۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

مادر کاوه کرمانشاهی: «هفت‌سین را در مقابل بازداشتگاه برپا خواهم کرد»




کمیته گزارشگران حقوق بشر - فرنگیس داوودی، مادر کاوه کرمانشاهی پس از اطلاع از مخالفت بازپرس پرونده با آزادی فرزندش پیش از ایام نوروز اعلام کرد سفره هفت‌سین را در مقابل بازداشتگاه برپا خواهد کرد تا بتواند تحویل سال را در کنار فرزند دربندش جشن بگیرد.
امروز چهارشنبه ۲۶ اسفندماه، مادر کاوه کرمانشاهی برای چندمین بار در روزهای گذشته جهت آزادی موقت یا ملاقات با فرزندش به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه مراجعه کرد اما بازهم تلاش وی بی نتیجه ماند.
در روزهای گذشته نیز شیرزادی بازپرس پرونده‌ این فعال حقوق بشر، رسیدگی به پرونده او را تا پیش از ۱۵ فروردین بعید دانسته بود.
با گذشت بیش از ۴۰ روز از بازداشت کاوه قاسمی کرمانشاهی، از علت بازداشت و اتهامات وی اطلاعی در دست نیست و مادرش تنها یک ملاقات کوتاه با او داشته است.
این در حالی است که بسیاری از زندانیان سیاسی در روزهای منتهی به عید نوروز آزاد شدند.
کاوه قاسمی کرمانشاهی روز ۱۴ بهمن‌ماه طی یورش ۷ نیروی امنیتی به منزلش در کرمانشاه بازداشت شد.
وی روزنامه نگار، فعال حقوق بشر و سخنگوی سازمان دیده‌بان حقوق بشر کردستان است. او همچنین از اعضای کمپین یک میلیون امضا در کرمانشاه، عضو انجمن منحل شده ژیار و نیز از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت است.

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

وثیقه تامین شده، زندانی را آزاد نمی کنند

بازجویان وزارت اطلاعات از آزادی مریم ضیا فعال حقوق کودک خودداری می کنند
اخبار روز: خانم مریم ضیاء از فعالین حقوق کودک علیرغم تامین قرار وثیقه همچنان در زندان به سر می برد.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، نزدیک به دو هفته پیش و پس از ۶۰ روز بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوین به همسر خانم مریم ضیا، آقای منصور حیات غیبی اطلاع داده شده که با سپردن وثیقه ٣۰ میلیون تومانی می تواند همسرش را آزاد کند. آقای حیات غیبی سند منزل خود را که ارزش آن چند برابر بیش از مبلغ وثیقه تعیین شده می باشد در بازداشت دادگاه انقلاب قرار داد و دادگاه انقلاب نامه ای به آقای حیات غیبی مبنی بر بازداشت سند جهت ارائه به بازپرسی شعبه ۱۱ شهرری تسلیم کرد.
آقای حیات غیبی نامه بازداشت سند منزل را به فردی بنام نو فرصتی رئیس شعبه ۱۱ بازپرسی شهر ری ارائه داد ولی این فرد با آوردن بهانه های واهی سعی دارد که خانم مریم ضیاء را در ایام عید در بازداشت نگه دارد تا از فرزندانش بدور باشد و اینگونه فشار روحی و عاطفی را بر خانواده و خانم ضیاء را افزایش دهد. این در حالی است که علیزاده رئیس دادگاه شهر ری کار بازپرس نوفرصتی را غیرقانونی می داند.
پیگیری های مستمر آقای حیات غیبی برای آزادی همسرش تاکنون بی نتیجه بوده و نوفرصتی بازپرس شعبه ۱۱ به این خانواده گفته است که تحت فشار است که حکم آزادی خانم ضیاء را صادر نکند. این فشارها از طرف بازجوی وزارت اطلاعات در بند ۲۰۹ زندان اوین علیه بازپرس اعمال می شود تا از آزادی خانم ضیاء ممانعت بعمل آید.
لازم به یادآوری است که خانم مریم ضیاء ۴۰ ساله متاهل و دارای ۲ فرزند و از فعالین حقوق کودک می باشد. وی در تاریخ ۱۰ دی ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند مخوف ۲۰۹ منتقل شد و پس از ۲ ماه بازداشت در بند ۲۰۹ به بند زنان زندان اوین منتقل شد. او در کنار زندانیان عادی و خطرناک قرار داده شده است. خانم ضیاء چندین هفته از داشتن هرگونه تماس با خانواده و فرزندانش محروم بوده است. در این مدت فرزندان او در شرایط سخت عاطفی بسر می بردند
. 

در آستانه ی عید در برابر دادگاه انقلاب اعتراض و تجمع خانواده ها به ادامه ی بازداشت ها ادامه دارد

صبح امروز نزدیک به ۲۰۰ نفر از خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده و خواستار تعین تکلیف و آزادی عزیزان خود شدند.
به گزارش فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران، روز سه شنبه ۲۵ اسفند ماه خانواده های دستگیر شدگان از ساعت ۰٨:۰۰ صبح تجمع خود را در مقابل دادگاه انقلاب شروع کردند و رفته رفته بر تعداد آنها افزوده شد و تا ساعت ۱۱:۰۰ تعداد آنها نزدیک به ۲۰۰ نفر رسید.
از روز گذشته تعیین کفالت و وثیقه را متوقف کرده اند و این بدین معنی است که صدها نفر از حامیان مادران عزادار، دانشجویان، فعالین حقوق بشری و فعالین زنان و سایر اقشار جامعه باید ایام عید را در شکنجه گاه های بندهای ۲۰۹،۲۴۰ ،٣۵۰ و یا در زندان های دیگر بگذراند.
به یکی از مادران که فرزند او دانشجو است و برای چند روز ایام عید به مرخصی آمدن فرزندش ۶۰۰ میلیون وثیقه قرار داده بود گفته شد که دیگر دیر شده است و کاری را انجام نخواهند داد. در پاسخ به اعتراض این مادر، یکی از افراد دادگاه انقلاب با عربده کشی گفت: او کمونیست است و حقش است که در زندان بماند.
خانواده ها خشمگین هستند که در ایام عید عزیزانش بجرم آزادی خواهی در زندان باقی بمانند. امروز چندین مورد درگیری لفظی بین خانواده ها با کارکنان دادگاه انقلاب پیش آمد و طبق معمول خانواده ها با تهدید به بازداشت مواجه شدند.
از طرفی دیگر خانواده ها خواهان مشخص کردن وضعیت عزیزان خود هستند اما جواب مشخصی به آنها داده نمی شود. مامورین دادگاه انقلاب برای تحت فشار قرار دادن خانواده ها از پاسخ دادن خوداری می کنند و آن ها را از این اداره به آن اداره می فرستند و در آن جا خانواده ها با درب های بسته مواجه می شوند.
بازجویان وزارت اطلاعات همان شکنجه گرانی که زندانیان سیاسی را در طی دوران بازداشت تحت بازجوئی و شکنجه های وحشیانه روحی و جسمی قرار میدهند تعیین می کنند که زندانی در بازداشت باقی بماند و اینگونه در آستانه ایام عید قصد انتقام گیری از خانواده ها را دارند.

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

دانلود مجله سبز یعنی وطن



  مجلات شماره ا و 2 سبز یعنی وطن را در لینکهای زیر می توانید دانلود کنید

شماره دو

شماره یک

ضرب و شتم علی ملیحی تایید شد/ نامه پدر علی ملیحی به دادستان: سی سال پیش قرار نبود فرزندانمان را در سلول انفرادی زیر مشت و لگد بگیرند

دوارنیوز- جواد ملیحی، پدر علی ملیحی روزنامه نگار و عضو شورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران که بیش از یک ماه را در انفرادی بند 240 اوین در بازداشت است در نامه ای به دادستان تهران از تحت فشار بودن، ضرب و شتم شدید و اعتصاب غذای فرزندش در روزهای نخست بازجویی خبر داده و خواستار آزادی فوری وی تا پیش از سال نو شده است.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم تهران
با سلام و تحیات
شاید اگر به روزهای جوانیمان بازگردیم هردوی ما روزهایی را به خاطر بیاوریم که یا برای بدرقه و یا استقبال دوستانمان در برابر دیوارهای سترگ و درب سنگین اوین جمع می شدیم. هرگاه در آن زمان از برابر آن دیوار سرد و سخت می گذشتیم آرزویمان بود که روزی را شاهد باشیم تا آوار شوند و فرو ریزند بر سر استبداد و آزادی از پس آن پدیدار گردد و پایدار.
شاید یادتان باشد که با چه شور و نشاطی آزادی همرزمانمان را جشن می گرفتیم و با چه خشم و عصیانی شکنجه و شهادت یارانمان را دادخواهی می کردیم. نمی دانم به یاد دارید روزهایی را رژیم شاهنشاهی در اوج اقتدار دسته دسته بهترین فرزندان این مرز و بوم را به همین زندان اوین می برد و با هر ستمی که به ملت روا می داشت ضربه ای کاری به ریشه های استبدادیش فرو می آورد.
اگر این همه و بسیاری دیگر را به یاد ندارید که می دانم بهتر از من در خاطرتان موج می زند این را حتما می دانید که آن دیوارهای سترگ و نام مخوف اوین هیچگاه نتوانست بقای رژیم شاهنشاهی را تضمین نماید. اگر چه ویرانی این زندان مخوف هیچگاه محقق نشد اما نتوانست خللی در اراده انقلابی بنده و شما و میلیونها نفر دیگر وارد کند.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
خوب به یاد دارید روزی را که در اندیشه بودیم اوین را تماشاگه همه مستبدین کنیم و استبداد کریه را در آن به نمایش گذاریم و به جهانیان نشان دهیم این است سزا و سرانجام دیکتاتوری.
با خود می اندیشیدیم که روزی به همراهفرزندانمان از میان راهروها و بندها و سلولهای تاریک و نمور اوین عبور کنیم و از پس این دیوارهای پوسیده به ظاهر استوار ارزش آزادی و آزادگی را به رخ فرزندانمان بکشیم. اکنون که بنده و حضرتعالی سی زمستان از آن روزها را از سر گذرانده ایم در دو جایگاه متفاوت هستیم که بی شک در آن روزها هیچکدام فکرش را نیز نمی کردیم در این دو جای قرار بگیریم.
شما در پس همه این سالها دادستان باشید و من دادخواه، با حکم شما فرزندم در همان اوین باشد و من برای آزادیش در پای همان دیوارهای سرد و بی روح. هیچ نمی دانستم که پس از سی سال باز هم باید در پای همان دیوارها و همان در باشم، روزی برای آزادی همرزم امروز برای آزادی فرزندم.
جناب آقای دولت آبادی
اگر شما فقط چند بار نام فرزندم علی ملیحی فرزند جواد ساکن بند 240 سلول انفرادی را شنیده اید من 27 سال است که او را می شناسم اندیشه اش در دامان مادری آموزگار و پدری شاید انقلابی پرورده شده است اندیشه ای که نه من و نه شما نمی توانیم بر رد آن حتی واژه ای بیان نمایم. 27 سال است که نظام جمهوری اسلامی تربیت فرزندم را بر عهده داشته است او میراث دار اندیشه های نسل بنده و شماست. گواهی می دهم دغدغه های او همان است که بسیاری از دوستان و خویشانمان را در آن سالها در پس همین دیوارها و دری که اکنون با حکم شما باز و بسته می شود را به سبب آن چشم در راه بودیم. گواهی می دهم دغدغه های فرزندم علی همان است که بسیاری را مردانه در سالهای کودکی فرزندم مفتخر به نام شهید و جانباز و رزمنده و آزاده و ایثارگر کرد و خوشا آنکه حضرتعالی نیز در این رهگذر در راه اعتلای وطن و صیانت از آزادی ملت به صفت جانبازی مفتخر گشتید.
دادستان محترم تهران
سی سال پیش قرارمان این نبود که در چنین روزی فرزندانمان را به بند بکشیم و زیر ضربات مشت و لگد بازجو ببریم و پدران و مادران کهنسال را گریان و نالان در پای دیوارهای لرزان اوین به نظاره نشینیم، دسته دسته دانشجویان را از سر کلاس درس به سلول انفرادی ببریم و وکلای ایشان را از پشت در زندان برانیم و بازجو آن کند که می خواهد آن گوید ککه دیوار از شرم فرو ریزد و برای فرزندانمان که دربند وامانده اند راهی نماند جز اعتصاب غذا. و خود نیک می دانید این نیست همه آنچه که هست و نباید باشد.
و اگر نمی دانید قاطعانه می گویم بیش از یک ماه فرزندم علی در انفرادی بند 240 در بند است در روزهای نخست بازجویی در برابر اصرار غیرقانونی بازجو جهت قبول اتهامات واهی قانونا مقاومت می کند و به همین علت توسط بازجویش به شدت ضرب و شتم می شود و در جهت تظلم و اعتراض چهار روز را دست به اعتصاب غذا می زند. ناباورانه می بینیم همه آنچه را که نبایست ببینیم. حالیه اشک در چشم و خشم در دل و آه بر لب در برابر این سی سال نشسته ام و سرانجام کار را می نگرم. نمی دانم آنگاه که بر حسب وظیفه انسانی خود با فرزند دربندم ملاقات نمودید در وجود نحیف و چشمان کم سوی او چه دیدید؟ مجرمی خطرناک و جانی بالفطره که شرارت سرتاپای او را فراگرفته و دهها و صدها نفر را به خاک سیاه نشانده و یا اینکه مادران بسیاری را داغدار کرده و پدران بیشماری را سیاه پوش، و یا اینکه صدها قبضه سلاح سرد و گرم و اسناد طبقه بندی شده و محرمانه و اسناد جعلی از او کشف شده و زخم خوردگان از ترس او شهامت شکایت ندارند؟ و این چنین است که می بایست او در سلول نمور انفرادی بماند تا شاکیانش شهامت شکایت یابند و جرایمش یکی پس از دیگری کشف و افشا شوند.
اما آنچه را که خود شما به ایشان تفهیم کردید غیر از این همه است. علی دانشجویی است با جسمی رنجور و اندیشه ایی سترگ و آرمانی پویا به زیبایی آزادی، سلاح و ادوات جرمش همین یک قلم است که امروز از آن دور افتاده است و آثار جرمش همه در صفحات روزنامه ها و تارنماها با نام زیبایش هویدا که نه پنهان شدنی است و نه اراده ایی برای پنهان ماندن آن وجود دارد. از قرار معلوم بازجویی اش نیز تمام شده است، چشمان خانواده اکنون در آستانه نوروز حضور او را مشتاقانه انتظار می کشد، حال که با درایت و سیاست جنابعالی بسیاری از همبندان و هم وندان علی یا آزاد شده اند و یا در شرف آزادی هستند از شما نه به عنوان یک همرزم که به عنوان یک دادخواه و از باب تظلم تقاضا دارم همه چشمان نگران درپای دیوارهای اوین را شاد نموده و آنچه را که حقمان است به ما برگردانید. بی شک خود بهتر از هر کس دیگری می دانید مطالبه آزادی فرزندانمان حقی است که دیر یا زود ستانده می شود چه نیکوست که این امر به ید حضرتعالی و در آستانه نوروز باشد.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
در پایان لازم می دانم در کمال صحت عقل و آزادی و اختیار اقرار کنم که به قول مشهور اقرار العقلاء علی انفسهم جایز بل نافذ اینجانب جواد ملیحی پدر علی ملیحی اقرار می کنم من نیز در جرم فرزندم شریک هستم و همان را می اندیشم که او می اندیشد و اگر او را به این جرم بازداشت نموده اید شایسته و بایسته است به استناد وظیفه شرعی و قانونی مستندا به این اقرار من را نیز همراه او به بند بکشید. باشد تا راه سی سال پیش رفته را دوباره روم با این تفاوت که اینبار من در همان راهم و شما .... .
با تجدید احترام
جواد ملیحی
24/12/88
پای دیوار زندان اوین

اعتصاب غذای زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین



کمیته گزارشگران حقوق بشر - بنابر گزارش‌های دریافتی، در دو روز گذشته زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در اعتراض به بلاتکلیفی و عدم رسیدگی به پرونده‌هایشان در آستانه‌ عید نوروز دست به اعتصاب غذای نامحدود زده‌اند.
گفتنی است در دو روز اخیر، تماس تلفنی زندانیان این بند با خانواده‌هایشان قطع شده است. در حالی که تنها چند روز به عید نوروز باقی مانده بسیاری از زندانیان سیاسی که در ماه‌های اخیر بازداشت شده‌اند، همچنان در بلاتکلیفی به سر می‌برند و از تبدیل قرار بازداشت آنان به قرار کفالت یا وثیقه جلوگیری می‌شود و به همین دلیل زندانیان این بند در اعتراض به بلاتکلیفی خود، دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند و از دریافت غذا خودداری کردند.
پیش از این،‌ گزارش‌هایی مبنی بر وضعیت نامناسب بند ۳۵۰ زندان اوین به دلیل تراکم زندانیان و عدم رسیدگی پزشکی و بهداشتی منتشر شده بود.
در حالی که دادستان تهران،‌ در اظهاراتی نسبت به آزادی بازداشت‌شدگان پیش از عید نوروز ابراز امیدواری کرده بود هنوز تعداد زیادی از زندانیان سیاسی آزاد نشده‌اند و با وجود آزادی تعدادی، همچنان جمع کثیری از فعالان سیاسی، مدنی و بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات در زندان به سر می‌برند.

ارسال پرونده مهدیه گلرو به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب



کمیته گزارشگران حقوق بشر - همسر مهدیه گلرو، فعال مدنی دربند از ارسال پرونده همسرش به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب خبر داد.
وحید لعلی‌پور، همسر مهدیه گلرو که خود به تازگی (۲اسفند) از زندان آزاد شده است، روز گذشته پس از مراجعه به دادگاه باخبر شد که پرونده همسرش به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به قضاوت پیرعباسی ارسال شده است اما تاریخ دقیق دادگاه مشخص نیست.
شعبه ۲۶، شعبه‌ای است که پیش از این دو عضو دیگر شورای دفاع از حق تحصیل،‌ ضیاء نبوی و مجید دری را به ترتیب به ۱۵ و ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم کرده بود و این امر نگرانی در مورد وضعیت مهدیه گلرو را افزایش داده است.
این فعال دانشجویی، در طول مدت بازداشت، برای پذیرفتن اتهاماتی همچون «ارتباط با منافقین» (سازمان مجاهدین) تحت فشار قرار داشته اما هیچ‌یک از اتهامات مطرح‌شده را نپذیرفته است.
همچنین در ماه اخیر، خانواده گلرو نسبت به وضعیت وخیم جسمانی مهدیه در زندان اوین ابراز نگرانی کرده بودند. گلرو در زندان به عفونت روده مبتلا شد و نسبت به سرمای شدید زندان اعتراض داشت.
مهدیه گلرو، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، در تاریخ ۱۲ آذرماه به همراه همسرش در منزل شخصی‌شان بازداشت شدند. وی در سال گذشته نیز پس از تحصن چهار روزه در اعتراض به محرومیت از تحصیل، در دانشگاه علامه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.
این فعال مدنی همچنین از اعضای فعال کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود. در حال حاضر ضیاء نبوی، مجید دری، شیوا نظرآهاری، سعید جلالی‌فر و مهدیه گلرو اعضای دربند شورای دفاع از حق تحصیل هستند.

دادستان تهران در قم: ۶ نفر از متهمین عاشورا به اعدام محکوم شدند


 اخبار روز: دادستان تهران اعلام کرد شش تن از متهمین حوادث عاشورا به اعدام محکوم شده اند و پرونده ی آن ها در مرحله ی تجدیدنظر قرار دارد.

به گزارش خبرگزاری فارس عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران یکشنبه شب در دیدار قضات دادسرا و محاکم انقلاب تهران با ‌آیت‌‌الله نوری همدانی این خبر را اعلام کرد.
وی ابراز داشت: کسانی که به اشتباه خود پی‌بردند و از این اشتباه ابراز ندامت کردند و ما نیز احساس کردیم این افراد در فضای جو زده‌ای اقدام به برخی رفتارها کردند به آنها کمک و آزادشان کردیم. وی با اشاره به حضور هواداران حکومت در روز ۹ دی و راهپیمایی ۲۲ بهمن گفت: وقتی مردم عشق و ارادت خود را به نظام اسلامی نشان دادند، ما نیز سعی کردیم با کسانی که از اشتباهات خود ابراز پشیمانی کردند رفتار ملایمت‌آمیزی داشته باشیم.
جعفری دولت‌آبادی همچنین تأکید کرد: در مقابل کسانی را که عضو گروهک‌ها‌ و سازمان‌های ضدانقلاب بودند و با طرح و برنامه‌ریزی سعی کردند اساس و ارکان نظام جمهوری اسلامی را مورد تعرض قرار دهند، محاکمه کردیم.
وی تصریح کرد: امروز نظام اسلامی در کمال قدرت و اقتدار مخالفان و معارضان را بر جای خودشان نشانده است و مردم دیگر اجازه نمی‌دهند این حوادث در کشور تکرار شود.
دادستان تهران تعداد محکوم به اعدام شدگان در حوادث روز عاشورا را شش نفر اعلام کرد و گفت: هم‌اکنون احکام این شش نفر در دادگاه تجدید نظر است و طبیعتا بعد از قطعیت درباره آنها تصمیم‌گیری می‌شود.
عباس جعفری دولت‌آبادی به ارائه گزارشی از نحوه رسیدگی به اتهامات بازداشت شدگان روز عاشورا پرداخت و با اشاره به صدور ۲۵۰ کیفرخواست برای متهمان حوادث عاشورا اظهار داشت: با سرعت بخشیدن به فعالیت‌های دادگاه‌ها بسیاری از افراد مرتبط با حوادث روز عاشورا سریعا محاکمه شدند.
وی خاطرنشان کرد: امروز تنها ۱۰۰ نفر در دادسراهای ما منتظر رسیدگی به پرونده‌های‌شان و صدور کیفرخواست هستند که امیدواریم برای این تعداد نیز هرچه زودتر تعیین تکلیف شود.
جعفری دولت‌آبادی افزود: احکام زیادی در ارتباط با کسانی که دستگیر شدند صادر و طبق قانون اعلام شده است که البته این افراد نیز طبق قانون می‌توانند در دادگاه‌های بالاتر اعتراض کنند.

کارزار حمایت از یک زن مبارز - آیا زینب جلالیان هنوز زنده است؟


اخبار روز: از زینب جلالیان زن مبارز کرد محکوم به اعدام یک ماه است، خبری نیست. کارزاری که به منظور نجات جان او به راه افتاده است، با انتشار اطلاعیه ای این پرسش را مطرح کرده است که آیا او هنوز زنده است؟
فراخوان این کارزار را که از همگان خواستار تشدید مبارزه برای نجات جان زینب جلالیان شده است، در زیر می خوانید:

جان زینب در خطر است


در پی ِ روز ِ زنان
و در آستانهء نوروز
خواهرمان
از زندان به سیاهچال
و از سیاهچال به ناکجا
کشیده می‌شود

این عیدی ضحاک است


هفده سال پیش دختر ده ساله ای در یکی از روستاهای کردستان بدلیل این که خانواده اش از مدرسه رفتنش جلو گیری می‌کردند از خانه گریخت. در آن روزها و در روستای وی تنها مدرسه ای که می‌توانست دختری یاغی را قبول کند مدرسه ای بود که توسط یک گروه سیاسی کُرد مخالف دولت مرکزی اداره می‌شد.

نام دخترک که امروز ۲۷ سال دارد زینب جلالیان است. او امروز در راهرو مرگ در کنار سایر عزیزان در انتظار اجرای حکم اعدام خود است.
دو روز پس از روز جهانی زنان، خبر از هدیه دولت جمهوری اسلامی به این خواهر می‌شویم.

دیروز از طریق وکیل زینب در کردستان با خبر شدیم که یک ماه است که او را از زندان به اداره اطلاعات برای بازجویی مجدد و احتمالن تدارک "مراسم" اعدام برده اند. زندان بانان جمهوری اسلامی در طی یک ماه پس از این انتقال به هیچ کس ازین امر سخن نگفته بودند، نه خانواده و نه وکیل او. اینک از دست رسی وکیل و خانواده به او، حتی از طریق تلفن، خود داری می‌کنند.
ما امروز نمی‌دانیم آیا زینب هنوز زنده است.
با توجه به سابقه جان باختن تعداد فراوانی از زندانیان زیر شکنجه در سیاهچال های ایران، از جمله خانم زهرا کاظمی، خبرنگار و عکاس کانادایی-ایرانی، این یک هراس واهی نیست.

کسی نمی‌داند آیا در زیر شکنجه جانی برایش باقی مانده. یا در چنان وضعی قرارش داده باشند که نمی‌توانند اجازه ملاقات به کسی بدهند.
ما شرکت کنندگان درین کارزار مصرن می‌خواهیم که:

از تمام آزادیخواهان جهان که در دشوارترین لحظات نبرد این ماه های اخیر مردم ایران را تنها نگذاشته اند، صدای خود را بلند کنند و نگذارند که پس از انجام جنایت بگوییم دیر اقدام کردیم.
از همه عزیزان می‌ خواهیم که پتیسیون زیر را به امضا برسانند.

www.gopetition.com

با هم می‌توانیم جان عزیزانمان را نجات دهیم!
کنشگران کارزار

آدرس سایت کارزار
save-iran-from-executions.blogspot.com
۱- حکم اعدام خواهرمان فورن متوقف گردد ۲- هر چه زودتر اجازه دستیابی خانواده و وکیل او به زینب داده شود ۳ - به یک هیات پزشکی مستقل از طرف سازمان های حقوق بشری بین المللی اجازه معاینه و رسیدگی به سلامت جسمی و روحی خواهرمان داده شود

باز هم تهدید و ارعاب برای رفتن به خاوران



منصوره ی بهکیش: برخی از خانواده ها تصمیم گرفتیم یک جمعه جلوتر از جمعه آخر سال به خاوران برویم و آنجا را مانند خانه هامان تمیز و برای نوروز آماده کنیم. این برنامه قرار بود مانند هر سال با لاله و سنبل، سبزه و گل و شیرینی همراه باشد. آخر خاوران دوباره به بیابانی بی آب و علف تبدیل شده است. درختهایی بی رمق و مرده را که شبانه و به زور کاشته اند، خشک شده و سروها نیز کمر خم کرده و زرد و زارند. آخر این سروهای بیچاره، مورد سوء استفاده قرار گرفته و به دست نامحرمان کاشته شده اند برای همین با دل گرمی آب یاری نشدند. سروها و درختانی که با عشق به دست مادران و پدران کاشته شده بود، هفته ها و ماه ها با عشق آبیاری شده بود و حالا جایشان خالی است.   
دیشب که به خانه بازگشتم، مطلع شدم به تعداد زیادی از خانواده ها زنگ زده و تهدیدشان کرده بودند که نبایستی به خاوران بروند. گفته بودند جمعه خاوران در محاصره نیروهای امنیتی قرار خواهد گرفت و با کسانی که به آنجا بروند برخورد خواهد شد. مادران که ماهها انتظار کشیده بودند تا آخر اسفند از راه برسد و بتواند برای نوروز آنجا را آب و جارو کنند و درختچه یا گلی بر مزار فرزند خود بکارند، با قلبی مملو از درد و با خشمی دوچندان، تصمیم گرفتند که باز هم تحمل کنند و به آنجا نروند. من دلیلی بر نرفتن نمی دیدم چون رفتن به خاوران را حداقل حق طبیعی خود می دانم و اعتقاد عمیق دارم که هیچ کس نمی تواند این حق را از ما بگیرد و ما بایستی هر زمان و به هر شکلی که دلمان می خواهد بتوانیم به آنجا برویم و کسی برای ما مزاحمتی ایجاد نکند. ما به اندازه کافی دل خون هستیم. تصمیم خود را گرفتم که حتی به تنهایی شده، به آنجا بروم. تا انتهای شب برخی از دوستان و همراهان آنقدر با من کلنجار رفتند تا بالاخره من را نیز از رفتن بازداشتند. من بسیار ناراحت و شاکی و دلتنگ از اینکه چرا ما به راحتی از این حق طبیعی خود می گذریم. آخر تا به کی بایستی این وضع را تحمل کنیم؟!
امروز پس از گذشت ۲٨ سال از سال ۶۰ و بیست و یک سال از سال ۶۷، همچنان برای رفتن به خاوران، برای برگزاری مراسم، برای دور هم جمع شدن، برای برگزاری روز زن، برای سفر کردن، برای حرف زدن، برای نفس کشیدن، دچار مشکل می شویم! فکر نمی کنند که این فریادهای در گلو خفه شده ما روزی گریبان شان را خواهد گرفت؟!
نزدیکی های ظهر خبردار شدم که تنی چند از خانواده ها به آنجا رفته و آنجا را گلباران کرده اند. برخی نیز صبح زود به آنجا رفته بودند. کمی دلم آرام شد ولی از طرف دیگر از دست خودم و سایرین عصبانی شدم که چرا اینقدر زود جا خالی دادیم. نیروهای امنیتی مانند دفعات قبل آنجا را مسدود نکرده ولی به صورت مخفی حضور یافته بودند. وقتی خانواده ها به آنجا می رسند از آنها می خواهند که به قسمت بهایی ها بروند و آنها نسبت به این برخورد نیروهای امنیتی معترض شده و می گویند ما که بهایی نیستیم و می خواهیم به دیدن عزیزانمان برویم. آنها دوربین به دست جلو می آیند و شروع به فیلم برداری می کنند. یکی می گوید شما به اندازه کافی از ما فیلم و عکس دارید خودتان را خسته نکنید من می خواهم دخترم را عروس کنم و آمده ام با برادرم مشورت کنم، دیگری می گوید من آمده ام شاخه گلی برای همسرم بگذارم. مادری فریاد می زند و می گوید چرا دست از سر ما بر نمی دارید تا به کی می خواهید ما را اینقدر اذیت و آزار برسانید؟ به چه حقی ما را از آمدن به سر خاک عزیزانمان منع می کنید؟! آنها کوتاه آمده و می گویند زودتر گلهایتان را بگذارید و بروید. راستی تا به کی؟ تا چند؟!
حضور نیروهای امنیتی چیز تازه ای نیست. از شهریورماه شیوه کارشان همین است. به محض اینکه به آنجا می رسیم و چرخی می زنیم و گل هایمان را می گذاریم، سر و کله نیروی انتظامی و گاه لباس شخصی پیدا می شود و چند مأمور از روی نرده ها به داخل می آیند و یا از بیرون ما را صدا می زنند و می خواهند که زودتر آنجا را ترک کنیم. همانطور که در یک حکومت نظامی، مردم به ناچار به نظامیان در کنارشان خو می گیرند، ما نیز به حضورشان عادت کرده ایم. برخی از آنها که تعداد کشته شدگان ما را می بینند با ما ابراز همدردی می کنند و می گویند ما هم از این وضعیت ناراحت و خسته شده ایم ولی مأموریم و معذور، اگر نروید از اطلاعات می آیند و ما را نیز توبیخ می کنند.   
واقعاً جای بسی تأسف است که پس از بیست و چند سال، همچنان برای رفتن به سر خاک عزیزانمان با مشکلات زیادی روبرو هستیم. راستی علت چیست؟! چرا از چند نفر مادر و پدر پیر و خانواده ها اینقدر هراس دارند؟!       چون   می دانند، "این ذره ذره گرمی خاموش وار ما/ یک روز بی گمان/ سر می زند ز جایی و خورشید می شود".

۲۱ اسفند ۱٣٨٨     

مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران: در مقابل هجمه دستگاه امنیتی عقب نخواهیم نشست

اخبار روز: روز گذشته دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور اطلاعیه ای از انهدام «شبکه ی سایبری آمریکا» و دستگیری ٣۰ نفر در این ارتباط خبر داد. مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران از جمله تشکل هایی هستند که مورد یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته و چندین نفر از اعضایش بازدداشت شده اند. دبیرخانه ی این مجموعه روز یکشنبه اعلامیه ای انتشار داده و ضمن رد قاطعانه ی اتهامات و ادعاهای دادسرای تهران، تاکید کرده است این دستگیری ها تاثیری در فعالیت های آن نداشته و از ادامه ی فعالیت های خود در راه حقوق بشر در ایران، منصرف نخواهد شد:

اطلاعیه مطبوعاتی / دستگیریهای گسترده، شماره ۱
مورخ ۲۲ اسفند ماه، دادستانی عمومی و انقلاب تهران در اطلاعیه ای اعلام نمود با همکاری نیروهای امنیتی، وزارت اطلاعات و تیم خرابکاری سایبری سپاه پاسداران اقدام به بازداشت گسترده شهروندان عادی و فعالان حقوق بشر تحت عنوان همکاری با مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و کمیته ایران پروکسی نموده است.
در اطلاعیه منتشره زوایای مختلفی از یک سناریو مسبوق به سابقه و قابل پیش بینی به چشم می خورد که ساختار آن به لحاظ رابطه منطقی روایی و استدلال عقلانی و خصوصاَ وجاهت قانونی، دارای نقصان فراوان است.
از نظر مجموعه، این هجمه از آنجا شکل می گیرد که تمامی فشارها، خاصه بازداشت های گسترده بهمن ماه و ۱۱ اسفند که قاطبه آن را همکاران سابق یا حتی افراد بی ارتباط با مجموعه تشکیل می دهند و همینطور توسل نهادهای امنیتی به گروگانگیری اعضای بیگناه خانواده ها و تلاش برای متوقف کردن فعالیت های مجموعه باعث انصراف مجموعه از حضور در نشست ژنو نشد.
این تشکل درتاریخ هشتم مارس ۲۰۰۹ ، در نشست ژنو حاضر و نسبت به افشای نقض حقوق بشر در ایران اقدام کرد و از جامعه بین الملل خواستار پایان دادن به مماشات با دولت ایران و لزوم هزینه سازی برای ناقضان حقوق بشر شد. نماینده مجموعه در نشست در سخنرانی خود نسبت به اقدامات تلاقی جویانه دستگاه امنیتی به دلیل حضور در این نشست هشدار داده بود.
دادستانی تهران و نشریات نزدیک و وابسته به دولت با تیتر نمودن عنوان "انهدام شبکه بزرگ جاسوسی"، بدون ارائه هیچ سند و مدرک قابل قبول، بنا به تحلیل فوق و صرفاَ با بیان اطلاعات کذب و تحلیلهای مغرضانه به جهت باورمند کردن سناریو با سوء تفسیر و قلب واقعیت از تصویر افراد مختلفی نیز استفاده کرده اند .
طرح اتهاماتی همچون شناسایی دانشمندان هسته ای! جذب نیرو و اعزام افراد به عراق، ارتباط یا وابستگی با سازمانهای اپوزیسیون و مسائلی همچون برنامه ریزی برای اختلال در سیستم مدیریت شهری، ایجاد پوشش امنیتی برای ورود به فاز اقدام مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی! و ... که بی بهره از هرگونه مستندات و عقلانیت تلاش نموده تا ارتباط مجرمانه ای را بین افراد و گروهای مختلف دستگیر شده پس از انتخابات ایجاد کند.
دستگاه امنیتی ایران پس از این بازداشت ها به قصد ایجاد رعب و هراس در فضای وب فارسی اقدام به خرابکاری در تارنماهای این تشکل نیز نموده است، موضوعی که بررسی تیم فنی مجموعه نشان میدهد که نوع خرابکاری تیم گرداب، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به هیچ وجه مبتنی بر کار علمی نبوده و این نوع خرابکاری با بازداشت برخی از اعضای شرکت خدمات دهنده فنی به این مجموعه در داخل کشور و سپس شکنجه آنها و دریافت اطلاعات صورت گرفته است.
جعل تاریخچه مجموعه، اشاره به افرادی که اساساً هیچ نقشی در این تشکل از بدو تاسیس تا کنون نداشته اند و یا اشاره به اسامی اختصاری افرادی که اساساً از سوی مجموعه قابل شناسایی نیستند، چشم پوشی بر واقعیت چهارسال فعالیت غیر سیاسی و علنی این تشکل گواهی است از سناریویی خونین، که سکانس اول آن در آستانه اعتراضات احتمالی در چهارشنبه آخر سال کلید خواهد خود.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن رد قاطعانه تمامی اتهامات بی اساس مندرج در اطلاعیه دادستانی و با هشدار نسبت به سناریوی خونینی که با قربانی کردن مدافعان حقوق بشری در جریان است، اعلام می کند که این اقدام حکومت ایران سرفصلی جدیدی است در برخورد با فعالان مدنی، و ضرورت حضور، حمایت و اتحاد تمامی نیروهای مدنی در این باب امری است ضروری و اجتناب ناپذیر.
همچنین در این اطلاعیه برخی از اعضای تبعیدی مجموعه که در خارج کشور ساکن هستند نیز به دستگیری توسط پلیس اینترپل تهدید شده اند. که طی این اطلاعیه افراد فوق الذکر آمادگی و علاقه خود را برای روبه رو شدن با نمایندگان حقوقی حکومت ایران در هر دادگاه صالحه ای اعلام می کنند.
شایان ذکر است این تشکل با زیر نظر گرفتن تحرکات نهاد امنیتی در ماه های گذشته ، پیش بینی چنین اقدامی را از ناحیه آنان نموده و ماه پیش با ایجاد تغییراتی در ساختار خود، کلیت مجموعه را از آسیب جریانات قانون گریز خارج نموده بود. از این رو دستگیری ها و حمله به تارنماهای این تشکل آسیب خاص یا مانعی در فعالیتهای مجموعه محسوب نمیشود.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعلام می کند، این هجمه و سناریوی جدید، سرسوزنی تردید و کُندی در فعالیت های حقوق بشری مجموعه ایجاد نخواهد کرد. این تشکل همانند گذشته با تمام قوا از امکانات و ظرفیت های خود در جهت دفاع از اعضاء، فعالین و قربانیان نقض حقوق بشر استفاده خواهد کرد.
اطلاعات تکمیلی و سایر توضحیات در اطلاعیه های آتی از سوی این تشکل به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید.


دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
۲٣ اسفندماه ۱٣٨٨

۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

مادران عزادار و روز جهانی زن - اعظم اشراقی


یکی از دستاوردهای جنبش سبز شکستن سکوت مادران بعد از سی و یک سال است . مادرانی که فرزندان آنان فقط برای شرکت در یک راهپیمایی میلیونی مسالمت آمیز در خیابان ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند ، بازداشت شدند ، بی محاکمه قانونی حکم های سنگین گرفتند  ،حتی حکم اعدام ، مادرانی که فرزندان شان در کهریزک ها ، شکنجه شدند ، مورد تجاوز جنسی و آزار جنسی قرار گرفتند . مادرانی که پس از 8 ماه هنوز فرزندان شان بلاتکلیف در زندان ها هستند .
مادرانی که سال ها ست فرزند ان شان مفقود شده  ، جوانان انها  را حتی در مقابل چشمان مادر و پدر از خانه  به بازداشتگاه برداه اند ولی بیش از ده سال است که خانواده ها هیچ اطلاعی از فرزند ندارند.
مادرانی که فرزندان شان در دهه شصت به صورتی غیر انسانی و غیر قانونی بازداشت و شکنجه و اعدام شدند . مادرانی که فرزندان شان به صورت دسته جمعی اعدام و در گورهای دسته جمعی دفن شدند .
و مادرانی که نه زندانی دارند و نه شهید و اعدامی ولی خود را مادر همه جوانان ایران  می دانند و خود ، مادر عزادارند   نه حتی حامی مادر عزادارو تمامی سعی و تلاش شان این است که تاریخ تکرار نشود  و مردم ایران روزی  کنار هم در صلح و آرامش و امنیت زندگی کنند .
این مادران  مانند همه زنان ایرانی با تبعیض بزرگ شده اند و ضمن آگاهی از بی حقی خود  از حق خود و فرزندان شان نیز دفاع می کنند .
روز جهانی زن بهانه ای بود تا ، ازنمونه هایی از این مادران تجلیل به عمل آید . مادران عزادار در دسته های مختلف یک هفته  مقام زن را گرامی داشتند .
-  شنبه 15 اسفند – 6 مارس  : دیدار تعدادی از مادران عزادار با مادر ندا آقا سطان سمبل زنان جوان آزاده ایران و مادرشهید مصطفی کریم بیگی  شهید مظلوم عاشورا و همزمان دیدار با مادر فاطمه سمسار پور در بابل . فاطمه خود مادری 48 ساله بوده  که در حوادث پس از انتخابات در 30 خرداد 88 در خیابان خوش تهران به گلوله بسته شده  و هیچ نام و نشانی از او گزارش نشده است .
-  یکشنبه 16 اسفند – دیدار با مادر وطن خواه مادر اسماعیل وطن خواه از جان باختگان سال شصت و هفت و تجلیل از مادر وطن خواه .
-  دوشنبه 17 اسفند – 8 مارس – گردهمایی مادران عزادار و گرامیداشت روز زن ، صدور بیانیه به مناسبت روز جهانی زن  ،  جمع آوری امضا برای آزادی زندانیان عقیدتی و مادران در بند وهمراهی با خانواده های زندانی و پخش گل و شیرینی مقابل زندان اوین
سه شنبه – 18 اسفند – دیدار با مادر یک زندانی  گمنام و غیر سیاسی ( کف خیابانی ) ، مادر حسام ترمسی و همدردی با مادر و آرزوی آزادی این جوان بیگناه در آستانه سال نو . دیدار با پروین فهیمی  مادر سهراب اعرابی  همرا با هاجر رستمی مادر ندا .
چهارشنبه- 19 اسفند  – دیدار با مادر میلانی از مادران خاوران و تجلیل از ایشان
پنج شنبه 20 اسفند – دیدار با مادر سعید زینالی که مدت یازده سال است  در انتظارحتی  شنیدن صدای فرزندش  می باشد . سعید زینالی از بازداشت شدگان 18 تیرسال
 1378 است  که مدت 11 سال است مفقود شده .
جمعه 21 اسفند – حضور بر مزار عزیزان در خاوران و بهشت زهرا
لازم به یادآوری همه شب در هفته گذشته تعدادی از مادران عزادار  با خانواده های زندانیان مقابل زندان به ویژه خانواده های مادران در بند همراه بوده اند .
درد مشترک مادران ، آنان را به هم پیوند زده است و این پیوند ناگسستنی است .
مادران از تکرار خواسته هایشان خسته نمی شوند .
1-    اعدام را بس کنید .
2-    زندانیان عقیدتی را آزاد کنید .
3-    آمران و عاملان کشتار های سی و یک ساله را محاکمه کنید .


                                                                                  از وبلاگ مادران عزادار







۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

خانواده پزشک فجایع کهریزک خواستار محاکمه قاتل فرزندشان شدند

خبرگزاری هرانا - خانواده پزشک وظیفه ای که دو روز قبل از جان باختن قربانیان کهریزک آنها را مورد معاینه قرار داده بود و به نحوی مشکوک کشته شد خواستار محاکمه عاملان قتل فرزندشان شدند.
به گزارش سایت روز، خانواده رامین پوراندرجانی در اولین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک که پشت درهای بسته و به دور از نظارت افکار عمومی برگزار شد،خواستار شناسایی و محاکمه فرزندشان هستند. بر اساس این گزارش ، متهمان اصلی فجایع کهریزک در پست های دولتی، نظامی و قضایی همچنان مشغول به کار هستند.
روابط عمومی نیروهای مسلح در نمابری اعلام کرده است: "کیفرخواست برای تمام متهمان این پرونده که تعداد آنها ۱۲ نفر اعلام شده است، خوانده شد و موضوع اتهام ها و دلایل آن به وسیله رئیس دادگاه به کلیه متهمان تفهیم شد".
پیشتر سایت تابناک که متعلق به محسن رضایی است متهمان پرونده کهریزک را، چند مامور ارشد نیروی انتظامی معرفی کرده بود. با توجه به اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح هم کلیه متهمان پرونده، همان 12 نفری هستند که دیروز در دادگاه حضور داشتند و سعید مرتضوی که از سوی کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی به عنوان متهم اصلی پرونده کهریزک معرفی شده بود، جزو متهمان پرونده کهریزک نیست.
سردار رادان و سردار احمدی مقدم، دیگر مسئولانی هستند که از سوی افکار عمومی به عنوان متهمان پرونده کهریزک شناخته می شوند. برخی از آزاد شدگان از این بازداشتگاه مخوف اعلام کرده اند که سردار رادان در برخی موارد از شکنجه ها در این بازداشتگاه حضور داشته و نقش مستقیمی در فجایع رخ داده در این بازداشتگاه داشته است؛ اما این دو سردار نظامی نیز در سمت های نظامی خود مشغول به خدمت به جمهوری اسلامی هستند و نامی از آنها در پرونده متهمان کهریزک نیست.
حیدری فرد ، بازپرس شعبه سوم دادسرای امنیت دادگاه انقلاب نیز همچنان در سمت خود مشغول به کار است و نام او نیز در پرونده متهمان کهریزک نیست. این در حالیست که بسیاری از بازداشت شدگان بعد از انتخابات با دستور او به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بودند. چنین است که افکار عمومی نگران آن است که نتیجه پرونده کهریزک نیز همانند پرونده کوی دانشگاه تهران شود که فقط یک سرباز به دلیل سرقت یک ریش تراش در آن مجرم شناخته شد!

افزایش فشارهای مراکز امنیتی شهر قروه بر خانواده یک روزنامه نگار کرد

خبرگزاری هرانا - خانواده ی عارف نادری، روزنامه نگار کرد، برای تحویل وی تحت فشار قرار دارند.
به گزارش هرانا، نیروهای امنیتی سپاه پاسداران و اطلاعات شهر قروه در این راستا به غیر از مراجعات و بازدیدهای مکرر از منزل مادر ایشان، دیگر اقوام وی را احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار داده اند و از ایشان خواسته اند که هرچه سریعتر نسبت به تحویل و تسلیم عارف به نهادهای امنیتی اقدام نمایند.
عارف نادری، از فعالین مدنی کردستان و شهرهای قروه و دهگلان می باشد که طی سالهای 82 تا 86 نیز با آرای 85% مردم شهر قروه به عنوان نفر نخست انتخابات شورای دور دوم برگزیده شد. نامبرده از همکاران هفته نامه های " سیروان"، "آبیدر"، "آشتی"، " پیام مردم " و از جمله موسسان سازمانهای غیردولتی و انجمن های فرهنگی در منطقه مذکور بوده است که دارای پرونده های متعددی در شعبه نخست دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی بابایی و دادستانی قروه به ریاست قاضی کریمی می باشد.
شایان ذکر است مراکز امنیتی تهدید کرده اند که تنها راه زنده ماندن عارف نادری تسلیم داوطلبانه می باشد.

بی خبری مطلق از زن مبارز کرد - فراخوان فوری برای نجات جان زینب جلالیان

• زینب جلالیان، زندانی کرد محکوم به اعدام از یکماه پیش توسط ماموران اداره ی آگاهی کرمانشاه بدون حکم قاضی از زندان زنان کانون اصلاح و تربیت این شهر خارج شده و تاکنون هیچ خبری از وی در دست نیست. این بی خبری باعث نگرانی فعالین حقوق بشر در مورد احتمال قریب الوقوع اجرای حکم اعدام وی شده است. کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کرد با انتشار یک فراخوان فوری برای نجات جان زینب جلالیان درخواست کمک کرده است ... 
اخبار روز: زینب جلالیان زندانی کرد محکوم به اعدام به یک محل نامعلوم منتقل شده و هیج اطلاعی از او در دست نیست. در همین حال فراخوانی برای نجات جان او منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان؛ زینب جلالیان، زندانی کرد محکوم به اعدام از یکماه پیش توسط ماموران اداره ی آگاهی کرمانشاه بدون حکم قاضی از زندان زنان کانون اصلاح و تربیت این شهر خارج شده و تاکنون هیچ خبری از وی در دست نیست.   
خلیل بهرامیان، وکیل دادگستری امروز چهارشنبه 19 اسفند ماه در گفتگویی با خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان ضمن اعلام خبر فوق اظهار داشت: بنده روز دوشنبه 17 اسفند به کرمانشاه رفتم تا وکالت خانم جلالیان را به عهده بگیرم. برای وکالت، بنده می بایستی حتماً با ایشان ملاقات می کردم و وکالت نامه امضا شده از خانم جلالیان می گرفتم اما متاسفانه موفق به این کار نشدم چون نتوانستم با ایشان ملاقات داشته باشم. هر چند بنده برای دفاع از ایشان رفتم اما هنوز وکالت من مسجل نیست.
بهرامیان اضافه کرد: روز دوشنبه که به کرمانشاه رفتم، معاون دادستان و دادسرای کرمانشاه هماهنگی های لازم را انجام دادند. آنها هیچ گونه مشکلی با بنده نداشتند. سپس برای ملاقات با خانم جلالیان به زندان دیزل آباد کرمانشاه رفتم. در آنجا به من گفتند که زندان دیزل آباد مردانه است و هیچ زندانی زنی در آنجا نگهداری نمی شود. آنها گفتند برای ملاقات با خانم جلالیان باید به زندان زنان کانون اصلاح و تربیت بروید که در مسیر جاده کرمانشاه به سنندج است. لذا بنده هم به کانون مراجعه کردم اما در آنجا نیز یک سرباز جلوی در از طرف مدیریت کانون اطلاع داد که خانم جلالیان را یکماه پیش ماموران آگاهی کرمانشاه بدون حکم قاضی از اینجا برده اند و ما هیچ اطلاعی از ایشان نداریم. هر چه هم اصرار کردم و پرسیدم «آخه کدام قسمت؟!»، «کدام سازمان؟!»، آن سرباز در مقابل تعجب و سوالهای بنده از طرف مدیریت کانون فقط گفت که «ما هیچی نمی دانیم».
این وکیل دادگستری با ابراز نگرانی از وضعیت و سرنوشت زینب جلالیان در ادامه سخنانش افزود: در حال حاضر سوالی که بنده از مسئولان دارم این است، «خانم جلالیان دادگاهی شده اند و حکم اعدامشان هم صادر شده بنابراین چه لزومی دارد که ایشان را از زندان خارج و به مکان نامعلومی منتقل کنند؟!!»
خلیل بهرامیان، وکیل دادگستری در پایان سخنانش گفت: الان برای بنده فقط یک راه باقی مانده که جهت اعتراض به دادسرای کل کشور، قوه قضائیه و دفتر مقام معظم رهبری مراجعه کنم.
گفتنی است؛ خروج زینب جلالیان از محل زندانش و انتقال ایشان به مکانی نامعلوم باعث نگرانی بسیاری از فعالان حقوق بشر شده است. برخی از آنان معتقدند احتمال اجرای حکم اعدام خانم زینب جلالیان با این انتقال می تواند قوت بگیرد.


فراخوان فوری برای نجات جان زینب جلالیان

همزمان با انتشار خبرهای نگران کننده، کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کرد فراخوان فوری ای برای نجات جان زینب جلالیان منتشر کرده است. در این فراخوان فوری آمده است:

امروز در حالی بیشتر زنان آزادیخواه هشت مارس روز جهانی زن را با برپایی جشنها گرامی می دارند، که در ایران هدیه نظام اقتدارگرا و خودکامه به زنان دگراندیش و آزادیخواه چیزی جز زندان، تجاوز و اعدام نیست.
امروز در حالی زنان جهان با برپایی گرامیداشت صدمین سال روز جهانی زن مطالبات دمکراتیک و برابری طلبانه خویش را مطرح می کنند، که در ایران یک دختر فعال سیاسی کرد به جرم درخواست احقاق حقوق اولیه خویش در سلولهای تاریک و سرد اداره اطلاعات کرمانشاه در انتظار اجرای حکم اعدام است.
زینب جلالیان فعال سیاسی کرد که به اتهام عضویت در گروه های اپوزسیون کرد و محاربه به اعدام محکوم شده است و در حالی که حکم وی از سوی دیوان عالی کشور تایید شده است، از حدود یک ماهه پیش در یک اقدام غیرقانونی از سوی نیروهای امنیتی به سلول های انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات کرمانشاه منتقل شده است و در این مدت هیچگونه تماسی با خانواده اش نداشته است و به دلیل قطعی بودن حکم وی و همزمان انتقال وی به بازداشت اداره اطلاعات، شائبه ی احتمال اجرای حکم اعدام این دختر کرد را به همراه داشته است و این سبب نگرانی شدید خانواده وی و فعالین حقوق بشری در ایران شده است.
ما امضا کنندگان زیر بر این اعتقاد هستیم که رژیم می خواهد بار دیگر از کردستان به عنوان جولانگاه یکه تازی در جهت ایجاد فضای رعب و وحشت در ایران استفاده بکند و هچنین رفتار دوگانه بیشتر نهادها و کشورهای به نام مدافع حقوق بشر در قبال وضعیت حقوق بشر در کردستان فرصت و زمینه لازم برای رژیم در جهت نیل به اهداف غیرانسانی خویش فراهم ساخته است، بر این اساس ما ضمن محکوم کردن فشار بر فعالین زن ایرانی در صدمین سال روز جهانی زن، خواهان توقف فوری اجرای حکم اعدام زینب جلالیان هستیم و از تمام نهادهای داخلی و بین المللی مدافع حقوق بشر می خواهیم از تمام ظرفیت های دمکراتیک خویش برای توقف اجرای سناریوی دوباره اعدامهای سیاسی در ایران و به خصوص کردستان استفاده بنمایند.

برای امضا به این آدرس مراجعه کنید:
kempein.blogfa.com

ملاقات بعد از فشارهای بین المللی

عده ای از حامیان زندانی مادران عزادار با خانواده های خود ملاقات کردند

اخبار روز: عده ای از حامیان زندانی مادران عزادار با خانواده های خود ملاقات کردند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، این ملاقات ها به دنبال اعتراضات اعتراضات گسترده بین المللی و از جمله اعتراض مادران آرژانتینی «میدان مه» صبح امروز و بعد از یک ماه اسارت تعدادی از حامیان مادران در بند صورت گرفته است.
بنابر این گزارش، صبح روز پنجشنبه ۲۰ اسفند ماه خانواده های حامیان مادران در بند توانستند با زندانیان خود ملاقات کنند. حامیان زندانی مادران در بند از روحیه بالائی برخوردار بودند و نسبت به بازداشت غیرانسانی و غیرقانونی خود اعتراض داشتند.
حامیان مادران در بند در طی مدت اسارت خود در بند ۲۰۹ زندان اوین با شرایط سخت و طاقت فرسائی مواجه بوده اند. بازجوئی های طولانی و مستمر شبانه، شکنجه های روحی شدید، نسبت دادن اتهامات دروغین و غیرواقعی برای ترساندن و تخریب روحیه آنها، گذراندان دوران بازداشت در سلول هایی که چند برابر ظرفیت زندانی در آن جای داده اند، دروغ پراکنی علیه مادران دربند در برابر سایر زندانیان از جمله ی این موارد است.
بازجویان به کرات با طرح سوال در مورد زندگی خصوصی حامیان مادران عزادار آن ها را تحت فشارهای مستمر روحی قرار می دهند و حتی از آن ها خواسته اند از همسران خود جدا شوند.
مادران عزدار در بند تمامی اتهامات نسبت داده شده را رد کرده اند و دستگیری و ادامه بازداشت خود را غیرانسانی اعلام کرده اند. آن ها علیرغم گذشت بیش از یک ماه هنوز در شرایط سخت و بازجوئی طولانی و بلاتکلیفی بسر می برند. در طی این مدت بارها به خانواده های آنها وعده داده شده است ولی تا به حال به هیچ کدام از وعده ها عملی نشده است.
بازجویان وزارت اطلاعات پرونده ای علیه حامیان مادران عزدار ساخته اند و به شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب به ریاست محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای کمسیون مرگ زندانیان سیاسی در سال ۱٣۶۷ ارجاع داده اند.
در حال حاضر پرونده ٨ نفر از حامیان مادران عزدار در شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب می باشد که اسامی تعدادی از آن ها به قرار زیر می باشد:
خانم ام بنین ابراهیمی، خانم الهام احسنی، خانم ژیلا کرم زاده مکوندی، دکتر لیلا سیف الهی، خانم فاطمه رستگاری، منیژه طاهری و خانم فرزانه زینالی.
لازم به یادآوری است تا به حال سازمانهای حقوق بشری جهانی مانند؛ عفو بین المللی، دیده بان حقوق بشر، برنامه نظارت حقوق بشر و مادران آرژنتینی میدان ماه مه خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط حامیان مادران عزادار شده اند. همچنین کمیسر عالی حقوق بشر، گزارشگران ویژه زنان و دستگیری های خودسرانه و سایر مراکز حقوق بشری سازمان ملل در جریان دستگیری آن ها قرار گرفته و اقداماتی را برای آزادی آنها نموده اند.

۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

گزارش یک مادر عزدار از شب های اوین

  • قاضی گفت: گریه کن تا آزادت کنم! دختر گفت: هرگز گریه نمی کنم. قاضی گفت: بگو غلط کردم وگرنه برایت ۷ سال زندان می برم، دختر گفت: ۷ سال زندانی می کشم ...

 دوشنبه ۱۷/۱۲/٨٨ مادران عزادار به مناسبت روز زن جلوی زندان اوین گرد هم آمدند تا این روز را کنار خانواده زندانیان و همراه با خانواده مادران دربند جشن بگیرند، تعداد مادران از هر شب بیشتر بود.
همسر یکی از مادران چندین شاخه گل سرخ و یک جعبه شیرینی آورده بود که گلهای سرخ را دخترش بین مادران عزادار و زنان دیگر و شیرینی را بین تمام مردم پخش کرند، هنگام دادن شاخه گل، روز زن را به زنان جلوی زندان تبریک می گفتند، زنان از این کار شاد شدند و هریک برای دختر جوان آرزوی بهترین ها را می کردند و از این کار با ارزش تشکر کردند.
در این شب حدود ۱۰ نفر آزاد شدند ولی حتی یک زن هم در میان آزاد شدگان نبود تا زنان احیانا دچار توهم نشوند!
چند تن از جوانانی که آزاد شده بودند دستانشان را به نشانه V بالا برده بودند که باز هم با استقبال گسترده مردم روبرو شدند، جوانی با کتاب و جزوه هایش آزاد شد و آخرین جوانی که آزاد شده بود از سوی یکی از هم بندی هایش که شب قبل آزاد شده بود و مردی تقریبا سالمند بود، مورد استقبال قرار گرفت.
او که روز ۲۲ بهمن بازداشت شده بود می گفت تنها دلیل بازداشتم ایرانی بودنم بود، پدربزرگ و مادربزرگ پیرش به استقبالش آمده بودند و از مردم برای حضورشان تشکر می کردند و مادربزرگش برای آزادی همه زندانیان دعا می کرد و مادری تسبیح سبز به مادربزرگ تقدیم کرد.

یکشنبه ۱۶/۱۲/٨٨ ما باز هم جلوی اوین بسر می بریم. حوالی ساعت ٨:٣۰ آقای عبدالله مومنی با وثیقه ٨۰۰ میلیونی برای ۵ شب از زندان خلاص شدند تا در کنار خانواده شان باشند. مردم با شادی از او استقبال کردند علاوه بر آن حدود ۱۵۰ نفر از دوستانش برای استقبال از او آمده بودند و لحظات پر شوری آفریده شد.
جوانی دیگر آزاد شد که وقتی پایین آمد برای لحظاتی دستش را به علامت V بالا برده بود که با تشویق بی امان مردم روبرو شد. وقتی به پایین پله ها رسید گفت خانواده ام از آزادیم اطلاع ندارند؛ موبایلی بدهید تا به آنها خبر دهم. یکی از مادران موبایلش را داد تا تماس بگیرد. مادرش از آن طرف جواب داد و او گفت: مامان شام چی داری؟ من شام خونه ام، من آزاد شدم بیاید دنبالم. و یکبار دیگر مردم برای روحیه بالایش تشویقش کردند و بعد تعریف کرد عصر با خانواده اش صحبت کرده بود و گفته بوده است: من دارم مقاومت می کنم شما هم مقاوم باشید بنابراین خود و خانواده اش انتظار آزادیش را نداشتند. وقتی مادر و خانواده سراسیمه و خوشحال رسیدند، مادر مدت ها او را در آغوش گرفته و گریه می کرد، مردم برای شادباش به مادر یکبار دیگر آنها را تشویق کردند و دوستی گفت: پسرت یک قهرمانه. دوستی دیگر گفت: آدم یا بچه نداشته باشه یا اگه

شنبه ۱۵/۱۲/٨٨ به اتفاق تعدادی از مادران عزادار دیگر از خانه ندا مستقیما به سمت زندان اوین رفتیم تا به مردم و خانواده زندانیان ملحق شویم. ما شاهد آزادی تعدادی از زندانیان بودیم و همراه با بقیه خانواده ها با آزادیشان شاد شدیم و به گرمی از آنان استقبال کردیم. در آن شب از تماس یکی از دوستان زندانیمان با خانواده مطلع شدیم که اظهار امیدواری می کرد تا پایان این هفته آزاد می شوند و ما هم بی صبرانه آرزوی دیدار دوباره شان را داریم.
در این شب جوانی آزاد شد که مورد استقبال مردم قرار گرفت. همسر و پدر همسرش شبهای متوالی انتظار آزادیش را کشیده بودند، پس از آزادیش پدر همسرش طی سخنرانی چند دقیقه ای از مردم و خانواده ها برای همراهی و همدردیشان بسیار تشکر کرد و گفت در تمام این شبها شما نگذاشتید لحظه ای احساس تنهایی کنیم، از تک تک مردم تشکر کرد و گفت از این پس هم ما شما را تنها نمی گذاریم.
چهارشنبه ۱۲/۱۲/٨٨ تعدادی از مادران عزادار مثل تمام شبهای دیگر برای حمایت از زندانیان در جلوی اوین حضور داریم.
امشب حدود ٣۰ تا ۴۰ نفر از زن و مرد و پیر و جوان از زندان آزاد شدند که تعدادی از آنها از روز عاشورا در اوین بسر می بردند. یکی از آزاد شدگان دختری بسیار کوچک جثه بود که دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شریف بود. او به همراه ۴ یا ۵ دختر دیگر آزاد شده بود. اعضای خانواده او به سرعت و با اشتیاق تمام به استقبالش رفتند و تعدادی از دوستانش نیز که چهره های آشنای هر شبه جمع جلوی اوین بودند بشدت همراه با بقیه مردم تشویقش می کردند. یکی از اقوامش تعریف می کرد در دادگاه قاضی به او گفت: گریه کن تا حکم آزادیت را بدهم! دختر گفت: من هرگز گریه نمی کنم. به او گفت بگو غلط کردم، اشتباه کردم تا آزادت کنم! گفت: من هیچ اشتباهی نکردم و هرگز نمی گویم غلط کردم . قاضی تهدید کرد برات ۷ سال زندان می برم و او گفت: ۷ سال زندانی می کشم. قاضی گفت برو باید ۷ سال اون تو بمونی. ولی بعد از یک ربع صدایش کرد و گفت: مرا از رو بردی، حالا برو وثیقه صد میلیونی تهیه کن تا آزاد شوی و خانواده اش بلافاصله وثیقه را آماده کردند و او آزاد شد. به همین دلیل همکلاسی های او مانند یک قهرمان از او استقبال کردند و سایر مردم جلوی اوین نیز با شنیدن این حکایت از جثه ای چنین ظریف، یکبار دیگر به داشتن چنین فرزندانی افتخار کردند و چندین و چند بار این دختر قهرمان مورد تشویق مردم، خانواده و دوستانش قرار گرفت.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

شادی صدر جایزه اش را به شیوا نظرآهاری داد - شجاعت اوست که استثنایی و در خور تحسین است

اخبار روز - گزارش دریافتی: صبح امروز، در مراسم معرفی برندگان جایزه امسال، شادی صدر طی پیامی اعلام کرد که جایزه خود را به شیوا نظرآهاری، فعال جنبش زنان و مدافع حقوق بشر که هم اکنون در زندان است تقدیم می کند. وی برای ابراز همبستگی با شیوا نظرآهاری اعلام کرد که به واشنگتن، برای شرکت در مراسم اهدای جایزه به واشنگتن نخواهد رفت "تا جای خالی شیوا، در آن مراسم و تمام جلسه ها و کنفرانس های رسمی پس از آن به چشم بیاید. تا همه جهانیان ببینند و بدانند که چه بر شیوا و بر سایر مدافعان حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و روزنامه نگاران دربند می رود.

قرار بود پیام ویدئویی شادی صدر که در آن دلایل تقدیم جایزه خود به شیوا نظرآهاری را اعلام کرده بود، فردا، 10 مارس طی مراسم اهدای جایزه به وی و 9 برنده دیگر این جایزه که با حضور هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا و میشل اوباما، بانوی اول آمریکا برگزار می شود پخش شود اما شبکه زنان تحت قوانین مسلمانان (WLUML) که شادی صدر عضو هیات مشاوران آن است، امروز با خبر شد وزارت خارجه آمریکا تصمیم گرفته است این پیام را پخش نکند. این شبکه فمینیستی فراملیتی در اطلاعیه مطبوعاتی خود این اقدام را "خاموش کردن صدای اعتراض و همبستگی زنان" خواند.

متن پیام شادی صدر به شرح زیر است:
"بسیار مفتخرم که به عنوان یکی از ده برنده جایزه سالانه شجاعت زنان برگزیده شده ام که بار دیگر فرصتی است برای به رسمیت شناخته شدن فعالیتها و مقاومتهای زنان ایرانی در عرصه جهانی و همینطور، مریی شدن تقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، به خصوص، سرکوب وسیع فعالان جامعه مدنی، بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88.
این جایزه، همانگونه که از نامش پیداست، هر سال، به زنانی در سراسر جهان داده می شود که شجاعت استثنایی در دفاع از حقوق زنان، عدالت اجتماعی و حقوق بشر از خود نشان داده اند. درست به همین دلیل، من مایلم جایزه خود را به شیوا نظرآهاری، دختر جوانی که به دلیل دفاع از حقوق زنان و حقوق بشر، هم اکنون در ایران زندانی است، تقدیم کنم زیرا فکر می کنم شجاعت اوست که استثنایی و در خور تحسین است. شیوا، که در تمام دوران جوانی اش، یعنی از5 سال پیش به این طرف، با ایجاد کمیته گزارشگران حقوق بشر، که یک گروه دانشجویی است که گزارشهای معتبری از نقض حقوق بشر در ایران منتشر می کند، و نیز با شرکت فعالانه در فعالیتهای جنبش زنان، دقیقه ای از مبارزه برای آزادی و دموکراسی دست برنداشته بود، چند روز پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد و ماهها در سلول انفرادی و تحت فشار بازجویی های سنگین قرار داشت. شیوا که پس از 100 روز حبس در بخش امنیتی زندان اوین، با تودیع 200 میلیون تومان (200 هزاردلار) وثیقه آزاد شده بود، تنها توانست سه ماه را در کنار خانواده و دوستان خود به سر برد. شیوا که به محض خروج از زندان فعالیتهای خود را از سر گرفته بود، مجددا در 5 دی ماه 88، در پی بازداشت گسترده اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر، دستگیر شد. از آن زمان تاکنون، مقامات امنیتی، شیوا را تحت فشارهای شدید قرار داده اند تا وادارش کنند اتهام محاربه را که مجازات مرگ دارد بپذیرد. آنها برای مدتی شیوا را در سلول بسیار کوچکی که مانند قفس بوده و او حتی نمی توانسته دست و پای خود را تکان دهد نگه داشته بودند. شیوا، تاکنون حاضر نشده بپذیرد فعالیتهای مسالمت جویانه و حقوق بشری اش، جنبه تروریستی داشته است و به همین دلیل، همچنان تحت شدیدترین فشارها قرار دارد. شیوا، یکی از شجاع ترین زنان جهان، کسی که جسورانه از حقوق زندانیان سیاسی دفاع می کرد، هم اکنون در گوشه یک سلول، محروم از داشتن حتی یک خودکار و کاغذ، یا ملاقات با وکیل و یا حتی رفتن به دستشویی بدون چشم بند و بدون اجازه زندانبان است.
راستش از آنجایی که جمهوری اسلامی که همه فعالان حقوق بشر و مبارزان مدنی را، جاسوسان و عروسکهای کشورهای غربی به خصوص آمریکا می خواند، ساعتها با خود کلنجار رفتم که آیا بهتر نیست به جای تقدیم این جایزه به شیوا، که ممکن است فشار بازجویان و مقامات قضایی را بر او افزایش دهد، جایزه را به تمامی زنان دربند تقدیم کنم؟ اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که دولت ایران، همانطور که پس از انتشار اسامی برندگان امسال، این جایزه را جایزه نوکری من برای آمریکا خوانده بود، حتی بدون تقدیم این جایزه به شیوا نیز چنین اتهامی را به او وارد خواهد کرد.
بنابراین، من به واشنگتن، برای شرکت در مراسم اهدای جایزه نخواهم آمد تا جای خالی شیوا، در آن مراسم و تمام جلسه ها و کنفرانس های رسمی پس از آن به چشم بیاید. تا همه جهانیان ببینند و بدانند آنچه بر شیوا و بر سایر مدافعان حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و روزنامه نگاران دربند می رود. شاید که این، آبی باشد در خوابگه مورچگان!"

متن انگلیسی اطلاعیه مطبوعاتی شبکه زنان تحت قوانین مسلمانان (ولوم) را اینجا ببینید:
www.wluml.org
www.youtube.com
" ویدئو کلیپ پیام شادی صدر را اینجا ببینید:

اعتراض به ادامه ی بازداشت مادران عزادار - بیانیه ی ۳۰۰ تن از حامیان مادران عزادار

خبار روز - گزارش دریافتی: جمعی از مادران عزادار و حامیان آن ها در اعتراض به ادامه بازداشت چند تن از مادران بیانیه ای منتشر کردند. متن این بیانیه به شرح زیر است:
نزدیک به یک ماه است که تعدادی از حامیان مادران عزادار به اسامی زیر، بدون دلیل و عدم رعایت حقوق شهروندی (روشن نکردن علت دستگیری برای خود و خانواده، نبود دسترسی به وکیل، نبود امکان ملاقات، عدم پاسخگویی مسئولین و بی خبری کامل از وضعیت روحی و جسمی آنان)، در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برند و قرار بازداشت آنان تمدید شده است.
یکی از نامبردگان فوق را در ۱۷ بهمن و چهار نفر دیگر را در ۱۹ بهمن با یورش به منازل شخصی شان در ساعت های پایانی شب دستگیر کرده اند. همچنین یکی دیگر از حامیان مادران عزادار به نام خانم فرزانه زینالی از روز ۱۹ دیماه در راه بازگشت از پارک لاله مفقود شده است و از او بی خبریم.
بهار نزدیک است و زمستان می گذرد ولی عزیزان ما همچنان دربندند و خانواده های آنان و تمامی همراهان چشم انتظار. در کجای دنیا با حامیان مادرانی که بر آنان بدترین خشونت ها رفته است این چنین برخورد می شود؟! روزی نو در راه است و ما زنان چه مادر باشیم چه نباشیم، مادران تمامی فرزندان این سرزمین ایم و از تمامی مردم آزاده و مدافعان آزادی و حقوق بشر خواهان حمایت و جلوگیری از فشار بیشتر بر این عزیزان و از دست اندر کاران قضایی خواهان آزادی هر چه سریعتر و بدون قید و شرط آنان و سایر زندانیان سیاسی هستیم.
ما امضا کنندگان زیر خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و بخصوص مادران دربند هستیم!
مادران عزادار و حامیان

آرزو مسیبی، آرش رئیسی، آرش نصیری اقبالی، آرمان رئیسی، آزاده ارفع، آزاده بیابالی، آزاده خسروشاهی، آزاده اسدی، آزاده فرامرزیها، آزیتا رستمی، آذر گیلانی، آسیه امینی، آمنه نصر رمزی، آهو خانم نتاج، آیدا سعادت، ابوالقاسم ایرانی، احمد نوین، احمد سعیدی، اختر تابناک، اردشیر نظری، اردوان هاشمی، ارژنگ بامشاد، افسانه یعقوبی، افسر کریمی، افسون ابراهیمی، اقدس میرزایی، اکرم مصطفی نژاد، اکرم نقابی (زینالی)، البرز دماوندی، الناز احمدی، الناز انصاری، الهام قیطانچی، الهه امانی، امیر اصغرنیا، امیر جواهری لنگرودی، امیر رشیدی، اولیا خانداری، ایران اسکندری نژاد، ایرج پیرنیا، ایرج شکری، بابک شکری، بهار شکری، بهروز نظری، بهروز سورن، بهناز محمود، بیژن شکری، پانته آ رسولی، پروانه راد، پگاه رسولی، پرویز بابایی، پروین آصفی، پروین اردلان، پروین واقعی، پریچهر نعمانی، پریسا آزادیان، پریسا کاکایی، پوراندخت مختاری، پوران کاکاپور، پویا عزیزی، پیام حسابی، پیران آزاد، تونیا ولی اوغلی، ثریا فلاح، جعفر بهکیش، جلوه جواهری، جمشید آئین دار، جمشید جمشیدی، جمیله صفایی، جواد جعفری، جواد صفوی، حامد بهادر، حسین تاراز، حسین زراسوند، حسین عسگری، حسین مسافری، حکیمه شکری، حمید آذر، خدیجه مقدم، خلیل محمدی؛ داریوش اسفاری، داوود موزوی، دلارام علی، دنا بابا احمدی، دریا اکبری، راحله بکتاش، ربابه مقیمی (مادر ام البنین ابراهیمی – مادر در بند)، ربابه موسوی، ربی هاشمی، رخشان بنی اعتماد، روبن گیلانی، رضا چیت ساز، رضا سپید رودی، رضا رئیس دانا ، رضا عابد، رضا مقصودی، رضوان مقدم، رفعت محمودی، رفعت لنگرودی، رقیه مرادی، روحی لنکرانی، روشنک کربلایی، روشنک مرادی، رویا آزاد ، رویا دنیاروند، رها عسگری زاده، زرفشان محمدی، زلیخا کیقبادی، زرین پاک نژاد، زهرا ابراهیمی، زهرا حسن نژاد، زهرا عالی خانی، زهره اسد پور، زهره حسن نژاد، زهره عبدالهی، زینب پیغمبر زاده، زینب طوسی، ژاله معینی، ساره شکری، سپیده ماه زادی، سحر شکری، سروژ قازاریان،سعید اشکان، سعید حبیبی، سعید شجاعی ،سکینه طیبی، سکینه نونهالی فروش،سلماز مقدم، سولماز ایپکچی، سوفیا صدیق پور، سونیا مکری، سوسن مجیدی، سوسن ایزدی، سوسن فرخ نیا، سوسن والا ، سودابه فروغ نیا ، سیمین بهبهانی ، سیمین دها ، سیمین کریمی، سهیلا باقری، سهراب رئیسی، سهیلا مسافر، سهیلا وحدتی، سیامک موید زاده، سیران مرادیان، سیما نقاش، شادی صدر، شکوفه سخی، شمس ولی پور، شهناز اکملی (مادر شهید عاشورا – مصطفی کریم بیگی) ؛ شهناز پارسا، شهین دوستدار، شهین خرم ، شیرین راد، شیرین عبادی، شیرین فامیلی ، شهاب شکوهی، شهلا بهار دوست،شهلا مسافر؛ صادق افروز، صبا انصاری، صبری نجفی، صدیقه ابراهیمی، صدیقه شکری، صدیقه مقدم ، صفورا تدین، صمد زارعی، طیبه مومنی، عباس هاشمی،عبداله خلفی، عزت شکری، عزیزه موسوی، عسگر شیرین، عشا مومنی، عشرت ستجانی،عفت ماهباز، عفت دشتی پور ،عفت معینی (مادر معینی)، علی ابراهیمی، عطا بهادر، علی اشرف درویشیان، علی اکبر خسروشاهی، علی عبدی، علی رحیمی، علی گودرزی،علیرضا هادیان، علی هاشمی، غلامعلی مسافری فاطمه ابراهیمی، فاطمه بیات، فاطمه داوود آبادی، فاطمه تبریزی، فاطمه زاغی، فاطمه سلیمانی، فاطمه شکری، فاطمه عسگری، فاطمه گل گزی (مادر منصور اسانلو – زندانی)، فاطمه عدالت (مادر وطن خواه) ،فاطمه مقدم، فرهاد نعمانی، فائزه باقری، فرخ عباسی، فرخنده جبارزادگان، فروغ قره داغی، فریبا نائینی، فریده غائب، فریبا علوی، فروغ تاجبخش (مادر لطفی)، فرامرز کاشمری، فرشته بهاری، فرناز کمالی، فروغ سمیع نیا ،فروغ قره داغی، فیروزه خلفی، فرید فرهان، قمر خدا بنده؛ کامران ایراندوست، کاوه مظفری، کبری ابراهیمی، گوهر بیات، گیلدا ابراهیمی، گیلدا رضانپور ، لیلا نظری ، مجتبی نظری، محبوبه عباسقلی زاده، محسن خوشبین، محسن ضیا، مریم زمانی راد، مریم زندی، مریم عظیمی،مریم مالک، مریم میرزا، محمد بلوچ، محمد شوراب، محمد تجلی جو ، محمد دهقان، محمد تقی سید احمدی، محمد تقی عرفانپور، مجید امید، محمد زندی، محمود فاضلی، محمود بابایی، مسعود بهنود، معصومه بهادر، منصوره بهکیش، منیژه شهسوارای، منیژه مقدم، منیره بابایی، مینو پدرام فر، میترا اعتضاد، میترا سرانی اصل،ملکه خانم نور محمدی، معصومه مسعودی، منصوره برادران خسروشاهی، ملوک زمانی،میلاد مسافر، مینا راشدی، مهرانگیز دابویی، مهدی یوسفی، مهرنوش اعتمادی،مهشید راستی، مولود شیدایی؛ نازلی فرخی، ناهید صادقی، ناهید میر حاج، نجف روحی، نرگس امرالهی، نرگس فیض آبادی، نسرین علوی، نسیم خسروی مقدم، نفیسه آزاد، نگار فکری،نوشابه امیری، نوید محبی،نیلوفر فرخ، نیلوفر مسافری، نیره جلالی (مادر بهکیش) نوشین کشاورزنیا، نیلوفر فرخ، وجیهه مقدم، ویدا باقری، هاجر رستمی مطلق (مادر ندا آقا سلطان)، هادی لنگرودی، هایده تابش، هایده مقیسی، هدا امینیان، هستی بهرامپور، هنگامه بهادر، هما رمضانپور، هما روحی،هوشنگ دنیا روند، یاسر محمدی، یاور خسروشاهی

جمع آوری امضا ادامه دارد. برای اعلام حمایت از مادران دربند امضای خود را به ایمیل زیر بفرستید:
 ۱. خانم ام بنین ابراهیمی ۲. خانم الهام احسنی ٣. خانم فاطمه رستگاری ۴. خانم لیلا سیف اللهی ۵. خانم ژیلا کرم زاده مکوندی ۱۰ اسفند ۱٣٨٨ 

چند خبر تكميلي از: تجمع مادران و خانواده بازداشت شدگان درمقابل زندان اوين امشب 17 اسفند ماه

تجمع مادران و خانواده بازداشت شدگان درمقابل زندان اوين

بنا به گزارشات دريافتي حدود 500 تا 600 نفر از خانواده هاي بازداشت شدگان و مادران عزادار براي حمايت از زندانيان زن به مناسبت هشت مارس روز جهاني زن هم اكنون در جلو درب اوين تجمع كرده اند و هر لحظه نيز به تعداد آنان اضافه ميشود.مادران بدنبال آزادي فرزندان خود هستند و در اين رابطه به سركردگان و عوامل حكومتي اعتراض ميكنند.تا ساعت 20 ,نظام قصد آزادي زندانيان را نداشت,اما با توجه به جو فشار و اعتراضات خانواده ها از ساعت 2030 تعدادي از نفرات را تك به تك آزاد كرده و جمعيت نيز از آنان استقبال مينمودند.
تعدادي از خانواده ها معترض بوده و اعلام داشتند عليرغم اينكه وثيقه هاي سنگيني نيز براي آزادي فرزندانشان سپرده اند,اما تا كنون فرزندان آنان آزاد نگرديده اند.
نيروهاي حكومتي براي ممانعت از تهيه عكس و فيلم توسط مردم و تجمع كنندگان پرژكتورهاي جلوي زندان را خاموش كرده اند و مردم درتاريكي در انتظار عزيزان خود هستند.
هم چنين تعداد 15 عدد ون نيروي انتظامي نيز در محل تجمع مردم حاضر شده است .
در حال حاضر هر لحظه به تعداد جمعيت افزوده ميشود .
كانون حمايت از خانوده هاي جانباختگان و بازداشتي ها
88.12.17
------------------------------
جمعيت تجمع كنندگان در مقابل اوين درحال افزايش است

بنا بر گزارشات رسيده هم اكنون تعداد جمعيت روي به افزايش است و تعداد جمعيت هم اكنون به بيش از600 نفر رسيده است.حكومت , تمامي پروژكتورهاي جلو درب اوين و حتي روي پله هاي درب ورودي را خاموش كرده است كه مانع تهيه فيلم و عكس و... از طرف خانواده هاي زندانيان گردد.بيش از 15 دستگاه ون از نيروهاي انتظامي در جلو اوين مستقر هستند و جمعيت را تحت كنترل قرار ميدهند.نيروهاي لباس شخصي نيز سعي در كنترل تجمع كنندگان دارند,زندانيان آزاد شده با استقبال خانواده ها و مادران عزادار مواجه ميشوند,خانواده هاي بازداشتي ها ميگفتند كه فرزندانشان را قبل از 22 بهمن براي ايجاد جو رعب و وحشت بين مردم دستگيركرده بودند.
خانواده ها بر بيگناهي فرزندانشان تاكيد كرده و خواستار آزادي آنها هستند , ازجمله خانواده يكي از بازداشت شدگان بنام محمد تاجيك كه دانشجوي رتبه دار دانشگاه ورامين است ميگويند كه فرزندشان بدون هيچ دليلي بازداشت گرديده و شش روز قبل نيز وثيقه براي آزادي وي گذاشته اند,اما تا كنون آزاد نشده و منتظر آزادي وي هستند,تعدادي از خانواده ها نيز بدليل سردي هوا و شرايط جوي در داخل خودروهاي خود هستند و يا در مسير منتهي به درب و پله ها در حالت انتظار نشسته اند.
كانون حمايت از خانوده هاي جانباختگان و بازداشتي ها 88.12.17
-------------------------------
افزايش جمعيت مادران و خانواده ها مقابل اوين /نظام مجبور به آزادي تعداد بيشتري از زندانيان شده است

بنا بر گزارشات رسيده جمعيت مادران و خانواده هاي زندانيان و بازداشتي ها و همچنين مادران عزادار در جلو درب اوين به بيش از 800 نفر رسيده ,تعدادي از بازداشتي ها را آزاد كرده اند كه بر اساس شواهد موجود تا كنون 9 نفر آزاد گرديدند,مادران از شرايط و وضعيت فرزندان خود براي يكديگر و جمعيت تجمع كننده صحبت ميكنند,نيروهاي انتظامي نيز هراسان جمعيت حاضر را تحت نظر دارند.مادران بي مهابا در ميان جمعيت افشاگري ميكنند.
كانون حمايت از خانوده هاي جانباختگان و بازداشتي ها 88.12.17
------------------------------
تمهيدات امنيتي نظام براي مقابله با انعكاس تجمع مادران و خانواده ها در داخل زندان و بين بازداشت شدگان اوين

بر اساس گزارشات رسيده به هنگام تجمعات مادران و خانواده ها در جلو زندان اوين , صداي شعار و شور و نشاط آنها درهنگام آزادي زندانيان وفرزندانشان به داخل زندان رفته و زندانيان متوجه اين تجمعات ميگردند , به همين دليل , حكومت براي فشار بيشتر بر خانواده هاي بازداشتي ها و ممانعت از برگزاري تجمعات در مقابل زندان اوين و تاثيرات آن در داخل زندان ,كيوسك مراجعين را به پايين پله ها انتقال داده است ,همچنين ماموران از ورود افراد و مراجعه كنندگان به قسمت جلو درب اصلي جلوگيري بعمل آورده و مانع تردد و تجمع افراد در قسمت بالايي درب اوين ميگردند.

كانون حمايت از خانوده هاي جانباختگان و بازداشتي ها 88.12.17