتگاه سپاه آوردند. از دادگاه نیز به همین شکل چشم بند و دستبند داشتم و اینبار پابند هم اضافه شد که بی نهایت دچار اذیت و ازار شدم.
من در سلول انفرادی ای بودم که یک توالت فرنگی هم آن جا بود و نزدیک 15 الی 20 روز زیر فشار روحی و جسمی قرار گرفتم بودم؛ هر روز 6 ساعت توسط مسئولین معاونت اطلاعات سپاه پاسداران تحت بازجویی قرار می گرفتم. بعد از 15 روز یعنی 6/3/89 دوباره مرا به یک دادگاه بردند بعد از آن مرا به یک مکانی که در نواحی کوهستانی تهران بود، انتقال دادند و بعدها متوجه شدم در مناطق لواسان است. دقیقا 5 روز زیر شکنجه قرار گرفتم. من در تمام این بازجویی ها با چشمبند بودم و مرا با تهدید و ارعاب فراوان و گاهی با خشونت بازجویی می کردند. بعد از آنجا مرا به ساختمان 209 محرمانه انتقال دادند و در سلول 77 به مدت 65 روز در انفرادی به سر بردم و هر روز بلااستثنا بازجویی داشتم و تحت فشار قرار می گرفتم.
در مورد شکنجه های جسمی که من آنجا متحمل می شدم باید بگویم که ضرب و شتم و شک الکتریکی از شکنجه های معمولی بود که برای من استفاده می شود، درست 48 ساعت مرا آویزان نمودند که الان متاسفانه دست چپم از کار افتاده و کارایی خود را از دست داده است من در ساختمان 209 هر روز تحت شدیدترین بازجویی ها قرار می گرفتم و هر روز شیوه بازجویی ما تغییر می کرد و بازجوی های جدیدی می آمدند بازجویان وزارت اطلاعات پس از انکه هیچ مدرکی علیه من پیدا نکردند از طریق فشارهای فراوان پسورد ایمیل مرا تهیه نمودند و اینگونه اقدام به سند سازی علیه من کردند. بعد از 5 ماه شخصی از وزارت اطلاعات و دیگری از اطلاعات سپاه پاسداران من را احضار نمودند و بدون چشم بند در مورد مصاحبه تلویزیونی که من دروغ های را به نفع آن ها به نمایش بگذارم با من صحبت کردند؛ من باید در این مصاحبه علیه خود و کسانی که نمی شناختم صحبت می کردم ولی بنده حاضر به این کار نشدم و جواب رد دادم.
روزهای اخر بود که مرا به طبقه پایین بردند و کل تشکیلات فیلم برداری را راه اندازی کرده بودند و من دوباره قاطعانه جواب رد دادم به همین دلیل آن ها مرا به اشد مجازات تهدید نمودند.24 تیرماه بود که مرا چشم بسته و دست بند به دست روی صندلی عقب ماشین سمند خواباندند و به رجایی شهر بند سپاه آورند انجا به مدت زمان 6 ساعت ماندگار شدم بعد مرا تحویل بند 2 زندان رجایی شهر دادند که به من اخطار دادند که به سایر زندانیان و پرسنل حتی جرمم را هم نگویم در بند 2 مرا درسخت ترین شرایط در حالی که ازدحام جمعیت اعصاب و روان انسان را به مختوش می کند که برای ساده ترین کارها مانند حمام و دستشویی و مخابرات و خرید از فروشگاه باید حداقل نیمی از روز را در صف منتظر باشیم نگهداری می کنند. اصل تفکیک جرایم که مسئولین قوه قضاییه سازمان زندان ها انقدر بر ان تاکید می کنند، به فراموشی سپرده شده و مرا به همراه زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی در بین قاتلین و سارقین مسلح و کلاه برداران نگهداری می کنند. امکان استفاده از تلفن برای ما بسیار محدود است و شرکت در کلاس های قرآن و نماز جماعت و هم چنین روزه گرفتن برای همه ما اجباری می باشد.
معهذا هم چنان در آرزوی محاکمه عادلانه و به دست آوردن حداقل حقوق قانونی خویش در این زندان استقامت خواهیم کرد.
زندانی کرد رضا شریفی بوکانی
خبرگزاری هرانا

 

شیوا نظرآهاری به محاربه متهم شده است

خبرگزاری هرانا - مادر شیوا نظر آهاری، یکی از فعالان حقوق بشر که در ایران زندانی است، از متهم شدن دخترش به "محاربه" خبر داد.
شهرزاد کریمان، مادر خانم نظر آهاری روز چهارشنبه بیست و هفت مردادماه به بی بی سی فارسی گفت که محمد شریف، یکی از وکلای دخترش در پرونده او اتهام محاربه را دیده است.
به گفته خانم کریمان، سال گذشته هم در تفهیم اتهام به خانم نظر آهاری، چنین اتهامی مطرح شده بود اما "دخترم و وکلایش، چون فکر می کردند دلیلی ندارد این موضوع را جدی نگرفتند و از کنار این مساله گذشتند."
او با ابراز نگرانی شدید از این اتهام به نقل از آقای شریف گفت که حتی یک برگ سند یا مدرکی دال بر این اتهام در پرونده دخترش وجود ندارد، "اما این اتهام هست و ما نگرانیم."
خانم کریمان از تاخیر طولانی در برگزاری دادگاه دخترش انتقاد کرد و گفت که بازداشت طولانی او بدون برگزاری محاکمه اش، غیر قانونی بوده است.
او با اشاره به اینکه 13 شهریور ماه، به عنوان تاریخ برگزاری دادگاه خانم نظرآهاری تعیین شده است، ابراز امیدواری کرد: "پس از رفت و آمد های مکرر به من قول داده اند دادگاه او زودتر از این تاریخ برگزار شود."
شیوا نظر آهاری، دانشجوی ستاره‌دار، فعال حقوق بشر و از موسسان کمیته گزارشگران حقوق بشر در ایران است و سال گذشته، یک روز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازداشت شد.
او پس از نزدیک به صد روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد، اما اواخر آذر ماه سال گذشته خورشیدی، زمانی که قصد شرکت در مراسم درگذشت آیت الله منتظری را داشت، بار دیگر بازداشت شد و پس از ماه‌ها بازداشت در سلول انفرادی، به بند زنان زندان اوین منتقل گردید.